نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: تاریخ ادیان و مذاهب جهان ( جلد ادوم)

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,082
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    book تاریخ ادیان و مذاهب جهان ( جلد ادوم)






    امضاء


  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,082
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    دین مانی



    مانی؟

    مانی یا مانس از پدر و مادری ایرانی در بابِل به سال 215 میلادی متولد شد. پدر و مادر او با خاندان اشکانی خویشاوندی داشتند. نام پدر مانی فَتَک بود و نام مادرش نُوشیت یا پُوسیت یا مریم و از خانواده کمسرکان بود. مانی بی شک ایرانی بوده است. ولادت او در بابِل دلیل بیگانه بودن او نیست، زیرا که در آن روزگار منطقه بابل و پیرامون آن جزء شاهنشاهی ساسانی بود. برخی تصور کرده اند که نام مانی سریانی است، ولی این قطعی نیست. احتمال دارد که مانگ به معنی ماه باشد؛ زیرا در لهجه ایرانی سنگسری به ماه مانگ گفته می شود.
    تصویر خیالی موجود از مانی با هلالی احاطه شده که قرینه ای بر صحت این ادعا است. هر چند آثار مانی به زبان سریانی نوشته شده، ولی او ایرانی است. باید دانست که زبان سریانی تا حدی جنبه زبان علمی در ایران باستان داشته است.
    دین مانی یکی از شاخه های دین زرتشت بود و عقیده به دوگرائی مسلماً از دین زرتشت اقتباس شده بود، ولی از گنوز یا عرفان ترسائی هم تأثیر پذیرفته بود. مبلغان دین مانی هر جا می رفتند، دین مانی را با مقتضیات محلی تطبیق می دادند؛ در شرق خود را زرتشتی و در غرب ترسائی معرفی می کردند. به این دلیل در جهان غرب مانی به عنوان یکی از بدعت گذاران مسیحی معرفی شده است.
    مانی آئین زرتشت را مطالعه کرد و خود را مصلح آن شناخت، هند را سیاحت کرد و با عقاید بودائی آشنا شد، سپس به ایران بازگشت و به تبلیغ دین جدید پرداخت و آن را با ادیان زرتشتی و بودائی و مسیحی مطابقت داد. سپس تحت تعقیب روحانیون زرتشتی قرار گرفت و محکوم گردید و در سال 276 میلادی در سن شصت سالگی مصلوب شد: روز یکشنبه 20 مارس 242 میلادی در شهر تیسفون روز جشن بود، روز تاجگذاری شاه جدید، شاپور اول فرزند اردشیر بابکان که 16 سال پیشتر بر خاندان اشکانی چیره شده بود و دودمان ساسانی را پی افکنده بود.
    در این روز مرد جوانی به نام مانی در کوچه و بازار شهر اعلام کرد که پیامبر آئین نُوی است. در سال 242 میلادی مانی جوانی 26 ساله بود. ولی هنگامی که بهرام نوه شاپور او را به قتل رسانید، شصت سال داشت.





    امضاء


  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,082
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    بهرام دستور داد تا پوست او را کندند و پر از کاه کردند و به یکی از دروازه های شهر جندی شاپور در شرق شوش آویزان کردند. این دروازه تا چند سده بعد به نام دروازه مانی نامیده می شد. بهرام نه تنها مانی را کشت، بلکه کوشش کرد که دین او را یکسره از بیخ و بن براندازد. ولی کوشش او بی نتیجه ماند و مانی گری در نتیجه تعقیب و زجر شکنجه، آئین زیرزمینی شد. مانی آثاری از خود به یادگار گذاشت که فهرست آنها چنین است:
    1- شاپورگان، به زبان پهلوی.
    2- انجیل زنده یا جاویدان.
    3- گنجینه زندگی.
    4- پراگماتیا (کتاب اعمال).
    5- کتاب رازها.
    6- کتاب دیوها.
    بیشتر این کتابها یا رساله ها به زبان سریانی و یا زبان آرامی خاوری نوشته شده است.(1)
    پیروان مانی کتابهایی جعل کرده و به او نسبت دادند، مانند کتاب کفالایا ( فصول) که به منظور ترویج دین مانی نوشته شده بود و آثار دیگر از قبیل نیایش ها و مواعظ و تاریخ های جامعه مانوی و یا عبارات خستوانی و غیره؛ ولی هیچکدام از این نوشته ها پایه های اصلی دین وی را متزلزل نکرده اند. روزگاری دراز تنها منبع اطلاعات موجود درباره مانی، نوشته های مخالفان دین وی بود که به منظور رد و جرح عقاید مانی نوشته شده بود. ولی کشفهای بسیار مهم سالهای آخر سده 19 و آغاز سده 20 میلادی که در منطقه تورفان و ترکستان چین، و در کان سو و در غارهای نزدیک تُون - هُونگ و نیز نوشته هائی که در فیوم (1931 م) در مدینه مادی بدست آمد، مدارک بسیار استوار و اصیل در اختیار پژوهندگان گذاشت. این مدارک که عبارت از کتابها و نوشته های پوسیده با تجلید و نقاشی های زیباست، هنوز کاملاً خوانده نشده است. بخش مهمی از این نوشته ها به زبان اصلی نویسندگان آن بدست ما نرسیده، بلکه بیشتر ترجمه هایی است به زبان چینی یا ایغوری یا به یکی از زبانهای ایرانی (سغدی، پارتی، پارسی) در ترکستان و یا به زبان قبطی در مصر. نوشته های مانی به چندین زبان تألیف و ترجمه شده است.(2)
    واژه مانی را که در منابع اروپائی مانیکه یا مانیخه خوانده می شود، بعضی ها تحریف مانی حی دانسته اند؛ ولی این احتمال بعید به نظر می رسد. در پاره ای از نوشته های کهن گفته شده که مانی لنگ بوده است. این تهمت معاندین دین مانی است؛ زیرا که او پیوسته در سفر بوده و تبلیغ می کرده است و وجود چنین نقصی در او احتمال بسیار ضعیفی است.
    زادگاه مانی ظاهراً بابل بوده، ولی ریشه خاندان وی از همدان بوده و در سال 216 میلادی بدنیا آمده؛ یعنی در روزگار پادشاهی اردوان اشکانی. پوئش بعید نمی داند که مانی با اینکه در سالهای نخستین دوران ساسانی خود را مبعوث دانسته و دین خود را آشکار کرده است، از تأثیر دوران پادشاهان اشکانی که یونانی منش بودند و به دین زرتشت دلبستگی کمی داشتند برکنار نمانده و درصدد برآمده باشد تا دین نوی به جهانیان عرضه کند...(3) در متون مکشوفه قبطی و توزمانی جریان اتهام و احضار مانی به دربار بهرام شاه چنین آمده است: مانی حتی لحظه یی خود را ناتوان احساس نکرد، تا به هرمزد اردشیر رسید. سپس خواست تا راهی کشور کوشانها بشود؛ ولی راه را بر وی بستند.
    در آنجا مانی با دلی سرشار از نومیدی و خشم بسوی شوش روانه شد... و سرانجام به تیسفون رسید. در طول سفر، مانی گاهی اشاره به مصلوب شدن خود می کرد و می گفت مرا ببینید تا از دیدار من سیر شوید. تن من بزودی از شما دور خواهد شد. سپس دستورهای دقیقی به همراهان خود داده، گفت: مراقب کتابهای من باشید، از نزدیکان و وابستگان من پرستاری کنید...
    مانی چون به درگاه بهرام رسید... شهریار بر سر سفره بود... و درباریان خبر دادند مانی آمده و در ورودی کاخ منتظر است. شاه فرمود که به مانی بگوئید که منتظر ایستاده باش که من خود پیش تو می آیم... بهرام گفت: شما به چه درد می خوردید؟ نه به جنگ می روید و نه به شکار، شاید وجود شما به عنوان پزشک شفابخش سودمند باشد، ولی همین کار نیز از شما ساخته نیست.
    خدایگان در پاسخ گفت: از من هیچ زیانی به شما نرسیده، من به شما و خاندانتان خدمتها کرده ام، من بسیاری از خدمتگزاران شما را از شر افسونگران و دیوان رها کرده ام و گروهی دیگر را که بیمار بودند، شفا بخشیدم و...
    بهرام با لحنی استهزاآمیز از وی پرسیده بود: چه کسی به تو گفته است که کارهای تو مهمتر از کارهای این جهان است؟
    خدایگان مانی در پاسخ گفت: از همه بزرگان و اشراف که در اینجا حضور دارند بپرس تا به تو بگویند درباره من چه می دانند، من استادی ندارم و دانش خود را از هیچ آموزگاری فرا نگرفته ام... آموزگاران من خدا و فرشتگان اند، من حامل پیامی هستم که خدا بر من فرستاده...
    شهریار گفت: چرا ایزد بزرگوار تو را به عنوان آورنده پیام خود برگزیده است، در حالی که سرور و دارنده این سرزمین ماییم نه تو...
    خدایگان در پاسخ گفت: فرمان و نیرو از آن یزدان است، نه تو... هر نظری درباره من داری از آن نمی گریزم...
    شهریار فرمود که زنجیر به دست و پای خدایگان نهادند و وی را به زندان بردند.(4)






    امضاء


  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,082
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    زادگاه مانی ظاهراً بابل بوده، ولی ریشه خاندان وی از همدان بوده و در سال 216 میلادی بدنیا آمده؛ یعنی در روزگار پادشاهی اردوان اشکانی. پوئش بعید نمی داند که مانی با اینکه در سالهای نخستین دوران ساسانی خود را مبعوث دانسته و دین خود را آشکار کرده است، از تأثیر دوران پادشاهان اشکانی که یونانی منش بودند و به دین زرتشت دلبستگی کمی داشتند برکنار نمانده و درصدد برآمده باشد تا دین نوی به جهانیان عرضه کند...(3) در متون مکشوفه قبطی و توزمانی جریان اتهام و احضار مانی به دربار بهرام شاه چنین آمده است: مانی حتی لحظه یی خود را ناتوان احساس نکرد، تا به هرمزد اردشیر رسید. سپس خواست تا راهی کشور کوشانها بشود؛ ولی راه را بر وی بستند.
    در آنجا مانی با دلی سرشار از نومیدی و خشم بسوی شوش روانه شد... و سرانجام به تیسفون رسید. در طول سفر، مانی گاهی اشاره به مصلوب شدن خود می کرد و می گفت مرا ببینید تا از دیدار من سیر شوید. تن من بزودی از شما دور خواهد شد. سپس دستورهای دقیقی به همراهان خود داده، گفت: مراقب کتابهای من باشید، از نزدیکان و وابستگان من پرستاری کنید...
    مانی چون به درگاه بهرام رسید... شهریار بر سر سفره بود... و درباریان خبر دادند مانی آمده و در ورودی کاخ منتظر است. شاه فرمود که به مانی بگوئید که منتظر ایستاده باش که من خود پیش تو می آیم... بهرام گفت: شما به چه درد می خوردید؟ نه به جنگ می روید و نه به شکار، شاید وجود شما به عنوان پزشک شفابخش سودمند باشد، ولی همین کار نیز از شما ساخته نیست.
    خدایگان در پاسخ گفت: از من هیچ زیانی به شما نرسیده، من به شما و خاندانتان خدمتها کرده ام، من بسیاری از خدمتگزاران شما را از شر افسونگران و دیوان رها کرده ام و گروهی دیگر را که بیمار بودند، شفا بخشیدم و...




    امضاء


  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,082
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    بهرام با لحنی استهزاآمیز از وی پرسیده بود: چه کسی به تو گفته است که کارهای تو مهمتر از کارهای این جهان است؟
    خدایگان مانی در پاسخ گفت: از همه بزرگان و اشراف که در اینجا حضور دارند بپرس تا به تو بگویند درباره من چه می دانند، من استادی ندارم و دانش خود را از هیچ آموزگاری فرا نگرفته ام... آموزگاران من خدا و فرشتگان اند، من حامل پیامی هستم که خدا بر من فرستاده...
    شهریار گفت: چرا ایزد بزرگوار تو را به عنوان آورنده پیام خود برگزیده است، در حالی که سرور و دارنده این سرزمین ماییم نه تو...
    خدایگان در پاسخ گفت: فرمان و نیرو از آن یزدان است، نه تو... هر نظری درباره من داری از آن نمی گریزم...
    شهریار فرمود که زنجیر به دست و پای خدایگان نهادند و وی را به زندان بردند.(4)




    امضاء


  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,082
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ترکیبی از دیگر معتقدات

    دین مانی ترکیبی است از معتقدات مردم بابل و ایران و اصول بودائی و مسیحی. در نظر وی رستگاری همگانی و متحد ساختن تعالیم و آداب و رسوم قدیم است. در نظر مانی دو نیکی و بدی در مقابل یکدیگر قرار دارند. نیکی و نور و روح در یک طرف، بدی و تاریکی و جسم در سمت دیگر است. جهان ترکیبی از نیک و بد است. مانند انسان که هم دارای جسم است و هم روح دارد، در نتیجه اتحاد نیکی و بدی در آن هویدا است. روح در زندان بدن بسر می برد و باید از طریق تعالیم مانوی آن را آزاد ساخت. چون ارواح پاک شدند و جای طبیعی خود را در آسمان نور بدست آوردند، انقلاب عمومی بوجود می آید و پایان عمر کنونی جهان یا جهان کنونی اعلام می گردد. به عقیده مانی، کتاب عهد قدیم متعلق به امیر تاریکی است و نوشته های پولس رسول بی ارزش است. عیسی پیامبر راستین نور است و زندگی جسمانی و مرگ او صورت ظاهر است. مانی همان روح القدس است که ظهور او را حضرت عیسی قبلاً خبر داده است و وظیفه دارد در تکمیل ادیان بکوشد. پیروان مانی دو دسته اند: گروه اول برگزیدگان یا مردم بسیار نیکوکار که ازدواج نمی کردند و گوشت (بجز ماهی) و شراب نمی خوردند. گروه دوم: شنوندگان که زندگی معمولی داشتند و ازدواج می کردند، ولی باید از مال پرستی و دروغگویی دوری کنند و گرد آن امور نگردند. در دین مانی روزه گرفتن و نماز خواندن برای خورشید و ماه و منبع نور معمول بود و نیز آدابی بشرح زیر است:
    1- مراسم وارد ساختن مردم به دین.
    2- تعمید یا نام گذاری.
    3- اتحاد یا تقدیس برادرانه غذای مشترک.
    مرگ نیز گاهی عنوان تسلی و تسلیت داشت.(5)




    الف: جهان بینی

    مانی در راه بهره گیری از منطق بودائی گری فراتر هم رفت، به حدی که تولید مثل را بر خود و گروه برگزیدگان مانوی حرام کرد و احتراز از زناشویی را بر ازدواج برتر دانست... مانی از زرتشت اندیشه تقسیم نیروهای جهانی را به دو مبدأ نیکی و بدی که دوبُن نامید، اقتباس کرد و روشنایی را مظهر نیکی و تاریکی را مظهر پلیدی دانست. بعدها مانی این تعبیر را بدین صورت درآورد که خدایِ ترسایان، خدای نیکی هاست و یَهْوَه خدای تورات، خدای بدی هاست.
    بورکیت مؤلف کتاب آئین مانی (به انگلیسی) می گوید: مانی به عقیده خودش، پاسخ پرسشی را که از روزهای نخستین آفرینش در دل های آدمیان در حال خلجان است داده بود. آن پرسش این بود که: اگر خداوند بزرگ که این جهان را در مدت شش روز با شتابزدگی آفرید و بخشنده مهربان نیز هست و هر چه در این جهان است ساخته و پرداخته دست اوست، چگونه و برای چه شر را آفریده و این چند روزه مهلت آدمی را با هزاران بیم و خطر و ناراحتی تؤام ساخته؟ غالب دین های موجود، پاسخ این پرسش را یا اصلاً نداده اند و یا مثلاً آفرینش شیطان را پیش کشیده اند و وجود او را مایه آزمایش آدمیان دانسته اند. در حالی که سرشت آدمیان برای سازنده آن ناشناخته نبوده تا نیازی به آزمایش مجدد و ملاحظه ابلیس داشته باشد. گروه دیگر معتقدند که کارگاه آفرینش مانند دستگاه پیچیده ای است که بشر نمی تواند بر همه رموز و اسرار گردشش پی ببرد. آنچه که در اندیشه ناسازگار و در فکر کوتاه ما شر پنداشته می شود، خیری است که راز آن بر ما و عقل نافرجام ما پوشیده است. هر رنج و راحتی که در زندگی پیش می آید و ما از دلایل آن بی خبریم، حکمتی دارد و ساخته و پرداخته دست توانای خداست.
    اما مانی معتقد است که خیر و شر هر دو قدیم اند و قائم بذات؛ جهان از روز ازل مرکب از دو منطقه بکلی مجزا بوده است: منطقه تاریکی و منطقه روشنایی. منطقه تاریکی، منطقه بدیها و پلیدیهاست و منطقه روشنائی، منطقه نیکی مطلق. در گذشته این دو قلمرو یعنی روشنائی و تاریکی از هم جدا بودند. ساکنان منطقه تاریکی، روشنائی را می دیدند و به زیبائی آن پی می بردند، ولی امید دسترسی به آن را نداشتند و همه در پلیدیدها و پستیها غوطه ور بودند. روزی اتفاقی افتاد و در اثر آن خدای بدیها توانست بخشی از نیکی یعنی روشنائی را به چنگ آورد، و در نتیجه نیکی و بدی یا تاریکی و روشنائی بهم آمیخته شد؛ جهان موجود، نتیجه این پیش آمد و این آمیختگی است. مانی می گوید: سازنده این جهان (جهان ما) خدای تاریکی است، یعنی بدیها؛ ولی جزئی از روشنائی به اجزاء جهانی که ساخته است، آمیخته شده و در نتیجه، جهان بر اثر آمیزش تاریکی و روشنائی بوجود آمده است. خدای نیکی، جنگ افزار برای پیکار با بدی ها ندارد و نمی تواند وضع گذشته را بازگرداند؛ روشنائی را از تاریکی جدا کند. آمیزش روشنائی و تاریکی پدیده بی برگشتی است.



    ب: ایدئولوژی انسان

    وظیفه انسان در دین مانی این است که بخش روشنائی را که در کالبد وی اسیر تاریکی است، تا می تواند آزاد کند؛ یعنی از گسترش جهان مادی جلوگیری کند، از آوردن فرزند و زناشوئی که باعث رشد و پهناور شدن قلمرو اهریمن است خودداری کند، و به نابودی و انحطاط عالم هستی یعنی آزاد ساختن روشنائی از زندان تاریکی، در حدود امکان خود کمک کند.
    انسان نخستین هنگامی که آفریده شد، پنج عنصر درخشان برای وی همچون پوشش یا زرهی بود که بر تن پوشیده بود... از این عنصرهای پنجگانه، چهار عنصر باد و خاک و آتش و آب بود... عنصر پنجم فروهر یا اثیر بود. هنگامی که انسان نخستین زره های پنجگانه مذکور را پوشید، به کمک فرشته ای که افسار پیروزی را در دست داشت کوشید تا سرور جهان تاریکی را هزیمت دهد؛ ولی نتیجه، نامیمون و نومیدی بخش بود و انسان نخستین در میدان جنگ بیهوش افتاد و پادشاه تاریکی ها پنج عنصر روشن را بلعید.
    این جنگ در سرنوشت بشر اهمیت بسیار داشت. در این مرحله، انسان نخستین با اینکه پنج عنصر روشن را از دست داده بود، خود در خطر نبود و با پلیدی نیامیخته بود و بدین دلیل توانست به ژرفای گرداب تاریکی ها برود و ریشه های پنج عنصر شب (یا ظلمت) را آنچنان ببرد که از بالیدن باز ماند. یعنی انسان دوباره با کمک خدای بزرگوار به میدان کارزار برگشت و نیروهای تاریکی را اسیر گرفت. اشغال سرزمینی روشنی به دست عوامل تاریکی متوقف شده بود. ولی معنای پیروزی این نیست که همه آسیب ها و تیره روزیهای آدمیزاده جبران شده باشد. فرشته های تاریکی شکست خورده و اسیر بودند، ولی عنصرهای پنجگانه درخشان را بلعیده بودند و قلمرو روشنائی که محروم از پنج عنصر اصلی شده، با همه پیروزیش پریشان و ناتوان افتاده بود.
    آشوب در جهان امروزی پیش آمد که فرمانروای تاریکی ها توانست بخشی از قلمرو نور و روشنایی را تصرف کند.
    انسان نخستین آدم نیست، بلکه چیزی است شبیه پروتوس آنتروپوش؛ جزئی از خدا که با خدا از یک ریشه است.







    امضاء


  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    11,082
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,355
    مورد تشکر
    13,492 در 4,455
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    الف: جهان بینی


    مانی در راه بهره گیری از منطق بودائی گری فراتر هم رفت، به حدی که تولید مثل را بر خود و گروه برگزیدگان مانوی حرام کرد و احتراز از زناشویی را بر ازدواج برتر دانست... مانی از زرتشت اندیشه تقسیم نیروهای جهانی را به دو مبدأ نیکی و بدی که دوبُن نامید، اقتباس کرد و روشنایی را مظهر نیکی و تاریکی را مظهر پلیدی دانست. بعدها مانی این تعبیر را بدین صورت درآورد که خدایِ ترسایان، خدای نیکی هاست و یَهْوَه خدای تورات، خدای بدی هاست.
    بورکیت مؤلف کتاب آئین مانی (به انگلیسی) می گوید: مانی به عقیده خودش، پاسخ پرسشی را که از روزهای نخستین آفرینش در دل های آدمیان در حال خلجان است داده بود. آن پرسش این بود که: اگر خداوند بزرگ که این جهان را در مدت شش روز با شتابزدگی آفرید و بخشنده مهربان نیز هست و هر چه در این جهان است ساخته و پرداخته دست اوست، چگونه و برای چه شر را آفریده و این چند روزه مهلت آدمی را با هزاران بیم و خطر و ناراحتی تؤام ساخته؟ غالب دین های موجود، پاسخ این پرسش را یا اصلاً نداده اند و یا مثلاً آفرینش شیطان را پیش کشیده اند و وجود او را مایه آزمایش آدمیان دانسته اند. در حالی که سرشت آدمیان برای سازنده آن ناشناخته نبوده تا نیازی به آزمایش مجدد و ملاحظه ابلیس داشته باشد. گروه دیگر معتقدند که کارگاه آفرینش مانند دستگاه پیچیده ای است که بشر نمی تواند بر همه رموز و اسرار گردشش پی ببرد. آنچه که در اندیشه ناسازگار و در فکر کوتاه ما شر پنداشته می شود، خیری است که راز آن بر ما و عقل نافرجام ما پوشیده است. هر رنج و راحتی که در زندگی پیش می آید و ما از دلایل آن بی خبریم، حکمتی دارد و ساخته و پرداخته دست توانای خداست.
    اما مانی معتقد است که خیر و شر هر دو قدیم اند و قائم بذات؛ جهان از روز ازل مرکب از دو منطقه بکلی مجزا بوده است: منطقه تاریکی و منطقه روشنایی. منطقه تاریکی، منطقه بدیها و پلیدیهاست و منطقه روشنائی، منطقه نیکی مطلق. در گذشته این دو قلمرو یعنی روشنائی و تاریکی از هم جدا بودند. ساکنان منطقه تاریکی، روشنائی را می دیدند و به زیبائی آن پی می بردند، ولی امید دسترسی به آن را نداشتند و همه در پلیدیدها و پستیها غوطه ور بودند. روزی اتفاقی افتاد و در اثر آن خدای بدیها توانست بخشی از نیکی یعنی روشنائی را به چنگ آورد، و در نتیجه نیکی و بدی یا تاریکی و روشنائی بهم آمیخته شد؛ جهان موجود، نتیجه این پیش آمد و این آمیختگی است. مانی می گوید: سازنده این جهان (جهان ما) خدای تاریکی است، یعنی بدیها؛ ولی جزئی از روشنائی به اجزاء جهانی که ساخته است، آمیخته شده و در نتیجه، جهان بر اثر آمیزش تاریکی و روشنائی بوجود آمده است. خدای نیکی، جنگ افزار برای پیکار با بدی ها ندارد و نمی تواند وضع گذشته را بازگرداند؛ روشنائی را از تاریکی جدا کند. آمیزش روشنائی و تاریکی پدیده بی برگشتی است.



    ب: ایدئولوژی انسان

    وظیفه انسان در دین مانی این است که بخش روشنائی را که در کالبد وی اسیر تاریکی است، تا می تواند آزاد کند؛ یعنی از گسترش جهان مادی جلوگیری کند، از آوردن فرزند و زناشوئی که باعث رشد و پهناور شدن قلمرو اهریمن است خودداری کند، و به نابودی و انحطاط عالم هستی یعنی آزاد ساختن روشنائی از زندان تاریکی، در حدود امکان خود کمک کند.
    انسان نخستین هنگامی که آفریده شد، پنج عنصر درخشان برای وی همچون پوشش یا زرهی بود که بر تن پوشیده بود... از این عنصرهای پنجگانه، چهار عنصر باد و خاک و آتش و آب بود... عنصر پنجم فروهر یا اثیر بود. هنگامی که انسان نخستین زره های پنجگانه مذکور را پوشید، به کمک فرشته ای که افسار پیروزی را در دست داشت کوشید تا سرور جهان تاریکی را هزیمت دهد؛ ولی نتیجه، نامیمون و نومیدی بخش بود و انسان نخستین در میدان جنگ بیهوش افتاد و پادشاه تاریکی ها پنج عنصر روشن را بلعید.
    این جنگ در سرنوشت بشر اهمیت بسیار داشت. در این مرحله، انسان نخستین با اینکه پنج عنصر روشن را از دست داده بود، خود در خطر نبود و با پلیدی نیامیخته بود و بدین دلیل توانست به ژرفای گرداب تاریکی ها برود و ریشه های پنج عنصر شب (یا ظلمت) را آنچنان ببرد که از بالیدن باز ماند. یعنی انسان دوباره با کمک خدای بزرگوار به میدان کارزار برگشت و نیروهای تاریکی را اسیر گرفت. اشغال سرزمینی روشنی به دست عوامل تاریکی متوقف شده بود. ولی معنای پیروزی این نیست که همه آسیب ها و تیره روزیهای آدمیزاده جبران شده باشد. فرشته های تاریکی شکست خورده و اسیر بودند، ولی عنصرهای پنجگانه درخشان را بلعیده بودند و قلمرو روشنائی که محروم از پنج عنصر اصلی شده، با همه پیروزیش پریشان و ناتوان افتاده بود.
    آشوب در جهان امروزی پیش آمد که فرمانروای تاریکی ها توانست بخشی از قلمرو نور و روشنایی را تصرف کند.
    انسان نخستین آدم نیست، بلکه چیزی است شبیه پروتوس آنتروپوش؛ جزئی از خدا که با خدا از یک ریشه است.





    امضاء


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی