صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 38 , از مجموع 38

موضوع: اویس قرنی (سلام بر اویس قرنی، که نسیم رحمانی بود )

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,019
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    فصل دوم: مقام عرفانی حکیم یمانی




    مقام عرفانی حکیم یمانی

    پیش از آن که به به مقام قرنی پرداخته شود، این پرسش جلوه گری می کند که عرفان چیست و عارف کیست؟ پاسخ را باید در دریای معارف جستجو کرد و پای صحبت اساتید ظرایف و آموزگاران حقایق نشست و این راهی است طولانی و نورانی، اما برای رعایت اختصار، به قطره ای از آن دریا اکتفا می شود:
    - عرفان، معرفت حضرت حق است که او اول و آخر و ظاهر و باطن است:
    هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن.(65)
    - عارف به هر سو که روی می آورد، همان جا رو به خداست: فاینما تولوا فثم وجه الله.(66)
    - عرفان، یقین به این حقیقت زرین است که خداوند نور آسمانها و زمین است: الله نور السموات و الارض(67)
    - عارف به فضل و رحمت حضرت حق، شادمان است و دست افشان، و از هر چه جز آن، گریزان: قل بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا هو خیر مما یجمعون.(68)
    - عرفان شناخت حضرت احدیت است که جز او خالق و رازق نیست، او صاحبخانه وجود است و همه موجودات همواره سر سفره احسان او نشسته اند و آنان که جایی دیگر رفته اند، پیمان ازلی شکسته اند: یا ایها الناس اذکروا نعمت الله علیکم، هل من خالق غیر الله یرزقکم من السماء و الارض، لا اله الا هو، فانی توفکون(69)
    - عارف حجابهای نورانی و ظلمانی را درهم می شکند و هرگز اوضاع بر او وخیم نمی گردد، او در راه خدا و به یاری حضرت حق، با دشمن برون و دژخیم درون جهاد می کند، او اراده خویش را تحت اراده حق قرار داده است، و مرارت و ملالت او را بی قرار نمی کند. او حقاً مجاهد فی سبیل الله است: و جاهدوا فی الله حق جهاده(70)
    - عرفان آیین محبت است چرا که محبت، تمام زوایای وجود را آذین بسته است و در بازار عرفان یک کالا رواج دارد و آن محبت است، و در شبستان عرفان یک چراغ نورافشانی می کند و آن عشق است. خداوند دوستان خویش را دوست دارد و آنان نیز به پروردگارشان مهر می ورزند یحبهم و یحبونه(71)
    - عرفان به واسطه ای نماز، هر گونه آلودگی روحی را به سهولت زایل می کند: ان الصلوة تنهی عن الفحشا و المنکر،(72) بهشت باطن خویش را به گلهای یاد پروردگار زینت می بخشد، او به یاد خداست و خداوند است و خداوند نیز به یاد اوست: فاذکرونی اذکرکم.(73) او نماز را اقامه می کند و به نیاز ادامه می دهد و به سیر و سلوک می پردازد، تا به ملاقات پروردگار و دیدار دلدار سیراب و کامیاب شود: یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه(74)
    آن گاه که با این تعریف و توصیف از عرفان و عارف، به زندگانی اویس قرنی نگاه می کنیم، او را عارفی برجسته و سالکی وارسته می یابیم. حکیم یمانی در سایه تربیت عرفانی نهانی به دید حقانی نایل شد و به لقای ربانی رسید، او در سیر و سلوک خویش، تقوا اندوخت و تقوا به همگان آموخت که: فردای بهتر، با تقوای بیشتر، و وتزودوا فان خیر الزاد التقوی؛ و توشه بردارید، که بهترین توشه ها تقواست.
    اینک به بررسی گوشه هایی از مقام عرفانی اویس قرنی می پردازیم.



    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,019
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    1 - نسیم رحمانی

    انسان همین جسم خاکی است و بس. این همان درسی است که ابلیس به تشخیص خویش به شاگردان خود می دهد. هستند کسانی که در کلاس انسانی شناسی شیطان شرکت می کنند و به پیروی از معلم رانده شده خویش، انسان را تنها توده ای خاک می دانند و بس؛ زیرا آن گاه که شیطان از سجده بر آدم سرباز زد، چنین گفت: قال انا خیر خلقتنی من نار و خلقته من طین؛(75) من از او بهترم، مرا از آتش آفریده ای و او را از گل.
    شیطان در معرفی انسان فقط به جنبه این جایی او اشاره می کند و جنبه آن جایی او را نادیده می گیرد و حال که آدمی، آنی دارد که از تمامی موجودات متمایز می شود، او تنها صدفی است که گوهر روح اللهی به جسم خاکیش زینت می بخشد. در نگاه آفرینش و درگاه خلقت، نفس الرحمان در او دمیده، و عطر روح خدایی به او رسید است: فاذا سویته و نفخت فیه من روحی...(76)
    آدمی آن گاه شایستگی سجده فرشتگان را یافت که این نفس رحمانی را دریافت؛ وگرنه برای خاک سجده نمی کنند، بلکه بر خاک سجده می نمایند. تمام هنر انسان در حراست و حفاظت از آن نفس رحمانی و نفخه الهی است که زیباترین هدیه ای است که خداوند، آن را تنها به انسان عنایت کرد.
    و اویس قرنی این نسیم رحمانی را پاک و پاکیزه نگه می داشت، و همان گونه که جسمش از نفس جسمانی زنده بود؛ روح و جانش از نفس آسمانی سر حال و سرزنده می نمود. اشتغال اویس شتربان به تزکیه نفس و تصفیه روح، آن چنان فسحتی به روح خدایش بخشید که بوی خوش آن، حصار مکان را شکست و از یمن به مدینه رسید و مشام یار دیرینه را نوازش داد و گاهگاه حضرت مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) آن رسول بی قرینه، سینه پاک خود را رو به سوی یمن کرده و زمزمه می فرمود:
    انی لاجد نفس الرحمن من قبل الیمن؛(77) من نسیم رحمانی را از سوی یمن می یابم. اویس قرنی دل و جان خویش را در مسیر نسیم رحمانی قرار داده، و از شمیم کشف و شهود سرمست در محراب محبت افتاده، و بدین سان خصیم خستگی ناپذیر شیطان گشته، و نفس الرحمان نصیب او گردیده، و از عطر رحمة للعالمین معطر و مطهر شده، و همانند آیینه ای صاف و بی زنگار نور دلدار را از یمن به مدینه یار، باز می گرداند. و از آن جا که سر چشمه نفس الرحمان، خاتم پیامبران (صلی الله علیه و آله و سلم) است، اویس دم جانبخش محمدی را دریافت نموده و به مدینه بازگشت می دهد. در نفس آسمانی بر عکس نفس جسمانی، دم و بازدم - هر دو - پاک و عرفانی است. این است که دم گرم نبی مکرم اسلام به اویس که می رسد، هدر نمی رود، بلکه به او روح می بخشد و دوباره لبیک گویان به سوی مدینه، تابان و شتابان سفر می کند. و در واقع حضرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بوی خویش و عطر نبوی را از جانب یمن و اویس قرنی استشمام می فرمایند.

    امضاء


  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,019
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    رحمت فراگیر و عالمگیر محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم)، حصار زمان و مکان را شکسته، و نسیم آن بر هر دلی می وزد، فقط کافی کافی است که صاحبدل، درگاه دل خویش را باز گشاید و عاشقانه نسیم رحمانی را به مشام جان برساند، و به یک نفس راه مدینه عشق را بپیماید، و مشام حضرت خیرالانام (صلی الله علیه و آله و سلم) را به رایحه خوش تقوا و تزکیه خوشبو نماید. و این راه برای همگان باز است، و هر کس می تواند خویشتن خویش را در مسیر حیاتبخش نسیم رحمانی قرار دهد: یا ایها الذین آمنوا استجیبوالله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم؛(78) ای کسانی که ایمان آورده اید، چون خدا و پیامبرش شما را به چیزی فرا خوانند که زندگیتان می بخشد، دعوتشان را اجابت کنید. اگر آدمی همسان اویس، خود را در برابر دم گرم صاحب نفس قرار دهد و روح خدایی خویش از قفس آزاد کند و شیطان هوا و هوس را دربند کشاند و گوش جانش جرس قافله عشق را بشنود، و حصار زمان و مکان را در هم شکند، آن گاه دل پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) از او شاد گردد و بوی نفس الرحمان را از وی استشمام فرماید. و خود نیز صاحب نفس شود و صاحب نظر، و به قول حافظ به برکت نفس او، سنگ و گل، لعل و عقیق گردد:
    سنگ نفس را کند از یمن نظر لعل و عقیق - هر که قدر نفس باد یمانی دانست(79)
    امضاء


  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,019
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    سید حیدر آملی که خود از عرفان قرن هشام است، دلیل جلالت و مقام عرفانی اویس را در این می داند که او. از طریق کشف و شهود و شیوه ذوقی به اسرار الهی اطلاع یافت، و آن گاه شایسته آن کلام زیبای حضرت مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) شد. سید حیدر آملی چنین می نویسد:
    و لجلاله قدر اویس القرنی - رحمه الله علیه - ایضا لاطلاعه علی اسرار الله تعالی کشفا و ذوقا، قال (صلی الله علیه و آله و سلم) فی حقه، حین کان یستنشق من طرف الیمن و روائح انفاسه الشریفة، من حیث الباطن او الظاهر:
    انی لانشق روح الرحمن من طرف الیمن.(80)
    و مولوی راز بلند مرتبگی اویس را در این می داند که او از خویش فانی گشته و آسمانی شده بود:
    گفت بوی بوالعجب آمد به من - همچنان که مرنبی را از یمن
    که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) گفته بر دست صبا - از یمن می آیدم بوی خدا
    بوی رامین می رسد از جان و یس - بوی یزدان می رسد هم از اویس
    از اویس و از قرن بوی عجب - مرنبی را مست کرد و پر طرب
    چون اویس از خویش فانی گشته بود - آن زمینی آسمانی گشته بود
    آن هلیله پروریده در شکر - چاشنی تلخیش نبود دگر
    آن هلیله رسته از ما و منی - نقش دارد از هلیله طعم نی
    آن کسی کز خود به کلی در گذشت - این منی و مایی خود در نوشت(81)
    امضاء


  6. Top | #35

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,019
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آیا می توان اویس را از اصحاب حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) دانست؟


    یکی از آرزوهای شیرین هر انسان، همنشینی با انسان کامل است، مصاحبت با اولیای خدا، روح را صفا و دل را صیقل می دهد. البته هر قدر، قدر و منزلت همنشین بالاتر باشد، لذت مصاحبت و ملازمت او بیشتر خواهد شد. از آن جا که سید ابرار و احمد مختار (صلی الله علیه و آله و سلم)، اشرف مخلوقات و افضل موجودات است، مصاحبت با او نیز بهترین و زیباترین مصاحبتها خواهد بود.
    اصطلاح صحابی ریشه در مصاحبت حضرت مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) دارد، صحابی کسی است که دوست، همدم و همنشین سید المرسلین (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده و مصاحبت و ملازمت ایشان را درک کرده باشد.(82)
    اما این پرسشها مطرح می شود که: آیا صحابی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شدن فقط با همنشینی ظاهری تحقق می یابد؟! و یا اگر کسی حضور جسمانی حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) را درک نکرد، نمی تواند صحابی او باشد؟! و روح و حقیقت صحابی چیست؟
    ظاهراً فقط کسی را می توان از اصحاب پیامبر دانست که عمر و زمان و یا محضر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را درک کرده باشد، آیا حقیقت مصاحبت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هم سخنی با آن حضرت است؟ در این صورت ممکن است کسی بارها و بارها خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیده، ولی به حقیقت مصاحبت ایشان نرسیده باشد. اما از طرف دیگر امکان دارد که در هر عصر و نسل، کسانی مشاهده شوند که بدون درک زمان و محضر ظاهری سید المرسلین (صلی الله علیه و آله و سلم)، در زمره هم سخنان و اصحاب به شمار آیند. به این معنا برخی از اصحاب، صحابی نیستند، ولی گروهی از انسانهای وارسته در آیین محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) بارها حصار زمان و مکان را شکسته، و به جمع اصحاب پیوسته اند.
    امضاء


  7. Top | #36

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,019
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    این جا تذکر این نکته خالی از لطف نیست که در تعریف و تبیین اصطلاح رجالی صحابی، اقوال گوناگونی مطرح شده است:
    1 - صحابی کسی است که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) را ملاقات و با او مجالست کرده باشد.
    2 - صحابی کسی است که حداقل یک یا دو سال با حضرت مصاحبت داشته و با او به جنگها رفته باشد.
    3 - صحابی کسی است که با حضرت مصاحبه بسیار داشته و از وی روایت کرده باشد.
    4 - صحابی کسی است که حضرت را ملاقات کرده باشد، در حالی که بالغ بوده است.
    5 - صحابی کسی است که زمان حضرت را درک کرده، در حالی که مسلم بوده و اگر چه حضرت را ندیده باشد.
    6 - صحابی کسی است که از خواص حضرت بوده است و همچنین اقوال دیگر.(83)
    البته آنچه که در تمام اقوال گوناگون می توان بدان اعتقاد و اعتماد داشت، این است که صحابی باید با ایمان باشد تا لحظه مرگ نیز مسلمان بوده و در سایه سار اسلام دنیا را ترک گوید: الصحابی: من لقی النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) مومنا به و مات علی الاسلام(84)
    اما اویس قرنی کسی است که به عشق پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) راهی بس دور و دراز را می پیماید، ولی توفیق زیارت ظاهری آن حضرت را به دست نمی آورد، و حال آن که تعابیر خاتم النبیین (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره اویس نشان نی دهد که او به زیارت باطنی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نایل گشته است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بارها عطر وجود خویش را از جانب یمن و از اویس قرن استشمام می کرد.
    اویس با ایمان، همنشین و هم سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است، اگر چه حتی یک بار هم به زیارت ظاهری حضرت توفیق نیافت؛ چرا که بر عهد و پیمان مادر بود. پس ملاک صحابی شدن، ایمان ریشه دار و هم سخنی با یار و انسان کامل است، و ملاقات حضوری و ملازمت ظاهری، روح و حقیقت آن نیست، و نقش اصلی و اساسی ندارد:
    من با تو چنانم ای نگار یمنی - من در عجبم که من توام یا تو منی
    گر در یمنی چو با منی پیش منی - ور بی منی و پیش منی در یمنی
    اگر چه اویس در یمن و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در مدینه است، اما او با پر و بال عشق پرواز کرده و جان خویش به جانان پیوند زده، و به دور قیل و قال، به شور و حال پرداخته و با لباس پاک و پاکیزه تقوا در جمع یاران خاتم پیامبران (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار گرفته است، چرا که امام باقر (علیه السلام) محبوبترین اصحاب خویش را کسی می داند که با تقواترین، فقیه ترین و رازدارترین باشد: و الله ان احب اصحابی الی اورعهم و افقههم و اکنمهم لحدیثنا.(85) آن گاه که ویژگیهای اویس قرنی این حکیم یمنی را در نظر می گیریم او را نسیم رحمانی، نفس الرحمان و عطر الصحابه می یابیم.
    امضاء


  8. Top | #37

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,019
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    خیر التابعین

    تابعی اصطلاح رجالی است و به شخصی گفته می شود که صحابی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را دیده و مدتی با آنان ملاقات و مصاحبت داشته باشد. با توجه به مطالبی که پیرامون صحابی مطرح شد، این جا نیز پرسش را باید پاسخ داد که: حقیقتا تابعی کیست؟
    آنچه مسلم است، دیدار ظاهری اصحاب نمی تواند کسی را تابعی کند بلکه باید شخص دل و جان را از چشمه سار ایمان سیراب نموده و در سایه سار اسلام، هنگام مرگ کامیاب شود؛ چرا که: التابعی: من لقی الصحابه مومنا بالنبی (صلی الله علیه و آله و سلم) و مات علی الاسلام؛(86) به بیان دیگر حقیقت تابعی شدن در تبعیت است، پیروی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) ریشه در محبت انسان به خداوند دارد و میوه و ثمره آن، محبت خداوند به انسان است:
    قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله و یغفر لکم ذنوبکم و الله رحیم.(87)
    بگو: اگر خدا را دوست می دارید از من پیروی کنید تا او نیز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد، که خداوند آمرزنده و مهربان است.
    اویس قرنی حقیقتا پیرو نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بود و از تابعین به شمار می رود و بهترین تابعان معرفی می فرمایند:
    ان خیر التابعین رجل یقال له: اویس(88)

    امضاء


  9. Top | #38

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,019
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    2 - حواری علوی


    اویس قرنی در حجه الوداع حضور نداشت و مکه را به قصد مدینه ترک نکرد. آن گاه که در هم شکننده حکومتهای ایران و روم به غدیر خم رسید و دستور داد که که کاروان محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن مکان گرد هم آیند، و آنان که رفته اند باز گردند و آنان که هنوز نیامده اند به جمع بپیوندند، اویس نبود.
    در آن روز گرم که از بار شتران منبر ساختند و آن جمعیت انبوه گوش به سخنان نبی مکرم می دادند. و برای اکثر آنان، این آخرین باری بود که: صدای ملکوتی و ندای آسمانی، مهمان گوش و دل و جانشان می شد. اویس قرنی در آن اجتماع بزرگ شرکت نداشت.
    نسائی(89)، نویسنده و فقیه اهل سنت در کتاب خویش: خصائص امیرالمومینن علی بن ابی طالب (ص 21) چنین آورده است:
    وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از حجه الوداع برگشت و رد غدیر منزل گرفت، دستور داد زیر چند را روفتند. پس فرمود: گویا مرا دعوت کرده اند و من اجابت کرده ام، و من در میان شما دو چیز گران و بس بزرگ می گذارم، یکی بزرگتر از دیگری است، کتاب خدا و عترتم، اهل بیتم. پس نیک بنگرید که پس از من با آن دو چگونه معامله کنید، و جانشین من در آن دو باشید، چه آن دو از یکدیگر جا نخواهند شد، تا در کنار حوض مرا دیدار کنید. آن گاه فرمود: خدا مولای من و من ولی هر مؤمنم. پس از آن دست علی را بگرفت و فرمود: هر کس را من مولای اویم این علی ولی اوست، بار الها! دوستی کن با کسی که با او دوستی کند، و دشمنی کن با کسی که با او دشمنی کند.(90)
    اویس در غدیر خم حضور نداشت و هنوز نویسندگان و شعرا، ریزه کاری های ماجرای غدیر را بیان نکرده بودند. هنوز علامه امینی(91) کتاب الغدیر را تألیف نکرده بود که سرود حقانیت امام علی (علیه السلام) را از آثار و نوشته های اهل سنت زمزمه کند.
    اویس در غدیر نبود، اما دست تقدیر دست او را در دست امیرالمومنین علی گذاشت و به او عنوان حواری علوی عطا نمود؛ حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) می فرمایند:
    اذا کان یوم القیامه نادی مناد این حواری محمد بن عبدالله رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) الذین لم ینقضوا العهد و مضوا علیه سلمان و مقداد و ابوذر. ثم ینادی مناد این حواری علی ابن ابی طالب (علیه السلام) وصی محمد بن عبدالله رسول الله فیقوم عمروبن الحمق الخزاعی و محمد ابن ابی بکر و میثم بت یحیی التمار مولی بنی اسد و اویس القرنی؛(92)
    آن گاه که روز قیامت فرا رسد، منادی ندا می کند: کجایند یاران صمیمی رسول خدا محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) که پیمان نشکستند و بر آن ثابت و استوار ماندند؟ پس سلمان و مقداد و ابوذر می ایستند. سپس منادی ندا می دهد: کجایند یاران صمیمی علی بن ابی طالب، جانشین رسول خدا محمد بن عبدالله؟ پس عمر و بن حمق خزاعی و محمد بن ابی بکر و میثم بن یحیی تمار و اویس قرنی قیام می کنند.
    بنابراین اویس قرنی از حواریون علی بن ابی طالب (علیه السلام) است، یعنی او یار مخلص، دوست صمیمی و یار و یاور امیرالمومنین (علیه السلام) است، همان گونه که حواریون حضرت عیسی (علیه السلام) یاران صمیمی او بودند و در کلام وحی به عنوان یاران دین خدا معرفی شده اند:
    فلما احس عیسی منهم الکفر قال: من انصاری الی الله قال الحواریون نحن انصار الله امنا بالله و اشهد بانا مسلمون؛(93) چون عیسی دریافت که به او ایمان نمی آورند، گفت: چه کسانی در راه خدا یاران منند؟ حواریان گفتند: ما یاران خدایم، به خدا ایمان آورده ایم، شهادت ده که ما تسلیم هستیم.
    حواری از حور است و به معنای شدت سپیدی، و حواریان بر گزیدگانی هستند که انبیا و اولیا را پیروی و یاری می کنند و دلهای آنان همانند لباس شسته شده، پاک و سپید است.(94)
    اویس در غدیر خم نداشت، ولی خورشید ولایت علوی را برگزید و از برگزیدگان و حواریون امام علی (علیه السلام) شد. آری، اویس حواری علوی بود و از اصحاب سر امیرالمومنین (علیه السلام). و اما از تابعین که از اصحاب سر آن جناب بوده اند نیز بی شمارند. از آن جمله مالک بن حارث نخعی و میثم تمار و رشید هجری و سعید بن جبیر و قنبر و ابوعمره و اویس قرنی و...(95)
    اویس لوح دل خویش را پاک و سپید در اختیار امام العارفین امیرالمومینن (علیه السلام) قرار داد:(96) آنچه محقق است هر یک از ائمه (علیه السلام) اصحاب باطن و سری داشتند که علی حسب استعدادهم و مراتبهم تعلیم یافته اند، چنان که در خدمت حضرت امیر (علیه السلام) جماعتی از صحابه کبار، اهل اسرار بودند، مانند: سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و اصحاب صفه - رضی الله عنهم - و بسیاری از تابعین، مانند: اویس قرنی و سعید بن جبیر و قنبر و رشید هجری و میثم تمار و مالک بن حارث نخعی و کمیل بن زیاد و امثالهم - رضوان الله علیهم.(97)
    اویس از اصحاب سر علی بن ابی طالب (علیه السلام) است و از ایشان روایت نقل می کند:(98)
    عن اویس القرنی، عن ابن ابی طالب قال: قال رسول الله: ان الله تسعه و تسعین اسماء؛ ماته غیر واحد؛ ما من یدعو؛ ما من یدعو بهذه الا وجبت له الجنه انه وتر یحب الوتر؛ هو الله الذی لا اله الا هو؛ الرحمن الرحیم الملک القدوس السلام - الی قوله - الرشید الصبور.(99)
    امیرالمومنین علی (علیه السلام) به تعلیم و تربیت اویس پرداخته و دعا و نیایش به او آموخته است،(100) از جمله در صحیفه علویه دو فراز از زمزمه های خیر البریه را این گونه می خوانیم:
    اول: و کان من دعائه (علیه السلام) فی الصنا علی الله مما علمه اویسا: یا سلامن المومن المهیمن العزیز الجبار المتکبر المطهر القادر القاهر المقدر...(101)؛
    دوم: و کان من دعائه فی الثنا علی الله مما علمه اویسا: بسم الله الرحمن الرحیم اللهم انی اسالک و لا اسال غیرک، و ارغب الیک و لاا ارغب الی غیرک، اسالک یا امان الخائفین و جار المستحبرین؛ انت الفتاح ذو الخیرات، مقبل العثرات، و ما السیئات، و کاتب الحسنات، و رافع الدرجات...(102)
    اویس محرم اسرار مولا علی بود و مهبط انوار علوی. او قلب و روح خویش را به مرتبه سر ارتقا داده و گوش دل را به زمزمه های عاشقانه و عارفانه مانوس ساخته بود.
    حکیم یمانی، این یار نهانی علی (علیه السلام)، هرگز به دنبال پست و مقام و مال و منال نبود، او آزاده بود و آماده مشاهده، که گفته اند: صدور الاحرار، قبول الاسرار.(103)
    اویس قرنی، یار محمد امین (صلی الله علیه و آله و سلم) و یاور امیرالمومنین (علیه السلام) است، او در غدیر خم حضور نداشت، اما انگار آن دو نگار را آن شهود کرد، که گوش جان به سفارش احمد مختار (صلی الله علیه و آله و سلم) در ولایت امام ابرار (علیه السلام) معطر و مطهر نمود، و از اصحاب مولا (علیه السلام) شد و بهتر و برتر از تمامی اصحاب ایشان،(104) او در خطبه غدیر را شنیده و علی را برگزید. و از یاران برگزیده سبقت گرفته، و در حوالی امامت، حواری ولایت شد.

    امضاء


صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 18-11-2014, 22:21
  2. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 17-11-2014, 16:24
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 06-12-2011, 22:16
  4. جرأت داری، نخوان!!
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن مقالات تربيتي
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 11-04-2011, 11:36
  5. بازی، مدرسه مهارت یابی
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن كودك و نوجوان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 14-12-2010, 17:27

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی