صفحه 27 از 27 نخستنخست ... 172324252627
نمایش نتایج: از شماره 261 تا 270 , از مجموع 270

موضوع: زبان خوراکیها ( جلد اول)

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #261

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    6,870
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,709
    مورد تشکر
    7,473 در 2,363
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    من سس هستم!


    پزشکان سنتی ایران سرطان و جنون را با من معالجه می کردند و در تحت شرایطی نتیجه می گرفتند.
    تشمع کبدی را هم می توان بامن معالجه کرد.
    اسم من سس بر وزن مس است. دارای انواع و اقسام کوچک و بزرگ سبز و قرمز می باشم، به نوع قرمز کوچک من در کتب قدیم - افتیمون و دواء الجنون و به انواع دیگر من - کشوت - کشوث - کثوت - اجمول - حامول و پیچ شبدر می گفتند و با شرایط اختصاصی القاب دیگری دارم که در این سطور به آن اشاره خواهد شد.
    من همان گیاه انگلی هستم که در باغچه ها و مزارع حتی کوه ها و بیابانها مانند نخ و ریسمان به دور بوته های گل و گیاه و خار پیچیده و آنها را پژمرده و زرد کرده و شیره جان آنها را می کشم. شما مرا آفت باغچه و مزارع می دانید ولی من دوست شما بوده، و سخت ترین امراض شما را که مهمترین آنها سرطان است درمان کرده ام. در سالهای اخیر عده ای با مطالعه ی کتب قدیمی، به خاصیت ضد سرطانی من پی برده و بدون توجه به شرایط اختصاصی و اتفاقی، خود را کاشف داروی ضد سرطان معرفی کرده و جار و جنجال به راه انداخته و پس از ناکامی سکوت کرده اند. غافل از اینکه من دارای دو نوع خاصیت هستم. یکی خاصیت دایمی و ذاتی و دیگری خاصیت اکتسابی و اتفاقی. منافع ذاتی من لینت مزاج زیاد شدن ادرار و عرق و بالاخره خارج کردن سموم داخلی و اخلاط است، ولی خواص اتفاقی من که در حقیقت اکتسابی است هرگز ثابتی نبوده، و متغیر است و بستگی به گیاه دارد که من به دور آن تنیده و با قلابهای مکنده ی خود عوامل مفید و درمانی آنها را مکیده و بر منافع خود افزوده ام. مثلا وقتی که من به دور انواع پونه و آویشن می پیچم سس صعتری لقب گرفته، برای قلب مخصوصاً رماتیسم قلبی و امراض رماتیسمی مفید می شوم. و چنانچه به دور گیاه سنبل الطیب پیچیده شوم، اثر من در آرامش قلب به مراتب از جوهر سنبل الطیب هم زیادتر می شود و به همین دلایل است که خواص من اتفاقی است و بستگی به شانس و اقبال بیمار دارد و اگر یک کمیسیون تحقیق مرا در روی گیاهان دارویی مختلف امتحان کند وبا چشم باز در معالجه امراض به کار برد موضوعات اتفاقی به صورت حقیقت در می آید.





    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #262

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    6,870
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,709
    مورد تشکر
    7,473 در 2,363
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    من دارای عوامل مسهلی - صمغی - مازویی بوده و خاکستر من دارای فسفر و پتاسیم زیاد است. من بادشکن - مسهل - سودا و صفرا و بلغم هستم. جهت امراض دماغی و عصبانی - صرع - مالیخولیا - مانیا - وسواس - کابوس - فلج - لقوه و بی حسی اعضا مفید می باشم - نوع صعتری من که به دور آویشن تنیده باشد، با گل بنفشه برای امراض فوق مفیدتر است.
    وقتی به دور کاسنی بیابانی پیچیده شوم، بهترین دوست کبد بوده، تشمع کبدی را از پیشرفت جلوگیری می کنم و چنانچه به دور گیاهان سمی پیچم، مسموم کننده خواهم بوده، اگر به دور هندوانه ابوجهل بپیچم بیمار قندی را که منشا عصبی داشته باشد، معالجه می کنم. قسمت مورد استفاده من تارهای نخی و بذر من می باشد. من چنانچه گفتم به مزاج لینت می دهم و چنانچه با فلفل و ادویه مصرف شوم. حالت اسهالی من سریعتر می شود. برای پیران مناسب بوده نفخ معده را زایل می کنم و جهت درمان امراض سودایی نظیر ندارم. من جهت تبهای کهنه - یرقان - تقویت معده و جگر سودمند می باشم، و برای تنگ نفس - دیفتری و دل درد به کار می روم، و با سکنجبین، عروق و طحال را باز می کنم و فضولات متعفن را بیرون می کنم. مطبوخ من برای باز کردن سده معده مفید می باشد.
    انواع کوهی و بیابانی که به دور صدها گیاه طبی پیچیده می شود گاهگاهی فوایدی معجزه آسا دارند که اثر آن با فرآورده ای که از یک منطقه ی دیگر با گیاهان دیگر بدست آمده است متفاوت است و به همین جهت است که استفاده از من بایستی تحت نظر یک هیئت علمی و تحقیقاتی باشد. مقدار خوراک من مرا شیخ الرئیس ابوعلی سینا تا چهار مثقال نوشته، ولی اکثر حکمای قدیم تا سه مثقال می دانند و نیز دستور داده اند که مرا نباید زیاد جوشانده و حرارت داد و بذر مرا نیز نباید کوبید.
    برای معالجه سرطان توجه بافتیمون صعتری بوده است.
    اسم من زرشک است!

    ریشه من داروی ضد تب است.
    غم و غصه و بی اشتهایی را از بین می برم.
    برای تقویت هاضمه از من استفاده کنید.
    درمان تنگ نفس هستم و صفرا را می برم...
    فارسی من زرشک است، به من زاج و زرتک هم گفته اند. من در دامنه کوه ها نزدیک به آب می رویم. نوعی از من که در خراسان و نزدیک شیروان می روید، بدون دانه است و به آن زرشک پلویی گویند. چون با آن زرشک پلو درست می کنند و این نوع زرشک در خارج از ایران دیده نشده است، در کتب گیاه شناسی قدیم مرا امبرباریس و برباریس خوانده اند. این یک لغت بربری است و نام لاتینی من هم بربریس است. میوه من دارای ترشی مخصوصی است شبیه آنچه در سیب ترش دیده می شود و بعلاوه دارای قند و چند ترشی دیگر است شبیه آنچه در سیب ترش دیده می شود و بعلاوه دارای قند و چند ترشی دیگر هستم. ریشه درخت من به علت داشتن ترکیبی بنام بری برین دارای اثر مسهلی بوده و ضد تب می باشد و برای ترک تریاک مفید است.





    امضاء


  4. Top | #263

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    6,870
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,709
    مورد تشکر
    7,473 در 2,363
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    برگهای درخت من دارای مقدار زیادی ویتامین ث بوده و درمان رقیق شدن خون است. آب زرشک بسیار خنک است، صفرا بر و مسکن تنگی است و حرارت معده و جگر را فرو می نشاند و برای بازشدن جگر و درمان استسقا و سردی احشاء و معالجه اسهالی که از ضعف جگر و یا به سبب زیادی بلغم باشد، نافع است جهت تقویت هاضمه، با زعفران تجویز می شود. با آب افسنتین جهت معالجه بزرگی کبد و سختی ادرار توصیه شده است. از رنگ قرمز من در رنگرزی استفاده می شود. و چون آب مرا با آب سیب به مقدار مساوی مخلوط کرده و معادل نصف آب من آب لیمو اضافه کرده، و به آن مقدار شکر افزوده و به قوام آورند تا بسته شود. معجونی بدست می آید که پادزهر سموم، مخصوصاً ضد سم افعی است و تریاق کبیر را نیز به همین دستور درست می کردند و به آن مقداری مروارید محلول در آب ترش ترنج می افزودند.
    این معجون علاوه بر خاصیت پادزهری که دارد، درمان تنگ نفس و غش بوده، غم و غصه و بی اشتهایی را از بین می برم. دانه های من به تنهایی یا مخلوط با ادویه مناسب جهت زخم معده و دل درد و اسهال تجویز شده است. مقدار خوراک آب من تا صد گرم و از دانه های من تا 45 گرم است.
    برای معالجه کسانی که با تریاک مسموم شده اند، معمولاً از جوشانده ریشه درخت من استفاده می کنند و نیز برای ترک تریاک می توان از آن استفاده کرد. به خانم هایی که دوره ی یائسگی آنها نزدیک است و آنهایی که اختلالات رحمی دارند توصیه کنید که از خوردن من غفلت ننمایند.





    امضاء


  5. Top | #264

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    6,870
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,709
    مورد تشکر
    7,473 در 2,363
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    اسم من زرشک است!

    ریشه من داروی ضد تب است.
    غم و غصه و بی اشتهایی را از بین می برم.
    برای تقویت هاضمه از من استفاده کنید.
    درمان تنگ نفس هستم و صفرا را می برم...
    فارسی من زرشک است، به من زاج و زرتک هم گفته اند. من در دامنه کوه ها نزدیک به آب می رویم. نوعی از من که در خراسان و نزدیک شیروان می روید، بدون دانه است و به آن زرشک پلویی گویند. چون با آن زرشک پلو درست می کنند و این نوع زرشک در خارج از ایران دیده نشده است، در کتب گیاه شناسی قدیم مرا امبرباریس و برباریس خوانده اند. این یک لغت بربری است و نام لاتینی من هم بربریس است. میوه من دارای ترشی مخصوصی است شبیه آنچه در سیب ترش دیده می شود و بعلاوه دارای قند و چند ترشی دیگر است شبیه آنچه در سیب ترش دیده می شود و بعلاوه دارای قند و چند ترشی دیگر هستم. ریشه درخت من به علت داشتن ترکیبی بنام بری برین دارای اثر مسهلی بوده و ضد تب می باشد و برای ترک تریاک مفید است.
    برگهای درخت من دارای مقدار زیادی ویتامین ث بوده و درمان رقیق شدن خون است. آب زرشک بسیار خنک است، صفرا بر و مسکن تنگی است و حرارت معده و جگر را فرو می نشاند و برای بازشدن جگر و درمان استسقا و سردی احشاء و معالجه اسهالی که از ضعف جگر و یا به سبب زیادی بلغم باشد، نافع است جهت تقویت هاضمه، با زعفران تجویز می شود. با آب افسنتین جهت معالجه بزرگی کبد و سختی ادرار توصیه شده است. از رنگ قرمز من در رنگرزی استفاده می شود. و چون آب مرا با آب سیب به مقدار مساوی مخلوط کرده و معادل نصف آب من آب لیمو اضافه کرده، و به آن مقدار شکر افزوده و به قوام آورند تا بسته شود. معجونی بدست می آید که پادزهر سموم، مخصوصاً ضد سم افعی است و تریاق کبیر را نیز به همین دستور درست می کردند و به آن مقداری مروارید محلول در آب ترش ترنج می افزودند.
    این معجون علاوه بر خاصیت پادزهری که دارد، درمان تنگ نفس و غش بوده، غم و غصه و بی اشتهایی را از بین می برم. دانه های من به تنهایی یا مخلوط با ادویه مناسب جهت زخم معده و دل درد و اسهال تجویز شده است. مقدار خوراک آب من تا صد گرم و از دانه های من تا 45 گرم است.
    برای معالجه کسانی که با تریاک مسموم شده اند، معمولاً از جوشانده ریشه درخت من استفاده می کنند و نیز برای ترک تریاک می توان از آن استفاده کرد. به خانم هایی که دوره ی یائسگی آنها نزدیک است و آنهایی که اختلالات رحمی دارند توصیه کنید که از خوردن من غفلت ننمایند.




    فصد یا رگ زدن

    گفتیم که عده ای تصور می کنند که مقصود از حجامت گرفتن خون و به منظور کم کردن فشار آن بوده است در صورتی که چنین نیست. حجامت نوعی درمان بود که شباهت زیادی به طب سوزنی امروز داشت با این فرق که با رعایت اصول بهداشت انجام می شد. برای جلوگیری از فشار و غلظت خون در گذشته عمل فصد یا رگ زدن توصیه می شد و آن نیز به انواع و اقسام در روی وریدهای مختلف بدن صورت می گرفت.
    زالو انداختن نیز نوعی خونگیری بود که بوسیله انداختن زالو بر محلهایی که خون فاسد جمع شده بود می انداختند و دستورات مخصوصی داشت که شرح آن مفصل است. باری، فصد، حجامت و زالو انداختن در نقاط مختلف بدن نوعی معالجه بود که شباهت زیادی به طب سوزنی دارد و همانطور که چینی ها سوزن را در نقاطی از بدن فرو می برند که ظاهراً هیچ ارتباطی با منشا مرض ندارد حجامت نیز در نقاطی از بدن انجام می شد که با محل تکوین بیماری فاصله زیادی داشت.
    چینی ها برای معالجه سر درد سوزن را در انگشت شست دست فرو می برند برای معالجه کلیه ها سوزن ها را در شانه داخل می نمایند برای معالجه زکام سوزن را در ناحیه کبد فرو می نمایند و همانطور که گفتیم تاکنون ششصد نقطه در بدن کشف کرده اند که برای معالجه بیماریهای گوناگون مورد استفاده قرار می گیرند. این ششصد نقطه به دوازده سیستم خاص دسته بندی شده و بوسیله یک نصف النهار فرضی بهم متصل می شوند، هر نصف النهار یا مجموعه نقاط به یکی از اعضای اصلی بدن مربوط می شود مثل قلب، کبد، ریه ها، کلیه ها و غیره، نصف النهار قلب از روی قلب شروع می شود و بعد از گذشتن از بازوها به انگشت های کوچک در دست خاتمه پیدا می کند، دردهای سخت و ذات الریه را مربوط به این نصف النهار می دانند.
    علاوه بر حجامت و مشت و مال که شباهت زیادی به طب سوزنی دارند پزشکان سنتی ایران و طب عوام بسیاری از امراض را با نیش زنبور که نوعی سوزن زدن است معالجه می کردند و من در اینجا بی مناسبت نمی دانم که یکی دیگر از خاطرات ایام جوانی خود را برای شما شرح دهم البته این موضوع یک داستان واقعی است و به طب سنتی ایران ارتباطی ندارد.
    تقریباً پنجاه سال قبل در جنوب تهران مکتب خانه های متعددی وجود داشت که معلم یکی از آنها مبتلا به پا درد شدید شبیه روماتیسم مزمن بود، یک روز یک شاگرد شرور که از این معلم دلخوش نبود پاکتی را جلوی لانه زنبور گرفت و تعداد زیادی زنبور را در آن جمع کرده به مکتب می آورد و چون می بیند معلم مشغول نماز است. موقع را مغتنم شمرده دهانه پاکت را در پاچه ی شلوار او باز می کند و به این ترتیب ده ها زنبور وارد شلوار او شده نیش فراوانی به او می زنند، آقای معلم در اثر این عمل شیطانی یک شاگرد شرور و نفهم مسموم می شود و چند روزی بستری شده به معالجه مسمومیت می پردازد. و پس از یک هفته از بستر بیماری بلند شده مشاهده می کند که دیگر از آن پا درد قدیمی و صعب العلاج اثری نیست. طبق مطالعاتی که شده است زهر زنبور تأثیری در معالجه روماتیسم ندارد و تنها نیش زنبور بیماری ایشان را درمان کرده است.
    دانشکده طب سنتی

    در حال حاضر افراط در مسئله ی تخصص و جدا شدن طبابت از داروسازی باعث توقف علم و گمراهی متخصصصان شده و در نتیجه بسیاری از امراض درمان ناپذیر مانده است و تنها ایجاد یک دانشکده ی طب سنتی می تواند انبوه تئوریها و مطالب کوچک و بزرگ را از لابلای کتب قدیم جمع کرده و با استفاده از علوم جدید آنها را به هم ربط داده و از تجربیات گذشتگان به نحو شایسته ای که متناسب با عصر فضا باشد استفاده کند. در این دانشکده می توان کسانی را تربیت کرد که هم گیاهان دارویی را شناخته و هم بتوانند در معالجه بطور مستقیم بکار برده و پس از گرفتن نتیجه با کمک علوم و فنون داروسازی داروهای جدید به عالم طب تقدیم دارند موضوع تلفیق و ترکیب علوم پزشکی با داروسازی و غذاشناسی هم اکنون مورد توجه کشورهای مترقی قرار گرفته ولی در ایران که پیشرو این فنون بوده است به آن توجهی نمی شود، هم اکنون در فرانسه چهارصد پزشک در طب سوزنی تخصص گرفته و مشغول مطالعه برای استفاده از این تجربیات می باشند و به عبارت دیگر دانشمندان غرب که همیشه روش های شرقی را تحقیر می کردند تازه از خواب غفلت بیدار شده و فهمیده اند که تمام رازها و کلیدهای دانش تنها در دست آنها نیست بلکه دانشمندان شرقی همانگونه که در گذشته پیشرو علم و دانش بوده اند باز هم می توانند راهنمای خوبی برای تحقیق باشند. کتاب زبان خوراکیها در نتیجه چهل سال مطالعه در کتب جدید و قدیم در رشته های غذاشناسی و داروسازی و استفاده از تجربیات چهارهزار ساله ی دانشمندان ایرانی راهنمای کوچکی برای احیای درمان سنتی ایران است و می تواند یک انقلاب بزرگ در فنون درمان بر پا کرده و بیماران صعب العلاج را کمک و یاری نماید.
    در حال حاضر در دانشگاه های ما رشته های گوناگون وجود دارد و باز شدن یک رشته تحت عنوان طب سنتی نه تنها ضرری ندارد بلکه می تواند منشأ خدمات بزرگ پزشکی شده و راه تحقیق را برای دانشکده های پزشکی و داروسازی هموار نماید. ما در زبان خوراکیها ضمن معرفی خواص درمانی گیاهان و معجزاتی که از این خوراکیها سر زده و می زند صحبت می کنیم و از خطراتی که در نتیجه ی کنار گذاشتن و متروک شدن درمان گیاهی دامنگیر بشریت شده است پرده برمی داریم و راه و چاه را نشان می دهیم و از خوانندگان می خواهیم ما را در احیای درمان سنتی ایران و شناسانیدن خواص درمانی خوراکیها کمک نمایند تا بتوانیم اسرار بسیاری از تجربیات گذشته را فاش کرده، داروهای جدید به عالم پزشکی و داروسازی تقدیم نماییم.
    در طب جدید شما با داروهایی روبرو می شوید که با بدن انسان بیگانه بوده و ضررشان بیش از منفعتشان می باشد. استعمال این داروها از نظر هدف طبابت نقض غرض است مثلا دسته ای از این داروهای خوش ظاهر و بد باطن به داروهای آرام بخش معروف شده اند و در دنیای آشفته و پر جنجال کنونی که اضطراب و دلهره توأم با اندوه فراوان روز به روز زیادتر می شود این دسته از داروها خریدار بسیار دارند. عوارض این داروها عبارتند از اختلالات کبدی، زردی، یرقان، کم شدن مقاومت بدن در مقابل امراض عفونی و افزایش احساس عدم تأمین سلامتی و بالاخره معتاد و اسیر دارو شدن است. پزشکان و داروسازان غرب زده که اجازه ی کوچکترین اظهار نظر و انتقاد نسبت بکارهای علمی اروپائیان را ندارند و آنهایی که بنده زرخرید کارخانجات داروسازی و نمایندگان فروش آنها شده اند و حتی آنهایی که به مختصر منفعت فروش نمونه های طبی دل خوش کرده و مرتباً داروهای ساخت کارخانجات خارجی را روی بیماران آزمایش می کنند دلالان مظلمه ای هستند که نمی گذارند درمان سنتی در ایران رواج پیدا کرده و مردم با داروهای اصلی خود آشنا شوند.
    کمبود عوامل غذایی

    اخیرا کمبود عوامل غذایی توجه دانشمندان و کارشناسان جهانی را بخود جلب کرده و موضوع گرسنگی بصورت بزرگترین مشکل قرن فضا در آمده است این شبحی است که دنیا را به سوی نیستی می برد، بلای گرسنگی خطری بالاتر از بمب اتم و مسأله ای مشکل تر از امور سیاسی است. صحبت از بود و نبود انسانی است زیاد گرسنگی نمی شناسد و در برابر آن فقیر و غنی یکسان می باشند، ما در اینجا دو راه بیشتر نداریم یا باید برای رفع این گرسنگی ها چاره ای بیندیشیم و یا خود را برای شرکت در مجلس ترحیم بشریت آماده سازیم.
    ما در این کتاب از یک نوع گرسنگی صحبت می کنیم که مربوط به خشکسالی و قهر طبیعت نیست بلکه ساخته و پرداخته ی تمدن و طب جدید است؛ تمدنی که خوراکیها را تصفیه کرده به خورد ما میدهد و طبی که داروها را با طرق شیمیایی ساخته و گیاهان را جوهرکشی کرده بطور خالص جهت درمان عرضه می دارد و به عبارت دیگر معنی گرسنگی تنها محرومیت از خوردن غذا جهت رفع گرسنگی نیست بلکه محرومیت از جذب بیش از چهل نوع عامل حیاتی است.
    اگر در گذشته عده ای معدود در اثر فقر و فاقه و بی خوراکی می مردند در حال حاضر اکثریتی در حدود هفتاد درصد جمعیت جهان دچار کمبود یکی از عوامل لازم برای ادامه ی زندگانی می باشند. عواملی که فقدان یکی از آنها موجب مرض و بالاخره مرگ زودرس می شود و مردم را علیل و ناتوان می سازد. اگر در سال های قحطی کمبود غذا یکی از علل مرگ و میر و اشائه ی امراض عفونی و مسری بود امروزه تعداد قربانیان تغذیه ناقص و گرسنگی نامرئی به مراتب زیادتر از سال های قحطی می باشد.





    امضاء


  6. Top | #265

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    6,870
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,709
    مورد تشکر
    7,473 در 2,363
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    فصد یا رگ زدن


    گفتیم که عده ای تصور می کنند که مقصود از حجامت گرفتن خون و به منظور کم کردن فشار آن بوده است در صورتی که چنین نیست. حجامت نوعی درمان بود که شباهت زیادی به طب سوزنی امروز داشت با این فرق که با رعایت اصول بهداشت انجام می شد. برای جلوگیری از فشار و غلظت خون در گذشته عمل فصد یا رگ زدن توصیه می شد و آن نیز به انواع و اقسام در روی وریدهای مختلف بدن صورت می گرفت.
    زالو انداختن نیز نوعی خونگیری بود که بوسیله انداختن زالو بر محلهایی که خون فاسد جمع شده بود می انداختند و دستورات مخصوصی داشت که شرح آن مفصل است. باری، فصد، حجامت و زالو انداختن در نقاط مختلف بدن نوعی معالجه بود که شباهت زیادی به طب سوزنی دارد و همانطور که چینی ها سوزن را در نقاطی از بدن فرو می برند که ظاهراً هیچ ارتباطی با منشا مرض ندارد حجامت نیز در نقاطی از بدن انجام می شد که با محل تکوین بیماری فاصله زیادی داشت.
    چینی ها برای معالجه سر درد سوزن را در انگشت شست دست فرو می برند برای معالجه کلیه ها سوزن ها را در شانه داخل می نمایند برای معالجه زکام سوزن را در ناحیه کبد فرو می نمایند و همانطور که گفتیم تاکنون ششصد نقطه در بدن کشف کرده اند که برای معالجه بیماریهای گوناگون مورد استفاده قرار می گیرند. این ششصد نقطه به دوازده سیستم خاص دسته بندی شده و بوسیله یک نصف النهار فرضی بهم متصل می شوند، هر نصف النهار یا مجموعه نقاط به یکی از اعضای اصلی بدن مربوط می شود مثل قلب، کبد، ریه ها، کلیه ها و غیره، نصف النهار قلب از روی قلب شروع می شود و بعد از گذشتن از بازوها به انگشت های کوچک در دست خاتمه پیدا می کند، دردهای سخت و ذات الریه را مربوط به این نصف النهار می دانند.
    علاوه بر حجامت و مشت و مال که شباهت زیادی به طب سوزنی دارند پزشکان سنتی ایران و طب عوام بسیاری از امراض را با نیش زنبور که نوعی سوزن زدن است معالجه می کردند و من در اینجا بی مناسبت نمی دانم که یکی دیگر از خاطرات ایام جوانی خود را برای شما شرح دهم البته این موضوع یک داستان واقعی است و به طب سنتی ایران ارتباطی ندارد.
    تقریباً پنجاه سال قبل در جنوب تهران مکتب خانه های متعددی وجود داشت که معلم یکی از آنها مبتلا به پا درد شدید شبیه روماتیسم مزمن بود، یک روز یک شاگرد شرور که از این معلم دلخوش نبود پاکتی را جلوی لانه زنبور گرفت و تعداد زیادی زنبور را در آن جمع کرده به مکتب می آورد و چون می بیند معلم مشغول نماز است. موقع را مغتنم شمرده دهانه پاکت را در پاچه ی شلوار او باز می کند و به این ترتیب ده ها زنبور وارد شلوار او شده نیش فراوانی به او می زنند، آقای معلم در اثر این عمل شیطانی یک شاگرد شرور و نفهم مسموم می شود و چند روزی بستری شده به معالجه مسمومیت می پردازد. و پس از یک هفته از بستر بیماری بلند شده مشاهده می کند که دیگر از آن پا درد قدیمی و صعب العلاج اثری نیست. طبق مطالعاتی که شده است زهر زنبور تأثیری در معالجه روماتیسم ندارد و تنها نیش زنبور بیماری ایشان را درمان کرده است.
    دانشکده طب سنتی

    در حال حاضر افراط در مسئله ی تخصص و جدا شدن طبابت از داروسازی باعث توقف علم و گمراهی متخصصصان شده و در نتیجه بسیاری از امراض درمان ناپذیر مانده است و تنها ایجاد یک دانشکده ی طب سنتی می تواند انبوه تئوریها و مطالب کوچک و بزرگ را از لابلای کتب قدیم جمع کرده و با استفاده از علوم جدید آنها را به هم ربط داده و از تجربیات گذشتگان به نحو شایسته ای که متناسب با عصر فضا باشد استفاده کند. در این دانشکده می توان کسانی را تربیت کرد که هم گیاهان دارویی را شناخته و هم بتوانند در معالجه بطور مستقیم بکار برده و پس از گرفتن نتیجه با کمک علوم و فنون داروسازی داروهای جدید به عالم طب تقدیم دارند موضوع تلفیق و ترکیب علوم پزشکی با داروسازی و غذاشناسی هم اکنون مورد توجه کشورهای مترقی قرار گرفته ولی در ایران که پیشرو این فنون بوده است به آن توجهی نمی شود، هم اکنون در فرانسه چهارصد پزشک در طب سوزنی تخصص گرفته و مشغول مطالعه برای استفاده از این تجربیات می باشند و به عبارت دیگر دانشمندان غرب که همیشه روش های شرقی را تحقیر می کردند تازه از خواب غفلت بیدار شده و فهمیده اند که تمام رازها و کلیدهای دانش تنها در دست آنها نیست بلکه دانشمندان شرقی همانگونه که در گذشته پیشرو علم و دانش بوده اند باز هم می توانند راهنمای خوبی برای تحقیق باشند. کتاب زبان خوراکیها در نتیجه چهل سال مطالعه در کتب جدید و قدیم در رشته های غذاشناسی و داروسازی و استفاده از تجربیات چهارهزار ساله ی دانشمندان ایرانی راهنمای کوچکی برای احیای درمان سنتی ایران است و می تواند یک انقلاب بزرگ در فنون درمان بر پا کرده و بیماران صعب العلاج را کمک و یاری نماید.
    در حال حاضر در دانشگاه های ما رشته های گوناگون وجود دارد و باز شدن یک رشته تحت عنوان طب سنتی نه تنها ضرری ندارد بلکه می تواند منشأ خدمات بزرگ پزشکی شده و راه تحقیق را برای دانشکده های پزشکی و داروسازی هموار نماید. ما در زبان خوراکیها ضمن معرفی خواص درمانی گیاهان و معجزاتی که از این خوراکیها سر زده و می زند صحبت می کنیم و از خطراتی که در نتیجه ی کنار گذاشتن و متروک شدن درمان گیاهی دامنگیر بشریت شده است پرده برمی داریم و راه و چاه را نشان می دهیم و از خوانندگان می خواهیم ما را در احیای درمان سنتی ایران و شناسانیدن خواص درمانی خوراکیها کمک نمایند تا بتوانیم اسرار بسیاری از تجربیات گذشته را فاش کرده، داروهای جدید به عالم پزشکی و داروسازی تقدیم نماییم.
    در طب جدید شما با داروهایی روبرو می شوید که با بدن انسان بیگانه بوده و ضررشان بیش از منفعتشان می باشد. استعمال این داروها از نظر هدف طبابت نقض غرض است مثلا دسته ای از این داروهای خوش ظاهر و بد باطن به داروهای آرام بخش معروف شده اند و در دنیای آشفته و پر جنجال کنونی که اضطراب و دلهره توأم با اندوه فراوان روز به روز زیادتر می شود این دسته از داروها خریدار بسیار دارند. عوارض این داروها عبارتند از اختلالات کبدی، زردی، یرقان، کم شدن مقاومت بدن در مقابل امراض عفونی و افزایش احساس عدم تأمین سلامتی و بالاخره معتاد و اسیر دارو شدن است. پزشکان و داروسازان غرب زده که اجازه ی کوچکترین اظهار نظر و انتقاد نسبت بکارهای علمی اروپائیان را ندارند و آنهایی که بنده زرخرید کارخانجات داروسازی و نمایندگان فروش آنها شده اند و حتی آنهایی که به مختصر منفعت فروش نمونه های طبی دل خوش کرده و مرتباً داروهای ساخت کارخانجات خارجی را روی بیماران آزمایش می کنند دلالان مظلمه ای هستند که نمی گذارند درمان سنتی در ایران رواج پیدا کرده و مردم با داروهای اصلی خود آشنا شوند.
    کمبود عوامل غذایی

    اخیرا کمبود عوامل غذایی توجه دانشمندان و کارشناسان جهانی را بخود جلب کرده و موضوع گرسنگی بصورت بزرگترین مشکل قرن فضا در آمده است این شبحی است که دنیا را به سوی نیستی می برد، بلای گرسنگی خطری بالاتر از بمب اتم و مسأله ای مشکل تر از امور سیاسی است. صحبت از بود و نبود انسانی است زیاد گرسنگی نمی شناسد و در برابر آن فقیر و غنی یکسان می باشند، ما در اینجا دو راه بیشتر نداریم یا باید برای رفع این گرسنگی ها چاره ای بیندیشیم و یا خود را برای شرکت در مجلس ترحیم بشریت آماده سازیم.
    ما در این کتاب از یک نوع گرسنگی صحبت می کنیم که مربوط به خشکسالی و قهر طبیعت نیست بلکه ساخته و پرداخته ی تمدن و طب جدید است؛ تمدنی که خوراکیها را تصفیه کرده به خورد ما میدهد و طبی که داروها را با طرق شیمیایی ساخته و گیاهان را جوهرکشی کرده بطور خالص جهت درمان عرضه می دارد و به عبارت دیگر معنی گرسنگی تنها محرومیت از خوردن غذا جهت رفع گرسنگی نیست بلکه محرومیت از جذب بیش از چهل نوع عامل حیاتی است.
    اگر در گذشته عده ای معدود در اثر فقر و فاقه و بی خوراکی می مردند در حال حاضر اکثریتی در حدود هفتاد درصد جمعیت جهان دچار کمبود یکی از عوامل لازم برای ادامه ی زندگانی می باشند. عواملی که فقدان یکی از آنها موجب مرض و بالاخره مرگ زودرس می شود و مردم را علیل و ناتوان می سازد. اگر در سال های قحطی کمبود غذا یکی از علل مرگ و میر و اشائه ی امراض عفونی و مسری بود امروزه تعداد قربانیان تغذیه ناقص و گرسنگی نامرئی به مراتب زیادتر از سال های قحطی می باشد.





    امضاء


  7. Top | #266

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    6,870
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,709
    مورد تشکر
    7,473 در 2,363
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    دانشکده طب سنتی


    در حال حاضر افراط در مسئله ی تخصص و جدا شدن طبابت از داروسازی باعث توقف علم و گمراهی متخصصصان شده و در نتیجه بسیاری از امراض درمان ناپذیر مانده است و تنها ایجاد یک دانشکده ی طب سنتی می تواند انبوه تئوریها و مطالب کوچک و بزرگ را از لابلای کتب قدیم جمع کرده و با استفاده از علوم جدید آنها را به هم ربط داده و از تجربیات گذشتگان به نحو شایسته ای که متناسب با عصر فضا باشد استفاده کند. در این دانشکده می توان کسانی را تربیت کرد که هم گیاهان دارویی را شناخته و هم بتوانند در معالجه بطور مستقیم بکار برده و پس از گرفتن نتیجه با کمک علوم و فنون داروسازی داروهای جدید به عالم طب تقدیم دارند موضوع تلفیق و ترکیب علوم پزشکی با داروسازی و غذاشناسی هم اکنون مورد توجه کشورهای مترقی قرار گرفته ولی در ایران که پیشرو این فنون بوده است به آن توجهی نمی شود، هم اکنون در فرانسه چهارصد پزشک در طب سوزنی تخصص گرفته و مشغول مطالعه برای استفاده از این تجربیات می باشند و به عبارت دیگر دانشمندان غرب که همیشه روش های شرقی را تحقیر می کردند تازه از خواب غفلت بیدار شده و فهمیده اند که تمام رازها و کلیدهای دانش تنها در دست آنها نیست بلکه دانشمندان شرقی همانگونه که در گذشته پیشرو علم و دانش بوده اند باز هم می توانند راهنمای خوبی برای تحقیق باشند. کتاب زبان خوراکیها در نتیجه چهل سال مطالعه در کتب جدید و قدیم در رشته های غذاشناسی و داروسازی و استفاده از تجربیات چهارهزار ساله ی دانشمندان ایرانی راهنمای کوچکی برای احیای درمان سنتی ایران است و می تواند یک انقلاب بزرگ در فنون درمان بر پا کرده و بیماران صعب العلاج را کمک و یاری نماید.
    در حال حاضر در دانشگاه های ما رشته های گوناگون وجود دارد و باز شدن یک رشته تحت عنوان طب سنتی نه تنها ضرری ندارد بلکه می تواند منشأ خدمات بزرگ پزشکی شده و راه تحقیق را برای دانشکده های پزشکی و داروسازی هموار نماید. ما در زبان خوراکیها ضمن معرفی خواص درمانی گیاهان و معجزاتی که از این خوراکیها سر زده و می زند صحبت می کنیم و از خطراتی که در نتیجه ی کنار گذاشتن و متروک شدن درمان گیاهی دامنگیر بشریت شده است پرده برمی داریم و راه و چاه را نشان می دهیم و از خوانندگان می خواهیم ما را در احیای درمان سنتی ایران و شناسانیدن خواص درمانی خوراکیها کمک نمایند تا بتوانیم اسرار بسیاری از تجربیات گذشته را فاش کرده، داروهای جدید به عالم پزشکی و داروسازی تقدیم نماییم.
    در طب جدید شما با داروهایی روبرو می شوید که با بدن انسان بیگانه بوده و ضررشان بیش از منفعتشان می باشد. استعمال این داروها از نظر هدف طبابت نقض غرض است مثلا دسته ای از این داروهای خوش ظاهر و بد باطن به داروهای آرام بخش معروف شده اند و در دنیای آشفته و پر جنجال کنونی که اضطراب و دلهره توأم با اندوه فراوان روز به روز زیادتر می شود این دسته از داروها خریدار بسیار دارند. عوارض این داروها عبارتند از اختلالات کبدی، زردی، یرقان، کم شدن مقاومت بدن در مقابل امراض عفونی و افزایش احساس عدم تأمین سلامتی و بالاخره معتاد و اسیر دارو شدن است. پزشکان و داروسازان غرب زده که اجازه ی کوچکترین اظهار نظر و انتقاد نسبت بکارهای علمی اروپائیان را ندارند و آنهایی که بنده زرخرید کارخانجات داروسازی و نمایندگان فروش آنها شده اند و حتی آنهایی که به مختصر منفعت فروش نمونه های طبی دل خوش کرده و مرتباً داروهای ساخت کارخانجات خارجی را روی بیماران آزمایش می کنند دلالان مظلمه ای هستند که نمی گذارند درمان سنتی در ایران رواج پیدا کرده و مردم با داروهای اصلی خود آشنا شوند.




    امضاء


  8. Top | #267

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    6,870
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,709
    مورد تشکر
    7,473 در 2,363
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    کمبود عوامل غذایی

    اخیرا کمبود عوامل غذایی توجه دانشمندان و کارشناسان جهانی را بخود جلب کرده و موضوع گرسنگی بصورت بزرگترین مشکل قرن فضا در آمده است این شبحی است که دنیا را به سوی نیستی می برد، بلای گرسنگی خطری بالاتر از بمب اتم و مسأله ای مشکل تر از امور سیاسی است. صحبت از بود و نبود انسانی است زیاد گرسنگی نمی شناسد و در برابر آن فقیر و غنی یکسان می باشند، ما در اینجا دو راه بیشتر نداریم یا باید برای رفع این گرسنگی ها چاره ای بیندیشیم و یا خود را برای شرکت در مجلس ترحیم بشریت آماده سازیم.
    ما در این کتاب از یک نوع گرسنگی صحبت می کنیم که مربوط به خشکسالی و قهر طبیعت نیست بلکه ساخته و پرداخته ی تمدن و طب جدید است؛ تمدنی که خوراکیها را تصفیه کرده به خورد ما میدهد و طبی که داروها را با طرق شیمیایی ساخته و گیاهان را جوهرکشی کرده بطور خالص جهت درمان عرضه می دارد و به عبارت دیگر معنی گرسنگی تنها محرومیت از خوردن غذا جهت رفع گرسنگی نیست بلکه محرومیت از جذب بیش از چهل نوع عامل حیاتی است.
    اگر در گذشته عده ای معدود در اثر فقر و فاقه و بی خوراکی می مردند در حال حاضر اکثریتی در حدود هفتاد درصد جمعیت جهان دچار کمبود یکی از عوامل لازم برای ادامه ی زندگانی می باشند. عواملی که فقدان یکی از آنها موجب مرض و بالاخره مرگ زودرس می شود و مردم را علیل و ناتوان می سازد. اگر در سال های قحطی کمبود غذا یکی از علل مرگ و میر و اشائه ی امراض عفونی و مسری بود امروزه تعداد قربانیان تغذیه ناقص و گرسنگی نامرئی به مراتب زیادتر از سال های قحطی می باشد.





    امضاء


  9. Top | #268

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    6,870
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,709
    مورد تشکر
    7,473 در 2,363
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    گرسنگی خوراکیها

    فرسودگی خاک که در اثر کشت های متوالی پیدا می شود، یکی از عوامل مهم گرسنگی های نامرئی است زیرا به این ترتیب خاک فاقد یک یا چند عنصر معدنی شده و گیاهی که در آن به عمل آید گرسنه ی آن عناصر خواهد شد. خوردن این غذاهای گرسنه نه تنها گرسنگی انسان را برطرف نمی کند بلکه باعث تشدید آن شده و در نتیجه خوراکی که باید جبران گرسنگی را کرده و درمان یک بیماری شود خودبخود عامل مرض شده و بیماری زا می گردد. بهترین شاهد این گرسنگی را ما می توانیم در گرسنگی شبه فلز ید پیدا نماییم.
    این شبه فلز که غذای معروف به سیب آدم است و کمبود آن تولید مرض غمباد گواتر می نماید در جلبک های دریایی - در انواع شاهی مخصوصاً بولاغ اوتی - سیر - زردآلو - پیاز - اسفناج - چغندر - مارچوبه - کلم - قارچ - تمشک - برنج - هویج - ترشک - تره فرنگی - سبزی تره - انواع نخود - توت فرنگی - گوجه فرنگی - انگور - گلابی - کنگر - آرتیشو - کاهو و سیب زمینی پیدا می شود و این خوراکیها بایستی عملا رفع گرسنگی ید را کرده و بیماری غمباد را معالجه کنند ولی گاهی دیده می شود که این خوراکیها گواترزا شده و خوردن آنها تولید این بیماری را می نماید علت اصلی این حادثه غیر مترقبه چیزی جز گرسنگی این خوراکیها نیست یعنی خاکی که آنها را پرورش داده و آبی که آنها را سیراب کرده است فاقد شبه فلز بوده و در نتیجه گیاه به این عنصر، گرسنه شده و خوردن آنها باعث تشدید این گرسنگی است.
    در حال حاضر خاک اکثر مزارع ما در اثر کشت های متوالی فرسوده شده و بسیاری از عناصر نادر خود را که در اعمال حیاتی بدن انسان اهمیت بسیار دارند از دست داده اند و به همین جهت است که روزبروز بر تعداد گرسنگان آنها افزوده شده و تعداد مبتلایان بیماری زیادتر می شود.
    ما فلزات کانی گیاهی هستیم

    در کائنات جمعا نود و دو عنصر وجود دارد که همه ی ماها بر اساس وحدت وجود از ادغام چند هیدروژن ساخته شده ایم. ما نود و دو عنصر به دو دسته ی متمایز به اسامی فلز و شبه فلز تقسیم شده ایم که تنها در بین ما چند عنصر گاهی بصورت فلز و زمانی بصورت شبه فلز تظاهر می نمایند - در عالم هستی از قعر زمین تا دورترین کهکشانها آنچه از مظاهر وجود بصورت مایع - جامد - بخار می بینید خواه زنده و خواه مرده ترکیبی از این عناصر نود و دو گانه می باشند و با دلایل علمی که در دسترس بشر امروز قرار دارد، تصور نمی رود که عنصر دیگری در این جهان بزرگ بوده باشد. کالبد بدن انسان هم که پدیده ای از عالم هستی است چیزی جز ترکیب این عناصر نیست. در آزمایشهای طبیعی که از بدن انسان به عمل آمده است، تاکنون چنانچه گفته شد شانزده فلز و سیزده شبه فلز بطور دایم دیده شده و هفت عنصر بطور اتفاقی به چشم می خورند و به این ترتیب کالبد انسان از 36 عنصر تشکیل شده و بقیه ی عناصر نود و دوگانه در آن نقش اساسی ندارند و تنها گاهی می توانند خاصیت درمانی داشته باشند.
    املاح معمولاً از ترکیب یک شبه فلز با فلز و یا ترکیب یک ترشی با فلز به وجود می آیند.
    ما عناصر 36 گانه مورد نیاز بدن انسان موقعی زنده هستیم که در ترکیب یک موجود زنده مثل حیوان یا گیاه باشیم و در صورت زنده بودن برای بدن انسان مفید و قابل جذب می باشیم.
    ما 36 عنصر از 92 عنصر موجود در کائنات جزو مصالح ساختمانی بدن انسان و خوراکیهای او می باشیم و ماشین بدن انسان برای سوخت و ساز خود به وجود ما احتیاج دارد و بایستی ما را از لابلای خوراکیهایی که می خورد بدست آورد. مقدار و نوع ما در خوراکیها همیشه یکسان نیست بدلیل آنکه در سطح زمین یکسان توزیع نشده ایم. هر خوراکی به چند عنصر معین احتیاج دارد، اگر آن عنصر در خاکی که بعمل می آید وجود داشته باشد، آنرا زنده کرده و با خود همراه خواهد داشت و برعکس چنانچه در خاک عنصر مورد نیاز گیاه وجود نداشته باشد نسبت به آن عنصر گرسنه خواهد شد، پس شرط اساسی برای ادامه ی یک زندگانی توام با تندرستی خوردن غذاهای کامل است، یعنی غذاهایی که احتیاجات انسان را برآورده مصالح ساختمان بدنی را تحوی دستگاه های سازنده نماید. چنین غذایی می تواند کمبودیها را جبران کند و از نظر کیفی و کمی انسان را سیر نماید و در غیر این صورت، از نظر کمی انسان را سیر می کند ولی از نظر کیفی همچنان گرسنه نگاه می دارد، این گرسنگی نامرئی ابتدا حاد و کم کم مزمن شده و یک نوع گرسنگی پنهانی ایجاد می نماید و به دنبال آن در اثر نبودن مصالح کافی دستگاه های سازنده ی بدن نمی توانند انجام وظیفه کنند و همین امر تولید بیماری می نماید و به همین دلیل است که می گوییم عامل اولیه مرض در بدن انسان چیزی جز گرسنگی نامرئی نیست و انسان دوایی بهتر از غذاها، آن هم غذای کامل ندارد به شرط آنکه آن خوراکی خود کامل و سیر بوده و گرسنگی پنهانی نداشته باشد و الا نتیجه ی معکوس داده و به قول مولانا سرانگبین تولید صفرا می کند و روغن بادام ایجاد یبوست می نماید و بر خشکی می افزاید.
    اگر غذایی که شما می خورید متنوع باشد کمبود امروز را غذای فردا جبران می کند و در صورت یک نواخت بودن طعام فقدان آن همیشه باقی خواهد ماند و به همین جهت است که انسان از خوردن غذاهای یک نواخت زده شود و دایما بدنبال خوراکیهای تازه می گردد.
    بیماریهای گوناگون هر یک معلول فقدان یک یا چند عنصر می باشد و انسان در هیچ جای دنیا نمی تواند تمام احتیاجات بدن خود را در یک غذا بدست آورد و به همین جهت است که بیمار و علیل می شود.
    بیماریهای بومی

    با این که تمام میکروبها و عوامل مولد مرض در تمام روی زمین پخش شده و وجود دارد، معذلک مناطق مختلف زمین هر یک، یک دسته بیماری بومی و مخصوص به خود دارند که پیدایش آنها در جاهای دیگر موقتی و اتفاقی است و از طرفی دیگر می بینیم که ساکنان قسمت های مختلف زمین خواه انسان و خواه حیوان و خواه گیاه نسبت به پاره ای از بیماریها مصونیت دارند که همنوعان آن ها در جاهای دیگر از چنین موهبتی برخوردار نیستند. عده ای این خصوصیات را مربوط به نژاد دانسته و ارثی تصور کرده اند در صورتی که چنین نیست تمام عوارضات زاییده ی گرسنگیهای نامرئی است و آنهایی که چنین گرسنگی را ندارند از عوارض آن مصون می باشند، چند مثال کوچک فرضیه ارثی بودن این مشخصات را رد کرده و ثابت می نماید که موضوع توارث امری واهی و پوچ بوده و به هیچوجه صادق نیست.
    شما در سیرک ممکن است اسبهایی را دیده باشید که قد آنها از قد گوسفند تجاوز نمی نماید. این اسب ها متعلق به یکی از جزایر متصرفی انگلستان می باشند، در گذشته این طور تصور می کردند که موضوع کوتاهی قد این اسب ها مربوط به نژاد آنها است ولی همین که این حیوانات را به کشورهای دیگر بردند به تدریج قد آنها بلند شد و پس از چند نسل که بین خود آمیزش کردند اسب هایی به وجود آمد که قد آنها حتی از اسب های بومی آن نواحی بلندتر بود.






    امضاء


  10. Top | #269

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    6,870
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,709
    مورد تشکر
    7,473 در 2,363
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ما فلزات کانی گیاهی هستیم


    در کائنات جمعا نود و دو عنصر وجود دارد که همه ی ماها بر اساس وحدت وجود از ادغام چند هیدروژن ساخته شده ایم. ما نود و دو عنصر به دو دسته ی متمایز به اسامی فلز و شبه فلز تقسیم شده ایم که تنها در بین ما چند عنصر گاهی بصورت فلز و زمانی بصورت شبه فلز تظاهر می نمایند - در عالم هستی از قعر زمین تا دورترین کهکشانها آنچه از مظاهر وجود بصورت مایع - جامد - بخار می بینید خواه زنده و خواه مرده ترکیبی از این عناصر نود و دو گانه می باشند و با دلایل علمی که در دسترس بشر امروز قرار دارد، تصور نمی رود که عنصر دیگری در این جهان بزرگ بوده باشد. کالبد بدن انسان هم که پدیده ای از عالم هستی است چیزی جز ترکیب این عناصر نیست. در آزمایشهای طبیعی که از بدن انسان به عمل آمده است، تاکنون چنانچه گفته شد شانزده فلز و سیزده شبه فلز بطور دایم دیده شده و هفت عنصر بطور اتفاقی به چشم می خورند و به این ترتیب کالبد انسان از 36 عنصر تشکیل شده و بقیه ی عناصر نود و دوگانه در آن نقش اساسی ندارند و تنها گاهی می توانند خاصیت درمانی داشته باشند.





    امضاء


  11. Top | #270

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    6,870
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,709
    مورد تشکر
    7,473 در 2,363
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    املاح معمولاً از ترکیب یک شبه فلز با فلز و یا ترکیب یک ترشی با فلز به وجود می آیند.
    ما عناصر 36 گانه مورد نیاز بدن انسان موقعی زنده هستیم که در ترکیب یک موجود زنده مثل حیوان یا گیاه باشیم و در صورت زنده بودن برای بدن انسان مفید و قابل جذب می باشیم.
    ما 36 عنصر از 92 عنصر موجود در کائنات جزو مصالح ساختمانی بدن انسان و خوراکیهای او می باشیم و ماشین بدن انسان برای سوخت و ساز خود به وجود ما احتیاج دارد و بایستی ما را از لابلای خوراکیهایی که می خورد بدست آورد. مقدار و نوع ما در خوراکیها همیشه یکسان نیست بدلیل آنکه در سطح زمین یکسان توزیع نشده ایم. هر خوراکی به چند عنصر معین احتیاج دارد، اگر آن عنصر در خاکی که بعمل می آید وجود داشته باشد، آنرا زنده کرده و با خود همراه خواهد داشت و برعکس چنانچه در خاک عنصر مورد نیاز گیاه وجود نداشته باشد نسبت به آن عنصر گرسنه خواهد شد، پس شرط اساسی برای ادامه ی یک زندگانی توام با تندرستی خوردن غذاهای کامل است، یعنی غذاهایی که احتیاجات انسان را برآورده مصالح ساختمان بدنی را تحوی دستگاه های سازنده نماید. چنین غذایی می تواند کمبودیها را جبران کند و از نظر کیفی و کمی انسان را سیر نماید و در غیر این صورت، از نظر کمی انسان را سیر می کند ولی از نظر کیفی همچنان گرسنه نگاه می دارد، این گرسنگی نامرئی ابتدا حاد و کم کم مزمن شده و یک نوع گرسنگی پنهانی ایجاد می نماید و به دنبال آن در اثر نبودن مصالح کافی دستگاه های سازنده ی بدن نمی توانند انجام وظیفه کنند و همین امر تولید بیماری می نماید و به همین دلیل است که می گوییم عامل اولیه مرض در بدن انسان چیزی جز گرسنگی نامرئی نیست و انسان دوایی بهتر از غذاها، آن هم غذای کامل ندارد به شرط آنکه آن خوراکی خود کامل و سیر بوده و گرسنگی پنهانی نداشته باشد و الا نتیجه ی معکوس داده و به قول مولانا سرانگبین تولید صفرا می کند و روغن بادام ایجاد یبوست می نماید و بر خشکی می افزاید.
    اگر غذایی که شما می خورید متنوع باشد کمبود امروز را غذای فردا جبران می کند و در صورت یک نواخت بودن طعام فقدان آن همیشه باقی خواهد ماند و به همین جهت است که انسان از خوردن غذاهای یک نواخت زده شود و دایما بدنبال خوراکیهای تازه می گردد.
    بیماریهای گوناگون هر یک معلول فقدان یک یا چند عنصر می باشد و انسان در هیچ جای دنیا نمی تواند تمام احتیاجات بدن خود را در یک غذا بدست آورد و به همین جهت است که بیمار و علیل می شود.
    بیماریهای بومی

    با این که تمام میکروبها و عوامل مولد مرض در تمام روی زمین پخش شده و وجود دارد، معذلک مناطق مختلف زمین هر یک، یک دسته بیماری بومی و مخصوص به خود دارند که پیدایش آنها در جاهای دیگر موقتی و اتفاقی است و از طرفی دیگر می بینیم که ساکنان قسمت های مختلف زمین خواه انسان و خواه حیوان و خواه گیاه نسبت به پاره ای از بیماریها مصونیت دارند که همنوعان آن ها در جاهای دیگر از چنین موهبتی برخوردار نیستند. عده ای این خصوصیات را مربوط به نژاد دانسته و ارثی تصور کرده اند در صورتی که چنین نیست تمام عوارضات زاییده ی گرسنگیهای نامرئی است و آنهایی که چنین گرسنگی را ندارند از عوارض آن مصون می باشند، چند مثال کوچک فرضیه ارثی بودن این مشخصات را رد کرده و ثابت می نماید که موضوع توارث امری واهی و پوچ بوده و به هیچوجه صادق نیست.
    شما در سیرک ممکن است اسبهایی را دیده باشید که قد آنها از قد گوسفند تجاوز نمی نماید. این اسب ها متعلق به یکی از جزایر متصرفی انگلستان می باشند، در گذشته این طور تصور می کردند که موضوع کوتاهی قد این اسب ها مربوط به نژاد آنها است ولی همین که این حیوانات را به کشورهای دیگر بردند به تدریج قد آنها بلند شد و پس از چند نسل که بین خود آمیزش کردند اسب هایی به وجود آمد که قد آنها حتی از اسب های بومی آن نواحی بلندتر بود.






    امضاء


صفحه 27 از 27 نخستنخست ... 172324252627

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی