صفحه 11 از 11 نخستنخست ... 7891011
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 110

موضوع: جایگاه رزق انسان در هستی

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #101

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13830
    نوشته
    328
    تشکر
    19
    مورد تشکر
    20 در 16
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    از چه موقعی شغل پرستاری برای پرستاران مسئله شد؟ از وقتی که پرستاری به جای زندگی، کار و وسیله زنده ماندن شد و اساساً ارزش کارها به پولی شد که به دست می آورند، دیگر جمله رسول خدا صلی الله علیه و آله که می فرمایند: دنیا را به اهلش واگذارید، از موضوع افتاد و همه مردم اهل دنیا شدند، منتها با شغل های متفاوت. روز معلّم، روز پرستار، روز مادر، این ها خبر از ورشکستگی فرهنگ معلّم، مادر و پرستار می دهد، یعنی معلّم در معلّمی اش مسئله دار شده است و نمی تواند معلّمی اش را زندگی اش ببیند. می خواهند تبلیغ معلّمی را بکنند تا ارزش آن برگردد، در حالی که در این تبلیغ باز ارزش معلّمی را به پولی که به او می دهند می بینند و نه به آن زندگی نابی که به معلّم برمی گردد. شما هرگز ندیده اید نان را تبلیغ کنند، چون نیاز ضروری مردم است. چیزی که زندگی ما شد که تبلیغ

    ص: 155



    1- نهج الفصاحه، حدیث شماره 414.

    نمی خواهد. چیزهایی را تبلیغ می کنند که از زندگی بریده است و جزء زندگی نیست، می خواهند با تبلیغات آن ها را به زندگی بچسبانند. اگر کار تدریس و معلّمی، برای معلم زندگی نبود، باید دائم تبلیغش را بکنند شاید برای ادامه کار انگیزه پیدا کند. اگر مادری برای مادر زندگی نبود، باید تبلیغش را بکنی که مادری خوب است و خوب است که مادران به مادری خود دلگرم باشند.
    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #102

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13830
    نوشته
    328
    تشکر
    19
    مورد تشکر
    20 در 16
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    تازه اوّل ماجرا است چون مادر، داشت مادری اش را می کرد و خیلی هم خوب مادری می کرد، و آن را زیباترین دوره زندگی اش می دانست. مشکلی که به وجود آمد این بود که انسان معنی زندگی کردن را از دست داد، چون ابتدا تعادل توحیدی اش را از دست داد، زندگی کردن را گم کرد و در نتیجه همه آنچه را قبلاً زندگی می پنداشت اکنون بی فایده می بیند و پول درآوردن مقصد و مقصودش شد و فکر کرد خداوند به دست آوردن رزق را به دوش انسان گذارده و لذا زندگی اش برای رزق درآوردن است و دیگر هیچ. چنین انسانی دیگر نمی بیند رزق درآوردن برای چه هدفی باید باشد، خود رزق درآوردن مقصد و مقصود انسان می شود و انسان در این حالت به سوی ناکجاآباد همواره در حرکت است و در این مسیر انواع رقابت ها و تنگناها را برای دیگران به وجود می آورد تا خودش را از تنگنا در آورد. و زندگی را برای همدیگر آنچنان تنگ می کنند که حتّی همسر و فرزند که یکی از فرازهای زیبای زندگی است، عامل تهدید زندگی می شوند و یک نحوه فرزندکشی در جامعه رایج می شود و اینجاست که قرآن می فرماید: «وَلاَ

    ص: 156

    تَقْتُلُواْ

    أَوْلادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلاقٍ»(1) آدم ها! فرزندانتان را به جهت فقر نکشید، «نَّحْنُ

    نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاکُم» ما رزق آن ها و شما را می دهیم. خدا آن قدر لطف دارد که گاهی سر نخ را نشان می دهد، می گوید ما رزق آن ها و شما را می دهیم، چون وقتی فکر کردیم خودمان عامل تهیه رزق هستیم: اوّلاً؛ سخت بُخل می ورزیم. ثانیاً؛ اگر نان خور کمتر داشته باشیم خوشحال می شویم. در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله که قاعده رزق را در عالم می دانند، می فرمایند: «اگر بر خدا توکّل کنید -آن طور که حقّ توکّل است- حتماً رزق شما را می رساند، همچنان که رزق پرندگان را می رساند، صبحگاهان گرسنه از لانه خارج می شوند و شامگاهان سیر برمی گردند.»(2)

    آری؛ در توکّل انسان به خدا اطمینان دارد و در آغوش گرم این توکّل زندگی می کند و بیش از آن که امیدش به مردم باشد به خداوند است، چنانچه رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: «عَلَیْکَ بِالْیَأْسِ مِمّا فِی اَیْدِی النّاس»(3) یعنی؛ بر تو است که نسبت به آنچه در دست مردم است مأیوس باشی و به آنچه نزد خداست امید داشته باشی. آیا جز این است که با چنین روحیه ای انسان به راحتی زندگی می کند و در این حالت فشار حرص و طمع که زندگی او را ساقط می کند از بین می رود؟ چنانچه رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: «اَبَیَ اللهُ اَنْ یَرْزُقَ عَبْدَهُ الْمُؤْمِنَ اِلّا مِنْ حَیْثُ لایَحْتَسِبْ»(4) یعنی

    ص: 157



    1- سوره هود، آیه6.

    2- نهج الفصاحه، حدیث شماره 2310.

    3- نهج الفصاحه، حدیث شماره 1985.

    4- نهج الفصاحه، حدیث شماره 13.
    خداوند اِبا دارد رزق بنده مؤمن خود را به او برساند مگر از جایی که او انتظار ندارد، چون چنین بنده ای بیش از آن که به خود امیدوار باشد به مدیریت خداوند امیدوار است و می داند در این نظام گسترده الهی، جایی هم برای او و زندگی او باز کرده اند
    امضاء


  4. Top | #103

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13830
    نوشته
    328
    تشکر
    19
    مورد تشکر
    20 در 16
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    روش جدید قتل فرزندان



    قرآن فرمود: «إنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْأً کَبِیرًا» یعنی؛ این که آن ها فرزندان خود را به جهت فقر به قتل می رسانند خطای بزرگی است، چون تحلیل آن ها از مسیر رزق غلط است. حال می خواهم عرض کنم وقتی شما عزیزان برای آینده فرزندانتان تصمیم می گیرید، اگر در رابطه با نگرانی از رزقشان، استعدادهای انسانی شان را در حدّ به دست آوردن رزق محدود کردید، این همان خطای بزرگ قتل فرزند است. فرزندکشی انواعی دارد. یک وقت می گویی: بابا! تو باید در این رشته تحصیلی یا دانشگاهی قبول شوی، چون بازارِ کار دارد و دچار گرسنگی و گدایی نمی شوی. شما در واقع داری او را می کشی. در صورتی که قرار شد این آدم وظیفه انسانی اش را در زیر آسمان به عنوان یک زندگی الهی انجام دهد، خدا رزقش را می دهد. شما با این پیشنهاد، او را دعوت به زندگی نکردی، بلکه او را به فرار از فقر دعوت کردی و او را از فقر ترساندی. در حالی که قبلاً عرض شد؛ شیطان انسان ها را از فقر می ترساند تا از وظیفه اصلی شان باز دارد.

    ص: 158

    زندگی غربی عبارت است از فرار از فقر اقتصادی. این؛ همه زندگی امروزینِ جهان غرب است. چیز عجیبی است، چه شد غرب زندگی اش به این روز افتاد که همه کارش فرار از فقر مادّی شد و هیچ هدفی را ماوراء آن نمی شناسد. امیدوارم مردم ما به مولایشان امیر المؤمنین علیه السلام اقتدا کنند که زندگی برایشان چیز دیگری است هر چند نخل هم می کارد و عملگی هم می کند. لازم است که فرزندانمان را در انتخاب شغل به ترس و وحشت از فقر نیندازیم. این روش خوبی نیست که بنده و جنابعالی زندگی مان فقط این باشد که یک چیزی دربیاوریم که از گرسنگی نمیریم. نه! وظیفه ما این است که زندگی کنیم، رزقمان هم می رسد.

    قالَ الْحُسَیْنِ علیه السلام : «لِرَجُلٍ یَا هَذَا لا تُجَاهِدْ فِی الرِّزْقِ جِهَادَ الْغَالِبِ وَ لَا تَتَّکِلْ عَلَی الْقَدَرِ اتِّکَالَ مُسْتَسْلِمٍ فَإِنَّ ابْتِغَاءَ الرِّزْقِ مِنَ السُّنَّهِ وَ الْإِجْمَالَ فِی الطَّلَبِ مِنَ الْعِفَّهِ وَ لَیْسَ الْعِفَّهُ بِمَانِعَهٍ رِزْقاً وَ لَا الْحِرْصُ بِجَالِبٍ فَضْلاً وَ إِنَّ الرِّزْقَ مَقْسُومٌ وَ الْأَجَلَ مَحْتُومٌ وَ اسْتِعْمَالَ الْحِرْصِ جَالِبُ الْمَآثِمِ»(1)

    امضاء


  5. Top | #104

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13830
    نوشته
    328
    تشکر
    19
    مورد تشکر
    20 در 16
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    امام حسین علیه السلام به مردی فرمود: ای مرد! در طلب رزق نه آنچنان تلاش کن که همه تلاش تو طلب رزق باشد، و نه آنچنان کار را به تقدیر واگذار که دست بسته تسلیم شوی، چرا که طلب رزق، سنت است و حریص نبودن، از عفت، و عفت ورزیدن در طلب رزق موجب نمی شود که رزق از تو منع شود و نه این که حرص موجب شود که اضافه تر به دست آید. رزق تقسیم شده است و اجل هرکسی حتمی است و حرص زدن در رزق زمینه ایجاد گناه است.

    ص: 159




    1- مستدرک الوسائل، ج 13، ص 35.

    ملاحظه فرمودید که طبق سخن حضرت امام حسین علیه السلام، ما برای هدفی بالاتر به این دنیا آمده ایم، حالا یا برای رسیدن به آن هدف، خداوند مقدّر کرده است زندگی ما با تنگی معیشت همراه باشد و یا با فراخی معیشت، هر چه خدا خواسته همان به نفع ماست و چون در تنگی معیشت ظاهراً کار سخت تر است، ارزش آن هم بیشتر است، لذا است که رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: «لِیُبْشِرْ فُقَراءَ الْمُؤْمِنینَ بِالْفَراغِ یَوْمَ الْقِیامَهِ قَبْلَ الْأَغْنِیاءَ بِمِقْدارِ خَمْسَمِأَهِ عامٍ، هؤُلاءِ فِی الْجَنَّهِ یُنْعِمُونَ وَ هؤُلاءِ یُحاسَبُون»(1) یعنی؛ مؤمنان فقیر را بشارت باد که آن ها در روز قیامت به اندازه پانصدسال زودتر از اغنیاء از محاسبه فارغ می شوند، آنان در بهشت متنعم اند و اغنیاء حساب پس می دهند. پس طبق این روایت معلوم نیست تنگی رزق در نهایت، مزاحم حیات معنوی ما باشد بلکه در ورود به حیات معنوی سرعت می بخشد.

    می فرماید: فرزندانتان را از ترس فقر نکشید، خواه از نظر بدن، خواه از نظر انسانیت. کمالات معنوی شان را فدای تهدید فقر نکنید، از ترس فقرِ موهوم آن ها را از کمالات واقعی محروم ننمایید. این نوع نگاه کردن به زندگی که نگران رزق فرزندانتان باشید، دائماً بدن فرزندانتان را می لرزاند، این هم یک نوع کشتن است، در حالی که دین به شما می گوید: نه خودتان را از ترس فقر بکشید و نه فرزندانتان را، بگذارید زندگی کنند، زندگی ماورای نان و آب است. زندگی همان بندگی است. تمام وجود ما بنده بودن است، فقط هم باید بنده خدا باشیم، با این دید دیگر تمام ابعاد

    ص: 160




    1- نهج الفصاحه، حدیث شماره 2369.

    روحی انسان متعادل می شود و در صراط مستقیم به سوی هدف متعالی خود سیر خواهد کرد.

    امضاء


  6. Top | #105

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13830
    نوشته
    328
    تشکر
    19
    مورد تشکر
    20 در 16
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    نگران کم و زیاد بودن دنیا و ضررهای آن نباید بود، چراکه جایگاه دنیا در کلّ حیات ما، جایگاه بسیار محدود و موقتی است و لذا سود و زیانش هم به اندازه خودش است. به گفته حافظ:

    سوداگرانِ

    عالم پندار را بگو

    سرمایه کم کنید که سودوزیان یکی است

    چون این عالم، عالم پندار است و نه حقیقت، مثل عالم خواب. حالا اگر شما در خواب سرمایه دار باشید و یا فقیر باشید، چه نقشی در بیداری ما دارد، لذا است که می فرماید: «سرمایه کم کنید که سود و زیان یکی است.»

    پیامبرخدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: «اَغْبَطُ النّاسِ عِنْدی مُؤْمِنٌ خَفیفُ الْحاذِّ ذُو حَظٍّ مِنْ صَلاهٍ وَ کانَ رِزْقُهُ کَفافاً، فَصَبَرَ عَلَیْهِ حَتّی یَلْقَی اللهَ وَ اَحْسَنَ عِبادَهَ رَبِّهِ وَ کانَ غامِضاً فِی النّاسِ عَجَلَتْ مَنِیَّتُهُ وَ قَلَّ تُراثُهُ وَ قَلَّتْ بَواکِیْه»(1)

    یعنی؛ خوشبخت ترین مردم -که مورد غبطه بقیه باید باشد- مؤمنی است که متعلّقات دنیایی اش کم است و از نمازش بهره زیاد می برد، و رزقش در حدّ کفاف است و بر همان رزق محدود -بدون آن که تلاش کند و آن را بیشتر کند- صبر می کند تا خدا را ملاقات کند، عبادت پروردگار خود را به نیکی انجام می دهد در حالی که بین مردم گمنام است، مرگش در حالی فرا می رسد که ارث باقی مانده از او قلیل و گریه کنندگانش انگشت شمارند. این نوع نگاه به دنیا موجب می شود انسان افق جانش را در

    ص: 161




    1- نهج الفصاحه، حدیث شماره 371.

    گستره دیگری از حیات که آن حیات ابدی است، سیر دهد و همواره در عالَمی ماوراء این دنیا زندگی کند، این آدم ها آن قدر که از ضرر قیامتیِ خود می ترسند، از ضررهای دنیایی خود هراس ندارند. رسول خدا صلی الله علیه و آله در همین رابطه می فرمایند: «اِنَّ اَبْغَضَ عِبادِ اللهِ اِلَی اللهِ الْعِفْریتُ الْنِفْریتُ الَّذی لَمْ یُرْزَأْ فی مالٍ وَ لا وَلَدٍ»(1) یعنی؛ منفورترین بندگان خدا در نزد خدا شخص سرکشی است که در مال و فرزند مصیبت ندیده باشد. چون ظرفیت چنین ضررهایی را ندارد، لذا سخت دنیا را گرفته که ریالی از آن از دستش نرود، چراکه تمام مقصد و مقصود خود را دنیا می داند. آیا این آدم به واقع و در حقیقت باید خود را زرنگ بداند؟! در حالی که جدّی ترین ابعاد زندگی را رها کرده و برای آن هیچ کاری نمی کند. به گفته مولوی:

    روزمرگ این حسِّ تو باطل شودنور

    جان داری که یار دل شود؟در

    لَحَد کاین چشم را خاک آکندهست

    آنچه گُود را روشن کند؟

    آن زمان کاین دست

    وپایت بر دَرَدپرّ

    و بالت هست تا جان بر پرد؟
    امضاء


  7. Top | #106

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13830
    نوشته
    328
    تشکر
    19
    مورد تشکر
    20 در 16
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    عاقلان واقعی برای این دو روزه دنیا به اندازه خودش تلاش می کنند و نسبت به آخرت خود به این دنیا بی رغبت هستند و زهد پیشه می کنند.

    پیامبرخدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: «اَشْرَفُ الزُّهْدِ اَنْ یَسْکُنَ قَلْبُکَ عَلی ما رُزِقْتَ وَ اِنَّ اَشْرَفَ ماتَسْألُ مِنَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ الْعافِیَهُ فِی الدّینِ وَ الدُّنْیا»(2) یعنی؛ بهترین بی رغبتی و زهد نسبت به دنیا آن است که از آنچه داری خشنود

    ص: 162




    1- نهج الفصاحه، حدیث شماره 573.

    2- نهج الفصاحه، حدیث شماره 308

    بوده و مضطرب بیشتر داشتن دنیا نباشی، و بهترین چیزی که شایسته است انسان از خدا بخواهد، عافیت دین و دنیا است. تا به بهترین نحو زندگی را به انتها برساند و به بهترین نحو وظیفه اش را نسبت به دین خدا عمل نماید. در چنین حالتی است که مؤمن به تجربه می یابد آن قدر که دارایی ها و نعمت ها زمینه لغزش را فراهم می کنند، محدودیت های اقتصادی او را به چنین خطراتی نمی اندازد و در رابطه با همین تجربیات است که رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: «لَیْسَ بِمُؤْمِنٍ مُسْتَکْمِلِ الْایمان مَنْ لَمْ یَعُدِ الْبَلاءَ نِعْمَهً وَ الرِّخاءَ مُصیبَهً»(1) یعنی؛ هر کس بلا را نعمت، و گشایش و فراوانی را مصیبت نداند ایمانش کامل نیست. چون سال ها تجربه معنوی نیاز است که انسان ایمانش کامل شود و یکی از آن تجربه های معنوی رسیدن به چنین مطلبی است که می بیند هرگاه برای او بلایی آمد، آن بلا دریچه نعمت است و هر وقت او را گشایشی حاصل شد، بستر مصیبت او فراهم شده است.
    امضاء


  8. Top | #107

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13830
    نوشته
    328
    تشکر
    19
    مورد تشکر
    20 در 16
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    سیری در روایات مربوط به رزق

    ملاحظه فرمودید که بحث رزق و آیات و روایات مربوط به آن چقدر زیبا به ما توصیه می کند که در طلب رزق حریص نباشید و آرام آرام ما را آماده می کند که زیادی رزق را رجحانی در زندگی زمینی برای خود نپنداریم تا آن جا که یک مرتبه رسول خدا صلی الله علیه و آله سخن و رهنمود را تا جایی اوج دادند که: «هرکس بلا را نعمت، و گشایش و فراوانی را مصیبت

    ص: 163




    1- نهج الفصاحه، حدیث شماره 2391.

    نداند، ایمانش کامل نیست». خدا می داند بر انسان بصیر این حرف چقدر بزرگ است. کسی که متوجه است پروردگار عالَم در رابطه با تعامل با بندگانش راه و رسم خاص دارد می فهمد پیامبرخدا صلی الله علیه و آله چه نکته ارزنده ای را با او در میان گذارده اند.
    شما بحمدالله در ابتدای مباحث رزق، زمینه هایی را شناختید که تعمق و تأمل بر آن زمینه ها، بسیاری از وَهمیات را از ذهن شما زدود و آماده این سخن اخیر شدید، در نتیجه رمز و راز پریشانی زندگی بشر امروز برایتان آشکار شد، دیگر از بحث روایات مربوط به جایگاه رزق در زندگی انسان ها ساده نخواهید گذشت و هرکدام از آن ها را دریچه ای به سوی بصیرت حقیقی خواهید یافت. لذا با چنین آمادگی اجازه دهید که تعدادی از روایات رزق را در ادامه مطرح کنیم و شما هم با حوصله بر محتوای آن ها تأمل بفرمایید، باشد که ان شاءالله گشایشی در قلب شما فراهم شود و آن بصیرت لازم را به دست آورید
    امضاء


  9. Top | #108

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13830
    نوشته
    328
    تشکر
    19
    مورد تشکر
    20 در 16
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    نشانه های محبت خدا

    قالَ الصَّادِقُ علیه السلام : «أَنَّهُ قَالَ إِذَا أَحَبَّ اللَّهُ عَبْداً أَلْهَمَهُ الطَّاعَهَ وَ أَلْزَمَهُ الْقَنَاعَهَ وَ فَقَّهَهُ فِی الدِّینِ وَ قَوَّاهُ بِالْیَقِینِ وَ اکْتَفَی بِالْکَفَافِ وَ اکْتَنَی بِالْعَفَافِ وَ إِذَا أَبْغَضَ اللَّهُ عَبْداً حَبَّبَ إِلَیْهِ الْمَالَ وَ بَسَطَ لَهُ وَ أَلْهَمَهُ دُنْیَاهُ وَ وَکَلَهُ إِلَی هَوَاهُ فَرَکِبَ الْعِنَادَ وَ بَسَطَ الْفَسَادَ وَ ظَلَمَ الْعِبَادَ».(1)
    ص: 164
    ________________________________________
    1- مستدرک الوسائل، ج 13، ص 36.
    امام صادق علیه السلام فرمودند: چون خداوند بنده ای را دوست بدارد، طاعت پروردگار را به او الهام می کند، و او را با قناعت همراه می گرداند و او را در فهم دین عمیق می کند و با یقین در دین، او را قدرت می بخشد و از کفاف برخوردارش می کند و در عفاف او را می پوشاند. و چون بر بنده ای غضب کند، او را مال دوست می کند و مال او را گسترش می دهد، و دنیایش را به او الهام می کند و او را به هوسش می سپارد، پس او بر مرکب عناد و سرپیچی سوار می شود و بساط فساد و ظلم بر بندگان را می گستراند.
    شما به فرمایش امام صادق علیه السلام در روایت فوق توجه عمیق بفرمایید و ببینید چگونه حضرت ملاک های کمال و خواری را ارزیابی می کنند. حوزه محبت خدا را طاعت و قناعت و تعمق در دین و قوّت یقین به حقایق معنوی و کفاف داشتن و عفاف، می دانند. و برعکسِ آن، حوزه غضب الهی را مال دوستی و وسعت مال و الهام دنیا و هوس زدگی می دانند. بر اندیشمند بصیر کافی است با توجه به این روایت ارزیابی های خود را در زندگی تصحیح نماید.

    امضاء


  10. Top | #109

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13830
    نوشته
    328
    تشکر
    19
    مورد تشکر
    20 در 16
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ریشه پریشانی زندگی ها

    عن ابی جعفر علیه السلام قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله یقول الله عزّ و جلّ:
    وَ عِزّتی وَ جَلالی وَ عَظمتی وَ کبریایی و نُوری وَ عُلُوّی و ارتفاع مکانی لا یؤْثِرُ عَبْدٌ هَواهُ عَلی هَوای الاّ شَتَّتْتُ علیه اَمرَهُ وَ لَبَّسْتُ علیه دُنیاهُ وَ شَغَلْتُ قلبَه بِها وَ لَمْ اُوتِهِ منها اِلاّ ما قَدَّرْتُ لَه.
    ص: 165
    وَ عِزّتی وَ جَلالی وَ عَظمتی وَ کبریایی و نُوری وَ عُلُوّی و ارتفاع مکانی لا یؤثِرُ عبدٌ هَوایَ عَلی هَواهُ اِلاّ اسْتَحْفَظَتْهُ مَلائِکَتی و کَفَّلْتُ السَّماواتِ وَ الأرَضینَ رِزْقَه وَ کُنْتُ لَهُ مِنْ وَراءِ تِجارَهِ کُلّ تاجِرٍ وَأتَتْهُ الدّنیا وَ هِیَ راغِمهٌ.(1)
    حضرت باقر علیه السلام می فرمایند: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند که خداوند می فرماید: به عزت و جلالم و عظمت و کبریائی و نور و عُلوّ و برتریِ موقعیتم قسم، هرگز بنده ای خواست خود را بر خواست من مقدم نمی کند مگر آن که امورش را پریشان و دنیایش را به هم ریخته، و قلبش را به آن مشغول کرده و از دنیا به او نمی رسانم مگر آنچه برایش مقدّر کرده ام.
    و به عزت و جلالم و عظمت و کبریائی و نور و عُلوّ و برتری مقامم سوگند، هیچ بنده ای خواست من را بر خواست خود مقدم نمی کند مگر این که ملائکه ام او را محافظت می کنند و آسمان ها و زمین ها را کفیل رزقش قرار می دهم و برای او برتر از تجارت هر تاجری خواهم بود و دنیا در عین تواضع به سوی او می رود.
    حال شما طبق روایت فوق ارزیابی کنید وقتی خدایی که در عالم، حضور و تدبیر همه جانبه دارد همراه با ملائکه الله کفیل امور بنده اش شود این بنده چگونه زندگی خواهد کرد و توجه داشته باشید در فرهنگ و تمدن اسلامی چگونه فضای تعالی انسان ها فراهم می شود و در نقطه مقابل، چگونه بشر با محور قراردادن میلِ خود به جای حکم خدا، به روزگار
    ص: 166
    ________________________________________
    1- کافی، ج 2، ص 335.
    پریشانی برای خود و جامعه دامن خواهد زد. آیا بر انسان بصیر لازم نیست برای نجات خود و جامعه در نهادینه کردن فرهنگی که امثال روایت فوق متذکر می شود اقدام نماید؟

    امضاء


  11. Top | #110

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13830
    نوشته
    328
    تشکر
    19
    مورد تشکر
    20 در 16
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    رزق حرام، همان رزق توست که آن را حرام کردی
    قال الرضا علیه السلام : « اتَّقِ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ وَ أَجْمِلْ فِی الطَّلَبِ وَ اخْفِضْ فِی الْکَسْبِ وَاعْلَمْ أَنَّ الرِّزْقَ رِزْقَانِ فَرِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ یَطْلُبُکَ فَأَمَّا الَّذِی تَطْلُبُهُ فَاطْلُبْهُ مِنْ حَلالٍ فَإِنَّ أَکْلَهُ حَلَالٌ إِنْ طَلَبْتَهُ فِی وَجْهِهِ وَ إِلاّ أَکَلْتَهُ حَرَاماً وَ هُوَ رِزْقُکَ لابُدَّ لَکَ مِنْ أَکْلِهِ».(1)
    امام رضا علیه السلام می فرمایند: در طلب رزق تقوا پیشه کن و به اختصار راضی باش و در کسب مال، دستِ پایین را بگیر و بدان که رزق دو نوع است؛ رزقی که به دنبال تو است و رزقی که تو به دنبال آن هستی، پس آن رزقی که تو به دنبال آن هستی، از طریق حلال آن را دنبال کن که اگر آن را از راه درست طلب کرده باشی برایت حلال است و إلاّ اگر از راه حرام به دست آورده باشی، استفاده از آن حرام است، از طرفی آن رزق تو است - چه حلال، چه حرام - و حتماً تو از آن استفاده خواهی کرد.
    ملاحظه می فرمایید چگونه حضرت رضا علیه السلام در آخر این روایت تأکید می کنند آن رزقی هم که به صورت حرام مصرف کرده ای چیزی جز رزق تو نبوده است مگر این که آن را به صورت حرام به دست آوردی و مصرف نمودی و در نتیجه حالا باید حساب حرام خواریِ آن را بدهی
    ص: 167
    ________________________________________
    1- مستدرک الوسائل، ج 13، ص 27.
    لذا است که در حدیث ذیل وجود مقدس پیامبر صلی الله علیه و آله ما را متذکر همین نکته اخیر می کنند و می فرمایند:
    «أَلا إِنَّ الرُّوحَ الْأَمِینَ نَفَثَ فِی رُوعِی أَنَّهُ لا تَمُوتُ نَفْسٌ حَتَّی تَسْتَکْمِلَ رِزْقَهَا فَاتَّقُوا الله وَ أَجْمِلُوا فِی الطَّلَبِ وَ لا یَحْمِلَنَّکُمُ اسْتِبْطَاءُ شَیْ ءٍ مِنَ الرِّزْقِ أَنْ تَطْلُبُوهُ بِشَیْ ءٍ مِنْ مَعْصِیَهِ اللهِ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی لا یُنَالُ مَا عِنْدَهُ إِلاّ بِطَاعَتِهِ، قَدْ قَسَّمَ الْأَرْزَاقَ بَیْنَ خَلْقِهِ فَمَنْ هَتَکَ حِجَابَ السَّتْرِ وَ عَجَّلَ فَأَخَذَهُ مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ قُصَّ بِهِ مِنْ رِزْقِهِ الْحَلَالِ وَ حُوسِبَ عَلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ».(1)
    یعنی: بدانید که جبرائیل در روح من دمید که هیچ کس نمی میرد مگر این که رزقش را به طور کامل به دست می آورد، پس تقوای الهی پیشه کنید و در طلب رزق، حریص نباشید و دیر رسیدن رزق، شما را جهت به دست آوردن آن به معصیت خدا نیندازد، چرا که آنچه در نزد خدای تعالی است به دست نمی آید مگر به طاعت، حقیقت این است که خداوند ارزاق را بین خلقش تقسیم نمود، پس هرکس به حریم الهی بی حرمتی کند و عجله نماید و از طریق غیر حلال آن را به دست آورد، رزق حلالش قطع می شود در حالی که حساب آن رزق حرام را باید در قیامت پس دهد.
    در انتهای روایت فوق می فرمایند: اولاً: چیزهایی از معنویت و تعالی در نزد خدا هست که شرط رسیدن به آن ها اطاعت از خدا است و عدم رعایت حلال و حرام موجب خروج از طاعت است. ثانیاً: هر اندازه که
    ص: 168
    ________________________________________
    1- مستدرک الوسائل،ج 13، ص 28.
    انسان از رزق حرام مصرف کند به همان اندازه از رزق حلالش کم می گذارند. ثالثاً: این طور نیست که حالا به جای رزق حلال از رزق حرام مصرف کرده و دیگر هیچ، بلکه «حُوسِبَ عَلَیْهِ یَوْمَ الْقِیامه» یعنی؛ روز قیامت نسبت به آن رزق حرام باید حساب پس دهد.
    حرص های سرگردان بی نتیجه
    عَنْ أَبِی عَبْدِاللهِ علیه السلام «قَالَ لَوْ کَانَ الْعَبْدُ فِی جُحْرٍ لَأَتَاهُ رِزْقُهُ فَأَجْمِلُوا فِی الطَّلَبِ».(1)
    امام صادق علیه السلام می فرمایند: اگر بنده ای در سوراخی باشد، رزق او به او خواهد رسید، پس در طلب آن حریص نباشید.
    قَالَ علی علیه السلام : «خُذْ مِنَ الدُّنْیَا مَا أَتَاکَ وَ تَوَلِّ عَمَّا یَتَوَلَّی عَنْکَ فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ فَأَجْمِلْ فِی الطَّلَبِ».(2)
    حضرت علی علیه السلام می فرمایند: از دنیا به همان اندازه که پیش می آید بگیر، و از آن مقدار که از تو روی برمی گرداند، روی برگردان، و اگر روی بر نمی گردانی، لااقل نسبت به آن حریص مباش.
    آری در این دو حدیث تأکید بر روی «اجمال در طلب رزق» است. این توصیه به خودی خود، فکر و فرهنگی را به همراه دارد، چون وقتی حجاب ظلمانیِ حرصِ در رزق دریده شد، چشم دل به حقایقی بزرگ بینا می شود و لذا بی سبب نیست که در حدیث اول امام صادق علیه السلام می فرمایند:
    ص: 169
    ________________________________________
    1- مستدرک الوسائل،ج 13 ص، 28.
    2- همان.
    «حتی اگر انسان در سوراخی هم باشد رزق او به او می رسد». و در حدیث دوم امیرالمؤمنین علیه السلام تأکید می فرمایند: «آن مقدار از رزق که از تو روی می گرداند، تو نیز از آن روی بگردان» چون در چنین حالتی جهت قلب به مقامات عالی تری سیرمی کند، آیا بر انسان بصیر لازم نیست این توصیه های اساسی را به کار بندد و از ظلمات حجابِ حرصِ در رزق، قلب خود را آزاد نماید؟
    حرصِ در رزق، عامل غفلت از قیامت
    قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله : «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ الرِّزْقَ مَقْسُومٌ لَنْ یَعْدُوَ امْرُؤٌ مَا قُسِّمَ لَهُ فَأَجْمِلُوا فِی الطَّلَبِ وَ إِنَّ الْعُمُرَ مَحْدُودٌ لَنْ یَتَجَاوَزَ أَحَدٌ مَا قُدِّرَ لَهُ فَبَادِرُوا قَبْلَ نَفَاذِ الْأَجَلِ وَ الْأَعْمَالِ الْمَحْصِیَّهِ».(1)
    رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: ای مردم! رزق تقسیم شده است، هرگز انسان از آن چه برایش تقسیم شده بیشتر نمی یابد، پس در طلب رزق حریص نباشید، که عمر شما محدود است، پس قبل از این که اجل برسد و اعمال محاسبه شود به کار نیک مبادرت ورزید.
    ملاحظه می فرمایید که رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از این که تذکر می دهند رزق، مقسوم و قسمت شده است و بر اجمال در طلب رزق تأکید می کنند، ما را متوجه اصل مطلب در عرصه زندگی می نمایند و می فرمایند: عمر محدود است و پس از این عمرِ محدود مائیم و اَبدیت ما و اعمالی که برای قیامت خود انجام داده ایم، چگونه انسان بصیر حاضر است در طلب
    ص: 170
    ________________________________________
    1- مستدرک الوسائل، ج 13، ص 29.
    رزق، خود را آنچنان مشغول کند که از آبادی ابدیت خود باز بماند! در حالی که اصل زندگی ما ابدیتِ ما است، و به واقع اگر از قیامت خود غافل شویم وَهم ما آنچنان قدرت می گیرد که همه زندگی ما را مشغول تهیه رزقِ بدن ما می گرداند.
    نتیجه هلاکت بار فخر
    قَالَ رسول الله صلی الله علیه و آله : «مَنْ طَلَبَ الدُّنْیَا حَلَالًا مُکَاثِراً مُفَاخِراً مُرَائِیاً لَقِیَ اللَّهَ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ هُوَ عَلَیْهِ غَضْبَانُ».(1)
    رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: هرکس دنیا را از راه حلال ولی زیادخواهانه و جهت فخر و چشم و هم چشمی طلب کند، خداوند را ملاقات می کند در حالی که خداوند بر او غضبناک است.
    اگر همین یک تذکر در مورد زیاده خواهی دنیا و رزق نبود، جا داشت که انسان بصیر سخت در طلب دنیا احتیاط به خرج دهد. ملاحظه بفرمایید که وجود مقدس رسول خدا صلی الله علیه و آله چگونه علت ملاقات بنده خدا را در حالی که خداوند نسبت به او غضبناک است، طلب دنیا از طریق حلال ولی برای فخر فروشی می داند. مگر غضبناکی خدا از انسان غضب همسایه و یا کاسب سرِ محل از انسان است که انسان بتواند جدای از آن ها با خود به سر برد؟ و مگر این غضب در چند روز دنیا است که انسان بگوید؛ بسیار خوب، بالاخره می گذرد؟ عزیز من! می فرماید: اگر کسی از طریق حلال – ونه از طریق حرام- امکانات دنیایی به دست آورد ولی نه صرفاً برای رفع
    ص: 171
    ________________________________________
    1- مستدرک الوسائل، ج 13، ص 32.
    حوائج زندگی، بلکه جنبه ای از زیاده خواهی و فخر و چشم و هم چشمی در آن باشد، خدا را ملاقات می کند در حالی که بر او غضبناک است. پناه به خداوند از چنین سرنوشتی.
    راه امیدواری
    عَنْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ علیه السلام : «أَنَّهُ قَالَ الرِّزْقُ یَسْعَی إِلَی مَنْ لا یَطْلُبُهُ».(1)
    امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: رزق می شتابد به سوی آن کسی که طالب آن نیست.
    و نیز می فرمایند: «الْأَرْزَاقُ لا تُنَالُ بِالْحِرْصِ وَ الْمُغَالَبَهِ».(2)
    ارزاق با حرص و چیرگی بر همدیگر به دست نمی آید.
    و نیز می فرمایند: «أَجْمِلُوا فِی الطَّلَبِ فَکَمْ مِنْ حَرِیصٍ خَائِبٌ وَ مُجْمِلٍ لَمْ یَخِبْ».(3)
    در طلب رزق حریص نباشید، که چه بسیار حریصی که ناامید شد و چه صرفه جو و کم طلبی که ناامید نشد.
    و نیز می فرمایند: «رِزْقُکَ یَطْلُبُکَ فَأَرِحْ نَفْسَکَ مِنْ طَلَبِهِ».(4)
    رزق تو به دنبال تو است، نفس خود را در طلب آن به زحمت مینداز.
    ص: 172
    ________________________________________
    1- مستدرک الوسائل، ج 13، ص 32.
    2- همان.
    3- مستدرک الوسائل، ج 13، ص 32.
    4- همان.
    و نیز می فرمایند: «سَوْفَ یَأْتِیکَ أَجَلُکَ فَأَجْمِلْ فِی الطَّلَبِ سَوْفَ یَأْتِیکَ مَا قُدِّرَ لَکَ فَخَفِّضْ فِی الْمُکْتَسَبِ».(1)
    به زودی مرگ تو فرا می رسد، پس در طلب رزق حرص به خرج مده، بالاخره آنچه برای تو تقدیر شده به تو می رسد.
    کمی به تذکرات امام الموحدین علیه السلام توجه بفرمایید که چگونه می فرمایند: اولاً؛ این قاعده عجیب در عالم را فراموش نکن که قصه رزق، قصه کسی است که اگر خیلی نازش را کشیدی شروع می کند به بی محلی کردن و اگر نسبت به آن بی توجه شدی، شروع می کند روی آوردن. لذا فرمود: رزق به سوی کسی که طالب آن نیست به سرعت روی می آورد. ثانیاً؛ رزق با حرص و رقابت با همکاران به دست نمی آید، فقط در راستای این رقابت های دنیایی، صورت وَهمیّه رشد می کند و جای نور ایمان و توکل را تنگ می کند. ثالثاً؛ ریشه ناامیدی ها، در حرصِ برای بیشتر به دست آوردن دنیا و رزق است، چرا که انسان بعد از مدتی می بیند تلاش هایش حاصلی در برنداشت، غافل از این که قاعده رزق، با بقیه امور متفاوت است. آری در علم و ایمان و قرب الهی میدان باز است و قاعده «لیس لِلْإِنْسان اِلاّ ما سَعی» جاری است و هرکس به اندازه تلاشی که بکند برخوردار می شود. پس ریشه ناامیدی اهل دنیا، حرص است برای داشتن دنیای بیشتر، و لذا امام علیه السلام می فرمایند: چه بسیار انسان هایی که با کمترین تلاش، امیدوارانه زندگی می کنند. رابعاً؛ می فرماید: «فَاَرِحْ نَفْسَکَ
    ص: 173
    ________________________________________
    1- مستدرک الوسائل، ج 13، ص 32.
    مِنْ طَلَبِهِ» یعنی؛ خود را نسبت به طلب رزق راحت نگه دار و نسبت به آن آسوده خاطر باش. آری! «مباد آن که ز احوال خود شوی غافل» و از توجه به قلب و ورود به عالم معنی غافل گردی و در تعالی آن نکوشی، آسوده خاطر باش و فرصت چند روزه دنیا را غنیمت شمار و در کسب معارف الهی و سیر به سوی حقایق معنوی تلاش کن، چرا که فرمود: «سَوفَ یَأتیکَ اَجَلُک....» به زودی مرگت فرا می رسد و خدای ناکرده در آن حال، قلب از حق فهمی و حق خواهی و حق بینی محروم است. این جاست که امام الموحدین علیه السلام می فرمایند: «سِتَّهٌ یُخْتَبَرُ بِهَا دِینُ الرَّجُلِ إِلَی أَنْ قَالَ وَ الْإِجْمَالُ فِی الطَّلَبِ».(1) یعنی؛ با شش چیز دین انسان امتحان می شود، تا آنجا که فرمود: و با حریص نبودن در طلب رزق.
    یعنی؛ آن کس که با این همه حرف هنوز نسبت به طلب رزق حریص است باید به ایمان خود شک کند و به قول آن حضرت: «عَجِبْتُ لِمَنْ عَلِمَ أَنَّ اللهَ قَدْ ضَمِنَ الْأَرْزَاقَ وَ قَدَّرَهَا وَ أَنَّ سَعْیَهُ لا یَزِیدُهُ فِیمَا قُدِّرَ لَهُ مِنْهَا وَ هُوَ حَرِیصٌ دَائِبٌ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ».(2)
    یعنی؛ در تعجبم از کسی که می داند خداوند رزق ها را ضمانت و تقدیر کرده، و تلاش او چیزی بر آنچه برای او تقدیر شده نمی افزاید و باز او در طلب رزق، خود را به زحمت می اندازد.
    ص: 174
    ________________________________________
    1- مستدرک الوسائل، ج 13، ص 33.
    2- همان.
    واقعاً هم جای تعجب دارد، که چگونه انسان ها از این همه تذکرات الهی غفلت می کنند و به سوی «هیچ» این همه سرعت گرفته اند. حضرت ندا سر می دهد که ای انسان ها: «لَیْسَ کُلُّ مُجْمِلٍ بِمَحْرُومٍ».(1) یعنی؛ هرگز آن کس که حرص نورزید، محروم نمی شود. پس چرا این همه حرص! حضرت با تمام وجود و از سر دل سوزی محض. می فرماید: «لَنْ یَفُوتَکَ مَا قُسِّمَ لَکَ فَأَجْمِلْ فِی الطَّلَبِ لَنْ تُدْرِکَ مَا زُوِیَ عَنْکَ فَأَجْمِلْ فِی الْمُکْتَسَبِ».(2) یعنی؛ «آنچه برای تو قسمت شده هرگز از تو فوت نمی شود، پس در طلب رزق حریص مباش، هرگز آنچه برای تو نیست به تو نمی رسد، پس در کسب مال، به اجمال بسنده کن». چرا که آن امام عزیز دریغشان می آید زندگی ما تماماً در زیر لگد طلب رزق نابود شود

    امضاء


صفحه 11 از 11 نخستنخست ... 7891011

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی