صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 38 , از مجموع 38

موضوع: عوامل ورود به عالم بقیت اللهی

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    11,531
    صلوات
    2558
    دلنوشته
    5
    تقدیم به شهید سر افراز سپهد قاسم سلیمانی ؛ ابومهدی و همرانشان
    تشکر
    7,782
    مورد تشکر
    6,712 در 1,793
    وبلاگ
    7
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    چون ذات انسان در واقع در «وقت» قرار دارد و ذهن انسان است که با تصوراتی از آینده و گذشته او را از «وقت» خارج می کند و گرفتار افکار حصولی و مفاهیم می نماید، پس چنانچه خود را از گذشته و آینده آزاد کنیم، به خودی خود، «وقت» به سراغ ما می آید. اگر عمر ما آزاد از زمان و مکان نباشد عملاً عمرمان در دو امر فانی، از بین رفته است و عملی انجام نداده ایم، هرچند عمر را گذرانده ایم. در رابطه با حفظ وقتِ باقی و
    ص: 43
    ________________________________________
    1- غررالحکم، ص 159.
    فاصله گرفتن از زمان فانی و حذرکردن از اعتماد به آن، حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: «ماضی یَوْمِکَ فَائِتٌ و آتِیهِ مُتَّهَمٌ وَ وَقْتُکَ مُغْتَنِمٌ فَبادِرْ فِیه فُرْصَهَ الإمکان و إیّاکَ أنْ تَثِقَ بِالزَّمان»(1) روزی که گذشت، فوت شده، و آینده تهمت زده و غیر قابل اعتماد است، و« وقتِ» تو مغتنم و قابل استفاده است پس مبادرت کن در فرصتی که برایت هست، و بر حذر باش که به زمان اعتماد کنی.
    عرفا وقتی می گویند: «دَم غنیمت شمر» به معنی حفظ «وقت» است. در حالی که دم غنیمت شمرِ بشر امروز یک نحوه نیست انگاری است، چون «وقت» ندارد و در بی عالَمی به سر می برد، چون نه عالَم بقاء را می شناسد و نه سَروری حضرت صاحب العصر و الزمان عجل الله تعالی فرجه را پذیرفته و نه منتظر اوست تا آماده ی پذیرش او شود و لذا حجابِ نور «بقیت الله» است، چون از زمان باقی که صاحب آن حضرت بقیت الله عجل الله تعالی فرجه است بیگانه است، و حتی با او دشمنی می کند، همچنان که آزادی بشر غربی آزادی و جدایی از حضور و قرب است، نه آزادی برای انتخاب قرب الهی. بشر غربی همان طور که آزادی شیطانی دارد، «وقت» او نیز شیطانی است. «وقتِ» او به جای آن که برای او آرامش به همراه آورد، عجله پدید می آورد و «اَلْعَجَلَهُ لِلشّیطان»(2) عجله از شیطان است و لذا اگر به اسم «حضور» وارد یک نوع بی غمی و بی دردی می شود، آن حضور، حضور و اتحاد با شیطان است.
    ص: 44
    ________________________________________
    1- غررالحکم، ص 473.
    2- نهج الفصاحه، ص 395.
    بشری که در دیدار، غربزده است هرگز نمی تواند زمانِ باقی را بیابد تا به شوق زمانِ باقی، خود را از زمان فانی آزاد کند، گرفتار زمان یا گرفتار مَکْرِ لَیْل و نَهار است. غرب می کوشد وقت شیطانی خود را به همه ی ملل سرایت دهد تا متون مقدس را با وقت غربی بخوانند و این فاجعه ی دوران ما است و موجب شده تا از متون دینی و نظر به حضرت بقیت الله عجل الله تعالی فرجه بهره ی کافی نبریم.
    اگر ملاحظه می شود جوانان امروز به دنبال حال و حضور هستند، به جهت آن است که در عمق فطرت خود نور زمانِ باقی و «وقت» را می شناسند و متأسفانه مصداق آن را با بی غمی های لیبرالیسم و یا فرقه های صوفی زده ی اَلَکی خوشِ حاصل لیبرالیسم اشتباه گرفته و به همین جهت اگر با عالَم بقیت اللهی آشنا شوند به سوی آن سرعت می گیرند.
    قبل از ظهورِ حضرت، یک «وقتِ» جزییِ بقیت اللّهی برای منتظران پیدا می شود و سپس صاحب اصلی آن می آید و تمام عالَم منور به نور بقیت اللّه می شود و انتظار به انتهای خود می رسد. مگر می شود کسی عالَم بقیت اللّهیِ خود را بشناسد و منتظر نباشد تا صاحب اصلی آن عالَم بیاید؟ و مگر می شود جامعه ای به واقع منتظر نور عالم بقیت الله بشوند و آن انتظار بی جواب بماند؟









    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    11,531
    صلوات
    2558
    دلنوشته
    5
    تقدیم به شهید سر افراز سپهد قاسم سلیمانی ؛ ابومهدی و همرانشان
    تشکر
    7,782
    مورد تشکر
    6,712 در 1,793
    وبلاگ
    7
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ظهور انسانیت


    در زمان تحقق نور بقیت الله علیه السلام است که اصلِ اصلِ انسانیت ظهور می کند و حضرت به عنوان مظهر شخصیت و حقیقت انسان به میدان
    ص: 45
    می آیند، در آن زمان است که اسم اعظم تجلی کامل خواهد کرد، اسمی که انسان حقیقی با ظهور آن محقق می شود. عالم محل ظهور اسم اعظم می گردد. در آن حال دیگر از این حرف ها و از این نقص ها خبری نیست. همه چیز ظرفیت لازمِ خود را پیدا می کند. امام زمان علیه السلام که تشریف می آورند یک کلمه می گویند و در آن یک کلمه همه ی آن هایی که متوجه نور بقیت الله بودند مطلوب خود را می یابند و می بینید چگونه تمنّای آن ها همین حضرت بقیت الله بود. می گویید: آقا! ما بسیار زحمت کشیدیم! سال ها، نماز شب خواندیم! منِ یهودی! منِ مسیحی! زحمت ها کشیدم! صد بار تورات خواندم! هزار بار انجیل خواندم! دنبال یک بقیت الله بودم! فدای شما بشوم! تو اصل تورات و انجیل و قرآن هستی. مردمی که بقیت الله فهم اند، آن چنان حضرت را می پذیرند که تمنّایی بالاتر از او را تصور هم نمی کنند.









    امضاء

  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    11,531
    صلوات
    2558
    دلنوشته
    5
    تقدیم به شهید سر افراز سپهد قاسم سلیمانی ؛ ابومهدی و همرانشان
    تشکر
    7,782
    مورد تشکر
    6,712 در 1,793
    وبلاگ
    7
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    همه ی حرف بنده آن است که آیا مقام بقیت اللّهیِ جانتان را پیدا کرده اید تا منتظر بقیت الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه باشید؟ عده ای دارند آن مقام را پیدا می کنند، یهودی و نصرانی و مسلمان هم ندارد. از تمام ملل عده ای به دنبال بَقیّت الله اند و می خواهند از همه ی مظاهر دجّال آزاد شوند و می دانند این فقط با بقیت الله علیه السلام ممکن است و در راستای ظهور حضرت است که همه ی ارزش های دروغین خنثی می شود و بقیت الله شناسان اعلام می کنند که آن حضرت همان مطلوب اصلی ماست! هیچ فکر و فرهنگ دیگری نمی تواند این چنین راه نجات را بنمایاند، مردم گمشده شان را پیدا می کنند و همه و همه می بینند عجب! این آدم پسر هیچ یک ازمردم زمانه ی ما
    ص: 46
    نیست. مادرش هیچ کدام از مادرانی که فعلاً در عالم هستند نیست. شما حساب کنید الآن هرکس زیر این آسمان بیاید، بگوید من بقیت الله هستم، نه منطقش، منطق بقیت اللّهی است، نه نسلش. بنده الان نعوذ بالله ادعا کنم، می گویند برو بابا! ترا که بابایت را می شناسیم! یعنی تمام افراد جهان اگر بخواهند مدعی بقیت الله الاعظم باشند رسوا می شوند، غیر از وجود مقدس حضرت بقیت الله عجل الله تعالی فرجه، این از نظر نسل. از نظر رسم هم، چیزی می گویدکه هیچ کس نمی گوید. شما یک کمی از آن حالت را در دوران هشت ساله ی دفاع مقدس تجربه کردید و دل به آن سپردید، چون جنس آن احوالات با بقیه ی احوالات فرق می کرد. در جبهه های دفاع مقدس روح بقیت اللّهی حاکم بود و انسان ها از زمان فانی به زمان باقی وارد شده بودند. باید عنایت داشت که:
    فرهنگ امام مهدی علیه السلام بیش از آن که یک قدرت نمائی بزرگ باشد، یک حرف بزرگ است که بشر با تمام وجود، آن را از درون خود می شناسد و می طلبد، هرچند عده ای مستکبر که روح بقیت اللّهی خود را دفن کردند به مقابله با آن فرهنگ می پردازند و طبیعی است که امام در مقابله با چنین حجاب هایی هیچ رحمی به خود راه ندهد زیرا او یک آرزوی بزرگ است که بشریت سال های سال آن را می طلبیده.
    نور مهدی علیه السلام و تغییر نقشه ی سیاسی جهان
    انقلاب اسلامی در ابتدای امر به گونه ای ظهور کرد که توانست به سرعت موانع تجلی ظهور کامل نور مهدی عجل الله تعالی فرجه را یکی بعد از دیگری عقب
    ص: 47
    براند و می رفت که پایه های ظلمات آخرالزمان را ویران نماید که ما سست شدیم و به جای عبور از تمدن غربی طالب آن شدیم و در نتیجه به همان اندازه با شرایطی روبه رو شدیم که امروزه جهانِ استکبار برای ما نقشه می کشد. در حالی که انقلاب اسلامی در ابتدای پیروزیِ خود می رفت که با زیر سؤال بردن حیات ضد قدسی فرهنگ غربی، توان مقابله برای آن باقی نگذارد. در حدّی که در کنفرانس ونیز چند ماه قبل از شروع جنگِ صدام با ما، خانم تاچر نخست وزیر انگلستان و آقای ژیکاردستن رئیس جمهور فرانسه و کارتر رئیس جمهور آمریکا می خواستند کاری بکنند تا از زیر فشاری که انقلاب اسلامی با نور مهدی عجل الله تعالی فرجه پیش آورده نجات پیدا کنند و کودتای نوژه و جنگ تحمیلی را برنامه ریزی کردند، ما آن زمان فعّال بودیم و آن ها منفعل ولی رگه های غرب زدگیِ بعضی از مسئولان تا حدّی معادله را به هم زد.
    تجربه ی سال های اول انقلاب نشان داد که با نور مهدی عجل الله تعالی فرجه می توان نقشه ی سیاسی دنیا را عوض کرد و آن توانایی هنوز در ما هست. عمده آن است که بدانیم باید دوباره زمینه سازی کنیم و تلاش نماییم با فرهنگ انتظار از نفوذ ظلمات آخرالزمان بکاهیم و امید دشمنان را به یأس تبدیل کنیم. مطمئن باشید همین جوانانی که ظاهرشان دشمن را خوشحال می کند با نور مهدی علیه السلام و با ورود به عالم بقیت اللّهی، سربازان اردوگاه مهدی عجل الله تعالی فرجه خواهند شد، چیزی که در دوران دفاع مقدسِ هشت ساله تجربه کردیم.
    عالَمِ انتظاری که امام خمینی«رضوان الله علیه» گشودند سال های سال یارگیری خواهد کرد و گسترش می یابد و نشان می دهد تنها راه نجات همین عالَمِ
    ص: 48
    انتظارِ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه است و وقتی همه ی چشم ها به این راه دوخته شد ظهور نهایی حتمی است، از فرهنگ انتظار غفلت کردیم که ظلمات آخرالزمان بر ما غلبه کرد و هر روز غلیظ تر شد و بر همین اساس بنده اصرار می کنم با آماده شدن برای تحقق انقلاب جهانی و تغییر نقشه ی سیاسی جهان از همه ی این مشکلات نجات می یابیم، ولی اگر معنای فرهنگ انتظار فراموش شود و در راستای تحقق حکومت جهانی تلاش نشود همچنان باید با این مشکلات دست و پنجه نرم کنیم.(1)
    در غلبه ی فرهنگ ظلمانی غرب، قرآن می خوانیم ولی برای حفظ نظام لیبرال دموکراسی، در حالی که نور قرآن، نور نفی جهان سیاسیِ موجود است. این همان مردن به مرگ جاهلیت است که در اثر نشناختن امام زمان عجل الله تعالی فرجه پیش می آید. از طریق انتظارِ امام زمان عجل الله تعالی فرجه است که می توان از عبادات خود بهره برد، چون چشم ها و دل ها به جایی فوق رسم زمانه می افتد. براین اساس است که تأکید می کنم و تذکر می دهم اگر با این جهان درگیر نشوید نه تنها فرزندانتان به فساد می گرایند بلکه به کلی جهت زندگیِ ایمانی را از دست می دهید.



    امضاء

  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    11,531
    صلوات
    2558
    دلنوشته
    5
    تقدیم به شهید سر افراز سپهد قاسم سلیمانی ؛ ابومهدی و همرانشان
    تشکر
    7,782
    مورد تشکر
    6,712 در 1,793
    وبلاگ
    7
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    مگر همین فرزندان شما نبودند که چون با نور امام زمان علیه السلام مأنوس بودند حماسه هشت سال دفاع مقدس را آفریدند و حالا با گرایش به فرهنگ لیبرال دموکراسی طمع دشمنان ما را برانگیخته اند؟ باز به سخن حضرت شعیب گوش فرا دهید که فرمود: «بَقیَّهَ
    ص: 49
    ________________________________________
    1- امام خمینی«رضوان الله علیه» می فرمایند: «مسلمانان باید بدانند تا زمانی که تعادل قوا در جهان به نفع آنان برقرار نشود همیشه منافع بیگانگان بر منافع آنان مقدم می شود... راستی اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدّی با جهان خواران حل نکنند و لاأقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند آسوده خواهند بود؟»(تیرماه 1367)
    الله خَیرٌ لَکُم»، نسبت به آنچه خودتان برای خود پیشه کرده اید، آنچه با رجوع به خدا برایتان می ماند بهتر است و حال حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه می آیند تا بگویند: «انا بقیه الله» منم آن بقیت اللهی که رجوع به آن برای شما از همه چیز بهتر است و تمام مشکلات دنیایی و حجاب های ظلمانی را از جلو شما برطرف می کند تا بتوانید مسیر قرب الی الله را طی کنید.
    یا صاحب الزمان! یک نور باقی به بقای حق در ما هست ولی آن نور از خیلی دورها سوسو می زند، داریم فراموشش می کنیم، صاحب آن نور شمائید، با نظر مبارک شما متذکر آن نور می شویم و می توانیم حقیقت خود را پیدا کنیم پس نظر خود را از ما دریغ مدارید.
    «والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته»



    امضاء

  6. Top | #35

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    11,531
    صلوات
    2558
    دلنوشته
    5
    تقدیم به شهید سر افراز سپهد قاسم سلیمانی ؛ ابومهدی و همرانشان
    تشکر
    7,782
    مورد تشکر
    6,712 در 1,793
    وبلاگ
    7
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    جلسه ی دوم
    اشاره


    بسم الله الرحمن الرحیم(1)
    سَلَامُ اللَّهِ الْکَامِلُ التَّامُّ الشَّامِلُ الْعَامُّ وَ صَلَوَاتُهُ الدَّائِمَهُ
    وَ بَرَکَاتُهُ الْقَائِمَهُ عَلَی حُجَّهِ اللَّهِ وَ وَلِیِّهِ فِی أَرْضِهِ وَ بِلَادِهِ
    وَ خَلِیفَتِهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ سُلَالَهِ النُّبُوَّهِ وَ بَقِیَّهِ الْعِتْرَهِ
    وَ الصَّفْوَهِ صَاحِبِ الزَّمَانِ وَ مُظْهِرِ الْإِیمَانِ وَ مُعْلِنِ أَحْکَامِ الْقُرْآنِ
    مُطَهِّرِ الْأَرْضِ وَ نَاشِرِ الْعَدْلِ فِی الطُّولِ وَ الْعَرْضِ
    الْحُجَّهِ الْقَائِمِ الْمَهْدِیِّ وَ الْإِمَامِ الْمُنْتَظَر(2)
    سلام کامل و تمامِ خدای متعال و صلوات دائم و برکات پایدار او بر حجت خدا و ولی او در روی زمین و شهرهای او و بر خلیفه ی او بر خلق و بندگان خدا، بر خلاصه ی نبوت و باقی مانده ی عترت و انتخاب شده، حضرت صاحب الزمان و آشکار کننده ی ایمان و نمایاننده ی احکام قرآن و پاک کننده ی زمین از جور و طغیان و برافرازنده ی عدل در طول و عرض جهان. حجت قائم و مهدی منتظَر.
    با توجه به این که بنا است بنده در خدمت عزیزان بحثی را در رابطه با پایان تاریخ از منظر اندیشه ی اسلامی مطرح کنم و به فرهنگی بپردازم که
    ص: 53
    ________________________________________
    1- این بحث در همایشی که تحت عنوان «پایان تاریخ» در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد مطرح گردید.
    2- مفاتیح الجنان، استغاثه به حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه.
    متوجه ظهور حضرت بقیت الله عجل الله تعالی فرجه در مرحله ی اصلی تاریخ زمین است، بحث خود را در یازده قسمت عرضه می دارم.







    امضاء

  7. Top | #36

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    11,531
    صلوات
    2558
    دلنوشته
    5
    تقدیم به شهید سر افراز سپهد قاسم سلیمانی ؛ ابومهدی و همرانشان
    تشکر
    7,782
    مورد تشکر
    6,712 در 1,793
    وبلاگ
    7
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    1- پایان تاریخ یا بلوغ تاریخ


    در مورد پایان تاریخ از حدود 70 سال پیش در غرب و در اوج قدرت نمایی فرهنگ مدرنیته، فکری توسط بعضی از نخبگان غرب مثل اشپنگلر(1)
    و هایدگر(2)
    مطرح شد که به صورت کلاسیک و با نگاهی فلسفی متذکر شدند: جهان در ظلمت مدرنیته گرفتار شده است. اسوالد اشپنگلر با جدیت تمام به میدان آمد تا خبر انحطاط غرب را در سال 1918 در کتابی با همین عنوان به جهان خبر دهد و شوکی در مورد پایان مدرنیته به جهان وارد نماید و آرام آرام موضوعِ پایان مدرنیته در کنار بحث پایان تاریخ در ادبیات جدید وارد شد و هایدگر با موضوع پرسش از تکنولوژی و استیلای آن، غفلتِ بزرگ جهان غرب را گوشزد نمود. اندیشه ی نقد تمدن هایی مثل تمدن غربی در مبانی تفکر دینی به صورتی بسیار عالی موجود است، ولی به شکل جدید حدود صد سال پیش در غرب مدوّن شد و موجب گردید تا تفکر دینی در شرایط جدیدِ دنیای مدرن متذکر نقش حساس خود و سرمایه ی عظیمی که در درون خود دارد بشود و
    ص: 54
    ________________________________________
    1- اسوالد اشپنگلر از فلاسفه ی بزرگ آلمان در سال 1880 تولد یافت و در سال 1936 رحلت کرد. مهم ترین آثار او کتاب «انحطاط غرب» و کتاب «سال های تصمیم» است.
    2- مارتین هایدگر از فلاسفه ی مهم قرن بیستم از کشور آلمان است که در سال 1889 به دنیا آمد و در سال 1976 رحلت کرد وی در آثار متعدد خود تمدن غربی را حجاب حقیقت می داند و زبان نقد تفکر غرب را به بهترین شکل تدوین نمود.
    معلوم گردد فرهنگ انتظارِ حضرت بقیت الله عجل الله تعالی فرجه برای عبور از ظلمات مدرنیته چه اندازه کارساز است.
    حدود صد سال پیش در دنیای مدرن، یک نوع پیش بینی نسبت به پایان تاریخ و افول فرهنگ مدرنیته مطرح شد- که از بسیاری جهات ناپخته و عقیم است- و نهایتاً یک نوع آمادگری را به همراه دارد. این را مقایسه کنید با فرهنگ مهدویت که نگاهی است عمیق برای رجوع به مقصدی که وَلایت و وِلایت در آن متحد است و تکوین در خدمت تشریع قرار می گیرد، و این موضوع از اول مدّ نظر بوده و هست، به طوری که به تعبیر امام باقر علیه السلام در آن شرایط زمین گنج های خود را برای مهدی عجل الله تعالی فرجه ظاهر می سازد.(1)
    آنچه در فرهنگ انتظار مطرح است، رجوع به انسان کاملی است که یک حقیقت آسمانی است و واسطه ی فیضِ بین زمین و آسمان می باشد و تعالی و شکوفایی تمام ابعاد انسان ها را مدّ نظر خود قرار می دهد، در حالی که در مباحث پایان تاریخ که امروزه در دنیا مطرح است چنین مقصدی مدّ نظر نیست و نهایتاً آنچه از افکار امثال اشپنگلر و هایدگر استفاده می شود، در عین آن که در جای خود قابل تقدیر است، یک نوع آمادگری است جهت عبور از مدرنیته که این قابل مقایسه با اعتقاد به مهدویت نیست. هر چند در رابطه با شناساندن ظلمات مدرنیته و ایجاد انگیزه جهت عبور از آن فرهنگ، تفکر هایدگر و زبان مخصوصِ آن تفکر بسیار مفید است و طبیعی است هر تفکری زبان مخصوص به خود را
    ص: 55
    ________________________________________
    1- کمال الدین و تمام النعمه، ج 1، ص 331.
    دارد و تفکر عبور از غرب بدون زبان مربوط به خود ممکن نخواهد بود و با طرح تفکر عبور از غرب، زنده بودن فرهنگ انتظار به خوبی روشن می شود چیزی که فرهنگ مدرن سعی دارد آن را کهنه و مرده نشان دهد زیرا تمام توان فرهنگ غربی آن است که القاء کند پایان تاریخ همین تمدن غربی است و در چنین فضایی غیر منطقی ترین اندیشه، اندیشه ی انتظار است که چیزی غیر از تمدن غربی را انتها و بلوغ تاریخ می داند.







    امضاء

  8. Top | #37

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    11,531
    صلوات
    2558
    دلنوشته
    5
    تقدیم به شهید سر افراز سپهد قاسم سلیمانی ؛ ابومهدی و همرانشان
    تشکر
    7,782
    مورد تشکر
    6,712 در 1,793
    وبلاگ
    7
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    آخرالزمان، عالَمی جدید


    با سلطه و احاطه ی روح غربی بر روان انسان ها اندیشه ی انتظار به حاشیه می رود و به همان اندازه زبان فرهنگ انتظار برای انسان ها اندیشه ای غریب و مبهم خواهد بود. این اولین مشکل برای کسانی است که بنا دارند جامعه را وارد فرهنگ انتظار نمایند و در نظر دارند فرهنگ انتظار، فعّال و با نشاط در صحنه بیاید. گفت:
    من گنگ خواب دیده و عالَم، تمام کر
    من
    ناتوان ز گفتن و خلق از شنیدنش
    یعنی در دل ظلمتکده ی دنیای مدرن، ما نمی دانیم چگونه از فرهنگ مهدویت و معنیِ حقیقیِ پایان تاریخ با یکدیگر سخن بگوئیم و اندیشه ای را به میدان آوریم که تاریخ ساز باشد. اگر متوجه این نقیصه نباشیم یا مجبوریم با روح فرهنگ مدرنیته سخنان خود را مطرح کنیم که جز سخنانی مرده چیز دیگری نخواهد بود و یا سکوت کنیم که در هر دو صورت به نفع فرهنگ مدرنیته تمام شده است، مگر آن که اساس را بر نفی فرهنگ مدرنیته بگذاریم و گفتمان خود را بر این مبنا شروع کنیم.
    ص: 56
    ما تا متوجه زبان مخصوصِ تفکر نشویم هیچ قدمی در تاریخ بر نمی داریم. فرهنگ غربی طوری بر اندیشه ها احاطه دارد که هرگونه انتقاد به غرب یک نوع بی خردی و نقص عقل به حساب می آید، آیا در چنین فضایی می توان اندیشه ای را مطرح کرد که مقصد اصلی آن عبور از غرب است و یا باید ابتدا اساس اندیشه ی غربی را مورد انتقاد قرار داد؟ استیلای فرهنگ غربی در سیاست، هنر و تکنولوژی کاری کرده که در هوایی هم که استنشاق می کنیم روح غرب موج می زند و همگی را آرزومند غربی شدن نموده و لذا تا شهامت عبور از غرب شروع نشود کلمات همچنان بی روح اند و هیچ پیامی را به دنبال نمی آورند مگر آن که به عالَمی ماوراء عالَم غربی فکر کنیم و سخن را از آنجا آغاز نمائیم وگرنه ما نیز به جای آن که در وقایع آینده ی جهان توان عمل داشته باشیم قربانی وقایع خواهیم بود.





    امضاء

  9. Top | #38

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    11,531
    صلوات
    2558
    دلنوشته
    5
    تقدیم به شهید سر افراز سپهد قاسم سلیمانی ؛ ابومهدی و همرانشان
    تشکر
    7,782
    مورد تشکر
    6,712 در 1,793
    وبلاگ
    7
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض









    ایران و تکلیف دنیای آینده


    با عبور از غرب، ما علت وقایع تاریخ خواهیم شد و نه معلول آن، به شرطی که با اندیشه ی انتظار به اهدافی بلندتر از آنچه غرب در مقابل بشر قرار داده، نظر کنیم تا فرهنگ انتظار بر دل ها دست یابد و دل ها را زیر و رو کند و روحیه ها را دگرگون سازد.
    سرنوشت ما در تار و پودی قرار گرفته که از یک طرف گرفتار غرب است و از طرف دیگر به انتظارِ فرج نظر دارد و اگر عظمت موقعیت خود را درک نکنیم نه اندیشه ی نجات از غرب شروع می شود و نه روح رجوع به مهدی عجل الله تعالی فرجه طلوع خواهد کرد. دو قطبِ قوت و ضعف، ما را دعوت
    ص: 57
    می کند که از ضعف تاریخ گذشته ی خود آگاه شویم و قوت آینده ای را که می تواند در انتظار ما باشد فراموش نکنیم تا شاید زبان بیداری طلوع کند و با فرهنگ انتظار که ریشه در گذشته ی ما دارد، آینده ی خود را بسازیم و نگذاریم به آن فرهنگ اَنگ کهنه بودن بزنند. باید سجیه و خصلت انتظار را که به عنوان شیعه همچون نطفه ای در خون خود داریم بیدار کنیم و بپرورانیم.
    فرهنگ انتظار به خودی خود جرأت لازم را به ما می دهد. ایران به عنوان مهد فرهنگ انتظارِ حضرت بقیت الله عجل الله تعالی فرجه مانند یک جزیره دور افتاده در گوشه جهان نیست. اگر ما نسبت خود را با دنیا مهم ندانیم و اگر نسبت خود از فرهنگ غربی را بزرگ ترین معضل خود به حساب نیاوریم فشار چرخ های فرهنگ غربی ما را از نَفَس می اندازند و در خستگی نمی توان به راه ادامه داد، هر چند هدف مقدس باشد. ایران به جهت فرهنگ انتظار، سرزمینی است که تکلیف دنیای آینده وابسته به آن است و این به شرطی است که معنی انتظار و عالَم بقیت الله فهمیده شود و زبان آن فکر ظهور کند، زبانی که در آن زبان، روح مادی غلبه ندارد و رجوع به معنویت، با وِلایت امامی معصوم مدیریت می شود تا بتوان از چنگال معنویت های سکولار رهایی یافت.
    آیا می دانیم آخرالزمان که مورد نظر اسلام است یک عالَمی است که با ارتباطِ انسان ها با آن عالَم، انسان ها معنای حقیقی خود را می یابند و از یوغ غلبه ی عنصر مادی می رهند؟ توجه جدّی به آخرالزمان ساز و کار هایی را می طلبد و تا نظر به عالَم بقیت الله ظهور نکند زبان مخصوصِ
    ص: 58
    آن عالَم نیز طلوع نمی کند و ذهن و فکر افراد را بر نمی گیرد و واژه ها اصالت لازم را پیدا نخواهند کرد. به عنوان مثال همه ی شیعیان معتقد به معاد جسمانی اند ولی اگر تفکری در باطن واژه ی جسمانی بودن قرار نداشته باشد جسمانی بودن از مادی بودن تفکیک نمی شود و فکر می کنند همین که گفته می شود معاد جسمانی است یعنی مادی است. غافل از آن که جسم یا مادی است - مثل کوه و درخت- و یا غیر مادی است - مثل صورت هایی که در خیال و در عالم مثال هست- ولی وقتی تفکر در میان نباشد با شنیدن جسمانی بودنِ معاد، مادی بودن آن را تصور می کنند و اگر علمای بزرگی همچون ملاصدرا و علامه ی طباطبایی«رحمه الله علیهما» بگویند لازم نیست جسمِ قیامتی مادی باشد، فراریان از تفکر نتیجه می گیرند پس این ها به معاد جسمانی معتقد نیستند؛ چون هنوز بین جسم و جنس تفاوتی نمی بیند و گمان دارند هرجا جسمی هست آن جسم باید جنس مادی داشته باشد. (1)
    به این جهت علامه طباطبایی«رحمه الله علیه» می فرمایند: حوزه های علمیه هنوز آماده ی طرح معاد نیست. یعنی معادی را که شیعه و سنی باید قبول داشته باشند هنوز در دستگاه تفکر امروز نمی تواند خود را بنمایاند و زمانه باید آماده ی تفکری عمیق شود تا معنی معاد جسمانیِ اسلامی روشن گردد و واژه ی جسمانی بودن، با اندیشه ای دقیق تر فهمیده شود. حضرت سجاد علیه السلام می فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِمَ أَنَّهُ یَکُونُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الْآیَاتِ مِنْ سُورَهِ الْحَدِیدِ إِلَی قَوْلِهِ وَ هُوَ
    ص: 59
    ________________________________________
    1- در مورد جسمانی بودن معاد به نوشتار «چگونگی حیات بدن اُخروی» از همین مؤلف رجوع فرمائید.
    عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُور»(1) خداوند می دانست در آخرالزمان اقوام متعمّقی می آیند که برای آن ها سوره توحید و شش آیه اول سوره حدید را نازل کرد. این خبر نشان می دهد برای فهم سوره ی توحید و شش آیه ی اول سوره ی حدید نیاز به روح آخرالزمانی است. نتیجه این که واژه ها هر اندازه هم که مقدس باشند تنها در گرو تفکری که به آن ها رجوع می شود بزرگی و قداست خود را می نمایانند و فکر می کنم ما هنوز در شرایطی نیستیم که واژه های «مهدویت» و «آخرالزمان» و «پایان تاریخ»، معنی خود را درست بنمایانند تا منشأ تفکر شوند، مگر آن که به فرهنگی رجوع شود که این واژه ها در درون آن فرهنگ معنی خود را بیابند و دل ها را زیر و رو کنند.




    2- معنی بقیت الله


    تأکید بنده بر روی بی روح شدن واژه ها به این جهت است که احساس می کنم بسیاری از پیش فرض های ما موجب شده تا رابطه مان با مقام بقیت الله که یک حقیقت بزرگ است، قطع شود. در جلسه ی قبل سعی شد روح واژه ی«بقیت الله» را از درون سخن حضرت شعیب پیدا کنیم و راز آن که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه در هنگام ظهور اعلام می کنند: ای اهل عالم منم آن بقیت الله، روشن شود. آیا روح فرهنگ مدرنیته اجازه داد که بحث به نتیجه برسد و روشن شود «بقیت الله» نظر به زمان باقی دارد و از زمان فانی
    ص: 60
    ________________________________________
    1- الکافی، ج 1، ص 91.
    که هیچ بقایی در آن نیست، گذشته است؟ آیا روشن شد «بقیت الله» مقام «جمع» و «حال» و «وجود» است و نه مقام «فرق» و «عدم» و «اعتبار»؟
    زمان فانی ساحت عالم ماده است و انسان مادی گرفتار آن می باشد. هم اکنون که این جا هستیم، یک دقیقه قبل فعلاً رفت و زمانِ بعد هم که هنوز نیامده و چون آمد، می رود و ما همواره بین قبلی که رفت و بعدی که نیامده مانده ایم، عملاً هرگز «حال» در صحنه نیست، چون هر چه هست یا زمانی است که نیامده و یا زمانی است که رفته و همین که می خواهید به «حال» نظر کنید، با گذشته روبه روئید، بدون آن که بقایی در میان باشد. در عالم زمان زده همواره قضیه همین طور است و ما با هیچ بقایی روبه رو نیستیم مگر این که با عالَمی روبه رو شویم که «عالم بقیت الله» است و حضرت شعیب علیه السلام به مردم روزگار خود فرمودند: «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ»(1) آنچه در رابطه با خدا برای شما می ماند از همه ی منافع دنیایی برای شما بهتر است. زیرا در حالت بقیت اللهی به جای نظر به دنیا که عین حرکت و زمان و عدمِ بقاء است، به خدا نظر می شود که عین بقاء و حضور است. در همین راستا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه خود را «بقیت الله» معرفی می کنند تا رجوعِ انسان ها به عالَمی معطوف شود که ماوراء روزگار زمان زده است و تنها کسانی می توانند به حضرت بقیت الله عجل الله تعالی فرجه نظر کنند که با عبور از زمان فانی، بقیت الله را بشناسند و معنی باقی به بقاء الهی را درک کنند وگرنه با احاطه ی زمان فانی بر روح ها انتظار ظهور حضرت بقیت الله عجل الله تعالی فرجه انتظاری مبهم و غیر قابل دسترس خواهد بود چون حقیقتِ مورد انتظار مدّ نظرها
    ص: 61
    ________________________________________
    1- سوره ی هود، آیه ی 86.
    نیست. آیا می توان منتظرِ چیزی بود که آن را نمی شناسیم؟ آیا می توان طالب چیزی بود که نمی دانیم آن چیست؟ به قول شاعر:
    سَبحه برکف،توبه بر لب،دل پراز شوق گناه
    معصیت را خنده می آید ز استغفار ما
    یعنی تسبیح به دست گرفته ام، توبه هم بر لب دارم، ولی دلم از گناه نبریده است و هنوز طلب زندگیِ جدا شده از گناه را ندارم؛ آیا این استغفار است؟ آیا انتظار بدون فهم عالم بقیت اللّهی ممکن است؟
    کسی که هنوز در عالَم زمان زده به سر می برد و نمی تواند در عالَم «بقا» حضور یابد و «وقتِ» محمدی صلی الله علیه و آله ندارد و «وقت» او همان «وقت» اهل زمین است، چگونه می خواهد حضرت بقیت الله علیه السلام را بفهمد؟ حضرت محمد صلی الله علیه و آله می فرمایند: «لی مع الله وَقتٌ لا یَسَعَنی فیهِ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لا نَبِیٌّ مُرسَلٌ»(1) مرا «وقت»ی با خدا بود که در آن «وقت» و آن حال ، نه ملکِ مقرب و نه نبیّ مرسل، هیچ کدام جای نمی گرفتند. این «وقت»، وقتِ حضورِ بی واسطه با حق است. اگر کسی از این «وقت»، هیچ آگاهی نداشته باشد نمی تواند به مقام بقیت اللّهی عالَم نظر کند، زیرا بقیت الله یک مقام است و فقط انسان کامل در آن مقام قرار دارد و هرکس به اندازه ای که از نور بقیت الله برخوردار است دارای «وقت» است زیرا از زمان فانی گذشته و امکان تماس با مقام انسانُ الکل برایش فراهم شده است.
    آینده ی این عالم به سوی شرایط ظهور بقیت الله است که از ظلمتِ «گذشته و آینده» آزاد شده و به عالمی که مقام بقاء است نزدیک گشته و
    ص: 62
    ________________________________________
    1- منهاج النجاح فی ترجمه مفتاح الفلاح، علی بن طیفور بسطامی، ص 274.
    به همین جهت هم بقیت الله است و شرایط ظهور خاص خود را می طلبد و با حاصل شدن «وقت» برای انسان ها رخ می نمایاند.
    شرایط فاصله گرفتن از زمان فانی و نزدیک شدن به زمان باقی در وقتِ ظهور حضرت بقیت الله عجل الله تعالی فرجه را امام صادق علیه السلام چنین توصیف می کنند؛ «تَطُولُ لَهُ الْأَیَّامُ وَ اللَّیَالِی حَتَّی تَکُونَ السَّنَهُ مِنْ سِنِیهِ مِقْدَارَ عَشْرِ سِنِینَ مِنْ سِنِیکُم»(1)روزها برای آن جناب طولانی و دراز شود به طوری که هرسال از سال های زمانِ او برابر ده سال از سال های شما باشد. معلوم است هر اندازه عالم از مرتبه ی مادی بودن و زمان فانی فاصله بگیرد و به بقای حق نزدیک گردد، به همان اندازه از زمانمندی و مکانمندی اش کاسته می شود و در این رابطه نیز حضرت صادق علیه السلام می فرمایند: «فَتَصِیرُ إِلَیْهِ شِیعَتُهُ مِنْ أَطْرَافِ الْأَرْضِ تُطْوَی لَهُمْ طَیّاً حَتَّی یُبَایِعُوه»(2) پس شیعیانِ آن حضرت از اطراف زمین به سویش رهسپار شوند و زمین زیر پایشان به سرعت پیچیده شود تا خدمتش رفته با او بیعت کنند. این نوع روایات می رساند؛ نظامی که شرایط ظهور بقیت الله است، در عین این که مانند قیامت کاملاً از قید زمان و مکان آزاد نیست، ولی شرایطی است که زمین و زمان با هویت کاملاً مادیِ خود حاکمیت ندارند و روح زمانه نسبت به روزگار ما از تنگنای زمین و زمان آزادتر است، به طوری که اهل قبر و برزخ نیز امکان ورود به آن عالَم را پیدا می کنند و به اصطلاح «رجعت» می نمایند.
    ص: 63
    ________________________________________
    1- الإرشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج 2، ص 381.
    2- الإرشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج 2، ص 379.
    3- ظهور امام، اشاره به چه عالَمی دارد؟
    آنچه می خواهیم دنبال کنیم فهم دقیق تر عالَم بقیت اللّهی است تا معلوم شود در انتظارِ خود منتظر چه هستیم، ابتدا باید بدانیم ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه به چه عالَمی اشاره دارد و چرا در آن «وقت» و آن عالَم، به راحتی هویت ظلماتِ جبهه ی کفر روشن و نابود می شود؟ مگر امکان دارد که شعور عمومی در همین حدّی باشد که امروز هست و حضرت بتوانند جایی در این عالم برای خود باز کنند؟
    قرآن در امور فردی می فرماید: «یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا اِنْ تَتَّقُوا اللهَ یَجْعَلْ لَکُم فُرقاناً»(1) ای مؤمنین اگر تقوا پیشه کنید برای شما بصیرتی را قرار می دهیم تا به خوبی خیر را از شرّ و حق را از باطل باز شناسید. گاهی روح زمانه مثل قلب انسانِ متقی دارای بصیرت می شود و به مقام فرقانِ حق از باطل دست می یابد و این شرایطی است که حضرت بقیت الله عجل الله تعالی فرجه می توانند در آن مدیریت کنند تا آن جایی که «الحَجَرُ وَ الشَّجَرُ یَقُولُ: یا مُؤمِنُ تَحتی کافِرًٌ اقتلهُ»(2) سنگ و درخت می گویند: ای مؤمن! در بطن من کافری هست، او را به قتل برسان! وقتی سنگ و درخت تا این حدّ احساس یگانگی با یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه دارند و جمادات در این حدّ متعالی شده اند، در نظر بگیرید در آن شرایط انسان ها تا کجا رشد کرده اند. باید
    ص: 64
    ________________________________________
    1- سوره ی انفال، آیه ی 29 .
    2- معجم احادیث الامام مهدی، ج 3، ص 122.
    توجه را به آن عالم انداخت تا گمشده ی انسان معنی خود را پیدا کند و علت ضعف ها و پوچیِ کارهایمان شناخته شود.
    عالم بقیت الله افقی است برای انسان ها تا آن ها معنی واقعی زندگی را بشناسند و بدانند خداوند آن نوع زندگی را برای بندگان خود پسندیده است. در آشفتگیِ ظلمات آخرالزمان بشر نمی تواند با خود خلوت کند، نمی داند چگونه فکر کند و چگونه در سیر روحانی خود فرایض و نوافل را به جا آورد، این هم از حیله های فرهنگیِ دجّال است که بشرِ امروز در عین بی وَرَعی و بی تقوایی و با این که نه عالَم بقیت الله را می شناسد و نه «وقت» را و بدون داشتن تفکرِ حضوری که اساس تفکر دینی است، به دنبال امامی است که سبب اتصال بین زمین و آسمان است.
    گشایش موعود
    مشکل اساسیِ محرومیت از حضرت بقیت الله عجل الله تعالی فرجه، بی عالَمی و ماندن در چنگال های زمان فانی است. روح فرهنگ مدرنیته حرکت و سرعتِ هرچه بیشتر است در حالی که در سرعت، عدمِ بقا حاکم است و انسان را گرفتار بی عالَمی و بی «وقت»ی می کند. روح عالَمِ غیب، بقا و ثبات است. عالَم بقیت الله، عالَم رجوع به غیبِ جهان و آزادشدن از مکانمندی و بُعد است و بر این اساس عالَمِ جمع شدن گذشته و آینده است، بر عکسِ عالَم دنیا که عالَم حرکت و جداییِ گذشته از آینده است. بیشترین سرعت و پیرو آن غلیظ ترین زمانمندی در فرهنگ مدرنیته ظهور کرده است و به این دلیل عرض می کنم هر چه بیشتر به فرهنگ مدرنیته نزدیک شوید از
    ص: 65
    عالَم بقیت الله فاصله می گیرید و اگر این قاعده درست شناخته شود معنی آخرالزمان و جایگاه حضرت بقیت الله عجل الله تعالی فرجه در عالم درست شناخته می شود.
    در مباحث معرفتی به اثبات رسیده که هر چه انسان به خدا نزدیک شود از زمان گذشته و آینده آزاد می گردد و راحت تر در حضور قرار می گیرد و هر چه به عالم ماده نزدیک شود، به «زمان فانی» یعنی گذشته و آینده و به عدم بقاء نزدیک می شود و از آن جایی که در گذشته و آینده، هیچ حضوری نیست، انسان در بی قراری خواهد ماند.
    طبق قاعده ی فوق است که عرض می شود فرهنگ مدرنیته به جهت سرعت افراطی اش حجابِ کامل ظهور مقدس حضرت بقیت الله عجل الله تعالی فرجه است و هرکس به اندازه ای که به دنیای مدرن نزدیک شود از مقام بقیت الله دور می گردد. فرهنگ مدرنیته نه تنها حجاب نور امام است بلکه همان «حجاب اکبر»ی است که تحت عنوان ظلمات آخرالزمان از آن نام می برند. مدرنیته با تمام ابعادِ فرهنگی اش مقابل عالم بقیت الله قرار گرفته و بی پرده به جنگ انقلاب اسلامی آمده تا هیچ ظهوری از ظهورات حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه در صحنه نماند و لذا هرگونه مخالفت با فرهنگ مدرنیته با اتهام مخالفت با تجدد و پیشرفت روبه رو می شود و این موضوعِ ظلمات دوران ما است که اگر آن را درست بشناسیم و به آن فکر کنیم گشایش موعود رخ می نمایاند.
    حقیقت زندگی زمینی
    عرض شد عالَم بقیت اللّهی هم اکنون در جان همه ی انسان ها و در عالم هستی موجود است ولی انسان ها نسبت به آن در حجابند. وجود
    ص: 66
    مقدس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «یَا مَعْشَرَ الْمُسْلِمِینَ إِنِّی إِنَّمَا بُعِثْتُ أَنَا وَ السَّاعَهُ کَهَاتَیْنِ قَالَ ثُمَّ ضَمَّ السَّبَّاحَتَیْن»(1) ای مسلمانان بعثت من با قیامت مانند این دو انگشتم توأم است- و دو انگشت سبّابه خود را کنار هم قرار دادند- این روایت روشن می کند حقیقتی توأم با ظهور پیامبرِ آخرالزمان یعنی حضرت محمد صلی الله علیه و آله در عالم واقع می شود تا دروازه ی ورود قیامت باشد و آن حقیقت، عالَم بقیت الله است که از جهتی در دنیا واقع می شود و از جهتی شبیه قیامت است و هر جریانی که به چنین عالمی نظر دارد دروازه ی رجوع به عالم بقیت الله است. آیا امام خمینی«رضوان الله علیه» دروازه ی ظهور عالَم بقیت اللّهی نبود؟ و جداشدن از نگاه حضرت امام«رضوان الله علیه»، دورشدن از آن مقامی نیست که خودشان فرمودند: «اَلَیسَ الصُّبحُ بِقَریبٍ»(2) آیا صبحِ ظهور نزدیک نیست؟ از این قاعده غفلت نفرمائید که حقایقِ عالَم، نسبت به مراتب پایین تر موجودات، تقدم ذاتی دارند، و لذا حقیقتِ مراتب پائین ترِ وجود، در مراتب بالاترِ عالمِ وجود قرار دارد. بر این اساس باید متوجه بود که حقیقت زندگی زمینی، زندگی در عالم بقیت الله است که در مرتبه ی بالاترِ عالمِ وجود قرار دارد، هرچند زماناً برای زمین و بعضی از اهل زمین متأخر خواهد بود و در آینده ظهور می کند ولی نفسِ معرفت و شناخت عالم بقیت الله موجب نزدیکی به آن حقیقت آسمانی می شود. به
    ص: 67
    ________________________________________
    1- أمالی المفید، ص: 188.
    2- سوره ی هود،آیه ی 81 ، حضرت امام خمینی«رضوان الله علیه» در پیام های خود در راستای وعده ی پیروزی و نزدیکی ظهور حضرت بقیت الله عجل الله تعالی فرجه به این آیه ی مبارکه متذکر می شدند.
    همین جهت رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه ی هدی علیهم السلام می توانند به آن مقام نظر کنند و از آن خبر دهند. طبق روایات، ائمه ی هدی علیهم السلام که از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه و چگونگی آن خبر می دهند، آن واقعیت را همراه با تجلیات آن در عالم ارض می بینند و از آن خبر می دهند. آری؛ از آن جایی که شرط دیدن آن عالَم، آزادشدن از زمان و «گذران» و وارد شدن در بقاء است، باید از حجاب هایی که مانع اتصال به عالم بقیت اللّهی است آگاهی کامل پیدا کرد.
    4- خصوصیات انسان در نظام بقیّتُ اللّهی
    عرض شد ظلمات آخرالزمانی ظلماتی است که انسان نمی تواند در آن خلوت داشته باشد. چون لازمه خلوت داشتن، آزادشدن انسان از زمان فانی و رجوع به حقیقتِ مجرد نفس ناطقه است که عین اتصال به حضرت حق است و حضرت حق عین بقاست و بقاء با حرکت و سرعتِ موجود در جهانِ امروز ناسازگار است در حالی که انسان برای تفکر حقیقی نیاز به محیطی دارد که محیط بقیت اللّهی است. درست است که ارسطو و فارابی معتقدند انسان موجودی اجتماعی است؛ اما در اجتماعِ دینداران است که انسان به حقیقت خود نزدیک می شود، اجتماعی که در عین جمع بودن، در زیر سایه ی روحی واحد به سر می برند و ما به چنین محیطی محیط بقیّتُ اللّهی می گوییم و این غیر از محیط خلوتِ فردیِ عارف عزلت گزین است.
    ص: 68
    انسانِ حکومتِ بقیت اللّهی، انسانی است که افق نگاه و محل استقرار او از محل وجودِ شتاب و سرعت های غیر طبیعی بالاتر است و با عالَم در مقام جمع زندگی می کند و لذا آنچه را فرهنگ مدرنیته ندارد و با سرعت زیاد می خواهد به آن برسد و نمی رسد، انسان بقیت اللّهی بدون سرعت به آن رسیده و این خصلت ذاتی انسان است زیرا که حقیقت اش کُلِّ ما سِوَی الله است. انسان به جهت روح مجرد و مقام جامعیتِ اسمائی اش، بذاته حکومت بقیت اللّهی را می خواهد و این آرمانی است که فقط با حاکمیت امام معصوم برای انسان هایی که از دجّالِ مدرنیته توانسته اند فاصله بگیرند، محقق می شود. بر این اساس ما باید دو کار انجام دهیم یکی این که خود را آماده کنیم تا به عالم بقیت الله نزدیک شویم و دیگر این که ذهن و فکر جامعه را متوجه آن عالم نمائیم وگرنه در قسمت ظلمانی آخرالزمان زندگی خواهیم کرد و نه در ساحت بقایِ بقیت اللّهی آن و همچنان بی وقت خواهیم ماند.
    در ارتباط با عالم بقیت اللّهی است که انسان متوجه گمشده ی خود خواهد شد و با رجوع به حقیقت نفس ناطقه، همه چیز معنی خود را می یابد. عمده آن است که طلب و تمنّای بشر طوری عوض شود که بفهمد چگونه عالم بقیت الله با ذات او همخوانی دارد.
    اولین چیزی که در رابطه با عالم بقیت اللّهی باید مطرح باشد این است که آیا آنچه می خواهیم همین است که هست و اگر چنین نیست آنچه می خواهیم چیست؟ فرهنگ انتظار گمشده ی بشر را حضرت بقیت الله«صلواهالله علیه» می داند و معلوم می کند هر اندازه که بشر از زمانِ فانی فاصله
    ص: 69
    بگیرد به گمشده ی خود نزدیک می شود و هر اندازه جامعه ی بشری زمان فانی و ظلمت غلیظ آخرالزمان را دقیق تر بشناسد و نظر را از آن عالَم برگرداند، عالَم بقیت الله زودتر برایش رخ می نمایاند.
    شرط اُنس با عالَم بقاء
    امروز اکثر مردمِ دنیا آنچه را که هست نمی خواهند ولی فکر می کنند با برنامه های دنیای مدرن به آن چیزی که می خواهند می رسند. ایوان ایلیچ در کتاب «عدالت و سرعت» می گوید ما از طریق سرعتی که در تکنولوژی مدرن پیدا شد از خیلی چیزها محروم شدیم و بعد با ایجاد سرعتِ بیشتر می خواهیم آنچه را که از دست داده ایم به دست آوریم و این حیله ی دیگری از فرهنگ مدرنیته است که علت مشکل را وسیله ی رفع مشکل معرفی می کند.
    هایدگر در تفکر فلسفی خود پیام می دهد که ما از طریق سرعت، از زمین و طبیعت که خانه ی اَمن ما بود فاصله گرفتیم؛ هواپیما نمی گذارد ما با خاک مأنوس باشیم، تلویزیون نمی گذارد ما بدون واسطه ی شیشه ی تلویزیون، با طبیعت در ارتباط باشیم. درختی که در تلویزیون هست جنسش جنس نور لامپ شیشه ای است اما درخت بیرونی، عین طبیعت است و از جنس ما است، جان ما با خاک مَحرم است و با آن سخن می گوید؛ گوش شنوایی می خواهد که بتوان پیام طبیعت را شنید. انسان شتابزده هرگز نمی تواند با طبیعت ارتباط پیدا کند و پیام آن را بشنود و دل خود را به آن بدهد.
    ص: 70
    در دنیای جدید طبیعت آغوشِ ارتباط انسان با خدا نیست تا انسان بتواند با عالَمِ بقاء مأنوس باشد و لذا انسانِ تجددزده نمی تواند «بقیت الله» را بشناسد و نظر به بقیت الله اعظم داشته باشد، چون جنبه ی وجودی و حضوریِ پدیده های عالم را نمی شناسد. وقتی با روحیه ی شتابزده از جنبه ی وجودی و حضوری طبیعت فاصله گرفت به کلی از عالم بقیت اللّهی فاصله می گیرد و از فرهنگ انتظار بیرون می افتد، با ماشین می دَود و با تلویزیون می بیند و در نتیجه با دوری از طبیعت از هرگونه آرامشی محروم می شود، آرامشی که دریچه ی اُنس با بقیت الله عالم می باشد. نورِ چشم ائمه علیهم السلام حضرت بقیت الله عجل الله تعالی فرجه است؛ و همواره آرزوی دیدار آن مقام و آن شخص را داشته اند، زیرا حضرت مرحله ی نهایی عالَم و آدم می باشند. انسان ها چه از نظر فردی و چه از نظر اجتماعی باید از بسیاری از حجاب ها عبور کنند تا آن حقیقت نهایی برایشان به ظهور آید. آن حقیقت نهایی هم اکنون موجود است و اگر طلب و تمنّای بشر عوض شود به ظهور می آید - چه برای فرد و چه برای جامعه - حافظ خطاب به حضرت عرضه می دارد:
    تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
    که در برابر چشمی و غایب از نظری
    هزار جان مقدس بسوخت زین غیرت
    که هر صباح و سما شمع مجلس دگری
    سپس به ما توصیه می کند اگر بتوانی خود را از این زمان زدگی آزاد کنی و نظر به بقیت الله را در خود بیابی می توانی با جام جم که قلب عارف کامل یعنی حضرت بقیت الله عجل الله تعالی فرجه است مرتبط شوی و بهره ها بگیری. می گوید:
    ص: 71
    چو
    مستعد نظر نیستی وصال مجوی
    که
    جام جم نکند سود وقت بی بصری
    باید بتوانید راز این جمله ی حضرت صادق علیه السلام را پیدا کنید که در خطاب به حضرت مهدی عرضه می دارند «سَیِّدِی غَیْبَتُکَ نَفَتْ رُقَادِی وَ ضَیَّقَتْ عَلَیَّ مِهَادِی وَ ابْتَزَّتْ مِنِّی رَاحَهَ فُؤَادِی»(1) ای آقای من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده و بسترم را بر من تنگ ساخته و آسایش قلبم را از من سلب نموده است.
    شما هیچ کاری نمی خواهد بکنید، کافی است برسید به این که آنچه می طلبید غیر از این است که در حال حاضر روبه روی شماست و آنچه را هم که می خواهید همان عالم بقیت الله است و نه چیز دیگر، در آن صورت در افق جان شما نور بقیت الله شروع به طلوع می کند و انتظار حقیقی که منجر به فرج می شود شروع می گردد. با غفلت از نور بقیت الله ممکن است به قصد این که می خواهید از وضع موجود دور شوید به چیزی دل ببندید که چهره ی دیگری از مدرنیته باشد. امروزه عده ای هستند که می خواهند از فرهنگ مدرنیته عبور کنند ولی همان طور که عده ای با عبور از امویان به بنی عباس رجوع کردند و به ظلماتی دیگر گرفتار شدند، عده ای هم با غفلت از بقیت الله عجل الله تعالی فرجه به زعم خود می خواهند از غرب عبور کنند ولی به چهره ای دیگر از غرب پناه می برند و از مدرنیسم به پست مدرنیسم امیدوار می شوند در صورتی که آن اندیشه ای که انسان را آماده می کند برای نظام بقیت اللّهی، اندیشه ای است که به کلی حجاب ظلمات آخرالزمان را می شکافد تا نور عالم بقیت اللّهی
    ص: 72
    ________________________________________
    1- کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 353.
    سرازیر شود، این است تمنّای حقیقی انسان ها که امثال امام صادق علیه السلام و حضرت علی علیه السلام نیز در طلب و تمنای آن هستند.







    امضاء

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی