نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

موضوع: تفسیر سوره واقعه

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    279
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    111 در 47
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض تفسیر سوره واقعه

    امضاء


  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    279
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    111 در 47
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    سیمای سوره واقعه

    این سوره نود و شش آیه دارد و در مکه نازل شده است.

    یکی از نام های قیامت،واقعه است که در آیه اول این سوره از وقوع حتمی آن خبر داده شده و لذا این سوره«واقعه»نام گرفته است.

    اکثر آیات این سوره درباره ی قیامت و شرایط و حوادث آن و تقسیم مردم به دوزخی و بهشتی در آن روز بحث می کند.لذا تلاوت این سوره انسان را از غفلت بیرون می آورد.

    در آستانه مرگ عبداللّه بن مسعود،عثمان به عیادتش رفت و از او پرسید:از چه ناراحتی و چه آرزویی داری؟ گفت:از گناهانم ناراحتم و امید به رحمت پروردگار دارم.پرسید:آیا چیزی می خواهی به تو عطا کنم؟ گفت:نه،آن روز که نیاز داشتم محرومم کردی،الآن که از دنیا می روم چه نیازی دارم.عثمان گفت:

    پس اجازه بده چیزی به تو عطا کنم تا برای دخترانت به ارث بماند.

    او گفت:آنها هم نیازی ندارند.زیرا به دخترانم چیزی آموخته ام که هرگز نیازمند نمی شوند.به آنان سفارش کرده ام سوره واقعه بخوانند که از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم هر کس هر شب آن سوره را تلاوت کند،فقر و بدبختی به او نمی رسد[1]

    بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
    به نام خداوند بخشنده مهربان.

    إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَهُ«1» لَیْسَ لِوَقْعَتِها کاذِبَهٌ«2»
    آن گاه که آن واقعه(عظیم قیامت)روی دهد.که در واقع شدن آن دروغی نیست(و سزا نیست کسی آن را دروغ شمارد).

    خافِضَهٌ رافِعَهٌ«3» إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا«4»
    (آن واقعه)پایین آورنده و بالا برنده است(نظام خلقت را زیر و رو می کند و نااهلان را پایین و خوبان را بالا می برد).آن گاه که زمین به سختی لرزانده شود.

    وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا«5» فَکانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا«6»
    و کوه ها به شدّت متلاشی شوند.پس به حالت غبار پراکنده در آیند.

    نکته ها:


    * «خفض»به معنای فرو آوردن و به زیر کشیدن و«رفع»به معنای بالابردن و برافراشتن و «رج»به معنای لرزش شدید و تند و از جا کنده شدن است.

    * «بس»به معنای خرد شدن در اثر فشار شدید است و «هَباءً» به خاک نرم مانند غبار و ذرّات معلّق در هوا می گویند و«منبث»به معنای پراکنده است.

    * هر کجا وقوع امر و حادثه ای قطعی باشد،برای بیان آن می توان از فعل ماضی استفاده کرد.لذا بسیاری از آیات درباره قیامت،با فعل گذشته بیان شده است. «إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَهُ»

    چنانکه با دیدن سیل بزرگی که به سوی شهر حرکت می کند،می توان گفت:سیل شهر را برد،با این که هنوز سیل به شهر نرسیده است.

    * جمله «لَیْسَ لِوَقْعَتِها کاذِبَهٌ» یعنی هنگامی که مردم وقایع پیش از قیامت را ببینند،با تمام وجود آن را باور خواهند کرد.در قرآن،آیات دیگری نظیر این آیه آمده است،از جمله:

    «فَلَمّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنّا بِاللّهِ»[2]

    زمانی که عذاب را دیدند،گفتند به خدا ایمان آوردیم.

    «لا یُؤْمِنُونَ بِهِ حَتّی یَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِیمَ»[3]

    تا لحظه دیدن عذاب دردناک،ایمان نمی آورند.


    «لا یَزالُ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی مِرْیَهٍ مِنْهُ حَتّی تَأْتِیَهُمُ السّاعَهُ بَغْتَهً»[4]

    کفار همواره در شک و تردید هستند تا آنکه ناگهان قیامت به سراغشان آید.

    * امام سجاد علیه السلام فرمودند:به خدا سوگند! واقعه قیامت،دشمنان خدا را به دوزخ فرومی آورد، «خافِضَهٌ» و اولیای خدا را به بهشت بالا می برد. «رافِعَهٌ» [5]آری،عزّت و ذلّت،بلند مرتبگی و پستی واقعی در آن روز معلوم می شود که بزرگان گفته اند:«الفقر و الغنی بعد العرض علی الله»[6]،فقر و غنای واقعی پس از آنکه اعمال بر خدا عرضه شود،معلوم گردد.

    امضاء


  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    279
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    111 در 47
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    وضع زمین و کوه ها در آستانه قیامت

    زمینی که آرامگاه و استراحتگاه بود، «الْأَرْضَ مِهاداً» [7]و برای امرار معاش بر پشت آن راه می رفتیم و تلاش می کردیم، «فَامْشُوا فِی مَناکِبِها» [8]در آن روز ناآرام و بی قرار می شود؛ زلزله ای بی سابقه و بی نظیر رخ می دهد که زمین به شدّت می لرزد،به گونه ای که خداوندِ بزرگ،به آن عظیم می گوید. «إِنَّ زَلْزَلَهَ السّاعَهِ شَیْءٌ عَظِیمٌ» [9]کوه ها با آن همه سنگینی و ریشه ای که در عمق زمین دارند،از جای کنده و روان شده، «سُیِّرَتِ الْجِبالُ» [10]به شدّت به هم برخورد می کنند، «فَدُکَّتا دَکَّهً واحِدَهً» [11]تا خرد و متلاشی شده، «بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا» و تبدیل به سنگریزه و ذرّات پراکنده می شوند، «هَباءً مُنْبَثًّا» وآن ذرّات در اثر فشار،مانند پشم حلاجی شده ریزریز شوند، «کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ»[12]و مانند غباری در هوا پراکنده شوند.

    «فَکانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا» و این همان ماجرای آغازین آفرینش است: «وَ هِیَ دُخانٌ»[13]

    پیام ها:

    1- در وقوع قیامت و زلزله های سخت آن تردیدی نیست. «إِذا وَقَعَتِ» («اذا»و فعل ماضی در مواردی بکار می رود که قطعی الوقوع باشد.)

    2- قیامت،تنها واقعه ای است که نظیر و مانند ندارد. «الْواقِعَهُ»

    3- در تبلیغ،آنگاه که در مقام هشدار به امری مهم هستیم،با حذف همه مقدّمات، به اصل مطلب بپردازیم. «إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَهُ» (نظیر آیاتِ «الْحَاقَّهُ»[14]، «إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ» [15]

    4- انکار قیامت،فقط در دنیا و در شرایط رفاه و غفلت است،همین که نشانه های قیامت آشکار شود،دیگر کسی آن را انکار نمی کند. «لَیْسَ لِوَقْعَتِها کاذِبَهٌ»

    5-تا فرصت هست،قیامت را باور کنیم که پس از وقوع،نتیجه ای جز شرمساری ندارد. «لَیْسَ لِوَقْعَتِها کاذِبَهٌ»

    6- قیامت،هنگامه ی فروپاشی پندارها و تجلّی حقایق است.(شکست و سقوط عدّه ای و پیروزی و صعود عدّه ای دیگر) «خافِضَهٌ رافِعَهٌ»

    7- زلزله قیامت بسیار سخت و بزرگ است. «إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا»

    8-در آستانه قیامت،وقوع زلزله ها و رانش های زمین و کوهها حتمی است. إِذا وَقَعَتِ ... رُجَّتِ الْأَرْضُ ... بُسَّتِ الْجِبالُ ...

    وَ کُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَهً«7» فَأَصْحابُ الْمَیْمَنَهِ ما أَصْحابُ الْمَیْمَنَهِ«8» وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَهِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَهِ«9»
    و(در آن روز)شما سه گروه باشید.پس(گروه اول)اصحاب یمین(گروه دست راستی)هستند،اصحاب یمین چه گروهی هستند!(گویی تجسّم سعادتند.)و(دسته دوم دسته سمت چپ)اصحاب شقاوتند،آن اصحاب شقاوت چه هستند؟(گویی تبلور بدی هایند.)


    وَ السّابِقُونَ السّابِقُونَ«10» أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ«11» فِی جَنّاتِ النَّعِیمِ«12» ثُلَّهٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ«13» وَ قَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ«14»
    (گروه سوم)پیشگامانی(در خیرات هستند که در گرفتن پاداش نیز)،پیشگامند.

    آنان مقرّبان درگاه خداوند هستند.در باغ های پرنعمت خواهند بود.(آنان)گروه زیادی از پیشینیان(و امّت های قبل)خواهند بود و گروه کمی از متاخّرین.

    عَلی سُرُرٍ مَوْضُونَهٍ«15» مُتَّکِئِینَ عَلَیْها مُتَقابِلِینَ«16»
    بر تخت هایی چیده شده و مرصّع،در حالی که روبروی یکدیگرند،تکیه داده اند.

    نکته ها:

    * «میمنه»از«یمن»به معنای برکت و سعادت و«مشئمه»از«شؤم»به معنای شقاوت است، بعضی گفته اند:مراد از این دو کلمه،سمت راست و چپ است.زیرا در قیامت،نامه خوبان به دست راست و نامه تبه کاران به دست چپشان داده می شود.چنانکه دلیل نام گذاری یَمَن و شام،آن است که یمن،در سمت راست کعبه و شام،در سمت چپ کعبه واقع شده است.

    * «ثُلَّهٌ» به معنای گروه و جماعت است که به قرینه آیه «وَ قَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ» مراد از آن، جماعتی بزرگ است. «سُرُرٍ» جمع«سریر»به تختی که سرورآور باشد گفته می شود.

    «مَوْضُونَهٍ» به معنای چیده شده و جواهرنشان است.امام باقر علیه السلام فرمود:تخت های بهشتیان،بافته هایی از درّ و یاقوت در میان دارد.[16]

    * فرشتگان همه یک دست مؤمن و تسلیم فرمانند، «یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ[17]جنّیان به دو دسته مؤمن و کافر تقسیم می شوند، «وَ أَنّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقاسِطُونَ»[18]ولی انسان ها سرانجام به سه گروه تقسیم می شوند. «کُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَهً» چنانکه در سوره فاطر نیز مردم سه دسته تقسم شده اند. «فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ[19]یک گروه،افراد ظالم و گنهکار،یک گروه،افراد متوسط و میانه،یک گروه،افراد عالی و ممتاز.


    * در قرآن کریم،برای سبقت و پیشی گرفتن از دیگران مصادیقی بیان شده است،از جمله:

    سبقت در ایمان. «سَبَقُونا بِالْإِیمانِ»[20]

    سبقت در انفاق و جهاد. «لا یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ أُولئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَهً مِنَ الَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا»[21]، «وَ فِی ذلِکَ فَلْیَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ» [22]

    سبقت در کارهای نیک. «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ»[23]

    امضاء


  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    279
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    111 در 47
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    آیه و ترجمه:


    بسم الله الرحمن الرحيم


    إ ذا وقعت الواقعة (1)
    ليس لوقعتها كاذبة (2)
    خافضة رافعة (3)
    إ ذا رجت الا رض رجا (4)
    و بست الجبال بسا (5)
    فكانت هباء منبثا (6)
    و كنتم اءزوجا ثلثة (7)
    فأ صحاب الميمنة ما اءصحاب الميمنة (8)
    و اءصحاب المشمة ما اءصحاب المشمة (9)
    و السابقون السابقون (10)
    اءولئك المقربون (11)
    فى جنات النعيم (12)
    ثلة من الا ولين (13)
    و قليل من الآخرين (14)


    ترجمه :

    به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
    1 - هنگامى كه واقعه عظيم (قيامت ) برپا شود،
    2 - هيچكس نمى تواند آن را انكار كند.
    3 - گروهى را پائين مى آورد و گروهى را بالا مى برد.
    4 - اين در هنگامى است كه زمين به شدت به لرزه در مى آيد.
    5 - و كوهها در هم كوبيده مى شود.
    6 - و به صورت غبار پراكنده در مى آيد.
    7 - و شما به سه گروه تقسيم خواهيد شد.
    8 - نخست (اصحاب ميمنه ) هستند، چه اصحاب ميمنه اى ؟
    9 - گروه ديگر اصحاب شومند، چه اصحاب شومى ؟
    10 - و سومين گروه پيشگامان پيشگام !
    11 - آنها مقربانند
    12 - در باغهاى پر نعمت بهشت جاى دارند
    13 - گروه كثيرى از امتهاى نخستين هستند
    14 - و اندكى از امت آخرين !

    امضاء


  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    279
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    111 در 47
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    تفسير:


    واقعه عظيم !
    مـسـائل مـربوط به قيامت در قرآن مجيد معمولا با ذكر حوادث عظيم و انقلابى و كوبنده در آغاز آن تواءم است ، و اين در بسيارى از سوره هاى قرآن كه بحث از قيامت مى كند كاملا به چـشـم مـى خـورد، در ايـن سـوره واقعه كه بر محور معاد دور مى زند نيز همين معنى كاملا در نخستين آياتش مشهود است .
    در آغاز مى فرمايد: (هنگامى كه واقعه عظيم قيامت برپا شود) (اذا وقعت الواقعة ).
    (هيچكس نمى تواند آنرا انكار كند) (ليس لوقعتها كاذبة ).
    چـرا كـه حـوادث پـيـش از آن بـه قـدرى عظيم و شديد است كه آثار آن در تمام ذرات جهان آشكار مى شود.
    (واقـعـة ) بـه صـورت سربسته اشاره به مساءله رستاخيز است و از آنجا كه وقوعش حـتـمـى اسـت از آن تـعـبـير به (واقعه ) شده ، و حتى بعضى آنرا يكى از نامهاى قيامت شمرده اند.
    واژه (كـاذبـة ) را در ايـنـجـا بـعـضـى بـه معنى مصدرى گرفته اند، اشاره به اينكه وقوع قيامت آنچنان ظاهر و آشكار خواهد بود كه هيچگونه جاى تكذيب
    و گـفـتـگـو نـدارد، بـعـضـى نـيـز آنـرا بـه مـعـنـى ظـاهـريـش كـه اسـم فـاعـل اسـت تـفـسـير كرده اند و گفته اند در برابر وقوع رستاخيز تكذيب كننده اى وجود نخواهد داشت .
    بـه هـر حـال رسـتـاخـيـز نـه تـنـهـا بـا دگرگونى كائنات تواءم است بلكه انسانها هم دگرگون مى شوند همانگونه كه در آيه بعد مى فرمايد: (گروهى را پائين مى آورد و گروهى را بالا مى برد)! (خافضة رافعة ).
    مستكبران گردنكش و ظالمان صدرنشين سقوط مى كنند، و مستضعفان مؤ من و صالح بر اوج قـله افـتـخـار قـرار مـى گـيـرنـد، عـزيـزان بـى دليـل ذليـل مـى شـونـد، و مـحـرومان بى جهت عزيز مى گردند، گروهى در قعر جهنم سقوط مى كـنـنـد، و گـروه ديـگرى در اعلا عليين بهشت جاى مى گيرند، و اين است خاصيت يك انقلاب بزرگ و گسترده الهى !
    و لذا در روايـتـى از امـام عـلى بـن الحسين (عليه السلام ) مى خوانيم كه در تفسير اين آيه فـرمـود: (خـافـضـة ): حفضت و الله باعداءالله فى النار، (رافعة ): رفعت و الله اولياءالله الى الجنة : (رستاخيز خافضه است چرا كه به خدا سوگند دشمنان خدا را در آتـش سـاقـط مى كند، و رافعه است چرا كه به خدا سوگند اولياءالله را به بهشت بالا مى برد)!.
    سپس به توصيف بيشترى در اين زمينه پرداخته مى گويد: (اين در هنگامى
    است كه زمين به شدت به لرزه درآيد) (اذا رجت الارض رجا).
    ايـن زلزله بـه قـدرى عـظـيم و شديد است كه (كوهها در هم كوبيده و خرد مى شود) (و بست الجبال بسا).
    (و به صورت غبار پراكنده اى در مى آيد) (فكانت هباءا منبثا).
    (رجـت ) از مـاده (رج ) (بـر وزن حج ) به معنى حركت دادن شديد است و (رجرجة ) به اضطراب گفته مى شود.
    (بـسـت ) از مـاده (بـس ) (بـر وزن حـج ) در اصل به معنى نرم كردن آرد به وسيله آب است .
    (هباء) به معنى غبار است و (منبث ) به معنى پراكنده ، بعضى گفته اند (هباء) آن غـبـارهـاى بـسـيـار كـوچـكـى اسـت كـه در فـضـا مـعـلق اسـت و در حـال عـادى ديـده نـمـى شـود مـگـر زمـانـى كـه نـور آفـتـاب از روزنـه اى بـه درون محل تاريكى بتابد.
    امضاء


  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    279
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    111 در 47
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اكـنـون بـايـد انديشيد كه آن زلزله و انفجار تا چه حد سنگين است كه مى تواند كوه هاى عـظـيـم را كـه در صـلابـت و اسـتـحـكـام ضـرب المـثـلنـد آنـچـنـان مـتـلاشـى كـنـد كـه تـبـديـل بـه غـبـار پـراكـنـده كـنـد، و فريادى كه از اين انفجار عظيم برمى خيزد از آن هم وحشتناكتر است .
    بـه هـر حـال در آيـات قـرآن دربـاره وضع كوهها در آستانه قيامت تعبيرات گوناگونى ديده مى شود كه در حقيقت مراحل مختلف انفجار عظيم كوهها را نشان مى دهد.
    گـاه مـى گـويـد: (كـوهـهـا بـه حـركـت در مـى آيـنـد) و تـسـيـر الجبال سيرا (طور - 10).
    و گـاه مـى گـويـد: (كـوهـهـا از جـا كـنـده مـى شـونـد) و اذ الجبال نسفت (مرسلات - 10).
    و گـاه مـى فـرمـايد: (برداشته مى شوند و در هم كوبيده مى شوند) فدكتا دكة واحدة (حاقه - 14).
    و زمـانـى مـى گـويـد: (بـه تـلى از شـن مـتـراكـم تبديل خواهند شد) و كانت الجبال كثيبا مهيلا (مزمل - 14).
    و گاه مى فرمايد: (به صورت غبار پراكنده اى در مى آيند)! (آيه مورد بحث ).
    و سـرانـجـام مـى گـويـد: (هـمچون پشم زده شده اى در فضا پخش مى شوند) كه تنها رنگى از آن ديده مى شود و تكون الجبال كالعهن المنفوش (قارعه - 5).
    البته هيچكس جز خدا دقيقا نمى داند مسير اين حوادث چگونه است ؟ و شايد با الفاظ و در قـالب سـخنان ما قابل توصيف نباشد، ولى اين اشارات پرمعنى همگى حاكى از عظمت اين انفجار بزرگ است .
    بـعـد از بـيـان وقـوع ايـن واقـعـه عـظـيـم و رسـتـاخـيـز بـزرگ بـه چـگـونـگـى حـال مـردم در آن روز پـرداخـتـه ، و قـبـل از هر چيز آنها را به سه گروه تقسيم كرده ، مى گويد: (و شما در آن روز سه دسته خواهيد بود) (و كنتم ازواجا ثلاثة ).
    مـى دانـيـم (زوج ) هـمـيـشه به جنس مذكر و مؤ نث گفته نمى شود، بلكه به امورى كه قـريـن هـم هـستند نيز زوج اطلاق مى شود، و از آنجا كه اصنافى از مردم در قيامت و حشر و نشر قرين يكديگرند به آنها ازواج اطلاق شده است .
    در مورد دسته اول مى فرمايد: (نخست اصحاب ميمنه هستند، چه اصحاب
    ميمنه اى )؟! (فاصحاب الميمنة ما اصحاب الميمنة ).
    مـنـظور از (اصحاب الميمنه ) كسانى هستند كه نامه اعمالشان را به دست راستشان مى دهـنـد و ايـن امـر در قـيـامـت رمـزى و نـشـانـه اى بـراى مـؤ مـنـان نـيـكـوكـار و اهل نجات است ، چنانكه بارها در آيات قرآن به آن اشاره شده .
    يـا ايـنكه (ميمنه ) از ماده (يمن ) به معنى سعادت و خوشبختى گرفته شده ، و به اين ترتيب گروه اول گروه سعادتمندان و خوشبختانند.
    و بـا تـوجـه به اينكه در آيه بعد گروه دوم را به عنوان (اصحاب المشئمة ) (از ماده (شوم ) معرفى مى كند مناسب همين تفسير اخير است ).
    تـعـبير به (ما اصحاب الميمنة ) (چه گروه خوشبختى ؟) براى بيان اين حقيقت است كه حد و نهايتى براى خوشبختى و سعادت آنها متصور نيست ، و اين بالاترين توصيفى است كـه در ايـنـگـونه موارد امكان دارد، مثل اين است كه مى گوئيم : (فلانكس انسان است ، چه انسانى )؟!
    سـپـس بـه ذكر گروه دوم پرداخته ، مى افزايد: (گروه ديگرى اصحاب شوم هستند چه اصحاب شومى )؟! (و اصحاب المشئمة ما اصحاب المشئمة ).
    گـروهـى بـدبخت و تيره روز و بيچاره و بينوا كه نامه هاى اعمالشان را به دست چپشان مى دهند كه خود نشانه و رمزى است براى تيره بختى و جرم و جنايت آنها.
    تعبير به (ما اصحاب المشئمة ) نيز در اينجا نهايت بدبختى و شقاوت آنها رامنعكس مى سازد.
    امضاء


  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    279
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    111 در 47
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    سـرانـجـام گـروه سـوم را چـنـين توصيف مى كند: (و پيشگامان پيشگام ) (و السابقون السابقون ).
    (آنها مقربانند)! (اولئك المقربون ).
    (سـابـقـون ) كـسـانـى هـسـتـنـد كـه نـه تـنـهـا در ايـمـان پـيـشـگـامـنـد، كـه در اعـمـال خير و صفات و اخلاق انسانى نيز پيشقدمند، آنها (اسوه ) و (قدوه ) مردمند، و امام و پيشواى خلقند، و به همين دليل مقربان درگاه خداوند بزرگند.
    بنابراين اگر بعضى از مفسران پيشگام بودن آنها را تنها به سبقت در طاعة الله (اطاعت خـدا) يـا نـمـازهـاى پـنـجـگـانـه ، يـا جـهـاد، يـا هـجـرت ، يـا تـوبـه ، و امـثـال آن تـفـسـير كرده اند، هر كدام گوشه اى از اين مفهوم وسيع را مورد توجه قرار داده انـد، وگـرنـه ايـن كـلمـه ايـنـهـا و غـيـر ايـنـهـا از خـيـرات و بـركـات را شـامـل مـى شـود، و نـيـز اگـر در روايـات اسـلامـى گـاه (سـابـقـون ) بـه چـهـار نـفر (هـابـيـل ) و (مـؤ مـن آل فـرعـون ) و (حـبـيـب نجار) كه هر كدام در امت خود پيشگام بودند، و همچنين اميرمؤ منان على بن ابى طالب (عليه السلام ) كه نخستين مسلمان از مردان بـود تـفـسير شده ، در حقيقت بيان مصداقهاى روشن آن است ، و به معنى محدود ساختن مفهوم آيه
    نيست .
    در حـديـث ديـگـرى آمـده اسـت كـه رسـول خـدا فـرمـود: اتـدرون مـن السـابـقـون الى ظـل الله يـوم القـيـامـة ؟: (آيـا مـى دانـيـد چـه كـسـانـى پـيـشـگامان به سوى سايه لطف پـروردگـار در قـيـامـتند)؟! اصحاب عرض كردند: خدا و رسولش آگاهتر است ، فرمود: الذيـن اذ اعـطوا الحق قبلوه ، و اذا سالوه بذلوه ، و حكموا للناس كحكمهم لانفسهم : (آنها كـسـانـى هـسـتـند كه وقتى حق به آنها داده شود پذيرا مى گردند، و هنگامى كه از حق سؤ ال شـونـد آنـرا در اخـتـيـار مـى گـذارنـد، و دربـاره مـردم آنگونه حكم مى كنند كه درباره خودشان )!.
    در بـعـضـى از روايـات نـيـز بـه پـيـامـبـران مـرسـل و غـيـر مرسل تفسير شده است .
    در حـديـثـى نـيـز مـى خـوانـيـم كـه ابـن عـبـاس مـى گـويـد: از رسـول خـدا (صـلى الله عـليـه و آله ) دربـاره ايـن آيـه سـؤ ال كـردم ، فـرمـود: جـبـرئيـل بـه من چنين گفته است : ذلك على (عليه السلام ) و شيعته هم السـابـقـون الى الجـنـة ، المـقـربون من الله بكرامته لهم : (آنها على (عليه السلام ) و پـيـروان او هستند كه پيشگامان به سوى بهشت و مقربان درگاه خدايند به خاطر احترامى كه خدا براى آنها قائل شده است ).
    ولى ايـنـهـا نـيز در حقيقت بيان مصداقهاى روشنى از مفهوم گسترده فوق است ، مفهومى كه همه پيشگامان را در هر امت و ملتى شامل مى شود.
    سپس در يك جمله كوتاه مقام والاى مقربان را روشن ساخته ، مى گويد:
    (مقربان در باغهاى پرنعمت بهشتند) (فى جنات النعيم ).
    تـعـبـيـر بـه (جـنـات النـعـيـم ) انـواع نـعـمـتـهـاى مـادى و مـعـنـوى بـهـشـت را شامل مى شود.
    ضـمـنـا اين تعبير مى تواند اشاره به اين باشد كه باغهاى بهشت تنها كانون نعمت است بـرخـلاف بـاغـهـاى دنـيـا كـه گـاه وسـيـله زنـدگـى و زحـمـت اسـت ، هـمـانـگـونـه كـه حال مقربان در آخرت با حالشان در دنيا متفاوت است ، زيرا مقام والايشان در اين دنيا تواءم با مسئوليتهائى است در حالى كه در سراى ديگر تنها مايه نعمت است .
    بديهى است منظور از (قرب ) در اينجا (قرب مقامى ) است نه (قرب مكانى ) چرا كه خداوند مكان ندارد و از ما به ما نزديكتر است .
    امضاء


  9. Top | #8

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    279
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    111 در 47
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    آيه بعد به چگونگى تقسيم نفرات آنها در امم گذشته و اين امت اشاره كرده ، مى گويد: (گروه كثيرى از امتهاى نخستينند) (ثلة من الاولين ).
    (و گروه اندكى از امت آخرين ) (و قليل من الاخرين ).
    (ثـلة ) چـنـانـكـه (راغـب ) در (مـفـردات ) مـى گـويـد در اصل به معنى قطعه مجتمع از پشم است ، سپس به معنى جماعت و گروه به كار رفته است .
    بعضى نيز آنرا از (ثل عرشه ) (تختش فروريخت و حكومتش قطع شد) گرفته و آنرا بـه مـعـنـى (قـطـعـه ) مـى دادنـد، و در ايـنـجـا بـه قـريـنـه مـقـابـله بـا (قليل من الاخرين ) به معنى قطعه عظيم است .
    طـبـق ايـن دو آيـه گروه زيادى از مقربان از امتهاى پيشينند، و تنها كمى از آنها از امت محمد (صلى الله عليه و آله ) مى باشند.
    مـمـكـن اسـت در ايـنـجا اين سؤ ال پيش بيايد كه چگونه اين مساءله با اهميت فوق العاده امت اسلامى سازگار است ، با اينكه خدا آنها را بهترين امت خطاب كرده و فرموده : (كنتم خير امة )... (آل عمران 110).
    پاسخ اين سؤ ال با توجه به دو نكته روشن مى شود: نخست اينكه منظور از مقربان همان سـابـقـون و پيشگامان در ايمانند، مسلم است كه در امت اسلامى پيشگامان در پذيرش اسلام در صدر اول گروه اندكى بودند كه نخستين آنها از مردان على (عليه السلام ) و از زنان خديجه بود در حالى كه كثرت پيامبران پيشين و تعداد امتهاى آنها و وجود پيشگامان در هر امت ، سبب مى شود كه آنها از نظر تعداد فزونى يابند.
    امضاء


  10. Top | #9

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    279
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    111 در 47
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ديـگـر ايـنـكه كثرت عددى دليل بر كثرت كيفى نيست ، و به تعبير ديگر ممكن است تعداد سـابـقـون ايـن امت كمتر باشند ولى از نظر مقام بسيار برتر، همانگونه كه در ميان خود پيامبران نيز تفاوت است : تلك الرسل فضلنا بعضهم على بعض (ما بعضى از رسولان را بر بعض ديگرى برترى داديم ) (بقره - 253).
    ذكر اين نكته نيز لازم به نظر مى رسد كه ممكن است بعضى از مؤ منان در زمره پيشگامان در ايمان نباشند، اما داراى صفات و ويژگيهاى ديگرى باشند كه آنها را همرديف سابقون قـرار مـى دهـد و از نـظـر پـاداش و اجر همرديف آنها هستند، لذا در بعضى از روايات از امام باقر (عليه السلام ) چنين نقل شده كه فرمود: نحن السابقون السابقون و نحن الاخرون : (ما پيشگامان پيشگام ، و ما آخرون هستيم ).
    و در روايـتـى از امـام صـادق (عـليـه السلام ) آمده است كه به جمعى از پيروان خود خطاب كـرد و فـرمـود: انتم السابقون الاولون ، و السابقون الاخرون ، و السابقون فى الدنيا الى ولايـتنا، و فى الاخرة الى الجنة : (شما سابقون نخستين و سابقون آخرين هستيد، در دنيا پيشگام در ولايت ما بوديد و در آخرت پيشگام در بهشتيد).
    ايـن نـكـتـه نيز لازم به يادآورى است كه بعضى تعبير به (اولين ) و (آخرين ) را بـه (اوليـن امـت اسـلام ) و (آخـريـن امـت اسلام ) تفسير كرده اند، طبق اين تفسير همه مقربان از امت اسلامند.
    امـا ايـن تـفـسـيـر نـه بـا ظـاهـر آيـات سـازگـار اسـت ، و نـه بـا روايـاتـى كـه در ذيـل ايـن آيـات وارد شـده كـه افـرادى از امم پيشين را بالخصوص ‍ به عنوان (سابقون اولين ) معرفى كرده است .
    آيه و ترجمه


    على سرر موضونة (15)
    متكئين عليها متقبلين (16)
    يطوف عليهم ولدان مخلدون (17)
    بأ كواب و اءباريق و كأ س من معين (18)
    لا يصدعون عنها و لا ينزفون (19)
    و فاكهة مما يتخيرون (20)
    و لحم طير مما يشتهون (21)
    و حور عين (22)
    كأ مثال اللؤ لو المكنون (23)
    جزاء بما كانوا يعملون (24)
    لا يسمعون فيها لغوا و لا تأ ثيما (25)
    إ لا قيلا سلاما سلاما (26)



    ترجمه :

    15 - آنها (مقربان ) بر تختهائى كه صف كشيده و به هم پيوسته است قرار دارند.
    16 - در حالى كه بر آن تكيه كرده و روبروى يكديگرند .
    17 - نوجوانانى جاودانى (در شكوه و طراوت ) پيوسته گرداگرد آنها مى گردند.
    18 - با قدحها و كوزه ها و جامهائى از نهرهاى جارى بهشتى (و شراب طهور)!
    19 - اما شرابى كه از آن دردسر نمى گيرند و نه مست مى شوند.
    20 - و ميوه هائى از هر نوع كه مايل باشند.
    21 - و گوشت پرنده از هر نوع كه بخواهند.
    22 - و همسرانى از حورالعين دارند.
    23 - همچون مرواريد در صدف پنهان !
    24 - اينها پاداشى است در برابر اعمالى كه انجام مى دادند.
    25 - در آن باغهاى بهشت نه لغو و بيهوده اى مى شنوند نه سخنان گناه آلود.
    26 - تنها چيزى كه مى شنوند (سلام ) است (سلام )!
    امضاء


  11. Top | #10

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    279
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    111 در 47
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    تفسير:
    نعمتهاى بهشتى كه در انتظار مقربان است
    اين آيات انواع نعمتهاى بهشتى را كه نصيب گروه سوم يعنى مقربان مى شود بازگو مى كـنـد، نـعـمـتهائى كه هر يك از ديگرى دل انگيزتر و روحپرورتر است ، نعمتهائى كه مى توان آنها را در هفت بخش خلاصه كرد:
    نـخـسـت مـى فـرمـايـد: (آنـهـا بـر تـخـتهائى كه صف كشيده و به هم پيوسته است قرار دارند) (على سرر موضونة ).
    (در حـالى كه تكيه بر آن كرده اند و روبروى يكديگر قرار گرفته و مجلسى پر از انس و سرور دارند) (متكئين عليها متقابلين ).
    (سرر) جمع (سرير) از ماده (سرور) به معنى تختهائى است كه
    صاحبان نعمت در مجالس انس و سرور بر آن مى نشينند).
    امضاء


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی