در پایان، ذکر یک نکته ضروری است و آن اینکه برخی گناهان نسبت به آثارشان در حکم علت ناقصهاند. به عنوان مثال لقمه حرام یا شبههناک، تاثیرش در حد اقتضا است؛ یعنی زمینه و شرط است نه علت تامه، لقمه حرام زمینه را برای برخی گرایش های ناروا فراهم می كند نه آن كه از انسان سلب اختیار كند. چه بسا فرزندی كه از پدر و مادر كافر به وجود می آید ولی راه خیر در پیش می گیرد, چون با اختیار و فطرت خویش به سوی كمال حركت می كند بنابراین شما نیز می توانید با اختیار و معرفت خویش آن نقیصه را جبران كنید. مسلما" مراقبت شما جبران گذشته ها را خواهد كرد و خداوند نیز هم آمرزنده است و هم جبران كننده . آنچه مسلم است این است كه عنصر وراثت در شخصیت انسان مو ثر است اما این تا ثیر به حدی نیست كه اختیار را از انسان سلب كند بلكه تنها مسیر رسیدن به كمال معنوی را نزدیك یا طولانی می كند. به عبارت دیگر آهنگ و میزان گرایش به سمت نیكیها و بدیها را كمتر یا افزونتر می سازد و در نتیجه كسی كه با وجود چنین عواملی راه درست را در پیش گیرد از پاداش افزونتری بهره مند خواهد شد زیرا با دشواری و تلاش بیشتری این راه را پیموده است . با توجه به آیه 27 سوره آل عمران كه می فرماید : "تخرج الحی من المیت و تخرج المیت من الحی ; خداوند زنده را از مرده و مرده را از زنده خارج می سازد" می توان گفت كه وراثت آزادی را از انسان نمی گیرد زیرا چه بسا انسانهای زنده دل كه از انسانهای مرده دل پدید آیند و برعكس.(3)
1. نشریه پرسمان دانشجو.
2. روزنامه كیهان، شماره 20190 به تاریخ 3/2/91.
3. تفسیر نمونه ذیل آیه شریفه.
فرآوری: شبکه تخصصی قرآن تبیان