صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 69 , از مجموع 69

موضوع: تاریخ ادیان و مذاهب جهان ( جلددوم)

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    9,416
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,505
    مورد تشکر
    13,625 در 4,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    مورخان همگی بر این متفق اند که آنچه در دره قباد اتفاق افتاد، با نظام طبقاتی - اشرافی ساسانی در تضاد مطلق بود. و کلیه عناصر امپراطوری از این انقلاب بی سابقه تاریخی ناراضی بودند. قباد قلباً به مزدک معتقد بود و در ظاهر از مزدکیان حمایت نمی کرد. او از سوی موبدان به الحاد متهم شد. قباد با آنهمه رنجی که کشیده بود، هم چنان بر اعتقاد مزدک بود. فرزند قباد، انوشه روان، به قتل مزدک و مزدکیان همت گماشت.(60) در منابع عربی اتهامات بر مزدک به صورت شرم آوری مطرح شده است.(61) عبدالجبار می گوید: ویژگی مزدک گرائی نسبت به آئین عادی این است که مزدکیها معتقد بودند که نور با اراده کار می کند، در حالی که ظلمت کورکورانه در کوشش است. عناصر ترکیب کننده جهان، آب و خاک و باد و آتش است. بنظر مزدک آفریدگار جهان بوسیله حروف بر جهان فرمانروائی می کند و از این رو هر کس راز این حروف را دریابد، به بزرگترین نیروها دست می یابد و اسرار ازل را می فهمد... مزدک گرائی بشدت سرکوب شد. آئین مزدک در جهان اسلام مدتی به نامهای دیگر زنده بود... برخی فرقه های مذهبی در اسلام از اندیشه های مزدک سخت متأثر بوده اند.(62)





    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #62

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    9,416
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,505
    مورد تشکر
    13,625 در 4,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    مزدک در منابع عربی


    تحریفات موبدان در منابع عربی منعکس است: مزدک ادعای پیامبری کرد. او مادر و خواهر و دختر را بر مردم حلال کرد. مردم از این آئین استقبال کردند و گروه زیادی گرد او جمع شدند. این جریان به گوش قباد رسید. قباد مردی بلهوس و شهوت ران و زن دوست بود. از این مذهب خوشش آمد و به مزدک گروید. و مزدک را در گسترش این، تقویت و حمایت کرد، تا اینکه کیش مزدک رواج کامل یافت. جوانان، زنان مردم را در اختیار خود قرار می دادند. موبدان و روحانیون زرتشت نزد قباد رفتند و از زشتی و فساد این کیش با او سخن گفتند. قباد نپذیرفت و مزدکیان را تقویت می کرد و هر روز پیروان آن مذهب رو به فزونی بود و گروه زیادی از این اعمال نابخردانه و فسادآور در عذاب بودند و خلق فراوانی از اعمال پیروان مزدک بستوه آمدند.(63) در تاریخ بلعمی نیز آمده است که مزدک مادر و خواهر و دختر را به زنی گرفتن حلال دانست. نکاح را از میان برداشت و عنوان مالکیت را بطور منسوخ و محکوم کرد و گفت: خداوند این جهان را میان مردم قرار داده و به کسی اندازه نداده و این سخن در میان درویشان و جوانان استقبال شد و...(64) مزدک از اهالی نسا بود. او مردی بود که باعث ویرانی و سستی بنیان حکومت و عقل قباد شد. او شیطانی در لباس و شکل انسان بود. صورتی نیکو و سیرتی زشت و ظاهری پاک و باطنی ناپاک و زبانی شیرین و کرداری بد و تلخ داشت و با مکر و حیله به دربار قباد راه یافت و نظر او را جلب کرد.(65) در فارسنامه ابن بلخی آمده است که در عهد قباد، مزدک زندیق پدید آمد و او اباحت پدید آورد و آن را مذهب عدل نام گذاشت. عبادت پروردگار از مردم گرفت و گفت: فرزندان آدم همه از یک پدر و مادرند و اموال و املاک جهان در میان آنان میراث است، گروهی با ستم آن را مال خود می دانند و دیگران از اموال خدادادی محروم اند. او زنان و اموال توانگران را بر مردم مباح نمود و به حکم آنکه مردم جهان بیشتر درویش و تهی دست بودند و از نظر عبادت و بندگی خدا کاهل و ضعیف بودند، از مزدک پیروی نمودند. مزدک قباد را بفریفت و گمراه کرد و از قدرت پادشاه استفاده نمود و از اموال شاه و دیگران گرفته، به بینوایان می داد و زنان را رسوا می کرد و آنان را بدست زنُود و مردم هرزه می داد. چون کار به اینجا کشید، دنیا از قباد روی برتافت و مردم بر او شوریدند و بزرگان فارس قباد را دستگیر و زندانی ساختند و سلطنت را به برادرش جاماسب دادند. مزدک نیز فرار کرد و به آذربایجان رفت و پیروان او (لعنهم الله) اطراف او گرد آمدند و قدرتی و عظمتی بدست آورد که احدی را توان مبارزه و مقابله با او نبود. عاقبت برای رهائی و نجات قباد، خواهرش کوشش فراوان کرده، قباد را از زندان خلاص کرد. قباد به طرف ترکستان رهسپار شد تا شاید بتواند راهی برای بازگشت به سلطنت پیدا کند. در بین راه با دختر اسپهبد ازدواج کرد و مدتی در آنجا اقامت گزید و چون خواست از آن محل بیرون رود، سفارش کرد اگر این زن باردار شد و فرزند او پسر بود، نام او را انوشیروان بگذارند.
    پس از مدتی با یاران و حامیان فراوانی به کشور و پایتخت بازگشت، و بر برادرش جاماسب پیروز گردید و کاری کرد که مردم از او راضی شدند. چون کار قباد سامان یافت، پدر زن قباد انوشیروان را که به حد رشد رسیده بود، نزد پدر برد. در یکی از روزها انوشیروان پدرش قباد را تنها دید و گفت: ای پدر! با تو سخنی دارم، اگر اجازت فرمائی، گویم. قباد او را اجازت داد.





    امضاء


  4. Top | #63

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    9,416
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,505
    مورد تشکر
    13,625 در 4,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    انوشیروان گفت: چرا در موقع حرکت از محل سکونت مادرم، درباره من آنگونه سفارش کرده بودی...؟ قباد گفت: برای حفظ نسل و بویژه نسل پادشاهی.
    انوشیروان گفت: در مذهب مزدک حفظ نسل بطور کلی مفهوم ندارد... این گفته در دل قباد اثر عجیبی کرده، پس از مدتی حکومت و سلطنت را به انوشیروان واگذار کرد. انوشیروان چون به سلطنت رسید، محور اصلی حکومت خود را بر کیش مزدیسنی آئین زرتشت قرار داد و در میان سپاهیان اعتقادات را بسیار محکم نمود. بزرگمهر وزیر شاه بود. انوشیروان به سپاهیان گفت: این مزدک حکومت طلب و مقام خواه بود و قباد فریب او را خورده بود. داستان این مرد، مانند مانی زندیق است که جد من بهرام بن هرمز او را بکشت تا فتنه او فرو نشست. در این مورد نظر شما چیست؟ سپاهیان گفتند: همه بندگانیم خسروپرست. انوشیروان گفت: چون جمعیت فراوانی از مزدک حرف شنوی دارند، باید او را از طریق حیله و نیرنگ کشت و شما این تصمیم را نهفته دارید تا ما ترتیب این کار را بدهیم. آنگاه انوشیروان پیامی برای مزدک ارسال نمود و به او گفت: بر ما روشن گردیده که تو بر حقی و پدر ما از تو متابعت می کرد. اکنون بجاست که شما نزد ما آئید. احترام فراوانی برای مزدک در نظر داشت تا که مردم نسبت به انوشیروان سوء ظن بردند... و چون کاملاً اعتماد او را به خود جلب کرد، به او گفت: من از دولت مردان خود دل تنگم و افرادی که تو داری و مورد اعتماد تو می باشند، به کاری که تو بگوئی می گمارم. مزدک حدود یک صد و پنجاه هزار نفر از مزدکیان را با خود نزد انوشیروان آورد و در اطراف کاخ گرد آمدند. سپاهیان را در آن روز که روز مهرگان بود، فرمان داد که در کاخ اجتماع کنند. به آنان گفته بود: چون مزدک و یارانش آمدند، من با شمشیر برهنه بر سر مزدک می ایستم و چون اشاره کردم، شما نیز دست بکار شوید و پس از آنکه من مزدک را به قتل رساندم، شما نیز یاران او را تماماً گردن بزنید. مجلس دعوت آماده گردید مزدک دو هزار نفر از یاران مخلصش را به همراه آورد و داخل کاخ شدند و گروه دیگری در خارج جمع بودند. خلاصه اینکه بر سر سفره غذا مزدک و یارانش نشسته بودند که شمشیر انوشیروان بر فرق مزدک فرود آمد و او را هلاک کرد، آنگاه اشاره به سربازان اطراف کاخ نمود. آنان به جان یاران مزدک که در خارج کاخ بودند، افتادند و آنها را قلع و قمع کردند. گروه زیادی از پیروان مزدک را در شهرها زندانی کردند و گروهی هم توبه کردند... پس از این جریان بود که موبدان زرتشتی به انوشیروان لقب دادگر دادند...(66)




    امضاء


  5. Top | #64

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    9,416
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,505
    مورد تشکر
    13,625 در 4,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    محققان بر این عقیده اند که قباد در ابتدا بنا به جهاتی از مزدک و مزدکیان جانب داری می کرد، به گونه ای که از یاران وی بشمار می آمد. همین مسئله باعث شد که در سال 496 یا 497 میلادی (سال نهم یا دهم سلطنت قباد) زندانی شد. منابع عربی این حادثه را در سال دهم سلطنت قباد می دانند. فردوسی این واقعه را در سن 16 سالگی و ایام اقتدار سوفرای وزیر می داند:
    چنان بود تا بیست و سه ساله گشت - به جام اندر آن باده چون لاله گشت
    در همین زمان بود که تصمیم به کشتن سوفرای وزیر گرفت. قتل وزیر باعث زندانی شدن قباد گردید. و این باید در سال هفتم یا هشتم سلطنت او صورت گرفته باشد. بعید به نظر می رسد که بزرگان و موبدان برای جلوگیری از آشوب موبدان موبد فتوی به حبس قباد داده باشند و جاماسب برادر او را به تخت نشانده باشند.
    خواهر قباد که زن وی نیز بود، در اندیشه آزادی او برآمد و با وعده وصل و عیش، زندانبان را رام کرد و به درون زندان راه یافت و قباد را در مفرش پیچید و به خادمی از خدام خود داد و از زندان بیرون آورد و به زندانبان گفت: این رختخواب نجس گردید، برای تطهیر باید آن را ببرند. در مورد زندان قباد اختلاف است. در منابع عربی (طبری) آمده است: مزدکیان قباد را به جائی بردند که دسترسی به او ناممکن بود و برادرش جاماسب را به جای وی نشاندند. به قباد گفتند تو در گذشته گناهکار شده ای و هیچ چیز گناه تو را نمی خرد مگر آنکه زنهایت را فدا کنی. آنان می خواستند قباد را بر آتش مقدس قربانی کنند. ولی زرمهر پسر سوفرا به دفاع از قباد مزدکیان را کشت و دوباره قباد بر تخت شاهی نشست و برادرش جاماسب را خلع کردند. مزدکیان قباد را علیه زرمهر اغوا کردند؛ قباد زرمهر را کشت. این گزارش با اختلافی اندک در منابع عربی از جمله طبری، ابن طریق، ابن قتیبه، ابن اثیر و مسعودی آمده است. ابن قتیبه می گوید: مزدکیان چون قباد را به کشتن سوفرا واداشتند، پسر سوفرا علیه مزدکیان قیام کرد، و مزدک و بسیاری از پیروان او را کشته، قباد را دوباره به تخت نشاند.(67)
    فردوسی و ثعالبی از یک مأخذ بهره جسته اند و جریان خلع و زندانی شدن قباد را به گونه ای گزارش کرده اند که ارتباطی با کار مزدک ندارد. بنابراین ماجرای زندانی شدن و خلع قباد در این دو منبع، یک حادثه مستقل و جداگانه ای است.(68) کریستن سن دانمارکی می گوید تاریخ نگاران رومی گفته اند که گرفتاری قباد، نتیجه ناخشنودی عموم ملت بود که از بدعت های او به تنگ آمده بودند و عاقبت قیام کردند.(69)






    امضاء


  6. Top | #65

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    9,416
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,505
    مورد تشکر
    13,625 در 4,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    قلع و قمع مزدکیان


    این محقق دانمارکی عقیده دارد که جریان قلع و قمع مزدکیان در آخر سال 528 یا اوائل 529 میلادی اتفاق افتاده است. قباد فرزند کوچک خود انوشیروان را ولایت عهد خود کرد. کاووس فرزند ارشد قباد علیه این تصمیم به یاری مزدکیان که خود از آنان بود، آشوب کرد تا جای برادر را بگیرد و این حادثه قباد را عصبانی کرد. این گزارش ثِئُوفانس است که در این رابطه نباید زیاد دقیق و درست باشد، اگر چه او و مالالاس گزارشهای خود را از یک ایرانی گرفته اند: انجمنی از روحانیون آراستند و مزدکیان را فراخواندند. جمعی از پیروان سایر ادیان را نیز دعوت کردند تا در این مجلس مناظره حاضر شوند. قباد شخصاً مجلس را اداره می کرد. خسرو انوشیروان که ولی عهد بود و حقوق خود را دستخوش توطئه و دسته بندی مزدکیان و کاووس می دید و کوشید تا بر مزدکیان ضربه ای بزند...
    اگر چه مالالاس و ثئوفانس دو مورخ رومی از فعالیت انوشیروان ذکری به میان نیاورده اند، ولی در پشت 1/6 این جریان آمده است: چند نفر از روحانیون مقتدر به نامهای پیر ماهذاذ، ویه شاهپور، داذ هرمزد، آذر فروغ بغ، آذربد، آذرمهر، بخت آفریذ، موبدان موبد و دو نفر از اسقف های مسیحیان ایران به نام گلونارس و بازانس که در مخالفت با آئین مزدکیان با زرتشتیان همداستان شده بودند، در انجمن حضور یافتند. بازانس مورد توجه خاص قباد بود زیرا از علم، بهره ای داشت.
    در این مناظره مزدکیان مجاب شدند. در این هنگام سپاهیان مسلح که در اطراف میدان بودند و انتظار فرمان می کشیدند، با شمشیر به جان مزدکیان افتادند...(70)




    امضاء


  7. Top | #66

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    9,416
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,505
    مورد تشکر
    13,625 در 4,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ابن ندیم صاحب کتاب الفهرست می گوید: مزدکیه و خرمیه دو دسته اند؛ خرمیه قدیمی که آنها را محمره گویند و در نواحی آذربایجان و ارمنستان و دیلم و همدان و دینور و اصفهان و اهواز پراکنده اند. اینها در اصل مجوس بودند که بعداً مذهبشان معلوم گردید. این گروه را لقطیه گویند که رهبرشان مزدک است که ایشان را دستور داد به بهره بردن از لذت ها و دنبال کردن شهوات؛ و در خوردن و آشامیدن عموم جامعه برابر باشند و ترک هر گونه ظلم و ستم بر یکدیگر. اینها در حرم خانواده و زنان مشارکت دارند و هر یک از اینان به زنان یکدیگر دست می اندازند و از این کار جلوگیری ندارند، در عین حال به کارهای نیک و ترک قتل و نیازردن مردم اعتقاد دارند... در میهمانی روش خاصی دارند که هیچیک از ملل جهان ندارند؛ وقتی فردی را به خانه خود میهمان می کنند، او را از هر چیز که بخواهد و هر چه باشد منع نمی کنند. این مذهب را مزدک که در عصر قباد بن پیروز ظاهر شد، رواج داد. انوشیروان او و یارانش را به قتل رساند.
    دو نفر در اعصار گذشته مزدک نام داشته و صاحب دعوت و فلسفه و مذهب بوده اند، یکی در اعصار باستان و دیگری در عصر سلطنت قباد بن پیروز، و هر یک از این دو، پیروان زیادی داشته اند. مزدک دوم را انوشیروان قلع و قمع کرد...(71)
    یعقوبی می گوید: انوشیروان مزدق (مزدک) را که دستور می داد مردم در اموال و زنان متساوی اند، با زرتشت بن خرکان که در دینمجوس بدعت نهاده بودند، هر دو را بکشت.(72)
    قضاوت صحیح درباره مزدک

    در نگاه و وجدان تاریخ بشر، مزدک بنیانگذار یک فلسفه سیاسی - اجتماعی - اقتصادی نوینی است که قبل از او در تاریخ حیات انسان سابقه نداشته است. او از تساوی حقوقی و برابری اجتماعی سخن گفته است. اباحیگری تهمت ناجوانمردانه روحانیون دولتی و اشراف و فئودالهای ایرانی است که حرمسراهای اختصاصی شان بخش بزرگی از زنان جامعه ایرانی را در خود جای داده بود. بدون شک تاریخ دوره ساسانی از سرنوشت سیاه زن ایرانی ورقها سیاه کرده است. تاریخ نشان می دهد که در جامعه ساسانی، زن به صورت کالا نگریسته می شد و مانند گندم و... در انبارها و انبانها، در حرمسراها و دستکرت ها نگهداری (احتکار!) می شد. تاریخ شاهد است که در دوره ساسانی زن ایرانی به دیگر کشورها صادر می شد. تنها از یک منطقه مرزی سالی دوازده هزار زن به روم و... صادر می شد. نظام سیاسی - اقتصادی - اجتماعی جامعه ساسانی در دست هفت فامیل بزرگ اداره می شد. این هفت فامیل بر تمام کشور سایه ستم و تجاوز خود را گسترده بودند و به وسیله موبدان هر گونه ناروائی را بر جامعه تحمیل می کردند. ثروت یک کشور بزرگ که در حدود یک صد و چهل میلیون نفر را در خود جای داده بود، در اختیار چند طبقه ممتاز قرار گرفته بود. قوه مقننه و مجریه یکی شده بود. تجملات دربار شاهان حد نداشت. حداقل احتکارهای شاهانه در تاریخ ساسانی چنین است: سه هزار زن، چندین هزار دختر زیبای رومی، سه هزار نوکر و خدمه، هشتهزار و پانصد اسب سواری شخصی، هفتصد و شصت فیل اختصاصی، دوازده هزار استر باری و کوههائی از طلا و جواهر و اشیاء گرانبها و... و... تمام عایدات کشور پهناور ایران به خزانه طبقات چندگانه ممتاز می رفت. طبعاً در چنین هنگامه ای از بیعدالتی و فقر مطلق اکثریت قریب باتفاق جامعه ایرانی، قیام مزدک انتظار می رفت. ابن طریق که در سالهای 263-328 هجری می زیسته، می گوید: اصول عقاید مزدک بر این اساس بود که خداوند ارزاق را در روی زمین آفرید که مردم آنها را میان خود تقسیم نمایند، ولی مردم نسبت به یکدیگر ستم می کنند و تفوق و فزونی می جویند. ما می خواهیم در این کار نظارت داشته باشیم و مال فقرا را از اعیان و اشراف و توانگران بگیریم و به فقرا بدهیم. از هر کس که اموال و امتعه بیش از حد داشته باشد، از وی گرفته به بی چیزان می دهیم، تا مساوات برقرار شود.(73) نظام الملک می گوید: مزدک می گفت مال بخشیدنی است میان مردمان، زیرا همه بندگان پروردگار و فرزندان آدم اند و چون احتیاج پیدا کنند، باید مال یکدیگر را خرج کنند تا هیچ کسی ناتوان و نادار نباشد و همه متساوی المال باشند.(74) کریستن سن می گوید:
    پیشوایان مزدکیه دریافتند که مردم عادی نمی توانند از چنگال شهوت و هوس مادی نجات یابند مگر اینکه به آنها بدون مانع برسند. این فکر مبنای عقاید آنان شد. و چون دنبال این اصل را گرفتند، متهم به اباحه و ترویج فحشا و منکرات شدند، در صورتی که این کارها در آئین آنان راه نداشت و مباینت تام با زهد و پارسائی شان داشت. زرتشت و مزدک هر دو تأکید می کردند که انسان مکلف به عمل خیر است...(75) منابع تاریخی بدرستی نشان می دهند که دامنه دعوت و قیام مزدک حوزه وسیعی را در بر گرفته بود. آئین مزدک در آغاز بدون شک جنبه دینی داشته و شخص مزدک به اصلاحات اجتماعی می اندیشیده است. او خواهان زندگی بهتر برای مردم ایران بود و افکار او به هیچ وجه مشوب به غرض نبوده است.
    جنبه مذهبی این دعوت بر بعد سیاسی - اجتماعی آن برتری داشته است .(76)
    اگر چه آئین مزدک پی از ورود به طبقات پائین و سالفه اجتماع تدریجاً صورت یک مسلک سیاسی - انقلابی بخود گرفت، ولی جوهره دیانتی آن باقی ماند. در زمان خلع قباد و دوره جاماسب مزدکیه ظاهراً چندان پیشرفتی نداشته است، مع ذلک افکار این فرقه رفته رفته در عامه رسوخ کرد و در ابتدا به آهستگی و سپس بسرعت انتشار یافت...(77)



    : مزدک انقلابی قربانی مورخان مزدور تاریخ

    یک محقق هندی می گوید: بنظر می رسد مآخذ تاریخی درباره ظهور مزدک و آئین او از تعصبات شخصی و کینه توزی های سیاسی - دینی در امان نمانده است.
    آئین مزدک در ردیف نهضت های انقلابی بزرگان جهان جای دارد. رینالد نیکلسون می گوید: بیشتر مورخان دوره ساسانی و پس از آن، عقیده مزدک را کاملاً درک نکرده اند و با تعصب و جهل درباره او قضاوت کرده اند.(78) لکهارت می گوید: در این زمینه باید با اطمینان ادعا کنم که مزدک چیزی که درباره اشتراک زنان گفت، خلاف اخلاق انسانی نگفته است؛ منظور او این بود که زن و اموال در میان مردم، مانند آب و هوا مشترک باشد.(79) این سخن در دوره ای گفته شد که صدها هزار زن و دختر در اندرون حصارهای اشراف و حرمسراهای شاهان و شاهزادگان و درباریان و موبدان و... احتکار شده بودند و مردان و جوانان از تنهائی بشدت رنج می برند. منظور مزدک از اشتراک زنان، فحشای عمومی آنگونه که منابع متعصب و کینه توز عربی و موبدان دولتی زرتشتی گفته اند نیست، یعنی که مردان و جوانان و زنان و دختران بی همسر که سخت رنج می بردند، با یکدیگر زناشوئی برقرار کنند. و از طرفی باید دانست که تاریخ دوره ساسانی بدست موبدان زرتشتی و درباریان نوشته شده است. از تاریخ دولتی و مورخان مزدور چیزی جز این انتظار نیست.این دو، در همیشه تاریخ، قهرمانان بزرگ را بد نام و تحریف کرده اند و نهضت های اصیل اجتماعی - سیاسی - مردمی را متهم به هر اتهامی که می توانسته اند ساخته اند. رجال تاریخ سیاسی جهان عموماً و ایران خصوصاً بیشتر از رجاله ها و چهره های پلید و منفوری است که با گریم مورخان مزدور، به نسلها معرفی شده اند. باید که این ساختارهای سیاه را در هم ریخت و دنبال چهره های گمنام و بدنام تاریخ را گرفت و آنان را شناسائی کرد. چهره هائی که با فرامین شاه و خلیفه و فتاوای موبد و مغ و فقیه و محدث و متکلم و مورخ و... لکه دار و بایکوت شده اند. خوشبختانه دانش جدید توفیق این را یافته است که تا حدودی به این تزویر و تحریف بزرگ تاریخ پایان دهد و از اعماق سیاه تاریخ، چهره قهرمانان و مصلحان بزرگ اجتماعی را نشان دهد. کاری که در مورد مزدک شده است، نمونه روشنی از این توفیق است.
    چیزی که بیش از همه در میان مردم ایران عصر ساسانی نفاق افکنده بود امتیاز طبقاتی بسیار فاصله دار و خشنی بود که ساسانیان در ایران برقرار کرده بودند. در درجه اول، هفت فامیل بزرگ اشراف و در درجه دوم، طبقات پنجگانه امتیازاتی داشتند و عامه مردم از آن محروم بودند.
    مالکیت در انحصار آن هفت فامیل بزرگ بود. از صد و چهل میلیون جمعیت ایران پهناور آن روزگار، تنها هفتصد هزار نفر از آنان که وابستگان هفت فامیل بزرگ بودند، حق مالکیت داشتند و بقیه مردم از همه چیز محروم بودند.(80) ثروت افسانه ای شاهان ساسانی براستی محیرالعقول است: آنان علاوه بر طلا و جواهر بسیار، هزاران زن و دختر و غلام و... در حرمسراهای شخصی داشتند.(81)






    امضاء


  8. Top | #67

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    9,416
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,505
    مورد تشکر
    13,625 در 4,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    قضاوت صحیح درباره مزدک

    در نگاه و وجدان تاریخ بشر، مزدک بنیانگذار یک فلسفه سیاسی - اجتماعی - اقتصادی نوینی است که قبل از او در تاریخ حیات انسان سابقه نداشته است. او از تساوی حقوقی و برابری اجتماعی سخن گفته است. اباحیگری تهمت ناجوانمردانه روحانیون دولتی و اشراف و فئودالهای ایرانی است که حرمسراهای اختصاصی شان بخش بزرگی از زنان جامعه ایرانی را در خود جای داده بود. بدون شک تاریخ دوره ساسانی از سرنوشت سیاه زن ایرانی ورقها سیاه کرده است. تاریخ نشان می دهد که در جامعه ساسانی، زن به صورت کالا نگریسته می شد و مانند گندم و... در انبارها و انبانها، در حرمسراها و دستکرت ها نگهداری (احتکار!) می شد. تاریخ شاهد است که در دوره ساسانی زن ایرانی به دیگر کشورها صادر می شد. تنها از یک منطقه مرزی سالی دوازده هزار زن به روم و... صادر می شد. نظام سیاسی - اقتصادی - اجتماعی جامعه ساسانی در دست هفت فامیل بزرگ اداره می شد. این هفت فامیل بر تمام کشور سایه ستم و تجاوز خود را گسترده بودند و به وسیله موبدان هر گونه ناروائی را بر جامعه تحمیل می کردند. ثروت یک کشور بزرگ که در حدود یک صد و چهل میلیون نفر را در خود جای داده بود، در اختیار چند طبقه ممتاز قرار گرفته بود. قوه مقننه و مجریه یکی شده بود. تجملات دربار شاهان حد نداشت. حداقل احتکارهای شاهانه در تاریخ ساسانی چنین است: سه هزار زن، چندین هزار دختر زیبای رومی، سه هزار نوکر و خدمه، هشتهزار و پانصد اسب سواری شخصی، هفتصد و شصت فیل اختصاصی، دوازده هزار استر باری و کوههائی از طلا و جواهر و اشیاء گرانبها و... و... تمام عایدات کشور پهناور ایران به خزانه طبقات چندگانه ممتاز می رفت. طبعاً در چنین هنگامه ای از بیعدالتی و فقر مطلق اکثریت قریب باتفاق جامعه ایرانی، قیام مزدک انتظار می رفت. ابن طریق که در سالهای 263-328 هجری می زیسته، می گوید: اصول عقاید مزدک بر این اساس بود که خداوند ارزاق را در روی زمین آفرید که مردم آنها را میان خود تقسیم نمایند، ولی مردم نسبت به یکدیگر ستم می کنند و تفوق و فزونی می جویند. ما می خواهیم در این کار نظارت داشته باشیم و مال فقرا را از اعیان و اشراف و توانگران بگیریم و به فقرا بدهیم. از هر کس که اموال و امتعه بیش از حد داشته باشد، از وی گرفته به بی چیزان می دهیم، تا مساوات برقرار شود.(73) نظام الملک می گوید: مزدک می گفت مال بخشیدنی است میان مردمان، زیرا همه بندگان پروردگار و فرزندان آدم اند و چون احتیاج پیدا کنند، باید مال یکدیگر را خرج کنند تا هیچ کسی ناتوان و نادار نباشد و همه متساوی المال باشند.(74) کریستن سن می گوید:
    پیشوایان مزدکیه دریافتند که مردم عادی نمی توانند از چنگال شهوت و هوس مادی نجات یابند مگر اینکه به آنها بدون مانع برسند. این فکر مبنای عقاید آنان شد. و چون دنبال این اصل را گرفتند، متهم به اباحه و ترویج فحشا و منکرات شدند، در صورتی که این کارها در آئین آنان راه نداشت و مباینت تام با زهد و پارسائی شان داشت. زرتشت و مزدک هر دو تأکید می کردند که انسان مکلف به عمل خیر است...(75) منابع تاریخی بدرستی نشان می دهند که دامنه دعوت و قیام مزدک حوزه وسیعی را در بر گرفته بود. آئین مزدک در آغاز بدون شک جنبه دینی داشته و شخص مزدک به اصلاحات اجتماعی می اندیشیده است. او خواهان زندگی بهتر برای مردم ایران بود و افکار او به هیچ وجه مشوب به غرض نبوده است.
    جنبه مذهبی این دعوت بر بعد سیاسی - اجتماعی آن برتری داشته است .(76)
    اگر چه آئین مزدک پی از ورود به طبقات پائین و سالفه اجتماع تدریجاً صورت یک مسلک سیاسی - انقلابی بخود گرفت، ولی جوهره دیانتی آن باقی ماند. در زمان خلع قباد و دوره جاماسب مزدکیه ظاهراً چندان پیشرفتی نداشته است، مع ذلک افکار این فرقه رفته رفته در عامه رسوخ کرد و در ابتدا به آهستگی و سپس بسرعت انتشار یافت...(77)



    : مزدک انقلابی قربانی مورخان مزدور تاریخ

    یک محقق هندی می گوید: بنظر می رسد مآخذ تاریخی درباره ظهور مزدک و آئین او از تعصبات شخصی و کینه توزی های سیاسی - دینی در امان نمانده است.
    آئین مزدک در ردیف نهضت های انقلابی بزرگان جهان جای دارد. رینالد نیکلسون می گوید: بیشتر مورخان دوره ساسانی و پس از آن، عقیده مزدک را کاملاً درک نکرده اند و با تعصب و جهل درباره او قضاوت کرده اند.(78) لکهارت می گوید: در این زمینه باید با اطمینان ادعا کنم که مزدک چیزی که درباره اشتراک زنان گفت، خلاف اخلاق انسانی نگفته است؛ منظور او این بود که زن و اموال در میان مردم، مانند آب و هوا مشترک باشد.(79) این سخن در دوره ای گفته شد که صدها هزار زن و دختر در اندرون حصارهای اشراف و حرمسراهای شاهان و شاهزادگان و درباریان و موبدان و... احتکار شده بودند و مردان و جوانان از تنهائی بشدت رنج می برند. منظور مزدک از اشتراک زنان، فحشای عمومی آنگونه که منابع متعصب و کینه توز عربی و موبدان دولتی زرتشتی گفته اند نیست، یعنی که مردان و جوانان و زنان و دختران بی همسر که سخت رنج می بردند، با یکدیگر زناشوئی برقرار کنند. و از طرفی باید دانست که تاریخ دوره ساسانی بدست موبدان زرتشتی و درباریان نوشته شده است. از تاریخ دولتی و مورخان مزدور چیزی جز این انتظار نیست.این دو، در همیشه تاریخ، قهرمانان بزرگ را بد نام و تحریف کرده اند و نهضت های اصیل اجتماعی - سیاسی - مردمی را متهم به هر اتهامی که می توانسته اند ساخته اند. رجال تاریخ سیاسی جهان عموماً و ایران خصوصاً بیشتر از رجاله ها و چهره های پلید و منفوری است که با گریم مورخان مزدور، به نسلها معرفی شده اند. باید که این ساختارهای سیاه را در هم ریخت و دنبال چهره های گمنام و بدنام تاریخ را گرفت و آنان را شناسائی کرد. چهره هائی که با فرامین شاه و خلیفه و فتاوای موبد و مغ و فقیه و محدث و متکلم و مورخ و... لکه دار و بایکوت شده اند. خوشبختانه دانش جدید توفیق این را یافته است که تا حدودی به این تزویر و تحریف بزرگ تاریخ پایان دهد و از اعماق سیاه تاریخ، چهره قهرمانان و مصلحان بزرگ اجتماعی را نشان دهد. کاری که در مورد مزدک شده است، نمونه روشنی از این توفیق است.
    چیزی که بیش از همه در میان مردم ایران عصر ساسانی نفاق افکنده بود امتیاز طبقاتی بسیار فاصله دار و خشنی بود که ساسانیان در ایران برقرار کرده بودند. در درجه اول، هفت فامیل بزرگ اشراف و در درجه دوم، طبقات پنجگانه امتیازاتی داشتند و عامه مردم از آن محروم بودند.
    مالکیت در انحصار آن هفت فامیل بزرگ بود. از صد و چهل میلیون جمعیت ایران پهناور آن روزگار، تنها هفتصد هزار نفر از آنان که وابستگان هفت فامیل بزرگ بودند، حق مالکیت داشتند و بقیه مردم از همه چیز محروم بودند.(80) ثروت افسانه ای شاهان ساسانی براستی محیرالعقول است: آنان علاوه بر طلا و جواهر بسیار، هزاران زن و دختر و غلام و... در حرمسراهای شخصی داشتند.(81)






    امضاء


  9. Top | #68

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    9,416
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,505
    مورد تشکر
    13,625 در 4,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    مزدک انقلابی قربانی مورخان مزدور تاریخ


    یک محقق هندی می گوید: بنظر می رسد مآخذ تاریخی درباره ظهور مزدک و آئین او از تعصبات شخصی و کینه توزی های سیاسی - دینی در امان نمانده است.
    آئین مزدک در ردیف نهضت های انقلابی بزرگان جهان جای دارد. رینالد نیکلسون می گوید: بیشتر مورخان دوره ساسانی و پس از آن، عقیده مزدک را کاملاً درک نکرده اند و با تعصب و جهل درباره او قضاوت کرده اند.(78) لکهارت می گوید: در این زمینه باید با اطمینان ادعا کنم که مزدک چیزی که درباره اشتراک زنان گفت، خلاف اخلاق انسانی نگفته است؛ منظور او این بود که زن و اموال در میان مردم، مانند آب و هوا مشترک باشد.(79) این سخن در دوره ای گفته شد که صدها هزار زن و دختر در اندرون حصارهای اشراف و حرمسراهای شاهان و شاهزادگان و درباریان و موبدان و... احتکار شده بودند و مردان و جوانان از تنهائی بشدت رنج می برند. منظور مزدک از اشتراک زنان، فحشای عمومی آنگونه که منابع متعصب و کینه توز عربی و موبدان دولتی زرتشتی گفته اند نیست، یعنی که مردان و جوانان و زنان و دختران بی همسر که سخت رنج می بردند، با یکدیگر زناشوئی برقرار کنند. و از طرفی باید دانست که تاریخ دوره ساسانی بدست موبدان زرتشتی و درباریان نوشته شده است. از تاریخ دولتی و مورخان مزدور چیزی جز این انتظار نیست.این دو، در همیشه تاریخ، قهرمانان بزرگ را بد نام و تحریف کرده اند و نهضت های اصیل اجتماعی - سیاسی - مردمی را متهم به هر اتهامی که می توانسته اند ساخته اند.




    امضاء


  10. Top | #69

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    9,416
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,505
    مورد تشکر
    13,625 در 4,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    رجال تاریخ سیاسی جهان عموماً و ایران خصوصاً بیشتر از رجاله ها و چهره های پلید و منفوری است که با گریم مورخان مزدور، به نسلها معرفی شده اند. باید که این ساختارهای سیاه را در هم ریخت و دنبال چهره های گمنام و بدنام تاریخ را گرفت و آنان را شناسائی کرد. چهره هائی که با فرامین شاه و خلیفه و فتاوای موبد و مغ و فقیه و محدث و متکلم و مورخ و... لکه دار و بایکوت شده اند. خوشبختانه دانش جدید توفیق این را یافته است که تا حدودی به این تزویر و تحریف بزرگ تاریخ پایان دهد و از اعماق سیاه تاریخ، چهره قهرمانان و مصلحان بزرگ اجتماعی را نشان دهد. کاری که در مورد مزدک شده است، نمونه روشنی از این توفیق است.
    چیزی که بیش از همه در میان مردم ایران عصر ساسانی نفاق افکنده بود امتیاز طبقاتی بسیار فاصله دار و خشنی بود که ساسانیان در ایران برقرار کرده بودند. در درجه اول، هفت فامیل بزرگ اشراف و در درجه دوم، طبقات پنجگانه امتیازاتی داشتند و عامه مردم از آن محروم بودند.
    مالکیت در انحصار آن هفت فامیل بزرگ بود. از صد و چهل میلیون جمعیت ایران پهناور آن روزگار، تنها هفتصد هزار نفر از آنان که وابستگان هفت فامیل بزرگ بودند، حق مالکیت داشتند و بقیه مردم از همه چیز محروم بودند.(80) ثروت افسانه ای شاهان ساسانی براستی محیرالعقول است: آنان علاوه بر طلا و جواهر بسیار، هزاران زن و دختر و غلام و... در حرمسراهای شخصی داشتند.(81)






    امضاء


صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی