نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: تاریخ معاصر ایران از دیدگاه امام خمینی (س)

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    9,130
    تشکر
    3,656
    مورد تشکر
    5,566 در 2,283
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض تاریخ معاصر ایران از دیدگاه امام خمینی (س)

    تاریخ معاصر ایران از دیدگاه امام خمینی (س)
    مقدمه

    بدون شک هر انقلاب اجتماعی با تکیه بر عوامل و دلایل مختلفی به ثمر می نشیند، که از آن میان، دلایل و شرایط تاریخی، جایگاه و اهمیت ویژه ای در ایجاد و فرجام آن دارد. انقلابهای معاصر جهان عموما بر بستر و رویکرد تاریخی به تلاش و تکاپو برخاسته و در شرایط مقتضی، از حیث سیاسی و اقتصادی و باورهای اعتقادی به منصه ظهور رسیده اند. انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (س) در شرایطی طلوهع کرد که جامعه سیاسی ایران با عبور از گذرگاههای حساس تاریخی و آکنده از تجربیات و مبارزات سیاسی رهبری جدید و توانمندی را انتظار می کشید. پذیرش این رهبری و محتوای ایدئولوژی انقلاب امری دفعی و تصادفی نبود بلکه انتخابی بود که در فرایند مبارزات ملت ایران در تاریخ دویست ساله معاصر و در بستر آزمون رهبران و شیوه های مختلف سیاسی و مبارزاتی به دست آمد.
    حکومت قاجار که در اوج ناتوانی بلاد اسلامی در ایران پاگرفت، به دلیل ماهیت قبیلگی و بی دانشی خود همراه با تهاجم بی سابقه فرهنگی سیاسی و نظامی غرب ره ایران موجبات فروپاشی کامل دولت حاکم را کشور اسلامی ایران را فراهم ساخت.
    قاجارها در گردونه سیاسی دو دولت روس و انگلیس دستاوردهای عظیم تمدن و عزت اسلامی را به تاراج دادند و با بی رمقی کامل سرزمینها و ذخایر فرهنگی - اقتصادی کشور را تسلیم آن دو دولت کردند.
    روحانیون و علمای اسلام، بعد از یک دوره مبارزات فکری، و در پس غلبه اصولیون بر اخباریون رویاروی با جریانی شدند که اینک در قالب استعمار به استثمار و استحاله امت اسلام پرداخته بود.
    جنگهای اول و دوم ایران و روس در عهد فتحعلیشاه، اولین میدان آزمون روحانیت شیعه بود که با حضور و ظهور خیره کننده علما میادین نبرد حیات زنده و پویای آنان را نوید می داد، اما حکومت ناتوان و ضعیف قاجار، نه تنها از این ظرفیت عظیم بهره نبرد، بلکه با کار شکنی و تخطئه مبارزات علما، عملاً ضعیف شد و در نهایت شکست علما را آرزو داشت.
    در جنگ ایران و روس، علما با فتوای خود برای دفاع از حریم اسلام و مسلمین و سرزمین مقدس ایران به پا خاستند و مردم را در شرایط دشوار کمک نمودند، ولی حاکمان قاجار نتوانستند از این نیروهای الهی درست استفاده کنند.
    علما همزمان با رشد شتابنده ترقی و تجدد در غرب و هجوم برق آسای غربیها به قلمرو اسلامی از جمله ایران، بدون سلاح به دفاع گسترده خود ادامه می دادند.
    هجوم انگلیس به ایران در پوشش قراردادهای استعماری رویتر، رژی، دارسی، وثوق الدوله و... نه تنها روحانیت را از تکاپوی مبارزات سیاسی باز نداشت، بلکه در اقداماتی بی نظیر و در مبارزاتی که، بعدها به عنوان مبارزه منفی از آن نام برده می شد، دشمنان غربی را در عملیات استعماری خود ناکام ساختند که از آن میان، می توان به حماسه تاریخی و دوران ساز جنبش تنباکو، به رهبری مرجع بزرگ آیةالله میرزای شیرازی اشاره نمود.
    فتوای تحریم تنباکو، همچون سلاحی آهنین پیکر استعمار خشن انگلیس را نشانه رفت و چنان او را مضطرب و بر آشفته ساخت که از آن پس مقوله روحانیت شیعه همواره به عنوان موضوع منابع اطلاعاتی و سیاسی غربیان در مطالعات و اقدامات استراتژیک آنان به حساب می آمد.
    طلوع نهضت مشروطیت با رهبری مراجع بزرگ نجف و ایران، آغاز حرکت جدیدی از روحانیت بود که مشخصاً دولت و حکومت را به مبارزه می خواند. علما در جمعبندی جدید، استبداد قاجار را مانع هر گونه اساسی در ساختارهای سیاسی - اجتماعی جامعه دانسته و با آن به مبارزه برخاستند. اگر چه جمعی دیگر از علما بر اساس (دلنگرانیهایی که از مواضع غربزده ها داشتند، مبارزه با حکومت را صلاح ندانسته و نتیجه آن را استیلای غرب می دانستند. (1) بدون شک دستاورد نهضت مشروطیت دستمایه ای عظیم و غنی به عنوان پایه انقلاب اسلامی محسوب می گردد.
    مشروطیت نقطه عطفی در برخورد آرای سیاسی علما در ارتباط با رویکرد سیاسی اسلام بود، اگر چه ناکامی مشروطیت بر اثر نفوذ روشنفکران غربگرا، باعث یأس و ناامیدی روحانیت از روند تحولات سیاسی گشت، مع ذلک جریان مبارزه با استبداد و استیلای خارجی به قوت خود باقی ماند.
    جنگ جهانی اول و آثار و تبعات آن در ایران و عتبات عالیات، بار دیگر تحرک گسترده ای در بین جامعه روحانیت ایجاد نمود؛ علمای بزرگی همچون سید محمد کاظم یزدی، (2) میرزا محمد تقی شیرازی، (3) شریعت اصفهانی (4) و شماری دیگر از علما، در صف اول مبارزه با متفقین حضوری چشمگیر و مؤثر داشتند و به لحاظ ایدئولوژیک با روشن بینی خاصی برای درهم کوبیدن قدرت روس و انگلیس، جواز همکاری با عثمانی و آلمان و پیوستن به صفوف آنان را صادر نمودند. در ایران روحانی برجسته و روشنفکر، مرحوم مدرس (5) به عنوان حامی جبهه عثمانی علیه متفقین وارد کارزار شده بود. بدین ترتیب علما در خیزشی بی نظیر و تاریخی، جبهه متحد و قدرتمند خود را در برابر غرب به نمایش گذاشتند.
    با فروکش کردن زبانه های آتش جنگ عالمگیر و پیدایش تحولات جدید سیاسی در اروپا، کودتای رضاخان با کوشش و حمایت انگلیس در ایران به وقوع پیوست و جامعه آشفته و متلاشی ایران آماده پذیرش چنین رویدادی بود. این امر از دید انگلیسی ها مخفی نمانده بود و آنان چهار هدف را در سایه کودتا دنبال می کردند:
    1 - مهار و سرکوب قدرت مذهب و روحانیت اسلام خصوصاً شیعه.
    2 - جلوگیری از گسترش موج جدید کمونیسم که از روسیه برخاسته بود.
    3 - چنگ اندازی به منابع اقتصادی ایران از طریق ایجاد یک دولت با ثبات و آهنین.
    4 - مهار نهضتها و خیزشهای اصیل اسلامی و مردمی در ایران (خیابانی، (6) جنگلی، (7) تنگستانیها (8) و...)
    رضاخان با ظاهر سازی عوامفریبانه، در فاصله کودتا تا رسیدن به سلطنت (1304 - 1299) موفق شد با چهره ای مذهبی و طرفداری از علما، مقاومتهای پنهان و آشکار آنان را خنثی نماید و تنها مدرس بود که از ابتدا، کودتا را مخالف قانون اساسی و شرع اسلام اعلام نمود.
    رضاخان با راندن احمد شاه قاجار به خارج و تصرف سلطنت به تحکیم پایه های قدرت خود پرداخت. وی از این تاریخ تا سقوط حکومتش، با تغییرات اساسی در دیدگاه و اقدامات خود به مبارزه با مظاهر و شعایر مذهبی و روحانیت پرداخت.
    امام خمینی به عنوان شاهدی هوشیار، تصاویر روشنی را از آن دوران به دست داده است:
    ... در همین مدرسه فیضیه، نمی توانستند طلبه ها توی حجره های خودشان روز بمانند، آنها مجبور بودند که قبل از آفتاب بروند باغات و آخر شب برگردند، برای اینکه اگر در مدرسه بودند می آمدند، پاسبانها می ریختند در مدرسه و می بردند آنها را خلع لباس می کردند. (9)
    در حالی که انگلیسیها، روند تثبیت قدرت رضاخان را تعقیب می کردند، او به اتکا و پشتوانه آنان، در زدودن آثار و مظاهر مذهب، بی پروایی و بی تابی می نمود. در آخرین حلقه از اقدامات ضد مذهبی، به کوبیدن مسجد گوهرشاد که از مراکز مذهبی و مقدس در نزد شیعیان به حساب می آمد، پرداخت. امام خمینی(س) در این باره می فرماید:
    ... در مسجد و معبد مسلمین که مرکز اقامه نماز بود، عبادت خدا بود، اینها ریختند و یک عده از مظلومین (را) که برای دادخواهی آنجا مجتمع شده بودند، قتل عام کردند و از بین بردند. (10)
    از آنجا که بیست سال دیکتاتوری و حکومت ترور و وحشت، رویگردانی مردم از رژیم را به دنبال داشت، انگلیسیها با ترفندی جدید، مهره خود را که تاریخ مصرفش به اتمام رسیده بود، با شروع جنگ جهانی دوم در شهریور سال 1320 ه. ش. از گردونه خارج کردند و با تبعید وی به جنوب آفریقا، فرزند جوان او را بر مسند قدرت نشاندند.
    کشور ایران در دهه بیست شاهد تحولات پیچیده سیاسی بود. ظهور حزب توده و پشتیبانی آن از طرف کشور قدرتمند شوروی، اشغال ایران توسط متفقین، و حضور ارتش سرخ در مناطق شمالی و خطه آذربایجان، طعم شیرین فرار و سقوط رضاخان را از ذائقه مردم بیرون برده بود. از همه مهمتر، تبلیغات شدید ضد مذهبی و ضد روحانی دوره قبل موجب شده بود که روحانیت در انزوا و انفعال بی مانندی قرار گیرد به طوری که خلأ و فقدان رهبری، توانمند مذهبی، از ویژگیهای بارز این دوران است.
    امام می فرمایند:
    ... یک رأسی که بتواند آنها را جمع کند نبود.
    اگر چه حضور شخصیت روحانی و مبارزی همچون آیةالله کاشانی، (11) همچنان پیام آور صبغه مذهبی و روحانی مبارزات این دوران است، اما از آنجا که مسئله اصلی این دوران، ملی شدن صنعت نفت بود و این امر، همه جریانات سیاسی را تحت الشعاع خود قرار داده بود، لذا جریانات سیاسی - مذهبی، تنها در سایه ملی شدن صنعت نفت کر و فری داشتند، نه صبغه و مضمون و ماهیتی اسلامی. (12)
    امام در چند مورد به نقد و انتقاد از شیوه مبارزات آن دوران پرداخته و به غیر مذهبی بودن نهضت نفت اشاره داشته اند:
    ... در قضیه ملی کردن صنعت نفت هم، چون اسلامی نبود، ملی تنها بود، به اسلام کاری نداشتند و از این جهت نتوانستند کاری انجام بدهند. (13)
    تنها جریانی که به نام اسلام مبارزه می کرد، جریان فدائیان اسلام به رهبری روحانی جوان، شهید نواب صفوی بود. شیوه های مبارزاتی این گروه در بعضی موارد، مورد تأیید مرجعیت عام آن روزگار نبود و حتی بعضاً بر اثر مخالفت برخی از اعضای گروه موجب انشقاق می گردید. (14)
    در چنین شرایطی و بر اثر ناتوانی رهبران سیاسی، کودتای آمریکایی 28 مرداد به وقوع پیوست و با برگشت شاه به اریکه قدرت، به تدریج آمریکا جایگزین استعمار پیر انگلیس گردید.
    اگر چه شبکه های نفوذ انگلیسی، در قالب تشکیلات فراماسونری، در تار و پود رژیم پهلوی رخنه داشتند، اما این آمریکاییها بودند که به گسیل مستشاران نظامی و اقتصادی خود به ایران، زمام امور کشور را به دست گرفته بودند.
    در آغاز دهه چهل و پس از رحلت آیةالله بروجردی، (15) شاه تحت عنوان مدرنیزه کردن کشور، به جنگ تمام عیار با مبانی و ارزشهای ملی - اسلامی پرداخت. در حالی که بیش از چهل سال از روی کار آمدن حکومت پهلوی می گذشت و همه ظواهر نشان می داد که نهضت مذهبی از تکاپوی انقلابی و سیاسی فرو هشته بود، در چنین هنگامه ای نهضت عظیم مردم مسلمان ایران به رهبری روحانیت آغاز گردید. امام خمینی که بیش از چهل سال متوالی با تیزبینی و آینده نگری، مسائل سیاسی و اعتقادی جامعه ایران را تعقیب می نمود و در حالی که کوله باری از تجربیات مبارزات علمای گذشته و حوادث سیاسی را بر دوش داشت، در یکی از حساسترین شرایط تاریخی ایران و جهان اسلام، پا به عرصه مبارزات سیاسی و اداره انقلاب اسلامی مردم ایران گذاشت.
    حادثه خونین پانزده خرداد، صدای خفته و نهفته ملت ایران را که در زیر چکمه های رضاخان و فرزندش بظاهر خاموش شده بود به گوش جهانیان رساند. این صدا بر آمده از فرهنگ مذهبی مردم و حاصل مبارزات ظلم ستیزی تاریخی آنان بود. از آن پس تئوریهای مادیگرایانه غرب و شرق، در رابطه با افول مذهب، سست و بی پایه گردید. تبعید امام بعد از اعتراض متهورانه ایشان به تصویب قانون کاپیتولاسیون، نقطه عطف و آغاز مبارزات جدید ملت ایران بود. این مبارزه مستمر و پایدار تا دو دهه ادامه یافت، و سرانجام بهمن خونین 57 نظام بظاهر مقتدر و تا دندان مسلح ولی پوشالی رژیم پهلوی را در امواج خروشان خود فرو برد.
    بدینسان نظام دینی - سیاسی اسلام که دشمنان بر سر ناکامی آن ترانه ها سروده بودند و دوستان زیادی نومیدانه به آن باور رسیده بودند، بر ویرانه های حکومت طاغوتی شاهنشاهی و تفکر سکولاریستی و ماتریالیستی سر برآورد و سروش زیبایی را که خداوند متعال در قرآن مجید وعده داده بود محقق گرداند: و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین. (16)
    بررسی دیدگاههای امام خمینی نسبت به رویدادهای تاریخ معاصر ایران، از ابعاد مختلف، حایز اهمیت است که اهم آنها عبارت اند از:
    1 - مطالب از لسان فردی مطرح شده است که خود در متن حوادث تاریخی سده اخیر حضوری هوشمندانه و فعال داشته است.
    2 - نمایشگر دیدگاه بخشی از روحانیت نسبت به تاریخ عصر خویش است.
    3 - دیدگاه تاریخی شخصیتی است که خود، تاریخساز دوران خطیر معاصر است.
    4 - ضعفها و کاستیهای داخلی دوران حکومت قاجار و پهلوی از زبان فردی مطرح می گردد که خود طرحی جدید و حکومتی نوین را پی افکنده است.
    5 - به لحاظ مقابله با ترفندهای استعماری و صیانت از کیان امت اسلام، مطالعه این مجموعه الهامبخش و راهبر خواهد بود.
    علاوه بر مزایای فوق، مطالعه این مجموعه به بازشناسی عمل تاریخی امام پس از آغاز نهضت اسلامی مدد می رساند.
    با نگاهی گذرا به زندگانی امام خمینی(س) به سهولت می توان دریافت که او به عنوان شاهدی کنجکاو و دردمند، قوت و ضعف نیروهای درگیر در معارضات سیاسی را شناسایی کرده و سپس در هنگامه عمل، درسهای تاریخ را با قاطعیتی چشمگیر به کار بسته است. وی از بدو کودکی و نوجوانی با نامهربانیها و مظالم زمان خویش روبرو شد، دست ظلم و ستم را بعینه در همه جا مشاهده نمود و بالاتر از همه، سلطه استعمار را بر جامعه و سرزمین خود لمس کرد. امام خمینی در زمره رجال و شخصیتهای نادر و بی نظیر تاریخی است که از حوادث اعصار، متوالیاً درسهای فراوانی آموخت و بدینسان هنرمندانه با تلفیق دین و سیاست بزرگترین رویداد تاریخ معاصر را رقم زد.
    ویژگیهای این مجموعه
    این مجموعه که در گروه تاریخ معاونت پژوهشی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی استخراج و تنظیم شده، مشتمل بر چهار بخش است.
    بخش اول: تحت عنوان دوره قاجاریه که در آن به مباحثی همچون سابقه استعمار، ماهیت حکومت قاجار، و نهضت مشروطیت پرداخته شده است.
    بخش دوم: به دوره رضاخان اختصاص داده شده که در آن ماهیت حکومت رضاخان، سیاستهای فرهنگی مذهبی و در نهایت سقوط دولت او مورد بحث قرار گرفته است.
    بخشهای سوم و چهارم: مربوط به دوره محمدرضا شاه است که در یک بخش به چگونگی روی کار آمدن او، سیاستهای فرهنگی، مذهبی، اقتصادی، نظامی و خارجی او و در نهایت قیام 15 خرداد و حوادث مربوط به لایحه کاپیتولاسیون پرداخته شده و بخش دیگر که دوران مبارزه و قیام نام دارد به انگیزه و ماهیت انقلاب اسلامی، چگونگی مقابله رژیم و حوادث دوران انقلاب و در پایان به عوامل پیروزی انقلاب در کلام حضرت امام اختصاص داده شده است.
    در تنظیم این مجموعه کوشیده ایم:
    - عبارتها را با توجه به پیام صریح و اصلی آنها ذیل نزدیکترین عنوان انتخابی بیاوریم و از تکرار آنها در سایر عناوین خودداری کنیم، به همین دلیل در بسیاری از موارد ممکن است مطلبی که ذیل یک عنوان خاص آمده حاوی پیامی مربوط به عنوان دیگر نیز باشد که به استثنای موارد معدود در عنوان بعدی تکرار نشده است. لذا محققین محترم برای احصای نقطه نظرات حضرت امام در خصوص هر عنوان، نمی توانند به موارد ذکر شده ذیل همان عنوان اکتفا نمایند، بلکه مراجعه به سایر عناوین این مجموعه اجتناب ناپذیر است.
    - تنها مباحث مربوط به تاریخ معاصر گردآوری شده و مطالب مرتبط به سیره انبیا و تاریخ صدر اسلام در مجموعه ای دیگر تحت عنوان سیمای معصومین در اندیشه امام خمینی (تبیان 12) به چاپ رسیده است.
    - سعی شده است از آوردن نمونه هایی که از جهت محتوا تکراری محسوب می شود ولی حضرت امام در مناسبتهای گوناگون به آن اشاره داشته اند پرهیز شود و در هر مورد چند قطعه ای که گویاتر و صریحتر بوده انتخاب شده، ولی برای افرادی که علاقه مند به دسترسی کامل به مواضع امام پیرامون موضوعات مطروحه هستند نشانی متون حذف شده در پایان هر مبحث آورده شده است.
    - در تنظیم قطعات منتخب داخل هر یک از فصول و عناوین فرعی، ترتیب و توالی تاریخی صدور آنها از حضرت امام ملاک بوده است نه توالی منطقی مطالب.
    - تاریخ صدور پیامها و سخنرانیهای حضرت امام در ذیل هر قطعه ذکر شده و مشخصات کامل مآخذ بر اساس شماره مسلسل ذکر شده در پایان هر قطعه در انتهای کتاب آورده شده است.
    - به استثنای مجموعه صحیفه نور و کتاب کشف الاسرار شماره صفحات کتب مآخذ در انتهای کتاب منطبق بر کتب حضرت امام که توسط این موسسه به چاپ رسیده نوشته شده است.
    در پایان لازم می دانیم از محققین ارجمند سیدمحمد هاشمی تروجنی و حمید بصیرت منش که زحمت زیادی در امر تنظیم، تصحیح و تدوین این مجموعه متقبل شده اند و همچنین از آقایان دکتر رازنهان، محمد وحید قلفی و خانم معینی که به نوعی همکاری نموده تشکر کنیم.
    از خداوند متعال خواهانیم تا حضرت روح الله، این پیرو صادق مکتب انبیا و اولیای الهی را در جوار خاتم و افضل پیامبران خود، حضرت محمد مصطفی(ص) مسکن دهد، و به ما نیز این توفیق را عطا فرماید که بتوانیم رهپوی صادق آن امام همام باشیم و به کسانی که در راه برقراری حکومت عدل و قسط قیام کرده و تمام تلاش خود را صرف اجرای مقاصد انبیا می نمایند توان هر چه بیشتر عنایت فرماید، و انقلاب اسلامی ایران این یادگار آن عزیز سفر کرده و حاصل تلاش و کوشش همه اولیای الهی را به انقلاب بزرگ مهدی موعود(عج) متصل بفرماید.
    ستاد تنظیم آثار موضوعی
    موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(س)
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    9,130
    تشکر
    3,656
    مورد تشکر
    5,566 در 2,283
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    بخش اول :دوره قاجاریه


    فصل اول :استعمار در ایران

    گامهای نخستین استعمار در ایران

    ابتلای ما اساسش اجانب است و این ابتلائی نیست که تازه ما پیدا کرده باشیم. این خیلی تاریخ قدیمی دارد که از آنوقتی که اینها راه پیدا کردند به ایران به شرق و مطالعات کردند در حال شرق، از آنوقت اینها فهمیدند که یک لقمه چربی است شرق و دارای مخازن و معادن است و باید این را به هر طوری که هست، این طعمه را به هر طوری که هست باید اینها ببرند و نگذارند که مردم خود آن دیار استفاده از این بکنند و کارشناسانشان معادن ما را همه رامی دانند در کجا چه معدنی هست. من در همدان بودم یک نقشه ای را یکی از اهل علم آنجا که بعد وارد در مساءل دیگر شده بود آورد و به من نشان داد که نقشه بزرگی بود که در آن آنطور که او می گفت اسم تمام دهات همدان در آن بود و نقطه های زیادی درآن بود که نقطه ها را من پرسیدم که اینها چه هست، گفت که اینها آن جاهایی است که یک چیزی در آن هست، زیرزمینش یک چیزی پیدا می شود، حالا نفت یا سایر چیزها، فلزات مثلا. ایشان اینطور گفت که این کارشناسان اینها آمدند و نقشه برداری کردند و مواردی که چیزی داشته است، آنها ثبت کرده اند. این انحصار به آنجا نداشت ، تمام بیابان های ایران را اینها با شتر رفته اند. آنوقت که وسیله شتر بوده است با شتر رفته اند و گردیده اند و همه اینها را پیدا کرده اند که ما چه داریم که باآن می توانند استفاده از آن بکنند وهمه دارائی مارا آنها ثبت کرده اند(17)
    در200 سال پیش از این،300 سال پیش از این که خارجی ها راه یافتند به اینجا، مطالعات کردند و همه چیز را بررسی کردندو روحیه مردم را بررسی کردندو زمین ها را بررسی کردند، با شتر رفتند بیابانهای ما را بررسی کردند که چه دارد چه ندارد تاریخ را ببینید با شتر اینها آمدندو رفتند آنوقتی که اتومبیل و اینها نبوده است با شتر رفتند تمام این بیابان های بی آب و علف را گردش کردند و مطالعه در آن کردند، مطالعه در روحیه همه این مملکت و اشخاصی که در این مملکت یعنی طوایفی که در این مملکت است از بلوچ گرفته تا عرض می کنم کرد گرفته تا لر گرفته همه رامطالعه اینها کرده اند که چه جوری می شود اینها را نگهشان داشت به حال عقب ماندگی و اینها را قانع کرد یک وقت انقلاب نکنند ازآنوقت تا حالاما زیر سلطه امریکا و اروپا هستیم، اولش اروپا بوده و انگلستان بوده و اینها و بعدش هم حالاامریکا آمده در کار که بدتر از آنهاست، شوروی و امریکا ، هر کس از یک طرف خوب اینها می خواهند مخازن ما را ببرند، همه چیز ما را می خواهند از بین ببرند، استفاده کنند و ما را به یک حال عقب مانده و بیچاره نگه دارند خوب، چه کنند؟ مطالعه کرده اند به این رسیده اند که باید اینها را باید از هم جدا کرد.(18)
    دست ها که در طول قریب سیصد سال از آنوقتی که خارجی ها راه پیدا کردند به شرق، دست هایشان و دسته هایشان به کار افتاد که قشرهای مملکت ما را، بلکه شرق را از هم جدا کنند، مملکت های اسلامی را از هم جدا کردند، در راس هر یک یکی از نوکرهای خودشان را گذاشتند که نگذارند ملت ها توجهی به مسائل خودشان بکنند(19)
    ما باید از این کارشناس های قدرت های بزرگ بعض مطالب را یاد بگیریم، اینها از طول مدتی که شاید قریب بیش از سیصد سال است در این ممالک راه پیدا کردند ، همه چیز این ممالک را، خصوصا آنهائی که مورد اهمیت است خیلی برای آنها مثل ایران ، مطالعه کردند، هر چه ما داریم از دارائی های زیر زمینی و از دارائی های روی زمینی و از چیزهائی که در رفاه یک کشور دخالت دارد مثل فرهنگ، اقتصاد، امثال ذلک، اینها مطالعه کردند و مطالعاتشان بیشتر از ماست. اینها در آنوقتی که این وسایل نقلیه فعلی نبوده است می آمدند در ایران و با کاروان ها راه می افتادند ، سوار شتر می شدند و گردش می کردند اطراف ایران و تمام بیابان هائی که در ایران بود مطالعه می کردند و جاهائی که احتمال ذخاء ر بود، عکسبرداری می کردند، کشف می کردند و همه این چیزهائی که ما در زیر زمین داریم آنها از ما بهتر مطلعند و درفرهنگی و سیاسی هم آنها مطالعات فراوان دارند. از ایلات و عشایر اطراف ایران، همه جا آنقدری که آنها مطالعه کردند در روحیات عشایر و مسائلی به دست آوردند، ماها آنقدر مطالعه نکردیم و در مطالعاتی که اینها از شهرهای ما و دهات ما و فرهنگ ما و عقاء د ما و گرایش های ما، آنها مطالعه کردند بسیار است.(20)
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    9,130
    تشکر
    3,656
    مورد تشکر
    5,566 در 2,283
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    سلطه دولت استعماری انگلستان بر ایران

    این انگلستان که اینقدر از آن تعریف می کنند و از تمدنش تعریف می کنند و از دموکرا سی بودنش تعریف می کنند و اینهم جز تبلیغات خود آنها و شیطنت خود آنها چیز دیگری نیست و با شیطنت و با تبلیغات، اینها به مردم باور آورده اند که در راس دمکرا سی، انگلستان است و مشروطیت به معنای حقیقی آن در انگلستان است، اینها به واسطه تبلیغاتی که داشتند به خورد مردم داده انداین معنا را وما دیدیم که انگلستان با هندوستان، پاکستان و دول استعماری خودش چیزهای در تحت چیز خودش چه کارها و چه جنایت ها در آنجا کرده است.(21)
    سابق اینطور بود اگر یک کاری بکنند، یک قراردادی، یک کاری و ایران یک اهمالی می کرد، یک کشتی از انگلستان می آمد طرف های خرمشهر و آنجاها خودش را نشان می داد تمام می شد، آن قرارداد بسته می شد به هر طوری که آنها می خواستند، اگر یک کشتی از آمریکا می آمد در نزدیکی های خلیج، مطلب تمام بود، دیگر همه دست ها را رو دست هم می گذاشتند.(22)
    زمان سابق اینطور بود که تا یک قراردادی را می خواستند تحمیل کنند یا یکی یک مثلاناله ای می زد یک کشتی از انگلستان می آمد در آب های خلیج، تمام می شد مساله.(23)
    وقتی یک سفیری وارد می شد به ایران سفیر انگلیس آنوقت ها و حتی خوب، این را در چیز نقل می کنند که وقتی پاشد صدراعظم را زد به دیوار و مشت تو کله اش زد که تو این کار را چرا نمی کنی. این یک سفیر این کار را کرد.(24)
    اینها خیال می کنند که مثلاایران باز مثل زمان قاجار و زمان پهلوی است که اگر یک سفیری از آنها بخواهد یک کاری را بکند، اینها جرات نکنند مقابلش حرف بزنند، اگر یک قضیه ای بخواهد واقع بشود، به مجرد این که سفیر فلان جا آمد گفت نه، تمام بشود. اینها نمی فهمند که مساله این طور نیست و دنیا حالااین نیست؟ دنیا حالااین نیست.(25)
    شما مطلع نیستید که در زمان ستمشاهی در ایران چه خبر بود. در زمان قاجار، انگلیسی ها بودند و چه ها که نکردند.(26)
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    9,130
    تشکر
    3,656
    مورد تشکر
    5,566 در 2,283
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    فصل دوم :ماهیت حکومت قاجار

    استبداد و جنایت شاهان

    این سربازهای بیچاره از اطراف آورده بودند، به آنها نان نمی دادند، کالسکه اعلیحضرت همایونی از طرف حضرت عبدالعظیم می رفت، اینها جمع شده بودند آنجا شکایت کنند، یکی هم سنگی زده بود، فرستاد اینها را از قراری که در تاریخ هست آوردند و جمع کردند اینها را و گفت اینها را خفه کنید، عده کثیر اینها را خفه کردند تا یکی از مستوفی الممالک بود، او بود رفت فریاد کرد آخر این چه کاری است، شفاعت کرد یک همچو مردمی بودند، یک همچو مستبدهایی بودند آن محمد علی میرزایش را همه می شناسند چه آدم، چه جانوری بوده است، دیگرانش هم همین طور.(27)
    شما نمی دانید که وقتی که می خواست حکومت به قاجار برسد و یک انقلابی بود که یک رژیمی را، رژیم سلطنتی را به یک رژیم سلطنتی دیگری یعنی یک طایفه ای را از بین ببرند و طایفه ای دیگر بیایند آقا محمد قاجار در ایران چه کرد و برج هائی که از سرهای مردم درست کرد وامثال اینها.(28)
    آنوقت اگر یک نخست وزیر را می کشتند، یک بساطی می شد، شاه مردگی همان و به هم ریختن سرتاسر ایران اینطور بود، تا شاه مردگی می شد سرتاسر ایران به هم می خورد.(29)
    در قاجاریه آن قدر از ناصرالدین شاه تعریف کردند و شاه شهید و نمی دانم امثال ذلک، در صورتی که یک ظالم غداری بود که بدتر از دیگران شاید. آن تبلیغات که در آن وقت بود همیشه بوده است.(30)
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی