صفحه 11 از 11 نخستنخست ... 7891011
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 102 , از مجموع 102

موضوع: والدين دو فرشته جهان آفرينش

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #101

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    341
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا صاحب الزمان (عج)
    تشکر
    84
    مورد تشکر
    251 در 69
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    38- انتخاب شغل براي اولاد


    38- انتخاب شغل براي اولاد در زندگي انسان، شغل و كيفيت آن، حرف اول را مي‌زند يعني در انتخاب شغل و نحوه در آمد وبهره برداري از آن، از اهم مسائل زندگي است؛
    كساني هستند يك شغل آبرومند و پردرآمد و راحت انتخاب مي‌كنند و ديگري شغل پر زحمت و كم در آمد و بخور ونمير و غيره را مي‌پسندد و روزي خود را از آن راه تأمين مي‌نمايد.
    امام صادق عليه السلام به پسر يكي از دوستان خراساني خود كه به فقر و فلاكت و نداري افتاده بود سرمايه‌اي داد و فرمود: برو با اين مبلغ به شغل بزّازي مشغول باش، آن مرد رفت و آهنگري را شروع كرد و كارش بالا گرفت و سال بعد به خدمت حضرت شرفياب شد و از كار خود اظهار رضايت نمود، حضرت فرمود: من براي به دست آوردن روزي ات، راه آساني را به تو پيشنهاد كردم ولي تو روزي خود را از جلوي آتش خواستي!.
    1- اسحاق بن عمار گويد: به محضر ابي عبداللّه عليه السلام داخل شدم، فخبّرته انّه ولد لي غلام، فقال: ألا سمّيته محمداً؟! قال قلت قد فعلت قال لا تضرب محمداً و لا تشتمه جعله اللّه قرّة عين لك في حياتك و خلف صدق من بعدك، قلت: جعلت فداك في أيّ الأعمال أضعه؟ قال: اذا عدلته عن خمسة أشياءٍ فضعه حيث شئت، لا تسلمه صيرفياً فانّ الصيرفي لا يسلم من الربا، و لا تسلمه بيّاع الأكفان فانّ صاحب الأكفان يسرّه الوباء اذا كان، و لا تسلمه بيّاع طعام فانّه لا يسلم من الإحتكار، و لاتسلمه جزّاراً فإنّ الجزّار تسلب منه الرحمة، و لاتسلّمه نخّاساً فانّ رسول اللّه صلي الله عليه و آله و سلم قال شرّ النّاس من باع النّاس. پس به او خبر دادم كه پسري براي من متولد شد فرمود: چرا او را محمّد نناميدي؟ گفتم: اين كار را كرده‌ام، فرمود: محمد را نزن و بد نگو خداوند او را در زندگي ات نور چشمت قرار دهد و بعد از وفات جانشين راستينت كند، گفتم: فدايت شوم اورا به چه كاري وادارم؟ فرمود: هرگاه اورا از پنج شغل كنار زدي به هر كاري خواستي وادار؛
    الف- صرّافي چون صرّاف از ربا مصون نيست،
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 272
    ب- كفن فروشي، چون كفن فروش وبا را دوست دارد (كه مرده زياد شود تاكارش رونق گيرد!).
    ج- غذافروشي (ومواد غذائي) چون غذا فروش از احتكار سالم نمي‌ماند (و مايحتاج مردم را انبار مي‌كند تا در مضيقه افتاده گران بخرند!).
    د- قصّابي، چون از دل قصاب دلسوزي سلب مي شود (و به ريختن خون عادت مي‌كند و رحم نمي‌نمايد).
    ه- برده فروشي چون رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: بدترين مردم كسي است كه مردم را بفروشد (و از راه فروختن انسانها به نوائي برسد!). «1»
    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #102

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    341
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا صاحب الزمان (عج)
    تشکر
    84
    مورد تشکر
    251 در 69
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    2- ابراهيم بن عبد الحميد: از أبي الحسن عليه السلام روايت كرده است آن حضرت فرمود (جاء رجل إلي النبي صلي الله عليه و آله و سلم فقال: يا رسول الله علّمت ابني هذا الكتابة، ففي أيّ شئ أسلمه فقال:" سلّمه للّه أبوك" و لا تسلّمه في خمس: لا تسلّمه سباءاً، و لا صائغا، ولا قصّاباً و لا حنّاطاً، و لا نخّاساً" فقال: يا رسول الله و ما السباء؟ قال:" الذي يبيع الأكفان و يتمنّي موت أمّتي، و المولود من أمّتي أحب إليّ مما طلعت عليه الشمس و أما الصائغ، فانّه يعالج زين أمّتي، و أما القصاب فانّه يذبح حتي تذهب الرحمة من قلبه، و أما الحنّاط، فانّه يحتكر الطعاما علي أمّتي، و لئن يلقي الله العبد سارقاً أحب اليّ من أن يلقاه و قد احتكر طعام أربعين يوماً، وأما النخّاس، فانه أتاني جبرئيل فقال: يا محمد، شرار امتك الذين يبيعون الناس. مردي پيش پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم آمد و گفت: اي رسول خدا به اين پسرم قرآن ياد دادم پس در چه شغلي مشغول سازم (و چه شغلي را برايش دست وپا كنم)؟! فرمود: خدا پدرت را بيامرزد در هر كاري مي خواهي تسليمش كن اما در پنج شغل وادارش نساز!:
    1- زرگري
    2- قصابي
    3- گندم فروشي
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 273
    4- برده فروشي
    5- و سباء (راوي) گفت: اي رسول خداسباء چيست فرمود: كفن فروش است كه مرگ امت مرا زياد آرزو مي كند در حالي كه بچه‌اي از امتم متولد شود، براي من بهتر است از آنچه كه آفتاب بر آن مي تابد، و اما زرگر، سعي در به چنگ آوردن زينت‌هاي امت من است (و تلاش مي كند زينتهاي امت مرا به جيب (بزند)، و قصاب آن قدر مي كشد كه دلش را قساوت و بيرحمي فرا مي‌گيرد و اما گندم فروش، طعام امت مرا احتكار مي نمايد، اگر بنده‌اي خدارا دزد ملاقات كند براي من محبوب‌تر است از كسي كه چهل روز طعام احتكار نمايد، و اما برده فروش، جبرئيل آمد و گفت: اي محمد بدترين امت تو آنهائي اند كه مردم را مي فروشند. «1
    39- تعليم اولاد از علوم اهل بيت عليهم السلام‌
    39- تعليم اولاد از علوم اهل بيت عليهم السلام پر واضح است كه علوم اهل بيت به همه مسايل و مطالب دنيا و آخرت فراگير و با كمال دقت نظارت دارد، راه درست را نشان داده و سبب مصون ماندن از ضرر و سرگرداني در زندگي است؛
    دانستن اين علوم و عمل به آن، انسانها را به ساحل نجات مي‌كشد زيرا دانش اهل بيت برگرفته از وحي و اخذ شده از سوي خداوند است، بنابراين، شايسته است انسانها براي رهائي از هر گونه سر در گمي و سرگرداني دوران عمر و نجات از مهالك روز جزا، دستورات آنها را اجرا نموده و سرمشق فرا راه زندگي خود قرار دهد.
    1- بشير الدهان گفت: أبو عبد الله عليه السلام فرمود: لاخير فيمن لا يتفقه من أصحابنا يا
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 274
    بشير، إن الرجل منهم إذا لم يستغن بفقهه احتاج إليهم، فإذا احتاج إليهم أدخلوه في باب ضلالتهم و هو لا يعلم. اي بشير در اصحاب ما آن كس كه در دين تفقه نداشته باشد خيري نيست! زيرا كسي كه با فقه (و دانش) خود مستغني نشود (و در مسايل حلال و حرام: خود كفا نگردد) به آنها (سنّي ها) محتاج مي‌شود، وقتي كه به آنها محتاج شد، او را به گمراهي خويش: داخل مي كنند درحالي كه خود نداند (و متوجّه نشود). «1»
    2- أبي مريم گفت: أبو جعفر عليه السلام به سلمة بن كهيل و حكم بن عتيبة فرمود: شرّقا و غرّبا فو اللّه لا تجدان عِلماً صحيحاً إلّا شيئاً خرج من عندنا أهل البيت به شرق و غرب برويد (و به هرجا سر زنيد و به هر كس پناهنده شويد) به خدا قسم علم صحيح را نمي‌يابيد مگر آنچه را كه از نزد ما اهل بيت بيرون آيد!. «2»
    3- محمد بن إدريس در (آخر السرائر) از كتاب أبان بن تغلب (عثمان) از هارون بن خارجة گفت: به أبي عبد الله عليه السلام گفتم: إنّا نأتي هؤلاء المخالفين فنسمع منهم الحديث فيكون حجة لنا عليهم، قال: فقال: لا تأتهم ولا تسمع منهم لعنهم الله ولعن مللهم المشركة. ما به سوي اين مخالفين مي‌رويم و از آنها حديثي مي‌شنويم كه حجت ما بر عليه آنها مي شود (و با حديث و گفتار هاي خودشان: آنها را محكوم مي كنيم آيا به صلاح است اين كار را انجام دهيم؟!) فرمود: به سوي آنها نرو و از آنها نشنو (اگر چه برعليه آنها تمام شود حتماً با آنها رفت و آمد نكنيد) خدا بر خود و عقايد شركشان لعنت، كند. «3»
    4- عمروبن أبي المقدام: از أبي جعفر در وصيت طولاني امير مؤمنان عليهما السلام به فرزندش حسن عليه السلام فرمود: پيش از رسيدن اجلم: و أن يسبقني إليك بعض غلبة الهوي و فتن الدنيا و تكون كالصعب النفور، وإنما قلب الحديث كالأرض الخالية ما ألقي فيها من شئ قبلته، فبادرتك بالأدب قبل أن يقسو قلبك و يشتغل لبّك. پيش از آنكه هواي
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 275
    نفس و فتنه‌هاي دنيا به تو غلبه كند (و چيره شود) و سنگ دل و سخت تحت تأثير قرار بگيري و گرفتار تنفر باشي (و مانند شتر گريز پا و رميده و وحشت زده، از دسترس خارج شوي) به وصيت هايم مبادرت كردم به يقين قلب جوان مانند زمين خام است: هرچه در آن انداخته شود (و هر بذري در آن افشانده شود) مي‌پذيرد:
    پس در ادب تو (مستقيماً) شتاب نمودم: تا پيش از آنكه دلت را قساوت فرا گيرد و عقل و دلت به سبب گرفتاري هاي گوناگون مشغول شود (آنها را يادت دهم). «1
    40- تربيت و بازي، حق اولاد است‌
    40- تربيت و بازي، حق اولاد است انسان در دوران زندگي مراحل مختلفي را طي مي‌كند: شير خوارگي: چهار دست و پا راه رفتن، راه رفتن، نوجواني: جواني: ميانسالي: ونهايتاًپيري و از كار افتادگي و سپس سفر به ديار خاموشان ...
    در تمامي اين حالات از سوي پدرها و مادر ها، به حركات متفاوت و رفتارهاي متناسب: نياز دارد كه والدين بايد با دقت كامل: آنها را به اجراء در آورده و تربيت نمايند و با آنها هماهنگ شوند.
    1- يونس بن يعقوب از أبي عبد الله عليه السلام فرمود: امهل صبيّك حتّي يأتي له ستّ سنين ثم ضمّه اليك سبع سنين فأدّبه بأدبك فان قبل و صلح و إلّا فخلّ عنه. به بچه ات شش سال مهلت ده سپس در هفت سالگي به خودت بچسبان با ادب خود مؤدب ساز اگر پذيرفت و اصلاح شد فبها و گرنه رهايش كن (تا خود راه سعادتش را پيدا كند ولي به طور نامحسوس از او مراقبت نما!). «2»
    2- يونس: از مردي از أبي عبد الله عليه السلام فرمود: دع ابنك يلعب سبع سنين، (و يؤدب
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 276
    سبع سنين «1») و ألزمه نفسك سبع سنين، فإن أفلح وإلا فإنه من لا خير فيه. پسرت را هفت سال براي بازي رها ساز و هفت سال ادب ياد بده و هفت سال خودت مواظبت نما اگر رستگار شد چه بهتر و گرنه او از آنهاست كه خيري در او نيست. «2»
    3- يعقوب بن سالم از أبي عبد الله عليه السلام فرمود: الغلام يلعب سبع سنين، و يتعلم في الكتاب سبع سنين، و يتعلم الحلال و الحرام سبع سنين پسر هفت سال بازي مي كند و هفت سال درس (خواندن و نوشتن) ياد مي گيرد و هفت سال درس حلال و حرام مي خواند (و تفقه مي كند). «3
    41- عدم جبر اولاد به آداب خود
    41- عدم جبر اولاد به آداب خود گذشت زمان چيزهائي را به پيش مي‌آورد كه به ذهن نمي‌آمد «4» خواه مادي يا معنوي: اخلاقي و اجتماعي، داخلي و خارجي: خانوادگي و غيره.
    زندگي و فرهنگ امروز از نظر گفتار و كردار و رفتار، با پنجاه و شصت سال قبل:
    خيلي فرق دارد، بدينجهت دين مقدس اسلام به اين نكته توجه خاص معطوف داشته و سفارش اكيد دارد بر اينكه اولاد را به روحيات و اخلاق و رسوم خود: وادار نكرده و مجبور ننماييد!.
    1- اميرمؤمنان عليه السلام فرمود: لا تقسروا أولادكم علي آدابكم فانّهم مخلوقون لزمان غير زمانكم فرزندان خود را به آداب (و رسوم) خود وادار (و مجبور) نكنيد آنها به زماني غير از زمان شما آفريده شده‌اند (گذشت زمان مسايل و رسم‌هاي نو پيش
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 277
    خواهد آورد). «1
    42- واي به حال بچه‌هاي آخر الزمان از ...
    42- واي به حال بچه‌هاي آخر الزمان از ... خيلي از پدر و مادرها هستند كه به جنبه ديني و ايماني اولاد توجه كافي ندارند و آنها را از آداب و تكاليف مذهبي خود: بي اطلاع گذاشته و با بي اعتنائي از كنار آن رد مي‌شوند ولي به در آمد مادي و دنيوي آنها: اهميت بيشتر مي‌دهند، لذا رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم توأم با تأثر و اندوه فرياد مي‌آورد!.
    1- در كتاب (جامع الأخبار) روايت شده است: نظر النبي صلي الله عليه و آله و سلم الي بعض الأطفال فقال صلي الله عليه و آله و سلم: ويل لأولاد آخر الزمان من آبائهم فقيل: يا رسول الله من آبائهم المشركين؟
    فقال آبائهم المؤمنين لا يعلّمونهم شيئاً من الفرائض و إذا تعلّموا- يعني اولادهم- منعوهم و رضوا عنهم بعوض يسير من الدنيا فأنا منهم برئ و هم منّي براء (روزي) پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم به دسته‌اي از اطفال نگاه كرد و فرمود: واي به حال بچه‌هاي آخر الزمان از دست پدرانشان!، پرسيدند اي رسول خدا از پدران مشركشان؟! فرمود: بلكه از پدران مؤمنشان، چيزي از واجباتشان را براي آنها تعليم نمي‌كنند، اگر خودشان هم ياد گيرند، مانع مي شوند و به ناچيزي از (مال) دنيا، راضي مي شوند، پس من از آنها بري أم (و دور) و آنها نيز از من بدورند!. «2.
    43- پدر و امر به معروف اولاد
    43- پدر و امر به معروف اولاد مسئله امر به معروف و نهي از منكر از مسائل مهم و ترك آن از گناهان كبيره بلكه ارتداد آور، شمرده شده است؛
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 278
    اين موضوع درباره اولاد از اهميت بيشتري برخوردار است، زيرا مسؤليت تربيت و تعليم اولاد به عهده پدر مي‌باشد اوست كه در اين مورد بايد دامن همت به كمر زده و ازخود ايثار نمايد تا فرد لايق و شايسته‌اي را بر جامعه تحويل دهد.
    در اين مورد آيات و اخبار فراوان است كه به كتاب‌هاي مربوطه مراجعه شود.
    يا أيّها اللّذين آمنوا قوا أنفسكم وأهليكم ناراً وقودها النّاس و الحجارة ... «1» اي كساني كه ايمان آورده‌ايد خود و خانواده خويش را از آتشي كه هيزم آن انسانها و سنگ هاست نگهداريد ...
    سؤال: امر به معروف بر پدر واجب است به جميع مراتب يا نه؟ بلكه تفصيل است فيما بين شنيدن به قول بر وفق وملايمت: پس واجب باشد و محتاج بودن به درشتي و تندي: پس واجب نباشد.
    جواب: ظاهرا تفصيل است جمعاً بين الأدلّة. «2
    44- تعليم فرزندان نماز و كيفيت آن را
    44- تعليم فرزندان نماز و كيفيت آن را نماز كه نشانه عبوديت و بندگي و راه ارتباط باخدا ست و از نظر ديني ستون دين شناخته شده و از اعمال مهم آن شمرده شده است و ترك نماز مساوي باكفر قرار گرفته و در عداد گناهان كبيره و ارتداد آور به حساب آمده است، پس به هر مسلماني واجب است آن را به فرزندانش تعليم نموده و كيفيت بجا آوردن آن را ياد دهد چنانكه در قرآن كريم فرموده است «وأمر أهلك بالصّلوة و اصطبر عليها» خانواده خود را به نماز فرمان ده؛ و بر انجام آن شكيبا باش. «3»
    لذا در اخبار زياد وارد شده است كه فرامين اسلام مخصوصاً نماز در بچگي، تعليم شود تا به آن عادت كرده وبا آن رشد نمايند.
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 279
    1- آمُدي دركتاب غرر الحكم: از امير مؤمنان عليه السلام نقل كرده: آن حضرت فرمود: أنّه قال: علّموا صبيانكم الصلاة، و خذوهم بها إذا بلغوا الحلم" به بچه هايتان نماز تعليم دهيد وقتي كه به بلوغ رسيدند، به آن سخت‌گيري نماييد. «1»
    2- أبي عبد الله عليه السلام فرمود: إنّا نأمر الصبيان أن يجمعوا بين الصلاتين الأولي و العصر و بين المغرب و العشاء الآخرة ما داموا علي وضوء قبل أن يشتغلوا ما به بچه‌ها دستور مي دهيم بين نماز ظهر و عصر و ميان مغرب و عشا راجمع نمايند مادامي كه با وضو هستند و مشغول (كارهاي روزانه) نشده‌اند. «2»
    روايت‌هاي مناسب اين فصل در باب احترام به اولاد و باب تعليم ادب اولاد گذشت و خواهد آمد.
    3- عبد الله بن فضالة: از يكي از دو امام عليهما السلام فرمود: إذا بلغ الغلام ثلاث سنين يقال له سبع مرات: قل: لا إله إلا الله، ثم يترك حتي يتم له ثلاث سنين وسبعة أشهر و عشرون يوماً فيقال له: قل: محمد رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم، سبع مرات، و يترك حتي يتمّ له أربع سنين ثم يقال له سبع مرات: قل: صلي الله علي محمد وآل محمد ثم يترك حتي يتم له خمس سنين ثم يقال له: أيّهما يمينك و أيّهما شمالك، فإذا عرف ذلك حوّل وجهه إلي القبلة، و يقال له:
    اسجد، ثم يترك حتي يتم له ست سنين، فإذا تم له ست سنين صلّي، و علّم الركوع و السجود حتّي يتمّ له سبع سنين، فإذا تمّ له سبع سنين قيل له: اغسل وجهك و كفّيك، فإذا غسلهما قيل له: صلّ ثم يترك حتي يتمّ له تسع فإذا تمّت له علّم الوضوء و ضرب عليه و علّم الصلاة و ضرب عليها فإذا تعلّم الوضوء و الصلاة غفر الله لوالديه. زماني كه پسر به سه سالگي رسيد، به او هفت مرتبه گفته شود (لااله الاالله) پس رهاشود تا سه سال و هفت ماه و بيست روزش را تمام نمايد، پس به او گفته شود: (محمد رسول اللّه) هفت مرتبه، باز ترك شود تا چهار سالش تمام شد، به او گفته شود بگو: (صلّي اللّه علي محمّد و آله) هفت مرتبه، بعد رهاشود تا پنج سالش كه به اتمام رسيد، از او پرسيده
    والدين دو فرشته جهان آفرينش، ص: 280
    شود «دست راست و چپت كدام است؟!)، وقتي آن را شناخت رو به قبله‌اش كرده و گفته مي‌شود: «سجده كن» تا شش سال او كه تمام شد نماز مي خواند، ركوع و سجودش به او تعليم مي‌گردد تا اينكه هفت سالش به پايان برسد، به او مي‌گويند (دست و صورتت رابشوي) وقتي كه شست گفته مي شود نماز بخوان و باز رها شود تا نُه سالش كه تمام شد، وضو و نماز به او تعليم گردد و در صورت ياد نگرفتن تنبيه شود! بعد از طي اين مراحل است كه خداوند (در پاداش اين زحمات) والدين آن بچه را مي بخشد!. «1
    امضاء


  4. تشكر

    فریاد بیصدا (12-06-2021)

صفحه 11 از 11 نخستنخست ... 7891011

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی