صفحه 12 از 12 نخستنخست ... 289101112
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 116 , از مجموع 116

موضوع: اویس قرنی (سلام بر اویس قرنی، که نسیم رحمانی بود )

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #111

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    9,409
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,487
    مورد تشکر
    13,612 در 4,500
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پس یکی از راههای تحکیم محبت و تکریم مودت، دعا برای برادران و دوستان است، البته در پشت سر ایشان، که هیچ گونه ریا و تظاهری در آن نباشد، به قول حافظ:
    غلام همت آن نازنیم - که کار خیر بی روی و ریا کرد(306)
    آری، آدمی آن گاه که به پرونده اعمال خویش می نگرد، این شعر حافظ در نظرش ترسیم می گردد:
    مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو - یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو گفتم ای بخت
    بخفتیدی و خورشید دمید - گفت با این همه از سابقه نومید مشو
    گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک - از چراغ تو به خورشید رسد صد پرتو
    آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت - حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو(307)
    تمام سعی و تلاش اویس قرنی، این حکیم یمانی، این است که انسان راه اخلاص و صداقت پیماید، پیمانه دوستی و رفاقت سر کشد و سرکشی و ریا و تظاهر از سر بنهد، چرا که اسدالله الغالب علی ابن ابی طالب (علیه السلام) می فرماید: افضل الزهد اخفاء الزهد.(308)


    چراغ سی و پنجم: امر به معروف و نهی از منکر

    اویس می گوید: و الله انا لنا مرهم بالمعروف و ننها هم عن المنکر، فیتخذونا اعداء، و یجدون علی ذلک من الفساق اعوانا، حتی و الله لقد رمونی بالظائم و ایم الله لا یمنعنی ذلک ان اقوم لله بالحق.(309) به خدا سوگند که ما آنان را امر به معروف و نهی از منکر می کنیم، ولی آنها ما را دشمنان خویش می دانند، و فاسقان را علیه ما یار و یاور می گیرند، تا آن جا که به خدا قسم مرا با استخوان می زنند، و سوگند به خدا که این کار آنان، مرا از قیام برای خدا، به منظور کمک و یاری حق، دور و مأیوس نخواهد کرد.
    انسان فطرتاً گرایش به زیباییهای راستایش می کند، و می داند که زشتیها او را می فرسایند. آدمی عاشق حقایق است و شفیته دقیق، او فریفته خیر و نیکی است و با تمام وجود، زیبایی را دوست می دارد. انسان می خواهد که دنیای درون او و فضای جامعه و دنیای برون او همانند عالم هستی، پاک و پاکیزه باشد و همگان، انگیزههایی پاک و روشن داشته باشند، اما افسوس و صد افسوس که سردمداران کفر و نفاق و ریا و سالوس، به طور کاملاً محسوس، به جنگ زیبایی و خیر و نیکی رفته و معروف را منکوب کرده و زشتی و منکر را به جای آن نهاده اند. دنیا پرستان در بازار جامعه کالای منکر را رواج داده و متاع معروف را تاراج می کنند. زشتیها را ارزش و زیباییها را ضد ارزش جلوه می دهند، و بر حقایق سرپوش می نهند.
    این جاست که فریضه امر به معروف و نهی از منکر باید همچون ماه بر سر مردمان درخشیدن گیرد؛ امیرالمومنین علی (علیه السلام) در این باره می فرماید:
    و اما اعمال البر کلها و الجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمروف عن المنکر الا کنفثه فی بحر لجی؛(310) و همه کارهای نیک و جهاد در راه خدا، در پیش امر به معروف و نهی از منکر: همانند چیزی جز آب دهنی در برابر دریای پهناور نیست.
    این کلام امیرالمومنین علی (علیه السلام) را از قوام جامعه اسلامی، و رمز دوام عزت مسلمین را به خوبی نشان می دهد و این است که اویس قرنی می گوید:
    اولاً: ما امر به معروف و نهی از منکر می کنیم، و برای بیان اهمیت آن، به خداوند سوگند می خورد. مگر می شود کسی مسلمان باشد و مؤمن، ولی امر به معروف و نهی از منکر را ترک گوید؟!
    ثانیاً: آن گاه که در موقعیت امر به معروف و نهی از منکر قرار می گیریم، گروهی با ما دشمن می شوند، و تا آن جا تأسیس آن نهاد اصولی تأثیر دارد که آنان حتی از اهل فسق و فجور نیز کمک می گیرند و در برابر ما علم مخالفت بالا می برند.
    ثالثاً: دشمنان مرا با استخوان کتک می زنند، اما من در برابر آنان استقامت می کنم ، و به خداوند سوگند که آنان نمی توانند مرا از پیمودن راه حق و قیام در راه خدا باز دارند، آری، هر کس که می خواهد پرچم حق و فضیلت در اهتزاز باشد، باید از هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی احتراز کند و از تحمل رنج و سختی گریزان نباشد؛ نیز باید اهل امر به معروف باشد و نهی از منکر کند اویس قرنی نیز این گونه بود.
    اویس به زبیاییها عشق می ورزید و از زشتی گریزان بود، چرا که معلم فطرت به او آموخته بود. او به رواج معروف می اندیشد و چراغ خوبیها را در جامعه روشن نگاه می داشت، او با منکر در هر لباسی که بود مبارزه می کرد، البته زیبایی زندگانی اویس در آن بود که با علم و عمل و گفتار و رفتار امر به معروف و نهی از منکر می کرد که مولایش علی (علیه السلام) می فرماید
    لعن الله الا مرین بالمعروف التارکین له، و الناهین المنکر العاملین به؛(311) خداوند لعنت کند کسانی را که به معروف امر می کنند و خود آن را به جا نمی آورند، و منکر را نهی می نمایند و خود مرتکب آن می شوند.


    چراغ سی و ششم: مسوولیت اجتماعی

    اویس می گوید: اللهم انی اعتذر الیک من کبد جائعه و جسد عار، ولیس لی الا ما علی ظهری و فی بطنی؛(312) خداوندا! من از تو درباره هر شکم گرسنه و بدن برهنه، معذرت می خواهم، و مرا جز بالا پوشم و آنچه در شکم دارم، چیزی نیست.
    این یکی از میوه های شیرین فطرت است که انسان به انگیزه ای الهی، به مردم عشق بورزد، درد و رنج آنان را احساس کند و گرسنگی و برهنگی ایشان را گرسنگی و برهنگی خویش بداند. در این صورت برای معاش خود و مردم تلاش می کند و سهم ناچیزی از دسترنج و دستاورد کار خود را برای خویشتن بر می دارد و باقیمانده را به دیگران می بخشد، حتی او اهل ایثار است و آنچه که خود احتیاج دارد، در راه دلدار، ایثار می کند، و هرگز از این حرکت افتخارآفرین مغرور نمی گردد، بلکه آن گاه غنچه راز و نیاز در دل و جانش می شکوفد، در مقام مناجات ناله می کند که: ای پروردگار من، اگر افراد گرسنه ای هست و یا فرد برهنه ای، من شرمسارم و پوزش می طلبم!
    این یکی از ابعاد برجسته و انوار تابنده عرفان اویسی است که خود را نه فقط در برابر مشکلات و مشقات مردم مسوول می داند، بلکه اهل عمل هم هست، تا آن جا که به جز لباس که پوشیده و غذایی که خورده، دیگر هیچ ندارد! این آب گوارای عرفان را اویس از چشمه صاف و زلال ولایت علوی برداشته است.
    از دل اویس چشمه سار محبت می جوشد محبت خدا تمام وجودش را فرا گرفته است و اندازه که محبت اویس به خدا شدت یابد، محبتش به مردم نیز افزایش می یابد.
    آری، اویس به مقام رفیع انسانیت رفعت یافته، و از خودپرستی رهایی جسته و به خیل بندگان مخلص خدا پیوسته است. او حتی در مقام دعا و نیایش از خود محوری پرهیز کره و از خداوند می خواهد که به سبب فقر مردم، او را دشمن! چنان که سید انبیا و سرور اولیا می فرماید:
    الخلق عیال الله؛ فاحب الخلق الی الله من نفع عیال الله و ادخل علی اهل بیت سرورا. مردم اعیال خدا هستند و محبوترین آنها نزد خدا کسی است که به عیال خدا سود دهد و به خانواده ای شادی رساند.
    امضاء


  2. تشكر

    فریاد بیصدا (12-06-2021)


  3. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  4. Top | #112

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    9,409
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,487
    مورد تشکر
    13,612 در 4,500
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    چراغ سی و پنجم: امر به معروف و نهی از منکر


    اویس می گوید: و الله انا لنا مرهم بالمعروف و ننها هم عن المنکر، فیتخذونا اعداء، و یجدون علی ذلک من الفساق اعوانا، حتی و الله لقد رمونی بالظائم و ایم الله لا یمنعنی ذلک ان اقوم لله بالحق.(309) به خدا سوگند که ما آنان را امر به معروف و نهی از منکر می کنیم، ولی آنها ما را دشمنان خویش می دانند، و فاسقان را علیه ما یار و یاور می گیرند، تا آن جا که به خدا قسم مرا با استخوان می زنند، و سوگند به خدا که این کار آنان، مرا از قیام برای خدا، به منظور کمک و یاری حق، دور و مأیوس نخواهد کرد.
    انسان فطرتاً گرایش به زیباییهای راستایش می کند، و می داند که زشتیها او را می فرسایند. آدمی عاشق حقایق است و شفیته دقیق، او فریفته خیر و نیکی است و با تمام وجود، زیبایی را دوست می دارد. انسان می خواهد که دنیای درون او و فضای جامعه و دنیای برون او همانند عالم هستی، پاک و پاکیزه باشد و همگان، انگیزههایی پاک و روشن داشته باشند، اما افسوس و صد افسوس که سردمداران کفر و نفاق و ریا و سالوس، به طور کاملاً محسوس، به جنگ زیبایی و خیر و نیکی رفته و معروف را منکوب کرده و زشتی و منکر را به جای آن نهاده اند. دنیا پرستان در بازار جامعه کالای منکر را رواج داده و متاع معروف را تاراج می کنند. زشتیها را ارزش و زیباییها را ضد ارزش جلوه می دهند، و بر حقایق سرپوش می نهند.
    این جاست که فریضه امر به معروف و نهی از منکر باید همچون ماه بر سر مردمان درخشیدن گیرد؛ امیرالمومنین علی (علیه السلام) در این باره می فرماید:
    و اما اعمال البر کلها و الجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمروف عن المنکر الا کنفثه فی بحر لجی؛(310) و همه کارهای نیک و جهاد در راه خدا، در پیش امر به معروف و نهی از منکر: همانند چیزی جز آب دهنی در برابر دریای پهناور نیست.
    این کلام امیرالمومنین علی (علیه السلام) را از قوام جامعه اسلامی، و رمز دوام عزت مسلمین را به خوبی نشان می دهد و این است که اویس قرنی می گوید:
    اولاً: ما امر به معروف و نهی از منکر می کنیم، و برای بیان اهمیت آن، به خداوند سوگند می خورد. مگر می شود کسی مسلمان باشد و مؤمن، ولی امر به معروف و نهی از منکر را ترک گوید؟!
    ثانیاً: آن گاه که در موقعیت امر به معروف و نهی از منکر قرار می گیریم، گروهی با ما دشمن می شوند، و تا آن جا تأسیس آن نهاد اصولی تأثیر دارد که آنان حتی از اهل فسق و فجور نیز کمک می گیرند و در برابر ما علم مخالفت بالا می برند.
    ثالثاً: دشمنان مرا با استخوان کتک می زنند، اما من در برابر آنان استقامت می کنم ، و به خداوند سوگند که آنان نمی توانند مرا از پیمودن راه حق و قیام در راه خدا باز دارند، آری، هر کس که می خواهد پرچم حق و فضیلت در اهتزاز باشد، باید از هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی احتراز کند و از تحمل رنج و سختی گریزان نباشد؛ نیز باید اهل امر به معروف باشد و نهی از منکر کند اویس قرنی نیز این گونه بود.
    اویس به زبیاییها عشق می ورزید و از زشتی گریزان بود، چرا که معلم فطرت به او آموخته بود. او به رواج معروف می اندیشد و چراغ خوبیها را در جامعه روشن نگاه می داشت، او با منکر در هر لباسی که بود مبارزه می کرد، البته زیبایی زندگانی اویس در آن بود که با علم و عمل و گفتار و رفتار امر به معروف و نهی از منکر می کرد که مولایش علی (علیه السلام) می فرماید
    لعن الله الا مرین بالمعروف التارکین له، و الناهین المنکر العاملین به؛(311) خداوند لعنت کند کسانی را که به معروف امر می کنند و خود آن را به جا نمی آورند، و منکر را نهی می نمایند و خود مرتکب آن می شوند.
    امضاء


  5. Top | #113

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    9,409
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,487
    مورد تشکر
    13,612 در 4,500
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    چراغ سی و ششم: مسوولیت اجتماعی

    اویس می گوید: اللهم انی اعتذر الیک من کبد جائعه و جسد عار، ولیس لی الا ما علی ظهری و فی بطنی؛(312) خداوندا! من از تو درباره هر شکم گرسنه و بدن برهنه، معذرت می خواهم، و مرا جز بالا پوشم و آنچه در شکم دارم، چیزی نیست.
    این یکی از میوه های شیرین فطرت است که انسان به انگیزه ای الهی، به مردم عشق بورزد، درد و رنج آنان را احساس کند و گرسنگی و برهنگی ایشان را گرسنگی و برهنگی خویش بداند. در این صورت برای معاش خود و مردم تلاش می کند و سهم ناچیزی از دسترنج و دستاورد کار خود را برای خویشتن بر می دارد و باقیمانده را به دیگران می بخشد، حتی او اهل ایثار است و آنچه که خود احتیاج دارد، در راه دلدار، ایثار می کند، و هرگز از این حرکت افتخارآفرین مغرور نمی گردد، بلکه آن گاه غنچه راز و نیاز در دل و جانش می شکوفد، در مقام مناجات ناله می کند که: ای پروردگار من، اگر افراد گرسنه ای هست و یا فرد برهنه ای، من شرمسارم و پوزش می طلبم!
    این یکی از ابعاد برجسته و انوار تابنده عرفان اویسی است که خود را نه فقط در برابر مشکلات و مشقات مردم مسوول می داند، بلکه اهل عمل هم هست، تا آن جا که به جز لباس که پوشیده و غذایی که خورده، دیگر هیچ ندارد! این آب گوارای عرفان را اویس از چشمه صاف و زلال ولایت علوی برداشته است.
    از دل اویس چشمه سار محبت می جوشد محبت خدا تمام وجودش را فرا گرفته است و اندازه که محبت اویس به خدا شدت یابد، محبتش به مردم نیز افزایش می یابد.
    آری، اویس به مقام رفیع انسانیت رفعت یافته، و از خودپرستی رهایی جسته و به خیل بندگان مخلص خدا پیوسته است. او حتی در مقام دعا و نیایش از خود محوری پرهیز کره و از خداوند می خواهد که به سبب فقر مردم، او را دشمن! چنان که سید انبیا و سرور اولیا می فرماید:
    الخلق عیال الله؛ فاحب الخلق الی الله من نفع عیال الله و ادخل علی اهل بیت سرورا. مردم اعیال خدا هستند و محبوترین آنها نزد خدا کسی است که به عیال خدا سود دهد و به خانواده ای شادی رساند.
    امضاء


  6. Top | #114

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    9,409
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,487
    مورد تشکر
    13,612 در 4,500
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    چراغ سی و هفتم: جامعه پذیری

    اویس قرنی می گوید: و لانفاق الجماعه فتفارق دینک؛(313) از جماعت دوری نکن که از دینت دور خواهی شد.
    این ندای فطرت و بنای خلقت است که انسان باید در اجتماع زندگی کند. همان طور باید در آب باشد و اگر اندکی از آب بیرون بماند، خواهد مرد. اجتماعی بودن آدمی نیز سرنوشت محترم اوست و گریز از جامعه، او را به مرگ محکوم می کند.
    عرفان اویسی با جامعه گریزی در ستیز است؛ چرا که در پذیرش جامعه، کسی را گریزی نیست. انسان باید همواره آفرینش خاص خویش را در نظر گرفته، و از اجتماع دور نشود؛ زیرا دوری از جماعت، دوری از دیانت را به دنبال خواهد داشت. این جا جا دارد که به کلام امام صادق (علیه السلام)، متوسل و متمسک شویم که می فرماید:
    من فارق جماعه المسلمین قید شبر فقد خلع ربقه الاسلام من عنقه؛(314) کسی که به اندازه یک وجب از جماعت مسلمین دوری گزیند، رشته اسلام را از گردن خود جدا کرده است.
    اسلام آیینی است که تمام دستورهایش مبتنی بر فطرت است و یکی از این دستورها، در اجتماع زیستن انسان می باشد و اگر کسی از جماعت مسلمین دوری گزیند، از فطرت فاصله گرفته است در نهایت، از اسلام و دیانت خارج خواهد شد.
    این پیوند اجتماعی و پیمان فطری، بر همه انسانها لازم و ضروری است. و هر کس که اسلام را می پذیرد، حتماً باید با جماعت مسلمین در ارتباط باشد و گوشه گیری و گوشه نشینی را رها کند و امیرالمومنین (علیه السلام) در فرمان خویش به مالک اشتر، دریچه ای نورانی به جهان انسایت باز می کند و به استاندارش سفارش اکید می کند که همه انسانها را دوست بدارد؛ زیرا آنان یا در دین و مذهب برادر همند و یا در خلقت برابر هم:
    و اشعر قبلک الرحمه للرعیه، والمحبه لهم، و اللطف بهم، و لاتکونن
    علیهم سبعا ضاریا تغتنم اکلهم، فانهم صنفان: اما اخ لک فی الدین، اما نظیر لک فی الخلق.(315) و قلبت را از دوستی و مهربانی و شفقت نسبت به رعیت سرشار کن، مبادا برای ایشان جانوری درنده خوباشی و خوردنشان را غنیمت شماری، چرا که آنان دو رشته اند: یا با تو برادر دینی اند و یا در آفرینش همانند تو هستند.
    آری، این پیوند با انسانها و عشق به مردم، هدیه فطرت است و همانندی با خلقت، و هر کس که از اجتماع مسلمین و جامعه اسلامی دوری گزیند، گرفتار سرسپردگی شیطان انانیت خواهد شد و دچار درماندگی و افسردگی.
    امضاء


  7. Top | #115

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    9,409
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,487
    مورد تشکر
    13,612 در 4,500
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    چراغ سی و هشتم: تنهایی


    اویس می گوید: انی اکره الشهره، والوحد احب الی، لانی کثیر الغم مادمت مع هولاء الناس؛(316) من شهرت را ناپسند می شمارم، و تنهایی نزد من محبوبتر است؛ زیرا مادامی که با این مردمم، آکنده از غم و اندوهم.
    آن گاه اجتماع شکل می گیرد که افراد در کنار یکدیگر قرار گیرند و مناسبات خاصی با هم داشته باشند. نماز جماعت خیلی ثواب دارد، اما تک تک افراد در برگزاری آن نقش دارند. هنگامی که بانگ اذان، گوش جان را در مسجدالحرام نوازش می دهد، مسلمانان در صفوف به هم فشرده به گرد کعبه و به سوی خانه خدا به جماعت می ایستد. بدون شک، ابتدا باید فرد فرد مسلمین، دلباخته نماز و خیر خواه جماعت مسلمین باشند تا جمعی یک دل و یک صدا فریاد برآوردند: الله اکبر، تکبیره الاحرام بگویند و به احرام عشق محرم شوند.
    اگر کسی اهل خلوت نباشد، شرایط لازم برای حضور در جامعه را ندارد، در تنهایی است که آدمی به تزکیه نفس و راز نیاز می پردازد، و مبانی اعتقادی خویش را تحکیم، و خلق و خوی را تطهیر می کند، این است که اویس می گوید: والوحد احب الی
    ای درد توام درمان در بستر ناکامی - وی یاد توام مونس در گوشه تنهایی(317)
    آن گاه که دل از غیر خدا رست و به حضرت حق پیوست، سلامت و سعادت را می چشد، و عطر توحید را استشمام می کند و اگر انسان به سلامت نفسانی رسید، آمادگی حضور در جامعه و عبور از تنهایی را می یابد.(318)
    اگر آدمی در تنهایی بماند مبتلا به دل مردگی می شود، تنهایی مداوم، منشأ سلامتی نخواهد بود، بلکه سرچشمه بیماری روحی و روانی و اخلاقی نیز می شود، تنهایی مقصد نیست، معبر است، چرا که انسان، اجتماعی خلق شده و باید در اجتماع زندگی کند؛ همان گونه که ماهی در دریا به حیات خود تداوم می بخشد. برای اویس، هم زندگی فردی مطلوب است و هم زندگی جمعی.
    او شیفته سید انبیا (علیه السلام) و شیعه سید اوصیا (صلی الله علیه و آله و سلم) است، نمی تواند جامعه گریز باشد و اجتماع ستیز. این است که می گوید: الوحده احب الی(319) یعنی حیات فردی و حیات اجتماعی هر دو من هستند، اما تنهایی را بیشتر دوست می دارم.
    ما چرا تنهایی برای اویس قرنی محبوبتر است؟!
    خود او پاسخ می دهد که من شهرت را زشت می شمارم، تنهایی را بیشتر دوست می دارم. مادامی که با این مردم هستم آکنده از غم و اندوهم.
    اویس بر خلاف عده ای که شهوت شهرت دارند، از شهرت فرار می کند. او می داند که مردم به واسطه چنان پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره او غلو خواهند کرد، اساساً اکثر مردم از شخصیتها، بت درست می کنند، اویس از این بت تراشی فرار می کند، حتی او را مجنون(320)
    می خوانند، ولی او افسرده نمی شود بلکه بر ایمانش افزون می گردد، این برای او خوشایندتر است که در زمان حیاتش مجسمه ای از او بسازند و او را بت قرار دهند. برای اویس، مرضی درگاه خداوند سبحان بودن مهم است بس. این است که او از شهرت و خوشنامی فرار می کند و در خلوت و تنهایی آرام و قرار می گیرد.(321)
    این جا کلام نغز پر مغز امام صادق (علیه السلام) راهنمای هر سالک صادق است که می فرماید: ان قدرت ان لاتعرف فافعل، وما علیک الا یثنی علیک الناس و ما علیک ان تکون مذموما عند الناس اذا کنت محمودا عندالله؛ اگر بتوانی که شناخته نشوی (و گمنام باشی) چنین کن، چه می شود تو را اگر مردم ستایشت نکنند؟! و چه مشکلی پیدا می کنی، اگر نزد مردم نکوهیده باشی، در صورتی که نزد خداوند پسندیده ای؟!(322)
    امضاء


  8. Top | #116

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    9,409
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,487
    مورد تشکر
    13,612 در 4,500
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    چراغ سی و نهم: ولایت


    روزی اویس قرنی بر کنار آب فرات وضو می ساخت، آواز طبلی به گوش او رسید، پرسید که این چه صداست؟ گفتند: آواز طبل سپاه شاه ولایت است که به حرب معاویه می رود. اویس گفت: هیچ عبادت نزد من فاضل تر از متابعت علی مرتضی نیست. آن گاه به متابعت و ملازمت آن حضرت شتافت.(323)
    اویس قرنی خلوت و تنهایی را به شهرت و خوشنامی برتری می دهد، او برای عبادت، ارزش بالایی قائل می شود، او زندگیش را با دعا، مناجات و عبادت زینت می بخشد. و اینک که آواز طبل جبهه امیرالمومنین شنیده می شود اویس در رکاب علی (علیه السلام) به جنگ معاویه می رود، در رکاب کسی همیشه در جبهه حق شمشیر زده است او اهل یگانگی و فاق است و با دوگانگی و نفاق می ستیزد. او حجه الله است، گفتار، رفتار، سکوت، فراید، قیام، قعود، سرانجام، لحظه لحظه زندگی او حجت است و دلیل راه، برای هر آگاه راه یافته و یا گمراه گمگشته.
    و اینک، اویس که پیر مردی عابد و زاهد است، همه عبادت ها را با متابعت از امیرالمومنین (علیه السلام) مقایسه می کند و به دور از هر گونه وسوسه فریاد می زند هیچ عبادت نزد من فاضلتر از متابعت علی مرتضی نیست.
    و درک عظمت ولایت و مقام منبع آن، معرفت عمیقی است که باقرالعلوم (علیه السلام) می فرمود:
    بنی الاسلام علی خمس: علی الصلاه و الزکاه و الصوم والحج والولایه، و لم یناد بشی ء کمانودی بالولایه؛(324) اسلام روی پنج پایه نهاده شده است: نماز و زکات و روزه و حج و ولایت، و هیچ چیزی مانند ولایت از آن، سخن به میان نیامده است.
    آری نماز بدون ولایت، یعنی نماز بی رکن و اساس و روزه بی ولایت، یعنی روزه بی حاصل و حج بی ولایت، یعنی حج مرده ابوسفیانی و اسلام منهای ولایت، یعنی اسلام وارونه و میان تهی.
    این است که استقامت در طریقت، در روایت ذیل از امام باقر (علیه السلام)، حکایت از ولایت علی بن ابی طالب (علیه السلام) می کند:
    عن ابی جعفر فی قول الله عزوجل: والو استقاموا علی الطریقه لاسقینا هم ماء غدقا(325) لاشربنا قلوبهم الایمان. والطریقه: هی و لایه علی بن ای طالب و الاوصیاء(326)
    امام باقر (علیه السلام) در مورد خدای عزوجل: اگر بر این طریقه استقامت ورزند، آبی فراوان به آنان دهیم، فرمود: ایمان را در عمق دلشان و رسوخ دهیم و طریقه، همان ولایت علی بن ابی طالب و اوصیا(ی دیگر) است.
    پس اویس قرنی راه به خطا نرفته و سخن به گزاف نگفته است، که متابعت از علی مرتضی (علیه السلام) را از هر عبادتی برتر می داند؛ زیرا امیرالمومنین (علیه السلام) تمامی صفات و شرایط لازم برای ولایت و امامت را دارد. و از آن جا که در این نوشتار بنای اختصار داریم، به بیان قطره ای از دریای فضایل علی (علیه السلام) اکتفا کرده و به پاره ای از اشعار شیرین و شیوای مولوی تحت عنوان ذیل اشاره می کنیم:
    خدو انداختن خصم بر روی امیرالمومنین علی (علیه السلام) و انداختن آن حضرت شمشیر را از دست:
    اهل دین را بازدان از اهل کین - همنشین حق بجو با او نشین
    از علی آموز اخلاص عمل - شیر حق را دان منزه از دغل
    ر غزا بر پهلوانی دست یافت - زود شمشیری بر آورد و شتافت
    او خدو انداخت بر روی علی - افتخار هر نبی و هر ولی
    ر زمان انداخت شمشیر آن علی - کرد او اندر غزایش کاهلی
    گشت حیران آن مبارز زین عمل - از نمودن عفو و رحم بی محل
    گفت بر من تیغ تیز افراشتی - از چه افکندی مرا بگذاشتی؟!
    ای علی که جمله عقل و دیده ای - شمه ای واگو از آنچه دیده ای
    تیغ حلمت جان ما را چاک کرد - آب علمت خاک ما را پاک کرد
    راز بگشا ای علی مرتضی - ای پس سوء القضاء حسن القضاء
    چون تو بابی آن مدینه و علم را - چون شعاعی آفتاب حلم را
    باز باش ای باب رحمت تا ابد - بارگاه ماله کفوا احد
    گفت: من تیغ از پی حق می زنم - بنده حقم نه مأمور تنم
    شیر حقم، نیستم شیر هوا - فعل من بر دین من باشد گوا(327)
    چراغ چهلم - شهادت

    اویس می گوید: اللهم ارزقنی شهاده توجب لی الحیاه و الرزق؛(328) خداوندا! شهادتی به من عطا کن که زندگی و روزی به دنبال داشته باشد.
    اویس قرنی، صادقانه و عارفانه، از حضرت حق شهادت می طلبد، اما شهادت چیست و شهید کیست؟
    شهادت، بیعت با مقام ولایت است تا پای جان.
    شهید، دلداده سید انبیا (صلی الله علیه و آله و سلم) است دلباخته سید اوصیا (صلی الله علیه و آله و سلم).
    شهادت، برنده ترین سلاح در برابر کفر و نفاق و شرارت است.
    شهید، با امام سجاد (علیه السلام) همنوا است که: اللهم اختم بعفوک اجلی.(329)
    شهادت، دوری از زرق و برق دنیاست، و نشستن بر کنار سفره تعند ربهم برزقون.(330) شهید، هم صدا با حافظ زمزمه می کند:
    به تیغم گر گشد دستش نگیرم - و گر تیرم زند منت پذیرم(331)
    شهادت، هدیه ای است نفیس که خداوندی به دوستان خاص خویش عطا می کند. شهید، عاشقانه در اره خدا جانبازی می کند:
    زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت - کان که شد کشته او، نیک سر انجام افتاد(332)
    شهید، مصداق ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا(333) است نه همچون بیدی که از باد کفر و نفاق بلرزد، و گرنه ادعای توحید بدون استقامت در مقابل کفر و نفاق به پشیزی نیرزد.
    شهادت، بالاترین حسن عاقبت است و والاترین رکن سعادت، شهید، تشنه وصال است ابراهیم گونه در این راه، جان خویش را به قربانگاه حق می برد:
    خیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آبست - اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی(334)
    شهادت، به قول اویس، مایه حیات است و سرمایه رزق و روزی. شهید، تیغ زهرآگین دشمن را می پذیرد، بدان امید که لبخند مقام ولایت بر جانش نشیند که:
    خار ارچه جان بکاهد، گل عذر آن بخواهد - سهلست تلخی می در جنب ذوق مستی(335)
    امضاء


صفحه 12 از 12 نخستنخست ... 289101112

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 18-11-2014, 22:21
  2. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 17-11-2014, 16:24
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 06-12-2011, 22:16
  4. جرأت داری، نخوان!!
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن مقالات تربيتي
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 11-04-2011, 11:36
  5. بازی، مدرسه مهارت یابی
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن كودك و نوجوان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 14-12-2010, 17:27

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی