صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 17 , از مجموع 17

موضوع: جنگ جنگ تا پیروزی

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    18,792
    صلوات
    57941
    دلنوشته
    374
    یکشنبه ۷مهر:فرماندهان پیشکسوتان ومسئولان،شادی روح امام خمینی الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدوَآل محمد
    تشکر
    19,967
    مورد تشکر
    17,148 در 10,382
    وبلاگ
    13
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    وصیت نامهٔ یک نظامی:


    حال که با دستی کوتاه و آرزوهایی بلند از محضر شما عزیزان مرخص می شوم،وصیت نامهٔ کاری و آموزشی،اقتصادی و تجاری ام را به امید اجرای بند بند مفادش،خدمت شما سروران گرامی تقدیم می کنم.



    امید است با اجرای دقیق آن،روح سرگردان مرا بیش از پیش در انتظار«آرامش»نگذارید.


    روی تابوتم بنویسید این آخر و عاقبت کسی است که حافظ جان ومال وناموس ومایه آرامش وامنیت بود!...


    تمام تقدیرنامه های مرا در مسیر قبرستان بریزید تا هیچ نظامی فکر نکند که این ها را می شود با خود برد.


    دفترچه خدمات درمانی ام را بر سر قبرم بگذارید تا دیگران بفهمند که نتوانست مرا نجات دهد!.



    دستانم را داخل تابوت بگذارید چون در دنیا هیچی نداشته ام!.


    به صاحب خانه ام بگویید دیدی بالآخره حرفم را به کرسی نشاندم و صاحب خانه شدم.



    هرچند که خانهٔ جدیدم کمی کوچک و تاریک است، ولی لااقل دیگر مشکل اجاره خانه و پول آب و برق و گاز نخواهم داشت!.



    به مقامات وسلسله مراتب فرماندهی بگویید من کماکان منتظر سودسهام مهرگان وقوامین وعطرگل یاس هستم،بی زحمت آن را به آدرس مزارم ارسال نمایند!.



    از کسانی که دسته گلهای قبور دیگران را کش می روند و سر قبر من می گذارند نمی گذرم.


    من تمام عمرم را از وسایل دست دوم استفاده کرده ام،لذا الآن که دیگر دستم از دنیا کوتاه است،لااقل از استشمام عطر گل های تازه و فرحبخش بی نصیبم نکنید!.


    به دوستان و آشنایان بگویید شبهای جمعه زود تر از سایر اهل قبور در محل حاضر هستم.



    حتی برای گشت زنی وبرقرای امنیت وآرامش قبرستان، شبهای شنبه را هم به عنوان آماده باش در خدمت نظام خواهم بود! پرایدم را که ظاهر روزهای اخیر به ارج و قربی رسیده است، برای عبرت دیگر همکاران،در جلوی اداره روی داربست نصب کنید،تا همه بدانند که من به خاطر تصادف با پراید،فوت ننموده ام،بلکه در کمال تعجب به مرگ طبیعی شربت رحمت را سر کشیدم!.



    به مسئولین وسلسله مراتب یادآوری کنید که در همان اولین روز فوت خود یکی از همکاران بازنشسته را در اینجا ملاقات کردم.


    بندهٔ خدا شدیداً از عدم پرداخت مطالباتش گلایه داشت،خواهشمندم آبروداری کنید و ما اموات تازه درگذشته را بیشتر از این در حضور آن ها خجالت زده نکنید.



    راستش را بخواهید از این می ترسم آنها یکدفعه مرا تا وصول مطالباتشان،به گروگان بگیرند!.



    به همسرم بگویید از اینکه سالها با مشکلات داشته و نداشتهٔ من ساختی از تو متشکرم،ولی تنها کاری که الان از دست من برای تو برمی آید این است که روز زن را به تو تبریک بگویم.



    واقعیت این است که تا وقتی در کنار هم بودیم اوضاع بد مالی و یا جنگ و جدال در حوالی سومالی!،



    بهانه ای بود که از زیر بارخرید هدیهٔ روز زن شانه خالی کنم،حالا هم این خاک هایی که شدیداً اطرافم را بغل کرده اند، نمی گذارند دستهایم را توی جیبم کنم و هدیه ای درخور شأن و مقام تو تهیه کنم!...



    *حق تعالی*یارتان






    امضاء

  2. تشكرها 2



  3. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  4. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    18,792
    صلوات
    57941
    دلنوشته
    374
    یکشنبه ۷مهر:فرماندهان پیشکسوتان ومسئولان،شادی روح امام خمینی الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدوَآل محمد
    تشکر
    19,967
    مورد تشکر
    17,148 در 10,382
    وبلاگ
    13
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    دلنوشته ای از طرف بچه های شریف


    ما شریفی ها!


    ما که اکثرمان،


    بیست و سه ساله که می شویم، یک چمدان بیست و سه کیلویی به دست می گیریم و خون به دل و اشک به چشم، از خاک خاطراتمان می رویم.



    ما شریفی ها!


    ما که ۱۲ سال، بچگی نمی کنیم، نوجوانی نمی کنیم، جوانی نمی کنیم و صبح تا به شب و شب تا به صبح، در کتاب هایمان چشم می دوزیم تا که یک روز، یک نفر، بودنمان را قدر بداند.



    ما شریفی ها!

    ما که خواستیم بمانیم و بسازیم، ولی فرصت ماندن ندادید و زندگی ما را سوزاندید. ما که کاری به سیاست کثیف نداریم و نداشتیم و نخواهیم داشت، ولی سیاست کثیف را به ما هم ربط می دهید.



    ما شریفی ها!

    ما که به خیال خودتان، فرار مغزها می کنیم و خبر از فرار دل هایمان ندارید، که بعد از ترک خاک وطن، چگونه یخ می زنند.



    ما که لبخند های پدر و مادرمان را، سالها در یک قاب شیشه ای حبس می کنیم و شب ها عکسشان را بغل می کنیم، تا خوابمان ببرد و خبرهای تلخ ایرانی که ساخته اید را، با شنیدن صدایشان، از پشت تلفن فراموش می کنیم.



    ما شریفی ها!

    ما که در کوچه خیابان های ایران، بچه خر خوان، تو سری خور، خُره ی نمره، عینکی بدبخت، خوانده می شویم و از اجتماع در می رویم.



    همگی امروز داغداریم.



    داغدار #آرش‌پور‌ضرابی و #پونه‌گرجی ای که سه روز پیش عروسی کردند و خدا می داند روی حجله ی مرگشان چه چیزی قرار است بنویسید.



    ما همگی شکایت داریم، شکایت برای زحمتی که #امین‌اشرفی کشیده تا به دانشگاه آلبرتا رسیده، ولی با یک پرواز نا موفق، تمام آرزوهایش را سوزاندید.



    ما همگی ناراحتیم. ناراحت #محمد‌الیاسی، که خودش دو هفته پیش به من گفت، یک روز نوبلیست می شوم و سختی ها را فراموش می کنم، اما نمی دانم هنگام سقوط، چگونه با آرزوی نوبل، خداحافظی می کرده.




    ما شریفی ها!



    مثل تمام مردم ایران، از این جهنمی که ساخته اید، از خبرهای جنگ، از پروازهای ناموفقی که انگار تمامی هم ندارند، شکایت داریم.



    به داد ما برسید.





    #پرهام_جعفری
    امضاء

  5. تشكر

    طهورا (24-01-2020)

  6. Top | #13

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    80,254
    صلوات
    28917
    دلنوشته
    67
    اللهم ارزقنا زیارت الحسین علیه السلام
    تشکر
    74,093
    مورد تشکر
    196,489 در 59,148
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض

    باسلام و احترام
    من این متن رو دیدم ؛ خوندم و حس کردم این دقیقا حرف من است در باره جنگ


    ************************
    ************************
    ************************
    ************************

    امروز مجبور شدم به سربازی شلیک کنم ... که وقتی روی زمین افتاد اسم زنش را صدا می‌کرد.

    ماریا ... ماریا ... و بعد جلو چشمان من مُرد.
    به گردنش آویزی بود که عکس عروسی خودش و دخترک کم‌سنی در آن بود.
    حدس زدم ماریاست. از خودم بدم آمد.

    من معمولا پای افراد را نشانه می‌گیرم. سعی می‌کنم آن‌ها را نکشم.
    فقط زخمی کنم تا دنبال ما نیایند. اما وقتی پای این سرباز را نشانه گرفته بودم،
    ناگهان خم شد و گلوله به سینه‌اش خورد.

    حالا ماریای کوچکش چه‌قدر باید منتظر او بماند.
    چه قدر باید شال و پیراهن گرم ببافد که یک روز مردش از جنگ برگردد.
    ماریا حتی نمی‌داند که مردش زیر باران برای آخرین بار فقط اسم او را صدا زد.

    جنگ بدترین فکر بشر است ...

    از بچگی فکر می‌کردم مگر آدم‌ها مجبورند با هم بجنگند
    و حالا می‌بینم بله. گاهی مجبورند ...
    چون آن‌ها که دستور جنگ را می‌دهند زیر باران نیستند.
    میان گل‌ولای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریا نمی‌میرند.

    آن‌ها در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند. سیگار می‌کشند و دستور می‌دهند ...
    کاش اسلحه‌ام را به سمت رییسانی می‌گرفتم که در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند.
    بچه‌هایشان در استخر شنا می‌کنند و آنها با یک خودنویس گران،
    حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا می‌کنند.
    راحت‌تر از نوشتن یک سلام.



    ************************************************
    ************************
    ************************


    جنگ را شرورترین افراد برمی انگیزانند
    و شریفترین افراد اداره میکنند.


    ************************
    ************************
    ************************
    ************************

    امضاء

    *******************************

    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به
    تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





  7. تشكرها 2

    حسنعلی ابراهیمی سعید (24-01-2020), طهورا (24-01-2020)

  8. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    18,792
    صلوات
    57941
    دلنوشته
    374
    یکشنبه ۷مهر:فرماندهان پیشکسوتان ومسئولان،شادی روح امام خمینی الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدوَآل محمد
    تشکر
    19,967
    مورد تشکر
    17,148 در 10,382
    وبلاگ
    13
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    (بنام خدا )...همرزمان عزیز...سلام ...دلنوشته ۳/۳/۹۸

    بعدازاحضار سفیر ایران توسط صدام ... نیروهای عراقی؛ نیز؛ بطورمزبوحانه از نقاط کورمرزی عبور نموده.
    ودرجاده های مرزی ایران ودر عمق خاک ایران مین گذاری میکردند.
    و؛بر این اساس؛ما؛درتاریخ ۱/۶/۵۹ ..
    به سرپل ذهاب اعزام شدیم
    ودر مقابل نیروهای متجاوز.
    عراق ؛مقابله؛ و؛ جنگیده ایم .
    که فعلا مجال گفتنش نیست.
    باری ؛ به این موضوع اشاره کردم
    تا استنادی داشته باشم .
    چندی پیش یک مصاحبه ای .
    ازهمسر اقای حداد عادل در رسانه ها پخش شد ؛ و همگان نیز شنیده اند ..
    همسر حداد عادل رئیس فرهنگستان ایران...در مصاحبه اشان چنین گفتند..
    برای ثبت نام پسرم بدنبال یک مدرسه سالم در تهران می گشتیم
    مدرسه سالم پیدا نکردیم..
    لذا یک مدرسه غیرانتفاعی برای ادامه تحصیل فرزندم ؛ تاسیس کردیم
    جان کلام اینجاست .
    ایا همسر اقای حداد عادل هنوز نمی دانند؟؟؟
    درحالیکه سفره بیش از نیمی ازایرانیان .
    و هموطن اوخالی شده است ..
    وزنان سرپرست خانواده هائی هستند ..
    که به علت بیکاری ونداشتن درامد؛و..
    برای سیرکردن شکم وتهیه کیف وکفش.. مدرسه بچه هایشان حاضر به تن فروشی شده اند؟؟؟؟؟ لذا مدارس غیر انتفاعی برای انها جذابیتی ندارد؟؟؟؟
    علی الیحال به تصور من جانباز انتقاد.. همسر؛ حداد عادل از نحوه عملکرد... اموزش وپرورش ایران...
    اولا ؛یک اهانت بزرگی است به امثال... ماایثارگران دفاع مقدس ؛که سالهای.... چندی درمناطق محروم و درمدارس دولتی ایران ؛تحصیل کرده ایم .
    واگر بپذیریم مبنی براینکه همسراقای حداد عادل تافته جدا بافته تر از سایر زنان محترم ؛ایرانی هستند .
    اری؛ رستم نیز نماد پهلوانی در جامعه.. ایران ؛است ؛ ولی در بزنگاه.. حساس تاریخی سرنوشت ساز؛ و؛ در‌‌رابطه؛ باهجومهای؛ غالب بر سرزمین ایران ؛ هیچ نقشی نداشته است ..
    و؛اقای حداد عادل و این ؛رستم زمانه ما.. هم ؛سابقه حضور؛ در؛جنگ تحمیلی ندارند ..
    وبه تصور من جانباز؛ قضاوت غیر منصفانه همسر...
    اقای حداد عادل؛ یک توهین بزرگی است..
    به نیروهای متعهد ومسئولیت پذیر وزحمتکش ارتش معنوی کشور ایران .
    که بیش'از ۳۰ سال (ائم از زن ومرد ).
    درسنگر علم ودانش ودر مدارس فرسوده شهرهای ایران ؛؛ ویا در سایر.. مناطق. محروم کشور؛ وبدون امکانات رفاهی وزیستی مسئولیت پذیر ومتعهد بوده اند؛ وبا عشق تدریس کرده اند.
    تامحصلین ایرانی ازکاروان رشدوتوسعه.
    علم ودانش جهانی عقب نباشند.
    واین زحمات بی شائبه متاسفانه
    در هیچ تریبونی هم گفته نشده.
    باری تعارف ندارد و من جانباز نیز..
    برخود ؛ عیب نمیدانم ؛ مبنی براینکه:
    وقتی ما محصل مدارس دولتی ایران..
    بودیم ؛اکثر پدران ومادران امثال ما دانش اموزان ؛ایرانی بیسواد..و؛یا کم سواد بودند.
    لذا این معلمان عزیز ما بودند.
    که شعر سرنوشت ساز شاعر نامدار. طوس فردوسی بزرگ ؛ را بطور؛استادانه.. وبه ما دانش اموزان صغرسن ؛ایرانی تفهیم کردند.. مبنی براینکه ؛ بچه ها خیلی حواستان باشد.
    اگر سربه سر تن به کشتن دهید.
    از ان به که کشور به دشمن دهید .
    وبر این اساس بود که نسل تربیت شده. ایرانی زمانه ما با این عقبه فرهنگی غنی. توانستند..ازادوات جنگی روز جهان که دراختیار داشتند خوب بهره ببرند
    ودرمقابل اتش سلاحهای سنگین. نیروهای ارتش متجاوزعراق‌‌.
    و۳۶کشور متحد صدام وصد البته بدون. کمک کشورخارجی سینه سپر کنند.
    تاخدای ناکرده سرزمین ایران به.. سرنوشت صحرای سینای مصر دچارنشوند.
    وبهمین علت همرزمان و؛ هم نسلان من ..
    به جامعه معزز فرهنگی ایران ؛ائم از ..(زن ومرد) و؛درسراسر کشور؛ قطعا بدهکارند..
    چون دررابطه باپیروزی دفاع مقدس. شریک ما رزمنده گان هستند ..
    هرچند که در تریبونی گفته نشده باشد.
    اری ما؛ نباید مرواریدهای موجود در. گنجینه ؛دوران دفاع مقدس نگهداشته.. واز نسل جوان و اینده ایران پنهان کنیم .
    ما وظیفه داریم مبنی براینکه : مستندات تاریخ دوران دفاع مقدس همانگونه که رخ داده است.
    را به نسل جوان ایرانی تحویل دهیم ..نه؛ اینکه ؛ قهرمان پروری کنیم.
    اری ؛همین دانش'اموزان صغر سن. دیروزی؛ که ازمدارس دولتی ایران امدند..
    باحول وقوه الهی ؛از؛تمامیت ارضی ایران دفاع کردند.
    و؛تعدادی ؛هم؛ به ؛خانه بازنگشتند..

    ۱__ نصری در این عملیات مفقود الااثر .
    ۲_ شهبازی دراین عملیات مفقود الااثر..
    ۳__حسنوند دراین عملیات مفقود الااثر...
    ۴__کردی در این عملیات مفقود الااثر...
    ۵_ جعفری تحمل ۱۰ ده اسارت...
    ۶_ گودزی تحمل ۱۰ ده سال اسارت ..
    ۷-- صارمی تحمل ۱۰ ده سال اسارت
    ۸__فرصتی دستگیر؛وتجربه تلخ اسارت..
    ۹_رضائی تجربه تلخ اسارت ..
    ۱۰_ازموده؛ ‌‌تجربه تلخ اسارت ..
    ۱۱_ تیره گانی ؛متعاقبا؛ جانباز....۱۲_طاهریان؛ متعاقبا؛جانباز.....
    ۱۳_مظفری ؛متعاقبا ؛شهید...
    ۱۴_ترکاشوند؛ متعاقبا؛ شهید..
    ۱۵__درفشی ؛متعاقبا؛ شهید.

    کهنه سرباز و ایثارگر دفاع مقدس..فرصتی..🙏

    ویرایش توسط حسنعلی ابراهیمی سعید : 24-01-2020 در ساعت 20:13

  9. تشكر

    طهورا (24-01-2020)

  10. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    18,792
    صلوات
    57941
    دلنوشته
    374
    یکشنبه ۷مهر:فرماندهان پیشکسوتان ومسئولان،شادی روح امام خمینی الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدوَآل محمد
    تشکر
    19,967
    مورد تشکر
    17,148 در 10,382
    وبلاگ
    13
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    لطفاً مطالعه بفرمایید

    حواستان هست که داریم خودمان را نابود میکنیم؟
    بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرارمیداد:

    حدود 1000 نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از همه استانداردهای بین المللی برخوردار بود. این زندان همه امکاناتی که باید یک زندان طبق قوانین بین المللی برای رفاه زندانیان داشته باشد را دارا بود.

    این زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود و حتی امکان فرار نیز تا حدی وجود داشت.
    آب و غذا و امکانات به وفور یافت میشد.
    در آن از هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد، اما...
    اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود.
    عجیب اینکه زندانیان به مرگ طبیعی میمردند.
    با این که حتی امکانات فرار وجود داشت
    اما زندانیان فرار نمیکردند
    بسیاری از آنها شب میخوابیدند و صبح دیگر بیدار نمیشدند.
    آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خودشان و نسبت به هموطنان خودشان که مافوق آنها بودند رعایت نمیکردند،
    و در عوض عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی میریختند.
    دلیل این رویداد، سالها مورد مطالعه قرار گرفت
    و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:
    در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بود را به دست زندانیان میرساندند و نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمیشد.
    هر روز از زندانیان میخواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خودخیانت کرده اند، یا میتوانستند خدمتی بکنند و نکردند را تعریف کنند.
    هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را میکرد، سیگار جایزه میگرفت.
    اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود و معلوم شده بود خلافی کرده هیچ نوع تنبیهی نمیشد.

    در این شرایط همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند.

    تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است، چرا که:
    — با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین میرفت.

    — با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب میشد و خود را انسانی پست می یافتند.

    — با تعریف خیانتها، اعتبار آنها نزد همگروهی ها از بین میرفت.

    و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ های خاموش کافی بود.
    این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده میشود.

    نتيجه :
    اگر این روزها فقط خبرهای بد میشنويم، اگر هیچکدام به فکر عزت نفس مان نيستيم و اگر همگي در فکر زدن پنبه همدیگر هستيم،
    به سندرم «شکنجه خاموش» مبتلا شده ايم.

    این روزها همه خبرهای بد را فقط به گوشمان میرسانند و ما هم استقبال میکنیم ...
    دلار گران شده ...
    طلا گران شده ...
    کار نیست ...
    مدرسه ای آتش گرفت ...
    دانش آموزان راهیان نور در جاده کشته شدند...
    زورگیری در ملاءعام...

    این روزها هیچ کس به فکر عزت نفس ما نیست!
    شما چطور فکر میکنید؟ ..

    در همین محیطای مجازی چقدر بادلیل و بی دلیل به خودمان بد میگوییم و لذت میبریم.
    به خودمان فحش میدهیم و کیف می کنیم و میخندیم.

    شما هیچ‌کنترلی بر دنیای اطراف و سیاست ندارید
    پس به فکر خود و خانواده خود باشید
    و از امروز از این شکنجه گاه ذهنی خارج شوید

    ویرایش توسط حسنعلی ابراهیمی سعید : 24-01-2020 در ساعت 20:12
    امضاء

  11. تشكر

    طهورا (24-01-2020)

  12. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    69
    صلوات
    2514
    دلنوشته
    2
    شادی روح مطهر همه مادران؛ خصوصا مادر خانم فامطمی عزیز
    تشکر
    143
    مورد تشکر
    88 در 40
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    جنگ را
    دوست ندارم
    انگار تمام جنگ های عالم
    بر سر باورهایی ست
    که جز زنجیر
    بر دست و پای آدمی نبوده اند
    باورهایی که
    فریاد آزادی سر می دهند
    اما انسان را به اسارت می کشند
    و چون چماقی
    در دست قدرتمندان می گردند


    جنگ را
    دوست ندارم
    کاش می شد من و تو
    در آغوش هم
    با بوسه ای
    تمام جنگ های جهان را
    به صلح می رساندیم
    و در بسترمان
    با تمام عقاید گوناگون
    همبستر می شدیم
    تا عشق را به وحدت برسانیم

    جنگ را
    دوست ندارم
    پیامبر من
    صدای صادقانه ی قلب کوچکی ست
    که نه مسلمان است نه مسیحی
    نه یهودی است و نه بهایی
    نه تندرو است نه محافظه کار
    نه جنگ طلب است و نه جنایتکار
    و نه قصد دارد که جهان را
    در پنجه های خود بگیرد
    و می دانم
    که تنها عاشق است
    و قلبش برای تک تک انسان ها
    با عشق می طپد

    جنگ را
    دوست ندارم
    دین من
    سجده بر چشمان عاشق توست
    و مذهب من
    طعم شیرین بوسه های تو
    و کتاب من
    عشق است
    که نه تنها بر شهرها هجوم نمی برد
    و دست به تیر و تفنگ نمی برد
    که دوست دارد
    دست در دست من
    در میدان های عمومی
    به جای دیدن اعدام
    یک شب را تا سحر برقصد

    جنگ را
    دوست ندارم
    از آوارگی
    از قتل و خونریزی
    از کشتارهای فرقه ای
    از جنگ های عقیدتی
    همیشه بیزار بوده ام
    و دلم می خواسته است
    بر نگاه زیبای پسر بچه ای زیبا
    که بازیگوشی می کند
    سجده کنم

    جنگ را
    دوست ندارم
    از زندان و شکنجه
    از اعدام و چپاول
    از ظلم و ستم
    از جبر و تحمیل
    از خفقان و استبداد
    همیشه نفرت داشته ام
    و دلم می خواسته است
    شاخه ای گل
    بر موهای دختری زیبا بنشانم
    که بر لباس زیبای عروسی اش
    پولک دوزی می کند

    جنگ را
    دوست ندارم
    اما آزادی را
    عدالت را
    دوست دارم
    و دلم می خواهد
    تمام مردم دنیا
    با هر عقیده و فکری
    در کنار هم
    آزاد و دوست
    با صلح و برابری زندگی کنند


    امضاء


  13. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    69
    صلوات
    2514
    دلنوشته
    2
    شادی روح مطهر همه مادران؛ خصوصا مادر خانم فامطمی عزیز
    تشکر
    143
    مورد تشکر
    88 در 40
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    امضاء


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی