صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 58 , از مجموع 58

موضوع: ویژه نامه شهادت امام حسن محبتی {کریم اهل بیت }

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    95,918
    صلوات
    31803
    دلنوشته
    76
    صلی الله علیک یا مولاتنا یا زینب کبری علیها السلام
    تشکر
    77,344
    مورد تشکر
    202,301 در 62,625
    وبلاگ
    205
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    لحظه هاى غریبى است. شکوه برزخى یک سفر بى بازگشت؛
    بغض ترک خورده یک سکوت طولانى!

    زمان به افطار نزدیک مى شود و زمین به لرزشى عظیم تن مى دهد.
    روزه سختى بود. همه زخم هاى اسلام در روزه امروز او حلول کرده است.


    بغض، گلوى صبرش را مى فشارد.
    مدت هاست که با غمى مهیب دست به گریبان است،
    ولى اینک دلش براى سفرى تنگ شده است!

    این شب ها، مکر مخفیانه اى در خانه او رخنه کرده است.
    همسرش جعده، مدتى است مرموز و تلخ به او مى نگرد.
    عجیب تر اینکه از نگاه امام فرارى است.


    به غروب نزدیک مى شود؛ به غروبى غریبانه!
    پس از على علیه السلام ، چه بار سنگینى بر شانه هاى شکسته اش منزل کرد!

    آن جماعت به ظاهر مسلمان، چقدر پشت او را خالى کردند
    و چه ها بر سر دل بى تابش آوردند! خدا مى داند.


    اینکه با قرصى نان و مشتى خرما و جرعه اى آب روزه بگشاید، افطار نیست.
    آیا روزه خاموشى او را گاه افطارى روشن فرا مى رسد؟!

    تقدیرش روزه صبر و سکوت بود و تقدیر حسین علیه السلام
    افطار روشن فریاد و حماسه.


    از کوزه مى نوشد تا افطار کرده باشد،
    اما زهر در تاروپودش حلول مى کند و... .

    زینب علیهاالسلام جامه سوم مصیبت را بر تن مى کند.
    شام سیاه مدینه جارى شده و جگر پاره امام بر تشت... .


    بقیع منتظر است؛ زیرا خوب مى داند دشمن اجازه دفن او را
    کنار مرقد پیامبر نخواهد داد؛ حتى اگر جنازه اش تیرباران شود...

    روزگار غریبى است و امام مجتبى علیه السلام تنهاترین مرد.
    این را شهادت غریبانه اش شهادت داده است.


    محبوبه زارع



    امضاء





    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************






  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    95,918
    صلوات
    31803
    دلنوشته
    76
    صلی الله علیک یا مولاتنا یا زینب کبری علیها السلام
    تشکر
    77,344
    مورد تشکر
    202,301 در 62,625
    وبلاگ
    205
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    با بغض های تلخ



    بوی غربت حنجره ات، جهانی را غریبانه به گریه می اندازد.
    نفس های غریبانه ات، گریبانت را آغشته غریب ترین پیراهن ها کرده است.

    در پیراهنت، غریب ترین یوسف ها گریه می کنند
    ستاره های آسمان، از چشم هایت لبریز شده اند.


    جهانی اندوه، خانه ات را لبریز کرده است.
    سقف خانه ات گریه می کند. فرداهای تنهایی اش را؛

    شب هایی را که باید بی تو به خواب های سراسر کابوس برود،
    بی آنکه چشم هایت را در روشنایی کم سوی چراغ، بر پهنایش بچرخانی.

    ذکر «أَمَّنْ یُجیبُ»، دیوارهای خانه را در تکان گریه می لرزاند.
    ستاره های آسمان، یکی یکی از دهانت در کاسه ای از خون می افتند.

    ماه، در صورتت خوابیده است. ماه، روشن و روشن تر می شود.
    قطره های خون، صورت ماه را رنگ می کنند.

    ماه، سرخ تر و سرخ تر می شود؛
    سرخ تر از گونه های بی رنگت، گونه های رنگ پریده آغشته به خونت.

    نسیم در پیراهنت، زخم سینه ات را مویه می کند.
    جهان از سرما می لرزد.


    بسترت در آتش تب می سوزد.
    گره گره به آخر جهان نزدیک تر می شوی.

    نفس های نیمه کاره ات، آغشته بهشتند؛
    آغشته بوی خداوند، آغشته باران، آغشته ابرهایی که بهارها را
    گریه می کنند؛ بهارهایی که با بغض های تلخ تو شکوفه خواهند داد.

    در خاک بقیع، در بقیع بی بقعه، زیر گرمای سوزانی که عرق پرواز
    را بر بال های غربت کبوتران شعله می کشد.





    امضاء





    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





  4. Top | #53

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    95,918
    صلوات
    31803
    دلنوشته
    76
    صلی الله علیک یا مولاتنا یا زینب کبری علیها السلام
    تشکر
    77,344
    مورد تشکر
    202,301 در 62,625
    وبلاگ
    205
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    بمان، برادر!


    برادر نرو. بگذارداغ مادر و آن در سوخته از خاطرم برود.
    بگذار مرهمی بر زخم های سال های غربت پدر بگذارم.

    برادر! غریبانه رفتن برای تو زود است. هنوز با داغ مادر
    با نبودن پدر، کنا نیامده ام.


    چرا تنهایم می گذاری؟
    حسین علیه السلام تنهاتر ازمن است. با ما بمان!


    برادر! دست هایم محتاج دستگیری توست.
    اشک های همیشه ام، شانه های استوار تو را می خواهد.


    ای سنگ صبور زینب!
    بمان تا با تو از سال های سخت غربت بگویم.
    بمان تا رازهای مگوی در گلو مانده ام را با تو نجوا کنم.


    برادر! دلم را سوخته تر از این مخواه.
    خدا می داند داغ هایی که من دیده ام، هر کدامش برای
    از جا کندن کوهی بس است.


    نگو که دلت برای مادر تنگ است!
    نگو که پدر چشم به راه توست! مگر ما دل نداریم؟

    اگر می روی ما را هم با خود از این خاکدان ببر!
    مگذار در این روزگار و در مین این مردمِ از حق گریزان، بسوزم!


    برادر! حسین علیه السلام را ببین!
    در این چند روزکه تو دربسترشهادت افتاده ای، پیر شده است.

    پشتش خمیده است. می بینی؛ غم مرگ برادر با برادر چه می کند؟
    عباس بر سر و سینه می کوبد.


    شمشیر در دست عباس کار عصا را می کند ورنه علمدار بنی هاشم
    هم در رثای تو از پا خواهد افتاد.

    به قاسم چه بگویم، چگونه آرامش کنم؟

    علی خیری


    امضاء





    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





  5. Top | #54

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    95,918
    صلوات
    31803
    دلنوشته
    76
    صلی الله علیک یا مولاتنا یا زینب کبری علیها السلام
    تشکر
    77,344
    مورد تشکر
    202,301 در 62,625
    وبلاگ
    205
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    حتـــــی مــــیان خــــانه اش هــمدم ندارد
    مــــرد غــــریبی کـــه دلش جز غم ندارد


    در ســــینه اش از بـــی وفایی هــای کوفه
    غــــم آنـــقَدَر دارد که دنیــــا هــــم ندارد


    در خـــــانه اش وقتــی اسیر رنج دنیاست
    حتـــــی مـــجال گــــریه ی نــم نــم ندارد


    امــــا کنـــار او همیــشه زینبـــش هســـت
    تا خــــواهرش باشـــد که چیزی کم نـدارد


    از کـــودکی داغـــی میان سینه اش هـست
    ربطی به مـــرگش آتــش آن ســــــم ندارد


    بعدازشهادت هم غریب است وغریب است
    حتـــی ضــریحی قـــــبر آقــایـــــــَم ندارد




    احمدجواد نوآبادی




    امضاء





    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





  6. Top | #55

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    95,918
    صلوات
    31803
    دلنوشته
    76
    صلی الله علیک یا مولاتنا یا زینب کبری علیها السلام
    تشکر
    77,344
    مورد تشکر
    202,301 در 62,625
    وبلاگ
    205
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    زینب ای عصاره ی صبرم، آرامش دلم!
    هیچ گاه نتوانستم از غصه ی دلم برایت بگویم
    و خستگی هایم را به پای نگاه مهربانت بریزم
    هرچند همه ی دلخوشی ام تو بودی!

    تو کربلا را در پیش داری، همان یک عاشورا برای پیرکردن
    تو بس است، مخواه که حدیث غربتم را برایت بازگویم
    که تاب دیدن اندوهت را ندارم!


    روایت تنهایی من تکرارِ مظلومیت پدر است که مرا نیز تنها گذاشتند
    پشتم را خالی کردند آن چنان که فرماندهان لشکرم در
    خظ به معاویه نوشتند


    «اگر به عراق آیی پیمان می بندیم که حسن را دست بسته به تو می سپاریم». ب


    گذار مرا «مزل المؤمنین» خطاب کنند، بگذار سنگم بزنند
    و بگویند مؤمنین را روسیاه کردی!

    اما کدام مؤمن! ایماننزدانیان بازیچه ای است برای رسیدن
    به آن چه نفسشان می طلبد!

    من از کوفیان دلسرد شدم چون پدرم راکشنتد، اثاثم را
    غارت کردند و نیزه بر شکمم زدند....

    شایعه ی سازشِ من با معاویه که پخش شد، خیل عظیمی
    از لشکرم به سوی خیمه ام حمله کردند، شمشیرها
    به رویم کشیده شد و مظلومیت جامه ای شد بر اندامم!


    زینب جان! قاسم این جا چه می کند؟
    چطور از نگاه تو فرار کرده و خودش را به بسترم رسانده است
    او راآرام کن خواهرم!

    به او بگو اگر بعد از من بچه های مدینه او و عبداللّه کوچکم
    را آزار دادندو در نزدشان نام مرا به بدی بردند
    غم به دلشان راه ندهند و نزد عمویشان عباس علیه السلام بروند.


    تا عباس هست بوی یتیمی در شامه ی هیچ کودکی نمی پیچد
    و احساس بی کسی بر دل هیچ غریبی چنگ نمی زند.

    به او بگو که پهلویش ذخیره ی کربلاست و دست کوچک عبداللّه
    نذر حسین علیه السلام، بگو که جای مرا در کربلایش حسین خالی نگذارند.



    امضاء





    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





  7. Top | #56

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    95,918
    صلوات
    31803
    دلنوشته
    76
    صلی الله علیک یا مولاتنا یا زینب کبری علیها السلام
    تشکر
    77,344
    مورد تشکر
    202,301 در 62,625
    وبلاگ
    205
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    در سوگ کیست که زمین ـ مادر دلتنگی های عالم ـ سیاه پوشیده است؟
    دریاها، زیستن کدام مرد را این گونه می گریند؟

    زیستنی غریب و پروازی غریبانه جز صفت مردان خدا
    صفت که می تواند باشد؟!

    مدینه، ناظر تشییع غریبانه فرزند علی علیه السلام
    فرزند فاطمه علیهاالسلام ، فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله است.

    گلوی کوچه ها گرفته است. می دانند که نباید فریاد بزنند.
    می دانند که باید بنشینند و تماشا کنند. باید این داغ
    را شانه به شانه به دوش کشیده و صبورانه، بغض در گلو خفه کنند.


    غریبی اش را سال ها پیش مادرش دیده بود که می فرمود:
    «هر کس برای حسنم گریه کند، در قیامت چشمانش گریان نخواهد بود»؛

    اما افسوس که آن روز به جای اشک، باران تیر بر تابوت
    داغ سنگین مدینه می بارید.


    این سنت نامردان تاریخ است که همواره مردانگی را تحمل نمی توانند
    کرد. عهدشکنی را به مثابه عهدی استوار، به دوش می کشند
    و خانه بر شانه باد ساخته اند.

    اکنون نوبت امام حسن علیه السلام است که تنهایی
    و غربت مدینه را به ارث ببرد. چرا باید فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله
    شهر پیامبر را با خاطرات تلخش بشناسند؟


    شهری که روزی پایکوب آمدن پیامبر بود، اینک خفقانی شده است
    که حتی مانع به خاک سپردن فرزند پیامبر می شود!

    کاش می شد سوگ سروده های زمین را شنید!
    کاش صدای به هم خوردن پنجره ها را از بهت این
    وقایع عظیم می شد از سطور دلتنگ تاریخ شنید!


    فرزند پیامبر، فرزند علی علیه السلام و فرزند فاطمه علیهاالسلام دارد
    تشییع می شود و زمین ـ مادر دلتنگی های عالم ـ سیاه پوشیده است.



    امضاء





    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





  8. Top | #57

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    95,918
    صلوات
    31803
    دلنوشته
    76
    صلی الله علیک یا مولاتنا یا زینب کبری علیها السلام
    تشکر
    77,344
    مورد تشکر
    202,301 در 62,625
    وبلاگ
    205
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    لحظه هاى غریبى است. شکوه برزخى یک سفر بى بازگشت؛
    بغض ترک خورده یک سکوت طولانى!

    زمان به افطار نزدیک مى شود و زمین به لرزشى عظیم تن مى دهد.
    روزه سختى بود. همه زخم هاى اسلام در روزه امروز او حلول کرده است.


    بغض، گلوى صبرش را مى فشارد.
    مدت هاست که با غمى مهیب دست به گریبان است،
    ولى اینک دلش براى سفرى تنگ شده است!

    این شب ها، مکر مخفیانه اى در خانه او رخنه کرده است.
    همسرش جعده، مدتى است مرموز و تلخ به او مى نگرد.
    عجیب تر اینکه از نگاه امام فرارى است.


    به غروب نزدیک مى شود؛ به غروبى غریبانه!
    پس از على علیه السلام ، چه بار سنگینى بر شانه هاى شکسته اش منزل کرد!

    آن جماعت به ظاهر مسلمان، چقدر پشت او را خالى کردند
    و چه ها بر سر دل بى تابش آوردند! خدا مى داند.


    اینکه با قرصى نان و مشتى خرما و جرعه اى آب روزه بگشاید، افطار نیست.
    آیا روزه خاموشى او را گاه افطارى روشن فرا مى رسد؟!

    تقدیرش روزه صبر و سکوت بود و تقدیر حسین علیه السلام
    افطار روشن فریاد و حماسه.


    از کوزه مى نوشد تا افطار کرده باشد،
    اما زهر در تاروپودش حلول مى کند و... .

    زینب علیهاالسلام جامه سوم مصیبت را بر تن مى کند.
    شام سیاه مدینه جارى شده و جگر پاره امام بر تشت... .


    بقیع منتظر است؛ زیرا خوب مى داند دشمن اجازه دفن او را
    کنار مرقد پیامبر نخواهد داد؛ حتى اگر جنازه اش تیرباران شود...

    روزگار غریبى است و امام مجتبى علیه السلام تنهاترین مرد.
    این را شهادت غریبانه اش شهادت داده است.


    محبوبه زارع



    امضاء





    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





  9. Top | #58

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    95,918
    صلوات
    31803
    دلنوشته
    76
    صلی الله علیک یا مولاتنا یا زینب کبری علیها السلام
    تشکر
    77,344
    مورد تشکر
    202,301 در 62,625
    وبلاگ
    205
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    زینب ای عصاره ی صبرم، آرامش دلم!
    هیچ گاه نتوانستم از غصه ی دلم برایت بگویم
    و خستگی هایم را به پای نگاه مهربانت بریزم
    هرچند همه ی دلخوشی ام تو بودی!

    تو کربلا را در پیش داری، همان یک عاشورا برای پیرکردن
    تو بس است، مخواه که حدیث غربتم را برایت بازگویم
    که تاب دیدن اندوهت را ندارم!


    روایت تنهایی من تکرارِ مظلومیت پدر است که مرا نیز تنها گذاشتند
    پشتم را خالی کردند آن چنان که فرماندهان لشکرم در
    خظ به معاویه نوشتند


    «اگر به عراق آیی پیمان می بندیم که حسن را دست بسته به تو می سپاریم». ب


    گذار مرا «مزل المؤمنین» خطاب کنند، بگذار سنگم بزنند
    و بگویند مؤمنین را روسیاه کردی!

    اما کدام مؤمن! ایماننزدانیان بازیچه ای است برای رسیدن
    به آن چه نفسشان می طلبد!

    من از کوفیان دلسرد شدم چون پدرم راکشنتد، اثاثم را
    غارت کردند و نیزه بر شکمم زدند....

    شایعه ی سازشِ من با معاویه که پخش شد، خیل عظیمی
    از لشکرم به سوی خیمه ام حمله کردند، شمشیرها
    به رویم کشیده شد و مظلومیت جامه ای شد بر اندامم!


    زینب جان! قاسم این جا چه می کند؟
    چطور از نگاه تو فرار کرده و خودش را به بسترم رسانده است
    او راآرام کن خواهرم!

    به او بگو اگر بعد از من بچه های مدینه او و عبداللّه کوچکم
    را آزار دادندو در نزدشان نام مرا به بدی بردند
    غم به دلشان راه ندهند و نزد عمویشان عباس علیه السلام بروند.


    تا عباس هست بوی یتیمی در شامه ی هیچ کودکی نمی پیچد
    و احساس بی کسی بر دل هیچ غریبی چنگ نمی زند.

    به او بگو که پهلویش ذخیره ی کربلاست و دست کوچک عبداللّه
    نذر حسین علیه السلام، بگو که جای مرا در کربلایش حسین خالی نگذارند.



    امضاء





    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی