صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 58 , از مجموع 58

موضوع: والدين دو فرشته جهان آفرينش

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    193
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    20- بالاترين عاق والديني‌


    20- بالاترين عاق والديني تمامي اعمال انسان (نيك يا بد) درجات و مراتبي دارد مثلًا ثواب نماز واجب بالاتر از نمازهاي مستحبي و مندوب است و همچنين است روزه و ساير اعمال؛
    گناهان نيز بدين منوال است ستم به ديگران بالاتر از ستم به خود است: زنابالاتر از نگاه به نامحرم است: قتل بالاتر از كتك زدن است: در عاق والديني نيز اين گونه است قتل يكي از والدين بالاترين عقوق است حتي كتك زدن به آنها را كار ولدالزنا دانسته‌اند.
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 75
    قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم: فوق كل برّ برّ حتي يُقتل الرجل في سبيل الله فإذا قُتِلَ في سبيل الله تعالي فليس فوقه برّ و فوق كلّ عقوق عقوق حتي يَقْتُلَ الرجل أحد والديه فإذا قَتَلَ أحدهما فليس فوقه عقوق. رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: بالاتر از هر خوبي، خوبي ديگر هست تا اينكه مرد در راه خدا كشته شود پس وقتي در راه خدا كشته شد، بالاتر از آن خوبي نيست، و بالاتر از هر عاق بودن عاقي هست تا وقتي كه مرد يكي از والدين خود را به قتل رساند كه ديگر عاق شدني بالاتر از آن نيست. «1






    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    193
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    21- لعنت خدا بر عاق والدين‌


    21- لعنت خدا بر عاق والدين 1- علي عليه السلام فرمود: شنيدم رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمود: لعن الله من ذَبَحَ لغير الله ثم تولّي غير مولاه، و لعن الله العاق لوالديه، و لعن الله من نقص منار الأرض لعنت خدا بر كسي كه براي غير خدا قرباني كند و سپس غير از مولاي خود ديگري را دوست بدارد، لعنت خدا بر عاق والدين و لعنت خدا بر كساني كه نشانه‌هاي (خدا در روي) زمين را ناقص كنند (و از رسيدن به حق خود جلوگيري نمايند) «2».
    2- أبي عبد الله عليه السلام فرمود: الذنوب التي تُظلِمُ الهواء عقوق الوالدين گناهاني كه هوا را تاريك مي كند، عاق والدين بودن است. «3»
    3- عبد العظيم حسني از أبي جعفر الثاني (امام محمد تقي عليه السلام): از پدرانش از امام صادق عليهم السلام فرمود: عقوق الوالدين من الكبائر لأنّ الله عزّو جلّ جعل العاق عصيّاً شقيّاً. عاق والديني از گناهان كبيره است زيرا خداوند عاق را عصيانگر شقي ناميده است. «4»
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 76
    4- ابوالحسن سوّم عليه السلام فرمود: العقوق ثُكْلُ من لم يُثكَلْ. عاق بودن مصيبت، هر مصيبت نديده است. «1»
    5- و فرمود: العقوق يعقّب القلّة و يؤدّ الي الذّلّة. پيامد عاق بودن، قحطي و به ذلّت رسيدن است «2

    باب 1 حقوق مشترك والدين‌

    اشاره


    باب 1 حقوق مشترك والدين در آيات متعدد قرآن كريم، دستور نيكي به پدر و مادر بلافاصله بعد از مبارزه با شرك و قبل از دستورهاي مهمي همانند تحريم قتل نفس: و اجراي اصول عدالت: آمده است و اين دليل بر اهميت فوق‌العاده حق پدر و مادر در دستورهاي فقهي و تكليفي و اخلاقي و انساني و اسلامي است.
    اين موضوع وقتي روشن تر مي‌شود كه توجه كنيم به جاي تحريم آزار پدر و مادر كه هماهنگ با ساير تحريمهاي آيات آمده است: موضوع احسان و نيكي كردن: ذكر شده است يعني نه تنها ايجاد ناراحتي براي آنها حرام است بلكه علاوه بر آن:
    احسان و نيكي در مورد آنان نيز لازم و ضروري است.
    و جالبتر اينكه در بعض از آنها كلمه احسان را به وسيله «ب» متعدي ساخته و فرموده است «و بالوالدين احسانا،» و مي‌دانيم احسان گاهي با الي و گاهي با ب ذكر مي‌شود: در صورتي كه با الي ذكر شود: مفهوم آن نيكي كردن است هر چند بطور غير مستقيم و باواسطه باشد: اما هنگامي كه با ب ذكر مي‌شود معني آن نيكي كردن بطور مستقيم و بدون واسطه است: بنابراين آيه تأكيد مي‌كند كه موضوع نيكي به پدر و مادر را بايد آنقدر اهميت داد كه شخصاً و بدون واسطه به آن اقدام نمود.
    براي برخور داري از اهميت مطلب بالا به فصل‌هاي آتي توجه نمائيد!




    22- بهشت زير پاي هردوي آنهاست!
    22- بهشت زير پاي هردوي آنهاست! مشهور است و گفته شده است كه: (بهشت زير پاي مادران است) و روايات نيز آن را تأييد مي‌نمايد: ولي در روايت ديگر هم آمده است كه (بهشت زير پاي هر دوي
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 78
    پدر و مادر است) و تنها اختصاص به مادر ندارد زيرا اطاعت از هردوي آنها و جلب رضايتشان واجب و نهايتاً رسيدن به بهشت است.
    1- معاوية بن جاهمة از پدرش روايت كرده است او گفت: أتيت رسول الله صلي الله عليه و سلّم أستشيره في الجهاد فقال النبي صلي الله عليه و سلّم ألك والدان؟ قلت نعم قال ألزمهما فإن الجنّة تحت أرجلهما پيش رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم آمدم تا با او در باره جهاد مشورت نمايم فرمود: آيا پدر و مادر داري؟ عرض كردم بلي، فرمود: ملازم آنها باش (و هر دو را مواظبت كن) به يقين بهشت زير پاي هر دوي آنهاست. «1»
    رواه الطبراني ورجاله ثقات. هيثمي گويد: اين حديث را طبراني روايت كرده و رجالش موثق هستند.
    2- أبي ولاد الحناط گويد: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن قول الله عز وجل:" و بالوالدين إحسانا «2»
    " ما هذا الاحسان؟ فقال: الاحسان أن تحسن صحبتهما و أن لا تكلّفهما أن يسألاك شيئا مما يحتاجان إليه وإن كانا مستغنيين «3» أليس يقول الله عز و جلّ:" لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون «4»
    " قال: ثم قال أبو عبد الله و أما قول الله عز وجل:" إما يبلغن
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 79
    عندك الكبر أحدهما أو كلاهما فلا تقل لهما اف ولا تنهرهما) «1»
    " قال: إن أضجراك فلا تقل لهما: أفّ، و لا تنهرهما إن ضرباك، قال:" وقل لهما قولا كريما" قال: إن ضرباك فقل لهما:
    غفر الله لكما، فذلك منك قول كريم، قال" واخفض لهما جناح الذل من الرحمة" قال: لا تملأ عينيك «2» من النظر إليهما إلا برحمة و رقة ولا ترفع صوتك فوق أصواتهما و لا يدك فوق أيديهما و لا تقدم قدامهما. از امام صادق عليه السلام از آيه «و بالوالدين احساناً» سؤال نمودم منظور از اين احسان چيست؟ فرمود: اين احسان آن است كه با آنها صحبت نيكو كني و نگذاري آنها از تو از نياز هايشان چيزي بخواهند (بايد خود پيش قدم باشي) اگرچه غني بوده باشند آيا خداي عزّوجلّ نفرمود: «به پاداش خوبي نمي‌رسيد تا از آنچه كه دوستش داريد انفاق كنيد» سپس حضرت فرمود: و اما فرمايش خداي عزّوجلّ كه فرمود: «اگر يكي يا هر دوي پدر و مادر پيش تو پير شدند به آنها «أفّ» نگو و به سرشان داد نزن» فرمود: اگرچه ترا ضجر (و شكنجه و اذيت) دهند باز اف نگو و اگر تورا بزنند، داد نزن و فرمود: با آنها مؤدبانه حرف بزن اگر ترا بزنند بگو: خداوند شما را ببخشد اين است قول كريم از تو، فرمود: بالهاي ذلت را با مهرباني در برابر آنها بگستران، نگاه تند به صورت آنها نينداز مگر با مهرباني و دلسوزي، و صدايت را از صداي آنها بالا نبر و دستانت را بالاتر ازدستان آنها بلند نكن و جلوتر از آنها راه نرو. «3»
    3- ابن أبي عمير: از سيف: از أبي عبد الله عليه السلام فرمود: يأتي يوم القيامة شيئ مثل
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 80
    الكبّة «1» فيدفع في ظهر المؤمن فيُدخِلُهُ الجنّة، فيقال: هذا البرّ. روز قيامت چيزي هُلْ دهنده‌اي مي آيد پس مؤمن را از پشت هُلْ داده و داخل بهشت مي كند، به او گفته مي شود اين خوبي تواست (به پدر و مادرت» و سايرين. «2»
    4- منصور بن حازم: گويد: از أبي عبد الله عليه السلام سؤال كردم أيّ الأعمال أفضل؟ قال الصلاة لوقتها و برّ الوالدين و الجهاد في سبيل الله‌عزّوجلّ. كدام عمل‌ها بهتر است؟! فرمود: نماز خواندن در وقتش و نيكي به والدين و جهاد در راه خداي عزّوجلّ. «3»
    5- عبد الله ابن مسكان: از كسي كه به او گفته از أبي عبد الله عليه السلام روايت مي كند گفت: من نزد حضرت بودم به عبدالواحد انصاري كه در مورد نيكي به والدين سؤال كرد فرمود: في قول الله عز وجل:* (و بالوالدين إحسان)* فظننّا إنّها الآية التي في بني إسرائيل* (و قضي ربك أن لا تعبدوا إلا إياه) [* و بالوالدين إحساناً"] فلما كان بعد سألته فقال: هي التي في لقمان* (و وصّينا الإنسان بوالديه (حسنا)
    (و إن جاهداك علي أن تشرك بي ما ليس لك به علم فلا تطعهما)* فقال: إن ذلك أعظم أن يأمر بصلتهما و حقّهما علي كلّ حال* (و إن جاهداك علي أن تشرك بي ما ليس لك به علم)*؟ فقال: لا بل يأمر بصلتهما وإن جاهداه علي الشرك ما زاد حقهما إلا عظماً. در باره فرمايش خداي عزّوجلّ «و بالوالدين احساناً» سخن گفتند: ما گمان كرديم (منظور آن حضرت) آيه ايست كه در سوره أسراء است ولي بعداً پرسيدم (كه آن بيان را در باره كدام آيه فرموديد؟)، فرمود: آيه‌اي كه در سوره لقمان است. (متعاقباً فرمود:) اگر آنها (يعني والدين) كوشش نمايند كه براي من شرك قرار دهي در چيزي كه آن را نمي‌داني، از آنها اطاعت نكن، فرمود اين (سخن) بزرگتر از آن است كه اگر به صله (و احترام) و حق آنها امر مي نمود!، (زيرا معناي آيه اين است كه) به والدين نيكي كن اگر چه آنها كوشش نمايند به شرك وادارت كنند (در اين باره اطاعت نكن اما ازاحترام كردن به آنها كوتاهي منما): اين سخن دلالت نمي‌كند مگر به بزرگي و عظمت حق آنها (يعني در هر حال و هر شرايطي بايد احترام آنها را محفوظ داري و از نيكي در باره آنها فرو گذار نشوي!). «1»
    6- محمد بن مروان گفت: شنيدم‌أبا عبد الله عليه السلام مي فرمود: إن رجلا أتي النبي صلي الله عليه و آله و سلم فقال: يا رسول الله أوصني فقال: لا تشرك بالله شيئا وإن حُرّقْتَ بالنار و عُذّبْت إلا و قلبك مطمئن بالايمان، و والديك فأطعهما و برّهما حيّين كانا أو ميّتين وإن أمراك (أمرك «2») أن تخرج من أهلك و مالك فافعل فإن ذلك من الايمان. مردي پيش رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم آمد گفت: اي رسول خدا به من وصيت كن! فرمود: هيچ چيزي رابه خدا شريك قرار نده اگرچه با آتش سوزانده شوي و معذب باشي، در حالي كه دردل مطمئن به ايمان خود هستي، و والدين مرده و زنده ات را اطعام و خوبي بنما، اگر دستور دهند از مال و اهل عيالت بيرون روي، (آن كار را) بكن چون (اطاعت) اين دستور از ايمان (و نشانه فرزند صالح بودن است). «3»
    7- محمد بن مروان گفت: أبو عبد الله عليه السلام فرمود: ما يمنع الرجل منكم أن يبرّ والديه حيّين و ميّتين، يصلّي عنهما، و يتصدق عنهما، و يحج عنهما، و يصوم عنهما، فيكون الذي صنع لهما، وله مثل ذلك فيزيده الله عز وجل ببرّه و صلته خيراً كثير آيا مردان شما را چه مانع شده است كه از طرف والدين مرده و زنده شان نماز بخواند و تصدق كند و به (نيابت) آن‌ها حج بجا آورد و روزه بگيرد كه در برابر كار (هاي نيكي كه) براي آنها انجام داده است، به خود او نيز عين همان ثواب را بدهند و خداي عزّوجلّ بيشتر از آن نيز بدهد «1».
    8- عبد الله بن مسكان: از عمار بن حيان (جناب) گفت: خوبي پسرم اسماعيل را به أبا عبد الله عليه السلام خبر دادم فرمود: لقد كنت أحبّه و قد ازددت له حبّاً، إن رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) أتته اخت له من الرضاعة «2» فلما نظر إليها سرّ بها و بسط ملحفته «3» لها فأجلسها عليه ثم أقبل يحدّثها و يضحك في وجهها، ثم قامت و ذهبت و جاء أخوها، فلم يصنع به ما صنع بها، فقيل له: يا رسول الله صنعت بأخته ما لم تصنع به و هو رجل؟! فقال:
    لأنّها كانت أبرّ بوالديها منه. فرمود: من او را دوست مي داشتم و دوست داشتنم را زياد كردم، وقتي كه خواهر شيري رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم پيشش آمد هنگامي كه او را ديد خوش حال شد و ملافه‌اي برايش گسترد و روي آن نشانيد و به سوي او متوجه شده و روبرو صحبت كرد و به رويش مي خنديد، سپس بلند شد و رفت برادر آن خانم آمد حضرت به او زياد نپرداخت! پرسيدند اي رسول خدا به خواهرش بيشتر توجه كردي و احترامي كردي كه به اين نكردي در حالي كه او مرد است؟! فرمود: چون خواهرش نسبت به والدينش بيشتر از اين خوبي مي كرد. «4»
    9- امام صادق عليه السلام فرمود: بينا موسي بن عمران عليهما السلام يناجي ربه تعالي إذ رأي رجلا تحت ظل عرش الله، فقال يا رب من هذا الذي قد أظلّه عرشك؟ فقال هذا كان بارّاً بوالديه و لم يمش بالنميمة. هنگامي كه موسي بن عمران عليه السلام با خدايش نجوي (و مناجات) مي كرد نگاه كرد مردي را در زير سايه عرش خدا ديد گفت: اي خدا اين شخص كه عرش تو به او سايه افكنده است كيست؟! فرمود: اين كسي است كه به والدينش
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 83
    نيكي كرده و به سخن چيني نرفته است. «1»
    10- ابن أبي البلاد: عن أبيه رفعه قال: رأي موسي بن عمران عليه السلام رجلا تحت ظل العرش فقال: يا رب من هذا الذي أدنيته؟ حتي جعلته تحت ظل العرش؟ فقال الله تبارك و تعالي: يا موسي هذا لم يكن يعق والديه و لا يحسد الناس علي ما آتاهم الله من فضله، فقال: يا رب فانّ من خلقك من يعق والديه؟ فقال: إنّ [من] العقوق لهما أن يستسب لهما. موسي بن عمران عليه السلام مردي را در زير سايه عرش ديد و گفت: خدايا اين كيست كه او را به خود نزديك كرده تا او را زير سايه عرش خود قرار داده‌اي؟ خداي تبارك وتعالي فرمود: اي موسي اين (شخص داراي اين صفات برجسته است) به والدين عاق نمي‌شود، و به مردم در باره چيزهائي كه خداوند از فضل خود به آنها ارزاني داشته است، حسد نمي‌ورزد پس (امام عليه السلام فرمود:) از عاق بودن است كه (فرزند با عمل خود) سبب فحش دادن به آنها شود. «2»
    11- وروي أن موسي عليه السلام لما ناجي ربه رأي رجلا تحت ساق العرش قائما يصلي فغبطه بمكانه فقال: يا رب بم بلغت عبدك هذا ما أري؟ قال: يا موسي إنه كان بارا بوالديه، ولم يمش بالنميمة. وروايت شده است حضرت موسي عليه السلام وقتي كه باخدا مناجات كرد مردي را زير ساق عرش ديد ايستاده و نماز مي خواند، به مقام او غبطه نمود و گفت خدايا به سبب چه چيزي اين بنده ات را به اين مقام كه مي بينم رسانده اي؟! فرمود: اي موسي همانا او به والدينش نيكو كار بود و به سخن چيني نرفته است. «3»
    12- رأي موسي عليه السلام رجلا عند العرش فغبطه بمكانه فسأل عنه فقالوا نخبرك بعمله لا يحسد الناس علي ما آتاهم الله من فضله و لا يمشي بالنميمة ولا يعق والديه موسي عليه السلام مردي را در نزد عرش (خدا) ديد و به مقام او غبطه كرد! از خدا سبب رسيدن به آن درجه را پرسيد، فرمود: ترا به عمل او خبر دهيم (او حسود نيست و) آنچه كه خدا از فضل خود به مردم عطا كرده حسد نمي ورزد، و براي سخن چيني قدم بر
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 84
    نمي‌دارد، و به والدين عاق نمي‌شود!



    23- پدران سه گانه و مادران سه گونه!!
    23- پدران سه گانه و مادران سه گونه!! از روايات استفاده مي شود كه چند نفر براي آدمي به منزله پدر بلكه بالاتر از اوست مانند پدر روحاني و مقام شامخ ولايت؛
    و همچنين معلّم را در رديف پدر به شمار آورده‌اند،
    و سومين نفر پدر خانم و ابوالزوجة است كه پدر به حساب آمده است، در واقع هريك از اين عناصر به نوعي حق مسلّم به گردن افراد جامعه دارند.
    1- الأباء ثلاثة 1- أبٌ ولّدك 2- أبٌ علّمك 3- أبٌ زوّجك
    پدران سه گونه‌اند پدري كه تو را به دنيا آورده است و پدري كه به تو علم ياد داده (معلّم) و پدري كه تو را تزويج كرده (و به تو دختر داده است يعني پدر زن).
    2- امير عليه السلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم روايت كرده است كه فرمود: «يا علي أنا و أنت أبوا هذه الأمّة» اي علي من و تو دو پدر اين امّت هستيم؛
    پس انبياء و امامان با ارزش‌ترين پدران امت خود هستند كه بايد بيش از پدران مادي از آنها اطاعت كرد و احترام نمود.
    3- امام صادق جعفر بن محمد عليهما السلام فرمود: الآباء ثلاثة آدم وَلَّدَ مؤمناً والجان ولّد كافراً ومؤمناً وابليس ولّد كافراً وليس فيهم نتاج إنما يبيض و يفرخ و ولده ذكور ليس فيهم اناث. پدران سه گونه‌اند، آدم عليه السلام مؤمن توليد كرد و جانّ مؤمن و كافر به دنيا آورد و ابليس فقط كافر توليد نمود در آنها زائيدن وجود ندارد بلكه تخم مي گذارند و اولاد او نرند و ماده در آنها نيست! «1»
    علاوه بر افراد فوق بعضي از بانوان در حكم مادر و لازم الأحترام معرّفي شده‌اند، مانند مادري كه شير داده است «مادر رضاعي» كه در آيه 23 سوره نساء به آن اشاره
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 85
    شده (و امهاتكم اللّاتي أرضعنكم ...) ولي آن در حقيقت يكي از شاخه‌هاي مادر جسماني مي‌باشد؛ و خاله كه در روايات عوض مادر، به حساب آمده است؛ يا زنان و همسران پيامبر كه از نظر فقهي در حكم و رديف مادر و ازدواج با آنان تحريم شده است «1»
    در حديثي مي‌خوانيم كه زني به عايشه گفت: يا امّه!: اي مادر! عايشه پاسخ داد:
    لست لك بأمّ، انّما أنا أمّ رجالكم!: من مادر تو نيستم مادر مردان شما هستم.
    اشاره به اينكه هدف از اين تعبير: حرمت تزويج است: و اين تنها در مورد مردان امت صادق است.
    ولي همانگونه كه گفتيم: با صرف نظر از مسأله ازدواج، موضوع احترام و بزرگ شمردن نيز مطرح است: و لذا زنان مسلمان نيز مي‌توانستند به عنوان احترام همسران پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را مادر خود خطاب كنند.
    شاهد اين سخن آنكه قرآن مي‌گويد: النبي أولي بالمؤمنين من أنفسهم اولويت پيامبر نسبت به همه زنان و مردان است و ضمير جمله بعد نيز به همين عنوان بر مي‌گردد كه مفهوم گسترده‌اي دارد: لذا در عبارتي كه از ام سلمه (يكي ديگر از همسران پيامبر نقل شده) مي‌خوانيم كه مي‌گويد: انا أمّ الرجال منكم و النساء: من مادر مردان و زنان شما هستم.
    پاسخ يك سؤال
    در اينجا سؤالي مطرح است و آن اينكه آيا تعبير «أزواجه أمّهاتهم»: همسران پيامبر مادران مؤمنين محسوب مي‌شوند با چيزي كه در چند آيه قبل گذشت تضاد ندارد؟
    زيرا در آنجا مي‌فرمايد: «كساني كه گاهي همسرانشان را بمنزله مادر خود قرار مي‌دهند، سخن باطلي مي‌گويند، مادر آنها فقط كسي است كه از او متولد شده‌اند» «2»
    با اين حال چگونه همسران پيامبر كه مسلمانان از آنان متولد نشده‌اند مادر محسوب مي شوند؟!
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 86
    در پاسخ اين سؤال بايد به اين نكته توجه كرد كه خطاب مادر به يك زن يا بايد از نظر جسماني باشد يا روحاني: اما از نظر جسماني تنها در صورتي اين معني واقعيت دارد كه انسان از او متولد شده باشد: و اين همان است كه در آيات سوره مجادلة آمده كه مادر جسماني انسان تنها كسي است كه از او متولد شده است: و اما پدر يا مادر روحاني كسي است كه يك نوع حق معنوي بر گردن او داشته باشد همچون پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم كه پدر روحاني امت محسوب مي‌شود: و به خاطر او همسرانش نيز احترام مادر را دارند.
    ايرادي كه به اعراب جاهلي در مورد «ظهار يعني تشبيه پشت زن خود را به پشت مادر» وارد مي‌شد اين بود كه وقتي همسران خود را مادر خطاب مي‌كردند مسلّماً منظور آنها مادر معنوي نبود: بلكه منظورشان اين بود كه آنها به منزله مادر جسماني هستند: لذا آن را يك نوع طلاق مي‌شمردند: و مي‌دانيم مادر جسماني با الفاظ درست نمي‌شود: بلكه شرط آن تولد جسماني است: بنابر اين: گفتار آنها سخن منكَر و زور و باطل بود.
    ولي در مورد همسران پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم اگر چه آنها مادر جسماني نيستند: ولي به احترام پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مادر روحانيند: و احترام يك مادر را دارند.
    و اگر مي‌بينيم كه قرآن در آيات ديگر ازدواج با همسران پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را تحريم كرده، آن نيز يكي از شئون احترام آنها و احترام پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم است






    امضاء


  4. Top | #53

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    193
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    باب 1 حقوق مشترك والدين‌

    اشاره


    باب 1 حقوق مشترك والدين در آيات متعدد قرآن كريم، دستور نيكي به پدر و مادر بلافاصله بعد از مبارزه با شرك و قبل از دستورهاي مهمي همانند تحريم قتل نفس: و اجراي اصول عدالت: آمده است و اين دليل بر اهميت فوق‌العاده حق پدر و مادر در دستورهاي فقهي و تكليفي و اخلاقي و انساني و اسلامي است.
    اين موضوع وقتي روشن تر مي‌شود كه توجه كنيم به جاي تحريم آزار پدر و مادر كه هماهنگ با ساير تحريمهاي آيات آمده است: موضوع احسان و نيكي كردن: ذكر شده است يعني نه تنها ايجاد ناراحتي براي آنها حرام است بلكه علاوه بر آن:
    احسان و نيكي در مورد آنان نيز لازم و ضروري است.
    و جالبتر اينكه در بعض از آنها كلمه احسان را به وسيله «ب» متعدي ساخته و فرموده است «و بالوالدين احسانا،» و مي‌دانيم احسان گاهي با الي و گاهي با ب ذكر مي‌شود: در صورتي كه با الي ذكر شود: مفهوم آن نيكي كردن است هر چند بطور غير مستقيم و باواسطه باشد: اما هنگامي كه با ب ذكر مي‌شود معني آن نيكي كردن بطور مستقيم و بدون واسطه است: بنابراين آيه تأكيد مي‌كند كه موضوع نيكي به پدر و مادر را بايد آنقدر اهميت داد كه شخصاً و بدون واسطه به آن اقدام نمود.
    براي برخور داري از اهميت مطلب بالا به فصل‌هاي آتي توجه نمائيد!








    امضاء


  5. Top | #54

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    193
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    22- بهشت زير پاي هردوي آنهاست!


    22- بهشت زير پاي هردوي آنهاست! مشهور است و گفته شده است كه: (بهشت زير پاي مادران است) و روايات نيز آن را تأييد مي‌نمايد: ولي در روايت ديگر هم آمده است كه (بهشت زير پاي هر دوي
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 78
    پدر و مادر است) و تنها اختصاص به مادر ندارد زيرا اطاعت از هردوي آنها و جلب رضايتشان واجب و نهايتاً رسيدن به بهشت است.
    1- معاوية بن جاهمة از پدرش روايت كرده است او گفت: أتيت رسول الله صلي الله عليه و سلّم أستشيره في الجهاد فقال النبي صلي الله عليه و سلّم ألك والدان؟ قلت نعم قال ألزمهما فإن الجنّة تحت أرجلهما پيش رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم آمدم تا با او در باره جهاد مشورت نمايم فرمود: آيا پدر و مادر داري؟ عرض كردم بلي، فرمود: ملازم آنها باش (و هر دو را مواظبت كن) به يقين بهشت زير پاي هر دوي آنهاست. «1»
    رواه الطبراني ورجاله ثقات. هيثمي گويد: اين حديث را طبراني روايت كرده و رجالش موثق هستند.
    2- أبي ولاد الحناط گويد: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن قول الله عز وجل:" و بالوالدين إحسانا «2»
    " ما هذا الاحسان؟ فقال: الاحسان أن تحسن صحبتهما و أن لا تكلّفهما أن يسألاك شيئا مما يحتاجان إليه وإن كانا مستغنيين «3» أليس يقول الله عز و جلّ:" لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون «4»
    " قال: ثم قال أبو عبد الله و أما قول الله عز وجل:" إما يبلغن
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 79
    عندك الكبر أحدهما أو كلاهما فلا تقل لهما اف ولا تنهرهما) «1»
    " قال: إن أضجراك فلا تقل لهما: أفّ، و لا تنهرهما إن ضرباك، قال:" وقل لهما قولا كريما" قال: إن ضرباك فقل لهما:
    غفر الله لكما، فذلك منك قول كريم، قال" واخفض لهما جناح الذل من الرحمة" قال: لا تملأ عينيك «2» من النظر إليهما إلا برحمة و رقة ولا ترفع صوتك فوق أصواتهما و لا يدك فوق أيديهما و لا تقدم قدامهما. از امام صادق عليه السلام از آيه «و بالوالدين احساناً» سؤال نمودم منظور از اين احسان چيست؟ فرمود: اين احسان آن است كه با آنها صحبت نيكو كني و نگذاري آنها از تو از نياز هايشان چيزي بخواهند (بايد خود پيش قدم باشي) اگرچه غني بوده باشند آيا خداي عزّوجلّ نفرمود: «به پاداش خوبي نمي‌رسيد تا از آنچه كه دوستش داريد انفاق كنيد» سپس حضرت فرمود: و اما فرمايش خداي عزّوجلّ كه فرمود: «اگر يكي يا هر دوي پدر و مادر پيش تو پير شدند به آنها «أفّ» نگو و به سرشان داد نزن» فرمود: اگرچه ترا ضجر (و شكنجه و اذيت) دهند باز اف نگو و اگر تورا بزنند، داد نزن و فرمود: با آنها مؤدبانه حرف بزن اگر ترا بزنند بگو: خداوند شما را ببخشد اين است قول كريم از تو، فرمود: بالهاي ذلت را با مهرباني در برابر آنها بگستران، نگاه تند به صورت آنها نينداز مگر با مهرباني و دلسوزي، و صدايت را از صداي آنها بالا نبر و دستانت را بالاتر ازدستان آنها بلند نكن و جلوتر از آنها راه نرو. «3»





    امضاء


  6. Top | #55

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    193
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    3- ابن أبي عمير: از سيف: از أبي عبد الله عليه السلام فرمود: يأتي يوم القيامة شيئ مثل
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 80
    الكبّة «1» فيدفع في ظهر المؤمن فيُدخِلُهُ الجنّة، فيقال: هذا البرّ. روز قيامت چيزي هُلْ دهنده‌اي مي آيد پس مؤمن را از پشت هُلْ داده و داخل بهشت مي كند، به او گفته مي شود اين خوبي تواست (به پدر و مادرت» و سايرين. «2»
    4- منصور بن حازم: گويد: از أبي عبد الله عليه السلام سؤال كردم أيّ الأعمال أفضل؟ قال الصلاة لوقتها و برّ الوالدين و الجهاد في سبيل الله‌عزّوجلّ. كدام عمل‌ها بهتر است؟! فرمود: نماز خواندن در وقتش و نيكي به والدين و جهاد در راه خداي عزّوجلّ. «3»
    5- عبد الله ابن مسكان: از كسي كه به او گفته از أبي عبد الله عليه السلام روايت مي كند گفت: من نزد حضرت بودم به عبدالواحد انصاري كه در مورد نيكي به والدين سؤال كرد فرمود: في قول الله عز وجل:* (و بالوالدين إحسان)* فظننّا إنّها الآية التي في بني إسرائيل* (و قضي ربك أن لا تعبدوا إلا إياه) [* و بالوالدين إحساناً"] فلما كان بعد سألته فقال: هي التي في لقمان* (و وصّينا الإنسان بوالديه (حسنا)
    (و إن جاهداك علي أن تشرك بي ما ليس لك به علم فلا تطعهما)* فقال: إن ذلك أعظم أن يأمر بصلتهما و حقّهما علي كلّ حال* (و إن جاهداك علي أن تشرك بي ما ليس لك به علم)*؟ فقال: لا بل يأمر بصلتهما وإن جاهداه علي الشرك ما زاد حقهما إلا عظماً. در باره فرمايش خداي عزّوجلّ «و بالوالدين احساناً» سخن گفتند: ما گمان كرديم (منظور آن حضرت) آيه ايست كه در سوره أسراء است ولي بعداً پرسيدم (كه آن بيان را در باره كدام آيه فرموديد؟)، فرمود: آيه‌اي كه در سوره لقمان است. (متعاقباً فرمود:) اگر آنها (يعني والدين) كوشش نمايند كه براي من شرك قرار دهي در چيزي كه آن را نمي‌داني، از آنها اطاعت نكن، فرمود اين (سخن) بزرگتر از آن است كه اگر به صله (و احترام) و حق آنها امر مي نمود!، (زيرا معناي آيه اين است كه) به والدين نيكي كن اگر چه آنها كوشش نمايند به شرك وادارت كنند (در اين باره اطاعت نكن اما ازاحترام كردن به آنها كوتاهي منما): اين سخن دلالت نمي‌كند مگر به بزرگي و عظمت حق آنها (يعني در هر حال و هر شرايطي بايد احترام آنها را محفوظ داري و از نيكي در باره آنها فرو گذار نشوي!). «1»





    امضاء


  7. Top | #56

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    193
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    6- محمد بن مروان گفت: شنيدم‌أبا عبد الله عليه السلام مي فرمود: إن رجلا أتي النبي صلي الله عليه و آله و سلم فقال: يا رسول الله أوصني فقال: لا تشرك بالله شيئا وإن حُرّقْتَ بالنار و عُذّبْت إلا و قلبك مطمئن بالايمان، و والديك فأطعهما و برّهما حيّين كانا أو ميّتين وإن أمراك (أمرك «2») أن تخرج من أهلك و مالك فافعل فإن ذلك من الايمان. مردي پيش رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم آمد گفت: اي رسول خدا به من وصيت كن! فرمود: هيچ چيزي رابه خدا شريك قرار نده اگرچه با آتش سوزانده شوي و معذب باشي، در حالي كه دردل مطمئن به ايمان خود هستي، و والدين مرده و زنده ات را اطعام و خوبي بنما، اگر دستور دهند از مال و اهل عيالت بيرون روي، (آن كار را) بكن چون (اطاعت) اين دستور از ايمان (و نشانه فرزند صالح بودن است). «3»
    7- محمد بن مروان گفت: أبو عبد الله عليه السلام فرمود: ما يمنع الرجل منكم أن يبرّ والديه حيّين و ميّتين، يصلّي عنهما، و يتصدق عنهما، و يحج عنهما، و يصوم عنهما، فيكون الذي صنع لهما، وله مثل ذلك فيزيده الله عز وجل ببرّه و صلته خيراً كثير آيا مردان شما را چه مانع شده است كه از طرف والدين مرده و زنده شان نماز بخواند و تصدق كند و به (نيابت) آن‌ها حج بجا آورد و روزه بگيرد كه در برابر كار (هاي نيكي كه) براي آنها انجام داده است، به خود او نيز عين همان ثواب را بدهند و خداي عزّوجلّ بيشتر از آن نيز بدهد «1».
    8- عبد الله بن مسكان: از عمار بن حيان (جناب) گفت: خوبي پسرم اسماعيل را به أبا عبد الله عليه السلام خبر دادم فرمود: لقد كنت أحبّه و قد ازددت له حبّاً، إن رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) أتته اخت له من الرضاعة «2» فلما نظر إليها سرّ بها و بسط ملحفته «3» لها فأجلسها عليه ثم أقبل يحدّثها و يضحك في وجهها، ثم قامت و ذهبت و جاء أخوها، فلم يصنع به ما صنع بها، فقيل له: يا رسول الله صنعت بأخته ما لم تصنع به و هو رجل؟! فقال:
    لأنّها كانت أبرّ بوالديها منه. فرمود: من او را دوست مي داشتم و دوست داشتنم را زياد كردم، وقتي كه خواهر شيري رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم پيشش آمد هنگامي كه او را ديد خوش حال شد و ملافه‌اي برايش گسترد و روي آن نشانيد و به سوي او متوجه شده و روبرو صحبت كرد و به رويش مي خنديد، سپس بلند شد و رفت برادر آن خانم آمد حضرت به او زياد نپرداخت! پرسيدند اي رسول خدا به خواهرش بيشتر توجه كردي و احترامي كردي كه به اين نكردي در حالي كه او مرد است؟! فرمود: چون خواهرش نسبت به والدينش بيشتر از اين خوبي مي كرد. «4»
    9- امام صادق عليه السلام فرمود: بينا موسي بن عمران عليهما السلام يناجي ربه تعالي إذ رأي رجلا تحت ظل عرش الله، فقال يا رب من هذا الذي قد أظلّه عرشك؟ فقال هذا كان بارّاً بوالديه و لم يمش بالنميمة. هنگامي كه موسي بن عمران عليه السلام با خدايش نجوي (و مناجات) مي كرد نگاه كرد مردي را در زير سايه عرش خدا ديد گفت: اي خدا اين شخص كه عرش تو به او سايه افكنده است كيست؟! فرمود: اين كسي است كه به والدينش
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 83
    نيكي كرده و به سخن چيني نرفته است. «1»





    امضاء


  8. Top | #57

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    193
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    10- ابن أبي البلاد: عن أبيه رفعه قال: رأي موسي بن عمران عليه السلام رجلا تحت ظل العرش فقال: يا رب من هذا الذي أدنيته؟ حتي جعلته تحت ظل العرش؟ فقال الله تبارك و تعالي: يا موسي هذا لم يكن يعق والديه و لا يحسد الناس علي ما آتاهم الله من فضله، فقال: يا رب فانّ من خلقك من يعق والديه؟ فقال: إنّ [من] العقوق لهما أن يستسب لهما. موسي بن عمران عليه السلام مردي را در زير سايه عرش ديد و گفت: خدايا اين كيست كه او را به خود نزديك كرده تا او را زير سايه عرش خود قرار داده‌اي؟ خداي تبارك وتعالي فرمود: اي موسي اين (شخص داراي اين صفات برجسته است) به والدين عاق نمي‌شود، و به مردم در باره چيزهائي كه خداوند از فضل خود به آنها ارزاني داشته است، حسد نمي‌ورزد پس (امام عليه السلام فرمود:) از عاق بودن است كه (فرزند با عمل خود) سبب فحش دادن به آنها شود. «2»
    11- وروي أن موسي عليه السلام لما ناجي ربه رأي رجلا تحت ساق العرش قائما يصلي فغبطه بمكانه فقال: يا رب بم بلغت عبدك هذا ما أري؟ قال: يا موسي إنه كان بارا بوالديه، ولم يمش بالنميمة. وروايت شده است حضرت موسي عليه السلام وقتي كه باخدا مناجات كرد مردي را زير ساق عرش ديد ايستاده و نماز مي خواند، به مقام او غبطه نمود و گفت خدايا به سبب چه چيزي اين بنده ات را به اين مقام كه مي بينم رسانده اي؟! فرمود: اي موسي همانا او به والدينش نيكو كار بود و به سخن چيني نرفته است. «3»
    12- رأي موسي عليه السلام رجلا عند العرش فغبطه بمكانه فسأل عنه فقالوا نخبرك بعمله لا يحسد الناس علي ما آتاهم الله من فضله و لا يمشي بالنميمة ولا يعق والديه موسي عليه السلام مردي را در نزد عرش (خدا) ديد و به مقام او غبطه كرد! از خدا سبب رسيدن به آن درجه را پرسيد، فرمود: ترا به عمل او خبر دهيم (او حسود نيست و) آنچه كه خدا از فضل خود به مردم عطا كرده حسد نمي ورزد، و براي سخن چيني قدم بر
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 84
    نمي‌دارد، و به والدين عاق نمي‌شود!






    امضاء


  9. Top | #58

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    193
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    23- پدران سه گانه و مادران سه گونه!!
    23- پدران سه گانه و مادران سه گونه!! از روايات استفاده مي شود كه چند نفر براي آدمي به منزله پدر بلكه بالاتر از اوست مانند پدر روحاني و مقام شامخ ولايت؛
    و همچنين معلّم را در رديف پدر به شمار آورده‌اند،
    و سومين نفر پدر خانم و ابوالزوجة است كه پدر به حساب آمده است، در واقع هريك از اين عناصر به نوعي حق مسلّم به گردن افراد جامعه دارند.
    1- الأباء ثلاثة 1- أبٌ ولّدك 2- أبٌ علّمك 3- أبٌ زوّجك
    پدران سه گونه‌اند پدري كه تو را به دنيا آورده است و پدري كه به تو علم ياد داده (معلّم) و پدري كه تو را تزويج كرده (و به تو دختر داده است يعني پدر زن).
    2- امير عليه السلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم روايت كرده است كه فرمود: «يا علي أنا و أنت أبوا هذه الأمّة» اي علي من و تو دو پدر اين امّت هستيم؛
    پس انبياء و امامان با ارزش‌ترين پدران امت خود هستند كه بايد بيش از پدران مادي از آنها اطاعت كرد و احترام نمود.
    3- امام صادق جعفر بن محمد عليهما السلام فرمود: الآباء ثلاثة آدم وَلَّدَ مؤمناً والجان ولّد كافراً ومؤمناً وابليس ولّد كافراً وليس فيهم نتاج إنما يبيض و يفرخ و ولده ذكور ليس فيهم اناث. پدران سه گونه‌اند، آدم عليه السلام مؤمن توليد كرد و جانّ مؤمن و كافر به دنيا آورد و ابليس فقط كافر توليد نمود در آنها زائيدن وجود ندارد بلكه تخم مي گذارند و اولاد او نرند و ماده در آنها نيست! «1»
    علاوه بر افراد فوق بعضي از بانوان در حكم مادر و لازم الأحترام معرّفي شده‌اند، مانند مادري كه شير داده است «مادر رضاعي» كه در آيه 23 سوره نساء به آن اشاره
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 85
    شده (و امهاتكم اللّاتي أرضعنكم ...) ولي آن در حقيقت يكي از شاخه‌هاي مادر جسماني مي‌باشد؛ و خاله كه در روايات عوض مادر، به حساب آمده است؛ يا زنان و همسران پيامبر كه از نظر فقهي در حكم و رديف مادر و ازدواج با آنان تحريم شده است «1»
    در حديثي مي‌خوانيم كه زني به عايشه گفت: يا امّه!: اي مادر! عايشه پاسخ داد:
    لست لك بأمّ، انّما أنا أمّ رجالكم!: من مادر تو نيستم مادر مردان شما هستم.
    اشاره به اينكه هدف از اين تعبير: حرمت تزويج است: و اين تنها در مورد مردان امت صادق است.
    ولي همانگونه كه گفتيم: با صرف نظر از مسأله ازدواج، موضوع احترام و بزرگ شمردن نيز مطرح است: و لذا زنان مسلمان نيز مي‌توانستند به عنوان احترام همسران پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را مادر خود خطاب كنند.
    شاهد اين سخن آنكه قرآن مي‌گويد: النبي أولي بالمؤمنين من أنفسهم اولويت پيامبر نسبت به همه زنان و مردان است و ضمير جمله بعد نيز به همين عنوان بر مي‌گردد كه مفهوم گسترده‌اي دارد: لذا در عبارتي كه از ام سلمه (يكي ديگر از همسران پيامبر نقل شده) مي‌خوانيم كه مي‌گويد: انا أمّ الرجال منكم و النساء: من مادر مردان و زنان شما هستم.
    پاسخ يك سؤال
    در اينجا سؤالي مطرح است و آن اينكه آيا تعبير «أزواجه أمّهاتهم»: همسران پيامبر مادران مؤمنين محسوب مي‌شوند با چيزي كه در چند آيه قبل گذشت تضاد ندارد؟
    زيرا در آنجا مي‌فرمايد: «كساني كه گاهي همسرانشان را بمنزله مادر خود قرار مي‌دهند، سخن باطلي مي‌گويند، مادر آنها فقط كسي است كه از او متولد شده‌اند» «2»
    با اين حال چگونه همسران پيامبر كه مسلمانان از آنان متولد نشده‌اند مادر محسوب مي شوند؟!
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 86
    در پاسخ اين سؤال بايد به اين نكته توجه كرد كه خطاب مادر به يك زن يا بايد از نظر جسماني باشد يا روحاني: اما از نظر جسماني تنها در صورتي اين معني واقعيت دارد كه انسان از او متولد شده باشد: و اين همان است كه در آيات سوره مجادلة آمده كه مادر جسماني انسان تنها كسي است كه از او متولد شده است: و اما پدر يا مادر روحاني كسي است كه يك نوع حق معنوي بر گردن او داشته باشد همچون پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم كه پدر روحاني امت محسوب مي‌شود: و به خاطر او همسرانش نيز احترام مادر را دارند.
    ايرادي كه به اعراب جاهلي در مورد «ظهار يعني تشبيه پشت زن خود را به پشت مادر» وارد مي‌شد اين بود كه وقتي همسران خود را مادر خطاب مي‌كردند مسلّماً منظور آنها مادر معنوي نبود: بلكه منظورشان اين بود كه آنها به منزله مادر جسماني هستند: لذا آن را يك نوع طلاق مي‌شمردند: و مي‌دانيم مادر جسماني با الفاظ درست نمي‌شود: بلكه شرط آن تولد جسماني است: بنابر اين: گفتار آنها سخن منكَر و زور و باطل بود.
    ولي در مورد همسران پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم اگر چه آنها مادر جسماني نيستند: ولي به احترام پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مادر روحانيند: و احترام يك مادر را دارند.
    و اگر مي‌بينيم كه قرآن در آيات ديگر ازدواج با همسران پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را تحريم كرده، آن نيز يكي از شئون احترام آنها و احترام پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم است





    امضاء


صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی