صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 45 , از مجموع 45

موضوع: تاریخ معاصر ایران از دیدگاه امام خمینی (س)

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    9,232
    تشکر
    3,673
    مورد تشکر
    5,601 در 2,299
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    یکی قدرت اسلام را که از آن می ترسیدند، یکی قدرت خدمه اسلام را که عبارت از روحانیون، اینها را می خواستند بگیرند وشدت هم کردند و گرفتند، در زمان رضاشاه سرکوبی کردند سخت به حیث که خود مردم هم بر ضد روحانیت، طبقات زیادی از آنها بر ضد روحانیت حرف زدند و گفتند و شنیدند و بعد که دیدند با زور مشکل است بعد با حیله وارد شدند، با حیله و با تبلیغات سوء وبا اینطور چیزها وارد شدند.(256)
    رضاخان که آمد تمام نظرش به این بود که این قدرت آخوند را بشکند، تمام نظرش این بود لکن مامور بود لکن مامور معذور نه، ماموری بود که معذور هم نبود. تمام قوایش را صرف این کرد که این لباس را از تن اینها بیرون بیاورد. ما در آن مدرسه دارالشفا، من حجره آنجا داشتم، در آن بحبوحه فشار به ملت، فشار به روحانیت، در آنجا ما یک حجره ای داشتیم، رفقای ما در مواقعی که از کارهاشان فارغ می شدند آنجا می آمدند مجتمع می شدند، یک روز یک نفر کارآگاه آمد در حجره و بعد آمد توی حجره نشست گفت که بنابراین است که در تمام ایران شش نفر معمم باشد خوب بنایی بود که از این عمامه ها اینها می ترسیدند، چرا؟ برای اینکه این عمامه ها توی مردم به عنوان نایب پیغمبر ما جای تو خالی است(257) بودند، مردم از اینها حرف می شنیدند، ا زاین مسجدها می ترسیدند. اخیرا برای هر مسجد یک سرهنگ یک سرهنگ باز نشسته گذاشته بودند مامور مسجد، برای اینکه ازاین مساجد میترسیدند. آنها کوشش کردند که این لباس را از تن روحانیت بیرون بیاورند و روحانیت را خلع کنند از آن پستی که دارند.(258)
    ملت ما را این مجالس حفظ کرده بیخود نبود که رضاخان، مامورین ساواک رضاخان، تمام مجالس عزا را قدغن کردند، این همین طوری نبود رضا خان همچو نبود که اصل مخالف با این مسائل بشود رضا خان مامور بود، مامور بود به اینکه آنهائی که کارشناس بودند، آنهائی که ملتفت بودند مسائل را، دشمن های ما که مطالعه کرده بودند در حال ملت ها و مطالعه کرده بودند در حال ملت شیعه، می دیدندآنها که تا این مجالس هست و تا این نوحه سرائی های بر مظلوم هست و تا آن افشاگری ظالم هست، نمی توانند برسند به مقاصد خودشان زمان رضا خان قدغن کردند به طوری که تمام مجالس در ایران قدغن شد، کارهای خودشان را انجام دادند، دست اهل منبر را، دست علمارا بستند و نگذاشتند که اینها تبلیغات خودشان را بکنند و آنها تبلیغات را از آن طرف شروع کردند و ما را به عقب راندند و تمام مخازن ما را به چپاول بردند.(259)
    زمان رضاشاه به اسلام حمله کردند و به روحانیت حمله کردند، آن کردند، آن کردند که کسانی اگر یادشان باشد دیدند، کسانی که ندیدند در تاریخ بعدها ببینند، چون تاریخ هم نمی توانست بنویسد، بعدها شاید بیاید در تاریخ و در زمان ما هم با فرم دیگر، اساس این بود که اسلام را ببرند، تاریخ اسلام را به اسم اینکه ما خودمان یک کذائی هستیم، تاریخ اسلام را می خواست از بین ببرد، موفق نشد، همه چیز را اینها می خواستند از بین ببرند موفق نشدند. همه چیز را اینها می خواستند از بین ببرند، اسلام را ضعیفش کنند و مردم را از آنهائی که کار برای اسلام می کردند یا کارشناس اسلام بودند جدا کنند، به اسم اینکه اینها مرتجع هستند .(260)
    همان نقشه زمان رضاخان الان شروع شده است. آنوقت هم یکی یکی آمدند، کم کم، کم کم آمدند وارد شدند، شعر، ایشان شروع کرد شعر گفتن: تا آخوند و قجر هست در این مملکت، این کشور دارا به جائی نمی رسد شاعرشان اینطور می گفت. حالامن شعرش را نمی خواهم بخوانم. مقالاتی که می نوشتند مقالاتی بود که به ضد روحانیت بود و آنوقت با کمال وقاحت می نوشتند و تبلیغات می کردند، همه گروه ها را وادار کرده بودند که به ضد این طایفه انجام وظایف خودشان را بدهند یعنی وظایف انگلیس ها را آنوقت. اصلارضاخان را آورده بودند برای اینکه این را تشخیص داده بودند که یک آدم قلدری است و اول هم یک نفر روزنامه نویس را، سید ضیاء(261) را همراهش آوردند و بعد هم او را بیرونش کردند و خود این را گذاشتند که یک آدم قلدری است می تواند کارها را انجام بدهد. اولاسواد ندارد، چیزهای سیاسی را نمی داند و ثانیا آدم قلدری است هر کاری به او بگویند می کند این در آنوقت این نقشه ای که آنها کشیده بودند و احتیاط این بود که مبادا آخوندها یک کاری بکنند.(262)
    بعد ماموریت هائی (در خلال همه اینها همه را گاهی با هم می شد) شروع کرد مخالفت با روحانیون به اسم اینکه می خواهم تصفیه بکنم و این سنگر بزرگ اسلامی را که یک خدمتگزارانی به ایران بودند و به اسلام بودند، بدون اینکه بر بودجه دولت یک شاهی تحمیل بشوند لکن خدمت هاشان، یکی از بزرگترین خدمت های آنها این بود که تربیت می کردند مردم را و شما اگر چنانچه در پرونده هائی که در دادگستری و غیر دادگستری هست و بوده، می بینید که از آنهائی که تحت تربیت روحانیون بودند پرونده جنایتی نمی بینید . برای آرامش کشور اینها یک عامل موثر بودند وبرای هدایت مردم به راه صحیح و اخلاق و اعمال صحیح یک راهنماهای مهمی بودند، من آنچه که در بسیاری از صحبت هایم از روحانیون بحث می کنم نه این است که من هر که معمم است از او پشتیبانی می کنم« ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد» لکن وقتی که ما در سابق دیدیم که جزء برنامه انگلیس ها که رضاخان را آورده بودند( شاید در راس برنامه هم بود) این بود که باید این طایفه از بین بروند. با تمام قوا، از تبلیغات مجلات و روز نامه ها و گویندگان و اینها گرفته تا هر جا که روشنفکری و روشن، عرض بکنم که روشن نمافکری بودند، بر ضد روحانیت بسیج شدند. کم کم آن صورت دومش را نشان داد، آن وجهه دومش. را کم کم نشان داد در زمان این شخص نالایق که مملکت ما را به تباهی کشاند به پیغمبر اکرم درروزنامه سب کردند، در روزنامه به پیغمبر سب کردند و به مرئی و منظر این دولت بود و آن دولتمردان. مجلس درست کردند و در آنجا از پیروزی اسلام به کفر انتقاد کردند و این روشنفکرها دستمال ها را در آوردند و گریه کردند که اسلام بر شاه ایران، شاه آنوقت ایران غلبه کرده است. شعر، ایشان شعر گفتند، نویسندگانشان نوشتند، گویندگانشان گفتند. ما ازاینکه انگلستان اینقدر اصرار داشت بر اینکه این طایفه را از بین ببرد می فهمیم که از این طایفه اینها رنج می بردند و باید اینها سرکوب بشوند.(263)
    در آنوقت یکی از حرف ها که هی رایج بود می گفتند: ملت گریه ، برای اینکه مجالس روضه را از دستشان بگیرند. اینکه همه مجالس روضه را آنوقت تعطیل کردند، آن هم به دست کسی که خودش در مجالس روضه می رفت و آن بازی ها را در می آورد، قضیه مجلس روضه بود یااز مجلس روضه آنها یک چیز دیگر می فهمیدند و آن را می خواستند از ین ببرند؟(264)
    ما از این مخالفت هائی که شد در زمان رضا خان و شک نداریم که به دستور بوده، خود او خیلی معلوم نبود که اگر دستور ندهند، این حرف ها را بزند، از این مخالفت هائی که شد باید عبرت بگیریم، ببینیم با مجالس روضه مخالف بودند، معلوم می شود که مجالس روضه با آنها مخالف است. باروحانیت مخالف بودند، ببینیم که روحانیت برای آنها مضر است. بادانشگاه مخالف بودند ببینیم که دانشگاه با آنها مخالف است. بودن یک دانشگاه صحیح با آنها مخالف است، بله، آنها دانشگاهی که به دست خودشان درست بشود و همه چیزش را هم خودشان درست بکنندو جوان هائی که از دانشگاه بیرون بیاید همه برای خودشان عمل بکنند، با آن مخالف نیستند، اما امروز با دانشگاه مخالفند.(265)
    من شاهد بودم در زمان رضاخان و شاید هیچ یک از شماها یادتان نباشد من یادم است آن مسائل یعنی از اولی که آمد و کودتا کرد تا حالاهمه مسائل را من شاهد بودم تبلیغاتی که اینها کردند در ملت تاثیر کرده بود با اینکه می دیدند که اینهاچه جنایتی می کنند ولی تبلیغاتشان قوی بود و در بعضی از قشرهای ملت هم تاثیر کرد.(266)
    جدیت کردند با دست عمال خودشان، با روزنامه نویس ها، با همه بوق های تبلیغاتی که این جمعیت را از مردم جدا کنند و یک وقت همه عمامه ها را باید بردارند، عمامه ها را برداشتند، طلبه ها نمی توانستند در خیابان ها بروند، در زمان رضاخان اینطور بود، بعد هی هر چه گذشت، دیدند نه نمی شود، این جمعیت به اینطور از بین نمی رود، با زور و فشار، حبس و تبعید و امثال ذلک لکن خوب، جنبه هائی که جنبه های سیاسی بود و جنبه هائی بود که مردم را از اینها دلسرد کنند، اینها را از مردم جدا کنند، امثال اینها، همه اینها را آن روزی که اینها ندیده بودند باز مطلب را آنطور با جدیت دنبالش بودند.(267)
    به روحانیون که مبدا امور مردم بودند و مرجع مردم بودند، هر کدامشان در یک ده و یا در یک شهر یا در یک استان نفوذ داشتند و می توانستند یک وقت مردم را بسیج کنند، روحانیون را آنقدر تضعیف کرد، آنقدر با تبلیغات اینها را تضعیف کرد که شوفرها اینها را سوار نمی کردند. یکی ازدوستان من خدارحمتش کند، گفت من اراک بودم می خواستم بیایم قم، رفتم که اتومبیلی را اجاره کنم برای آمدن، آن شخص گفت که ما قرار داده ایم با خودمان( آن شوفر گفت) که دو طایفه را سوار اتومبیل نکنیم. یکی فواحش را ویکی آخوند ها را، اینطور تحقیر کردند. این تحقیر نه اینکه یک مطلبی بود که من باب اتفاق رضاخان می خواست این کار را بکند، این نقشه ای بود که روحانی از باب اینکه می توانست یک وقت یک کشوری را به هم بزند یا یک ناحیه ای را بسیج کند، این قدرت باید گرفته بشود، این قدرت را کوشش کردند و گرفتند، یعنی روحانیون را منزوی کردند و از هر جا هم که یک صدائی از آنها بلند می شد و یک قیامی می کردند، آن را خفه می کردند. از مشهد بود، علمای مشهد یک وقت قیام کردند، گرفتند همه را مثل مرحوم آقازاده ای(268) که آنوقت آنقدر قدرت داشت، او را هم گرفتند و مرحوم آقا میر یونس(269) آنوقت در مشهد بودند وعده زیادی از علما را گرفتند و آوردند در تهران و مرحوم آقازاده را با یک شبکلاه از توی خیابان می بردند به دادگاه برای محاکمه. یک نفری که در خراسان آنقدرقدرت داشت اینقدر او را تحت سلطه آوردند و این یک مساله ای نبود که رضاخان با آقازاده مخالف باشد، نه، مساله اساسی بود که باید آخوند نباشد.(270)
    از وقتی که رضا خان در ایران بر سر کار آمد من متوجه بودم و اینطور می فهمیدم که هر چیزی که برای اسلام مفیدتر بود، حمله به آن بیشتر می شد. آن روز روحانیت مهمترین پایگاه ملت در مقابل اجانب بود، لذا شدیدترین حملات به آن می شد. با شعر و نثر و هر چه داشتند به آن حمله می کردند و برای اضمحلالش درها بعضی از ادارات را به روی آنان گشودند و در حوزه ها و شهرها به قدری آنان را در فشار قرار دادند که ما از صبح تا به شام در باغ ها زندگی می کردیم. با عاشوراو تبلیغات اسلامی شدیدامخالفت کردند چون می دانستند این پایگاهی است برای رسوایی حکومت ها.(271)

    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...









  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #42

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    9,232
    تشکر
    3,673
    مورد تشکر
    5,601 در 2,299
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اول هدفی که رضاخان در نظر گرفت، کوبیدن روحانیون بود به اسم اینکه می خواهم اصلاح بکنم تمام کارهایشان از اول تا آخر به اسم اصلاح و به اسم ترقی دادن کشور اجانب، قدرت های بزرگ که مطالعات زیادی در این کشور دارند ملاحظه کردند که یکی از گروهائی که می تواند مردم را بسیج کند در مقابل قدرت های خارجی، روحانیت است ابتدا شروع کردند با اینها دست و پنجه نرم کردن، یعنی اینها را کوبیدن اگر شما هم مطبوعات آنوقت را و رسانه های گروهی آنوقت را و نویسندگان و گویندگان آنوقت را در نظر بگیرید، یا آن مقداری که از آنها باقی مانده است مطالعه کنید، می بینید که تمام رسانه های گروهی و تمام مطبوعات کشور و رادیو، سینما و تء اتر و تمام اینهائی که در یک کشوری می تواند کار صحیحی بکند همه آنها در خدمت اجانب و در خدمت این رژیم فاسد، به ضدیت با روحانیت برخاسته اند خود او مامورین را وادار می کرد به اینکه آنها را در هر جا هستند، سرکوب کنند با اسماء مختلف و این مطبوعات، این رسانه های گروهی، اینها هم در بی آبرو کردن اینها و جدا کردن ملت از آنها کوشش داشتند این خودش یک تاریخ طولانی است و کسانی که درست نظر بکنند به تاریخ پنجاه سال، می توانند بفهمند که قضیه چه بود، و دنبال آن هم در شکستن اسلام و شکستن قدرت اسلام کوشش های فراوان کردند و همه گروهائی که نویسنده بودند و انحراف داشتند، گوینده بودند و انحراف داشتند و رسانه های گروهی، همه در خدمت آنها با خود اسلام مخالفت می کردند در روزنامه هایشان من خودم دیدم که به پیغمبر اسلام سب کردند.(272)
    تا اسلام تضعیف نشود، روحانیت تضعیف نشود، از بین نرود، نمی توانند اینها کارهایشان را بکنند و لهذا از اولی که رضاخان آمد به سرکار تا آخر، از اول تا آخر در صدد این بودند که اسلام را تضعیفش کنند با هر ترتیبی که می توانند، احکامش را یکی بعد از دیگری تضعیف کنند و روحانیت را هم که خادم اسلام است این را هم تضعیفش کنند و از بین ببرند و دیدید که رضاخان چه کرد با روحانیت و پسرش هم همین طور، هر کدام به یک راهی و این برای همین معناست که می خواهند این اسلام نباشد در اینجا، تا آنها افسارشان باز باشد، هر کاری دلشان می خواهد بکنند و از اسلام اینها می ترسند.(273)
    در یک جلسه و دو جلسه نمی شود که ما کارهایی که رضاخان با ما کرد بگوییم. با روحانیت آن کرد که مغول با هیچ ملتی نکرده است، با بانوان مان آن ظلم ها را کرد که شما نمی توانید بشنوید، با دانشگاه ما آنطور عمل کردند که آنجا را به عقب کشاندند، با ارتش ما آنطور عمل کردند در این طول 50 سال و بیشتر از50 سال که ارتش ما را وابسته به غیر کردند، استقلال ما را از بین بردند.(274)
    هجوم مغولانه رضا خان به حوزه های اسلامی و شعایرمذهبی که اشخاصی که آن روز سیاه را درک کرده اند و به عیان دیده اند، می دانند و با وصف و بیان نتوان آن را منعکس کرد.(275)
    از نقشه های شیطانی قدرت های بزرگ استعمار و استثمارگر که سال های طولانی در دست اجراء است و در کشور ایران از زمان رضاخان اوج گرفت و در زمان محمدرضا با روش های مختلف دنباله گیری شد، به انزواکشاندن روحانیت است که در زمان رضاخان با فشار و سرکوبی و خلع لباس و حبس و تبعید و هتک حرمات و اعدام و امثال آن و در زمان محمدرضا با نقشه و روشهای دیگر که یکی از آنها ایجاد عداوت بین دانشگاهیان و روحانیان بود.(276)


    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  4. Top | #43

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    9,232
    تشکر
    3,673
    مورد تشکر
    5,601 در 2,299
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    فصل چهارم: سیاست فرهنگی رضاخان




    تغییر لباس

    در زمان رضاخان حادثه هایی پیش آمد از قبیل نظام وظیفه و لباس متحدالشکل یا کلاه پهلوی و از اول مشروطه تاکنون صدها حوادث و تازه ها در مملکت پیدا شده که پیشتر سابقه نداشته.
    از نجف مرکز شیعه فتوا صادر شد که کلاه لگنی و صلیب شعار مسیحیت و حرام است و علاوه بر آنکه حرام است می دانیم که خلاف مصالح کشور نیز هست.
    این کلاه لگنی پس مانده اجانب، ننگ کشور اسلام است و استقلال ما را لکه دار می کند و به قانون خدا حرام است.
    آن روز که کلاه پهلوی سر آنها گذاشتند همه می گفتند مملکت باید شعار ملی داشته باشد. استقلال در پوشش، دلیل استقلال مملکت و حافظ آن است. چند روز بعد کلاه لگنی گذاشتند سر آنها، یک دفعه حرفها عوض شد، گفتند: ما با اجانب مراوده داریم بیاد همه همشکل باشیم، تا در جهان باعظمت باشیم! مملکتی که با کلاه عظمت برای خود درست می کند یا برایش درست می کنند هر روزی کلاهش را ربودند، عظمتش را هم می بردند.
    در همه این مراحل اجانب که نقشه های خود را می خواستند عملی کنند و با کلاه گذاشتن سر شما می خواستند، کلاه را از سر شما بردارند، از دور با چشم استهزا به شماها نگاه می کردند و به کارهای کودکانه شما می خندیدند. شما با یک کلاه لگنی دور خیابانهاقدم می زدید و با دخترهای برهنه سرگرم بودید و به این وضع افتخار می کردید غافل از آنکه در سرتاسر کشور، افتخارات تاریخی شما را بردند و در سرتاسر کشور منابع ثروت شما رفت و از دریا تا دریای شما را زیر پا درآوردند و با یک خط سرتاسری شما را به این روز نشاندند.

    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  5. Top | #44

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    9,232
    تشکر
    3,673
    مورد تشکر
    5,601 در 2,299
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    کشف حجاب

    آنان که تمدن و تعالی مملکت را به لخت شدن زنها در خیابانها می دانند و به گفته بیخردانه خودشان، با کشف حجاب، نصف جمعیت مملکت کارگر می شود، (لکن چه کاری، همه می دانید و می دانیم) حاضر نیستند مملکت با طرز معقولانه و در زیر قانون خدا و عقل اداره شود. آنهایی که اینقدر قوه تمیز ندارند که کلاه لگنی را که پس مانده درندگان اروپاست ترقی کشور می دانند با آنها ما حرفی نداریم و توقع آن را هم نداریم که کسانی که اینقدر حس و شعور خود را در مقابل اجانب از دست دادند که در وقت هم تقلید از آنها می کنند، ما به آنها چه بگوییم؟ همه می دانید که ظهر تهران به تقلید اروپا بیست دقیقه قبل از نصف النهار خودش به رسمیت شناخته شده و یکی تاکنون نگفته چه کابوسی است که اهل این مملکت به آن دچار شدند.
    چرا این مطبوعات این قدر آزاد است؟ چرا جشن هفده دی را آزاد می گذارند؟ اینها وسیله منفوریت است، منفور نکنید سلطان مملکت را ما نصحیت می کنیم این هفده دی را بوجود نیاورید، ما مفاسد را می دانیم، حفظ کنید این مملکت را، ترقیات مملکت به هفده دی نیست(282)
    شما ببینید بیست و چندسال است از این کشف حجاب مفتضح گذشته است، حساب کنید چه کرده اید؟ زن ها را وارد کردید در ادارات، ببینید در هر اداره ای که وارد شدند آن اداره فلج شد، فعلامحدود است، علما می گویند توسعه ندهید، به استان ها نفرستید، زن اگر وارد دستگاهی شد، اوضاع را به هم می زند، می خواهید استقلالتان را زن ها تامین کنند؟ کسانی که شما از آنها تقلید می کنید دارند به آسمان می پرند، شما به زن ها ور می روید؟(283)
    امروز هفده دی است من یادم هست شاید این آقا هم یادشان باشد، هر کس سنش به سن ماهاست یادش هست که هفده دی چه شرارتی کرد این آدم، چقدر به این ملت فشارآورد، چه اختناقی ایجاد کرد، چه محترماتی را هتک کرد، چقدر سقط جنین شد در هفده دی و این اطراف هفده دی، چقدر ماموران این و دژخیمان این به مردم تعدی کردند و به زن ها تعدی کردند و زن ها را از توی خانه ها بیرون کشیدند این مال پدر شما که من نمی توانم شرحش را بدهم ، آن کارهائی که کرده است نمی شود شرحش را داد این در آن عالم معلوم می شود، این عالم نمی توانیم ما بفهمیم، نمی توانیم بفهمیم چه جانوری بود.(284)
    شما نمی دانید که با بانوان قم چه کردند اینها، یک رئیس نظمیه بود که نمی دانم حالاهست یا از بین رفته است که این آنطور با بانوان عمل می کرد که ا ز قراری که گفتند یک روز دماغش خون آمده بود و نشسته بود خون دماغش داشت می چکید چشمش افتاد به یک زنی که چادر دارد یاروسری دارد اعتنا به خون نکرد و پرید به او.(285)
    از جمله چیزهائی که در زمان رضا خان به تبع آتا ترک انجام گرفت یکی اتحاد شکل بود و یکی کشف حجاب. آنوقت این اتحاد شکل و این کشف حجاب را در بوق و سرنا، بلند گوهای آنها چه تعریف هائی کردند، چه مداحی هائی کردند. از آخوند که مخالف با این مسائل بود چه تکذیب هائی کردند، چه شعرهائی گفتند، شاید شعرهایش را بعضیاش راشنیده باشید، چه شعرهای هجوی می گفتند و گفتنی نیست.(286)
    آن کشف حجابی که رضا خان به تبع ترکیه و به تبع غرب و به ماموریتی که داشت، آن بر خلاف مصلحت مملکت ما بود.(287)
    قضیه کشف حجاب قضیه ای نبودکه اینها بخواهند برای خانم ها خدمت بکنند، اینها می خواستند که برای این طبقه هم با زورآزمائی و با فشار، با زور این قشر را هم نابود کنند، آن مآثری که اینها دارند، آن خدمت هائی که این قشر می خواهند به ملت بکنند، آن خدمت های ارزنده ای که بانوان ما عهده دار آن هستند، آن از دستشان گرفته بشود و نگذارند اینها آن خدمت اصیلی که باید بکنند و آن تربیت بچه ها که بعدها مقدرات مملکت به دست آنهاست اینها نگذارند که این خدمت انجام گرفته بشود، مبادا بچه ها در دامن اینها تقوا پیدا بکنند، در دامن اینها تربیت اسلامی بشوند، تربیت ملی بشوند و بعد در دبستان ها که آمدند و بعد در دبیرستان هاکه رفتندنتوانند آنها با تبلیغاتی که آنجا می کنند و استادهائی که از خودشان آنجا می گذارند و مبلغینی که در آنجادارندنتوانند اینها را برگردانند، از این جهت نقشه این بود که این بانوان را از آن مقام اصیل بزرگی که دارند کنار بزنند و به خیال خودشان نیمی از این جمعیت ایران را آزاد کنند. دیدید که چه جور آزاد کردند، من دیدم که، شماها شاید اکثرا یادتان نباشد ، من دیدم که چه کردند با این بانوان محترم ایران، چه فشارها آوردند، با چه سرنیزه ها این کار بیجا را انجام دادند و بعد هم خواستند نتیجه بگیرند که کار اصیل را ازدست اینها بگیرند و تربیت اولاد را اینها نتوانند بکنند. اینها اگر وارد بشوند در شغل های مثلادیگر، شغل های غیراساسی نمی توانند به طور اصالت رفتار کنند.(288)
    آنوقت که به اسم کشف حجاب و برای کشاندن ملت به تباهی، آن سابقی اقدام کرد، در همین قم شاید از جاهای دیگر بیشتر فشار آوردند، در تهران همین طور، در همه جا.(289)
    من می توانم بگویم که درزمان این پدر و پسر به بانوان ما بیشتر ظلم شد تا به سایر اقشار. شما شاید اکثرا یادتان نباشد که درزمان رضاشاه بابانوان چه کردنداینها، چه مصیبت هائی به بار آوردند با اسم اینکه می خواهیم ایران را نظیر اروپا مثلا بکنیم، ایران را متجدد بکنیم، نصف از جمعیت ایران را می خواهیم درجامعه بیاوریم . بابانوان نمی دانید چه کردند، اینها دو طایفه را در آنوقت از همه بیشتر بهشان ظلم کردند یکی بانوان بود که با این اسم آنقدرظلم کردند و یکی هم روحانیون بود . این دو طایفه را شاید درزمان رضاشاه بیشتر از سایر مردم بهشان تعدی کردند. بانوان را الزام کردند به اینکه در مجالس کذائی که داشتند حاضر بشوند. مردها با زن هایشان ، با دخترهایشان در آن مجلس های فاسد الزام داشتند که حاضر بشوند.(290)
    شاید بسیاریش را یادتان نباشد که من یادم است که اینها در زمان رضاخان به اسم اتحاد شکل، به اسم کشف حجاب چه کارها کردند، چه پرده ها دریدند از این مملکت، چه زورگوئی ها کردند و چه بچه ها سقط شد در اثر حمله هایی که اینها می کردند به زن ها که چادر را از سرشان بکشند.(291)

    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  6. Top | #45

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    9,232
    تشکر
    3,673
    مورد تشکر
    5,601 در 2,299
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    از زمان رضا شاه این مسائل مطرح شد ، قضیه کشف حجاب یک مطلبی نبود که اینها می خواستند زنها را، مثلاده میلیون زن را بیاورند در جامعه وارد کنند. اینها یک دستوراتی بود که اینها می گرفتند از خارج و برای اسارت ما اجرا می کردند. قضیه ها شاید شما هیچ کدامتان یادتان نباشد اگرآن وقت چی کردید، کوچک بودید، اما من تلخی این کشف حجابی که اینها کردند و اسمشان را بعدا آزاد زنان و آزاد مردان، پسر رضاخان گذاشت من تلخی اش باز در ذاء قه ام هست. شما نمی دانید چه کردند با این زن های محترمه و چه کردند با همه قشرها. الزام می کردند هم تجار را، هم کسبه جزء را، هم روحانیت را، هر جا زورشان میرسید به اینکه مجلس بگیرید و زن هاتان را بیاورید در مجلس، بیاورید در مجلس عمومی، آنوقت اگر اینها تخلف می کردند، کتک دنبالش بود، حرف دنبالش بود، همه چیزها و حرف ها بود و اینها می خواستند زن را وسیله قرار بدهند از برای اینکه سرگرمی حاصل شود برای جوان ها و درکارهای اساسی اصلاوارد نشود. طریق های مختلفی اینها داشتند برای اینکه این جوان های ما را، این دانشگاهی های ما را، همه این قشرها را نگذارند به فکر خودشان بیفتند و به فکر مملکتشان بیفتند. از آن طرف همین مساله کشف حجاب با آن فضاحتی که اینها کردند و با آن رفتاری که بازن های محترمه کردند و با آن رفتاری که با روحانیون کردند د راین مسائل که حتی به مرحوم آقای کاشانی آمدند تکلیف کردند که شما باید وارد بشوید دراین مجلس، فرمودند که شما باید مجلس بگیرید، ایشان گفته بودند... را که فرمودند: گفته بودند آن مامورها، که از بالاها گفته اند گفته بودند من هم همان را می گویم حتی به اینها هم آمده بودند پیشنهاد کرده بودند. دیگر در شهرستان ها دردهات و همه جا حتی در قم، یک فضاحتی در قم در آوردند که قابل ذکر نیست.(292)
    شاید من بهتر از دیگران مشکلاتی که بر این مملکت در طول سلطنت این پدر و پسر گذشت شاهد بوده ام و به اندازه من کمتر کسی از باب اینکه عمرش وفا نکرده است، شاهد این مسائل بود. اکثر شما خانم ها آن زمان را یاد ندارید و شاید در بین شما بسیار کم باشد که آن زمان اسف بار را یاد داشته باشد. در آن زمان به اسم اینکه میخواهیم نیمی از جمعیت ایران را فعال کنیم، آن شقی جنایتکار دست به یک جنایت زد و آن جنایت کشف حجاب بود و به جای اینکه نیمی از جمعیت ایران را فعال کند آن نیم دیگری هم که نیمه مردان بود به طور بسیار زیادی از فعالیت انداختند و این عروسک هائی که درست کردند و در همه ادارات جا دادند و در همه خیابان ها راه انداختند، آنهائی که در ادارات بودند، سایر افرادی که در ادارات بودند را هم از کارهای خودشان بازداشتند و آنهائی که در خیابان ها رها بودند، جوان های ما را به فساد کشاندند و فعالیت جوان های ما را از دست آنها گرفتند به اصطلاح خودشان می خواستند که تمدن شرق را وارد ایران کنند و با آن وضعی که درست کردند، تمدن بزرگ اسلامی را هم از بین بردند. و بحمدالله در شهر مقدس قم آنچنان پایداری کردند خانم ها و بانوان که مشت به دهن آنها زدند و در تهران و سایر شهرها هم اکثریت زن ها، اکثریت بانوان با آن مخالفت کردند


    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی