صفحه 17 از 17 نخستنخست ... 71314151617
نمایش نتایج: از شماره 161 تا 168 , از مجموع 168

موضوع: هزار و یک نکته از قرآن کریم

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #161

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    2,559
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    583
    مورد تشکر
    1,228 در 487
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    152 - خشنودی پیامبر و رحمت الهی


    «و لسوف یعطیک ربّک فترضی»(1)
    امام صادق علیه السلام می فرماید: پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به منزل فاطمه علیها السلام وارد شد، در حالی که لباس خشنی از پشم شتر در تن دخترش بود، با یک دست آسیا می کرد و با دست دیگر فرزندش را شیر می داد. اشک در چشمان پیامبرصلی الله علیه وآله ظاهر شد و فرمود: دخترم تلخی دنیا را در برابر شیرینی آخرت تحمل کن. زیرا خداوند بر من وعده داده است که آن قدر پروردگارت به تو می بخشد که راضی
    شوی.(2)





    ویرایش توسط رعنا ریاحی*خادمه قرآن* : 14-01-2022 در ساعت 13:25
    امضاء





  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #162

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    2,559
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    583
    مورد تشکر
    1,228 در 487
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    154 - تسلیم بودن در برابر پیامبرصلی الله علیه وآله


    «إنّ اللّه و ملئکته یصلّون علی النّبی یا أیّها الّذین امنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً»(1)
    حضرت علی علیه السلام می فرماید: یکی از فضیلت های پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله این آیه ی شریفه است که ظاهر و باطنی دارد، ظاهر آن جمله ی «صلّوا علیه» است و باطن آن جمله ی «و سلّموا تسلیما»؛ یعنی در مقابل کسی که او را وصی و جانشین خود قرار داد، تسلیم باشید؛ و این معنا را درک نمی کند، مگر کسی که از لطافت حس و صفای باطن برخوردار باشد.(2)




    ویرایش توسط رعنا ریاحی*خادمه قرآن* : 16-01-2022 در ساعت 16:35
    امضاء




  4. Top | #163

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    2,559
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    583
    مورد تشکر
    1,228 در 487
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    155 - جاذبه و دافعه ی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و یاران او


    از نظر قرآن کریم پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و یاران او نسبت به مؤمنان رأفت و مهربانی و حالت جاذبه دارند و نسبت به کفار و منافقان شدت و خشونت و حالت دافعه دارند؛ «محمد رسول اللّه و الّذین معه أشدّاء علی الکفّار رحماء بینهم».(3)قرآن کریم جاذبه و دافعه ی پیامبر را در آیات دیگر نیز بیان می کند:
    الف - جاذبه ی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله؛ «فبما رحمه من اللّه لنتَ لهم».(4)
    ب - دافعه ی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله؛ «یا أیّها النّبی جاهد الکفّار و المنافقین و اغلظ علیهم».(5)
    قرآن کریم جاذبه و دافعه ی یاران واقعی پیامبر و اسلام را چنین بیان می کند؛
    ص: 139
    ________________________________________
    1- 583) احزاب / 56.
    2- 584) نور الثقلین / ج 4 / ص 374.
    3- 585) فتح / 29.
    4- 586) آل عمران / 159.
    5- 587) توبه / 73.
    «... أذلّه علی المؤمنین أعزّه علی الکافرین»(1). زیرا ذلّت به معنای تواضع و فروتنی است و لازمه ی آن جاذبه است و لازمه ی عزّت و سختی نشان دادن در برابر کفّار دافعه است.




    امضاء




  5. Top | #164

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    2,559
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    583
    مورد تشکر
    1,228 در 487
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    156 - تقدّم دستور پیامبر بر خواسته ی انسان


    همان گونه که دستورات خداوند تقدم بر خواسته های انسان دارد، پیامبر اکرم نیز چنین است. قرآن کریم در باره ی فرامین الهی می فرماید: ای اهل ایمان، عدالت را در مقام شهادت و گواهی دادن رعایت کنید و برای خداوند گواهی دهید، گرچه به زیان خود شما یا والدین یا نزدیکان شما باشد و غنای شخص ثروتمند شما را وادار نکند که از حق به طرف او میل کنید، و فقر فقیر نیز باعث نشود که حال او را در نظر بگیرید و از
    حق عدول کنید، بلکه حق تقدّم با خداوند است؛ «یا أیّها الّذین امنوا کونوا قوّامین بالقسط شهداء للّه و لو علی أنفسکم أو الوالدین و الأقربین إن یکن غنیّاً أو فقیراً فاللّه أولی بهما».(2)
    همین تعبیر «اولویت» در باره ی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نیز آمده است؛ «النّبیّ أولی بالمؤمنین من أنفسهم»(3). زیرا پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله عبد مطلق خداست و از خود سخنی نمی گوید؛ «و ما ینطق عن الهوی * إن هو الاّ وحی یوحی».(4) از این رو، در قرآن کریم از سویی اطاعت پیامبر، اطاعت خداوند دانسته شده؛ «و من یطع الرسول فقد أطاع اللّه»،(5)و از سوی دیگر نشانه ی محبت الهی در اطاعت و
    تبعیت پیامبر
    ص: 140
    ________________________________________
    1- 588) مائده / 54.
    2- 589) نساء / 135.
    3- 590) احزاب / 6.
    4- 591) نجم 3 - 4.
    5- 592) نساء / 80.
    اکرم صلی الله علیه وآله معرفی شده است؛ «قل إن کنتم تحبّون اللّه فاتّبعونی».(1)





    ویرایش توسط رعنا ریاحی*خادمه قرآن* : 18-01-2022 در ساعت 20:47
    امضاء




  6. Top | #165

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    2,559
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    583
    مورد تشکر
    1,228 در 487
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    157 - دفاع خداوند از پیامبرصلی الله علیه وآله


    دشمنان اسلام هم نسبت ناروا به حضرت نوح علیه السلام دادند، هم به پیامبرصلی الله علیه وآله. چون گفتند: پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله مجنون است و ضال. خداوند در باره ی او فرمود؛ «ما أنت بنعمه ربّک بمجنون»(2)و «ما ضلّ صاحبکم و ما غوی»(3)؛ اما وقتی دشمنان به حضرت نوح گفتند: «إنّا لنریک فی ضلال مبین».(4)حضرت نوح خودش به آنان پاسخ داد: «یا قوم لیس بی ضلاله».(5) میان کسی که از خود دفاع کند و
    کسی که خداوند از او دفاع کند، تفاوت بسیار دارد؛ «فشتّانَ بین من دفع عن نفسه و بین من دفع عنه ربّه».(6)



    امضاء




  7. Top | #166

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    2,559
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    583
    مورد تشکر
    1,228 در 487
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    158 - شرح صدر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله


    «ألم نشرح لک صدرک»(7)
    چرا قرآن کریم در بیان نعمت شرح صدر برای پیامبرصلی الله علیه وآله قید «لک» را ذکر کرد، با این که اگر می فرمود: «ألم نشرح صدرک» صحیح بود؟ از سه جهت این قید را اضافه کرد:
    الف - گویا خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می گوید: چون تمام کارهای تو برای من است، من هم این شرح صدر را برای تو قرار دادم.
    ص: 141
    ________________________________________
    1- 593) آل عمران / 37.
    2- 594) قلم / 2.
    3- 595) نجم / 2.
    4- 596) اعراف / 60.
    5- 597) اعراف / 61.
    6- 598) کشف الاسرار / ج 3 / ص 658.
    7- 599) انشراح / 1.
    ب - تنبیه به این معناست که منافع رسالت از آنِ پیامبر است، نه خداوند.(1)
    ج - این گونه تعبیر یک نوع تجلیل و تکریم از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله است.



    امضاء




  8. Top | #167

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    2,559
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    583
    مورد تشکر
    1,228 در 487
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    159 - عبودیت برجسته ترین وصف پیامبرصلی الله علیه وآله


    قرآن کریم اوصاف فراوانی را برای پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله ذکر می کند، رسول، عزیز، حریص بر هدایت مردم، رؤف، رحیم، نبی شاهد، مبشّر، منذر، سراج منیر؛ «لقد جاءکم رسول من أنفسکم عزیز علیه ما عنتّم حریص علیکم بالمؤمنین رؤف رحیم»(2)و «یا أیّها النّبی إنّا أرسلناک شاهد و مبشّراً و نذیراً و داعیاً إلی اللّه و سراجاً منیراً».(3)
    اما ممتازترین وصف رسول اکرم صلی الله علیه وآله، عبودیت اوست که سبب نزول قرآن بر او شد؛ «تبارک الّذی نزّل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیراً».(4) چه این که سفر معراج پیامبرصلی الله علیه وآله نیز در پرتو عبودیت او تحقق یافت؛ «سبحان الّذی أسری بعبده لیلاً».

    160 - پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله جان مردم

    خداوند انبیای الهی را برادر مردم یاد کرد؛ «و إلی أخاهم هوداً»(5)و «و إلی مدین أخاهم شعیباً»(6) در برادری گرچه مهربانی مطرح است، اما گاهی کار به جدایی و عداوت می کشد، مانند برادران یوسف.
    ص: 142
    ________________________________________
    1- 600) تفسیر کبیر / ج 32 / ص 3.
    2- 601) توبه / 128.
    3- 602) احزاب / 46.
    4- 603) فرقان / 1.
    5- 604) اعراف / 65.
    6- 605) اعراف / 85.
    اما خداوند پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را جان مردم یاد کرد؛ «لقد جاءکم رسول من أنفسکم»،(1)و انسان از جان خود جدا نمی شود، و به آن عداوت نمی ورزد. از این رو، بعضی از پیامبران هلاک قوم خود را خواستند، اما پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله برای آزار دهندگانش طلب مغفرت کرد.(2)

    161 - معراج پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله

    «سبحان الّذی أسری بعبده لیلاً من المسجد الحرام إلی المسجد الأقصی الّذی بارکنا حوله لنریه من ءایاتنا إنّه هو السّمیع البصیر»(3)
    این آیه ی شریفه، در باره ی سفر معراج پیامبر است که مشتمل بر چند نکته است:
    الف - جمله ی «أسری» نشان می دهد که این سفر در شب انجام گرفت. زیرا «أسری» در لغت عرب به معنای سفر شبانه است.
    ب - کلمه ی «لیلاً» در عین این که تأکیدِ مفهوم اسراست، این حقیقت را بیان می کند که این سفر، به طور کامل در یک شب واقع شد.
    ج - کلمه ی «عبد» نشان می دهد که این افتخار به جهت مقام بندگی و عبودیت پیامبرصلی الله علیه وآله بود.
    د - تعبیر به «عبد» نشان می دهد که این سفر در بیداری واقع شده و این سیر جسمانی بود، نه روحانی؛ یعنی جسم و جان پیامبرصلی الله علیه وآله در این سفر شرکت داشته است.
    ص: 143
    ________________________________________
    1- 606) توبه / 128.
    2- 607) کشف الاسرار / ج 3 / ص 667.
    3- 608) اسراء / 1.
    ه - هدف از این سیر مشاهده ی آیات بزرگ الهی بود.(1)

    162 - شرط ادب در محضر پیامبراکرم صلی الله علیه وآله

    «یا أیّها الّذین ءامنوا لا ترفعوا أصواتکم فوق صوت النّبی و لا تجهروا له بالقول کجهر بعضکم لبعض أن تحبط أعمالکم * إنّ الّذین یغضّون أصواتکم عند رسول اللّه أولئک الّذین امتحن اللّه قلوبهم للتّقوی لهم مغفره و أجر کریم»(2)
    این دو آیه شرط ادب در محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را بیان می کند، با این تفاوت که:
    الف - آیه ی اول اشاره به «تخلیه» است و آیه ی دوم ناظر به «تحلیه». چون محور سخن در آیه ی اول نهی از رفع صوت است و در آیه ی دوم، از افراد متقی ستایش می کند که در محضر پیامبر، غض صوت می کنند.
    ب - در آیه ی اول تهدید به حبط عمل است و در آیه ی دوم مژده به تقوای قلب.
    ج - آیه ی دوم می گوید: کسی که دارای تقوای قلب است، همیشه این ادب را رعایت می کند؛ چون «یغضّون» فعل مضارع است و دلالت بر استمرار دارد.
    سؤال: تکلیف کسانی که در روزهای پایانی عمر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله که حضرت در بستر بیماری بود، جار و جنجال راه انداخته و با کمال بی شرمی فریاد زدند و اهانت به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله کردند، چیست؟
    بخاری در صحیح خود می گوید: آهنگ عمر و ابوبکر هنگام گفتگوی با یکدیگر در حضور
    ص: 144
    ________________________________________
    1- 609) المیزان / ج 13 / ص 9 ؛ نمونه / ج 12 / ص 9.
    2- 610) حجرات / 2 - 3.
    رسول خداصلی الله علیه وآله بلند شد، آنگاه خداوند آیه ی «لا ترفعوا أصواتکم ...» را نازل کرد.(1)

    163 - برکات زیارت پیامبرصلی الله علیه وآله

    هنگامی که به زیارت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به مدینه می رویم، مشمول لطف خاص خداوند می شویم که هم پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به ما سلام می کند؛ «إذا جاءک الّذین یؤمنون بایاتنا فقل سلام علیکم»(2) هم برای گناهان ما از خداوند طلب رحمت می کند؛ «و لو انّهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوک فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرّسول لوجدوا اللّه توّاباً رحیماً».(3)

    164 - شفاعت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله

    «و من اللّیل فتهجّد به نافله لک عسی أن یبعثک ربّک مقاماً محموداً»(4)
    کلمه ی «تهجّد» از ماده ی هجود به معنای خواب است و «تهجّد» به طوری که بسیاری از اهل لغت گفته اند، به معنای بیداریِ بعد از خواب است. پس معنای آیه ی شریفه، چنین است: قسمتی از شب را پس از خوابیدنت، بیدارباش و به نماز مشغول شو، به امید این که خداوند تو را به مقام محمود را برساند.
    گفتنی است که محمود بودن مقام پیامبرصلی الله علیه وآله را مطلق و بدون قید ذکر کرده است. زیرا آن، مقامی است که همگان آن را می پسندند. روشن است وقتی همه ی
    ص: 145
    ________________________________________
    1- 611) صحیح / ج 3 / ص 123 ؛ نکته هایی از قرآن / ج 2 / ص 330.
    2- 612) انعام / 54.
    3- 613) نساء / 64.
    4- 614) اسراء / 79.
    انسان ها مقامی را حمد می کنند که از آن خوششان بیاید و از آن بهره مند گردند. به همین جهت، آن را تفسیر کرده اند به مقامی که خلایق آن را حمد می کنند و آن، مقام شفاعت کبرای رسول خداصلی الله علیه وآله است که روز قیامت در آن مقام قرار
    می گیرد و روایات شیعه و اهل سنت در این معنا متّفق است.(1)

    165 - پیامبر و معصومان و حق تشریع

    «و ما ءاتاکم الرّسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا»(2)
    آیا پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و ائمه معصومین علیهم السلام حق دارند آنچه را که مصلحت می بینند، برای مسلمین قانون وضع کنند، هر چند وحی الهی نسبت به خصوص آن نازل نشده باشد؟ بی شک این امر محال نیست، اما سخن در این است که آیا چنین امری واقع شده و دلایل نقلی بر آن گواهی می دهد یا نه؟
    روایات فراوانی که بعضاً صحیحه است، دال بر این معناست که خداوند تفویض امر به پیامبر و ائمه علیهم السلام کرده است و منظور از تفویض امر، حق قانون گذاری و تشریع است. در حدیثی از امام باقرعلیه السلام و امام صادق علیه السلام چنین می خوانیم: «انّ اللّه تبارک و تعالی فوّض الی نبیّه أمر خلقه لینظر کیف طاعتهم ثم تلی هذه الآیه: «و ما ءاتاکم الرّسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا»»؛ خداوند متعال
    کار مردم را به پیامبرش تفویض کرد، تا بنگرد چگونه اطاعت می کنند. سپس این آیه را تلاوت کرد که فرمود: هر آنچه را که رسول خدا دستور می دهد، بگیرید و به آن عمل کنید و از هر چه شما
    ص: 146
    ________________________________________
    1- 615) المیزان / ج 13 / ص 176.
    2- 616) حشر / 7.
    را نهی می کند، خودداری کنید.(1)
    در برخی از این روایات آمده است: بعد از این تفویض، پیامبر قوانینی را تشریع فرمود. از جمله این که خداوند نماز را دو رکعت قرار داد و پیامبر در نمازهای ظهر و عصر و عشا، دو رکعت و در نماز مغرب یک رکعت افزود و این تشریع پیامبرصلی الله علیه وآله همسنگ فریضه ی الهی است و عمل به آن نیز واجب است و نیز 34 رکعت، دو برابر فرایض، نافله قرار دارد.
    خداوند روزه ی ماه رمضان را واجب کرد و پیامبر روزه ی ماه شعبان و سه روز از هر ماه را مستحب کرد.(2) ضمناً از این روایات استفاده می شود که خداوند این مقام را به چند دلیل به آن ها داده است:
    1 - بیان عظمت مقام آنان که تشریع آن ها هم طراز تشریع خداوند است.
    2 - امتحان مردم که تا چه اندازه تسلیم فرمان پیامبرند.
    3 - خداوند آن ها را مؤید به روح القدس فرمود و از این طریق به اسرار احکام الهی آشنا ساخته است.(619)
    619) پیام قرآن / ج 1 / ص 101.
    ص: 147
    ________________________________________
    1- 617) کافی / ج 1 / ص 267.
    2- 618) کافی / ج 1 / ص 266.
    ص: 148
    ص: 149
    ص: 150
    15- نکات 166 تا 180
    هزار و یک نکته از قرآن کریم » نکات 166 تا 180
    166 - خالی نبودن زمین از حجت

    «یا أهل الکتاب قد جائکم رسولنا یبیّن لکم علی فتره من الرّسل ...»(1)
    سؤال: طبق عقیده ی ما، جامعه ی انسانیت لحظه ای از نماینده ی خدا و فرستادگان او خالی نخواهد شد، پس چگونه ممکن است چنین فترتی وجود داشته باشد؟
    پاسخ: باید توجه داشت که قرآن می گوید: «علی فتره من الرّسل»؛ یعنی رسولانی در این دوران نبودند، اما هیچ مانعی ندارد که اوصیای آن ها باشند. به تعبیر بهتر، «رسولان» آن هایی بودند که دست به تبلیغات وسیع و دامنه داری می زدند، مردم را بشارت و انذار می دادند و سکوت و خاموشی جامعه را درهم می شکستند و صدای خود را به گوش
    همگان می رساندند. ولی اوصیای آن ها همگی چنین مأموریتی نداشتند، حتی گاهی ممکن است آن ها به علت یک سلسله عوامل اجتماعی در میان مردم به طور پنهان زندگی داشته باشند.
    حضرت علی علیه السلام می فرماید: «اللّهم بل لا تخلوا الأرض من قائم للّه بحجّه اما ظاهراً مشهوراً أو خائفاً مغموراً لئلاّ تبطل حجج اللّه و بیّناته ...»؛ آری! روی زمین هرگز از کسی که قیام به حجت الهی کند، خالی نخواهد ماند، خواه آشکار و مشهود باشد یا پنهان و ناشناخته؛ برای این که احکام و دستورات الهی و نشانه های خداوند از بین نرود.(2)

    167 - امامت در کودکی

    «و ءاتیناه الحکم صبیّاً»(3)
    علی ابن اسباط گوید: به خدمت امام جوادعلیه السلام رسیدم (در حالی که سن امام کم بود) من
    ص: 151
    ________________________________________
    1- 620) مائده / 19.
    2- 621) نمونه / ج 4 / ص 332.
    3- 622) مریم / 12.
    درست به قامت او خیره شدم تا به ذهن خویش بسپارم و به هنگامی که به مصر بازمی گردم، کم و کیف مطلب را برای یاران نقل کنم. ناگهان امام علیه السلام رو به سوی من کرد و فرمود: ای علی ابن اسباط! خداوند کاری را که در مسأله ی امامت کرد، مانند کاری است که در نبوت کرده است. گاه می فرماید: «و ءاتیناه الحکم صبیّاً»؛ ما
    به یحیی در کودکی فرمان نبوت دادیم، و گاه در باره ی انسان ها می فرماید: «حتّی إذا بلغ أشدّه و بلغ أربعین سنه»؛(1) هنگامی که انسان به بلوغ کامل عقل به چهل سال رسید. بنا بر این، همان گونه که ممکن است خداوند حکمت را در چهل سالگی به انسان بدهد، در قدرت اوست که آن را در کودکی به وی عطا کند.(2)

    168 - دو نوع امامت

    امام صادق علیه السلام می فرماید: امام در قرآن کریم دو گونه است. گاهی خداوند می فرماید: «و جعلناهم أئمه یهدون بأمرنا»؛(3)یعنی به امر خدا مردم را هدایت می کنند، نه به امر مردم؛ امر خدا را بر امر خودشان مقدّم می شمرند و حکم او را برتر از حکم خود قرار می دهند. در بخش دیگری می فرماید: «و جعلناهم أئمّه یدعون إلی النّار»؛(4)ما آن ها را پیشوایانی قرار دادیم که دعوت به دوزخ می کنند؛ فرمان
    خود را بر فرمان پروردگار مقدّم می شمرند و حکم خویش را قبل از حکم او قرار می دهند و مطابق هوس های خود
    ص: 152
    ________________________________________
    1- 623) احقاف / 15.
    2- 624) نور الثقلین / ج 3 / ص 325 ؛ نمونه / ج 13 / ص 28.
    3- 625) انبیاء / 73.
    4- 626) قصص / 41.
    و بر ضدّ کتاب اللّه عمل می کنند.(1)

    169 - عظمت مقام امامت

    در اهمیت مقام امامت همین بس که خداوند متعال آن را در کلام خویش با دو قید قرین ساخته است؛ «و جعلنا منهم أئمّه یهدون بأمرنا».(2)نخستین وظیفه ی امام، هدایت و رهبری جامعه به سوی اهداف و آرمان های الهی است که این مسئولیت خطیر را با الهام از «عالم امر» به انجام می رساند.
    موجودات جهان دو گونه اند: مادی، مجرد؛ گونه ی نخست در بستر زمان و مکان و قوانین حرکت محدود است، ولی نوع دوم از همه ی شرایط پیش گفته رهاست. گاهی از آن به «ملکوت عالم» نیز تعبیر می شود؛ «إنّما أمره إذا أراد شیئاً أن یقول له کن فیکون * فسبحان الّذی بیده ملکوت کلّ شی ء».(3)
    پس، امام آن کسی است که جنبه ی ملکوتی موجودات را نیز رهبری کند و جوامع بشری را به مقصد نهایی خویش، یعنی آشنایی با خدا و احیای ارزشهای الهی برساند و سعادت آن ها را تضمین کند.(4)

    170 - مقام رفیع امامت

    قرآن کریم مقام رفیع امامت را که منصب الهی است؛ «إنّی جاعلک للنّاس
    ص: 153
    ________________________________________
    1- 627) تفسیر صافی / ج 3 / ص 347.
    2- 628) انبیاء / 73.
    3- 629) یس / 82 - 83.
    4- 630) المیزان / ج 1 / ص 274.
    اماماً»،(1)در سه جهت بیان کرده است:
    الف - وظیفه ی امام: هدایت انسان ها به سعادت؛ «و جعلناهم أئمّه یهدون بأمرنا».(2)
    ب - شرط دستیابی به مقام امامت: صبر و یقین؛ «و جعلنا منهم أئمّه یهدون بأمرنا لمّا صبروا و کانوا بایاتنا یوقنون».(3)
    ج - واسطه ی فیض خداوند به انسان ها: انجام دادن نیکی ها، برپاداشتن نماز، پرداخت زکات، عبادت؛ «و جعلناهم أئمه یهدون بأمرنا و أوحینا إلیهم فعل الخیرات و إقام الصّلوه و إیتاء الزّکوه و کانوا لنا عابدین».(4)

    171 - امامان، ستارگان هدایت

    «هو الّذی جعل لکم النّجوم لتهتدوا بها فی ظلمات البرّ و البحر»(5)
    خداوند متعال همان گونه که برای سفرهای دریایی و صحرایی که در عمر انسان ها اندک پیش می آید، راهنما قرار داده است، برای سفر معنوی انسان ها و حرکت دایمی بشریت در مسیر حق نیز راهنما معین کرده است. از این رو، در احادیث وارد شده که مقصود از ستارگان هدایت، رهبران معصوم و اولیای خداوند هستند.(6)
    همچنین همان گونه که خداوند زمین مرده را زنده می کند، زمینه مرده (قلب
    ص: 154
    ________________________________________
    1- 631) بقره / 124.
    2- 632) انبیاء / 73.
    3- 633) سجده / 24.
    4- 634) انبیاء / 73.
    5- 635) انعام / 97.
    6- 636) نور / ج 3 / ص 347 ؛ نور الثقلین / ج 1 / ص 750.
    انسان ها) را به وسیله ی امام معصوم زنده می کند. از این رو، در ذیل آیه ی شریفه ی «اعلموا انّ اللّه یحیی الأرض بعد موتها»(1)، امام باقرعلیه السلام می فرماید: خداوند زمین را به وسیله ی حضرت مهدی علیه السلام زنده می کند، بعد از آن که مرده باشد. منظور از مردن زمین، کفر اهل ایمان است و کافر مرده است؛ «یحیی اللّه
    تعالی بالقائم بعد موتها»؛ یعنی «بموتها کفر أهلها و الکافر میت».(2)





    امضاء




  9. Top | #168

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    2,559
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    583
    مورد تشکر
    1,228 در 487
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    161 - معراج پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله


    «سبحان الّذی أسری بعبده لیلاً من المسجد الحرام إلی المسجد الأقصی الّذی بارکنا حوله لنریه من ءایاتنا إنّه هو السّمیع البصیر»(3)
    این آیه ی شریفه، در باره ی سفر معراج پیامبر است که مشتمل بر چند نکته است:
    الف - جمله ی «أسری» نشان می دهد که این سفر در شب انجام گرفت. زیرا «أسری» در لغت عرب به معنای سفر شبانه است.
    ب - کلمه ی «لیلاً» در عین این که تأکیدِ مفهوم اسراست، این حقیقت را بیان می کند که این سفر، به طور کامل در یک شب واقع شد.
    ج - کلمه ی «عبد» نشان می دهد که این افتخار به جهت مقام بندگی و عبودیت پیامبرصلی الله علیه وآله بود.
    د - تعبیر به «عبد» نشان می دهد که این سفر در بیداری واقع شده و این سیر جسمانی بود، نه روحانی؛ یعنی جسم و جان پیامبرصلی الله علیه وآله در این سفر شرکت داشته است.
    ص: 143
    ________________________________________
    1- 606) توبه / 128.
    2- 607) کشف الاسرار / ج 3 / ص 667.
    3- 608) اسراء / 1.
    ه - هدف از این سیر مشاهده ی آیات بزرگ الهی بود.(1)

    162 - شرط ادب در محضر پیامبراکرم صلی الله علیه وآله

    «یا أیّها الّذین ءامنوا لا ترفعوا أصواتکم فوق صوت النّبی و لا تجهروا له بالقول کجهر بعضکم لبعض أن تحبط أعمالکم * إنّ الّذین یغضّون أصواتکم عند رسول اللّه أولئک الّذین امتحن اللّه قلوبهم للتّقوی لهم مغفره و أجر کریم»(2)
    این دو آیه شرط ادب در محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را بیان می کند، با این تفاوت که:
    الف - آیه ی اول اشاره به «تخلیه» است و آیه ی دوم ناظر به «تحلیه». چون محور سخن در آیه ی اول نهی از رفع صوت است و در آیه ی دوم، از افراد متقی ستایش می کند که در محضر پیامبر، غض صوت می کنند.
    ب - در آیه ی اول تهدید به حبط عمل است و در آیه ی دوم مژده به تقوای قلب.
    ج - آیه ی دوم می گوید: کسی که دارای تقوای قلب است، همیشه این ادب را رعایت می کند؛ چون «یغضّون» فعل مضارع است و دلالت بر استمرار دارد.
    سؤال: تکلیف کسانی که در روزهای پایانی عمر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله که حضرت در بستر بیماری بود، جار و جنجال راه انداخته و با کمال بی شرمی فریاد زدند و اهانت به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله کردند، چیست؟
    بخاری در صحیح خود می گوید: آهنگ عمر و ابوبکر هنگام گفتگوی با یکدیگر در حضور
    ص: 144
    ________________________________________
    1- 609) المیزان / ج 13 / ص 9 ؛ نمونه / ج 12 / ص 9.
    2- 610) حجرات / 2 - 3.
    رسول خداصلی الله علیه وآله بلند شد، آنگاه خداوند آیه ی «لا ترفعوا أصواتکم ...» را نازل کرد.(1)

    163 - برکات زیارت پیامبرصلی الله علیه وآله

    هنگامی که به زیارت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به مدینه می رویم، مشمول لطف خاص خداوند می شویم که هم پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به ما سلام می کند؛ «إذا جاءک الّذین یؤمنون بایاتنا فقل سلام علیکم»(2) هم برای گناهان ما از خداوند طلب رحمت می کند؛ «و لو انّهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوک فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرّسول لوجدوا اللّه توّاباً رحیماً».(3)

    164 - شفاعت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله

    «و من اللّیل فتهجّد به نافله لک عسی أن یبعثک ربّک مقاماً محموداً»(4)
    کلمه ی «تهجّد» از ماده ی هجود به معنای خواب است و «تهجّد» به طوری که بسیاری از اهل لغت گفته اند، به معنای بیداریِ بعد از خواب است. پس معنای آیه ی شریفه، چنین است: قسمتی از شب را پس از خوابیدنت، بیدارباش و به نماز مشغول شو، به امید این که خداوند تو را به مقام محمود را برساند.
    گفتنی است که محمود بودن مقام پیامبرصلی الله علیه وآله را مطلق و بدون قید ذکر کرده است. زیرا آن، مقامی است که همگان آن را می پسندند. روشن است وقتی همه ی
    ص: 145
    ________________________________________
    1- 611) صحیح / ج 3 / ص 123 ؛ نکته هایی از قرآن / ج 2 / ص 330.
    2- 612) انعام / 54.
    3- 613) نساء / 64.
    4- 614) اسراء / 79.
    انسان ها مقامی را حمد می کنند که از آن خوششان بیاید و از آن بهره مند گردند. به همین جهت، آن را تفسیر کرده اند به مقامی که خلایق آن را حمد می کنند و آن، مقام شفاعت کبرای رسول خداصلی الله علیه وآله است که روز قیامت در آن مقام قرار
    می گیرد و روایات شیعه و اهل سنت در این معنا متّفق است.(1)

    165 - پیامبر و معصومان و حق تشریع

    «و ما ءاتاکم الرّسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا»(2)
    آیا پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و ائمه معصومین علیهم السلام حق دارند آنچه را که مصلحت می بینند، برای مسلمین قانون وضع کنند، هر چند وحی الهی نسبت به خصوص آن نازل نشده باشد؟ بی شک این امر محال نیست، اما سخن در این است که آیا چنین امری واقع شده و دلایل نقلی بر آن گواهی می دهد یا نه؟
    روایات فراوانی که بعضاً صحیحه است، دال بر این معناست که خداوند تفویض امر به پیامبر و ائمه علیهم السلام کرده است و منظور از تفویض امر، حق قانون گذاری و تشریع است. در حدیثی از امام باقرعلیه السلام و امام صادق علیه السلام چنین می خوانیم: «انّ اللّه تبارک و تعالی فوّض الی نبیّه أمر خلقه لینظر کیف طاعتهم ثم تلی هذه الآیه: «و ما ءاتاکم الرّسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا»»؛ خداوند متعال
    کار مردم را به پیامبرش تفویض کرد، تا بنگرد چگونه اطاعت می کنند. سپس این آیه را تلاوت کرد که فرمود: هر آنچه را که رسول خدا دستور می دهد، بگیرید و به آن عمل کنید و از هر چه شما
    ص: 146
    ________________________________________
    1- 615) المیزان / ج 13 / ص 176.
    2- 616) حشر / 7.
    را نهی می کند، خودداری کنید.(1)
    در برخی از این روایات آمده است: بعد از این تفویض، پیامبر قوانینی را تشریع فرمود. از جمله این که خداوند نماز را دو رکعت قرار داد و پیامبر در نمازهای ظهر و عصر و عشا، دو رکعت و در نماز مغرب یک رکعت افزود و این تشریع پیامبرصلی الله علیه وآله همسنگ فریضه ی الهی است و عمل به آن نیز واجب است و نیز 34 رکعت، دو برابر فرایض، نافله قرار دارد.
    خداوند روزه ی ماه رمضان را واجب کرد و پیامبر روزه ی ماه شعبان و سه روز از هر ماه را مستحب کرد.(2) ضمناً از این روایات استفاده می شود که خداوند این مقام را به چند دلیل به آن ها داده است:
    1 - بیان عظمت مقام آنان که تشریع آن ها هم طراز تشریع خداوند است.
    2 - امتحان مردم که تا چه اندازه تسلیم فرمان پیامبرند.
    3 - خداوند آن ها را مؤید به روح القدس فرمود و از این طریق به اسرار احکام الهی آشنا ساخته است.(619)
    619) پیام قرآن / ج 1 / ص 101.
    ص: 147
    ________________________________________
    1- 617) کافی / ج 1 / ص 267.
    2- 618) کافی / ج 1 / ص 266.
    ص: 148
    ص: 149
    ص: 150
    15- نکات 166 تا 180
    هزار و یک نکته از قرآن کریم » نکات 166 تا 180
    166 - خالی نبودن زمین از حجت

    «یا أهل الکتاب قد جائکم رسولنا یبیّن لکم علی فتره من الرّسل ...»(1)
    سؤال: طبق عقیده ی ما، جامعه ی انسانیت لحظه ای از نماینده ی خدا و فرستادگان او خالی نخواهد شد، پس چگونه ممکن است چنین فترتی وجود داشته باشد؟
    پاسخ: باید توجه داشت که قرآن می گوید: «علی فتره من الرّسل»؛ یعنی رسولانی در این دوران نبودند، اما هیچ مانعی ندارد که اوصیای آن ها باشند. به تعبیر بهتر، «رسولان» آن هایی بودند که دست به تبلیغات وسیع و دامنه داری می زدند، مردم را بشارت و انذار می دادند و سکوت و خاموشی جامعه را درهم می شکستند و صدای خود را به گوش
    همگان می رساندند. ولی اوصیای آن ها همگی چنین مأموریتی نداشتند، حتی گاهی ممکن است آن ها به علت یک سلسله عوامل اجتماعی در میان مردم به طور پنهان زندگی داشته باشند.
    حضرت علی علیه السلام می فرماید: «اللّهم بل لا تخلوا الأرض من قائم للّه بحجّه اما ظاهراً مشهوراً أو خائفاً مغموراً لئلاّ تبطل حجج اللّه و بیّناته ...»؛ آری! روی زمین هرگز از کسی که قیام به حجت الهی کند، خالی نخواهد ماند، خواه آشکار و مشهود باشد یا پنهان و ناشناخته؛ برای این که احکام و دستورات الهی و نشانه های خداوند از بین نرود.(2)

    167 - امامت در کودکی

    «و ءاتیناه الحکم صبیّاً»(3)
    علی ابن اسباط گوید: به خدمت امام جوادعلیه السلام رسیدم (در حالی که سن امام کم بود) من
    ص: 151
    ________________________________________
    1- 620) مائده / 19.
    2- 621) نمونه / ج 4 / ص 332.
    3- 622) مریم / 12.
    درست به قامت او خیره شدم تا به ذهن خویش بسپارم و به هنگامی که به مصر بازمی گردم، کم و کیف مطلب را برای یاران نقل کنم. ناگهان امام علیه السلام رو به سوی من کرد و فرمود: ای علی ابن اسباط! خداوند کاری را که در مسأله ی امامت کرد، مانند کاری است که در نبوت کرده است. گاه می فرماید: «و ءاتیناه الحکم صبیّاً»؛ ما
    به یحیی در کودکی فرمان نبوت دادیم، و گاه در باره ی انسان ها می فرماید: «حتّی إذا بلغ أشدّه و بلغ أربعین سنه»؛(1) هنگامی که انسان به بلوغ کامل عقل به چهل سال رسید. بنا بر این، همان گونه که ممکن است خداوند حکمت را در چهل سالگی به انسان بدهد، در قدرت اوست که آن را در کودکی به وی عطا کند.(2)

    168 - دو نوع امامت

    امام صادق علیه السلام می فرماید: امام در قرآن کریم دو گونه است. گاهی خداوند می فرماید: «و جعلناهم أئمه یهدون بأمرنا»؛(3)یعنی به امر خدا مردم را هدایت می کنند، نه به امر مردم؛ امر خدا را بر امر خودشان مقدّم می شمرند و حکم او را برتر از حکم خود قرار می دهند. در بخش دیگری می فرماید: «و جعلناهم أئمّه یدعون إلی النّار»؛(4)ما آن ها را پیشوایانی قرار دادیم که دعوت به دوزخ می کنند؛ فرمان
    خود را بر فرمان پروردگار مقدّم می شمرند و حکم خویش را قبل از حکم او قرار می دهند و مطابق هوس های خود
    ص: 152
    ________________________________________
    1- 623) احقاف / 15.
    2- 624) نور الثقلین / ج 3 / ص 325 ؛ نمونه / ج 13 / ص 28.
    3- 625) انبیاء / 73.
    4- 626) قصص / 41.
    و بر ضدّ کتاب اللّه عمل می کنند.(1)

    169 - عظمت مقام امامت

    در اهمیت مقام امامت همین بس که خداوند متعال آن را در کلام خویش با دو قید قرین ساخته است؛ «و جعلنا منهم أئمّه یهدون بأمرنا».(2)نخستین وظیفه ی امام، هدایت و رهبری جامعه به سوی اهداف و آرمان های الهی است که این مسئولیت خطیر را با الهام از «عالم امر» به انجام می رساند.
    موجودات جهان دو گونه اند: مادی، مجرد؛ گونه ی نخست در بستر زمان و مکان و قوانین حرکت محدود است، ولی نوع دوم از همه ی شرایط پیش گفته رهاست. گاهی از آن به «ملکوت عالم» نیز تعبیر می شود؛ «إنّما أمره إذا أراد شیئاً أن یقول له کن فیکون * فسبحان الّذی بیده ملکوت کلّ شی ء».(3)
    پس، امام آن کسی است که جنبه ی ملکوتی موجودات را نیز رهبری کند و جوامع بشری را به مقصد نهایی خویش، یعنی آشنایی با خدا و احیای ارزشهای الهی برساند و سعادت آن ها را تضمین کند.(4)

    170 - مقام رفیع امامت

    قرآن کریم مقام رفیع امامت را که منصب الهی است؛ «إنّی جاعلک للنّاس
    ص: 153
    ________________________________________
    1- 627) تفسیر صافی / ج 3 / ص 347.
    2- 628) انبیاء / 73.
    3- 629) یس / 82 - 83.
    4- 630) المیزان / ج 1 / ص 274.
    اماماً»،(1)در سه جهت بیان کرده است:
    الف - وظیفه ی امام: هدایت انسان ها به سعادت؛ «و جعلناهم أئمّه یهدون بأمرنا».(2)
    ب - شرط دستیابی به مقام امامت: صبر و یقین؛ «و جعلنا منهم أئمّه یهدون بأمرنا لمّا صبروا و کانوا بایاتنا یوقنون».(3)
    ج - واسطه ی فیض خداوند به انسان ها: انجام دادن نیکی ها، برپاداشتن نماز، پرداخت زکات، عبادت؛ «و جعلناهم أئمه یهدون بأمرنا و أوحینا إلیهم فعل الخیرات و إقام الصّلوه و إیتاء الزّکوه و کانوا لنا عابدین».(4)

    171 - امامان، ستارگان هدایت

    «هو الّذی جعل لکم النّجوم لتهتدوا بها فی ظلمات البرّ و البحر»(5)
    خداوند متعال همان گونه که برای سفرهای دریایی و صحرایی که در عمر انسان ها اندک پیش می آید، راهنما قرار داده است، برای سفر معنوی انسان ها و حرکت دایمی بشریت در مسیر حق نیز راهنما معین کرده است. از این رو، در احادیث وارد شده که مقصود از ستارگان هدایت، رهبران معصوم و اولیای خداوند هستند.(6)
    همچنین همان گونه که خداوند زمین مرده را زنده می کند، زمینه مرده (قلب
    ص: 154
    ________________________________________
    1- 631) بقره / 124.
    2- 632) انبیاء / 73.
    3- 633) سجده / 24.
    4- 634) انبیاء / 73.
    5- 635) انعام / 97.
    6- 636) نور / ج 3 / ص 347 ؛ نور الثقلین / ج 1 / ص 750.
    انسان ها) را به وسیله ی امام معصوم زنده می کند. از این رو، در ذیل آیه ی شریفه ی «اعلموا انّ اللّه یحیی الأرض بعد موتها»(1)، امام باقرعلیه السلام می فرماید: خداوند زمین را به وسیله ی حضرت مهدی علیه السلام زنده می کند، بعد از آن که مرده باشد. منظور از مردن زمین، کفر اهل ایمان است و کافر مرده است؛ «یحیی اللّه
    تعالی بالقائم بعد موتها»؛ یعنی «بموتها کفر أهلها و الکافر میت».(2)





    امضاء




صفحه 17 از 17 نخستنخست ... 71314151617

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی