صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 47 , از مجموع 47

موضوع: حکومت در نهج البلاغه

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    12,711
    تشکر
    962
    مورد تشکر
    1,387 در 936
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    2 - خیرخواهی

    در خطبه 34 نهج البلاغه، وقتی امام علی (علیه السلام) وظایف حکومت بر ملت را بر می شمارد، اولین حق و وظیفه را خیرخواهی می شمارد؛ آن گاه می فرماید: ایها الناس ان لی علیکم حقا و لکم علی حق فاما حقکم علی النصیحه لکم(70)
    خیرخواهی دولت برای مردم، اولین حقی است که هر دولت و حکومتی بر اساس آن استقرار می یابد؛ یعنی در هر حرکتی، حکومت باید جنبه دلسوزی داشته باشد و خیر و خوبی ملت را مدنظر بگیرد. تنظیم برنامه ها و بودجه ها، تدوین آیین نامه ها و مقررات حکومت و دولت، انعقاد قراردادها و تشکیل نهادها و سازمان ها و اجرای طرح های توسعه و عمران، باید به منظور اصلاح امور، بر تسهیل کارها، مصلحت جامعه، آماده و متحد نگه داشتن مردم در مقابل حوادث و پیش آمدهای قابل پیش بینی و غیر قابل پیش بینی باشد. نصیحت امری حیاتی است؛ آن چنان که در کنار رسالت پیامبر مطرح شده است: ابلغکم رسالات ربی و انا لکم ناصح امین(71)؛ پیام های پروردگارم را به شما می رسانم و برای شما خیرخواهی امینم.
    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #42

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    12,711
    تشکر
    962
    مورد تشکر
    1,387 در 936
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    با اندکی تأمل در نامه های نهج البلاغه که امیرالمؤمنین (علیه السلام) در زمان حکومت خود خطاب به مسؤولین کشور نگاشته است، این مطلب کاملاً مشهود است که توصیه های آن حضرت، عمدتاً در حریم توجه به مردم، عطوفت و مهربانی و خیرخواهی برای آنان دور می زند. حتی در به کارگیری افراد در پست های کلیدی (همانند امور نظامی)، سفارش به گماشتن افراد دلسوز شده است و حضرت در این رابطه به مالک می فرماید:
    قول من جنودک - انصحهم فی نفسم لله و لرسوله و لامامک(72)
    برای فرماندهی سپاه، کسی را برگزین که خیرخواهی او برای خدا و پیامبر و امام تو بیشتر باشد.
    البته پر واضح است که خیرخواهی به معنی انعطاف در مبانی و اصول دین و همیشه و با هر کسی نرم بودن و به دیده رأفت نگریستن نیست - که امیرالمؤمنین، خود به عنوان خشن فی ذات الله معرفی شده است - بلکه به معنای این است که اصل اولیه مدارا و بیان اصول و مبانی دین با مهربانی و رأفت است؛ ولی این روش، همیشه توصیه نشده است که گاه پیش می آید که عده ای از رأفت و مهربانی حکومت دینی سوء استفاده کرده و در جهت تخریب چهره فرهنگی جامعه اقدام می نمایند. در این مواقع، چهره اقتدار و قاطعیت حکومت باید بروز پیدا کند تا کسانی که خیری در وجودشان نیست، از جامعه طرد شوند. نهج البلاغه با وصف رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) این روش را این طور توصیف می کند:
    طبیب دوار بطبه قد احکم مراهمه - و احمی مواسمه یضع ذلک حیث الحاجه الیه - من قلوب عمی و اذان صم - و السنه بکم - متبع بدوائه مواضع الغفله - و مواطن الحیره(73)
    پیامبر طبیبی است که برای درمان بیماران، سیار است. مرهم های شفابخش او آماده و ابزار داغ کردن زخم ها را گداخته است. برای شفای قلب های کور و گوش های ناشنوا و زبان های لال آماده و با داروی خود، در پی یافتن بیماران فراموش شده و سرگردان است.
    امضاء

  4. Top | #43

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    12,711
    تشکر
    962
    مورد تشکر
    1,387 در 936
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پیامبر طبابت می کند؛ منتهی با دو ابزار محبت و نرمش و داغ کردن و قاطعیت. استاد مطهری در برداشت از این خطبه به همین نکته اشاره دارد و می گوید: ابتدا مرا هم مطرح شده است که حاکم ابتدا با نرمی و عطوفت با مردم برخورد می کند؛ ولی اگر نیاز بود - آن هم برای خیرخواهی - داغ کردن و مواسم مطرح می شود.(74)
    در واقع، پیامبر رحمه للعالمین می باشد. داغ کردن او نیز دلسوزی و خیرخواهی را به دنبال دارد؛ که عده ای جز به وسیله این دوا با چیز دیگری درمان نمی شوند: فعسی ان تکرهوا شیئاً و یجعل الله فیه خیراً کثیراً(75)
    حکومت این طور می تواند در قلوب نفوذ کند و حاکم حکومت در این میان نقش کلیدی را دارا می باشد. وقتی امیرالمؤمنین از جنگ صفین به کوفه باز می گشت، به شبامیان که تیره ای از قبیله همدان بودند، برخورد کرد. حرب بن شر حبیل شبامی که از بزرگان مردم خود بود، پیاده به راه افتاد (در حالی که امام سواره بود)؛ امام فرمود:
    ارجع فان مشی مثلک مع مثلی - فتنه للوالی و مذله للمؤمن(76)
    بازگرد که پیاده رفتن رئیس قبیله ای چون تو، موجب فتنه زمامدار و ذلت و خواری مؤمن است.
    در این جا می بینیم که دلسوزی و خیرخواهی حاکم بر او اجازه نمی دهد که کرامت یک انسان خدشه دار شود.
    در فرمان حکومتی به مالک نیز بر این اصل توجه داشته و کارگزاران خود را به رعایت آن تذکر داده است که ترجمه قسمتی از آن چیزی است:
    و مهربانی بر رعیت و دوستی ورزیدن با آنان و مهربانی کردن با همگان را برای دل خود پوششی گردان و مباش همچون جانوری شکاری که خوردنشان را غنیمت شماری؛ چه رعیت دو دسته اند: دسته ای برادر دینی توأند و دسته دیگر در آفرینش با تو همانند. گناهی از ایشان سر می زند یا علت هایی بر آن ها عارض می شود یا خواسته و ناخواسته، خطایی بر دستشان می رود، به خطاشان منگر و از گناهانشان در گذر.(77)
    البته ما در مورد علل کامیابی و ناکامی حکومت، بحث مبسوطی خواهیم داشت.
    امضاء

  5. Top | #44

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    12,711
    تشکر
    962
    مورد تشکر
    1,387 در 936
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    3 - تعلیم و تربیت


    در همان خطبه 34، پس از خیرخواهی حکومت و تقسیم عادلانه بیت المال به این دو نکته اشاره دارد؛ آن گاه که می فرماید:
    ... خفت عقولکم و سفهت حلومکم - فانتم غرض لنابل و اکله لاکل و فریسه لصائل(78)
    شما را آموزش دهم تا نادان نباشید و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید.
    از دیدگاه امیرمؤمنان، تعلیم و زمینه سازی در جامعه اسلامی، یکی از وظایف حکومت اسلامی به شمار می رود که می فرماید: علی الامام انیعلم اهل ولایته حدود الاسلام و الایمان(79)
    فراهم کردن امکانات و وسایل تعلیم و آموزش برای نجات مردم از نادانی و جهالت، به طور اصولی، اصلی ترین هدف انبیا است. بدین وسیله می توان جامعه پذیری را از همان ابتدای طفولیت همگانی کرد و تربیت افرادی آگاه و مؤثر برای پذیرش نقش های مختلف اجتماعی و اقتصادی و ایجاد توانایی به منظور اشتغال، از جمله اموری است که می تواند به نقش پذیری اجتماعی کمک کند.
    باید توجه داشت که جدا نمودن تربیت از تعلیم، کار بس مشکلی است و اصول تعلیم باید با تربیت همراه باشد. آموزش و پرورش لازم و ملزوم یکدیگر هستند. حکومت در صورتی پایدار می ماند که افراد جامعه را مطابق اصول پذیرفته شده توسط آحاد جامعه و قانون و سنت پرورش داده و تربیت نماید.
    این از جمله وظایف حکومت و مسؤولین حکومت است که آگاه سازی کنند و زمینه ایجاد یک جامعه پایبند به اخلاق و قانون را به وجود آورند. از نظر اسلام، حکومت فقط مأمور آب و نان مردم نیست که باید مغزهای مردم را نیز تغذیه کند و آگاهی دهد و این علم، از تمامی زر و زیور عظیم تر و والاتر است. امیرالمؤمنین به کمیل می فرماید:
    یا کمیل ان هذه القلوب او علیه فخیرها او عاها فاحفظ عن ما اقول لک(80)
    سپس مردم را به واسطه تعلیم علم به سه دسته تقسیم می کند؛ آن گاه که می فرماید:
    یا کمیل العلم خیر من المال، العلم یحرسک و انت تحرس المال و المال ننقصه النفقه و العلم یزکو علی الانفاق و صنیع المال یزول بزواله
    امضاء

  6. Top | #45

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    12,711
    تشکر
    962
    مورد تشکر
    1,387 در 936
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ای کمیل! دانش بهتر از مال است؛ زیرا علم نگهبان تو است و مال را تو باید نگهبان باشی؛ مال با بخشش کاستی پذیرد، اما علم با بخشش فزونی گیرد و شخصیتی که با مال به دست آمد، با نابودی مال نابود می گردد.
    حکومت هایی که طالب قدرت هستند و سردمداران آن، به دنبال منافع خود تلاش می کنند و هر روز در پی استعمار بیشتر مردم خود هستند. تمامی تلاش خود را معطوف به این می دارند که مردم کمتر آگاه باشند و کمتر بدانند یا چیزهایی بدانند که دانستن آن برای حکومت زیانبار نباشد و حتی سیاستمداران جهان هم با ژستی دروغین، اگر مطلبی را از طریق رسانه های خود به اطلاع مردم برسانند و به ظاهر علیه خودشان باشد؛ آنچنان زیرکانه روی آن کار می کنند که نشان دهند هر حرکتی (اگر بر علیه مواضع موجود باشد)، منجر به شکست و ناکامی می باشد و با این مطلبی که غیر مستقیم به مخاطبانشان القا می کنند و با این شعار که هر چه مردم کمتر بدانند، برای حکومت بهتر است؛ سیاست شوم خود را پیش می برند. در حالی که حکومت دینی که نهج البلاغه در صدد تبیین آن می باشد، خواستار آگاهی و رشد انسان ها و در پرتو آن، روشن شدن نقاط ضعف و قوت حکومت می باشد. چنانچه امیرالمؤمنین به مالک چنین سفارش می کند:
    و الصدق باهل الورع و الصدق ثم رضهم علی الا یطروک و لا یبجحوک بباطل لم تفعله فان کثره الاطراء تحدث الزهو و تدنی من العزه(81)
    تا می توانی با پرهیزگاران و راستگویان بپیوند و آنان را چنان پرورش ده که تو را فراوان نستایند و تو را برای اعمال زشتی که انجام نداده ای، تشویق نکنند که ستایش بی اندازه، خودپسندی می آورد و انسان را به سرکشی وا می دارد.
    به طور اصولی، در نظر نهج البلاغه، سستی افکار و عدم استفاده صحیح از عقل از سوی مردم، از عوامل انحطاط جامعه محسوب می شود؛ آن جا که حضرت می فرماید:
    خفت عقولکم و سفهت حلومکم فانتم غرض لنابل و اکله لاکل و فریسه لصائل(82)
    عقل های شما سست و افکار شما سفیهانه است. پس شما نشانه ای برای تیراندازی، لقمه ای برای خورنده و صیدی برای صیاد می باشید.
    و بر این اساس، آگاهی، رشد و تربیت انسان ها از اهم وظایف حکومت دینی می باشد تا عقول به جایگاه اصلی خود برسند و مردم با قدرت تفکر و انتخاب و با الهام از دستورات دینی، یک جامعه ایده آل را پی ریزی نمایند.
    امضاء

  7. Top | #46

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    12,711
    تشکر
    962
    مورد تشکر
    1,387 در 936
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    3 - تعلیم و تربیت

    در همان خطبه 34، پس از خیرخواهی حکومت و تقسیم عادلانه بیت المال به این دو نکته اشاره دارد؛ آن گاه که می فرماید:
    ... خفت عقولکم و سفهت حلومکم - فانتم غرض لنابل و اکله لاکل و فریسه لصائل(78)
    شما را آموزش دهم تا نادان نباشید و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید.
    از دیدگاه امیرمؤمنان، تعلیم و زمینه سازی در جامعه اسلامی، یکی از وظایف حکومت اسلامی به شمار می رود که می فرماید: علی الامام انیعلم اهل ولایته حدود الاسلام و الایمان(79)
    فراهم کردن امکانات و وسایل تعلیم و آموزش برای نجات مردم از نادانی و جهالت، به طور اصولی، اصلی ترین هدف انبیا است. بدین وسیله می توان جامعه پذیری را از همان ابتدای طفولیت همگانی کرد و تربیت افرادی آگاه و مؤثر برای پذیرش نقش های مختلف اجتماعی و اقتصادی و ایجاد توانایی به منظور اشتغال، از جمله اموری است که می تواند به نقش پذیری اجتماعی کمک کند.
    باید توجه داشت که جدا نمودن تربیت از تعلیم، کار بس مشکلی است و اصول تعلیم باید با تربیت همراه باشد. آموزش و پرورش لازم و ملزوم یکدیگر هستند. حکومت در صورتی پایدار می ماند که افراد جامعه را مطابق اصول پذیرفته شده توسط آحاد جامعه و قانون و سنت پرورش داده و تربیت نماید.
    این از جمله وظایف حکومت و مسؤولین حکومت است که آگاه سازی کنند و زمینه ایجاد یک جامعه پایبند به اخلاق و قانون را به وجود آورند. از نظر اسلام، حکومت فقط مأمور آب و نان مردم نیست که باید مغزهای مردم را نیز تغذیه کند و آگاهی دهد و این علم، از تمامی زر و زیور عظیم تر و والاتر است. امیرالمؤمنین به کمیل می فرماید:
    یا کمیل ان هذه القلوب او علیه فخیرها او عاها فاحفظ عن ما اقول لک(80)
    سپس مردم را به واسطه تعلیم علم به سه دسته تقسیم می کند؛ آن گاه که می فرماید:
    یا کمیل العلم خیر من المال، العلم یحرسک و انت تحرس المال و المال ننقصه النفقه و العلم یزکو علی الانفاق و صنیع المال یزول بزواله
    ای کمیل! دانش بهتر از مال است؛ زیرا علم نگهبان تو است و مال را تو باید نگهبان باشی؛ مال با بخشش کاستی پذیرد، اما علم با بخشش فزونی گیرد و شخصیتی که با مال به دست آمد، با نابودی مال نابود می گردد.

    امضاء

  8. Top | #47

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    12,711
    تشکر
    962
    مورد تشکر
    1,387 در 936
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    حکومت هایی که طالب قدرت هستند و سردمداران آن، به دنبال منافع خود تلاش می کنند و هر روز در پی استعمار بیشتر مردم خود هستند. تمامی تلاش خود را معطوف به این می دارند که مردم کمتر آگاه باشند و کمتر بدانند یا چیزهایی بدانند که دانستن آن برای حکومت زیانبار نباشد و حتی سیاستمداران جهان هم با ژستی دروغین، اگر مطلبی را از طریق رسانه های خود به اطلاع مردم برسانند و به ظاهر علیه خودشان باشد؛ آنچنان زیرکانه روی آن کار می کنند که نشان دهند هر حرکتی (اگر بر علیه مواضع موجود باشد)، منجر به شکست و ناکامی می باشد و با این مطلبی که غیر مستقیم به مخاطبانشان القا می کنند و با این شعار که هر چه مردم کمتر بدانند، برای حکومت بهتر است؛ سیاست شوم خود را پیش می برند. در حالی که حکومت دینی که نهج البلاغه در صدد تبیین آن می باشد، خواستار آگاهی و رشد انسان ها و در پرتو آن، روشن شدن نقاط ضعف و قوت حکومت می باشد. چنانچه امیرالمؤمنین به مالک چنین سفارش می کند:
    و الصدق باهل الورع و الصدق ثم رضهم علی الا یطروک و لا یبجحوک بباطل لم تفعله فان کثره الاطراء تحدث الزهو و تدنی من العزه(81)
    تا می توانی با پرهیزگاران و راستگویان بپیوند و آنان را چنان پرورش ده که تو را فراوان نستایند و تو را برای اعمال زشتی که انجام نداده ای، تشویق نکنند که ستایش بی اندازه، خودپسندی می آورد و انسان را به سرکشی وا می دارد.
    به طور اصولی، در نظر نهج البلاغه، سستی افکار و عدم استفاده صحیح از عقل از سوی مردم، از عوامل انحطاط جامعه محسوب می شود؛ آن جا که حضرت می فرماید:
    خفت عقولکم و سفهت حلومکم فانتم غرض لنابل و اکله لاکل و فریسه لصائل(82)
    عقل های شما سست و افکار شما سفیهانه است. پس شما نشانه ای برای تیراندازی، لقمه ای برای خورنده و صیدی برای صیاد می باشید.
    و بر این اساس، آگاهی، رشد و تربیت انسان ها از اهم وظایف حکومت دینی می باشد تا عقول به جایگاه اصلی خود برسند و مردم با قدرت تفکر و انتخاب و با الهام از دستورات دینی، یک جامعه ایده آل را پی ریزی نمایند.


    امضاء

صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی