صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 48 , از مجموع 48

موضوع: والدين دو فرشته جهان آفرينش

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    163
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    12- تبليغ خانواده‌


    12- تبليغ خانواده تبليغ خانواده و راهنمائي آنها به سوي سعادت و خوشبختي: جزء وظايف هر سرپرست خانواده است: عمل به اين تكليف از اهم واجبات است كه در روز قيامت از آن سؤال خواهد شد و بايد جوابگو باشد.
    سليمان بن خالد گويد: به ابا عبداللّه (امام صادق عليه السلام) عرض كردم: انّ لي أهل بيت و هم يسمعون منّي أفأدعوهم الي هذالأمر؟ فقال: نعم انّ اللّه عزّ و جلّ يقول في كتابه «يا أيّهاالّذين آمنوا قوا أنفسكم و أهليكم ناراً وقودها النّاس و الحجارة.
    من خانواده‌اي دارم از من حرف مي شنوند آيا آنها را به اين امر (تشيّع) دعوت
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 62
    نمايم؟ فرمود: بلي خداوند در كتاب خود فرموده است: «اي ايمان آورندگان خود و اهل بيت خود را از آتشي كه آتش گيره و هيزمش، مردم و سنگهاست، نگهداريد. «1»
    در اين مورد مطالبي در فصل وظايف پدر در بخش اولاد خواهد آمد






    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #42

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    163
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    13- سرنماز به كدام يك جواب دهيم!


    13- سرنماز به كدام يك جواب دهيم! هنگام خواندن نماز، فقط جواب دادن به سلام واجب است اما در نمازهاي مستحبّي مي توان به نداي والدين جواب داد يانه؟.
    1- بيهقي از مكحول گفت: إذا دعتك والدتك و أنت في الصلاة فأجبها وإذا دعاك أبوك فلا تجبه حتي تفرغ من صلاتك اگر مادرت ترا صدا زد و تو مشغول نمازي، جوابش ده و اگر پدرت صدا زد جواب نده تا از نمازت فارغ شوي!. «2»
    2- ابن أبي شيبة از محمد بن منكدر گفت: رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: إذا دعتك أمّك في الصلاة فاجبها وإذا دعاك أبوك فلا تجبه اگر مادرت ترا صدا زد و تو مشغول نمازي، جوابش ده و اگر پدرت صدا زد جواب نده تا نمازت تمام شود!. «3»
    3- طلق بن علي گفت: شنيدم رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمود: لو أدركت والدي أو أحدهما وأنا في صلاة العشاء وقد قرأت فيه بفاتحة الكتاب فنادي يا محمد لأجبتهما لبّيك اگر والدينم و يا يكي از آنها را درك مي كردم و در حال خواندن سوره حمد در نماز عشا، مرا صدا مي زد پاسخ مي دادم (لبّيك). «4



    داستان جُريح عابد
    اشاره
    داستان جُريح عابد 1- أبي جميلة: از أبي جعفر عليه السلام قال: كان في بني إسرائيل عابد يقال له جريح وكان يتعبّد في صومعة فجاءته أمّه وهو يصلّي فدعته فلم يجبها فانصرفت، ثم أتته و دعته فلم يلتفت إليها فانصرفت ثم أتته و دعته فلم يجبها ولم يكلّمها فانصرفت، و هي تقول: أسأل إله بني إسرائيل أن يخذلك. فلما كان من الغد جائت فاجرة و قعدت عند صومعته قد أخذها الطلق فادّعت أنّ الولد من جريح ففشا في بني إسرائيل أنّ من كان يلوم الناس علي الزنا قد زني و أمر الملك بصلبه، فأقبلت امه إليه فلطم وجهها فقال لها: اسكتي! إنما هذا لدعوتك.
    فقال الناس لمّا سمعوا ذلك منه: و كيف لنا بذلك؟ قال: هاتوا الصّبي فجاؤا به فأخذه فقال:
    من أبوك؟ فقال فلان الراعي لبني فلان، فأكذب الله الذين قالوا ما قالوا في جريح فحلف جريح ألّا يفارق أمّه يخدمها. در بني اسرائيل عابدي بود به نام «جُريح» در صومعه‌اي عبادت مي كرد، مادرش پيش او آمد كه درحال نماز بود و او را صدا زد و او جواب نداد، منصرف شد دوباره آمد و صدا زد به او ملتفت نشد و منصرف شد سپس باز آمد و صدا زد باز جواب نداد و با مادر حرف نزد و او نيز برگشت: در حالي كه مي گفت: از خداي بني اسرائيل مي خواهم كه ذليلت كند!؛
    فردا كه شد زن نابكاري آمد و در جلوي صومعه او نشست در حالي كه درد زايمان او را فراگرفته بود و ادعا كرد بچه‌اي كه به دنيا مي آيد از جريح (عابد) است اين قضيه به سرعت در ميان بني اسرائيل پيچيد (آهاي مردم) كسي كه مردم را به خاطر زنا ملامت مي كرد حالا خودش زنا كرده (و از او بچه به دنيا مي آيد)! پادشاه دستور داد او را به دار آويزند و صومعه‌اش را ويران ساخته و از بيخ بركنند، مادر به صورت خود سيلي زنان آمد و مي گريست، (جريح) گفت: ساكت باش (مادر) اين به خاطر نفرين تو است (كه دامن مرا گرفت)!! وقتي كه مردم اين حرف را از او شنيدند گفتند:
    صحت اين ادعا را از كجا بدانيم؟! (جريح) گفت: بچه را حاضر كنيد! بچه را آوردند
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 64
    او را گرفت و گفت: بامن حرف بزن و پرسيد پدر تو كيست؟! گفت: چوپان فلان قبيله! پس خداوند آنهائي را كه اين نسبت نا روا را به او داده بودند تكذيب كرد (و او را نجات داد و ارزش مادر را به او تفهيم نمود) جريح سوگند ياد كرد ديگر از مادر جدا نشود و به او خدمت نمايد. پس مردم وشاه به سوي او آمده و معذرت خواهي نمودند و صومعه‌اش را از زر و سيم بنا كردند و زانيه را سنگسار نمودند. «1»
    2- يزيد بن حوشب الفهري از پدرش روايت مي كند كه شنيدم رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمود: لو كان جريج الراهب فقيهاً عالماً لعلم أنّ اجابته امّه أفضل من عبادته ربه اگرجريج راهب فقيه دانشمند بود البتّه مي دانست جواب دادن مادرش افضل از عبادت (مستحبي) پروردگارش بود. «2



    14- واي بر كسي كه با وجود والدين به جهنم رود!
    14- واي بر كسي كه با وجود والدين به جهنم رود! در زندگي روز مره، انسان‌ها براي سهولت انجام كاري و گشودن گرهي: به وسيله و واسطه نياز دارد حتي قرآن مجيد هم براي يافتن چنين وسيله‌اي: تشويق نموده است «3» بدينجهت بايد از وجود والدين حد اكثر استفاده ر ا نمود و دعاي خير آنها را: بدرقه راه زندگي خود قرار داد، و به وسيله آنها زندگي دنيا و آخرت خود را اصلاح نمود: نه اين كه در اثر آزار و اذيت به آنها: خود را بد بخت كرد!.
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 65
    1- موسي بن جعفر از پدران بزرگوارش عليهم السلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: رُغِمَ أنْفَ رَجُلٌ ذُكِرْتُ عنده فلم يصلّ عليّ، رغم أنف رجل أدرك أبويه عندالكبر فلم يُدْخلاهُ الجنّة، رغم أنف رجل دخل عليه شهر رمضان ثمّ انسلخ قبل أن يغفر له. به خاك ماليده شده است دماغ كسي كه در نزد او از من نام ببرند و به من درود نفرستد، و دماغش به خاك ماليده شده (وذليل گشته) آن كس كه پدر و مادرش را در حال پيري درك كرده و آنها او را (به خاطر صالح بودنش دعا كرده و) به بهشت داخل نكرده باشند و همچنين است كسي كه ماه رمضان به پايان برسد و خود را جزء بخشيده شدگان قرار ندهد. «1»
    2- أبي مالك از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: من أدرك والديه أو أحدهما ثم دخل النار من بعد ذلك فابعده الله و أسحقه هركس پدر و مادر يا يكي از آنها را درك نمايد (و رضايت آنها را جلب نكرده و دعاگوي خويش قرار ندهد و) سپس به آتش داخل شود، خدااو را (از رحمت خود) دور ساخته و كوبيده است. «2»
    3- ابي هريره از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم سه بار فرمود: رغم أنفه رغم أنفه رغم أنفه قالوا يا رسول الله من قال من أدرك والديه عنده الكبر أو أحدهما فدخل النار (ذليل) گشت و دماغش به خاك ماليده شد او!، پرسيدند اي رسول خدا! كهِ؟ فرمود: هركس كه هردوي والدين و يا يكيشان را درك نمايد و نزد او به پيري برسند و او به آتش داخل شود (در حالي كه دعاي آنها به خاطر نيكي كردن به آنها، او را از آتش نجات نداده باشد)!. «3»
    4- ابن عميرة: از دهقان: از كسي كه شنيده است أبا جعفر عليه السلام فرمود: رسول الله صلي الله عليه و آله فرمود: من أدرك شهر رمضان فلم يغفر له فأبعده الله، و من أدرك والديه فلم يغفر له فأبعده الله، و من ذكرت عنده فلم يصلّ عليّ فلم يغفر له فأبعده الله هركس ماه رمضان را درك نمايد و بخشيده نشود پس خدا او را (از رحمت خود)
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 66
    دور نموده است، و هركس والدين خود را درك نمايد و بخشيده نشود، خداوند او را (نيز از رحمت خود) دور ساخته است و چنين است كسي كه نام مرا در پيش او ذ كرنمايند و به من صلوات نفرستد. «1



    15- مكافات سريع عاق والدين!
    15- مكافات سريع عاق والدين! از روايات متعدد استفاده مي‌شود كه نتيجه بعضي از اعمال: سريعاً به انسان مي‌رسد و اثر خود را مي‌بخشد: از جمله آنها ظلم ظالم و رفتار با والدين است هم از جهت مثبت و منفي و هم از حيث دعا يا نفرين كه به سرعت دامن گير انسان مي‌شود.
    1- أبي بكرة از پدرش از جدش أبي بكة (ابي سعيد خدري) از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:
    كلّ الذّنوب يؤخّر الله منها ما شاء إلي يوم القيامة الّا عقوق الوالدين فانّه يعجّله لصاحبه في الحياة قبل الممات و من رايا «يرائي» رايا «يرائي» الله به و من سُمع سمع الله به خداوند جزاي همه گناهان را هر اندازه كه بخواهد، تا روز قيامت به تأخير مي اندازد مگر (مكافات) عاق والديني، در حال زندگي و پيش از مرگ مجازات مي نمايد! هركس ريا (و برخلاف واقع جلوه) كند خدا نيز او را رياكار (جلوه) دهد، و هر كس شهرت طلبي (و خود نمايي) كند خدا نيز او را (به رسوائي) مشهور نمايد. «2»
    2- أبي إسحاق همداني: از پدرش از امير مؤمنان عليه السلام فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: ثلاثة من الذّنوب تعجّل عقوبتها و لا تؤخّر إلي الآخرة: عقوق الوالدين، و البغي علي الناس، و كفر الإحسان سه چيز از گناهان عقوبتش زود فرا گيرد و به آخرت
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 67
    نمي‌ماند، عاق والديني و زور گوئي در حق مردم و بدي كردن در برابر خوبي. «1»
    3- امام صادق عليه السلام فرمود: برّ الوالدين من حسن معرفة العبد بالله إذ لا عبادة أسرع بلوغاً بصاحبها إلي رضي الله من حرمة الوالدين المسلمَيْنِ لوجه الله تعالي لأنّ حق الوالدين مشتق من حق الله تعالي إذا كانا علي منهاج الدين والسنة و لا يكونان يمنعان الولد من طاعة الله إلي معصيته، و من اليقين إلي الشك، و من الزهد إلي الدنيا، و لا يدعوانه إلي خلاف ذلك، فإذا كانا كذلك فمعصيتهما طاعة و طاعتهما معصية، قال الله عزوجل" وإن جاهداك علي أن تشرك بي ما ليس لك به علم فلا تطعهما" و أما في العشرة فدار بهما، و ارفق بهما، و احتمل أذاهما لِحَقّ ما احتملا عنك في حال صغرك، و لا تقبض عليهما فيما قد وسع الله عليك من المأكول و الملبوس و لا تحول بوجهك عنهما، و لا ترفع صوتك فوق أصواتهما، فانه من التعظيم لأمر الله و قل لهما بأحسن القول و ألطفه فانّ الله لا يضيع أجر المحسنين. نيكي در باره والدين نشانه خوب شناختن خداست چون هيچ عبادتي آدمي را با سرعت به رضاي خدانمي رساند مگر احترام والدين مسلمان به خاطر خداي تعالي، زيرا حق والدين برگرفته شده از حق خداي تعالي است (مشروط بر اينكه) در راه دين و سنت رسول خدا باشند و فرزندانشان را از فرمان برداري (خدا) به نا فرماني وادار نسازند و از يقين به شك نيندازند و بجاي بي اعتنائي به دنيا، به دنيا حريص نكنند، اگر برخلاف اين بخوانند، در اين صورت نافرماني به والدين اطاعت محسوب و فرمان برداري از آنها معصيت خدا به حساب خواهد آمد! زيرا خداي عزّ و جلّ فرموده است «اگر والدين كوشش نمايند براي من شريك قرار دهي چيزي را كه نمي‌داني، پس به آنها اطاعت نكن» ولي در معاشرت با آنها مدارا كن و رفيق باش و به اذيت‌هاي آنها تن در دِه آن گونه كه آنها در كوچكي تو، به آزارهايت تن در دادند، و آنچه را كه خداوند از خوردنيها و پوشيدني‌ها، به تو ارزاني داشته است، از آنها مضايقه نكن (و درتنگنا قرارشان نده) و رويت را از آنها بر نگردان و صدايت را بالاتر از صداي آنها نبر (و بلندتر ننما)، چون اين كارتو فروتني در برابر
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 68
    امر خداست و به آنها گفتارهاي نيكو نثار كن و بزرگوارانه برخورد نما كه خداوند پاداش نيكو كاران را تباه نخواهد نمود. «1



    16- داستان سه نفر گرفتاران غار
    16- داستان سه نفر گرفتاران غار بعضي از اوقات: انسان مي‌تواند يكي از اعمال خير خود را: وسيله قرار داده و به سوي خداي متعال توجه نمايد تا به مرام و خواسته خود برسد.
    ابي هريره گفت: رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: خرج ثلاثة فيمن كان قبلكم يرتادون لأهليهم فأصابتهم السماء فلجئوا إلي جبل فوقعت عليهم صخرة فقال بعضهم لبعض عفا الأثر و وقع الحجر و لا يعلم بمكانكم إلا الله ادعوا الله بأوثق أعمالكم فقال أحدهم ألّلهم إن كنت تعلم أنه كانت امرأة تعجبني فطلبتها فأبت علي فجعلت لها جعلا فلما قربت نفسها تركتها فإن كنت تعلم أنّي إنّما جعلت ذلك رجاء رحمتك وخشية عذابك فافرج عنا فزال ثلث الحجر وقال الآخر اللّهم إن كنت تعلم أنه كان لي والدان وكنت أحلب لهما في إنائهما فإذا أتيتهما وهما نائمان قمت حتي يستيقظا فإذا استيقظا شربا فإن كنت تعلم أني فعلت ذلك رجاء رحمتك وخشية عذابك فافرج عنا فزال ثلث الحجر و قال الثالث أللّهم إن كنت تعلم أنّي استأجرت أجيرا يوما فعمل لي نصف النهار فأعطيته أجرا فتسخطه ولم يأخذه فوفرته عليه حتي صار من كل المال ثم جاء يطلب أجره فقلت خذ هذا كله ولو شئت لم أعطه إلا أجره الأول فإن كنت تعلم أني فعلت ذلك رجاء رحمتك وخشية عذابك فافرج عنا فزال الحجر وخرجوا يتماشون سه نفر از پيشينيان شما براي فراهم آوردن خرج اهل و عيال خود بيرون رفتند و باران آسماني آنها را فرا گرفت و به (غاري) در كوه پناهنده شدند (و در اثر ريزش باران) سنگ بزرگي لغزيد و دَرِ غار را مسدود نمود، به همديگر گفتند: (در بيرون نشانه و) اثري از بودن ما در اين غار نماند و سنگ نيز پايين آمد (و راه خروج را گرفت) و جز خدا، كسي از محل ما اطلاعي ندارد (پس بيائيد) هركسي
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 69
    با محكم‌ترين (وپسنديده‌ترين) عملهاي خود خدا را بخواند (كه شايد خداوند مارا از اين مهلكه رهائي بخشد).
    يكي گفت: خدايا تو خودمي داني، زني مرا فريفته خود كرده بود و من او را به سوي خود خواندم، او نپذيرفت تا اينكه پول زيادي پيشنهاد كردم او قبول نمود، اما وقتي كه به او نزديك شدم، به خاطر اميد به رحمت و ترس از عذاب تو، اورا ترك نموده و رها ساختم (ونافرماني تو نكردم) اگر اين عمل من مورد قبول (و سبب رضايت) تو است، ما را از اين گرفتاري نجات ده! (ناگهان) يك سوم سنگ به پايين لغزيد!
    دومي گفت: خدايا مي داني من والديني داشتم كه (هر روز) براي آنها شير دوشيده و آماده مي ساختم و مي آمدم اگر خواب بودند (آنها را بيدار نمي‌كردم كه مبادا ناراحت شوند) آن قدر سرپا مي ايستادم تا آنها بيدار مي شدند، اگر مي داني اين كار من براي اميد به رحمت و ترس از عذاب تو بود، اين سنگ را كنار بزن كه يك سوم ديگر لغزيد، سومي نيز گفت: خدايا مي داني من كار گري را به كار گرفتم و تا نصف روز كار كرد و من مزد او را دادم، اما او نگرفت و قهر كرد و رفت، ولي من با مزد او كسب كردم و مال فراوان فراهم نمودم، او (پس از مدتها آمد و مزد خود را مطالبه نمود و من) همه آن مال را به او عرضه كردم و جريان را گفتم (و او خوشحال شد) اگر مي داني من اين عمل را به خاطر رحمت و ترس از عذابت كردم ما را نجات ده، در اين حال سنگ لغزيد و دَرِغار باز شد و آنهابه راه خود ادامه دادند!. «1





    امضاء


  4. Top | #43

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    163
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    داستان جُريح عابد


    اشاره
    داستان جُريح عابد 1- أبي جميلة: از أبي جعفر عليه السلام قال: كان في بني إسرائيل عابد يقال له جريح وكان يتعبّد في صومعة فجاءته أمّه وهو يصلّي فدعته فلم يجبها فانصرفت، ثم أتته و دعته فلم يلتفت إليها فانصرفت ثم أتته و دعته فلم يجبها ولم يكلّمها فانصرفت، و هي تقول: أسأل إله بني إسرائيل أن يخذلك. فلما كان من الغد جائت فاجرة و قعدت عند صومعته قد أخذها الطلق فادّعت أنّ الولد من جريح ففشا في بني إسرائيل أنّ من كان يلوم الناس علي الزنا قد زني و أمر الملك بصلبه، فأقبلت امه إليه فلطم وجهها فقال لها: اسكتي! إنما هذا لدعوتك.
    فقال الناس لمّا سمعوا ذلك منه: و كيف لنا بذلك؟ قال: هاتوا الصّبي فجاؤا به فأخذه فقال:
    من أبوك؟ فقال فلان الراعي لبني فلان، فأكذب الله الذين قالوا ما قالوا في جريح فحلف جريح ألّا يفارق أمّه يخدمها.





    امضاء


  5. Top | #44

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    163
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    در بني اسرائيل عابدي بود به نام «جُريح» در صومعه‌اي عبادت مي كرد، مادرش پيش او آمد كه درحال نماز بود و او را صدا زد و او جواب نداد، منصرف شد دوباره آمد و صدا زد به او ملتفت نشد و منصرف شد سپس باز آمد و صدا زد باز جواب نداد و با مادر حرف نزد و او نيز برگشت: در حالي كه مي گفت: از خداي بني اسرائيل مي خواهم كه ذليلت كند!؛
    فردا كه شد زن نابكاري آمد و در جلوي صومعه او نشست در حالي كه درد زايمان او را فراگرفته بود و ادعا كرد بچه‌اي كه به دنيا مي آيد از جريح (عابد) است اين قضيه به سرعت در ميان بني اسرائيل پيچيد (آهاي مردم) كسي كه مردم را به خاطر زنا ملامت مي كرد حالا خودش زنا كرده (و از او بچه به دنيا مي آيد)! پادشاه دستور داد او را به دار آويزند و صومعه‌اش را ويران ساخته و از بيخ بركنند، مادر به صورت خود سيلي زنان آمد و مي گريست، (جريح) گفت: ساكت باش (مادر) اين به خاطر نفرين تو است (كه دامن مرا گرفت)!! وقتي كه مردم اين حرف را از او شنيدند گفتند:
    صحت اين ادعا را از كجا بدانيم؟! (جريح) گفت: بچه را حاضر كنيد! بچه را آوردنداو را گرفت و گفت: بامن حرف بزن و پرسيد پدر تو كيست؟!

    گفت: چوپان فلان قبيله! پس خداوند آنهائي را كه اين نسبت نا روا را به او داده بودند تكذيب كرد (و او را نجات داد و ارزش مادر را به او تفهيم نمود) جريح سوگند ياد كرد ديگر از مادر جدا نشود و به او خدمت نمايد. پس مردم وشاه به سوي او آمده و معذرت خواهي نمودند و صومعه‌اش را از زر و سيم بنا كردند و زانيه را سنگسار نمودند. «1»
    2- يزيد بن حوشب الفهري از پدرش روايت مي كند كه شنيدم رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمود: لو كان جريج الراهب فقيهاً عالماً لعلم أنّ اجابته امّه أفضل من عبادته ربه اگرجريج راهب فقيه دانشمند بود البتّه مي دانست جواب دادن مادرش افضل از عبادت (مستحبي) پروردگارش بود. «2



    14- واي بر كسي كه با وجود والدين به جهنم رود!
    14- واي بر كسي كه با وجود والدين به جهنم رود! در زندگي روز مره، انسان‌ها براي سهولت انجام كاري و گشودن گرهي: به وسيله و واسطه نياز دارد حتي قرآن مجيد هم براي يافتن چنين وسيله‌اي: تشويق نموده است «3» بدينجهت بايد از وجود والدين حد اكثر استفاده ر ا نمود و دعاي خير آنها را: بدرقه راه زندگي خود قرار داد، و به وسيله آنها زندگي دنيا و آخرت خود را اصلاح نمود: نه اين كه در اثر آزار و اذيت به آنها: خود را بد بخت كرد!.
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 65
    1- موسي بن جعفر از پدران بزرگوارش عليهم السلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: رُغِمَ أنْفَ رَجُلٌ ذُكِرْتُ عنده فلم يصلّ عليّ، رغم أنف رجل أدرك أبويه عندالكبر فلم يُدْخلاهُ الجنّة، رغم أنف رجل دخل عليه شهر رمضان ثمّ انسلخ قبل أن يغفر له. به خاك ماليده شده است دماغ كسي كه در نزد او از من نام ببرند و به من درود نفرستد، و دماغش به خاك ماليده شده (وذليل گشته) آن كس كه پدر و مادرش را در حال پيري درك كرده و آنها او را (به خاطر صالح بودنش دعا كرده و) به بهشت داخل نكرده باشند و همچنين است كسي كه ماه رمضان به پايان برسد و خود را جزء بخشيده شدگان قرار ندهد. «1»
    2- أبي مالك از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: من أدرك والديه أو أحدهما ثم دخل النار من بعد ذلك فابعده الله و أسحقه هركس پدر و مادر يا يكي از آنها را درك نمايد (و رضايت آنها را جلب نكرده و دعاگوي خويش قرار ندهد و) سپس به آتش داخل شود، خدااو را (از رحمت خود) دور ساخته و كوبيده است. «2»
    3- ابي هريره از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم سه بار فرمود: رغم أنفه رغم أنفه رغم أنفه قالوا يا رسول الله من قال من أدرك والديه عنده الكبر أو أحدهما فدخل النار (ذليل) گشت و دماغش به خاك ماليده شد او!، پرسيدند اي رسول خدا! كهِ؟ فرمود: هركس كه هردوي والدين و يا يكيشان را درك نمايد و نزد او به پيري برسند و او به آتش داخل شود (در حالي كه دعاي آنها به خاطر نيكي كردن به آنها، او را از آتش نجات نداده باشد)!. «3»
    4- ابن عميرة: از دهقان: از كسي كه شنيده است أبا جعفر عليه السلام فرمود: رسول الله صلي الله عليه و آله فرمود: من أدرك شهر رمضان فلم يغفر له فأبعده الله، و من أدرك والديه فلم يغفر له فأبعده الله، و من ذكرت عنده فلم يصلّ عليّ فلم يغفر له فأبعده الله هركس ماه رمضان را درك نمايد و بخشيده نشود پس خدا او را (از رحمت خود)
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 66
    دور نموده است، و هركس والدين خود را درك نمايد و بخشيده نشود، خداوند او را (نيز از رحمت خود) دور ساخته است و چنين است كسي كه نام مرا در پيش او ذ كرنمايند و به من صلوات نفرستد. «1



    15- مكافات سريع عاق والدين!
    15- مكافات سريع عاق والدين! از روايات متعدد استفاده مي‌شود كه نتيجه بعضي از اعمال: سريعاً به انسان مي‌رسد و اثر خود را مي‌بخشد: از جمله آنها ظلم ظالم و رفتار با والدين است هم از جهت مثبت و منفي و هم از حيث دعا يا نفرين كه به سرعت دامن گير انسان مي‌شود.
    1- أبي بكرة از پدرش از جدش أبي بكة (ابي سعيد خدري) از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:
    كلّ الذّنوب يؤخّر الله منها ما شاء إلي يوم القيامة الّا عقوق الوالدين فانّه يعجّله لصاحبه في الحياة قبل الممات و من رايا «يرائي» رايا «يرائي» الله به و من سُمع سمع الله به خداوند جزاي همه گناهان را هر اندازه كه بخواهد، تا روز قيامت به تأخير مي اندازد مگر (مكافات) عاق والديني، در حال زندگي و پيش از مرگ مجازات مي نمايد! هركس ريا (و برخلاف واقع جلوه) كند خدا نيز او را رياكار (جلوه) دهد، و هر كس شهرت طلبي (و خود نمايي) كند خدا نيز او را (به رسوائي) مشهور نمايد. «2»
    2- أبي إسحاق همداني: از پدرش از امير مؤمنان عليه السلام فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: ثلاثة من الذّنوب تعجّل عقوبتها و لا تؤخّر إلي الآخرة: عقوق الوالدين، و البغي علي الناس، و كفر الإحسان سه چيز از گناهان عقوبتش زود فرا گيرد و به آخرت
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 67
    نمي‌ماند، عاق والديني و زور گوئي در حق مردم و بدي كردن در برابر خوبي. «1»
    3- امام صادق عليه السلام فرمود: برّ الوالدين من حسن معرفة العبد بالله إذ لا عبادة أسرع بلوغاً بصاحبها إلي رضي الله من حرمة الوالدين المسلمَيْنِ لوجه الله تعالي لأنّ حق الوالدين مشتق من حق الله تعالي إذا كانا علي منهاج الدين والسنة و لا يكونان يمنعان الولد من طاعة الله إلي معصيته، و من اليقين إلي الشك، و من الزهد إلي الدنيا، و لا يدعوانه إلي خلاف ذلك، فإذا كانا كذلك فمعصيتهما طاعة و طاعتهما معصية، قال الله عزوجل" وإن جاهداك علي أن تشرك بي ما ليس لك به علم فلا تطعهما" و أما في العشرة فدار بهما، و ارفق بهما، و احتمل أذاهما لِحَقّ ما احتملا عنك في حال صغرك، و لا تقبض عليهما فيما قد وسع الله عليك من المأكول و الملبوس و لا تحول بوجهك عنهما، و لا ترفع صوتك فوق أصواتهما، فانه من التعظيم لأمر الله و قل لهما بأحسن القول و ألطفه فانّ الله لا يضيع أجر المحسنين. نيكي در باره والدين نشانه خوب شناختن خداست چون هيچ عبادتي آدمي را با سرعت به رضاي خدانمي رساند مگر احترام والدين مسلمان به خاطر خداي تعالي، زيرا حق والدين برگرفته شده از حق خداي تعالي است (مشروط بر اينكه) در راه دين و سنت رسول خدا باشند و فرزندانشان را از فرمان برداري (خدا) به نا فرماني وادار نسازند و از يقين به شك نيندازند و بجاي بي اعتنائي به دنيا، به دنيا حريص نكنند، اگر برخلاف اين بخوانند، در اين صورت نافرماني به والدين اطاعت محسوب و فرمان برداري از آنها معصيت خدا به حساب خواهد آمد! زيرا خداي عزّ و جلّ فرموده است «اگر والدين كوشش نمايند براي من شريك قرار دهي چيزي را كه نمي‌داني، پس به آنها اطاعت نكن» ولي در معاشرت با آنها مدارا كن و رفيق باش و به اذيت‌هاي آنها تن در دِه آن گونه كه آنها در كوچكي تو، به آزارهايت تن در دادند، و آنچه را كه خداوند از خوردنيها و پوشيدني‌ها، به تو ارزاني داشته است، از آنها مضايقه نكن (و درتنگنا قرارشان نده) و رويت را از آنها بر نگردان و صدايت را بالاتر از صداي آنها نبر (و بلندتر ننما)، چون اين كارتو فروتني در برابر
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 68
    امر خداست و به آنها گفتارهاي نيكو نثار كن و بزرگوارانه برخورد نما كه خداوند پاداش نيكو كاران را تباه نخواهد نمود. «1



    16- داستان سه نفر گرفتاران غار
    16- داستان سه نفر گرفتاران غار بعضي از اوقات: انسان مي‌تواند يكي از اعمال خير خود را: وسيله قرار داده و به سوي خداي متعال توجه نمايد تا به مرام و خواسته خود برسد.
    ابي هريره گفت: رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: خرج ثلاثة فيمن كان قبلكم يرتادون لأهليهم فأصابتهم السماء فلجئوا إلي جبل فوقعت عليهم صخرة فقال بعضهم لبعض عفا الأثر و وقع الحجر و لا يعلم بمكانكم إلا الله ادعوا الله بأوثق أعمالكم فقال أحدهم ألّلهم إن كنت تعلم أنه كانت امرأة تعجبني فطلبتها فأبت علي فجعلت لها جعلا فلما قربت نفسها تركتها فإن كنت تعلم أنّي إنّما جعلت ذلك رجاء رحمتك وخشية عذابك فافرج عنا فزال ثلث الحجر وقال الآخر اللّهم إن كنت تعلم أنه كان لي والدان وكنت أحلب لهما في إنائهما فإذا أتيتهما وهما نائمان قمت حتي يستيقظا فإذا استيقظا شربا فإن كنت تعلم أني فعلت ذلك رجاء رحمتك وخشية عذابك فافرج عنا فزال ثلث الحجر و قال الثالث أللّهم إن كنت تعلم أنّي استأجرت أجيرا يوما فعمل لي نصف النهار فأعطيته أجرا فتسخطه ولم يأخذه فوفرته عليه حتي صار من كل المال ثم جاء يطلب أجره فقلت خذ هذا كله ولو شئت لم أعطه إلا أجره الأول فإن كنت تعلم أني فعلت ذلك رجاء رحمتك وخشية عذابك فافرج عنا فزال الحجر وخرجوا يتماشون سه نفر از پيشينيان شما براي فراهم آوردن خرج اهل و عيال خود بيرون رفتند و باران آسماني آنها را فرا گرفت و به (غاري) در كوه پناهنده شدند (و در اثر ريزش باران) سنگ بزرگي لغزيد و دَرِ غار را مسدود نمود، به همديگر گفتند: (در بيرون نشانه و) اثري از بودن ما در اين غار نماند و سنگ نيز پايين آمد (و راه خروج را گرفت) و جز خدا، كسي از محل ما اطلاعي ندارد (پس بيائيد) هركسي
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 69
    با محكم‌ترين (وپسنديده‌ترين) عملهاي خود خدا را بخواند (كه شايد خداوند مارا از اين مهلكه رهائي بخشد).
    يكي گفت: خدايا تو خودمي داني، زني مرا فريفته خود كرده بود و من او را به سوي خود خواندم، او نپذيرفت تا اينكه پول زيادي پيشنهاد كردم او قبول نمود، اما وقتي كه به او نزديك شدم، به خاطر اميد به رحمت و ترس از عذاب تو، اورا ترك نموده و رها ساختم (ونافرماني تو نكردم) اگر اين عمل من مورد قبول (و سبب رضايت) تو است، ما را از اين گرفتاري نجات ده! (ناگهان) يك سوم سنگ به پايين لغزيد!
    دومي گفت: خدايا مي داني من والديني داشتم كه (هر روز) براي آنها شير دوشيده و آماده مي ساختم و مي آمدم اگر خواب بودند (آنها را بيدار نمي‌كردم كه مبادا ناراحت شوند) آن قدر سرپا مي ايستادم تا آنها بيدار مي شدند، اگر مي داني اين كار من براي اميد به رحمت و ترس از عذاب تو بود، اين سنگ را كنار بزن كه يك سوم ديگر لغزيد، سومي نيز گفت: خدايا مي داني من كار گري را به كار گرفتم و تا نصف روز كار كرد و من مزد او را دادم، اما او نگرفت و قهر كرد و رفت، ولي من با مزد او كسب كردم و مال فراوان فراهم نمودم، او (پس از مدتها آمد و مزد خود را مطالبه نمود و من) همه آن مال را به او عرضه كردم و جريان را گفتم (و او خوشحال شد) اگر مي داني من اين عمل را به خاطر رحمت و ترس از عذابت كردم ما را نجات ده، در اين حال سنگ لغزيد و دَرِغار باز شد و آنهابه راه خود ادامه دادند!. «1





    امضاء


  6. Top | #45

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    163
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    14- واي بر كسي كه با وجود والدين به جهنم رود!


    14- واي بر كسي كه با وجود والدين به جهنم رود! در زندگي روز مره، انسان‌ها براي سهولت انجام كاري و گشودن گرهي: به وسيله و واسطه نياز دارد حتي قرآن مجيد هم براي يافتن چنين وسيله‌اي: تشويق نموده است «3» بدينجهت بايد از وجود والدين حد اكثر استفاده ر ا نمود و دعاي خير آنها را: بدرقه راه زندگي خود قرار داد، و به وسيله آنها زندگي دنيا و آخرت خود را اصلاح نمود: نه اين كه در اثر آزار و اذيت به آنها: خود را بد بخت كرد!.
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 65
    1- موسي بن جعفر از پدران بزرگوارش عليهم السلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: رُغِمَ أنْفَ رَجُلٌ ذُكِرْتُ عنده فلم يصلّ عليّ، رغم أنف رجل أدرك أبويه عندالكبر فلم يُدْخلاهُ الجنّة، رغم أنف رجل دخل عليه شهر رمضان ثمّ انسلخ قبل أن يغفر له. به خاك ماليده شده است دماغ كسي كه در نزد او از من نام ببرند و به من درود نفرستد، و دماغش به خاك ماليده شده (وذليل گشته) آن كس كه پدر و مادرش را در حال پيري درك كرده و آنها او را (به خاطر صالح بودنش دعا كرده و) به بهشت داخل نكرده باشند و همچنين است كسي كه ماه رمضان به پايان برسد و خود را جزء بخشيده شدگان قرار ندهد. «1»
    2- أبي مالك از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: من أدرك والديه أو أحدهما ثم دخل النار من بعد ذلك فابعده الله و أسحقه هركس پدر و مادر يا يكي از آنها را درك نمايد (و رضايت آنها را جلب نكرده و دعاگوي خويش قرار ندهد و) سپس به آتش داخل شود، خدااو را (از رحمت خود) دور ساخته و كوبيده است. «2»
    3- ابي هريره از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم سه بار فرمود: رغم أنفه رغم أنفه رغم أنفه قالوا يا رسول الله من قال من أدرك والديه عنده الكبر أو أحدهما فدخل النار (ذليل) گشت و دماغش به خاك ماليده شد او!، پرسيدند اي رسول خدا! كهِ؟ فرمود: هركس كه هردوي والدين و يا يكيشان را درك نمايد و نزد او به پيري برسند و او به آتش داخل شود (در حالي كه دعاي آنها به خاطر نيكي كردن به آنها، او را از آتش نجات نداده باشد)!. «3»
    4- ابن عميرة: از دهقان: از كسي كه شنيده است أبا جعفر عليه السلام فرمود: رسول الله صلي الله عليه و آله فرمود: من أدرك شهر رمضان فلم يغفر له فأبعده الله، و من أدرك والديه فلم يغفر له فأبعده الله، و من ذكرت عنده فلم يصلّ عليّ فلم يغفر له فأبعده الله هركس ماه رمضان را درك نمايد و بخشيده نشود پس خدا او را (از رحمت خود)
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 66
    دور نموده است، و هركس والدين خود را درك نمايد و بخشيده نشود، خداوند او را (نيز از رحمت خود) دور ساخته است و چنين است كسي كه نام مرا در پيش او ذ كرنمايند و به من صلوات نفرستد. «1





    امضاء


  7. Top | #46

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    163
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    15- مكافات سريع عاق والدين!


    15- مكافات سريع عاق والدين! از روايات متعدد استفاده مي‌شود كه نتيجه بعضي از اعمال: سريعاً به انسان مي‌رسد و اثر خود را مي‌بخشد: از جمله آنها ظلم ظالم و رفتار با والدين است هم از جهت مثبت و منفي و هم از حيث دعا يا نفرين كه به سرعت دامن گير انسان مي‌شود.
    1- أبي بكرة از پدرش از جدش أبي بكة (ابي سعيد خدري) از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:
    كلّ الذّنوب يؤخّر الله منها ما شاء إلي يوم القيامة الّا عقوق الوالدين فانّه يعجّله لصاحبه في الحياة قبل الممات و من رايا «يرائي» رايا «يرائي» الله به و من سُمع سمع الله به خداوند جزاي همه گناهان را هر اندازه كه بخواهد، تا روز قيامت به تأخير مي اندازد مگر (مكافات) عاق والديني، در حال زندگي و پيش از مرگ مجازات مي نمايد! هركس ريا (و برخلاف واقع جلوه) كند خدا نيز او را رياكار (جلوه) دهد، و هر كس شهرت طلبي (و خود نمايي) كند خدا نيز او را (به رسوائي) مشهور نمايد. «2»
    2- أبي إسحاق همداني: از پدرش از امير مؤمنان عليه السلام فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: ثلاثة من الذّنوب تعجّل عقوبتها و لا تؤخّر إلي الآخرة: عقوق الوالدين، و البغي علي الناس، و كفر الإحسان سه چيز از گناهان عقوبتش زود فرا گيرد و به آخرت
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 67
    نمي‌ماند، عاق والديني و زور گوئي در حق مردم و بدي كردن در برابر خوبي. «1»
    3- امام صادق عليه السلام فرمود: برّ الوالدين من حسن معرفة العبد بالله إذ لا عبادة أسرع بلوغاً بصاحبها إلي رضي الله من حرمة الوالدين المسلمَيْنِ لوجه الله تعالي لأنّ حق الوالدين مشتق من حق الله تعالي إذا كانا علي منهاج الدين والسنة و لا يكونان يمنعان الولد من طاعة الله إلي معصيته، و من اليقين إلي الشك، و من الزهد إلي الدنيا، و لا يدعوانه إلي خلاف ذلك، فإذا كانا كذلك فمعصيتهما طاعة و طاعتهما معصية، قال الله عزوجل" وإن جاهداك علي أن تشرك بي ما ليس لك به علم فلا تطعهما" و أما في العشرة فدار بهما، و ارفق بهما، و احتمل أذاهما لِحَقّ ما احتملا عنك في حال صغرك، و لا تقبض عليهما فيما قد وسع الله عليك من المأكول و الملبوس و لا تحول بوجهك عنهما، و لا ترفع صوتك فوق أصواتهما، فانه من التعظيم لأمر الله و قل لهما بأحسن القول و ألطفه فانّ الله لا يضيع أجر المحسنين. نيكي در باره والدين نشانه خوب شناختن خداست چون هيچ عبادتي آدمي را با سرعت به رضاي خدانمي رساند مگر احترام والدين مسلمان به خاطر خداي تعالي، زيرا حق والدين برگرفته شده از حق خداي تعالي است (مشروط بر اينكه) در راه دين و سنت رسول خدا باشند و فرزندانشان را از فرمان برداري (خدا) به نا فرماني وادار نسازند و از يقين به شك نيندازند و بجاي بي اعتنائي به دنيا، به دنيا حريص نكنند، اگر برخلاف اين بخوانند، در اين صورت نافرماني به والدين اطاعت محسوب و فرمان برداري از آنها معصيت خدا به حساب خواهد آمد! زيرا خداي عزّ و جلّ فرموده است «اگر والدين كوشش نمايند براي من شريك قرار دهي چيزي را كه نمي‌داني، پس به آنها اطاعت نكن» ولي در معاشرت با آنها مدارا كن و رفيق باش و به اذيت‌هاي آنها تن در دِه آن گونه كه آنها در كوچكي تو، به آزارهايت تن در دادند، و آنچه را كه خداوند از خوردنيها و پوشيدني‌ها، به تو ارزاني داشته است، از آنها مضايقه نكن (و درتنگنا قرارشان نده) و رويت را از آنها بر نگردان و صدايت را بالاتر از صداي آنها نبر (و بلندتر ننما)، چون اين كارتو فروتني در برابر
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 68
    امر خداست و به آنها گفتارهاي نيكو نثار كن و بزرگوارانه برخورد نما كه خداوند پاداش نيكو كاران را تباه نخواهد نمود. «1





    امضاء


  8. Top | #47

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    163
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    16- داستان سه نفر گرفتاران غار


    16- داستان سه نفر گرفتاران غار بعضي از اوقات: انسان مي‌تواند يكي از اعمال خير خود را: وسيله قرار داده و به سوي خداي متعال توجه نمايد تا به مرام و خواسته خود برسد.
    ابي هريره گفت: رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: خرج ثلاثة فيمن كان قبلكم يرتادون لأهليهم فأصابتهم السماء فلجئوا إلي جبل فوقعت عليهم صخرة فقال بعضهم لبعض عفا الأثر و وقع الحجر و لا يعلم بمكانكم إلا الله ادعوا الله بأوثق أعمالكم فقال أحدهم ألّلهم إن كنت تعلم أنه كانت امرأة تعجبني فطلبتها فأبت علي فجعلت لها جعلا فلما قربت نفسها تركتها فإن كنت تعلم أنّي إنّما جعلت ذلك رجاء رحمتك وخشية عذابك فافرج عنا فزال ثلث الحجر وقال الآخر اللّهم إن كنت تعلم أنه كان لي والدان وكنت أحلب لهما في إنائهما فإذا أتيتهما وهما نائمان قمت حتي يستيقظا فإذا استيقظا شربا فإن كنت تعلم أني فعلت ذلك رجاء رحمتك وخشية عذابك فافرج عنا فزال ثلث الحجر و قال الثالث أللّهم إن كنت تعلم أنّي استأجرت أجيرا يوما فعمل لي نصف النهار فأعطيته أجرا فتسخطه ولم يأخذه فوفرته عليه حتي صار من كل المال ثم جاء يطلب أجره فقلت خذ هذا كله ولو شئت لم أعطه إلا أجره الأول فإن كنت تعلم أني فعلت ذلك رجاء رحمتك وخشية عذابك فافرج عنا فزال الحجر وخرجوا يتماشون سه نفر از پيشينيان شما براي فراهم آوردن خرج اهل و عيال خود بيرون رفتند و باران آسماني آنها را فرا گرفت و به (غاري) در كوه پناهنده شدند (و در اثر ريزش باران) سنگ بزرگي لغزيد و دَرِ غار را مسدود نمود، به همديگر گفتند: (در بيرون نشانه و) اثري از بودن ما در اين غار نماند و سنگ نيز پايين آمد (و راه خروج را گرفت) و جز خدا، كسي از محل ما اطلاعي ندارد (پس بيائيد) هركسي
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 69
    با محكم‌ترين (وپسنديده‌ترين) عملهاي خود خدا را بخواند (كه شايد خداوند مارا از اين مهلكه رهائي بخشد).
    يكي گفت: خدايا تو خودمي داني، زني مرا فريفته خود كرده بود و من او را به سوي خود خواندم، او نپذيرفت تا اينكه پول زيادي پيشنهاد كردم او قبول نمود، اما وقتي كه به او نزديك شدم، به خاطر اميد به رحمت و ترس از عذاب تو، اورا ترك نموده و رها ساختم (ونافرماني تو نكردم) اگر اين عمل من مورد قبول (و سبب رضايت) تو است، ما را از اين گرفتاري نجات ده! (ناگهان) يك سوم سنگ به پايين لغزيد!
    دومي گفت: خدايا مي داني من والديني داشتم كه (هر روز) براي آنها شير دوشيده و آماده مي ساختم و مي آمدم اگر خواب بودند (آنها را بيدار نمي‌كردم كه مبادا ناراحت شوند) آن قدر سرپا مي ايستادم تا آنها بيدار مي شدند، اگر مي داني اين كار من براي اميد به رحمت و ترس از عذاب تو بود، اين سنگ را كنار بزن كه يك سوم ديگر لغزيد، سومي نيز گفت: خدايا مي داني من كار گري را به كار گرفتم و تا نصف روز كار كرد و من مزد او را دادم، اما او نگرفت و قهر كرد و رفت، ولي من با مزد او كسب كردم و مال فراوان فراهم نمودم، او (پس از مدتها آمد و مزد خود را مطالبه نمود و من) همه آن مال را به او عرضه كردم و جريان را گفتم (و او خوشحال شد) اگر مي داني من اين عمل را به خاطر رحمت و ترس از عذابت كردم ما را نجات ده، در اين حال سنگ لغزيد و دَرِغار باز شد و آنهابه راه خود ادامه دادند!. «1





    امضاء


  9. Top | #48

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    163
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    17- داستان چهار فرزند


    17- داستان چهار فرزند انسان بايد در مواقع حسّاس هشيار بوده و موقعيت را بسنجد و آن را غنيمت شمارد مخصوصاً در خدمت به والدين و گرفتن دعاي خير آنها در روزهاي واپسين و پايان عمر آن دو، به قصه ذيل توجه نماييد!.
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 70
    عبد الرزاق در كتاب «المصنف» وبيهقي از طاوس (يماني) نقل مي كنند كه او گفت:
    كان رجل له أربعة بنين فمرض فقال أحدهم امّا أن تُمرضوه وليس لكم من ميراثه شيئ و امّا أن أُمرضه وليس لي من ميراثه شيئ قالوا بل مَرّضْهُ وليس لك من ميراثه شيئ فمرّضه حتي مات ولم يأخذ من ماله شيئاً فأُتِيَ في النوم فقيل له أئت مكان كذا وكذا فخذ منه مائة دينار فقال في نومه أفيها بركة قالوا لا فأصبح فذكر ذلك لامرأته فقالت له خذها فانّ من بركتها ان تكتسي منها وتعيش بها فأبي فلما أمسي أتي في النوم فقيل له ائت مكان كذا وكذا فخذ منه عشرة دنانير فقال فيها بركة قالو لا فاصبح فذكر ذلك لإمرأته فقالت له مثل ذلك فأبي ان يأخذها فأتي في النوم في الليلة الثالثة ان ائت مكان كذا وكذا فخذ منه دينارا فقال أفيه بركة قالوا نعم فذهب فأخذ الدينار ثم خرج به إلي السوق فإذا هو برجل يحمل حوتين فقال بكم هذان فقال بدينار فأخذهما منه بالدينار ثم انطلق بهما فلما دخل بيته شقّ الحوتين فوجد في بطن كل واحد منهما درّة لم ير الناس مثلها فبعث الملك بدُرّةٍ ليشتريها فلم توجد الا عنده فباعها بِوَقْرِ ثلاثين بغلا ذهباً فلما رآها الملك قال ما تصلح هذه الّا بأخت فاطلبوا مثلها وان أضعفتم قال فجاؤا فقالوا عندك أختها نعطيك ضعف ما أعطيناك قال أو تفعلون قالوا نعم فاعطاهم أختها بضعف ما أخذوا الأولي. مردي چهار فرزند داشت و مريض شد، يكي از فرزندان گفت: يا شما از او پرستاري كنيد و از ميراثش برايتان چيزي نيست يا من از او نگهداري نمايم و از ميراثش چيزي نمي‌خواهم! (زيرا من مي‌خواهم افتخار خدمت به پدر، در آخر عمرش، نصيب من شود و به اجر اخروي نيز برسم!!) گفتند: تو پرستاري كن و از ميراثش برايت چيزي نخواهد بود!؛
    پس (پدر را) پرستاري نمود تا اينكه وفات كرد واز مال او چيزي نگرفت، در خواب ديد كسي آمد و به او گفت: برو به فلان جا در آنجا صد دينار هست و آنها را بردار، پرسيد در آن بركت هست: گفتند: نه، صبح بيدار شد و جريان را به زنش تعريف كرد، زن گفت: آن رابگير و از بركت آن پول لباس بخر و خرج زندگي ات كن، قبول نكرد، دوباره شب دوم به او گفتند: برو ده دينار بردار! گفت بركت دارد؟! گفتند: نه، باز صبح بيدار شده ماجرا را به عيالش گفت، باز زن همان جواب روز گذشته را گفت و مرد سرپيچي نمود و نرفت، شب سوم نيز به همين منوال خواب ديد و به او گفتند
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 71
    برو يك دينار بردار! گفت: آيا آن يك دينار بركت دارد؟! گفتند: بلي، رفت يك دينار را برداشت و به بازار رفت، ديد مردي دوتا ماهي مي برد، پرسيد قيمت اينها چند است؟ گفت: يك دينار! آن ماهي‌ها را خريد و به خانه آورد و شكمهايشان را شكافت ناگهان از شكم هر يك آنها درّي بيرون آمد كه كسي مانند آنها را نديده است پادشاه دستور داد برايش يك درّ (گرانبها پيدا كرده و) بخرند تا اينكه فرستاد (از آن مرد) يكي از درّها را به قيمت بار سي استر طلا خريد، وقتي كه شاه آن را ديد گفت:
    اين يك درّ ارزش واقعي خود را پيدا نمي‌كند مگر اينكه لنگه دوم آن را نيز پيدا كنيد و حتي به دوبرابر آن بخريد، مأموران آمدند و پرسيدند آيا لنگه آن درّ را داري كه ما به دو برابر قيمت آن يكي خريداري مي كنيم! گفت: واقعاً؟! گفتند: آري، پس آن را نيز به قيمت دوبرابر خريدند. «1» (اين است نتيجه با بركت پرستاري از پدر پير)


    18- چند دستور مهم و سفارش مفيد


    18- چند دستور مهم و سفارش مفيد 1- ابي هريره دو مرد را ديد از يكي پرسيد اين چه كس تو است؟! گفت: أبي فقال لا تُسمّه و في لفظ لا تدعه بإسمه و لا تمش أمامه و لا تجلس قبله حتي يجلس و لا تستسب له پدرم است، گفت: او را با نام صدا نكن و جلوتر از او راه مرو و پيش از او ننشين تا او بنشيند و كاري نكن كه او را سب نمايند (و مردم به او فحش دهند). «2»
    2- أم أيمن گويد: پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم به بعضي از اهل بيتش وصيت نمود و فرمود: لا تشرك بالله و ان عُذّبت و ان حُرّقت و أطع ربّك و والديك و ان أمراك ان تخرج من كل شئ فاخرج و لا تترك الصلاة متعمدا فان من ترك الصلاة متعمدا فقد برئت منه ذمة الله اياك و الخمر فانّها مفتاح كل شر و ايّاك والمعصية فانّها تُسخط الله لا تُنازعن الأمر أهله وان رأيت انّه لك لا تَفِرّ من الزحف و ان أصاب الناس موت وأنت فيهم فاثبت انفق علي أهلك من
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 72
    طولك و لا ترفع عصاك عنهم و أخفهم في الله عزوجل.
    1- به خدا شرك قرار نده اگرچه شكنجه شده و در آتش سوزانده شوي،
    2- از خدا و والدينت فرمان بر (حتّي) اگر امر نمودند از هرچه داري بيرون روي، پس بيرون رو،
    3- نماز را عمداً ترك نكن، من از تارك الصلوة ذمه خدا را بري‌ء نمودم،
    4- مبادا شراب بخوري زيرا شراب كليد همه بديها است،
    5- مبادا نافرماني خدا كني چون غضب خدا در آن است،
    6- (در هيچ كاري) با صاحب امر ستيز نكن اگرچه خود را شايسته آن داني،
    7- از (ميدان) جنگ فرار مكن؛
    8- اگر مردم را (به وسيله طاعون يا امراض مسري ديگر) مرگ فرا گرفت و تو در ميان آنهاباشي، ثابت بمان (وبيرون نرو) «1»
    9- به اهل و عيالات خود از امكانات خود انفاق نما و ياري رسان و عصاي خود را از روي آنها بر ندار (هميشه از تو حساب ببرند) و آنها را از خداي عزّوجلّ بترسان (كه در برابر او گردن فرازي نكنند، يا كمك‌هاي خود را از آنها مضايقه نكن). «2»



    19- معناي عاق والديني‌


    19- معناي عاق والديني در معناي عاق والدين بودن و حدود آن، نظريه‌هاي گوناگون داده شده و گفتارهاي مختلف بيان گرديده است كه از نقل آنها صرف نظر كرده و براي به دست آوردن معناي صحيح آن، به روايات ذيل، ارجاع مي دهيم.
    1- عبد الرزاق و بيهقي از كعب (الأحبار) از معناي عاق والديني سؤال نمودند گفت: إذا أقسم عليه لم يبره وإذا سأله لم يعطه وإذا ائتمنه خان فذلك العقوق اگر به او
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 73
    قسم خورد (و براي چيزي تعهد نمود) آن را انجام ندهد، و اگر چيزي از او خواست، به او ندهد، و اگر چيزي را به او به امانت سپارد، خيانت نمايد، اين است معناي عقوق. «1»
    2- رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: من أحزن والديه فقد عقّهما هركس (با رفتار و كردار و گفتار خود) پدر و مادرش را غمگين نمايد محققاًبه آنها عاق شده است. «2»
    3- پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم به علي عليه السلام فرمود: يا علي من أحزن والديه فقد عقهما. اي علي هركس والدين خود را غمگين نمايد بتحقيق بر آنها عاق شده است. «3»
    4- يحيي بن ابراهيم بن ابي البلاد از پدرش از جدش از ابي عبداللّه عليه السلام فرمود:
    لويعلم اللّه شيئاً أدني من أفّ لنهي عنه و هو من أدني العقوق و من العقوق أن ينظر الرجل الي والديه فيحدّالنظر اليهما اگر خداوند چيزي پست‌تر از أفّ مي دانست البته از آن (نيز) نهي مي نمود و آن كمترين عاق شدن است، و از عاق والديني است كه مرد به والدينش تيز (و غضب آلود) نگاه كند. «4»
    5- امام رضاء عليه السلام در جواب مسائل محمد بن سنان نوشت: و حرّم اللّه عقوق الوالدين لما فيه من الخروج من التوقير للّه عز و جل، و التّوقير للوالدين، (و تجنّب كفر (كفران) النعمة)، و ابطال الشكر و ما يدعوا ذلك الي قلّة النّسل و انقطاعه لما في العقوق من قلّة توقير الوالدين، والعرفان بحقّهما، و قطع الأرحام، والزهد من الوالدين في الولد، و ترك التربية لعلّة ترك الولد برّهما و خداوند عاق والديني را حرام نموده چون در آن بيرون شدن از بزرگداشت خداي عز وجل و بزرگ شمردن والدين: و اجتناب كردن از كفران نعمت و باطل شدن شكر است و پيامد آن كمي نسل و نابود شدن آن است و چون در عاق والدين بودن احترام نكردن و عدم شناخت حقوق آنها است و (همچنين) قطع ارحام و دوري جستن والدين از داشتن اولاد است و ترك تربيت
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 74
    آنان!، و علت (همه اين پيامدهاي ناگوار) ترك نمودن فرزند، نيكي (و احترام) به والدين است. «1»
    6- جابراز أبي جعفر عليه السلام: در تفسير فرمايش خداوند" إما يبلغن عندك الكبر أحدهما أو كلاهما فلا تقل لهما أفّ و لا تنهرهما" قال: هو أدني الأذي حرّم الله فما فوقه. «اگر هردو يا يكي از والدين، نزد تو پير شدند، به آنها أفّ نگو و از خود نران» فرمود: «أفّ» پائين ترين اذيت است كه از آن و بالاتر از آن را حرام كرده (و نهي نموده) است. «2»
    7- حريز گويد: شنيدم أبا عبد الله عليه السلام مي فرمود: أدني العقوق أفّ ولو علم الله أنّ شيئا أهون منه لنهي عنه كمترين عاق شدن أفّ گفتن است اگر خداوند مي دانست چيزي كمترين خوار كننده از آن هست، آن را نيز نهي مي كرد. «3»
    8- عمرو بن ميمون گفت: أي رب ومن يعق والديه قال يستسب لهما حتي يسبا اي خدا كهِ عاق والدين مي شود؟! فرمود: كسي باكارهاي خود سبب سب كردن مردم به والدينش شود. «






    امضاء


صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی