صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 15 , از مجموع 15

موضوع: تفسیر سوره واقعه

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    320
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    112 در 48
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پیام ها:
    1- در قیامت دسته ای از مردم اهل شقاوتند و نامه عملشان را در دست چپ دارند. «وَ أَصْحابُ الشِّمالِ»
    2- وضع دوزخیان به قدری هولناک است که مایه ی شگفتی و تعجب می شوند.
    «ما أَصْحابُ الشِّمالِ»
    3- عذاب های قیامت،بسیار سخت است.( «سَمُومٍ» و «حَمِیمٍ» نکره آمده که نشانه سختی و عظمت است.)
    4- خوشگذرانان سرمست بدانند که کامیابی های غافلانه،آنان را به چه ذلّت و نکبت و زجری خواهد کشید. «مُتْرَفِینَ - فِی سَمُومٍ وَ حَمِیمٍ وَ ظِلٍّ مِنْ یَحْمُومٍ»
    5-آنچه گناه را سنگین و خطرناک تر می کند،اصرار بر آن است. «یُصِرُّونَ عَلَی اَلْحِنْثِ الْعَظِیمِ»
    6- خداوند عادل است و عذاب بر پایه عملکرد خود انسان است.اگر خلافکاران سه نوع شکنجه دارند:بادی سوزان،آب داغ وسایه داغ،به خاطر آن است که سه خلاف پیوسته دارند. کانُوا ... مُتْرَفِینَ ... کانُوا یُصِرُّونَ عَلَی الْحِنْثِ ... کانُوا یَقُولُونَ
    7- رفاه و عیّاشی،بستر ارتکاب گناه و تردید در معاد است. مُتْرَفِینَ ... یُصِرُّونَ ...
    أَ إِذا مِتْنا ...
    8-منکران معاد،دلیل بر انکار ندارند و تنها بعید می شمردند. أَ إِذا مِتْنا ...
    9- خطر آنجاست که انسان،تردید نابجای خود را در جامعه گسترش دهد و عامل انحراف دیگران شود. «کانُوا یَقُولُونَ أَ إِذا مِتْنا وَ کُنّا تُراباً»
    10- افراد شبهه افکن،دامنه تردید را توسعه می دهند. «أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ»
    قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ«49»
    بگو:همانا پیشینیان و آیندگان.
    لَمَجْمُوعُونَ إِلی مِیقاتِ یَوْمٍ مَعْلُومٍ«50»
    هر آینه به سوی وعدگاه روز معیّنی گردآوری خواهند شد.
    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    320
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    112 در 48
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پیام ها:
    1- باید به شبهات،حتی اگر از سر عناد هم باشد،پاسخ قاطع داد. یَقُولُونَ ... قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ
    2- قدرت خداوند در محشور کردن گذشتگان وآیندگان یکسان است. «إِنَّ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ لَمَجْمُوعُونَ»
    3- همه مردم در یک روز مشخّص جمع می شوند. «یَوْمٍ مَعْلُومٍ»
    4- گرچه زمان قیامت در نزد ما نامعلوم است،امّا نزد خداوند مشخّص است.
    «یَوْمٍ مَعْلُومٍ»
    ثُمَّ إِنَّکُمْ أَیُّهَا الضّالُّونَ الْمُکَذِّبُونَ«51» لَآکِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ«52» فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ«53»
    همانا،ای گمراهان انکار کننده! حتماً از درختی(بد منظر و بد طعم و بد بو) که زقّوم است خواهید خورد.آنگاه شکم ها را از آن پر خواهید کرد.
    فَشارِبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْحَمِیمِ«54» فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهِیمِ«55» هذا نُزُلُهُمْ یَوْمَ الدِّینِ«56»
    و روی آن از آب جوشان می نوشید.پس مانند شتران عطش زده می نوشید.این است پذیرایی(ابتدایی)آنان روز قیامت.
    امضاء


  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    320
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    112 در 48
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    نکته ها:
    * «زَقُّومٍ» ،نام گیاه تلخ و بدبو و بدطعم است که شیره آن اگر به بدن برسد،بدن متورم می شود.این گیاه،غذای دوزخیان است.«نزل»به آن چیزی گفته می شود که برای پذیرایی مقدّماتی مهمان آماده می شود و«هیم»نام مرضی است که شتر به آن گرفتار می شود و هر چه آب می نوشد سیراب نمی شود تا بمیرد،همچنین به زمین ریگزار گفته می شود که هر چه آب در آن بریزند فرو می رود.
    * غذاهای تلخ دنیوی را انسان یا نمی خورد که در آخرت گنهکار باید بخورد. «لَآکِلُونَ» یا کم می خورد،که در آخرت باید سیر بخورد، «فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ» ،یا با غذای دیگر جبران می کند،که در آخرت غذای دیگرش آب جوش است، «مِنَ الْحَمِیمِ» و یا با بی میلی می خورد، که در آن روز مثل شتر تشنه به آب رسیده می خورد. «شُرْبَ الْهِیمِ»
    پیام ها:
    1- دوزخیان،از سخت ترین خطاب های تحقیرآمیز برخوردارند. «أَیُّهَا الضّالُّونَ الْمُکَذِّبُونَ»
    2- اصحاب شمال،گمراهان هستند، «أَیُّهَا الضّالُّونَ» که ما در هر نماز از خدامی خواهیم از آنان نباشیم. «وَ لاَ الضّالِّینَ»
    3- بدتر از گمراهی،تکذیب کردن است وگرنه بسیاری از گمراهان،توفیق هدایت می یابند. «الضّالُّونَ الْمُکَذِّبُونَ»
    4- تمام تحقیرهای روانی و عذاب جسمانی،پذیرایی مقدّماتی اصحاب شمال است! پس پذیرایی اصلی چیست؟ «هذا نُزُلُهُمْ»
    5-خداوند عادل است و کیفرهای او عادلانه.همه سختی ها نتیجه عملکرد خود انسان است و آن روز،روز کیفر و پاداش است. «یَوْمَ الدِّینِ»
    نَحْنُ خَلَقْناکُمْ فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ«57» أَ فَرَأَیْتُمْ ما تُمْنُونَ«58» أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ«59»
    ما شما را آفریدیم،پس چرا تصدیق نمی کنید؟ آیا آنچه را(در رحم)می ریزید دیده اید؟ آیا شما آن را(به صورت انسان)می آفرینید یا ما آفریننده ایم؟
    نَحْنُ قَدَّرْنا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ«60»
    ماییم که مرگ را در میان شما مقدّر کردیم و هرگز(مغلوب نمی شویم)و کسی بر ما پیشی نمی گیرد.
    نکته ها:
    * در آیات قبل بیان شد که اصحاب شِمال در معاد تردید داشته و می گفتند:آیا اگر مردیم و خاک شدیم،باز زنده می شویم؟ از این آیه به بعد خداوند نمونه های قدرت خود را در دنیا بیان می کند تا استبعاد قیامت را برطرف نماید.
    * استدلال های قرآن،فراتر از زمان و مکان است و تاریخ مصرف ندارد و به مقطعی از زمان و مکانی خاص تعلق ندارد.نطفه در رحم و بذر در زمین،در هر زمان و مکان و برای همه واضح و روشن است.
    * مخفی بودن زمان مرگ حکیمانه است و فوایدی را به دنبال دارد،از یک سوی آماده باش
    انسان که هر لحظه ممکن است مرگ فرا رسد و از سوی دیگر جریان عادی زندگی،زیرا منتظر زمان معیّنی برای مرگ نیست وگرنه زندگی برای او تلخ می شد.
    * گرچه برخی مقدّمات تولید نسل،همچون آمیزش و ریزش نطفه در رحم،به وسیله انسان است،امّا تلقیح نطفه و تخمک و رشد آن در چند مرحله و حفظ و تبدیل آن به یک انسان کامل با ویژگی های منحصر به فرد،تنها کار خداوند است. «أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ»
    حتی اگر بشر،در خارج از رحم همانند سازی کند،باز هم از قدرت الهی نمی کاهد و خالقیّت او را زیر سؤال نمی برد،زیرا این تأثیر و تأثّر به دست توانای خداوند است و بشر در طراحی مراحل آفرینش نقشی ندارد.
    پیام ها:
    1- چرا شک در معاد می کنید؟ کسی که شما را آفرید بار دیگر نیز می آفریند. «نَحْنُ خَلَقْناکُمْ»
    2- با منکران و ناباوران،مستدل گفتگو کنیم. «نَحْنُ خَلَقْناکُمْ»
    3- توبیخ بعد از استدلال است.اول می فرماید: «نَحْنُ خَلَقْناکُمْ» سپس توبیخ می کند.
    «فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ»
    4- در استدلال،به یک دلیل و نمونه بسنده نکنیم. أَ فَرَأَیْتُمْ ... أَ أَنْتُمْ ...
    5-در تبلیغ و مجادله،با استفاده از شیوه سؤال و پرسش،وجدان مخاطبان را بیدار و به یاری فراخوانیم. أَ فَرَأَیْتُمْ ... أَ أَنْتُمْ ...
    6- قدرت الهی،هم در آفریدن نمودار است، «نَحْنُ خَلَقْناکُمْ» و هم در میراندن.
    «نَحْنُ قَدَّرْنا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ»
    7- مرگ،یک حادثه و اتّفاق نیست،بر اساس حکمت و حساب و کتاب است.
    «قَدَّرْنا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ»
    8-پایان عمر و زمان مرگ،تنها به دست خداست. «نَحْنُ قَدَّرْنا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ»
    9- مرگ انسان نشانه ی عجز خداوند از زنده نگه داشتن نیست،بلکه تقدیری حکیمانه است. «قَدَّرْنا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ»
    10- قدرت الهی مطلقه است و هیچ شخص یا قدرتی نمی تواند از مرگ فرار کرده و بر این تقدیر الهی غالب شده و بر آن پیشی بگیرد. «ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ»
    عَلی أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَکُمْ وَ نُنْشِئَکُمْ فِی ما لا تَعْلَمُونَ«61»
    تا مانند شما را جانشین شما کنیم وشما را در جهانی که نمی دانید پدیدار گردانیم.
    وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَهَ الْأُولی فَلَوْ لا تَذَکَّرُونَ«62»
    شما آفرینش نخستین را دانستید،پس چرا(به آفرینش دوباره)متذکّر نمی شوید؟
    امضاء


  5. Top | #14

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    320
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    112 در 48
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پیام ها:
    1- فلسفه مرگ،جایگزین شدن دیگران و پیدایش تحوّلات جدید است. قَدَّرْنا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ ... نُبَدِّلَ أَمْثالَکُمْ ... نُنْشِئَکُمْ ...
    2- قدرت خداوند بر جابجایی مرگ و زندگی،دلیل قدرت خداوند بر ایجاد معاد است. فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ ... نُبَدِّلَ أَمْثالَکُمْ
    3- دنیا عبورگاه است نه توقّف گاه. «نُبَدِّلَ أَمْثالَکُمْ»
    4- انسان از وضع قیامت آگاه نیست که چه زمانی خواهد بود و در چه شرایطی حاضر می شود. «نُنْشِئَکُمْ فِی ما لا تَعْلَمُونَ»
    أَ فَرَأَیْتُمْ ما تَحْرُثُونَ«63» أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزّارِعُونَ«64» لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْناهُ حُطاماً فَظَلْتُمْ تَفَکَّهُونَ«65»
    آیا آنچه را کشت می کنید،دیده اید؟ آیا شما آن را می رویانید یا ما رویاننده ایم؟ اگر بخواهیم آن را خار و خاشاک می گردانیم،پس شما از روی تعجّب می گویید:
    إِنّا لَمُغْرَمُونَ«66» بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ«67»
    ما زیان دیده ایم.بلکه محروم و بدبختیم.
    امضاء


  6. Top | #15

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    320
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    99
    مورد تشکر
    112 در 48
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    نکته ها:
    * «حطام»به معنی شکستن و خرد شدن و «تَفَکَّهُونَ» به معنای میوه خوردن،فکاهی گفتن و تعجب و پشیمانی آمده است.«مغرمون»از«غرامت»به معنای پرداخت خسارت و زیان دیدن است.
    * اگر کمی دقّت کنیم،زمین،بدن انسان را به خاک تبدیل می کند ولی بذر را به خاک تبدیل نمی کند.دانه درون زمین دو حرکت متضاد دارد،ساقه به سوی بالا و ریشه به سوی پایین می رود.ریشه،مواد غذایی را جذب و ساقه،موانع خود را حتی اگر سفت باشد دفع می کند.
    یک دانه به چند خوشه تبدیل می شود و تولید مثل می کند.
    * هر نوع تغییر و تحوّلی در طبیعت،برای خداوند یکسان است.حیات یا مرگ موجودات، شیرینی یا تلخی آب،همه در نزد قدرت خداوند یکسان است. خَلَقْناکُمْ ... قَدَّرْنا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ ، نَحْنُ الزّارِعُونَ ... لَجَعَلْناهُ حُطاماً ، تَشْرَبُونَ ... جَعَلْناهُ أُجاجاً
    * یکی از راه های خداشناسی،فرض خلاف وضع موجود است،چنانکه گفته اند:«تعرف الاشیاء باضدادها»یعنی با تصور ضدّ هر چیزی،جایگاه و اهمیّت آن چیز مشخص می شود، مثلاً:اگر هر یک از شب یا روز طولانی شود،اگر آب ها به زمین فرو رود،اگر کشت ها همه خار شود،اگر آب ها تلخ شود و...چه کسی می تواند آن را به وضع موجود تبدیل کند؟
    آری اگر انسان به این نکته توجّه داشته باشد که هر چه دارد،هر لحظه در معرض تغییر و نابودی است و به پیامدهای از دست دادن آنها بیاندیشد،ارزش نعمت های موجود را بهتر درک خواهد کرد و به لطف و قدرت الهی بیشتر پی می برد.




    پیام ها:
    1- همان قدرتی که از یک دانه بذر،خوشه ها پدید می آورد،می تواند از تک سلّول انسان مرده ای دوباره او را زنده کند. «أَ فَرَأَیْتُمْ ما تَحْرُثُونَ»
    2- فعل و انفعالات طبیعی با اراده خداوند است. «لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْناهُ حُطاماً»
    3- برخی انسان ها،تا محصولشان خار و خاشاک نشود و سرشان به سنگ نخورد،وجدانشان بیدار نمی شود. حُطاماً ... بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ
    أَ فَرَأَیْتُمُ الْماءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ«68» أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ«69» لَوْ نَشاءُ جَعَلْناهُ أُجاجاً فَلَوْ لا تَشْکُرُونَ«70»
    آیا آبی را که می نوشید دیده اید؟ آیا شما آن را از ابر باران زا فرو آوردید یا ما فرو فرستنده ایم؟ اگر بخواهیم آن را شوروتلخ می گردانیم،پس چرا سپاسگزاری نمی کنید؟
    کته ها:
    * «مزن»به ابر سفید باران زا گفته می شود،«اجاج»آب شور همراه با تلخی است.
    * در حدیث می خوانیم:هرگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله آب می نوشید،می فرمود:«الحمد لله الذی سقانی عذبا فراتا برحمته و لم یجعله ملحا اجاجا بذنوبی» [59]،خدا را شکر که به واسطه رحمتش به ما آب گوارا نوشاند و به خاطر گناهانِ ما،آن را شور قرار نداد.
    توجّه به نقش آب در رفع تشنگی «تَشْرَبُونَ» ،چگونگی پیدایش آب «مِنَ الْمُزْنِ» ، فروآمدن باران «نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ» ،و مزه و طعم آن «لَوْ نَشاءُ جَعَلْناهُ أُجاجاً» ،انسان را به شکرگذاری وامی دارد. «فَلَوْ لا تَشْکُرُونَ»
    * الطاف دائمی خداوند،نشانه عجز او از تغییر و تحوّل نیست.جمله «لَوْ نَشاءُ» به معنای آن است که ما آب را شور نمی کنیم ولی می توانیم این کار را انجام دهیم.
    * توجّه به نعمت ها،هم اعتقاد توحیدی انسان را بالا می برد، نَحْنُ الزّارِعُونَ ... نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ هم روحیه تشکر را در انسان زنده می کند و هم استبعاد زنده شدن دوباره و معاد را برطرف می کند.
    پیام ها:
    1- استدلال های قرآن،فراگیر،ساده و در عین حال عمیق است.نگاهی به آب، برای توجّه انسان به مبدأ و معاد کافی است. «أَ فَرَأَیْتُمُ الْماءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ»
    2- نزول آب قابل نوشیدن،نشانه حکمت وقدرت الهی است. «الْماءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ»
    3- نزول باران از آسمان،از قدرت انسان خارج است و این برای خداشناسی کافی است. «أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ» (هیچ عملی بدون اراده الهی تحقق پیدا نمی کند.)
    4- آفرینش،کلاس تدبّر، أَ فَرَأَیْتُمُ ...تذکّر، «أَ فَلا تَذَکَّرُونَ» و زمینه ساز تشکّر است. «فَلَوْ لا تَشْکُرُونَ»
    أَ فَرَأَیْتُمُ النّارَ الَّتِی تُورُونَ«71» أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَها أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِؤُنَ«72» نَحْنُ جَعَلْناها تَذْکِرَهً وَ مَتاعاً لِلْمُقْوِینَ«73»
    آیا آتشی را که می افروزید،دیده اید؟ آیا شما درخت آن را ایجاد کرده اید یا ما ایجاد کننده ایم؟ ما آتش را وسیله تذکّر(آتش قیامت)و نعمتی برای مسافران قرار داده ایم.
    فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ«74»
    پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی.
    نکته ها:
    * «تُورُونَ» از«وری»به معنای خارج کردن چیزی پنهان است،«وراء»یعنی باطن و پشت چیز.به آتشی که در وسائل آتش افروزی نهفته و با جرقه زدن بیرون می آورند،«ایراء» می گویند.در حجاز دو نوع درختی بود که به عنوان دو چوب آتش زنه از آن استفاده می کردند،همچون جرقه ای که از زدن دو سنگ چخماق به دست می آید.
    * «مقوین»از«قوایها»به معنای بیابان است.به بیابان گرد و مسافر،«مقویٖ»گفته می شود.
    * از آیه 47 که تردید در معاد مطرح شد،تا این آیات،خداوند بیش از بیست مرتبه مردم را خطاب کرده و آنان را به فکر و تدبیر در چگونگی به وجود آمدن کشت و آب و آتش و آفرینش انسان دعوت کرده است تا تردید نابجای کافران را برطرف کند.
    * در این آیات،عناصر چهارگانه آب،خاک،باد و آتش،مطرح شده است که همه تحت فرمان الهی و وسیله ای برای شناخت خداوند و پی بردن به قدرت او هستند.
    * خداوند در این سوره،چهار مرتبه از مردم اقرار گرفته که آیا شما در آفرینش خود،نزول باران،خروج گیاهان و تولید آتش نقشی دارید؟
    * نیاز به آتش در بیابان،بارزتر از نیاز به آن در محلّ مسکونی است.مسافر در بیابان،برای حفظ خود از سرما،پیدا کردن راه در شب و مقابله با خطر حیوانات وحشی،نیاز به نور و حرارت و آتش دارد.
    پیام ها:
    1- همان خدایی که آتش را از دل چوب و درخت بیرون می آورد،مرده ها را از دل زمین بیرون می آورد. «أَ فَرَأَیْتُمُ النّارَ الَّتِی تُورُونَ»
    2- خروج آتش از درخت،از دو جهت می تواند یادآور قیامت باشد:یکی از جهت خروج انرژی ذخیره شده در آن که در قالب جرقه و آتش بروز می کند، دیگر آن که آتش دنیا،انسان را به یاد آتش دوزخ می اندازد. «جَعَلْناها تَذْکِرَهً»
    3- خداوند آنچه را برای رفع استبعاد معاد بود ذکر کرد،خواه اثر کند یا نکند.ای پیامبر! وظیفه تو تسبیح خداوند است. «فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ»
    فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ«75» وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ«76»
    پس سوگند به جایگاه ستارگان.و البتّه اگر بدانید این سوگندی است بزرگ.
    نکته ها:
    * هیچ چیز و هیچ کس بدون اراده خداوند نمی تواند در جهان تأثیر گذارد.بنابراین،اعتقاد به تأثیر ستارگان در زندگی انسان خرافه ای بیش نیست و هیچ کس ستاره ی بختی در آسمان ندارد که موجب خوش بختی یا بد بختی او شود.امام کاظم علیه السلام فرمود:خداوند،ستارگان را ستایش کرده و به جایگاه آنها سوگند یاد نموده است. [60]
    * «مَواقِعِ النُّجُومِ» به محل استقرار و حرکت ستارگان گفته می شود.سوگند به مسیر گردش کرات آسمانی مهم تر از سوگند به خود آنهاست،چون عظمت و وسعت مواقع نجوم،هزاران برابر کرات است.
    پیام ها:
    1- خداوند در این سوره،فکر انسان را از نطفه و بذر و آب و آتش تا مسیر حرکت کرات آسمانی جولان می دهد. أَ فَرَأَیْتُمْ ما تُمْنُونَ ... فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ
    2- خداوند،گاهی به چیزهای کوچکی مانند انجیر سوگند یاد می کند، «وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ» و گاهی به کهکشان و مسیر ستارگان.آری برای خداوند کوچک و بزرگ،کاه و کوه یکی است. «فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ»
    3- هر ستاره ای،مدار و مسیر حرکت منظّم و مخصوص به خود دارد. «بِمَواقِعِ النُّجُومِ»
    4- بشر به تمام مسیرهای کرات آگاه نیست و علم نجوم و کیهان شناسی انسان علی رغم تلاش او ناقص است. «لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ»
    إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ«77» فِی کِتابٍ مَکْنُونٍ«78»
    همانا آن قرآن کریم است.که در کتاب محفوظی جای دارد.
    لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ«79» تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ«80»
    جز پاکیزگان به آن دست نزنند.فرو آمده از سوی پروردگار جهانیان است.
    نکته ها:
    * ظاهراً مراد از «کِتابٍ مَکْنُونٍ» ،همان لوح محفوظ است،زیرا در سوره بروج آمده: «بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِیدٌ فِی لَوْحٍ مَحْفُوظٍ»[61]و در این سوره می خوانیم: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ فِی کِتابٍ مَکْنُونٍ»
    * در قرآن،خداوند و آنچه مربوط به اوست،به صفت«کریم»متّصف شده اند:
    خداوند،کریم است. «ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ»[62]
    قرآن،کریم است. «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ»[63]
    رسول خدا،کریم است. «وَ جاءَهُمْ رَسُولٌ کَرِیمٌ»[64]
    واسطه نزول وحی(جبرئیل)،کریم است. «إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ»[65]
    حضرت علی علیه السلام در خطبه 152 نهج البلاغه،اهل بیت را«کرائم القرآن»می نامد.
    انسان نیز به عنوان برترین مخلوق الهی،مورد کرامت است. «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ» [66]
    * تلاوت الفاظ و فهم لغات قرآن،برای همه ممکن است،امّا تماس با روح قرآن،طهارتی مخصوص می خواهد. «لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً» [67]لذا نفرمود:
    «لا یقرئه و لا یفهمه الاّ المطهّرون»بلکه فرمود: «لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ» و تماس،معنای خاص دارد.چنانکه در روایت آمده است:تنها مقرّبان درگاه الهی با قرآن تماس پیدا می کنند.[68]
    * قرآن،کریم است،زیرا:
    سرچشمه آن از لوح محفوظ و کتاب مکنون است. «فِی کِتابٍ مَکْنُونٍ»
    واسطه آن،فرشتگان و پیامبر و اهل بیت علیهم السلام،همه مطهّرند. «لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ»
    و هدف آن تربیت جهانیان است. «تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ»
    * قرآن،مطهّر است، «صُحُفاً مُطَهَّرَهً» [69]و تنها پاکان می توانند آن را مس کنند. «لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ»
    * قرآن،چنان نیست که دشمنان آنان را توصیف می کردند.نه خیالپردازی ذهن پیامبر است، «تُمْلی عَلَیْهِ» [70]نه افسانه و غیر واقعی، «إِنْ هذا إِلاّ أَساطِیرُ الْأَوَّلِینَ» [71]نه آموخته هایی از
    دیگران، «یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ»[72]و نه کار گروهی هم فکر، «أَعانَهُ عَلَیْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ»[73]،بلکه از جانب پروردگار جهانیان برای رشد انسان نازل شده است. «تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ»
    * قرآن،کلید کرامت و عزّتِ فرد و جامعه است.نگاه به آن،تلاوت آن،تدبّر در آن،حفظ آن، استدلال به آن و پندگیری از آن مایه ی رشد و کرامت انسان است. «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ»
    قرآن،در مسائل فردی،خانوادگی،اجتماعی،اقت صادی،سیاسی،عبادی،نظامی،اخ لاقی، اعتقادی،تربیتی و فرهنگی،به انسان نور و روشنایی می دهد. «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ»
    در قرآن،حرف سست،زشت،ناموزون و دور از منطق نیامده است. «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ»
    پیام ها:
    1- خداوند،برای بزرگ ترین سند تشریع یعنی قرآن،به بزرگ ترین بخش تکوین یعنی کهکشان ها،سوگند یاد کرده است. فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ ... إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ
    2- قرآن،با نهایت کرامت،معارف خود را در اختیار قرار داده و هر کس می تواند به گونه ای از آن بهره گیرد. «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ»
    3- قرآن،تنها الفاظ و عبارات نیست،محتوایی والا دارد که در نزد خداوند محفوظ و مکنون است. «فِی کِتابٍ مَکْنُونٍ»
    4- بهره بردن از قرآن آدابی دارد.افراد بی وضو حق دست زدن به آن را ندارند.[74]
    «لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ»
    5-حقایق بلند قرآن را افراد آلوده به شرک و کفر و نفاق و عناد درک نمی کنند.
    «لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ»
    6- قرآن،جلوه ای از ربوبیّت خداوند و برنامه ای جامع برای رشد و تربیت انسان است. «تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ»
    أَ فَبِهذَا الْحَدِیثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ«81»
    آیا شما با این سخن(الهی)،با سبکی و سستی برخورد می کنید؟
    وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَکُمْ أَنَّکُمْ تُکَذِّبُونَ«82»
    و(سهم و)رزق خود را تکذیب آن قرار می دهید؟

    امضاء


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی