صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 61

موضوع: شیعه در گذر تاریخ

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,019
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    دلیل دوم



    تاریخ می‌گوید، ایرانیان روزی که اسلام آوردند، مذهب تسنن را پذیرفتند. بلاذری در کتابش می‌نویسد:
    پرویز به دیلم رفت و چهار هزار نیرو آورد. اینان خدمه و خاصانش را تشکیل می‌دادند. پس از وی نیز اینان همین منزلت را داشتند و در قادسیه با رستم شرکت جستند. چون رستم کشته شد و مجوس شکست خوردند، کناره گرفتند و گفتند: «ما مانند اینان نیستیم و پناهگاهی نداریم و سابقۀ خوبی هم میان اینان نداریم. بهتر این است که به دین آنها درآییم» . پس کناره گرفتند. سعد گفت: «اینان را چه شده است» ؟ مغیرۀ بن شعبه رفت و از آنان دربارۀ کارشان پرسید و آنان موضوع را با او در میان نهادند و گفتند: «ما به دین شما درمی‌آییم» . مغیره نزد سعد بازگشت و او به آنها امان داد. آنان اسلام آوردند و در فتح مداین با سعد شرکت جستند. آنان همچنین در فتح جلولا شرکت کردند. سپس بازگشتند و همراه مسلمانان در کوفه سکونت گزیدند.
    (2)
    بنابراین آیا زمانی که اسلام ایرانیان در آن روزگار هیچ تفاوتی با




    1- أعیان الشیعة، ج١، ص٣١، چاپ دارالتعارف.
    2- فتوح البلدان، بلاذری، ص٢٧٩.

    ص:99
    دیگران نداشت، می‌توان گفت که اسلام آنان در آن روز اسلامی شیعی بوده است؟

    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,019
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    دلیل سوم

    اسلام میان ایرانیان به همان معنایی انتشار می‌یافت که میان دیگر ملت‌ها رایج بود. هیچ شهری از ایران به تشیع شهرت نداشت تا آنکه اشعری‌های شیعه‌مذهب، به قم و کاشان رفتند و در آنجا بذر تشیع را پاشیدند. این قضیه در اواخر سدۀ نخست هجری قمری بود. درحالی‌که ایرانیان در دوران خلیفۀ دوم، یعنی از سال ١٧ه. ق اسلام آوردند و این بدین معناست که سال‌های بسیاری سپری شد تا ایرانیان با معنا و مفهوم تشیع آشنا شوند. پس هیچ نسبتی بین این دو (شیعه و ایرانی بودن) وجود ندارد. یاقوت حموی در «معجم البلدان» می‌نویسد:
    قم، شهری است که نام آن با کاشان ذکر می‌شود. این شهر، جدید و اسلامی است. اثری از ایرانیان در آن دیده نمی‌شود. نخستین کسی که آن را آباد کرد، طلحۀ بن احوص اشعری بود. آغاز شهر شدنش به روزگار حجاج بن یوسف، به سال ٨٣ ه. ق باز می‌گردد. به این ترتیب که عبدالرحمان بن محمد بن اشعث بن قیس، از سوی حجاج امیر سیستان بود. سپس بر وی خروج کرد. در سپاه وی هفده تن از عالمان تابعان از عراق بودند. چون ابن اشعث شکست خورد، به کابل گریخت. چند برادر به نام‌های عبدالله، احوص، عبدالرحمان، اسحاق و نعیم از بنی‌سعد بن مالک بن عامر اشعری که با وی بودند، در ناحیۀ قم مستقر شدند. در آنجا هفت روستا بود که یکی از آنها «کمندان» نام داشت. این برادران در آن
    ص:100
    روستا فرود آمدند تا آنکه آن را گشودند و بر آن چیره گشتند و به آنجا انتقال یافتند و در آنجا سکونت گزیدند. پس از آن عموزادگانشان به آنها پیوستند و هفت روستا به وسیلۀ آنان به هفت محله تبدیل گشت و به نام یکی از آنها کمندان نامیده شد. آن‌گاه برخی حروف آن افتاد و به زبان عربی قم خوانده شد. پیشگام این برادران، عبدالله بن سعد بود. او فرزندی داشت که در کوفه تربیت شده بود و مذهب امامی داشت. او از کوفه به قم انتقال یافت. هم او بود که تشیع را به ساکنان آنجا انتقال داد و پس از آن هیچ سنی در آنجا یافت نمی‌گردید.(1)
    آنچه گذشت، تحلیل نظریه اول براساس عینک تاریخی بود. ولی دلیل آن از لانه عنکبوت هم سست‌تر است؛ چون اگر ایرانیان مفهوم انتخاب و آزادی را نمی‌دانستند، اعراب هم نمی‌دانستند. اعرابی که در صحرا زندگی فردی داشتند، آزادی را دوست داشتند و آن را تجربه می‌کردند. اما عربی که زندگی قبیله‌ای داشت و زمام امورشان در دست شیخ قبیله بود و پس از مرگش نیز فرزندان وی یکی پس از دیگری به جای او می‌نشستند، کجا معنای آزادی را می‌دانست؟ !

    امضاء


  4. Top | #53

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,019
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ٢. تحلیل نظریه دوم


    این نظریه گرچه اعتراف دارد به اینکه تشیع، خاستگاه و منشأ عربی دارد، ولی مدعی است که پس از گرایش ایرانیان به اسلام، رنگ ایرانی به
    ________________________________________
    1- معجم البلدان، ج۴، ص٣٩۶، ماده قم؛ در مراصد الاطلاع می‌گوید که اهل قم و کاشان همه شیعه امامیه هستند. نیز ر. ک: رجال نجاشی، زندگی‌نامه راویان اشعری‌ها.
    ص:101
    خود گرفته است. این همان مطلبی است که دکتر احمد امین و شماری از مستشرقان، مانند ولهاوزن، در تفسیرشان از پیدایش تشیع برگزیده‌اند.
    در نظریۀ دوم گفته می‌شود که آرای شیعه با ایرانیان سازگار بود. ولی دلیلی وجود ندارد که این نظریه‌ها از ایرانیان سرچشمه گرفته باشد و این سازگاری را نمی‌توان دلیل بر آن گرفت. بلکه روایت‌های تاریخی عکس آن را می‌گوید؛ زیرا آنها می‌گویند، تشیع آشکارا در سرزمین‌های عربی برپا بود و پس از آن به موالی انتقال یافت و این دو گروه (مردم سرزمین عربی و موالیان) را به یکدیگر نزدیک کرد. اما پس از آنکه شیعۀ عربی با عناصر زیر فشار مرتبط گشت و از تربیت قومی عربی تهی گردید، تنها حلقۀ ارتباط، اسلام بود؛ لیکن نه آن اسلام قدیم، بلکه نوع جدیدی از دین.(1)
    در جواب باید گفت، مقصود وی این است که تشیع در روزگار پیامبر (ص) و پس از ایشان به معنای دوستی و ولایت علی (ع) بود. اما ایرانیان آن را به معنایی دیگر - یعنی موروثی شدن خلافت در خاندان علی (ع) - انتقال دادند. این مطلبی است که دکتر احمد امین بدان تصریح می‌کند و می‌گوید:
    اندیشۀ ایرانی بر تشیع چیره گشت و مقصود از چیرگی، موروثی دانستن امر خلافت به همان معنایی بود که در دوران ساسانیان و دیگران رواج داشت.
    ________________________________________
    1- الخوارج و الشیعة، ص١۶٩.
    ص:102
    امضاء


  5. Top | #54

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,019
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ولی این سخن مخدوش است؛ زیرا موروثی بودن حکومت و پادشاهی، تنها از ویژگی‌های ایرانیان نبوده، بلکه اصل موروثی بودن حکومت در همۀ جوامع وجود داشته است. نظام حاکم بر پادشاهان حیره، غسان و حمیر در عراق، شام و یمن، موروثی بود. حاکمیت در زندگی قبیله‌ای در جزیرۀ عربی، موروثی بود. مناصب مشهور نزد قریش مثل سقایت، میهمان‌داری، عمارت مسجدالحرام و پرده‌داری، اموری موروثی بود که پیامبر اکرم (ص) علاوه بر اینکه آنها را تغییر نداد، بلکه در قضیۀ دادن کلیدهای کعبه به بنی‌شیبه و باقی گذاشتن آنها بر این منصب برای همیشه، این امور را امضا فرمود. بنابراین نسبت دادن مسئله وراثت به ایرانیان، امر شگفتی است که خردمندان آن را نمی‌پذیرند. ازاین‌رو لازم است بگوییم، تشیع، هم رنگ ایرانی داشت، هم غسانی و هم حمیری و هم عربی، و اختصاص دادن نظریۀ جانشینی به ایرانیان، درحالی‌که یک نظریۀ عمومی جهانی بود، امری بیهوده و بی‌معناست.
    موروثی بودن نبوت و وصایت در شرایع آسمانی به معنای شرطبودن وراثت نیست، بلکه بدین معناست که خداوند نور نبوت و امامت را در خاندان‌های خاصی قرار داده است و در نتیجه هر پیامبری آن را از پیامبر دیگر و هر وصی‌ای از وصی دیگر به ارث می‌برد. خدای متعال می‌فرماید:
    وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهِیمَ وَ جَعَلْنا فِی ذُرِّیَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْکِتابَ (حدید: ٢۶)
    ما نوح و ابراهیم را فرستادیم و پیامبری و کتاب را در فرزندانشان قرار دادیم.
    ص:103
    و نیز می‌فرماید:
    وَ إِذِ ابْتَلی إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ (بقره: ١٢۴)
    وچون ابراهیم را پروردگارش به کلماتی چند بیازمود و او آنها را به جای آورد، گفت: من تو را برای مردم امام قرار می‌دهم. گفت: و از فرزندانم. گفت: نه، عهد من به ستمکاران نمی‌رسد.
    همچنین فرموده است:
    أَمْ یَحْسُدُونَ النّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکًا عَظیمًا (نساء:۵۴)
    آیا به خاطر چیزی که خداوند به مردم از فضل خویش داده حسادت می‌ورزند؟ ! ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان پادشاهی بزرگ عطا کردیم.
    با این وجود چرا علت تشیع ایرانیان، مفاد این آیه‌ها و روایت‌ها نیست که به صراحت بر موروثی بودن وصایت در میان پیامبران تأکید می‌کنند؟ ! این سنت خداوندی میان همۀ امت‌هاست؛ چنان‌که از ظاهر سخن خدای متعال که می‌فرماید: «عهد من به ستمکاران نمی‌رسد» ، نیز همین معنا بر می‌آید. در این آیه، امامت، عهد خدا نامیده شده است، نه عهد مردم.
    بنابراین کسی که می‌پندارد تشیع، هم منشأ ایرانی دارد و هم رنگ ایرانی، با تاریخ ایران ناآشناست؛ زیرا در ایران تا سدۀ دهم هجری، مذهب تسنن حاکم بود و پس از آن در روزگار صفویان، تشیع فراگیر
    ص:104
    شد؛ البته ری، قم و کاشان، از قدیم پناهگاه تشیع بوده‌اند.
    امضاء


  6. Top | #55

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,019
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ابوزهره می‌گوید: «بیشتر ایرانیان تا به امروز شیعه هستند و شیعیان نخستین، اهل ایران بوده‌اند» .(1)در این‌باره باید گفت که غلبۀ تشیع بر ایران در دوره‌های اخیر را هیچ کس انکار نمی‌کند. بلکه سخن دربارۀ آغاز ورودشان به اسلام است. گویا این مرد (ابوزهره) با تاریخ ایران ناآشناست و شناخت دقیقی از جزئیات ترکیب مذهبی گوناگونی که در سرتاسر جامعۀ ایرانی روشن و آشکار بود، ندارد.
    یکی از نویسندگان گذشته در کتاب «احسن التقاسیم» دربارۀ مذهب حاکم در آن عصر (تشیع یا تسنن) چنین می‌گوید:
    اقلیم خراسان از آن معتزلیان و شیعیان است و غلبه با پیروان ابوحنیفه است؛ مگر در استان «چاچ» که مذهب شافعی دارند و گروهی از آنان بر مذهب عبدالله سرخسی‌اند. اقلیم رحاب مذاهب درستی دارند، جز اینکه اهل حدیث و حنبلی هستند. در دبیل (شاید مقصودش اردبیل است) و جبال، مذهب ابوحنیفه غلبه دارد. اما در ری مذاهب گوناگونی است. در آنجا غلبه با حنفی‌هاست و در ری، حنبلی بسیارند. اهل قم، شیعه هستند. در دینور، مذهب سفیان ثوری غالب است. مذاهب اقلیم خوزستان، گوناگون است. بیشتر ساکنان اهواز، رامهرمز و دورق، حنابله هستند. نیمی از اهل اهواز شیعه هستند. در این شهر اصحاب ابوحنیفه بسیارند. در اهواز، گروهی مالکی هستند. در اقلیم فارس کار به دست اصحاب حدیث و اصحاب ابوحنیفه
    ________________________________________
    1- تاریخ المذاهب الإسلامیة، محمد ابوزهره.
    ص:105
    است. مذهب غالب در کرمان، شافعی است. اقلیم سِنْد، بیشترشان بر مذهب اهل حدیث هستند. مردم ملتان در اذان، حی علی خیر العمل می‌گویند و در اقامه دوگانه می‌گویند؛ یعنی دو بار الله اکبر و دوبار أشهد أن لا إله إلا الله می‌گویند و این دو بار گفتن را تا پایان فقرات اقامه ادامه می‌دهند. همین طور روستاها و قصبات از مذهب ابوحنیفه خالی نیست. (1)
    امضاء


  7. Top | #56

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,019
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    اما ابن بطوطه در سفرنامه‌اش می‌نویسد:
    در دوران کفر پادشاه عراق، سلطان محمد خدابنده، فقیهی از رافضیان به نام جمال‌الدین بن مطهر، یعنی علامۀ حلی (۶۴٨ - ٧٢۶ه. ق) ، با او همراه بود. چون سلطان یاد شده اسلام آورد و با اسلام او مغولان نیز مسلمان شدند، منزلت این فقیه فزونی یافت. او نیز مذهب رافضیان را در نظرش نیکو جلوه داد و آن را بر دیگر مذاهب برتری بخشید. . . . پس سلطان فرمان داد که همۀ مردم باید شیعه شوند. او این فرمان را به عراق، فارس، آذربایجان، اصفهان، کرمان و خراسان ابلاغ کرد و فرستادگان را به شهرها گسیل داشت. نخستین جایی که این فرمان رسید بغداد، شیراز و اصفهان بود. اما بغدادیان، ساکنان باب الأزج بیرون آمدند و گفتند: «نه شنیدیم و نه اطاعت می‌کنیم» . آنان به مسجد جامع آمدند و خطیب را تهدید کردند که اگر خطبه را تغییر دهد او را خواهند کشت. مردم شیراز و اصفهان نیز چنین کردند.(2)
    ________________________________________
    1- أحسن التقاسیم، شمس الدین محمد بن أحمد المقدسی، ص١١٩.
    2- رحلة ابن بطوطة، صص ٢١٩ و ٢٢٠.
    ص:106
    قاضی‌عیاض نیز در مقدمۀ «ترتیب المدارک» ، درحالی‌که از انتشار مذهب مالک بحث می‌کند، می‌گوید:
    اما در خراسان و ماورای عراق از سرزمین‌های شرق، این مذهب نخست به وسیلۀ یحیی بن یحیای تمیمی، عبدالله بن مبارک و قتیبۀ بن سعدی به این سرزمین‌ها وارد گشت. این مذهب با گذشت زمان در آنجا امامانی پیدا کرد و به قزوین و در ادامه به دیگر نقاط سرزمین جبال نیز نفوذ کرد. آخرین کسی که این مذهب را در نیشابور آموخت، ابواسحاق بن قطان بود و پس از آن، مذهب ابوحنیفه و شافعی غلبه یافت.(
    امضاء


  8. Top | #57

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,019
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    بروکلمان نیز می‌گوید:
    شاه اسماعیل صفوی پس از پیروزی بر الوند، به تبریز روی نهاد. عالمان تبریز به آگاهی وی رساندند که دو سوم مردم تبریز، که شمارشان به سیصد هزار تن می‌رسد، از اهل‌سنت هستند.
    (2)
    این نصوص به روشنی بیانگر این است که تا سدۀ دهم، در ایران مذهب تسنن حاکم بوده است. در این صورت چگونه می‌توان گفت که سرزمین فارس، موطن اصلی تشیع بوده باشد؟
    از موارد دیگری که این موضوع را تأکید می‌کند، سخن ابن اثیر در کتاب تاریخ وی است که نشان‌دهندۀ سنی بودن مردم طوس تا روزگار محمود بن سبکتگین می‌باشد.


    1- ترتیب المدارک، ج١، ص ۵٣.
    2- تاریخ المذاهب الإسلامیة، ج١، ص١۴٠.

    ص:107
    او می‌گوید:
    محمود بن سبکتگین، عمارت بارگاه را - که علی بن موسی‌الرضا در آن است - در طوس به خوبی بازسازی کرد. پدرش سبکتگین آن را ویران کرده بود. اهل طوس کسانی را که می‌خواستند به زیارت بروند، اذیت می‌کردند. ولی پسرش آنان را از این کار منع کرد. سبب کارش هم این بود که او امیر مؤمنان علی بن ابی‌طالب را در خواب دید که می‌گوید: «تا کی این وضع ادامه دارد؟ !» و او دانست که مقصود حضرت موضوع بارگاه است و پس از آن فرمان عمارتش را صادر کرد.
    (1)
    مؤید این مطلب روایت بیهقی است که در آن چنین آمده است:
    امضاء


  9. Top | #58

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,019
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    مأمون عباسی در صدد برآمد تا کتابی در طعن معاویه بنویسد.
    یحیی بن اکثم به او گفت: «ای امیرالمؤمنین! عامۀ مردم، به ویژه اهل خراسان، تحمل این امر را ندارند. لذا از اینکه این عمل موجب نفرت آنان گردد، ایمن مباش»
    (2)
    ولی متوکل با خودستایی و بی‌حیایی تمام، اقدام به ویران ساختن قبر حسین بن علی (ع) کرد. شاعری مشهور به بسامی در این‌باره چنین سروده است:
    تالله إن کانت أمیّۀ قد أتت


    الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج۵، ص ١٣٩.
    2- المحاسن و المساوی، بیهقی، ج١، ص١٠٨.


    ص:108
    أسفوا علی أن لا یکونوا شارکوا
    فی قتله فتتبّعوه رمیما
    (1)
    به خدا سوگند اگر بنی‌امیه فرزند پسر دختر پیامبرشان را مظلومانه کشتند؛ فرزندان پدرش نیز کاری همانند آن را انجام دادند؛ به جانت سوگند که این قبر اوست که ویران شده است، آنهایی که نتوانستند در قتل او شرکت کنند، تأسف خوردند و به دنبال استخوان‌های او بودند.
    از مطالب گفته شده دو نکته حاصل می‌شود:
    امضاء


  10. Top | #59

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,019
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    نکته اول: خاستگاه تشیع، ایران نیست. بلکه زادگاه و سرچشمه‌اش حجاز است؛ چون اعراب مدت بسیار زیادی بود که آن را پذیرفته بودند. درحالی‌که هیچ کس از ایرانیان مگر سلمان محمدی به این آیین در نیامده بود. وقتی اسلام میان ایرانیان وارد شد، آنان نیز همچون دیگر ملت‌ها به مذاهب گوناگون گرویدند و مدت زیادی را به همین شکل باقی ماندند تا آنکه بازگشت به تشیع شدت گرفت؛ به‌طوری که گروندگان به این مذهب در روزگار برخی از پادشاهان مغول و عصر صفوی (٩٠۵ه. ق) فزونی گرفت.
    نکته دوم: منحصر بودن امامت به علی (ع) و فرزندان ایشان امری عارضی بر تشیع نیست. بلکه گوهر و حقیقت تشیع را تشکیل می‌دهد که اگر جز این بود، تشیع روح و جوهرش را از دست می‌داد. دوستی خاندان محمد (ص) و برتری دادن علی (ع) بر دیگر خلفا، اصل و جوهر این


    1- تاریخ أبی الفداء، ج٢، ص ۶٨.
    ص:109
    حقیقت است و عارضی شمردن انحصار امامت به فرزندان خاص علی (ع) ، آن‌طور که برخی می‌پندارند، تصوری است که هیچ دلیلی جز بهتان و دروغ، ندارد. شیخ مفید (رحمه الله) می‌گوید:
    شیعه کسی است که به وجود امامت و وجود امام در هر دوره و زمانی معتقد باشد. نص روشن عصمت و کمال را بر هر امامی واجب دانسته است. پس از آن امامت را در فرزندان حسین بن علی (ع) محدود ساخته و آن را به سوی علی بن موسی الرضا (ع) سوق داده است.
    (1)


    1- اوائل المقالات، شیخ مفید، ص٣٨، چاپ کنگره شیخ مفید.
    امضاء


  11. Top | #60

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,019
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    بروکلمان نیز می‌گوید:
    شاه اسماعیل صفوی پس از پیروزی بر الوند، به تبریز روی نهاد. عالمان تبریز به آگاهی وی رساندند که دو سوم مردم تبریز، که شمارشان به سیصد هزار تن می‌رسد، از اهل‌سنت هستند.(2)
    این نصوص به روشنی بیانگر این است که تا سدۀ دهم، در ایران مذهب تسنن حاکم بوده است. در این صورت چگونه می‌توان گفت که سرزمین فارس، موطن اصلی تشیع بوده باشد؟
    از موارد دیگری که این موضوع را تأکید می‌کند، سخن ابن اثیر در کتاب تاریخ وی است که نشان‌دهندۀ سنی بودن مردم طوس تا روزگار محمود بن سبکتگین می‌باشد.
    ________________________________________
    1- ترتیب المدارک، ج١، ص ۵٣.
    2- تاریخ المذاهب الإسلامیة، ج١، ص١۴٠.
    ص:107
    او می‌گوید:
    محمود بن سبکتگین، عمارت بارگاه را - که علی بن موسی‌الرضا در آن است - در طوس به خوبی بازسازی کرد. پدرش سبکتگین آن را ویران کرده بود. اهل طوس کسانی را که می‌خواستند به زیارت بروند، اذیت می‌کردند. ولی پسرش آنان را از این کار منع کرد. سبب کارش هم این بود که او امیر مؤمنان علی بن ابی‌طالب را در خواب دید که می‌گوید: «تا کی این وضع ادامه دارد؟ !» و او دانست که مقصود حضرت موضوع بارگاه است و پس از آن فرمان عمارتش را صادر کرد.(1)
    مؤید این مطلب روایت بیهقی است که در آن چنین آمده است:
    مأمون عباسی در صدد برآمد تا کتابی در طعن معاویه بنویسد.
    یحیی بن اکثم به او گفت: «ای امیرالمؤمنین! عامۀ مردم، به ویژه اهل خراسان، تحمل این امر را ندارند. لذا از اینکه این عمل موجب نفرت آنان گردد، ایمن مباش»(2)
    ولی متوکل با خودستایی و بی‌حیایی تمام، اقدام به ویران ساختن قبر حسین بن علی (ع) کرد. شاعری مشهور به بسامی در این‌باره چنین سروده است:
    تالله إن کانت أمیّۀ قد أتت
    ________________________________________
    1- الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج۵، ص ١٣٩.
    2- المحاسن و المساوی، بیهقی، ج١، ص١٠٨.
    ص:108
    أسفوا علی أن لا یکونوا شارکوا
    فی قتله فتتبّعوه رمیما(1)
    امضاء


صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی