صفحه 15 از 15 نخستنخست ... 51112131415
نمایش نتایج: از شماره 141 تا 147 , از مجموع 147

موضوع: حکومت در نهج البلاغه

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #141

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    11,488
    تشکر
    994
    مورد تشکر
    1,483 در 990
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ضرورت نیاز به حجت و امام از مسائلی است که نهج البلاغه نسبت به آن اهتمام زیادی دارد و به گفته سید رضی، کمتر خطبه و منبری بود که حضرت بر آن قرار می گرفت مگر این که قبل از شروع به خطبه می فرمود:
    ایها الناس اتقوا الله فما خلق امرو عبثا فیلهو - و لا ترک سدی فیلغو(299)
    ای مردم! اطاعت خدا را بکنید. هیچ انسانی بدون هدف و بیهوده خلق نشده تا لهو پیشه کند و دل مشغول باشد و هیچ کس رها نشده تا هر چه خواهد، انجام دهد و بار تکلیف و مسؤولیت را وانهد.
    هیچ فردی بیهوده و بدون هدف آفریده نشده تا دل مشغول دارد، قوای فکری خود را به کار نگیرد، متذکر اهدافی که خدا برایش رسم کرده، نشود و به لذت های فناپذیر روی بیاورد. هیچ انسانی رها نشده و آزاد نیست و بدون مسؤولیت و تکلیف نمی باشد تا هر کاری که بخواهد، انجام دهد؛ سرگرم شود و از راه بماند.
    بنابراین، خلقت آدمی هدف دار است و عبث نیست و آدمی برای رسیدن به آن اهداف، دارای برنامه است. در همه مراحل به انسان توجه شده و برای او تکلیف و مسؤولیتی تعیین گردیده تا بتواند با مسؤولیت پذیری و انجام آنچه از او خواسته اند، به هدف راه یابد و به ملاقات حق بشتابد. آن حضرت در خطبه دیگری می فرماید:
    فان الله سبحانه لم یخلقکم عبثاً و لم یترککم سدی - و لم یدعکم فی جهاله و لا عمی قد سمی آثارکم - و علم أعمالکم و کتب آجالکم - و انزل علیکم الکتاب تبیاناً لکل شی ء(300)
    خداوند سبحان شما را به عبث نیافریده و بی هدف وا نگذاشته و در نادانی و نابینایی رها نساخته است. آنچه را باید به انجام رسانید، معلوم کرده و به کردارتان آگاه است و مدت عمر شما را معین کرده است و برای شما کتابی نازل کرده است که بیان دارنده هر چیزی است.
    در واقع، اگر خدا برای این دنیا برنامه ای را تدارک دیده، آدمی را نسبت به آن بی خبر قرار نداده و او را در ظلمت رها نکرده است؛ زیرا او را به خیر و شر و نور و ظلمت راهنمایی کرد. برای چگونه زیستن او کتاب نازل کرد و برای با چه کسی رفتن، نبی و رسول را برانگیخت و بایدها و نبایدها و راه را با اکمال دینش به پایان برد. پس حجت را بر انسان تمام و برای او مواضع عذر را بیان کرد. آن گاه حضرت امیر (علیه السلام) بعد از مرحله معرفت و شناخت حق و مبدأ و راهنما، به چگونگی آمادگی آدمی اشاره دارد.
    بنابراین، زمانی که بدانیم سعادت ما در گرو اطاعت از حجت خدا است؛ با این دیدگاه، چه استبداد و انحصاری پیش می آید؟ هر چه امر و نهی او مورد پسند من نباشد، ولی خیر من در گرو آن است و رشد و کمال من در آن نهفته شده است و در نهایت، با این دیدگاه و با آن معرفت و عشق و احساس که در اطاعت از آن لحاظ شده است، نظارت، کنترل و نفوذ برای حکومت دینی، یک کمال منظور می گردد.
    اما در پاسخ این مسأله که چطور آن ها کنترل شود و چه راه هایی برای کنترل آن ها وجود دارد، باید گفت که در مورد معصوم، عامل کنترل قدرت و جلوگیری از فساد، ظلم، تجاوز و اشتباه به عصمت باز می گردد که ضرورتش از آگاهی به تمامی راه انسان ها و آزادی از تمامی جاذبه ها و کشش ها به دست می آید.
    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #142

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    11,488
    تشکر
    994
    مورد تشکر
    1,483 در 990
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اما در غیر معصوم و ولی فقیه یا حاکم عادل، عامل کنترل متعدد است: فقها و رقبای دیگر، قانون اساسی، منابع دینی، خبرگان و شوراها، آگاهی و نظارت و بیداری مردم و مطبوعات در میان است. در واقع، عامل کنترل ولایت فقیه، مثل عامل کنترل تمامی زمامداران در حکومت های دمکرات، از شوراها، مطبوعات، احزاب مخالف و رقیب و قانون تشکیل می شود و همین نظارت است که در صورت جدایی از عدالت و یا صفات کلی رهبری، حاکم را غاصب و مبارزه با او را لازم می داند. پس ولایت فقیه، همان مکانیزم های کنترل از فقها و عدول مؤمنین را دارا می باشد.
    این در فقه شیعه است که حاکم با خروج از عدالت و قصد ظلم و فساد، از مقام عزل می شود و غاصب باقی می ماند. در واقع، به نظر می رسد که این شبهه و به این شکل به ولایت فقیه شوریدن، از جایگاه دیگر برخاسته و ولایت رسول و معصوم را مورد تهاجم قرار دادن است؛ والا، ولایت فقیه با دو مکانیزم همراه است: یک درونی و عدالت است و دیگری بیرونی و نظارت.
    در مورد آزادی، چه آزادی بیان، چه آزادی اعتقاد و چه آزادی در رفتار و کردار، در بحث آزادی که از اهم وظایف حکومت دینی بود، به تفصیل سخن گفته شد. نشان دادیم آن آزادی که حکومت دینی به مردم ارائه می دهد، همان آزادی است که با سرشت و فطرت انسان ها عجین شده و مطلوب ترین آن هاست.
    در این جا می توان به جواب نقضی هم پرداخت که کدام حکومت می باشد که این محدودیت را نداشته باشد؟ اگر اسلام و حکومت دینی، همان طوری که تبیین شد محدودیت هایش برگرفته شده از کلام وحی و متون دین است و در واقع، از حاکم و خالق این هستی برخاسته و مطابق با آفرینش و فطرت و حرکت رو به رشد انسان ها مطرح است؛ حکومت های دمکرات و لیبرال با انواع و اقسام وسایل، این محدودیت ها را ایجاد می کنند.
    آنان با حذف های برنامه ریزی شده، ترورهای پنهانی و آشکار، خرید و فروش های آزاد، برنامه های تبلیغاتی و خناس های وسواس، شدیدترین نوع استبداد را به شکل نوین خود همراه دارند. آنان با تمامی وسعت، از تحمل ادعایی در مقابل جریان های مخالف (حتی در پوشش و لباس)(301) عاجزند؛ چه رسد به مخالفت با حکومت و خطمشی سیاست جهانی. آن جا همه چیز با جریان های مافیایی و جاسوسی و بارهای تبلیغاتی و... کنترل می شود و هر چه با منافع ادعایی آنان هماهنگ نباشد، باید نابود شود(302).
    امضاء

  4. Top | #143

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    11,488
    تشکر
    994
    مورد تشکر
    1,483 در 990
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    3 - حکومت دینی آفت پذیر است


    این شبهه در مورد کار بردن نبودن و موفقیت نداشتن حکومت دینی، یکی به خاطر آفت پذیری بیش از حد حکومت دینی است و دیگر به خاطر بارهای سنگین و محدودیت های گوناگون حکومت دینی که غرامت هایی می آورد و غنیمتی ندارد و مردم با دیدن مشکلات به دین بدبین می شود(303).
    برای تبیین این شبهه و آثار آن می توانیم به تاریخ مراجعه کنیم. آن جا که مالک اشتر - سردار بزرگ علی (علیه السلام) - از سهم خود می گذرد تا سردارها به سوی معاویه نروند که علی قبول نمی کند و می فرماید:
    أن أطلب النصر بالجور - فیمن ولیت علیه(304)؛ آیا پیروزی را با جور بر کسانی که سرپرستی آنان را به عهده دارم، طلب کنم.
    در این صورت، آیا انتظار پیروزی باقی می ماند؟ حکومت های دیگر نه با جور که با ظلم هم پیمان می شوند و به مقصد فکر می کنند. ناچار حکومت دینی با این نقطه ضعف آدمی گرفتار می ماند و معاویه ها مسلط می شوند. کسی که از هر وسیله برای هدفش استفاده می کند، قرآن ها را بالای نیزه می برد، مرگ و شهادت عمار را به علی (علیه السلام) نسبت می دهد(305) و از هر خدعه و فریبی بهره می گیرد. مؤمنی که تنها از یک راه می تواند بهره برداری کند و از راه حق و به خاطر حق می تواند حرکت کند و باید سعی داشته باشد که باطلی از حق او سهم نگیرد: رب بما أنعمت علی فلن اکون ظهیراً للمجرمین(306)؛ بسیار متفاوت است. در این آیه، موسی (علیه السلام) از درگاه الهی می خواهد که: پروردگارا! با آن چه که تو به من بخشیده ای، پشتیبان گناهکار نباشم. و این همه بسیار سخت است.
    علاوه بر این که آدم ها در برابر ثروت و جلوه های دنیا نقطه ضعف دارند. گندم ری چشم ها را کور و گوش ها را کر می کند. داستان ابن سعد افسانه نیست. دغدغه و بی خوابی و تصمیم نهایی او در برابر گندم ری، نشان از کشش های دنیا و کوشش های دل آدمی دارد و با این ضعف حکومتی که نمی تواند سردارها را راضی نگه دارد، چه می توان کرد؟
    طلحه و زبیر پس از بیعت با علی و ناامیدی از امتیازهای بیشتر به سوی مکه آمدند و گفتند: نرید العمره حضرت از آن ها پرسید: چرا می روید؟ و به آن ها گفت: بل تریدان الغدره؛ می خواهید پیمان بشکنید و بی وفایی کنید؟ آن ها به جد پیمان بستند؛ ولی آمدند و جنگ جمل را به پا کردند، بصره را گرفتند و مردان علی (علیه السلام) را سر بریدند، بیت المال و درهم و دینارها را به دست گرفتند و بر این زردها و سرخ ها و سفیدها خود را سزاوارتر از علی دانستند.
    همین ضعف را در حکومت امام حسن (علیه السلام) و قیام امام حسین (علیه السلام) نیز مشاهده می کنیم ولی اهل دنیا و معاویه و ابن زیاد با این آفت ها مشکل ندارند؛ چرا که یا خریداری می کنند و یا می کشند و پنهان کشی می نمایند. آن ها از نقطه ضعف ها به تسخیر و استثمار می رسند و اگر ناامید شدند، به وسیله شمشیر و ترور، صحنه را صاحب می شوند.

    امضاء

  5. Top | #144

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    11,488
    تشکر
    994
    مورد تشکر
    1,483 در 990
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    جواب شبهه


    بهتر است برای رد این شبهه، ابتدا به سراغ نهج البلاغه برویم که اصولی ترین شیوه را تبیین نموده و حرف آخر را در این زمینه بیان کرده است:
    قد یری الحول القلب وجه الحیله و دونها مانع - من امر الله و نهیه - فیدعها رای عین بعد القدره علیها - و ینتهز فرصتها من لا حریجه له فی الدین(307)
    گاهی مرد آگاه به تحول و تقلب اوضاع و دگرگونی حالات، چهره حیله و مکر را می بیند؛ در حالی که میان او و حیله مانعی از تقوا و اطاعت خداوند جلوگیر است. اما آن کس که از گناه و مخالفت با دین پروا ندارد، از فرصت ها برای نیرنگ بازی استفاده می کند.
    به راستی، تمام مسائلی که در این شبهه بیان شد، نقاط قوت حکومت های دینی است؛
    چون بنای حکومت دینی این است که با زمینه سازی برای انتخاب آدمی و فراهم آوردن نجدین پیش پای او و با اقبال و ایمان مؤمنین، در مقابل کسانی بایستد که چشم پوشیده اند، کفر ورزیده اند و پشت کرده اند.
    در واقع، این بهترین نوع تربیت انسانی و بار سنگین حکومت دینی است که می خواهد با آزادی و انتخاب افرادی که به شکل طبیعی، گرایش به شهوت، آرزوها، جلوه ها و امکانات دنیا دارند؛ رو به هدف هایی بگذارد که رشد آن ها را به دنبال دارد. آیا باید از هدف و روش و از شکل چشم پوشید و با جور، ظلم، حذف، ترور و یا خرید و فروش آدم ها به مقصد رسید؟
    حاکمان دینی یارانی می خواهند که نقطه ضعف ها را شناخته و برای امری صعب؛ یعنی حکومت سختی آفرین، آماده شده باشند.
    امیرالمؤمنین به نصیحت ناصحان که می گفتند: امتیاز بده و مسلط شو و سپس امثال معاویه و طلحه و زبیر را از داخل و خارج منهدم کن، بارها این نکته را گوشزد کردند که نمی توان از هدف چشم پوشید و نمی توان با پای باطل به حق رسید و نمی توان با روش حذف و قتل مخالفین که هنوز اقدامی نکرده اند و هنوز آتش نیفروخته اند، به امن و ثبات رسید.
    همان تقوا، پاکدامنی و خداترسی حکومت های دینی و رهبران آن باعث شد که نامشان در تاریخ به نیکی برده شده و در واقع، زنده تاریخ باشند و پیروز این میدان.
    در واقع، این ها می خواهند که در انسان ها زمینه انتخاب پدیدار شود:
    لیهلک من هلک عن بینه و یحیی من حی عن بینه(308)
    تا هر کس که می خواهد، با روشنی و آگاهی به هلاک و زندگی راه بیابد.
    حاکمان دینی این راه را انتخاب کردند و برای تربیت و سازندگی سفارش کردند و از شیعه انتظار اقدام و هماهنگی داشتند و اگر این ها جواب ندادند، باز هم نمی توان از هدف چشم پوشید که ظلم، زمینه ساز قسط است.
    در واقع، یکی از اصول سیاست های امام (علیه السلام) این بود که در اوج قدرت، ارزش ها را فراموش نمی کرد. هر چند حس انتقام گیری از دشمن، او را بر نادیده گرفتن این اصول وادار می نمود؛ ولی امام فردی نبود که تسلیم احساسات دور از منطق شود (اگر چه مملو از خشم و غضب نسبت به دشمن باشد). داستان جنگ صفین و امکان استفاده از شریعه فرات برای شکست دشمن و عدم انتخاب این راه از طرف امام، گویاترین اشاره به التزام عملی امام به اصول ارزشی می باشد.

    امضاء

  6. Top | #145

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    11,488
    تشکر
    994
    مورد تشکر
    1,483 در 990
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    4 - لازمه حکومت دینی اجبار و اکراه است

    اگر دین بخواهد حکومت کند، بدون پشتوانه قدرت نخواهد بود و قدرت هم باعث اکراه مردم خواهد شد؛ زیرا حاکم قادر، اولاً: امت را وادار به پذیرش قبلی قوانین دین می کند؛ ثانیاً: آنان را وادار به اجرای آن قوانین می کند و ثالثاً: در صورت تخلف، آنان را کیفر می دهد. پس حکومت دینی با سه اکراه همراه است و این دو اشکال دارد:
    اولاً: لا اکراه فی الدین؛ در دین هیچ اجباری نیست(309). انا هدیناه السبیل اما شاکراً و اما کفوراً(310).
    ما راه را به او نشان دادیم؛ خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس.
    ذات اقدس اله، به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: لست علیهم بمصیطر(311)؛ برای آنان راه تسلطی نداری و ما علی الرسول الا البلغ(312)؛ بر پیامبر خدا، وظیفه ای جز ابلاغ (رسالت) نیست.
    یعنی شأن حضرت رسول را فقط منحصر در تبلیغ می کند.

    امضاء

  7. Top | #146

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    11,488
    تشکر
    994
    مورد تشکر
    1,483 در 990
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    جواب شبهه


    در بحث آزادی به این نکته اشاره کردیم که این شبهات بر اساس این معنا شکل گرفته است که آزادی یعنی رها بودن انسان؛ در حالی که حقیقت آزادی یک ارزش و فضیلت و رهایی و بی بند و باری یک رذیلت است. به هر حال، انسان یا دین را قبول می کند و یا نفی می کند و برای او یکی از این دو عقیده حق است و دیگری باطل. وقتی یکی حق شد و دیگری باطل، انسان که بین حق و باطل آزاد نیست؛ بلکه باید یکی را قبول کند. بنابراین، از تحلیل معنای آزادی به محدودیت آن می رسیم و ثانیاً: مراد از لا اکراه فی الدین این است که فهم دین و باور عملی پیدا کردن به یک گزاره دینی، اکراه پذیر نیست؛ یعنی خودتان را به زحمت نیندازید. در دین اکراه نکنید و این جا تعلیم و ارشاد است، نه تکلیف. یعنی این که نمی توان عقاید دینی را با اکراه ایجاد کرد. خلاصه، مفاد آیه ناظر به امر تکوینی است که کاری به باید و نباید ندارد؛ بلکه در محدوده بود و نبود سخن می گوید.
    بنابراین، کسی که وارد فضای دین اسلام شد، دیگر نمی تواند بگوید: من به دستورهای دینی پایبند نخواهم بود؛ چون خداوند فرمود: لا اکراه فی الدین؛ زیرا همان طوری که گفته شد، مفاد این جمله مربوط به فضای تکوین است و ارتباطی با فضای تشریع ندارد. در فضای تشریع، مضمون: ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا(313) حاکم است. اگر پیام قرآن این باشد که انسان در فضای تشریع آزاد است، پس این همه وعید بر عذاب برای چیست؟ خداوند می فرماید: اگر کسی پیام انبیا را گوش نداد و کافر شد و کافر مرد، در قیامت خواهیم گفت:
    خذوه فغلوه ثم الجحیم صلوه ثم فی سلسله ذرعها سبعون ذراعاً فاسلکوه(314)
    او را بگیرید و با غل ببندید و در دوزخ اندازید...
    پس معلوم می شود که به بند کشیدن و عذاب نمودن، برای این است که انسان بعد از این که حق را از باطل شناخت و مفاد: قد تبین الرشد من الغی(315) برای او حاصل شد، دیگر آزاد و رها نمی باشد؛ بلکه تکلیف دارد که مقررات الهی را در زندگی خود مراعات کند. بنابراین، وقتی فضای فرهنگی جامعه تأمین شد؛ یعنی معلوم شد که چه چیزی واجب است و چه چیزی حرام، چه کاری معصیت است و چه عملی اطاعت، از آن مرحله به بعد نوبت به امر به معروف می رسد.
    به عبارت دیگر، اگر فضای فرهنگی جامعه به نصاب رسید و این شخص، گروه و حزب و دسته می دانند که چه چیزی حلال است و چه حرام، ولی عالماً و عاملاً بخواهند معصیت کنند؛ نوبت به امر به معروف و نهی از منکر با طی مراحل آن می رسد و این امر و نهی به منزله بهداشت است و به این معنا که گناه انجام نشود و اگر کسی بدون عذر در حال علم و عمل گناهی را مرتکب شود، آن گاه نوبت به قضا و کیفر می رسد که این کار به منزله درمان است(316).

    امضاء

  8. Top | #147

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    11,488
    تشکر
    994
    مورد تشکر
    1,483 در 990
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    ...................) Anotates (.................


    1) پیام امام به مناسبت برگزاری کنگره هزاره نهج البلاغه، اردیبهشت 1360، تهران، به نقل از نهج البلاغه از دیدگاه مقام رهبری در مقدمه.
    2) نهج البلاغه از دیدگاه مقام معظم رهبری (مقدمه).
    3) اقرب الموارد، ج 2، ص 218؛ معجم مقائیس اللغه حکم و هو المنع و سمیت حکمه الدابه لانها تمنعها.
    4) همان؛ فرهنگ فارسی عمید، ص 428؛ نظام حکومتی در اسلام به نقل از قاموس، ج 4، ص 98.
    5) سوره مائده، آیه 48.
    6) نظام حکومتی و اداری در اسلام، به نقل از محمد مسلوم، مذکور در مباحث حکم.
    7) احمد واعظی، حکومت دینی، ص 18.
    8) دین به معانی دیگری از قبیل: ملت، مذهب، کیش، آیین، ورع، طاعت، مکافات و... آمده است. (فرهنگ عمید).
    9) احمد واعظی، همان، ص 21.
    10) احمد واعظی، حکومت دینی، ص 21.
    11) علامه طباطبایی، المیزان، ج 2، ص 120.
    12) در این قسمت می توان به بحث مفصلی که آقای احمد واعظی در کتاب حکومت دینی بیان نموده اند مراجعه کرد.
    13) آقای واعظی در کتاب حکومت دینی، هفت تفسیر و مدل از تعریف و ترکیب حکومت و دین ارائه می دهند و در نهایت، تفسیر هفتم را می پذیرند.
    14) کتاب نقد، شماره های 4 و 5، ص 311.
    15) همان، ص 294؛ به نقل از خدمات متقابل، ص 386.
    16) نهج البلاغه، خطبه 127.
    17) نهج البلاغه، خطبه 151.
    18) همان، خطبه 201.
    19) منتخب المیزان الحکمه، ص 102، ماده جماعه.
    20) همان.
    21) حکومت دینی، صص 263 - 265.
    22) نهج البلاغه، خطبه 192.
    23) سوره شعراء، آیه 17.
    24) سوره مائده، آیه 24.
    25) نهج البلاغه، خططبه 160.
    26) سوره بقره، آیه 246.
    27) سوره ص، آیه 26.
    28) سوره بقره، آیه 61.
    29) نهج البلاغه، حکمت 317.
    30) همان، خطبه 73.
    31) نهج البلاغه، خطبه سوم.
    32) اعشی لقب ابو بصیر، میمون بن قیس است.
    33) سوره آل عمران، آیه 159.
    34) همان.
    35) نهج البلاغه، حکمت 214.
    36) به طور کلی، در این حکومت، خشونت باعث تجمع است، نه همدلی و وفاق؛ زیرا از شر حاکم ایمن نیستند و از او می ترسند.
    37) آیت الله سبحانی در کتاب آیین وهابیت از کتابی نام می برد که یزید بن معاویه را امیرالمؤمنین معرفی می کند و در آن کتاب، حسین بن علی (علیه السلام) به خاطر خروج بر خلیفه مسلمین، مهدور الدوم معرفی می شود.
    38) ابن میثم در شرح خود، معالم الدین را این طور معنا می کند: هی الاثار التی نهتدی بها؛ معالم به چیزهایی گفته می شود که به واسطه آن، انسان ها هدایت می شوند.
    39) نهج البلاغه، خطبه 3.
    40) نهج البلاغه، خطبه 3.
    41) سوره فجر، آیات 27 - 30.
    42) سوره کهف، آیه 10.
    43) نهج البلاغه، خطبه اول.
    44) همان.
    45) همان، خطبه 97.
    46) نهج البلاغه، خطبه 33.
    47) نهج البلاغه، خطبه 40.
    48) نهج البلاغه، خطبه 131.
    49) نهج البلاغه، خطبه 40.
    50) اشاره به شبهات کلام جدید و نظریه دکتر سروش.
    51) نهج البلاغه، خطبه شقشقیه.
    52) نهج البلاغه، خطبه 172.
    53) به عنوان نمونه، حدیث منزلت انت منی بمنزله هارون من موسی را سعد از رسول خدا (ص) درباره امیرالمؤمنین (علیه السلام) شنیده و بارها نقل کرده بود.
    54) نهج البلاغه، خطبه 172.
    55) این جمله از مرحوم مهندس بازرگان، در مجله کیان، شماره 38 نقل شده است.
    56) حادثه سقیفه منظور همان سقیفه بنی ساعده است که در آن، ابوبکر به عنوان خلیفه انتخاب شد.
    57) درباره این مطلب، به نامه 62 حضرت، خطاب به مردم مصر نیز می توان اشاره کرد.
    58) آن حضرت، در خطبه قاصعه (192)، مردم را از بازگشت مجدد به اخلاق جاهلیت بر حذر داشته است.
    59) نهج البلاغه، نامه 23.
    60) نهج البلاغه، نامه 62.
    61) نهج البلاغه، خطبه 138.
    62) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 7، ص 35.
    63) نهج البلاغه، خطبه 169.
    64) رسول جعفریان، حیات سیاسی - فکری امامان شیعه، بخش زندگانی امیرالمؤمنین.
    65) نهج البلاغه، خطبه 104.
    66) نهج البلاغه، خطبه 104.
    67) نهج البلاغه، خطبه 50.
    68) روضه الکافی، صص 58 - 63.
    69) موسوعه، ج 4، ص 132.
    70) نهج البلاغه، خطبه 34.
    71) سوره اعراف، آیات 68، 79 و 93.
    72) نهج البلاغه، نامه 53.
    73) نهج البلاغه، خطبه 108.
    74) حماسه حسینی، ج 2، ص 93، انتشارات صدرا، 1361.
    75) سوره نساء، آیه 19.
    76) نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 322.
    77) نهج البلاغه، نامه 53.
    78) همان، خطبه 34.
    79) موسوعه امام علی، ج 4، ص 159.
    80) کمیل می گوید: امیرالمؤمنین دست مرا گرفت و به سوی قبرستان کوفه برد. آن گاه آه پر دردی کشید و فرمود: ای کمیل! قلب ها به سان ظرف هایی هستند که بهترین آن ها فراگیرترین آن هاست. پس آن چه می گویم، نگاه دارد. (نهج البلاغه، حکمت 147).
    81) نهج البلاغه، نامه 53.
    82) همان، خطبه 14.
    83) نهج البلاغه، نامه 53.
    84) همان.
    85) نهج البلاغه، حکمت 177.
    86) همان، نامه 53.
    87) نهج البلاغه، خطبه 118.
    88) همان، خطبه 116.
    89) نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 437.
    90) موسوعه امام علی، ج 4، ص 327؛ به نقل از غررالحکم 10965. ص؟؟
    91) سوره کهف، آیه 51.
    92) اشاره دارد به عزل محمد بن ابی بکر از حکومت مصر و دلجویی از او که در نامه 34 مذکور است.
    93) نهج البلاغه، نامه 20.
    94) همان، نامه 40.
    95) اشاره دارد به خرید خانه توسط شریح بن حارث - قاضی امیرالمؤمنین - به هشتاد دینار و مهمانی تجملاتی که عثمان بن حنیف در آن شرکت کرده بود.
    96) نهج البلاغه، نامه 53.
    97) نهج البلاغه، حکمت 57.
    98) همان، نامه 53 (خطاب به مالک اشتر).
    99) همان.
    100) اتترکون فی ماهاهنا آمنین؛ آیا تصور کردید که در این دنیا قانونی حاکم نیست و شما رها شده اید؛ در حالی که امنیت داشته باشید (سوره شعرا، آیه 146).
    101) نهج البلاغه، خطبه 3.
    102) محمد تقی مصباح یزدی، پرسش ها و پاسخ ها، ص 25.
    103) نهج البلاغه، خطبه 8.
    104) همان، نامه اول.
    105) نهج البلاغه، نامه 53.
    106) همان.
    107) همان، خطبه 216.
    108) نهج البلاغه، نامه 53.
    109) همان، خطبه 90.
    110) نهج البلاغه، خطبه 184.
    111) همان، خطبه 19.
    112) همان، خطبه 172.
    113) نهج البلاغه، خطبه 79.
    114) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 3، ص 186.
    115) نهج البلاغه، حکمت 252.
    116) سوره رعد، آیه 28.
    117) سوره یونس، آیه 62.
    118) نهج البلاغه، خطبه 106.
    119) نهج البلاغه، نامه 51.
    120) نهج البلاغه، نامه 51.
    121) خراج به مالی گفته می شود که مانند اجاره بر زمین خاصی وضع می شود. خراج بی شباهت به مالیات نیست؛ زیرا مالی است که همچون مالیات از طرف دولت و برای حفظ نظام اسلامی، بر صاحبان زمین های خاص وضع می شود و میزان خراج با نظر دولت اسلامی تعیین می شود و دولت با توجه به شرایط مؤدیان، مبادرت به تنظیم آن نماید (مکاسب محرمه امام خمینی، ج 2، ص 279).
    122) نهج البلاغه، نامه 18.
    123) نهج البلاغه، نامه 25.
    124) موسوعه امام علی (علیه السلام)، ج 4، ص 267، به نقل از غرر الحکم، 5684.
    125) نهج البلاغه، نامه 53.
    126) نهج البلاغه، حکمت 332.
    127) نهج البلاغه، نامه 18.
    128) همان، خطبه 1.
    129) نهج البلاغه، خطبه 173.
    130) همان، خطبه 4.
    131) البته در حدود و ثغور این مسأله، بین فقها اختلاف نظر است.
    132) تمامی این تعابیر، در نامه 35 مطرح می باشد.
    133) نهج البلاغه، نامه 34.
    134) همان، خطبه 68.
    135) موسوعه، ج 4، ص 325.
    136) یکی از شهرهای مرزی بین عراق و شام در کنار فرات که امروزه جزو ایالت رمادیه است که کاروان ها از آن جا به حلب می رفتند.
    137) نهج البلاغه، نامه 61.
    138) نهج البلاغه، نامه 61.
    139) همان، نامه 53.
    140) نهج البلاغه، نامه 53.
    141) همان، خطبه 216.
    142) همان، نامه 53.
    143) در بحث اقلیت ها به تفصیل در این باره بحث می شود.
    144) نهج البلاغه، نامه 19.
    145) نهج البلاغه، نامه 25.
    146) نهج البلاغه، نامه 53.
    147) همان، خطبه 34.
    148) کافی، ج 5، ص 151.
    149) نهج البلاغه، نامه 53.
    150) در وسائل الشیعه، ج 17، باب 27، روایاتی در این رابطه وارد شده است.
    151) کافی، ج 5، ص 151.
    152) مکارم الاخلاق، ج 1، ص 249.
    153) بحار، ج 73، ص 348.
    154) نهج البلاغه، نامه 51.
    155) نهج البلاغه، نامه 19.
    156) وسائل، ج 11، ص 49.
    157) نهج البلاغه، خطبه 27.
    158) موسوعه امام علی، ج 4، ص 262.
    159) سوره جمعه، آیات 6 و 7.
    160) داستان جاسوسانی که از اقلیت های بودند و در شیراز دستگیر شدند و از سال ها پیش به این عمل مشغول بودند.
    161) عمید زنجانی، حقوق اقلیت ها، کتاب نقد، ش 18.
    162) نهج البلاغه، حکمت 437.
    163) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 7، صص 35 - 37.
    164) همان.
    165) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 7، صص 35 - 37.
    166) شرح ابن ابی الحدید، ج 7، صص 35 - 43.
    167) نهج البلاغه، حکمت 476.
    168) همان، حکمت 318.
    169) بحار، ج 41، ص 29.
    170) نهج البلاغه، حکمت 160.
    171) نهج البلاغه، حکمت 73.
    172) همان، خطبه 216.
    173) نهج البلاغه، خطبه 216.
    174) نهج البلاغه، خطبه 192.
    175) نهج البلاغه، خطبه 192.
    176) همان، نامه 53.
    177) نهج البلاغه، نامه 53.
    178) نهج البلاغه، نامه 53.
    179) نهج البلاغه، نامه 53.
    180) همان، خطبه 209.
    181) همان، نامه 3.
    182) نهج البلاغه، نامه 45.
    183) همان، نامه 53.
    184) موسوعه امام علی، ج 4، ص 327، به نقل از غررالحکم، 10965.
    185) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 3، ص 257.
    186) نهج البلاغه، خطبه 216.
    187) اقرب الموارد، ج 3، ص 1306.
    188) نهج البلاغه، خطبه 35.
    189) اقرب الموارد، ج 3، ص 1470.
    190) محمد تقی جعفری، شرح نهج البلاغه، ذیل خطبه 34.
    191) محمد دشتی، شرح نهج البلاغه، ذیل خطبه 34.
    192) نهج البلاغه، نامه 53.
    193) همان،
    194) نهج البلاغه، نامه 53.
    195) موسوعه امام علی بن ابیطالب، ج 4، ص 159.
    196) نهج البلاغه، حکمت 82.
    197) نهج البلاغه، حکمت 284.
    198) شرح ابن ابی الحدید، ج 4، ص 109، بحار، ج 41، ص 132.
    199) موسوعه امام علی، ج 4، ص 160.
    200) همان، ج 4، ص 159؛ به نقل از غررالحکم، 3590.
    201) نهج البلاغه، حکمت 73.
    202) وسائل الشیعه، ج 17، ص 520؛ ابواب میراث ازواج، حدیث 32830.
    203) نهج البلاغه، خطبه 182.
    204) همان، حکمت 359.
    205) نهج البلاغه، خطبه 172.
    206) همان، خطبه 8.
    207) موسوعه، ج 4، ص 100 به بعد: و قد ورد عن الامام الباقر (علیه السلام) انه قال قد رجع (اسامه) فلا تقرلوا الا خیراً و اعتراف سعد بتقصیره فی حق الامام علی (علیه السلام) و بیعته و مرافقته له.
    208) نهج البلاغه، خطبه 136.
    209) و این فرمایش حضرت امیر، تعریفی بود بر حکومت خلیفه اول که خلیفه دوم آن را فلته و ناگهانی نامید.
    210) نهج البلاغه، خطبه 92.
    211) نهج البلاغه، خطبه 92.
    212) همان، نامه 7.
    213) نهج البلاغه، خطبه 4.
    214) نهج البلاغه، نامه 41 (برخی مخاطب نامه را عبداله بن عباس دانسته اند؛ ولی بعضی مقام او را شامخ تر از این می دانند و برادرش، عبیداله را مخاطب نامه می دانند).
    215) موسوعه امام علی، ج 12، ص 239، به نقل از وقعه صفین، ص 103.
    216) نهج البلاغه، حکمت 147.
    217) شرح ابن ابی الحدید، ج 5، ص 214 و 215.
    218) سوره آل عمران، آیه 133.
    219) نهج البلاغه، خطبه 76.
    220) نهج البلاغه، خطبه 193.
    221) همان، خطبه 16.
    222) نهج البلاغه، حکمت 147.
    223) نهج البلاغه، خطبه 92.
    224) همان، خطبه 35.
    225) شفق علیه الناصح علیه: حرص علی اصلاحه فهو (شفیق و شفوق)؛ اقرب الموارد، ج 2، ص 600.
    226) سوره ق، آیه 16.
    227) سوره انفال، آیه 24.
    228) سوره آل عمران، آیه 169.
    229) نهج البلاغه، خطبه 133.
    230) نهج البلاغه، خطبه 103.
    231) سوره حدید، آیه 23.
    232) نهج البلاغه، خطبه 123.
    233) سوره مائده، آیه 22.
    234) مفاتیح الجنان، زیارت روز غدیر، به نقل از امام هادی (علیه السلام).
    235) نهج البلاغه، نامه 33.
    236) نهج البلاغه، نامه 25.
    237) مثل کشور کوبا که یک حکومت مارکسیست آن را اداره می کند.
    238) نهج البلاغه، خطبه 156 (حضرت این سخنان را پس از پیروزی در جنگ جمل، برای مردم بصره ایراد فرمودند).
    239) نهج البلاغه، نامه 2.
    240) خطبه 192 نهج البلاغه؛ این خطبه را قاصعه یعنی تحقیر کننده نامیده اند؛ زیرا حضرت، در این خطبه ارزش های جاهلی را کوچک و خوار شمرده اند.
    241) نهج البلاغه، نامه 62.
    242) سوره بقره، آیه 130.
    243) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 9، ص 320 - 323.
    244) مروج الذهب، ج 2، ص 317.
    245) سوره آل عمران، آیه 164.
    246) سوره نمل، آیه 81.
    247) از سخنان نصر حامد ابوزید، روشنفکر مصری (که اکنون به واسطه افکار الحادی در تبعید به سر می برد) در کتاب مفهوم نص، دراسه فی علوم القرآن، مرکز الثقافیه العربی، بیروت، بی تا.
    248) نهج البلاغه، خطبه 164.
    249) نهج البلاغه، خطبه 164.
    250) همان.
    251) اقرب الموارد، ج 2، ص 48.
    252) السیر علی غیر جاده (المنجد)؛ معجم المقائیس اللغه (اصل واحد یدل علی وط و ضرب یقال خبط البعیر الارض بیده ضربها)؛ و قد یحمل علی ذلک فیقال لداء یشبه الجنون: الخباط.
    253) شماس: امتنع و ابی؛ (اقرب الموارد، ج 2، ص 610) معجم مقائیس اللغه: اصل یدل علی تلون و قله الاستقراء.
    254) التبذل: من لا یثبت علی خلق واحد و رجل متلون ای مختلف الاخلاق؛ (اقرب الموارد، ج 3، ص 1172).
    255) السیر لاعلی خط مستقیم؛ (شرح ابن ابی الحدید، ذیل خطبه شقشقیه).
    256) نهج البلاغه، خطبه 3.
    257) نهج البلاغه، خطبه 3.
    258) سوره آل عمران، آیه 159.
    259) شرح ابن ابی الحدید، ج 3، ص 188.
    260) نهج البلاغه، خطبه 3.
    261) خطبه حضرت زهرا (علیها السلام) در مدینه.
    262) نهج البلاغه، خطبه 2.
    263) همان.
    264) نهج البلاغه، خطبه 20.
    265) نهج البلاغه، نامه 37.
    266) همان، خطبه 164.
    267) نهج البلاغه، خطبه 156.
    268) نهج البلاغه، خطبه 106.
    269) سلیم بن قیس، اسرار آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، ص 396.
    270) سوره شعراء، آیات 18 و 19.
    271) نهج البلاغه، خطبه 38.
    272) سوره شعراء، آیه 22.
    273) البته نظرات دیگری هم مطرح است که در ابتدای پژوهش به مدارک آن اشاره شد و ذکر کلی آن، در این جا بدین خاطر می باشد.
    274) موضع سروش و دگر اندیشان.
    275) وصیت نامه امام خمینی (رحمه الله).
    276) علی عبدالرزاق در کتاب الاسلام و اصول الحکم بر آن است که زعامت و رهبری نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تنها زعامت دینی و معلول رسالت و نبوت او بوده است و به همین جهت، با وفات او خاتمه می یابد و امری قابل نیابت و جانشینی نیست. از نظر او فقدان انتظامات لازم برای یک حکومت و عدم دیوان محاسبات، حاکی از آن است که پیامبر تشکیل دولت ندارد و اسلام دین است نه حکومت. سپس به آیاتی نظیر: ان انا الا نذیر و بشیر (اعراف، 188)، انما انت منذر (رعد، 7) و... اشاره می کند و می گوید که فقدان حکومت برای پیامبر، بر اساس تمسک به آیاتی است که برای پیامبر تنها حق رسالت و بشیر و نذیر بودن را ذکر می کند (به نقل از کتاب حکومت دینی، ص 177).
    277) نهج البلاغه، خطبه 105.
    278) سوره احزاب، آیات 45 و 46.
    279) سوره بقره، آیه 213.
    280) نهج البلاغه، خطبه 147.
    281) سوره حدید، آیه 25.
    282) سوره بقره، همان.
    283) سوره های توبه، (آیه 33) و فتح، (آیه 28).
    284) دکتر حائری (در مجله حکومت اسلامی، ش 2، ص 225) می گوید: اولی در این آیه، صیغه افعل التفضیل است و در صورت تزاحم میان اولویت خود مردم بر صغار و مجانین، مسلماً پیامبر اکرم اولویت دارد. به علاوه النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم است، نه علی انفسهم؛ مگر در هنگام جهاد. در پاسخ ایشان علاوه بر جواب بالا و استناد رسول الله به همین آیه بر ولایت امام علی (علیه السلام)، می توان ایراد ادبی وارد نمود که ایشان ظاهراً قواعد عربی را فراموش کردند که افعل تفضیل در صورت عدم اضافه و نبود الف و لام، فقط با من استعمال می شود.
    285) خطبه رسول خدا در غدیر خم.
    286) اصول کافی، ج 1، ص 288، کتاب الحجه، باب ما نص الله و رسوله علی الائمه.
    287) نهج البلاغه، خطبه 118.
    288) شبهات مطروحه غالباً در مجله حکومت اسلامی، کیهان فرهنگی و کتاب انتظار بشر از دین، نوشته آقای عبدالله نصری و کتاب پرسش ها و پاسخ های آیت الله مصباح یزدی موجود می باشد.
    289) بحار الانوار، ج 66، ص 317، و ج 69، ص 57.
    290) محمد دشتی، ترجمه نهج البلاغه، ص 239.
    291) نهج البلاغه، حکمت، 439.
    292) همان، خطبه 82 من ابصربها بصرته و من ابصر الیها اعمته.
    293) نهج البلاغه، خطبه 230.
    294) بحار، ج 14، ص 479 و ج 38، ص 320.
    295) نهج البلاغه، خطبه 26.
    296) سوره آل عمران، آیه 159.
    297) فرهنگ عمید.
    298) نهج البلاغه، خطبه 97.
    299) نهج البلاغه، حکمت 370.
    300) نهج البلاغه، خطبه 86.
    301) به ممنوعیت دولت فرانسه از ورود دانش آموزان محجبه به مدرسه و طرح این مطلب با استهزاء در مجلس آن کشور اشاره دارد.
    302) می توان به کودتایی که از جانب آنان در کشورهای مستقل صورت می گیرد، اشاره نمود. مثل آنچه چندی قبل در ونزوئلا اتفاق افتاد.
    303) بازرگان، به نقل از کتاب انتظار بشر از دین، عبدالله نصری.
    304) نهج البلاغه، خطبه 126.
    305) معاویه و عمروعاص چون با مرگ عمار از تزلزل سپاه خود ترسیدند، ادعا می کردند که عمار را علی کشته است؛ چون او عمار را وارد معرکه جنگ نموده است.
    306) سوره قصص، آیه 17.
    307) نهج البلاغه، خطبه 41.
    308) سوره انفال، آیه 42.
    309) سوره بقره،آیه 256.
    310) سوره انسان، آیه 3.
    311) سوره غاشیه، آیه 22.
    312) سوره مائده، آیه 99.
    313) سوره حشر، آیه 7.
    314) سوره الحاقه، آیات 30 تا 32.
    315) سوره بقره، آیه 256.
    316) این جواب از آیت الله جوادی آملی در فصلنامه حکومت اسلامی، ش 31 نقل شده است.
    امضاء

صفحه 15 از 15 نخستنخست ... 51112131415

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی