نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: تفسیر سوره واقعه

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    296
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    112 در 48
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض تفسیر سوره واقعه

    امضاء


  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    296
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    112 در 48
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    سیمای سوره واقعه

    این سوره نود و شش آیه دارد و در مکه نازل شده است.

    یکی از نام های قیامت،واقعه است که در آیه اول این سوره از وقوع حتمی آن خبر داده شده و لذا این سوره«واقعه»نام گرفته است.

    اکثر آیات این سوره درباره ی قیامت و شرایط و حوادث آن و تقسیم مردم به دوزخی و بهشتی در آن روز بحث می کند.لذا تلاوت این سوره انسان را از غفلت بیرون می آورد.

    در آستانه مرگ عبداللّه بن مسعود،عثمان به عیادتش رفت و از او پرسید:از چه ناراحتی و چه آرزویی داری؟ گفت:از گناهانم ناراحتم و امید به رحمت پروردگار دارم.پرسید:آیا چیزی می خواهی به تو عطا کنم؟ گفت:نه،آن روز که نیاز داشتم محرومم کردی،الآن که از دنیا می روم چه نیازی دارم.عثمان گفت:

    پس اجازه بده چیزی به تو عطا کنم تا برای دخترانت به ارث بماند.

    او گفت:آنها هم نیازی ندارند.زیرا به دخترانم چیزی آموخته ام که هرگز نیازمند نمی شوند.به آنان سفارش کرده ام سوره واقعه بخوانند که از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم هر کس هر شب آن سوره را تلاوت کند،فقر و بدبختی به او نمی رسد[1]

    بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
    به نام خداوند بخشنده مهربان.

    إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَهُ«1» لَیْسَ لِوَقْعَتِها کاذِبَهٌ«2»
    آن گاه که آن واقعه(عظیم قیامت)روی دهد.که در واقع شدن آن دروغی نیست(و سزا نیست کسی آن را دروغ شمارد).

    خافِضَهٌ رافِعَهٌ«3» إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا«4»
    (آن واقعه)پایین آورنده و بالا برنده است(نظام خلقت را زیر و رو می کند و نااهلان را پایین و خوبان را بالا می برد).آن گاه که زمین به سختی لرزانده شود.

    وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا«5» فَکانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا«6»
    و کوه ها به شدّت متلاشی شوند.پس به حالت غبار پراکنده در آیند.

    نکته ها:


    * «خفض»به معنای فرو آوردن و به زیر کشیدن و«رفع»به معنای بالابردن و برافراشتن و «رج»به معنای لرزش شدید و تند و از جا کنده شدن است.

    * «بس»به معنای خرد شدن در اثر فشار شدید است و «هَباءً» به خاک نرم مانند غبار و ذرّات معلّق در هوا می گویند و«منبث»به معنای پراکنده است.

    * هر کجا وقوع امر و حادثه ای قطعی باشد،برای بیان آن می توان از فعل ماضی استفاده کرد.لذا بسیاری از آیات درباره قیامت،با فعل گذشته بیان شده است. «إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَهُ»

    چنانکه با دیدن سیل بزرگی که به سوی شهر حرکت می کند،می توان گفت:سیل شهر را برد،با این که هنوز سیل به شهر نرسیده است.

    * جمله «لَیْسَ لِوَقْعَتِها کاذِبَهٌ» یعنی هنگامی که مردم وقایع پیش از قیامت را ببینند،با تمام وجود آن را باور خواهند کرد.در قرآن،آیات دیگری نظیر این آیه آمده است،از جمله:

    «فَلَمّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنّا بِاللّهِ»[2]

    زمانی که عذاب را دیدند،گفتند به خدا ایمان آوردیم.

    «لا یُؤْمِنُونَ بِهِ حَتّی یَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِیمَ»[3]

    تا لحظه دیدن عذاب دردناک،ایمان نمی آورند.


    «لا یَزالُ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی مِرْیَهٍ مِنْهُ حَتّی تَأْتِیَهُمُ السّاعَهُ بَغْتَهً»[4]

    کفار همواره در شک و تردید هستند تا آنکه ناگهان قیامت به سراغشان آید.

    * امام سجاد علیه السلام فرمودند:به خدا سوگند! واقعه قیامت،دشمنان خدا را به دوزخ فرومی آورد، «خافِضَهٌ» و اولیای خدا را به بهشت بالا می برد. «رافِعَهٌ» [5]آری،عزّت و ذلّت،بلند مرتبگی و پستی واقعی در آن روز معلوم می شود که بزرگان گفته اند:«الفقر و الغنی بعد العرض علی الله»[6]،فقر و غنای واقعی پس از آنکه اعمال بر خدا عرضه شود،معلوم گردد.

    امضاء


  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    296
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    112 در 48
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    وضع زمین و کوه ها در آستانه قیامت

    زمینی که آرامگاه و استراحتگاه بود، «الْأَرْضَ مِهاداً» [7]و برای امرار معاش بر پشت آن راه می رفتیم و تلاش می کردیم، «فَامْشُوا فِی مَناکِبِها» [8]در آن روز ناآرام و بی قرار می شود؛ زلزله ای بی سابقه و بی نظیر رخ می دهد که زمین به شدّت می لرزد،به گونه ای که خداوندِ بزرگ،به آن عظیم می گوید. «إِنَّ زَلْزَلَهَ السّاعَهِ شَیْءٌ عَظِیمٌ» [9]کوه ها با آن همه سنگینی و ریشه ای که در عمق زمین دارند،از جای کنده و روان شده، «سُیِّرَتِ الْجِبالُ» [10]به شدّت به هم برخورد می کنند، «فَدُکَّتا دَکَّهً واحِدَهً» [11]تا خرد و متلاشی شده، «بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا» و تبدیل به سنگریزه و ذرّات پراکنده می شوند، «هَباءً مُنْبَثًّا» وآن ذرّات در اثر فشار،مانند پشم حلاجی شده ریزریز شوند، «کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ»[12]و مانند غباری در هوا پراکنده شوند.

    «فَکانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا» و این همان ماجرای آغازین آفرینش است: «وَ هِیَ دُخانٌ»[13]

    پیام ها:

    1- در وقوع قیامت و زلزله های سخت آن تردیدی نیست. «إِذا وَقَعَتِ» («اذا»و فعل ماضی در مواردی بکار می رود که قطعی الوقوع باشد.)

    2- قیامت،تنها واقعه ای است که نظیر و مانند ندارد. «الْواقِعَهُ»

    3- در تبلیغ،آنگاه که در مقام هشدار به امری مهم هستیم،با حذف همه مقدّمات، به اصل مطلب بپردازیم. «إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَهُ» (نظیر آیاتِ «الْحَاقَّهُ»[14]، «إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ» [15]

    4- انکار قیامت،فقط در دنیا و در شرایط رفاه و غفلت است،همین که نشانه های قیامت آشکار شود،دیگر کسی آن را انکار نمی کند. «لَیْسَ لِوَقْعَتِها کاذِبَهٌ»

    5-تا فرصت هست،قیامت را باور کنیم که پس از وقوع،نتیجه ای جز شرمساری ندارد. «لَیْسَ لِوَقْعَتِها کاذِبَهٌ»

    6- قیامت،هنگامه ی فروپاشی پندارها و تجلّی حقایق است.(شکست و سقوط عدّه ای و پیروزی و صعود عدّه ای دیگر) «خافِضَهٌ رافِعَهٌ»

    7- زلزله قیامت بسیار سخت و بزرگ است. «إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا»

    8-در آستانه قیامت،وقوع زلزله ها و رانش های زمین و کوهها حتمی است. إِذا وَقَعَتِ ... رُجَّتِ الْأَرْضُ ... بُسَّتِ الْجِبالُ ...

    وَ کُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَهً«7» فَأَصْحابُ الْمَیْمَنَهِ ما أَصْحابُ الْمَیْمَنَهِ«8» وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَهِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَهِ«9»
    و(در آن روز)شما سه گروه باشید.پس(گروه اول)اصحاب یمین(گروه دست راستی)هستند،اصحاب یمین چه گروهی هستند!(گویی تجسّم سعادتند.)و(دسته دوم دسته سمت چپ)اصحاب شقاوتند،آن اصحاب شقاوت چه هستند؟(گویی تبلور بدی هایند.)


    وَ السّابِقُونَ السّابِقُونَ«10» أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ«11» فِی جَنّاتِ النَّعِیمِ«12» ثُلَّهٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ«13» وَ قَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ«14»
    (گروه سوم)پیشگامانی(در خیرات هستند که در گرفتن پاداش نیز)،پیشگامند.

    آنان مقرّبان درگاه خداوند هستند.در باغ های پرنعمت خواهند بود.(آنان)گروه زیادی از پیشینیان(و امّت های قبل)خواهند بود و گروه کمی از متاخّرین.

    عَلی سُرُرٍ مَوْضُونَهٍ«15» مُتَّکِئِینَ عَلَیْها مُتَقابِلِینَ«16»
    بر تخت هایی چیده شده و مرصّع،در حالی که روبروی یکدیگرند،تکیه داده اند.

    نکته ها:

    * «میمنه»از«یمن»به معنای برکت و سعادت و«مشئمه»از«شؤم»به معنای شقاوت است، بعضی گفته اند:مراد از این دو کلمه،سمت راست و چپ است.زیرا در قیامت،نامه خوبان به دست راست و نامه تبه کاران به دست چپشان داده می شود.چنانکه دلیل نام گذاری یَمَن و شام،آن است که یمن،در سمت راست کعبه و شام،در سمت چپ کعبه واقع شده است.

    * «ثُلَّهٌ» به معنای گروه و جماعت است که به قرینه آیه «وَ قَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ» مراد از آن، جماعتی بزرگ است. «سُرُرٍ» جمع«سریر»به تختی که سرورآور باشد گفته می شود.

    «مَوْضُونَهٍ» به معنای چیده شده و جواهرنشان است.امام باقر علیه السلام فرمود:تخت های بهشتیان،بافته هایی از درّ و یاقوت در میان دارد.[16]

    * فرشتگان همه یک دست مؤمن و تسلیم فرمانند، «یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ[17]جنّیان به دو دسته مؤمن و کافر تقسیم می شوند، «وَ أَنّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقاسِطُونَ»[18]ولی انسان ها سرانجام به سه گروه تقسیم می شوند. «کُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَهً» چنانکه در سوره فاطر نیز مردم سه دسته تقسم شده اند. «فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ[19]یک گروه،افراد ظالم و گنهکار،یک گروه،افراد متوسط و میانه،یک گروه،افراد عالی و ممتاز.


    * در قرآن کریم،برای سبقت و پیشی گرفتن از دیگران مصادیقی بیان شده است،از جمله:

    سبقت در ایمان. «سَبَقُونا بِالْإِیمانِ»[20]

    سبقت در انفاق و جهاد. «لا یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ أُولئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَهً مِنَ الَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا»[21]، «وَ فِی ذلِکَ فَلْیَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ» [22]

    سبقت در کارهای نیک. «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ»[23]

    امضاء


  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    296
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    112 در 48
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    سبقت در نعمات موعود الهی در بهشت.
    * امام باقر علیه السلام،مصداق بارزِ «السّابِقُونَ السّابِقُونَ» را،انبیا [24]و حضرت علی علیه السلام،یکی از مصادیق آن را،سبقت گیرندگان به سوی نمازهای پنج گانه دانسته اند.[25]
    * منظور از قرب در آیه «أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ» ،قرب منزلت است نه منزل و مکان.
    قرب به خداوند با ادّعا حاصل نمی شود،راه و روش و دلیل دارد،یهودیان می گفتند:ما مقرّبان درگاه خدا هستیم. «نَحْنُ أَبْناءُ اللّهِ وَ أَحِبّاؤُهُ» [26]ولی قرآن می فرماید:مقرّبان کسانی هستند که در کمالات پیشقدم باشند. «وَ السّابِقُونَ السّابِقُونَ أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ»
    * در تقسیم بندی سه گروه،نام سابقون متأخّر آمده،شاید به دلیل آن که تعدادشان کمتر است،ولی در تجلیل،ابتدا از آنان تجلیل شده است،سپس از اصحاب یمین و دیگران، چون مقامشان والاتر از دیگران است.
    امضاء


  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    296
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    112 در 48
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پیام ها:
    1- حضور در قیامت و کیفیّت محشور شدن،به قدری حتمی است که گویا در گذشته محقق شده است. «کُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَهً»
    2- در شیوه تبلیغ و آداب گفتگو،ابتدا بیانِ خلاصه ی مطلب و سپس تفصیل آن، مطلوب است. «کُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَهً - فَأَصْحابُ - فَأَصْحابُ - وَ السّابِقُونَ»
    3- نیک بختی یا بدبختی،سعادت یا شقاوت،در قیامت دائمی است. فَأَصْحابُ الْمَیْمَنَهِ ... وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَهِ (کلمه«اصحاب»جمع«صاحب»به معنای مصاحب و ملازم و جدا نشدنی است)
    4- سبقت در ایمان و عمل و خیرات ونیکی ها ارزش است. «وَ السّابِقُونَ السّابِقُونَ»
    5-کسانی که در دنیا به سوی خیرات سبقت می گیرند،در آخرت برای دریافت پاداش مقدّم ترند. اَلسّابِقُونَ ... أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ
    6- پیشگامان در نیکی ها،باید در جامعه مقرّب باشند. «أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ»
    7- بهشت،محلّ کامیابی های مؤمن است. «جَنّاتِ النَّعِیمِ»
    8-مقام معنوی،بالاتر از کامیابی مادّی است.ابتدا فرمود:آنان مقرّب درگاه ما هستند، «أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ» سپس فرمود:در باغ های بهشتی قرار می گیرند. «فِی جَنّاتِ النَّعِیمِ»
    9- پیش کسوتان و پیشینیانِ صالح فراموش نشوند. «ثُلَّهٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ»
    10- برای برانگیختن شوق و علاقه،بیان خصوصیات بهشت لازم است.(کیفیّت تخت ها «مَوْضُونَهٍ» چگونگی نشستن «مُتَقابِلِینَ»)
    11- شیوه نشستن بهشتیان،نشستنِ گرداگرد است تا افراد روبروی یکدیگر قرار گیرند و چهره به چهره شوند. «مُتَقابِلِینَ»
    12- از آداب پذیرایی،فراهم نمودن جایی است که مهمان در آن احساس راحتی کند. عَلی سُرُرٍ ... مُتَّکِئِینَ عَلَیْها
    یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ«17» بِأَکْوابٍ وَ أَبارِیقَ وَ کَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ«18» لا یُصَدَّعُونَ عَنْها وَ لا یُنْزِفُونَ«19»
    بر گردشان پسرانی همیشه نوجوان به خدمت می گردند.با جام ها و آبریزها و ظرف هایی از(شراب و نوشیدنی های گورا و)روان(پذیرایی می نمایند).از آن نوشیدنی ها نه سردرد می گیرند و نه مست می شوند.
    وَ فاکِهَهٍ مِمّا یَتَخَیَّرُونَ«20» وَ لَحْمِ طَیْرٍ مِمّا یَشْتَهُونَ«21» وَ حُورٌ عِینٌ«22» کَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ«23»
    و(برای آنان)میوه هایی از هر چه انتخاب کنند.و گوشت پرنده از هر نوع که اشتها دارند.و زنانی سفید روی،درشت چشم و زیبا،همچون مروارید در صدف.
    جَزاءً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ«24»
    پاداشی در برابر آنچه انجام می دادند.
    نکته ها:
    * «اکواب»جمع«کوب»به جامِ بدون دسته و لوله گفته می شود،نظیر جام های نوشیدنی امروزی. «أَبارِیقَ» جمع«ابریق»ظرفی است که لوله و دسته دارد نظیر قوری. «کَأْسٍ» به لیوانِ لبریز از شراب و نوشیدنی گویند و «مَعِینٍ» به معنای نوشیدنی روان است.
    «یُصَدَّعُونَ» از«صداع»به معنای سردرد است.(این که می گویند:مصدّع شما نمی شوم، یعنی برای شما دردسر به وجود نمی آورم). «یُنْزِفُونَ» از«نزف»به معنای از دست دادن عقل است و در اصل به معنای خالی کردن تدریجی آب چاه است.
    * بهترین تعبیر در مورد زنان بهشتی،مروارید در صدف است،که در عین زیبایی و درخشندگی،از دسترس نااهلان در امان و از نگاه نامحرمان به دور است. «حُورٌ عِینٌ کَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ»
    پیام ها:
    1- مسئولین پذیرایی و شیوه پذیرایی بهشتیان،خصوصیاتی دارد:
    الف:هر لحظه در دسترس می باشند. «یَطُوفُ»
    ب:نوجوانانی با قیافه ای زیبا و دلپذیرند. «وِلْدانٌ»
    ج:دلپذیری آنان موسمی و لحظه ای نیست. «مُخَلَّدُونَ»
    د:انواع وسایل پذیرایی را در دست دارند.«أکواب، أَبارِیقَ ، کَأْسٍ»
    ه:پذیرایی ابتدا با مایعات و نوشیدنی هاست. «کَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ»
    و:آنچه عرضه می شود،آفاتی ندارد. لا یُصَدَّعُونَ ... لا یُنْزِفُونَ
    ز:مواد پذیرایی،متعدّد و متنوّع و به انتخاب مهمان است. «فاکِهَهٍ مِمّا یَتَخَیَّرُونَ»
    ح:اولویّت با نوشیدنی،سپس میوه و آنگاه غذای گرم و مطبوع است. «مَعِینٍ ، فاکِهَهٍ ، لَحْمِ»
    2- گوشت پرنده(گوشت سفید)،بر گوشت چرنده(گوشت قرمز)برتری دارد.
    «لَحْمِ طَیْرٍ»
    3- در نوع غذا،اشتها نقش اساسی دارد. «مِمّا یَشْتَهُونَ»
    4- زنانی بهشتی اند که در عین زیبایی،عفیف و پاکدامن باشند. «حُورٌ عِینٌ کَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ»
    5-تمام اسباب کامیابی،در بهشت فراهم است. فاکِهَهٍ ... لَحْمِ ... حُورٌ عِینٌ
    6- کامیابی های بهشت،دائمی است. یَتَخَیَّرُونَ ، یَشْتَهُونَ ...(فعل مضارع بر دوام و استمرار دلالت می کند)
    7- در شیوه تبلیغ و دعوت به نیکی ها،از نقش عمل در رسیدن به پاداش های اخروی،غفلت نکنیم. «جَزاءً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ»
    لا یَسْمَعُونَ فِیها لَغْواً وَ لا تَأْثِیماً«25» إِلاّ قِیلاً سَلاماً سَلاماً«26»
    در آنجا سخن بیهوده و نسبت گناه به دیگری را نمی شنوند.سخنی جز سلام و درود نیست.
    نکته ها:
    * «لغو»یعنی سخن بی فایده و بیهوده و«تأثیم»به معنای نسبت دادن گناه به دیگران است.
    * در روایات،عقل چنین توصیف شده است:«ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان» [27]آن که انسان با آن بندگی خدا کند و در راه کسب بهشت و سعادت جاودان قدم گذارد.
    اگر انسان کمی فکر کند که چند روز بندگی خدا در دنیا،این همه رفاه و آسایش و کامیابی در قیامت را به دنبال دارد و با این حال حاضر شود همه این لذّت های ابدی را به خاطر دنیای فانی از دست بدهد،کمال بی عقلی است و این است معنای خسارت واقعی که خداوند می فرماید: «قُلْ إِنَّ الْخاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ» [28]ای پیامبر! به مردم بگو:زیانکاران واقعی کسانی هستند که خودشان را باختند.
    در دعای ماه رجب نیز می خوانیم:«خاب الوافدون علی غیرک»[29]خدایا! کسانی که به غیر تو رو کردند،باختند و سودی نبردند.
    * بهشتیان از چند سوی،درود و سلام دریافت می کنند:
    الف)از جانب اصحاب یمین(دوستان بهشتی). «وَ أَمّا إِنْ کانَ مِنْ أَصْحابِ الْیَمِینِ. فَسَلامٌ لَکَ مِنْ أَصْحابِ الْیَمِینِ» [30]اگراز اصحاب یمین باشد(به او می گویند)از طرف دوستان،بر تو سلام.
    امضاء


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی