صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 72

موضوع: حکومت در نهج البلاغه

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    12,801
    تشکر
    962
    مورد تشکر
    1,417 در 966
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    3 - 7 - امنیت قضایی

    اما امنیت قضایی که محور عدالت و خویش بینی مردم نسبت به حکومت می باشد نیز مدنظر نهج البلاغه می باشد و مسؤولین دستگاه قضایی و دادگستری را ملزم به رعایت نکاتی می نماید تا به معنای واقعی، محل دادرسی مردم باشد و مردم احساس کنند که در این دستگاه، با سعه صدر و به دور از حب و بغض ها و مسایل حاشیه ای، به عدل بین آنان قضاوت می شود و حق به صاحب آن می رسد و هیچ ظلمی به کسی بر نمی گردد و البته امر انتخاب فرد یا افراد که نقش محوری در بستر سازی برای رسیدن به این اهداف را دارند، بسیار مهم است که نهج البلاغه، نامه حاکم به یکی از کارگزارانش را در این رابطه چنین بیان می کند:
    ... ثم اختر للحکم بین الناس افضل رعیتک فی نفسک - ممن لا تضیق به الامور و لا تمحکه الخصوم - و لا یتمادی فی الزله - و لا یحصر من الفی ء الی الحق اذا عرفه(125) سپس از میان مردم، برترین فرد نزد خود را برای قضاوت انتخاب کن. کسانی که مراجعه فراوان آن ها را به ستوه نیاورد و برخورد مخالفان با یکدیگر، او را خشمناک نسازد و در اشتباهاتش پافشاری نکند.
    و لا تشرف نفسه علی طمع - و لا یکتفی بأدنی فهم دون اقصاه - و اوقفهم فی الشبهات و آخذهم بالحجج - و اقلهم تبرماً بمراجعه الخصم - و اصبرهم علی تکشف الامور - و اصرمهم عند؛ طمع را از دل ریشه کن کند، در شناخت مطالب با تحقیقی اندک رضایت ندهد، در شبهات از همه با احتیاطتر عمل کند، در یافتن دلیل، اصرار او از همه بیشتر باشد، در مراجعه پیاپی شاکیان خسته نشود، در کشف امور از همه شکیباتر و پس از آشکار شدن حقیقت، در فصل خصومت از همه برنده تر باشد، ستایش فراوان او را فریب ندهد و چرب زبانی او را منحرف نسازد و چنین کسانی بسیار اندک اند
    البته در لا به لای فرمایشات امیرالمؤمنین در نهج البلاغه می توان به امنیت سیاسی فرهنگی، مرزی و... اشاره داشت که از گنجایش این کتاب خارج است.


    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #62

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    12,801
    تشکر
    962
    مورد تشکر
    1,417 در 966
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    فصل سوم: ویژگی های کارگزاران

    در بحث حکومت، هر چند مطالب و گفتار نظری فراوانی پیرامون آن بیان شود، ولی از نقش محوری مجری و کارگزار آن نباید غافل بود که او پاسبان و جانشین خدا در روی زمین است(126) و اجرا کننده اوامر و نواهی الهی در بین امت، همانا حاکم و کارگزار می باشد.
    نهج البلاغه با عنایت به نقش عظیم حاکم و جهت حفاظت از دین الهی، به این مهم توجه کافی کرده و تذکرات راه گشای فراوانی ارائه نموده است.
    ذکر این نکته لازم است که پیرامون این قسمت بحث، تاکنون مقالات و کتب متعددی نگاشته شده است. به ویژه نامه 53 حضرت به مالک اشتر که آیین کشور داری لقب گرفته است و این روند، بعد از انقلاب اسلامی و ضرورت و توجه به بحث کارگزاران سرعت بیشتری گرفته است. اما با توجه به جامعیت بحث حکومت دینی که راقم این سطور به دنبال آن می باشد؛ امکان پرداختن به تمامی این ویژگی ها نیست و لذا ما به اختصار، به اهم صفات حاکم و کارگزارن حکومت اشاره خواهیم نمود.
    ناگفته پیداست که ما در این قسمت، صفات حاکم و کارگزار را یک جا بیان می کنیم. هر چند امکان تفکیک ویژگی های منحصر به فرد هر کدام بود؛ لکن به علت جامعیت بحث در تمامی موارد به صورت مشترک بیان شد. هر چند امیرالمؤمنین در نامه ای به کارگزار خود بعد از آن که مسؤولیت های او را گوشزد می کند، چنین بیان می کند که: فانا شریکان فی ذلک(127) که می تواند مؤید این مطلب باشد.



    امضاء


  4. Top | #63

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    12,801
    تشکر
    962
    مورد تشکر
    1,417 در 966
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    1 - حاکم باید منصوب خداوند باشد

    مهم ترین ویژگی حاکم در حکومت دینی این است که حاکم باید از طرف پروردگار با واسطه یا بدون واسطه منصوب باشد که این مهم در زمان حضور معصومین به عهده آنان می باشد و در زمان غیبت معصوم، به عهده فقیه جامع الشرایط می باشد.
    نهج البلاغه به این مهم اشاره دارد که:
    و خلف فیکم ما خلفت الانبیاء فی اممها - اذ لم یترکوهم هملا بغیر طریق واضح و لا علم قائم(128)
    رسول خدا در میان شما مردم جانشینی برگزید که تمام پیامبران گذشته برای امت های خود برگزیدند؛ زیرا آن ها انسان ها را سرگردان رها نکردند و بدون معرفی راهی روشن و نشانه استوار، از میان مردم نرفتند.
    در این فرمایش، به وضوح، عهده داری کار انبیا و به خصوص رسول خدا (با توجه به شئون و کارها و وظایف وی که بدون حکومت امکان پذیر نیست)، بر عهده جانشینانی قرار گرفته است که منصوب از طرف او هستند و این بحث و مجموعه روایات مربوط به آن، بحث و مجموعه روایات مربوط به آن، بحث گسترده ای است که در جایگاه آن بیان شده است.
    اما این که فقیه باید منصوب ولو به صورت عام باشد؛ ادله ولایت فقیه مؤید آن است و در فقه شیعه، این زعامت سیاسی به فقیه عادل واگذار شده است و علت آن هم روشن است. رسالت و وظیفه حکومت، تطبیق امور مسلمانان با تعالیم شریعت است. هدف حکومت دینی تنها برقراری امنیت و رفاه، به هر شکل و به هر قیمت نیست؛ بلکه حکومت باید امور جامعه و انحاء روابط و مناسبات آن را با احکام، اصول و ارزش های دینی موزون کند. نهج البلاغه می فرماید:
    ایها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه - و اعلمهم بامر الله فیه(129)
    ای مردم! سزاوارترین مردم به امارت و خلافت کسی است که بدان تواناتر باشد و در آن به فرمان خدا داناتر.
    امضاء


  5. Top | #64

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    12,801
    تشکر
    962
    مورد تشکر
    1,417 در 966
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    با این توضیح، ضعف گفتار کسانی که جعل منصب ولایت سیاسی برای فقیه را معادل با شرع و قاصر و زبون انگاشتن مردم می دانند، به نیکی آشکار می شود؛ زیرا نقصی که مجوز و مصحح وجود ولایت سیاسی است، نقص وضع فردی افراد جامعه نیست؛ بلکه نقص موجود در جامعه است. از آن جهت که اجتماع بشری است، جامعه منهای ولایت سیاسی، جامعه ای ناقص است؛ هر چند افراد بسیار کاملی در آن زیست کنند.
    و اما در این که نهج البلاغه ضرورت حکومت اگر چه یک فرد فاسق را جایز می شمارد: انه و لابد للناس من امیر بر او فاجر(130)، منظور نقض این موضوع که حاکم باید منصوب الهی باشد، نیست؛ بلکه اگر در این فرمایش، به جایگاه کلام نهج البلاغه توجه بنماییم، زمانی که خوارج شعار لا حکم الا الله را سر دادند و بر نفی وجود حکومت و امارت اصرار ورزیدند، حضرت چنین کلامی را فرمودند. این بیان، ضرورت حکومت را اثبات می کند و این که ولایت سیاسی نامشروع، بهتر از هرج و مرج و فقدان ولایت فقیه در جامعه انسانی است؛ زیرا حکومت هر چند نامشروع و نا موجه باشد، برخی از خلل ها و نقص های جامعه را می پوشاند و بخشی از نیازمندی های اجتماع انسانی را تأمین می کند.
    ادله ولایت عامه فقیه به ویژه ادله روایی و نقلی آن، ولایت فقیه را با ولایت امامان معصوم پیوند می دهد و فقیه عادل را از جهت نیابت از معصوم و منصوب از طرف ایشان صاحب ولایت می داند.(131) از نظر اسلام، حق قانونگذاری و فرمان راندن، از آن خداوند و کسانی است که از طرف او ولایت دارند و بدین جهت، هیچ فرد و گروهی حق امر و نهی و قانونگذاری ندارد؛ مگر آن که ولایت او بر این امور ثابت شده باشد.



    2 - توانایی و مدیریت

    گویاترین خطبه که این مهم را مورد اشاره قرار داده است، خطبه 173 نهج البلاغه می باشد که با توجه به برخی شواهد در مدینه ایراد شده است. حضرت بعد از بیان صفات پیامبر اسلام، می فرمایند:
    ایها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه - و اعلمهم بامر الله فیه
    ای مردم! سزاوارترین اشخاص به خلافت، آن کسی است که در تحقق حکومت تواناتر و در آگاهی از فرمان خدا، داناتر باشد
    البته در بعضی نسخه ها به جای اعلمهم، کلمه اعملهم ذکر شده است که آن هم اشاره به توانایی و کارآیی کارگزار دارد. حضرت در خطبه شقشقیه به محوریت خود در بحث حکومت اشاره دارد و نسبت به خود به خلافت را نسبت محور آسیاب به آسیاب که دور آن حرکت می کند، می داند. او باید به سیاست ها و مکر و حیله های روزگار آشنا باشد فتنه را بشناسد و توانایی مقابله با آن را داشته باشد. در همان خطبه 173، حضرت سر قدرت و شایستگی خلافت را چنین بیان می کند:
    فان شغب استعتب فان ابی قوتل؛ تا اگر آشوبگری به فتنه انگیزی برخیزد، به حق بازگردانده شود و اگر سر باز زد، با او مبارزه شود.
    روشن است که رسیدن به این هدف، جز با توانمندی کارگزار ممکن نیست. نهج البلاغه در تذکراتی که نسبت به کارگزاران دارد، به این مهم توجه کرده است. حتی سرداران و افراد مورد اعتماد نیز از این قاعده مستثنی نبودند. به عنوان نمونه، محمد بن ابی بکر که از عزیزترین سرداران امیرالمؤمنین بود و در نهج البلاغه با تعابیری همچون ولداً ناصحاً (فرزندی خیرخواه) عاملاً کادحاً (کارگزاری کوشا) سیفاً قاطعاً (شمشیری برنده) و رکناً دافعاً(132) (ستونی بازدارنده) از او نام برده شده است، در عین حال به خاطر توانایی بیشتر مالک اشتر و با توجه به حوزه مأموریت وی که کشور مصر بود، حضرت او را عزل و مالک را به آن جا اعزام می کند و محمد را به مکانی که مطابق توانایی های اوست، به کار می گمارد.
    لولیتک ما هو ایسر علیک مثونه - و اعجب الیک ولایه(133)
    تو را فرماندار جایی قرار دادم که اداره آن جا بر تو آسان تر و حکومت تو در آن سامان خوش تر است.
    و یا بعد از شهادت محمد بن ابی بکر، در نهج البلاغه می فرماید:
    و قد اردت تویله مصر هاشم بن عتبه - و لو ولیته ایاها لما خلی لهم العرصه - و لا انهزهم الفرصه - بلا ذم لمحمد بن ابی بکر - فلقد کان الی حبیباً و کان لی ربیباً(134)
    می خواستم هاشم بن عتبه را فرماندار مصر کنم. اگر او را انتخاب می کردم، میدان را برای دشمنان خالی نمی گذاشت و به عمروعاص و لشکریانش فرصت نمی داد. نه این که بخواهم محمد بن ابی بکر را نکوهش کنم؛ که او مورد علاقه و محبت من بوده و در دامنم پرورش یافته بود.
    در این کلام نیز به وضوح، بحث توانایی افراد و به کار گماردن آن ها روشن می شود و در واقع، سوء تدبیر و ضعف مدیریت، یکی از آفات اساسی حکومت ها به شمار می رود که نهج البلاغه می فرماید:
    آفه الزعماء، ضعف السیاسه(135)
    هر چیزی را آفتی است و آفت حاکمان، ضعف مدیریت می باشد.
    و در واقع، سوء مدیریت، سبب شکست حکومت می شود و این، از آثار بی تدبیری و عدم مدیریت می باشد.
    همین حساسیت نسبت به ارزشمندترین یاران امیرالمؤمنین، یعنی کمیل بن زیاد نخعی که از اصحاب سر حضرت به شمار می رفت و مورد احترام نیز بود، اعمال شده است. امام در نامه ای، زمانی که وی در نظام فرمانداری هیت(136) مرتکب اشتباهی شده بود، او را مورد سرزنش قرار می دهد که:
    اما بعد فان تضییع المرء ما ولی و تکلفه ما کفی - لعجز حاضر و رای متبر(137)
    سستی انسان در انجام کارهایی که بر عهده اوست و پافشاری در کاری که از مسؤولیت او خارج است، نشانه ناتوانی آشکار و اندیشه ویرانگر است.
    در واقع، خطای کمیل، رها کردن پاسداری از مرزهایی بود که جزو مناطق تحت حکومت او بود و حمله به منطقه ای دیگر که جزو مأموریت او نبود و همین که نهج البلاغه عمل کمیل را یک نوع ناتوانی (عجز حاضر) قلمداد می کند، نشان از اهمیت این ویژگی می دهد. سپس در همین نامه، نهج البلاغه به آثار عدم توانایی و ناکار آمدی و سوء تدبیر اشارتی دارد که تذکر آن، حایز اهمیت است.
    فقد صرت جسراً لمن اراد الغاره - من اعدائک علی اولیائک - غیر شدید المنکب و لا مهیب الجانب - و لا ساد ثغره و لا کاسر لعدو شوکه - و لا مغن عن اهل مصره و لا مجز عن امیره(138) تو در آن جا پلی شده ای که دشمنان تو از آن بگذرند و بر دوستانت تهاجم آورند. نه قدرتی داری که با تو نبرد کنند و نه هیبتی که از تو بترسند و بگریزند. نه می توانی مرزی را حفظ کنی و نه می توانی شوکت دشمن را در هم شکنی. نه نیازهای مردم دیارت را کفایت می کنی و نه امام خود را راضی نگه می داری.
    امضاء


  6. Top | #65

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    12,801
    تشکر
    962
    مورد تشکر
    1,417 در 966
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    2 - توانایی و مدیریت


    گویاترین خطبه که این مهم را مورد اشاره قرار داده است، خطبه 173 نهج البلاغه می باشد که با توجه به برخی شواهد در مدینه ایراد شده است. حضرت بعد از بیان صفات پیامبر اسلام، می فرمایند:
    ایها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه - و اعلمهم بامر الله فیه
    ای مردم! سزاوارترین اشخاص به خلافت، آن کسی است که در تحقق حکومت تواناتر و در آگاهی از فرمان خدا، داناتر باشد
    البته در بعضی نسخه ها به جای اعلمهم، کلمه اعملهم ذکر شده است که آن هم اشاره به توانایی و کارآیی کارگزار دارد. حضرت در خطبه شقشقیه به محوریت خود در بحث حکومت اشاره دارد و نسبت به خود به خلافت را نسبت محور آسیاب به آسیاب که دور آن حرکت می کند، می داند. او باید به سیاست ها و مکر و حیله های روزگار آشنا باشد فتنه را بشناسد و توانایی مقابله با آن را داشته باشد. در همان خطبه 173، حضرت سر قدرت و شایستگی خلافت را چنین بیان می کند:
    فان شغب استعتب فان ابی قوتل؛ تا اگر آشوبگری به فتنه انگیزی برخیزد، به حق بازگردانده شود و اگر سر باز زد، با او مبارزه شود.
    امضاء


  7. Top | #66

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    12,801
    تشکر
    962
    مورد تشکر
    1,417 در 966
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    روشن است که رسیدن به این هدف، جز با توانمندی کارگزار ممکن نیست. نهج البلاغه در تذکراتی که نسبت به کارگزاران دارد، به این مهم توجه کرده است. حتی سرداران و افراد مورد اعتماد نیز از این قاعده مستثنی نبودند. به عنوان نمونه، محمد بن ابی بکر که از عزیزترین سرداران امیرالمؤمنین بود و در نهج البلاغه با تعابیری همچون ولداً ناصحاً (فرزندی خیرخواه) عاملاً کادحاً (کارگزاری کوشا) سیفاً قاطعاً (شمشیری برنده) و رکناً دافعاً(132) (ستونی بازدارنده) از او نام برده شده است، در عین حال به خاطر توانایی بیشتر مالک اشتر و با توجه به حوزه مأموریت وی که کشور مصر بود، حضرت او را عزل و مالک را به آن جا اعزام می کند و محمد را به مکانی که مطابق توانایی های اوست، به کار می گمارد.
    لولیتک ما هو ایسر علیک مثونه - و اعجب الیک ولایه(133)
    تو را فرماندار جایی قرار دادم که اداره آن جا بر تو آسان تر و حکومت تو در آن سامان خوش تر است.
    و یا بعد از شهادت محمد بن ابی بکر، در نهج البلاغه می فرماید:
    و قد اردت تویله مصر هاشم بن عتبه - و لو ولیته ایاها لما خلی لهم العرصه - و لا انهزهم الفرصه - بلا ذم لمحمد بن ابی بکر - فلقد کان الی حبیباً و کان لی ربیباً(134)
    می خواستم هاشم بن عتبه را فرماندار مصر کنم. اگر او را انتخاب می کردم، میدان را برای دشمنان خالی نمی گذاشت و به عمروعاص و لشکریانش فرصت نمی داد. نه این که بخواهم محمد بن ابی بکر را نکوهش کنم؛ که او مورد علاقه و محبت من بوده و در دامنم پرورش یافته بود.
    در این کلام نیز به وضوح، بحث توانایی افراد و به کار گماردن آن ها روشن می شود و در واقع، سوء تدبیر و ضعف مدیریت، یکی از آفات اساسی حکومت ها به شمار می رود که نهج البلاغه می فرماید:
    آفه الزعماء، ضعف السیاسه(135)
    هر چیزی را آفتی است و آفت حاکمان، ضعف مدیریت می باشد.
    امضاء


  8. Top | #67

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    12,801
    تشکر
    962
    مورد تشکر
    1,417 در 966
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    و در واقع، سوء مدیریت، سبب شکست حکومت می شود و این، از آثار بی تدبیری و عدم مدیریت می باشد.
    همین حساسیت نسبت به ارزشمندترین یاران امیرالمؤمنین، یعنی کمیل بن زیاد نخعی که از اصحاب سر حضرت به شمار می رفت و مورد احترام نیز بود، اعمال شده است. امام در نامه ای، زمانی که وی در نظام فرمانداری هیت(136) مرتکب اشتباهی شده بود، او را مورد سرزنش قرار می دهد که:
    اما بعد فان تضییع المرء ما ولی و تکلفه ما کفی - لعجز حاضر و رای متبر(137)
    سستی انسان در انجام کارهایی که بر عهده اوست و پافشاری در کاری که از مسؤولیت او خارج است، نشانه ناتوانی آشکار و اندیشه ویرانگر است.
    در واقع، خطای کمیل، رها کردن پاسداری از مرزهایی بود که جزو مناطق تحت حکومت او بود و حمله به منطقه ای دیگر که جزو مأموریت او نبود و همین که نهج البلاغه عمل کمیل را یک نوع ناتوانی (عجز حاضر) قلمداد می کند، نشان از اهمیت این ویژگی می دهد. سپس در همین نامه، نهج البلاغه به آثار عدم توانایی و ناکار آمدی و سوء تدبیر اشارتی دارد که تذکر آن، حایز اهمیت است.
    فقد صرت جسراً لمن اراد الغاره - من اعدائک علی اولیائک - غیر شدید المنکب و لا مهیب الجانب - و لا ساد ثغره و لا کاسر لعدو شوکه - و لا مغن عن اهل مصره و لا مجز عن امیره(138) تو در آن جا پلی شده ای که دشمنان تو از آن بگذرند و بر دوستانت تهاجم آورند. نه قدرتی داری که با تو نبرد کنند و نه هیبتی که از تو بترسند و بگریزند. نه می توانی مرزی را حفظ کنی و نه می توانی شوکت دشمن را در هم شکنی. نه نیازهای مردم دیارت را کفایت می کنی و نه امام خود را راضی نگه می داری.

    امضاء


    امضاء


  9. Top | #68

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    12,801
    تشکر
    962
    مورد تشکر
    1,417 در 966
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    3 - رعایت حقوق مردم




    1 - 3 - حقوق سیاسی و اجتماعی مردم

    در رابطه با حقوق سیاسی، نهج البلاغه به مطالبی همچون رعایت افکار عمومی و ارتباط مستقیم مسؤولان حکومتی با مردم اشاره دارد. حضرت در نامه ای، رعایت و توجه نسبت به افکار عمومی را به مالک اشتر گوشزد نموده است و می فرماید:
    و ان الناس ینظرون من امورک - فی مثل ما کنت تنظر فیه من امور الولاه قبلک - و یقولون فیک ما کنت تقول فیهم(139)؛ مردم در کارهای تو چنان می نگرند که تو در کارهای حاکمان پیش از خود می نگری و درباره تو آن می گویند که تو نسبت به زمامداران گذشته می گویی.
    سپس آن حضرت، قضاوت مردم و آنچه در افکار عمومی می گذرد را ملاک گرفته می فرماید:
    و انما یستدل علی الصالحین - بما یجری الله لهم علی السن عباده(140)
    همانا نیکوکاران را به نام نیکی توان شناخت که خدا از آنان بر زبان بندگانش جاری ساخت.
    در واقع، توده های مردم به دنبال عدالت و رستگاری می گردند. آنان چون به حکومت و قدرت و امکانات وابستگی ندارند، ملاک و معیار مناسبی برای قضاوت می باشند.
    از دیدگاه نهج البلاغه، کارگزار حکومتی باید به طور مستمر با مردم ارتباط داشته باشد و آنان با احساس امنیت و بدون لکنت زبان، به صورت صمیمانه با او به گفتگو بپردازند و مشکلات و پیشنهادات خود را مطرح کنند و در این میان، برخورد کارگزار باید به شکلی باشد که این احساس امنیت را برای افراد تأمین نماید. حضرت امیر در این رابطه می فرمایند:
    فلا تکلمونی بما تکلم به الجبابره - و لا تتحفظوا منی بما یتحفظ به عند اهل البادره - و لا تخالطونی بالمصانعه(141)
    پس با من چنان که با پادشاهان سرکش سخن می گویید، حرف نزنید و چنان که از آدم های خشمگین کناره می گیرند، دوری نجویید و با ظاهر سازی با من رفتار نکنید.

    امضاء


  10. Top | #69

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    12,801
    تشکر
    962
    مورد تشکر
    1,417 در 966
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    آن گاه در رابطه با ارتباط مستقیم می فرماید:
    فلا تطولن احتجابک عن رعیتک - فان احتجاب الولاه عن الرعیه شعبه من الضیق - و قله علم بالامور - و الاحتجاب منهم یقطع عنهم علم ما احتجبوا دونه - فیصغر عندهم الکبیر و یعظم الصغیر - و یقبح الحسن و یحسن القبیح - و یشاب الحق بالباطل(142)
    هیچ گاه خود را فراوان از مردم پنهان مدار که پنهان بودن رهبران، نمونه ای از تنگ خویی و کم اطلاعی در امور جامعه می باشد. نهان شدن از رعیت، زمامداران را از دانستن آنچه بر آنان پوشیده است، باز می دارد. پس کار بزرگ، اندک و کار اندک، بزرگ جلوه می کند. زیبا، زشت و زشت، زیبا می نماید و باطل به لباس حق در می آید.
    از دیگر حقوقی که امام رعایت آن را برای حاکم لازم شمرده است، می توان از آزادی مشورت و نفی استبداد، انتقاد پذیری حکومت، نصیحت امام مسلمین (مسؤولیت فرد در قبال جامعه)، جلب رضایت عامه مردم، حق اطلاع یابی مردم از اخبار، حفظ اسرار امام، عدالت اجتماعی، توسعه و اصلاحات اجتماعی نام برد.
    در حکومت دینی، حتی مشرکین و اقلیت های دینی(143) نیز دارای حق و حقوقی می باشند و بر حکومت دینی لازم است که حقوق آنان را مراعات کند. نهج البلاغه در یکی از نامه ها که برای کارگزاری در منطقه فارس که مردم آن منطقه از اقلیت های دینی محسوب می شوند، نگاشته شده؛ چنین برخوردی را نقل می کند:
    امضاء

  11. Top | #70

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    12,801
    تشکر
    962
    مورد تشکر
    1,417 در 966
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اما بعد - فان دهاقین اهل بلدک شکوا منک غلظه و قسوه - و احتقاراً و جفوه(144)
    همانا دهقانان مرکز فرمانداری ات، از خشونت، قساوت، تحقیر کردن مردم و سنگدلی تو شکایت کردند.
    نکته قابل توجه در این فراز و قبل از پرداختن به مقصود نامه، نظارت و دقت حضرت بر اعمال کارگزاران حکومت و این که به راحتی بتوانند نسبت به حاکم، علیه کارگزاران شکایت کنند و حرف دل خود را بزنند، می باشد و این نکته حائز اهمیت است و بحث بعدی این که حضرت نمی فرماید: من شکایت دارم و سخنان آنان را تأیید نمی کند؛ بلکه به نقل از آنان چنین شکوائیه ای را مطرح می کند، سپس می فرماید:
    و نظرت فلم ارهم اهلا لان بدنوا لشرکهم - و لا ان یقصوا و یجفوا لعهدهم
    من درباره آن ها اندیشیدم. نه آنان را شایسته نزدیک شدن یافتم؛ زیرا مشرکند و نه سزاوار قساوت، سنگدلی و بد رفتاری هستند؛ زیرا با ما هم پیمانند.
    در این جا، حضرت به هم پیمانی و در ذمه مسلمین بودن آنان اشاره دارد و کار گزارش را از برخورد تند همراه با قساوت و سنگدلی بر حذر می دارد؛ آن هم به علت این که هم پیمان هستند و مسلمین باید در روابط اجتماعی خود، بر عهد و پیمان خود استوار باشند و حتی حقوق مشرکین را نیز رعایت کنند.
    حتی رعایت حقوق حیوانات نیز از چشم حاکم اسلامی و کارگزاران وی نباید دور باشد. در این رابطه (هنگامی که حیواناتی به عنوان اموال خداوند و زکات از مردم گرفته شده و به دست کارگزاران و مأمورین حکومتی به مرکز فرستاده می شود)، نهج البلاغه می فرماید:
    و لا توکل بها الا ناصحاً شفیقاً و امیناً حفیظاً - غیر معنف و لا مجحف و لا ملغب و لا متعب - ثم احدر الینا ما اجتمع عندک - نصیره حیث امر الله - فاذا اخذها امینک - فاوعز الیه الا یحول بین ناقه و بین فصیلها - و لا یمصر لبنها فیضر ذلک بولدها - و لا یجهدنها رکوباً - و لیعدل بین صواحباتها فی ذلک و بینها - و لیرفه علی اللاغب - و لیستان بالنقب و الظالع(145)
    در رساندن حیوانات، آن ها را به دست چوپانی خیرخواه، مهربان، امین و حافظ که نه سخت گیر باشد و نه ستمگر، نه تند براند و نه حیوانات را خسته کند، بسپار؛ سپس آنچه از بیت المال جمع آوری شد، برای ما بفرست تا در نیازهایی که خدا اجازه فرموده، مصرف کنیم. هر گاه حیوانات را به دست امین سپردی، به او سفارش کن بین شتر و نوزادش جدایی نیفکنده و شیر آن را ندوشد تا به بچه اش زیانی وارد نشود. در سوار شدن بر شتران عدالت را رعایت کند و مراعات حال شتر خسته یا زخمی را که سواری دادن برای او سخت است، بنماید.
    و لیوردها ما تمر به من الغدر - و لا یعدل بها عن نبت الارض الی جواد الطریق - و لیروحها؛ سر راه آن ها را درون آب ببرد و از جاده هایی که در طرف آن علفزار است، به جاده بی علف نکشاند و هر چند گاه، شتران را مهلت دهد تا استراحت کنند و هرگاه به آب و علفزار رسید، فرصت بدهد تا علف بخورند و آب بنوشند.
    انسان با دقت در این فرمایشات و بخشنامه های صادره از نهج البلاغه، در شگفت می ماند که دین حتی نسبت به جزئی ترین مسائل نظر می دهد و خواستار رعایت حقوق جانوران می شود. چگونه می شود دینی که حتی راضی نمی شود در مسیر راه بین شتر و نوزادش جدایی افتد، حقوق مردمی که خواستار چنین حکومتی شدند یا تحت سایه این چنین حکومتی شدند یا تحت سایه این چنین حکومتی با مسلمین هم پیمان گشتند، ضایع گردد و چگونه می توان حکومت دینی را متهم به عدم رعایت حقوق بشر نمود؟ این کلمات جز از زبان مغرضین و یا از سوی کسانی که اطلاع درستی از متون و پیام های دین ندارند، صادر نمی شود. خداوند همه را هدایت کند.


    2 - 3 - حقوق اقتصادی (عدالت، امنیت، مدیریت اقتصادی و...)

    در بحث های شاخصه ها و ویژگی های حکومت دینی، از ویژگی هایی همچون عدالت امنیت و... بحث شد که در واقع، رعایت آن، ادای حقوق مردم می باشد. [توجهی ] که نهج البلاغه در مسائل به ظاهر کوچک و غیر قابل اعتنا دارد، با آن اهداف متعالی که در متن آن می باشد، نشان از جامع بودن این ایده و این حکومت مترقی دارد. هنگامی که حضرت در رابطه با مسائل اقتصادی و مالیات سخن می گوید، به نکاتی اشاره دارد که اشاره به آن برای کسانی که متولی امور اقتصادی می باشند، حائز اهمیت می باشد.
    و لیکن نظرک فی عماره الارض - ابلغ من نظرک فی استجلاب الخراج - لان ذلک لا یدرک الا بالعماره - و من طلب الخراج بغیر عماره اخرب البلاد - و اهلک العباد و لم یستقم امره الا قلیلا(146)
    باید تلاش تو در آبادانی زمین بیشتر از جمع آوری خراج باشد که خراج جز با آبادانی فراهم نمی گردد و آن کس که بخواهد خراج را بدون آبادانی مزارع به دست آورد، شهرها را خراب و بندگان خدا را نابود می سازد و حکومتش جز اندک مدتی دوام نیاورد.
    نهج البلاغه تمامی اخذ مالیات و گرفتن مال مردم را جز برای آنان و رفاه آنان نمی داند و اگر چنین عمل شود، مردم با رغبت مالیات ها را می پردازند و در این راه حکومت را یاری می کنند.
    بهبود زندگی مردم، افزایش در آمدها و بهره مندی آنان از بیت المال نیز از وظایف مهم حکومت علوی بود. دولت اسلامی نه تنها برای تأمین نیازهای اساسی از کار افتادگان و بازنشستگان و فقرا تلاش می کند، بلکه می کوشد تا جامعه اسلامی از رفاهی شایسته شأن خود برخوردار باشد. امام علی (علیه السلام) افزایش در آمدهای مردم را حق مردم بر دولت می شمارد: فاما حقکم علی... و توفیر فیئکم علیکم.(147) تنظیم مسائل اقتصادی جهت فراوانی بیت المال، همچنین اموری مثل نظارت بر بازار و تنظیم آن، از وظایف کارگزاران می باشد. در اصول کافی روایت شده است که علی (علیه السلام) در حالی که تازیانه ای در دست داشت، در بازارها قدم می زد و هر کس را که کم فروشی و یا در تجارت غش می نمود، با آن می زد. و مواردی از قبیل که در بحث های اقتصادی حکومت به آن اشاره خواهیم کرد.(148)
    نهج البلاغه رعایت حقوق اقتصادی مردم را آن چنان حائز اهمیت می داند که با توجه و عنایات خاص، روایات مربوط به بازار و رونق آن و روایاتی که در زمینه اهمیت تجارت و تشویق مؤمنین به تجارت وارد شده است و همچنین روایاتی که خرید و فروش را مایه عزت مؤمن قلمداد می کند را ذکر می نماید؛ ولی این بازار باید تحت نظارت شدید کارگزاران باشد تا حقوق مردم رعایت شود. از طرف دیگر، این یک نقطه ضعف بزرگ برای مسؤولین حکومت می باشد که در آن، سرمایه داران، زمینه زیان رساندن به مردم را فراهم کنند و آنان توانایی مقابله با این گونه افراد را نداشته باشند. حضرت به مالک اشتر می فرماید:
    و اعلم مع ذلک ان فی کثیر منهم ضیقاً فاحشاً - و شحاً قبیحاً - و احتکاراً للمنافع و تحمکماً فی البیاعات - و ذلک باب مضره للعامه - و عیب علی الولاه؛(149) با این وجود، بدان که بسیاری از (بازاریان) را روش ناشایسته است و حریص اند و بخیل. احتکار می کنند و به میل خود برای کالای خود بها می گذارند. با این کار به مردم زیان می رسانند و برای والیان نیز مایه ننگ و عیب است.
    جلوگیری از احتکار نیز که در این نامه مورد اشاره واقع شده است،(150) در راستای رعایت حقوق مردم است که همان خواسته پروردگار می باشد. تلاش در جهت ثبات قیمت ها و سیاست های تشویقی حضرت برای پایین نگه داشتن قیمت ها و مدارا نمودن با مصرف کنندگان، در کنار تدابیر حقوقی و عملی حضرت برای حمایت از قیمت های عادلانه و مبارزه با گران فروشی، احتکار، انحصار در جهت مهار قیمت ها و رفاه عمومی و رونق بازار صورت می گرفت.
    به صورت کلی، در نزد امام علی (علیه السلام)، اندیشه اقتصادی بر پایه مسؤولیت پذیری است؛ چرا که وی در برابر مردم مسؤول است. او در برابر فقرا مسؤول است و در برابر هر قطعه زمین بایری مسؤول است و باید آن را احیا کند تا گرسنه ای در جهان باقی نماند.
    در اندرزهای امام این نکته روشن است که ایجاد تعادل اقتصادی و رعایت حقوق مردم در این رابطه نیز، از سیاست های حکومت ترسیم شده در نهج البلاغه می باشد. امام باقر (علیه السلام) در این رابطه می فرماید: امیرالمؤمنین (علیه السلام) هر روز صبح زود در کوفه حرکت می کرد و در بازارهای کوفه، بازار به بازار می گردید و تازیانه ای بر دوشش بود که دو لبه داشت و السیبیه نامیده می شد. ایشان در هر بازاری ایستاده و ندا می کرد: ای گروه تجار! از خدای عزیز و بزرگ بترسید. وقتی اهل آن بازار صدای حضرت را می شنیدند، هر چه در دست داشتند، رها کرده، گوش ها را تیز کرده و با قلب هایشان به سخنان او گوش می دادند. سپس حضرت می فرمود: در طلب خیر پیشی گیرید و با آسان گرفتن بر بندگان خدا تبرک جویید و به خریداران نزدیک شوید و خود را با علم و بردباری زینت دهید. از قسم خوردن بپرهیزید، از دروغ گفتن دوری جویید، ظلم نکنید و با مظلومان انصاف به خرج دهید و به ربا نزدیک نشوید. در کیل و وزن کردن، حق آن را وفا کنید (کم نفروشید) و اجناس مردم را کمتر از آنچه هست، بر ندارید و در زمین فساد نکنید. حضرت علی (علیه السلام) در همه بازارها می گردید و سپس برای رسیدگی به امور مردم جلوس می فرمود.(151) حضرت همچنین بر قیمت ها نظارت می کردند و به کسی که کم فروشی یا در معامله غش می کرد، تازیانه می زدند و ندا سر می دادند که هر کس انواع ماهی بدون فلس را بفروشد، با این تازیانه او را خواهم زد.(152)
    امضاء

صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی