صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 17 , از مجموع 17

موضوع: چگونه فرزندان با حیایی داشته باشیم ؟

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    199
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    2. بُعد اجتماعی حیاء
    اشاره
    بُعد دوم حیاء، وجه اجتماعی آن است. این قسم از حیاء شاید پایینترین درجه از حیاء باشد. چراکه آمیخته با ترس و اجبار است و معنی آن چنین است که آدمی از بیم با خبر شدن مردم و ترس از دست دادن آبروی خود در نزد آنان و ترس از این که دچار شرمساری بین مردم بشود، از انجام کاری زشت خودداری میکند.
    البته چنین حیایی را نمیتوان بهعنوان یک کمال اخلاقی و ارزشی والا محسوب کرد، اما با این حال چون بهنوعی انسان را از ارتکاب به امور غیرعقلی و اجتماعی بازمیدارد، هر چند به اجبار، اما به هر حال زمینه حفظ شخصیت فرد را فراهم میکند.
    بعد اجتماعی حیاء بستر مناسبی برای اصلاح رفتار و آراسته شدن
    ص: 27
    به فضایل اخلاقی است و چنین صفتی عقلاً و شرعاً مطلوب به شمار میرود.
    در این خصوص حضرت امیرالمؤمنین علی فرمودند:
    مَن لَم یَستَ_ح_ی مِنَ الن_ّاسِ لَم یَستَ_ح_یِ مِنَ اللّهِ
    کسی که از مردم حیاء نمیکند، از خدا نیز حیاء نمیکند.(1)
    حال باید بدانیم ما والدین بعد اجتماعی حیاء را چگونه به فرزندان خود منتقل نموده و آموزش دهیم؟
    در بعد فردی حیاء که به آن پرداختیم موضوعات بین فرزندان دختر و پسر مشترک بوده، لذا تفکیکی در جداسازی مطالب قائل نشدم، اما در این قسمت با توجه به جنسیت فرزندان دختر و پسر و اقتضائات خاص هر یک بر آن شدیم تا موارد مطرح شده را در مسائل به صورت تفکیک شده بیان نماییم تا والدین گرامی نیز با توجه به جنسیت فرزند خود از آن بهرهمند شوند.
    این بهرهگیری موجب افزایش حیاء فرزند در بعد اجتماعی شده و او را در مقابل آسیبهای احتمالی اجتماع مصون میدارد؛ البته بدیهی است لازمه توانمندسازی فرزندان در ابعاد مختلف حیاء آگاه سازی ایشان نیست، محدوده اختیارات و وظایف آنهاست؛ لذا بعضی از این موارد را در بعد اجتماعی درقالب پرسش و پاسخ مطرح مینماییم.
    1. چه رفتارهای اجتماعی آمیخته به حیاء را به فرزندان پسر آموزش دهیم؟
    اشاره
    در پاسخ به این سؤال توجه به نکات ذیل ضروری است؛
    ص: 28
    ________________________________________
    1- بحارالانوار: ج 12.ص.120






    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    199
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    فحاشی نکردن و عدم کتک کاری
    پسرها در سنین کودکی و نوجوانی بعضی از مشکلات ارتباطی با همسالان خود را، از راه درگیری و نشان دادن زور بازوی خود حل میکنند که در این بین ممکن است کلمات نامناسبی نیز بین آنها ردوبدل شده یا به یکدیگر آسیب جسمی برسانند.
    از اینرو، والدین باید به کودکان گوشزد کنند که هر انسانی ممکن است عصبانی شود و گاهی فریاد بزند، اما حق ندارد فحاشی کرده و کتککاری کند. به فرزندان خود بگویید بهترین راهحل مشکلات، گفتگو است و در صورتیکه نتوانستند با گفتوگو مشکلات خود را حل کنند، باید از بزرگترها کمک و مشورت بخواهند تا راهکارهای دیگری را به آنها ارائه دهند تا بتوانند مشکل یا مشکلات خود را سادهتر حل کنند.
    استفاده از لباس آراسته
    اگرچه آراستگی امری خوشایند و زیباست و همه از آن لذت میبریم، اما فرزندان پسر نسبت به فرزندان دختر معمولاً از نظم و آراستگی کمتری برخوردارند که شاید دلیل آن حس زیباشناسی قوی خانمها و دختران نسبت به آقایان باشد. از اینرو، گوشزد نمودن امور مربوط به آراستگی ظاهر برای فرزندان پسر را دلیل بر ضعف او ندانید و به دیده یک امر تربیتی به آن بنگرید. در این خصوص، نوع و چگونگی لباس پوشیدن از مظاهر آراستگی بوده و عدم رعایت آن میتواند زمینه کمحیایی را فراهم نماید.




    امضاء


  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    199
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    نکته!!!

    تذکرات ذیل را به آرامی و درتنهایی به فرزند خود گوشزد نمایید که:
    * در خفا لباس خود را تعویض کند.
    ص: 29
    * در صورت پارگی یا سوراخ شدن لباس خود، سریعاً آن را تعویض نماید.
    * از لباس تنگ یا بدننما استفاده نکند.
    * لباس جنس مخالف خود را نپوشد؛ هرچند از اعضاء خانواده او باشند.
    * لباسهای زیر خود را برای شستشو، فقط در سبد حمام بگذارد و بینظمی نکند.
    * در اماکن تفریحی مانند استخر یا دریا، از لباس مناسب استفاده نموده و به لباس دیگران خیره نشود.
    وارد شدن به حریم خصوصی دیگران با کسب اجازه
    موضوع کسب اجازه و ورود به حریم دیگران و آموزش این نکته بهقدری مهم و مورد تأکید خداوند متعال است که آیاتی در این خصوص، در قرآن کریم وجود دارد.
    ﴿یا اَیُّهَا الَّذینَ ءامَنُوا لا تَدخُلُوا بُیوتاً غَیرَ بُیُوتِکُم حَتّی تَستَأنِسُوا وَ سَلِّمُوا عَلی اَهلِها ذلِکُم خَیرٌ لَکُم لَعَلَّکُم تَذَّکَّرُونَ﴾
    ای کسانی که ایمان آوردهاید! به خانههایی که خانههای شما نیست، [سرزده] داخل نشوید، تا آشنایی دهید و اجازه خواهید و بر اهل آن سلام کنید. این برای شما بهتر است، باشد که پند گیرید.(1)
    والدین عزیز! این موضوع را با متانت، اما جدی، به فرزندان تذکر و آموزش دهید و مراقب اجرای آن توسط کودکان خویش باشید. چراکه آسیب ناشی از عدم رعایت چنین موضوعی غیرقابلجبران خواهد بود.






    امضاء


  5. Top | #14

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    199
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    مثال:
    به چند مورد از این نوع رفتارهای آموزشی در ذیل دقت فرمایید:
    * با کسب اجازه وارد اتاق دیگران شوند؛ حتی اتاق خواهر و برادر خود.
    * بدون اجازه به کیف پول، داخل کمد و وسایل شخصی کسی نگاه نکنند.
    * بدون اطلاع به کیفدستی هیچ خانمی، حتی مادر خویش مراجعه نکنند.
    * به تلفن همراه، رایانه، یا دیگر وسایل دیجیتال دیگران، حتی نزدیکان خود، دست نزنند.
    عذرخواهی کردن
    یکی از راههای بسیار مناسب برای حفظ حیاء در اجتماع، عذرخواهی است. با عذرخواهی بهموقع، از بهوجود آمدن مسائل و مشکلاتی که منجر به رنجش خاطر و گاهی فضای فحاشی میشود، جلوگیری خواهد شد؛ بنابراین شایسته است به فرزندان خود عذرخواهی درست را آموزش دهید.






    امضاء


  6. Top | #15

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    199
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    نکته
    برای عذرخواهی صحیح، مراحل زیر به نوبت اجرا شود:
    * عذرخواهی شفاهی و گفتن کلمه «ببخشید».
    * به فرد ناراحت ش_ده بگوید: «دوست نداشتم شما را ناراحت کنم.»
    * اشتباه خود را حتماً جبران کند و در صورت از بین بردن چیزی، عیناً آن را تهیه و تحویل فرد خسارت دیده دهد و در صورتی که چیزی از بین نرفته، با تهیه هدیهای هرچند کوچک، خاطره مثبت از خود بهجای بگذارد.
    * از فرد مقابل حلالیت طلب کند و مطمئن شود که طرف مقابل او را بخشیده و کدورتی از وی در دل ندارد.
    * در صورتیکه خدای ناکرده، به ناحق آبروی کسی را در جمع دوستان، اجتماع، مدرسه و یا هر محیط دیگری به مخاطره انداخته است، در حضور همان افراد به اشتباه خود اقرار نموده و طلب بخشش نماید.
    رعایت حال افراد، خصوصاً کهنسالان، میتواند حس انساندوستی فرزند ما را تقویت نموده و همچنین او را در رعایت حقوق سالخوردگان مساعدت نماید.
    آموزش رعایت حقوق دیگران خصوصاً سالخوردگان به فرزندان ضروری است
    یکی از خواص حیاء این است که موجب دیده شدن رفتارهای خوب و پسندیده میشود.
    پس میتوان گفت رفتارهای پسندیده موجب بروز حیاء نیز خواهد شد. رعایت حال افراد، خصوصاً کهنسالان، میتواند حس انساندوستی فرزند ما را تقویت نموده و همچنین او را در رعایت حقوق سالخوردگان مساعدت نماید. بخشیدن جای خود در اتوبوس و قطار شهری به سالخوردگان، کمک در حمل کالا و ... از مصادیق رعایت حقوق سالخوردگان است.
    شوخی نکردن فرزندان با افرادی که اختلاف سنی بیش از دو سال با آنها دارند
    شاد بودن و شوخی کردن بدون تحقیر و تمسخر دیگران، کار مفیدی است و موجب کسب محبت خواهد شد؛ لیکن نه با افراد بزرگتر از خود! چرا که درک شوخی نسبت به سن و سال افراد متفاوت بوده و در صورت عدم رعایت این نکته، موجب رنجش و در بعضی مواقع دلخوری یا حتی برخورد فیزیکی خواهد شد.
    لذا رعایت این نکته بسیار مهم است که با بزرگتر از خود شوخی نکنیم. آموزش این نکته به فرزندان در بسیاری از موارد موجب حفظ شخصیت و حیاء آنها در بعد اجتماعی خواهد شد.





    امضاء


  7. Top | #16

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    199
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    شوخی نکردن با جنس مخالف
    بازی کودکان با یکدیگر امری است طبیعی و هرگز نباید بیدلیل مانع بازی و شادی کودکان شد. لیکن باید به فرزندان خود آموزش دهیم که بازی با شوخی متفاوت است؛ ثانیاً شوخی با غیرهمجنس، شایسته نبوده و موجب رنجش خواهد شد. چراکه پسرها و دخترها، دارای روحیات مختلفی هستند و با توجه به متفاوت بودن این روحیات، برداشتهای متفاوتی نیز از شوخی دارند، خصوصاً دختر خانمها دارای روحیه حساسی هستند و ممکن است از یک صحبت به ظاهر معمولی و ساده احساس مسخره شدن یا تحقیر شدن داشته باشند. براین اساس به کودکان و نوجوانان بگوییم که شوخی کردن با دختر خانمها امری ناپسند بوده و شایسته نیست این کار را انجام دهند.
    مراوده نداشتن باافرادغریبه
    والدین گرامی! به فرزندان خود بگویید هرگز به غریبهها، چه زن چه مرد، اعتماد نکنند.
    اگرچه والدین با هر نوع تفکر و سبک زندگی، خود را مقید به مراقبت از فرزندان میدانند و با جدیت از آنها در مقابل افراد ناشناس مراقبت میکنند، اما بسیار خوب است که به خود فرزندان نیز گفته شود که با افراد ناشناس مراوده نکنند و هرگز خوراکی، هدیه یا چیزی را از آنها نپذیرفته و یا با آنها همراه نشوند
    ص: 33
    تا خدای ناکرده، اتفاق ناگواری برای آنها پیش نیاید.
    والدین گرامی! به فرزندان خود بگویید هرگز به غریبهها، چه زن چه مرد، اعتماد نکنند.
    فرزند ما نباید تنها، تا دیروقت، بیرون از خانه مشغول بازی باشد
    بچهها برحسب دوران کودکی دوست دارند بیشتر اوقات خود را به بازی در بیرون از منزل بگذرانند و در این خصوص از اماکن مختلفی خصوصاً کوچه استفاده میکنند. لازم است به آنها گوشزد کنید در صورت عدم حضور یکی از والدین، قبل از غروب خورشید به منزل مراجعت کنند.
    از والدین گرامی عاجزانه خواهش میکنم وظیفه مراقبت از فرزند خود را خصوصاً بعد از غروب خورشید، فقط شخص خودتان بهعهده داشته باشید و به فرزندان خود سفارش کنید در مکانهای خلوت، بازی نکنند. نکته دیگری که میتواند مفید باشد این است که از آنها بخواهید به هنگام بازی در محیط خانه درب اتاق را نبندند تا با مشاهده آنها، از خطر احتمالی یا بازیهای خطرناک آنها جلوگیری کنید.
    فرزندان با کسانی که به والدین خویش بیاحترامی میکنند، مراوده نداشته باشند
    کودکانی هستند که متأسفانه به دلایل مختلف، از ادب و تربیت درستی برخوردار نیستند؛ لذا گفتار و رفتار مناسبی هم ندارند. این کودکان در زمان مواجهه با مخالفت دیگران یا درخواست کاری، معمولاً عکسالعمل مناسبی از خود نشان نمیدهند و یک نوع بیحیایی رفتاری یا گفتاری را از خود بروز میدهند؛ لذا حتی گاهی به والدین خود نیز بیاحترامی میکنند.
    مشاهده این برخوردها توسط فرزند ما، حتی اگر موجب یادگیری و تکرار
    ص: 34
    آن عمل زشت نشود که ممکن است بشود! موجب قبحزدایی بوده و همچنین موجب عادی شدن این رفتار نزد فرزند ما میگردد. بنابراین پیشنهاد میکنیم ارتباط فرزندان خود را با اینگونه کودکان به حداقل برسانید تا خدای ناکرده، زحمات تربیتی شما به یکباره از بین نرود.




    امضاء


  8. Top | #17

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    199
    تشکر
    28
    مورد تشکر
    141 در 22
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    رفتارهای مشترک دختر و پسر در دوران بلوغ
     متهور هستند، به دلیل اینکه خود را آسیب پذیر نمی بینند.
    در دوران بلوغ، اغلب نوجوانان رفتاری میکنند که ما باید عکس العمل نشان دهیم. بعضی از نوجوانان در دوران بلوغ بسیار نترس می شوند؛ به بیان دیگر، سر نترسی پیدا می کنند و متهور می شوند.
    بچه ای که بسیار عادی، حتی ترسو بود و تنها از خانه بیرون نمیآمد، به یکباره سر نترس پیدا میکند؛ بین دختر و پسر نیز فرقی ندارد. گاهیاوقات والدین فکر میکنند عقل او دچار مشکل شده است، اما ما میگوییم او متهور و نترس شده. چرا این اتفاق افتاده است؟
    به این خاطر که تا دیروز بچه بود و احساس ضعف میکرد. از امروز احساس میکند در حال بالغ شدن و بزرگ شدن است؛ لذا فکر میکند بسیار قوی شده و با توجه به تصور غلطی که از خود پیدا میکند، دچار شجاعت کاذب میگردد. پس دلیل نترسی او بیعقلی (یا کم عقلی) نیست. دلیل آن این است که فکر میکند بسیار قوی شده؛ انسانهایی که فکر میکنند خیلی قوی هستند، مانند انسانهای شجاع رفتار میکنند.
    لذا تلاش کنید با صبر و حوصله باشید و به دختر و پسر نوجوان خود تفاوتهای بین شجاعت و حماقت را آموزش دهید. باید راهکارهایی را به او ارائه دهید تا بتواند با تدبیر و فکر از تواناییهای خود استفاده کند.
    حال برای آشنایی بیشتر شما والدین عزیز با دو واژه حماقت و شجاعت، تفاوتهای آن را در ادامه در قالب نکاتی بیان می کنیم.
    امام حسن عسکری(علیه السلام) فرمودند:
    ص: 72
    إنَّ للشَّجاعَهِ مِقداراً، فإن زادَ عَلیهِ فهُو تَهَوُرٌ
    همانا شجاعت اندازهای دارد، که اگر از آن فراتر رود، بیباکی است.(1)
    - شجاعت یکی از چهار صفت برتر(حکمت، شجاعت، عفت و عدالت) در فضائل اخلاقی است که علمای اخلاق درباره آن در آثار خود مباحثی را مطرح کردهاند؛
    - شجاعت عبارت است از اطاعت قوه غضبیه از قوه عاقله؛ یعنی نترسیدن از آنچه نباید ترسید، و دوری کردن از آنچه باید از آن دوری نمود؛
    - فرق حماقت و شجاعت در میزان تفکر آنهاست؛
    - اگر در شجاعت زیادهروی شود، به حماقت تبدیل میگردد؛
    - در کارهای شجاعانه نسبت چیزی که بهدست میآوریم بیشتر از چیزی است که از دست میدهیم، ولی در حماقت عکس این قضیه صادق است؛
    - شجاعت مترادف با نترسیدن نیست؛ بلکه شجاعت به معنای غلبه بر ترس است.(2)
    - حماقت بر وزن شجاعت و بسیار شبیه به آن میباشد، ولی در حماقت عقل جایی ندارد؛
    - علاوه بر اینها، حماقت عبارت است از نادانی، بیخردی، بیعقل شدن و سادهلوحی.
     به دنبال تجربههای عجیب و غریب هستند، چون میخواهند در زندگی خود نقش داشته باشند.
    نوجوانان در این دوره بهدنبال انجام کارهای عجیب و غریب هستند. والدین
    ص: 73
    ________________________________________
    1- البحار: 78/377/3
    2- نلسون ماندلا
    می گویند فرزند ما تا پارسال، دیروز و ماه پیش این کارها را نمیکرد، اما مدتی است آرام آرام کارهای عجیب و غریبی انجام میدهد. چرا اینطور شده؟!
    فرزندان ما در دوران بلوغ می خواهند بگویند که ما مستقل شدهایم و دیگر بچه نیستیم.
     فرزندان ما در دوران بلوغ میخواهند بگویند که ما مستقل شدهایم و دیگر بچه نیستیم. به همین دلیل کارهای عجیب و غریب انجام میدهند که به شما ثابت کنند بزرگ شدهام و برای خود تصمیم میگیرم. 
    به همین دلیل کارهای عجیب و غریب انجام میدهند که به شما ثابت کنند بزرگ شدهام و برای خود تصمیم میگیرم. بنابراین رفتاری میکند که شما نمیدانید چه عکس العملی از خود نشان دهید. وقتی از او میپرسید چرا این کار را انجام دادی؟ جوابی ندارد! حتی زمانی که بهصورت جدی از او سؤال میکنید، میگوید هیچی، همین جوری! والدین میگویند نه، حتماً دلیلی داشته؛ اما او می گوید نه مادر! همینجوری، پدر من! همین جوری.
    والدین محترم این را بدانید! که نوجوان در دوران بلوغ بهخاطر اینکه ثابت کند من مستقل هستم و برای خود تصمیم میگیرم، کارهای عجیب و غریبی را انجام میدهند تا به والدینشان این قضیه را ثابت کنند که دیگر مستقل هستم. در این زمان شما میتوانید برای فرزند خود از اهمیت استفاده از علم و تجربه دیگران صحبت کنید و او را با یک مشاور آشنا نمایید. میتوانید برای فرزند خود توضیح دهید بین جزیره بودن و مستقل بودن تفاوت زیادی وجود دارد.
    برای فرزند خود توضیح دهید که برای تصمیم گیری لازم است از حقوق دیگران نیز مطلع باشیم و به صرف دانستن حقوق خودمان نمی توانیم تصمیم گیری
    ص: 74
    کنیم. همچنین معنی دخالت و تفاوت آن را با دخالتهای نابهجا برای او شرح دهید.
     دمدمی مزاج هستند، چون مابین دوران کودکی و بزرگسالی قرار گرفتهاند.
    فرزندان در دوران بلوغ بسیار دمدمی مزاج میشوند. صبح با شما میجنگد، ناهار خود را میخورد، کمی استراحت میکند و بعد به یکباره آدم فوقالعاده مهربانی میشود. دختر صبح با مادر خود داد و بیداد میکند، بعدازظهر اخلاقش خوب میشود. مادر او تعجب میکند که چرا این دختر ساعت به ساعت اخلاق و رفتارش تغییر میکند؟!
    سؤال؟
    چرا در دوران بلوغ فرزندان ما دمدمی مزاج میشوند؟
    دلیل دمدمی مزاج شدن فرزندان این است: ما گفتیم در دوران بلوغ، یک سمت دوره کودکی و یک سمت دوره بزرگسالی است. خصلت بارز فرزندان در دوران کودکی، بی مسئولیتی است؛ برای هر اتفاقی در این دوره، به والدین او مراجعه میکنند. بهطور مثال اگر کودکی شیشه خانه شما را بشکند، شما با پدر و مادر او صحبت میکنید.
    بنابراین کودک مظهر بیمسئولیتی است؛ نوجوانی که در دوران بلوغ قرار میگیرد، گاهیاوقات اخلاق او بچه گانه است و بیمسئولیت میشود و لذا همه چیز را بر عهده شما می گذارد؛ ولی ساعاتی بعد، بهسمت دوره بزرگسالی میآید و بزرگسال میشود. نوجوان میخواهد مسئولیت قبول کند و بگوید من بزرگسال هستم؛ بنابراین با شما خوب برخورد می کند.
    بچه ها در دوران بلوغ بسیار دمدمی مزاج میشوند.
    ص: 75
    در طول روز فرزند شما ممکن است چندین مرتبه بچه و چندین مرتبه بزرگسال شود. بنابراین ما میگوییم بچه ها در این دوران بسیار دمدمی مزاج میشوند. بعضی روزها خوب و بعضی روزها ناهماهنگ هستند.
    دلیل دمدمی مزاج شدن آنها این است که بین کودکی و بزرگسالی درحرکت هستند. نوجوان مشکل روحی-روانی ندارد! خدای ناکرده دیوانه نشده است، بیعقل نشده است، بلکه در حال بالغ شدن است؛ الحمدلله.
     دلیل دمدمی مزاج شدن آنها این است که بین کودکی و بزرگسالی در حرکت هستند. نوجوان مشکل روحی-روانی ندارد، بلکه در حال بالغ شدن است. 
    در دوران بلوغ فرزندان، به والدین فشار زیادی وارد میشود؛ لذا باید تحمل کنند و اینرا بدانند که طبیعت فرزندشان این است و بهطور عادی این اتفاق میافتد و اکثر بچه ها در دوران بلوغ حتماً دمدمی مزاج خواهند شد.
    بنابراین باید با نوجوان مماشات کرد. پدر و مادر عزیز در دوره بلوغ با فرزند خود بحث نکنید و فضایی را بهوجود نیاورید که خدای ناکرده بیاحترامی بین شما و او واقع شود.
    مادر گرامی با فرزند دختر خود جروبحث نکنید که خدای ناکرده در اتاق را بکوبد یا به شما اخم کند. با نوجوان خود مماشات داشته باشید، او را راهنمایی نموده و صبر نمایید تا زحمات تربیتی شما اثر بهتری را در شخصیت نوجوان برجای گذارد.
    نافرمان هستند، چون میخواهند وابسته باشند.
    نکته بعد این است که فرزندان در دوره بلوغ، نافرمان می شوند.
    ص: 76
    مثال:
    در دوران بلوغ، مادر از دختر خود درخواستی میکند و دختر از انجام آن امتناع میورزد.
    مادر میگوید جاروبرقی میکشی؟ دختر آن درخواست را رد میکند و میگوید حوصله ندارم.
    به پسر میگویند از مغازه سر کوچه یک سطل ماست میخری؟
    پسر نیز امتناع میکند و میگوید من حال ندارم!
    دوره بلوغ معمولاً اوج نافرمانی فرزندان است.
    سؤال؟
    چرا نوجوانان نافرمانی میکنند؟ آیا بیادب شدهاند؟! آیا تعقل نمیکنند؟! نه! هیچکدام از اینها نیست. عمده والدین وقتی با نافرمانی فرزندان در دوره نوجوانی روبهرو میشوند، فکر میکنند فرزند آنها بیتربیت شده است. دائم بچههای مردم را مثال میزنند و از فرزند خود به عنوان یک انسان منفی یاد میکنند.
    اما او بیادب نشده است! دلیل نافرمانی فرزند ما در دوره بلوغ این است که نمیخواهد مستقل شود. او میخواهد بچه بماند، دوست ندارد بزرگ شود. او میداند اگر بخواهد صحبت شما را قبول نماید، تأییدی برای بزرگ بودن اوست. وقتی رفتاری را قبول نمیکند، یعنی من هنوز نمیخواهم بزرگ شوم، میخواهم بچه بمانم؛ لذا حرف شما را گوش نمیدهد.
    نام این رفتار بیادبی نیست؛ رفتار فرزند بهاین معنا نیست که مادر یا پدر خود را دوست ندارد، بلکه به این دلیل است که نمیخواهد بزرگ شود.
    سؤال؟
    چرا اینگونه رفتار میکنند ولی بعد از مدتی دوباره متعادل شده و تغییر
    ص: 77
    می کنند؟ بازمی گردیم به موضوع دمدمی مزاج بودن. همانطور که در بخشهای قبل توضیح دادیم، نوجوانان در این سن بسیار دمدمی مزاج هستند. حدود دو سال برای بچهای که در سن بلوغ است باید وقت گذاشت و صبر کرد. اگر در این دو سال شما وظیفه خود را درست انجام دهید، فرزند شما یک عمر متعادل زندگی خواهد کرد.
    بیشتر مشکلاتی که انسانهای بزرگسال در ازدواج، زندگی، روابط اجتماعی، خرید کردن، درک کردن، تشخیص دادن و ... دارند، به دوران بلوغ بازمیگردد. پدر و مادری که یادگرفتهاند در دوران بلوغ برای فرزند خود چه اقدامی باید انجام دهند، با والدینی که یاد نگرفتهاند چه کاری باید انجام دهند، فرق دارند. اگر این دو سال را برای درک کردن نوجوان زمان بگذارید، زحمت تربیتی بکشید و اقدامات و نحوه رفتار با فرزند را درست انجام دهید، فرزند شما بسیار متفاوتتر از آن بچهای میشود که والدینش در دوران بلوغ توجهی به او نداشتند و حواس آنها جای دیگری بود.
     فرزندان در دوره بلوغ راحتطلب هستند، چون از دوران کودکی احساس لذت میکنند و به سمت آن مایل میشوند.
    چرا نوجوان راحت طلب میشود؟ مثلاً فرزند نشسته است و به مادر خود می گوید لیوان آب را به من میدهید؟ در صورتی که خود نزدیک لیوان آب قرار دارد! یا دختر نشسته است و به مادر خود امرونهی میکند؛ مادر چند لحظه او را نگاه میکند و میگوید عجب دختر پررویی دارم! به جای اینکه روزبه روز بزرگتر میشود، سنجیده رفتار کند، برعکس رفتار میکند.
    چرا بچه های در شرف بلوغ، اینقدر راحت طلب میشوند؟!
    به محض اینکه شما با راحت طلبی نوجوان روبه رو میشوید، باید به یاد این نکته باشید که فرزند شما در کودکی همین گونه بوده است، حال رشد نموده و
    ص: 78
    همچنین سن او نیز بیشتر شده، اما هنوز در دوران بچگی ماندن را دوست دارد و رفتارهای بچه گانه را تقلید میکند؛ بدون اینکه خود متوجه باشد که به بچه ماندن تمایل دارد!
    پس با نوجوان نجنگید، بلکه با استفاده از صبر، صحبت و شگرد شریک کردن او در انجام امور منزل، حس مسئولیت پذیری را در او زنده کنید تا فرزند نوجوان ما بتواند به این وسیله کاری انجام داده و از بودن خود لذت ببرد و همچنین برای انجام بعضی کارها بتواند با دیگر اعضاء خانواده تعامل داشته باشد.
    والدین میتوانند با مدیریت صحیح راحتطلبی، وظایف و تکالیف نوجوان را به او بیاموزند و هنر تعامل و ارتباط گیری صحیح را به او آموزش دهند.
     فرزندان در دوره بلوغ نسبت به یادگیری مسائل جدی زندگی ابراز ناتوانی میکنند، چون نمی خواهند محدود شوند.
    برخی از نوجوانان نسبت به یادگیری مسائل مهم مقاومت نشان میدهند. زمانیکه می خواهید به فرزند خود چیزی را یاد بدهید، بارها تکرار میکنید، بعد از او میخواهید کاری را که یاد گرفته انجام دهد، اما او کار دیگری میکند. دوباره به او توضیح میدهید ، اما او کار خود را میکند. متوجه میشوید که انگار فرزند شما نمیخواهد نکته خوبی را یاد بگیرد. با خود میگویید من که می خواهم موضوع خوبی را به او یاد دهم! اما چرا یاد نمیگیرد؟! ده مرتبه این رفتار را برای او توضیح داده ام! اما چرا یاد نمیگیرد؟! بنابراین شما را عصبانی میکند. از اینکه میخواهید موضوع خوبی به فرزند خود یاد دهید و او مقاومت میکند، تعجب میکنید! چرا اینطور رفتار میکند؟ چرا فرزند من در مقابل یادگیری مقاومت میکند؟ دلیل آن را در ادامه شرح میدهیم.
    نوجوان میداند اگر چیزی را یاد بگیرد، باید انجام دهد و چیزهایی که شما به او یاد می دهید، مربوط به مسائل بزرگسالی است. نوجوان می داند اگر مطلبی را
    ص: 79
    از مسائل بزرگسالی یاد بگیرد و انجام دهد، محدود می شود. انسانهای بزرگسال در رفتار و گفتار بسیار محدودتر از بچه ها هستند. اجازه دهید با ذکر مثال این موضوع را توضیح دهم. کودک در خیابان بستنی دست خود میگیرد، راه میرود و می خورد. آیا پدر و مادر او میتوانند این کار را راحت انجام دهند؟ پاسخ آن خیر است.
    حال چرا در مقابل یادگیری مقاومت میکند؟ چون با خود میگوید اگر من یاد بگیرم، باید انجام دهم و اگر انجام دهم، شبیه به انسانهای بزرگسال میشوم و کارهای دیگری نیز از من میخواهند؛ بنابراین تلاش میکند که کار اول را یاد نگیرد.
    مانند این داستان که: استادی به شاگردان خود خواندن و نوشتن یاد میداد. میگفت: الف، همه تکرار میکردند؛ تنها یک نفر تکرار نمیکرد، چندین بار گفت: الف، اما مجدداً همان شاگرد تکرار نکرد. او را تنبیه کرد و گفت: تکرار کن. شاگرد گفت: من یاد نمیگیرم، نمیتوانم، یادم نمی ماند.
    استاد رفت و همکلاسی اش به او گفت: تو الف را یاد نمیگیری؟ پاسخ داد: خب چرا الف، بعد هم ب، پ و همین طور حروف الفبا را تا آخر گفت. همکلاسی او گفت: تو اینها را بلد هستی؟ پاسخ داد: بله. همکلاسی او گفت: پس چرا یک کلمه نمیگویی الف؟! پاسخ داد: اگر الف را یاد بگیری در انتها باید خواندن و نوشتن نیز یاد بگیری. من میگویم الف را یاد نگرفته ام که مابقی آن را نیز از من نخواهند.
    بچه ها نیز در دوران بلوغ همین کار را انجام می دهند. می دانند اگر چیزی را یاد بگیرند، وارد رفتار بزرگسالی میشوند. پس ترجیح میدهند آن کار را یاد نگیرند. وقتی به فرزند خود چندین بار چیزی را گفتید، بدانید یاد گرفته است، اما تکرار نمی کند؛ به این علت که نمی خواهد بزرگ شود! علتش این نیست که یاد نگرفته باشد. پس چرا تکرار نمیکند؟ زیرا نمیخواهد بزرگ شود. چرا نمی خواهد
    ص: 80
    بزرگ شود؟ زیرا بزرگ شدن مساوی است با احساس مسئولیت؛ نمی خواهد مسئولیت قبول کند. می خواهد مسئولیت زندگی او همیشه بر عهده والدین باشد.
    نمونه آن این است که: بسیاری از پسرها ازدواج میکنند و هنوز مسئولیت زندگی آنها با پدر است.
    بسیاری از دخترها ازدواج میکنند و هنوز مادر برای آنها غذا میفرستد. این همان مظهر بیمسئولیتی است؛ پس فرزند ما چندین اقتضاء داشت که بیان و توضیحات لازم ارائه شد. دقت بفرمایید که علت هیچکدام از اقتضائات دوران نوجوانی، بیادبی و بیتربیت شدن فرزند ما نیست؛ بلکه فقط انتقال شخصیت از دوره کودکی به دوره بزرگسالی است.





    امضاء


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 03-04-2010, 15:12

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی