صفحه 8 از 8 نخستنخست ... 45678
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 79 , از مجموع 79

موضوع: اشعار شهادت مظلومانه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #71

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    85,147
    صلوات
    31137
    دلنوشته
    70
    شادی روح پدران و مادارن آسمانی
    تشکر
    75,837
    مورد تشکر
    199,837 در 61,200
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    ای ز دست و سینه و بازوی تو حیدر، خجل!
    هم غلاف تیغ، هم مسمار در، هم در، خجل


    با غروب آفتاب طلعت نورانی ات
    گشته ام سر تا قدم از روی پیغمبر، خجل


    هم صدف بشکست، هم دردانه ات از دست رفت
    سوختم بهر صدف، گردیدم از گوهر، خجل


    همسرم را پیش چشم دخترم زینب زدند
    مُردم از بس گشتم از آن نازنین دختر، خجل


    گاه گاهی مَرد خجلت می کشد از همسرش
    مثل من، هرگز نگردد مردی از همسر، خجل


    همسرم با چادر خاکی به خانه باز گشت
    از حسن گردیده ام تا دامن محشر، خجل


    خواست زینب را بغل گیرد ولی ممکن نشد
    مادر از دختر خجل شد، دختر از مادر، خجل


    باغ را آتش زدند و مثل من هرگز نشد
    باغبان از غنچه و از لالۀ پرپر، خجل


    بانگ « یا فضّه خذینی » تا به گوش خود شنید
    از کنیز خویش هم، شد فاتح خیبر، خجل


    نظم « میثم » شعله زد، بر جان اولاد علی
    تا لب کوثر بود از ساقی کوثر، خجل



    امضاء



    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************








  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #72

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    85,147
    صلوات
    31137
    دلنوشته
    70
    شادی روح پدران و مادارن آسمانی
    تشکر
    75,837
    مورد تشکر
    199,837 در 61,200
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    شب است و بغض سکوت و صدای گریه آب
    تـمــام غـصــه عـالم نشسته در محراب

    نگـــاه کــن کــه بـبـیـنـی چگـــونه مــی‌بارد
    مـصـیـبــت از در و دیــوار خـــانــه اربــاب


    بــرای غسل شــب قـــدر آمــده امـــشب
    فـقـط خــدا و رسولـش به منـزل مهتاب

    بــنــای زنــدگـی اش را بــه آب مــی‌شــوید
    الهی صبــر علـــی را بـه فاطمـه دریاب

    بـه قـطره قـطره سرشکش دخیل می‌بندد
    بر آن ضریح کبود و شکسته و بــی‌تاب

    چـه آبــها کــه سراسیمه غسل می‌کردند
    بـرای آن کـه نـمانـد در آن بـدن خـوناب


    چــه مــی‌رسد بــه علی از مرور خاطره‌ها
    که ناله‌های صبورش ندارد امشب تاب

    رحمان نوازنی






    امضاء



    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************







  4. Top | #73

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8502
    نوشته
    2,435
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    10
    هدیه ی به صدیقه ی شهیده
    تشکر
    3,900
    مورد تشکر
    3,858 در 1,712
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    در فاطمیه بود که ما سینـه زن شدیم
    با پیرهن سیاه عزا سینـه زن شدیم

    گفتی جواز کرببلا روضه ی من است
    اصلاً به عشق کرببلا سینـه زن شدیم


    در روضـه هایتان همگی پر زدیم و بعد
    همراه ساکنان سماء سینـه زن شدیم

    بر سینـه های سینه زنان مهر می زنی
    ما هم به شوق مهر شما سینـه زن شدیم

    ما نذر کرده ایم که قـربانی ات شویم
    در راه رفتن به منا سینـه زن شدیم

    در صحن شـاه سینه زدن چیز دیگریست
    در کنج صحن عشق رضا سینـه زن شدیم




    امضاء




  5. Top | #74

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    2,783
    صلوات
    2558
    دلنوشته
    5
    تقدیم به شهید سر افراز سپهد قاسم سلیمانی ؛ ابومهدی و همرانشان
    تشکر
    7,582
    مورد تشکر
    6,548 در 1,735
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    من ندیدم که شبی پلک بهم بگذاری
    هرشب از شدت درد کمرت بیداری

    استراحت کن عزیزم ، بخدا میدانم
    خسته ای ، بی رمقی ، سوخته ای ، بیماری

    جان من سعی نکن با کمر تا شده ات
    محض آرامش من بستر خود برداری

    سرفه هایت بخدا قاتل جانم شده است
    بس که خونابه در این سینه ی زخمی داری

    سعی کن خوب شوی ، ای همه دارایی من
    زینبت را به چه کس بعد خودت بسپاری

    مونس خستگی حیدر خیبر شکنی
    تو نباشی چه کسی میدهدم دلداری




    امضاء


  6. Top | #75

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    85,147
    صلوات
    31137
    دلنوشته
    70
    شادی روح پدران و مادارن آسمانی
    تشکر
    75,837
    مورد تشکر
    199,837 در 61,200
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    من ندیدم که شبی پلک بهم بگذاری
    هرشب از شدت درد کمرت بیداری

    استراحت کن عزیزم ، بخدا میدانم
    خسته ای ، بی رمقی ، سوخته ای ، بیماری

    جان من سعی نکن با کمر تا شده ات
    محض آرامش من بستر خود برداری

    سرفه هایت بخدا قاتل جانم شده است
    بس که خونابه در این سینه ی زخمی داری

    سعی کن خوب شوی ، ای همه دارایی من
    زینبت را به چه کس بعد خودت بسپاری

    مونس خستگی حیدر خیبر شکنی
    تو نباشی چه کسی میدهدم دلداری





    امضاء



    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************







  7. Top | #76

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    8,131
    صلوات
    2514
    دلنوشته
    2
    شادی روح مطهر همه مادران؛ خصوصا مادر خانم فامطمی عزیز
    تشکر
    636
    مورد تشکر
    614 در 260
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    شب است و بغض سکوت و صدای گریه آب
    تـمــام غـصــه عـالم نشسته در محراب

    نگـــاه کــن کــه بـبـیـنـی چگـــونه مــی‌بارد
    مـصـیـبــت از در و دیــوار خـــانــه اربــاب

    بــرای غسل شــب قـــدر آمــده امـــشب
    فـقـط خــدا و رسولـش به منـزل مهتاب

    بــنــای زنــدگـی اش را بــه آب مــی‌شــوید
    الهی صبــر علـــی را بـه فاطمـه دریاب

    بـه قـطره قـطره سرشکش دخیل می‌بندد
    بر آن ضریح کبود و شکسته و بــی‌تاب

    چـه آبــها کــه سراسیمه غسل می‌کردند
    بـرای آن کـه نـمانـد در آن بـدن خـوناب

    چــه مــی‌رسد بــه علی از مرور خاطره‌ها
    که ناله‌های صبورش ندارد امشب تاب

    رحمان نوازنی





    امضاء


  8. Top | #77

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    85,147
    صلوات
    31137
    دلنوشته
    70
    شادی روح پدران و مادارن آسمانی
    تشکر
    75,837
    مورد تشکر
    199,837 در 61,200
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    فاطمیه؛فصلِ اندوه و غم است
    هرچه قدر گوییم از آن باز هم کم است

    فاطمیه؛اَشکِ غم جاری چو رود
    در عزایِ ماتمِ یاسِ کبود

    فاطمیه؛گریه و سوز و اَلَم
    ضجّه ی وای مادرم وای مادرم

    فاطمیه؛سینه ی بیتُ الحَزن
    دیده ی بارانی یابنَ الحَسَن

    فاطمیه؛زخمِ کاری گلی
    قِصّه ی شوریدگی بلبلی

    فاطمیه؛غم به دل ها می دهد
    شرحِ مظلومی مولا می دهد

    فاطمیه؛عالمی غمخانه است
    فاطمه شمع و علی پروانه است

    فاطمیه؛هیزمِ سوزان و دود
    دستِ صبر دستِ علی را بسته بود

    فاطمیه؛روضه ی دیوار و در
    خامسِ آلِ عبا می زد به سر

    فاطمیه؛حُرمتِ مُثلِه شده
    غنچه ای که در دلِ گل لِه شده

    فاطمیه؛کینه و بغض و حَسَد
    خنجر و سیلی و شلّاق و لگد

    فاطمیه؛هجمه های قومِ پست
    سینه و پهلو و بازو را شکست

    فاطمیه؛آتش و مویی که سوخت
    یا علی را میخِ در بر سینه دوخت

    فاطمیه؛محنتی بی انتها
    ناله ی فضّه بیا مهدی بیا

    فاطمیه؛مادرِ مُضطر شده
    غنچه ی نشکفته ی پرپر شده

    فاطمیه؛دیده ای غرقِ گُهَر
    خونِ جاری از نوکِ مسمارِ در

    فاطمیه؛،مسجد و شرحِ فدک
    کوهِ صبر و زخمِ بر قلب و نمک

    فاطمیه؛کوچه ی تنگ و کتک
    مجتبی می گفت بیا بابا کمک

    فاطمیه؛قطره های اَشکِ ماه
    برقِ سیلیِ عدوی روسیاه

    فاطمیه؛هِق هِقِ طفلی حزین
    مادری اُفتاده بر روی زمین

    فاطمیه؛چادرِ خاکی شده
    پنجه ای بر چهره حکاکی شده

    فاطمیه؛مُصحفِ رازِ مگو
    دستی بر پهلو و دستی روی رو

    فاطمیه؛غسلِ زیرِ نورِ ماه
    اَشک و آهِ شاه و بازوی سیاه

    فاطمیه؛غربتِ مردی غریب
    خلوتِ نیمه شب و اَمَّن یُجیب

    فاطمیه؛دیده ی دریا شده
    بغضی که در چاهِ صحرا وا شده

    فاطمیه؛زینبین و شور و شین
    تشنگی نیمه شب های حسین

    فاطمیه؛ضجّه و اَشک و مَحَن
    ناله و فریاد و کابوسِ حسن

    فاطمیه؛زینب و دلواپسی
    بعدِ زهرا مرتضی و بی کسی

    فاطمیه؛یک سلامِ بی جواب
    استخوانی در گلوی بوتراب

    فاطمیه؛سوزد از غم تار و پود
    بهرِ قبرِ مخفی یاسِ کبود


    .
    امضاء



    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************







  9. Top | #78

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    85,147
    صلوات
    31137
    دلنوشته
    70
    شادی روح پدران و مادارن آسمانی
    تشکر
    75,837
    مورد تشکر
    199,837 در 61,200
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    هم برای من به انصار و مهاجر رو زدی
    هم صبوری کردی و در خانه ام سوسو زدی

    چند ماهی درد پهلو را تحمل کرده‌ای
    خواستی برخیزی از جا تکیه بر زانو زدی

    رو به بهبودی ست حالت یا برای دلخوشی
    بسترت را جمع کردی خانه را جارو زدی

    اینقدر زحمت به خود دادی برای مرتضی
    کودکان را با چه حالی شانه بر گیسو زدی

    یک کلام از درد خود با من نگفتی هیچ وقت
    مخفی از چشمان حیدر دست بر پهلو زدی

    گر چه این همسایه‌ها از پشت خنجر میزنند
    با دعایت زخم آن‌ها را سحر دارو زدی

    از تمام غصه‌ها این غم علی را میکشد
    تو برای من به انصار و مهاجر رو زدی




    امضاء



    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************







  10. Top | #79

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    9,897
    صلوات
    324
    دلنوشته
    3
    تقدیم به سید و سالار شهیدان و هفتاد و دو لاله پرپر عاشورا
    تشکر
    861
    مورد تشکر
    1,067 در 692
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    شنیده می‌شود از آسمان صدایی که...
    کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ...

    نبود هیچ کسی جز خدا،خدایی که...
    نوشت نام تو را، نام آشنایی که -


    پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد
    و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد

    نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد
    نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد


    نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد
    دلیل خلق زمین و زمان معین شد

    نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است
    غزل قصیده‌ی نابی که در ازل گفته است


    نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد
    ز درک خاک مقام فراتری دارد

    خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد
    درون خانه بهشت معطری دارد


    پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت
    برای وصف تو از عرش واژه بر می‌داشت

    چرا که روی زمین واژه‌ی وزینی نیست
    و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست


    و جای صحبت این شاعر زمینی نیست
    و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست

    خدا فراتر از این واژه‌ها کشیده تو را
    گمان کنم که تو را، اصلاً آفریده تو را


    که گرد چادر تو آسمان طواف کند
    و زیر سایه‌ی آن کعبه اعتکاف کند

    ملک ببیند و آنگاه اعتراف کند
    که این شکوه جهان را پر از عفاف کند


    کتاب زندگی‌ات را مرور باید کرد
    مرور کوثر و تطهیر و نور باید کرد

    در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود
    و وصف مردمش الهاکم‌التکاثر بود


    درون خانه‌ی تو نان فقر آجر بود
    شبیه شعب ابی‌طالب از خدا پر بود

    بهشت عالم بالا برایت آماده است
    حصیر خانه‌ی مولا به پایت افتاده است


    به حکم عشق بنا شد در آسمان علی
    علی از آن تو باشد... تو هم از آن علی

    چه عاشقانه همه عمر مهربان علی!
    به نان خشک علی ساختی، به جان علی


    از آسمان نگاهت ستاره می‌خواهم
    اگر اجازه دهی با اشاره می‌خواهم-

    به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم
    کنار شعر دو رکعت، نشسته بنویسم


    شکسته آمده‌ام تا شکسته بنویسم
    و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم

    به شعر از نفس افتاده جان تازه بده
    و مادری کن و این بار هم اجازه بده

    به افتخار بگوییم از تبار توایم
    هنوز هم که هنوز است بی‌قرار توایم

    اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم
    کنار حضرت معصومه[س] در کنار توایم


    فضای سینه پر از عشق بی‌کرانه‌ی توست
    "کرم نما و فرود آ که خانه خانه‌ی توست"


    حمید رضا برقعی




    امضاء

صفحه 8 از 8 نخستنخست ... 45678

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی