صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

موضوع: بهار آفرین قرن ها خزان (جامعه موعود مهدوی و طریق دستیابی)

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    3,565
    تشکر
    32
    مورد تشکر
    68 در 20
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    rooz بهار آفرین قرن ها خزان (جامعه موعود مهدوی و طریق دستیابی)





  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    3,565
    تشکر
    32
    مورد تشکر
    68 در 20
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    سلام


    سلام بر یگانه حجت زمان سلام بر یگانه ساحل امام سلام بر بهار آفرین قرنها خزان سلام بر صلاح و دادآور جهان سلام بر آن که یاد او، شکوه بخش انقلابمان سلام بر آن که نائبش، حماسه آفرین روزگارمان سلام بر تو: واپسین لوا به آخرین زمان سلام بر تو: ای یگانه حجت زمان سلام بر...

    سرآغاز انقلاب شکوهمند ما ره به پایان برد، اما هنوز تا سر منزل مقصود ره بسیار است، که در اسلام هر جنبشی، اعم از اجتماعی یا عقیدتی، برای دستیابی به اصالت خویش می بایست در مرحله ذیل را پشت سر گذارد:
    1 - مرحله نفی
    2 - مرحله اثبات و به تعبیر قرآن لا و الا
    در مرحله نخست می باید پلیدیها را زدود و موانع را از میان برداشت و در مرحله بعد سازندگی و پویایی را آغاز نمود. نهضت افتخار آفرین ما نیز بر این دو پایه استوار بوده است: آن طاغوت فرعون منش را به خاک افکندیم و بدنبال آن پی ریزی جامعه ای را بر اساس رفاه و عدل و آزادی و ایمان را آغاز نمودیم. اما مسئله مهم در اینجا آنست که هیچ ساخت اجتماعی از فرهنگ جامعه بر کنار نمی تواند باشد، و هر جامعه ای بر اساس اصول فکری و عقیدتی خود هست که بنیان وجود خویش را استوار می سازد. اما نکته دیگر آن که از ارکان هر جهان بینی مساله هدفداری
    [صفحه 12]
    و جهت گیری حرکت انسان و جهان است. نتیجه آن که هر اجتماعی که در راه سازندگی گام می نهد، باید بداند که این تلاشهای وی
    در چه سویی بوده و این پویش هایش در جهت ایجاد چه جامعه ای می باشد. اما در مورد مرز و بوم خود نیز می گوئیم که این جنبش سترگ ما، پس از طی مرحله نفی و درهم شکستن طاغوت زمان، طریق اثبات آغاز نمود و سازندگی اجتماعی را در پیش گرفته است. اما از آنجا که این ساخت اجتماعی بر پایه فرهنگ اسلام و تشیع استوار است، باید بدانیم که سیر این کاروان در جهت چه مقصود ماوایی می باشد؟ و کدامین جامعه موعود - با چه ویژگیهایی - است که وی خواهان رسید بان است؟ اینجاست که آن اصل اسلامی - شیعی مطرح می شود و آن اعتقاد به نیکفر جامی جهان و سیر کاروان بشریت در جهت تشکیل حکومتی واحد در سراسر گیتی و بر اساس عدل و ایمان، به رهبری پیشوایی معصوم، می باشد. از این روست که ما اسلام آوران، بنا به این اعتقاد اصیل خویش، بر آنیم که سیر تکاملی تاریخ بشر سرانجام روزی به آن عصر موعود - که مورد آرزوی تمامی خلق های جهان است - دست خواهد یافت. بدیهی است که به این ترتیب روند جامعه خود را هم در جهت دستیابی به آن حکومت عدل گستر جهانی می دانیم و بس. و در این هنگام است که رسالت عظیم ما که تداوم انقلاب تا قیام جهانی امام مهدی (ع) و سیر جامعه خود بسوی آن است، آشکار می شود.
    [صفحه 13]
    و این رسالت از آنجا بنیان می گیرد که ما بشر را تاریخ آفرین می دانیم و نه بر عکس، که وی را اسیر
    و ذلیل آن دانسته و کمتر مسئولیتی برای وی قائل نشویم. که این انسان است که با فراهم آوردن زمینه - های لازم به دستاورد خود رسیده و به آرزوی خویش جامعه عمل می - پوشاند. وقوع قیام قائم منتظر هم از همان اصل فوق - تاریخ آفرینی و زمینه - سازی - سرچشمه می گیرد و این چنین نیست که آن انقلاب، بدون هیچ گونه زمینه و مقدمات قبلی، ناگهان در جهان ظاهر شود. بلکه این نهضت حق گستر نیز همانند دیگر انقلابها - و بطور کلی پدیده - های - جهان نیازمند وجود یک سری شرائط و زمینه سازی قبلی است و بدون این مقدمات هیچ گاه رخ نمی نماید. البته نمی گوئیم محال است، بلکه معتقدیم از آنجا که نظام علیت بر جهان و تاریخ حکم فرما است، قاعد تا باید قیام حضرتش بدین - ترتیب صورت گیرد. اما دست الهی را هم بسته ندانسته و او را قادری متعال می دانیم که بر هر کاری توانا بوده و هیچ بعید نیست که - همانند تولد حضرت عیسی (ع) و سرد شدن آتش به حضرت ابراهیم (ع) - بدون وقوع شرائط مورد نیاز حضرتش را آشکار نموده و به او اذن قیام دهد. اما بر طبق حدیث: ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها - خداوند ابا دارد که کارها را جز از راه اسباب طبیعی به پایان برد - وظیفه مان آن است که با توجه به نظام حاکم بر جهان حرکت نمائیم. بنابر این مشخص است که، آن مقدمات را ما هستیم که باید با
    [صفحه 14]
    توجه به سنتهای
    حاکم بر جهان و تاریخ بوجود آوریم.
    در این نوشته که با عنایت به این مساله هدفداری و جهت گیری اجتماع در سیر تکاملی خود، نگاشته شده است، سعی بر آن رفته است که گام هایی در جهت آشنایی هر چه بیشتر با آن جامعه موعود و طریق دستیابی بدان برداشته شود. اما از آنجا که شناخت آن یگانه مدینه فاضله تاریخ بشر، بدون توجه به مقام رهبری آن غیر ممکن بوده و این پیشوائی آن نهضت است که انقلاب جهان شمول خود را به پیروزی می رساند، هم ما در این نوشته بر آن قرار گرفته است که آگاهی ژرف تری نسبت به مسائل درباره حضرت مهدی (ع) ارائه داده و به این ترتیب با شناخت هر چه فزونتر آن امام عصر و قائم منتظر، با گام هائی استوارتر در جهت تحقق قیام حضرتش کوشا بوده و در این زمینه به کوشش ها و تلاشگری ها دست یابیم.







  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    3,565
    تشکر
    32
    مورد تشکر
    68 در 20
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    سلام
    سلام بر یگانه حجت زمان سلام بر یگانه ساحل امام سلام بر بهار آفرین قرنها خزان سلام بر صلاح و دادآور جهان سلام بر آن که یاد او، شکوه بخش انقلابمان سلام بر آن که نائبش، حماسه آفرین روزگارمان سلام بر تو: واپسین لوا به آخرین زمان سلام بر تو: ای یگانه حجت زمان سلام بر...
    [صفحه 11]
    سرآغاز
    انقلاب شکوهمند ما ره به پایان برد، اما هنوز تا سر منزل مقصود ره بسیار است، که در اسلام هر جنبشی، اعم از اجتماعی یا عقیدتی، برای دستیابی به اصالت خویش می بایست در مرحله ذیل را پشت سر گذارد:
    1 - مرحله نفی
    2 - مرحله اثبات و به تعبیر قرآن لا و الا
    در مرحله نخست می باید پلیدیها را زدود و موانع را از میان برداشت و در مرحله بعد سازندگی و پویایی را آغاز نمود. نهضت افتخار آفرین ما نیز بر این دو پایه استوار بوده است: آن طاغوت فرعون منش را به خاک افکندیم و بدنبال آن پی ریزی جامعه ای را بر اساس رفاه و عدل و آزادی و ایمان را آغاز نمودیم. اما مسئله مهم در اینجا آنست که هیچ ساخت اجتماعی از فرهنگ جامعه بر کنار نمی تواند باشد، و هر جامعه ای بر اساس اصول فکری و عقیدتی خود هست که بنیان وجود خویش را استوار می سازد. اما نکته دیگر آن که از ارکان هر جهان بینی مساله هدفداری
    [صفحه 12]
    و جهت گیری حرکت انسان و جهان است. نتیجه آن که هر اجتماعی که در راه سازندگی گام می نهد، باید بداند که این تلاشهای وی
    در چه سویی بوده و این پویش هایش در جهت ایجاد چه جامعه ای می باشد. اما در مورد مرز و بوم خود نیز می گوئیم که این جنبش سترگ ما، پس از طی مرحله نفی و درهم شکستن طاغوت زمان، طریق اثبات آغاز نمود و سازندگی اجتماعی را در پیش گرفته است. اما از آنجا که این ساخت اجتماعی بر پایه فرهنگ اسلام و تشیع استوار است، باید بدانیم که سیر این کاروان در جهت چه مقصود ماوایی می باشد؟ و کدامین جامعه موعود - با چه ویژگیهایی - است که وی خواهان رسید بان است؟ اینجاست که آن اصل اسلامی - شیعی مطرح می شود و آن اعتقاد به نیکفر جامی جهان و سیر کاروان بشریت در جهت تشکیل حکومتی واحد در سراسر گیتی و بر اساس عدل و ایمان، به رهبری پیشوایی معصوم، می باشد. از این روست که ما اسلام آوران، بنا به این اعتقاد اصیل خویش، بر آنیم که سیر تکاملی تاریخ بشر سرانجام روزی به آن عصر موعود - که مورد آرزوی تمامی خلق های جهان است - دست خواهد یافت. بدیهی است که به این ترتیب روند جامعه خود را هم در جهت دستیابی به آن حکومت عدل گستر جهانی می دانیم و بس. و در این هنگام است که رسالت عظیم ما که تداوم انقلاب تا قیام جهانی امام مهدی (ع) و سیر جامعه خود بسوی آن است، آشکار می شود.
    [صفحه 13]
    و این رسالت از آنجا بنیان می گیرد که ما بشر را تاریخ آفرین می دانیم و نه بر عکس، که وی را اسیر
    و ذلیل آن دانسته و کمتر مسئولیتی برای وی قائل نشویم. که این انسان است که با فراهم آوردن زمینه - های لازم به دستاورد خود رسیده و به آرزوی خویش جامعه عمل می - پوشاند. وقوع قیام قائم منتظر هم از همان اصل فوق - تاریخ آفرینی و زمینه - سازی - سرچشمه می گیرد و این چنین نیست که آن انقلاب، بدون هیچ گونه زمینه و مقدمات قبلی، ناگهان در جهان ظاهر شود. بلکه این نهضت حق گستر نیز همانند دیگر انقلابها - و بطور کلی پدیده - های - جهان نیازمند وجود یک سری شرائط و زمینه سازی قبلی است و بدون این مقدمات هیچ گاه رخ نمی نماید. البته نمی گوئیم محال است، بلکه معتقدیم از آنجا که نظام علیت بر جهان و تاریخ حکم فرما است، قاعد تا باید قیام حضرتش بدین - ترتیب صورت گیرد. اما دست الهی را هم بسته ندانسته و او را قادری متعال می دانیم که بر هر کاری توانا بوده و هیچ بعید نیست که - همانند تولد حضرت عیسی (ع) و سرد شدن آتش به حضرت ابراهیم (ع) - بدون وقوع شرائط مورد نیاز حضرتش را آشکار نموده و به او اذن قیام دهد. اما بر طبق حدیث: ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها - خداوند ابا دارد که کارها را جز از راه اسباب طبیعی به پایان برد - وظیفه مان آن است که با توجه به نظام حاکم بر جهان حرکت نمائیم. بنابر این مشخص است که، آن مقدمات را ما هستیم که باید با
    [صفحه 14]
    توجه به سنتهای
    حاکم بر جهان و تاریخ بوجود آوریم.
    در این نوشته که با عنایت به این مساله هدفداری و جهت گیری اجتماع در سیر تکاملی خود، نگاشته شده است، سعی بر آن رفته است که گام هایی در جهت آشنایی هر چه بیشتر با آن جامعه موعود و طریق دستیابی بدان برداشته شود. اما از آنجا که شناخت آن یگانه مدینه فاضله تاریخ بشر، بدون توجه به مقام رهبری آن غیر ممکن بوده و این پیشوائی آن نهضت است که انقلاب جهان شمول خود را به پیروزی می رساند، هم ما در این نوشته بر آن قرار گرفته است که آگاهی ژرف تری نسبت به مسائل درباره حضرت مهدی (ع) ارائه داده و به این ترتیب با شناخت هر چه فزونتر آن امام عصر و قائم منتظر، با گام هائی استوارتر در جهت تحقق قیام حضرتش کوشا بوده و در این زمینه به کوشش ها و تلاشگری ها دست یابیم.







  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    3,565
    تشکر
    32
    مورد تشکر
    68 در 20
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض









    زمان آگاهی

    از شرائط گسترش و پیشرفت نهضت ها و تحرک ها یکی هم آشنا بودن با ابعاد زمانی معاصر آن است چنانچه حضرت صادق (ع) نیز در این باره فرموده اند: دانای بزمان خویش به اشتباه کاری نیفتاده و اشکالات به او روی آور نمی شوند.[1] تحرکهای زمان غیبت هم از این اصل مستثنی نیست و برای به ثمر رساندن آنها ناچار از آشنائی با سیر کلی جریانات عصر غیاب امام (ع) هستیم، زیرا وقایع زمان پنهانی حضرت مهدی (ع) عموما بر یک روال بوده و از یک چهارچوب کلی پیروی می کند و تنها در این میان ظاهرشان تغییر می یابد. (تفصیل این بحث
    در بخش غیبت خواهد آمد). تعیین آن اصول و خط مشی مربوط به بررسی مسائل حول غیبت بوده که خود شاخه ای از فرهنگ اسلام می باشد. که با توجه به این معرفت، الزامی دیگر در جهت ضرورت مطرح گردیدن فرهنگ امام در جامعه احساس می گردد، که عدم اقدام به آن باعث هدر رفتن
    [صفحه 23]
    نیروهایمان گردد.
    پاورقی
    [1] العالم بزمانه لا تجهم علیه اللوابس - حضرت صادق (ع)، اصول کافی تالیف شیخ کلینی (ره) جلد یک صفحه 50 حدیث 29، (ترجمه شیخ محمد باقر کمره ای).
    گمراهی
    همواره در حیات جمعی انسانها سودا گرانی پیدا شده اند که از یک اصل مورد قبول اجتماع بهره برداری سوء کرده و نمونه های منحرف و نادرست آن را به خورد جامعه داده اند. متاسفانه جوامع اسلامی نیز از این خیانت - خواه بدست عمال داخلی یا ایادی خارجی یا با ائتلاف هر دو - در امان نمانده است. و از این قبیل مسائل است، مساله مهدویت در اسلام که تا کنون دهها نامزد و داوطلب داشته است، که در هر زمان عده ای ساده لوح و نادان را فریفته و رابطه آنها را با دین حق گسسته اند که البته وجود بعضی ایجاب های زمانی در رواج بازار آن مهدی - نمایان بی اثر نبوده است. و اینها همه ناشی از جهل جامعه نسبت به شناسائی حضرت بقیه الله (عج) می باشد. بنابر این برای رهائی از دام این شیادان چاره ای نیست مگر اینکه با فرهنگ امام آشنا شد، تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.






  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    3,565
    تشکر
    32
    مورد تشکر
    68 در 20
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    صفای روح

    همان گونه که زندگی اجتماعی شیعه بدون مطرح بودن امام مفهوم ندارد، حیات معنوی او هم بدون عنایت به امام عصرش میسر نیست، زیرا اگر قلب ما به قلب حجت خدا - آن طپش گاه کائنات - مرتبط
    [صفحه 24]
    نباشد، پس از مدتی کلیه اعمال مان خالی از روح و عمق گردیده و تنها صورتی ظاهر از آن باقی می ماند و می دانیم که چنین نمودهائی نه دوامی دارد و نه استقامتی می تواند در برابر مشکلات به ما ارزانی دارد. با این عنایت است که لزوم مطرح بودن آن هدایت
    گر زمان هم در دل اجتماع تشیع و هم در قلب فرد فرد شیعیان کاملا احساس می گردد.
    در مجموع با توجه به این الزام ها و نیازهاست که خود را ناچار از آشنائی با فرهنگ امام و گسترش آن در جامعه، می بینیم، و تنها در این صورت است که توان آن می یابیم تا به اهداف فردی و اجتماعی و معنوی خود، دست یابیم.








  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    3,565
    تشکر
    32
    مورد تشکر
    68 در 20
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    دیدگاه
    قائمیت یا مهدویت اعتقادی است حاوی چشمداشت قیام یک مصلح نیرومند و گرانقدر الهی که با قیام شکوهمند و پیروز خود بنا – برابری ها و بیدادگریها و نابسامانیهای مادی و معنوی جامعه انسانی پایان می بخشد و سراسر زمین را زیر پرچم حکومت عدالت جهانی آورده و رفاه و آسایش را به همگان ارزانی دارد.[1] این عقیده را در آراء بسیاری از ملل و ادیان و مکاتب یافت می شود، که در اینجا مجال بررسی آنها نیست و خواستاران را به کتب مربوطه ارجاع [2] می دهیم.
    [صفحه 310]
    پاورقی
    [1] برای مشاهده این مدعیان به کتاب مهدی از صدر اسلام تا قرن سیزدهم هجری تالیف دارمستتر ترجمه محسن جهانسوز، مراجعه شود.
    [2] مانند کتاب بشارات عهدین نوشته دکتر محمد صادقی و لمعات النور فی بشارات الظهور تالیف جلال المحدثین - شیرازی و غیره.







  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    3,565
    تشکر
    32
    مورد تشکر
    68 در 20
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ریشه یابی
    برای اثبات اصالت یک مطلب در یک ایدئولوژی، از دو طریق می توانیم بر آن محک تجربه زنیم: اول اینکه سراغ آن را در فرهنگ آن مکتب بگیریم و ثانیا آن که در جامعه مومن به آن آئین در جستجوی ریشه یابی اش بر آئیم. برای پیجویی اصالت اسلامی مساله قائمیت هم ما از همان دو رویه فوق استفاده می نمائیم، به این مفهوم که از دو طریق: بررسی در فرهنگ اسلام (قرآن و حدیث و اجماع) و عقیده مندی فرق اسلامی، به پژوهش درباره این موضوع می پردازیم.
    قرآن
    یکی از بحثهای گسترده قرآن، موضوع دعوت انبیاء می باشد که در هر جای کتاب خدا بنگریم، بازتاب این دعوتها را چیزی جز بی اعتنایی و تمسخر و آزار نمی بینیم.[1] و چه بسا اقوالی را قرآن یادآور است که بواسطه همین سرکشیها و طغیان و عدم قبول دعوت حق، مستحق عذاب قهر می گشتند. بنابر این قرآن روشنگر این است که دعوت انبیای قبل در مجموع با بی اعتنایی و تحریف و در بسیاری موارد با شکست مواجه بوده است.
    [صفحه 32]
    تا اینکه می رسیم به آخرین آن ادیان که شریعت خاتم پیامبران حضرت محمد (ص) می باشد. در مورد اسلام هم باید گفت که اگر چه گسترش آن بعد از هجرت چشمگیر بوده و در زمان وفات رسول خدا (ص) اسلام از شبه جزیره عربستان نیز فراتر رفته بود، اما افسوس که در همین اوان درگذشت نبی مکرم است که حباب های دروغین ایمان درهم می شکنند [2] و دمل های چرکین جاهلیت، که اسلام سعی کرده بر آنها مرهم نهد، چهره
    کریه خود را آشکار می کنند. که این انحراف هر چه از فوت پیامبر (ص) دورتر می شویم، سرعت بیشتری می یابد... و این آینده نگری قرآن بود که از قبل تصریحا یا تلویحا اعلام خطر کرده بود: قالت الاعراب آمنا قل لم تومنوا و لکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم [3] اعراب گفتند که ایمان آوردیم بگو به ایمان نگرائیده اید، لیکن (بجای ادعای ایمان) بگوئید اسلام آوردیم و هنوز در قلبهایتان ایمان جای نگرفته است.[4] ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسول افان مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم [5] : محمد (ص): نیست مگر پیامبری که قبل از او هم رسولانی بوده اند (او هم مانند آنها در می گذرد) پس آیا اگر درگذشت کشته شد به همان طریق قبل خود (جاهلیت) باز می گردید؟... و رسول خدا (ص) که: بدرستی اسلام حیات خود را با غربت آغاز نمود و زود است که به غریبی نخستین خویش بازگردد.[6] .
    [صفحه 33]
    اما شاهد بودیم که جامعه صدر اسلام علیرغم این هشدارها، آگاهانه یا جاهلانه - خود را تسلیم دسیسه ها و زد و بندهایی نمود که در همان دهه های نخستین ثمره تلخ آن سخت جانش را فشرد [7] و در قرون بعد نیز پدید آمدن انشعابات و فرق و مذاهب گوناگون بیش از پیش پیکرش را در هم شکست.
    و دراین میان جباران بنی امیه و بنی عباس با گسترش فرعون منشی خود در تمام نقاط جوامع اسلامی در تحریف هرچه بیشتر اصالت های اسلامی کوشیدند.
    و آیا به این ترتیب سرانجام اسلام نشد که: «...
    زود است که غریبی نخستینش را بازیابد؟»







  9. Top | #8

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    3,565
    تشکر
    32
    مورد تشکر
    68 در 20
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    بنابراین شاهدیم که این آخرین دین حق هم را نگذاشتند نقش کاملا مؤثری در پیشرفت و تعالی جامعه ی بشری ایفا نماید.
    اما باید دید که این طغیان و خودسری بشر در برابر این مذاهب الهی آیا تا ابد الدهر ادامه می یابد یا اینکه مدت و سر آمدی برای آن مقرر شده است؟
    در اینجاست که سنت خلل ناپذیر خدای بر این تعلق می گیرد که زمانی این انسان سرکش سر خضوع در برابر دین حق فرود آورد و اسلام بر سراسر جهان سیطره افکند. آن هم نه تنها بر زبانها بلکه در قلبها و نهادها:
    «کتب الله لاغلبن انا و رسلی» [8] خداوند چنین مقرر نموده که یقینا من و پیامبرانم (بر جهان) چیره خواهم شد.»
    [صفحه 34]
    «هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ولوکره المشرکون [9] اوست که رسولش را با هدایت و دین حق (به سوی مردم) فرستاد تا آن را بر تمامی ادیان چیرگی بخشد هرچند که (این اراده ی الهی) خوشایند مشرکان نباشد.
    که پیروزی رسالت، پیروزی هدف رسالت - که پا بر جائی عدالت بر زمین است - می باشد.
    حال اگر ما به این فرجام کار جهان که برقراری عدل و اصلاح جامعه ی انسانی است، اذعان آوریم، ناچار از اعتراف به وجود عدل گستر و مصلحی الهی خواهیم بود که تحقق بخشنده ی هدف انبیاء می باشد. و این نهایت، همان است که تحت عنوان قیام قائم موعود بیان می شود.
    پاورقی
    [1] به عنوان نمونه سوره شعراء و سوره نوح مشاهده شود.
    [2]
    البته اینجا شاید شکستن رسا نباشد ولی لغتی مفهوم تر به ذهن نگارنده خطور نیافت.
    [3] سوره حجرات (49) آیه 14.
    [4] برای دریافت تفاوت بین ایمان و اسلام به کتاب الکفر - و الایمان اصول کافی بابهای 14 تا 16 مراجعه شود.
    [5] آیه 144 سوره آل عمران 3.
    [6] ان الاسلام بدا غریبا و سیعود کما بدا فطوبی للغرباء نهج الفصاحه ص 122 حدیث 611.
    [7] مانند حکومت عثمان.
    [8] سوره مجادله (58) آیه 21.
    [9] آیه 9 سوره صف (61)، این آیه در سوره توبه (9) آیه 33 و نیز در سوره فتح (48) آیه 28 و با تعویض کفی بالله شهیدا بجای و لو کره المشرکون تکرار شده است.








  10. Top | #9

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    3,565
    تشکر
    32
    مورد تشکر
    68 در 20
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    کتب حدیث و کلام
    موضوع مهدویت و ظهور عدل گستری در آخر الزمان، از موضوعات پر دامنه ی احادیث اسلامی می باشد. و شاید در کمتر موردی این چنین بین عامه و خاصه، روایت داشته باشیم. چنانچه گاهی اخبار یکی از مشخصات مهدی موعود متجاوز از صدها نمونه می گردد. چند نمونه ی ذیل شاهد این مدعایند:
    مهدی از خاندان و ذریه ی پیغمبر (ص) است: 389 حدیث مهدی (ع) از فرزندان امیرالمؤمنین است: 214 حدیث
    مهدی (ع) نهمین فرزند امام حسین است: 148 حدیث
    مهدی (ع) دوازدهمین و آخرین ائمه است: 136 حدیث [1] .
    [صفحه 35]
    این گستردگی که روشنگر مقبولیت این عقیده در فرهنگ اسلام می باشد، کتب حدیثی و کلامی گوناگونی را - از قرون نخستین اسلام تاکنون - در میان مذاهب و فرق مختلف اسلامی، به خود اختصاص داده است.
    در این میان فرهنگ شیعه که پیشتاز این راه بوده،
    از همان قرون صدر اسلام نگارش در این زمینه را شروع نموده است، که از کهن ترین منابع ما در این زمینه کتاب «غیبت فضل بن شاذان» [2] - از خواص حضرت رضا (ع) - (متوفی به سال 260 ه) می باشد که با توجه به تولد حضرت حجت (ع) در سال 255 هجری ارزش این کتاب معلوم می گردد.
    و بعضی از محققین تاکنون متجاوز از 350 کتاب و رساله از قرن چهارم تا چهاردهم در این مورد به دست آورده اند، که اگر این مقدار را بر کتبی که هنز در دسترس آن پژوهشگران قرار نگرفته است اضافه شود، بیش از 500 مجلد خواهد گردید.[3] .
    در مورد کتب علمای اهل سنت نیز به تقریب می توان گفت که در کلیه ی مجامع احادیثی معتبر آنها از قائم منتظر سخن رفته است، چنانچه یکی از استادان دانشگاه الازهر مصر و شارح معروف صحاح سته [4] معترف است که: احادیث مهدی را گروهی از برگزیدگان صحابه ی رسول خدا (ص) روایت کرده اند و بزرگان محدثان ما مانند ابوداود، ترمذی، ابن ماجه، طبرانی، امام احمد حنبل و حاکم نیشابوری - رضی الله عنهم اجمعین - در کتاب خود آورده اند.[5] .
    [صفحه 36]







  11. Top | #10

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    3,565
    تشکر
    32
    مورد تشکر
    68 در 20
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    مجموعه ی این تألیفات بیش از صد مورد می باشد، و این علاوه بر کتب مستقلی است که مشاهیر تسنن در این زمینه به رشته ی نگارش درآورده اند که مقدارشان بالغ بر 30 مجلد می شود.[6] .
    بنابراین ملاحظه نمودیم که با توجه به فراز فوق موضوع نهضت قائم موعود مساله ای است بس عمیق در متون اسلامی که بزرگان
    فرق اسلامی جوانب آن را در آثار روانی و کلامی خویش آورده اند.
    پاورقی
    [1] در این مورد به کتاب منتخب الاثر - تالیف آقای صافی گلپایگانی - که احادیث مربوط به حضرت مهدی (ع) را در باب هایی متعدد. احصاء نموده و برشته نگارش در آورده است، و نیز کتاب نوید امن و امان از همان نویسنده مراجعه شود.
    [2] الذریعه، تالیف حاج آقا بزرگ طهرانی، ذیل عنوان غیبت.
    [3] این مجموعه توسط صندوق پستی 2223 طهران بنام کتابنامه اما مهدی در دو سال متوالی 1397 و 1398 هجری قمری (نشر دوم با تغییرات و اضافات) انتشار یافته است.
    [4] شش کتاب اولیه و معتبر حدیثی اهل سنت.
    [5] کتاب التاج جلد 5، باب 7، تالیف شیخ منصور علی ناصف، استاد دانشگاه الازهر مصر.
    [6] کتاب الامام مهدی تالیف: استاد علی محمد علی دخیل از محققان تسنن، به نقل از آخرین تحول نشریه هیئت قائمه تهران چاپ سال 1397 هجری، ص 159.
    شیعه
    گرچه قبول داشت شیعه نسبت به قائم موعود مساله ای است آشکار و بی نیاز از اثبات، لیکن برای روشنگری هرچه بیشتر، در ذیل عنایت عمیق پیشوایان و دانشمندان تشیع را یادآور می شویم:
    امامان شیعه تمام در مورد حضرت مهدی (ع) به تفصیل سخن رانده و ابعاد آن را مشخص ساخته اند.[1] در اینجا به ذکر نمونه ای از عنایت خاص آنها به این مساله اکتفا می شود:
    حضرت صادق (ع) فرمودند: از دین ائمه، پرهیزکاری و پاکدامنی و... و با شکیبایی در انتظار گشایش امور به دست قائم بودن است.[2] .
    و به همین گونه علمای امامیه هم - به
    پیروی از رهبران خود - به این مساله اعتقادی غیر قابل انکار داشته و در کتب فراوان خود در این باره جوانب آن را کاملا مبرهن ساخته اند که برخی از آن صاحب نظران عبارتند از:
    [صفحه 37]
    - ثقه الاسلام ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی (م 329)
    مؤلف کتاب کافی، شامل اصول و فروع و روضه در اصول کافی، در کتاب الحجه ی آن باب هایی را به قائم موعود اختصاص داده است.
    - ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی معروف به شیخ صدوق (م 381) صاحب کتاب کمال الدین که کلیه ی مطالب آن مربوط به مهدی منتظر است.
    - ابوعبدالله محمد بن محمد بن النعمان ملقب به شیخ مفید (م 413) که سه کتاب: «الفصول العشره فی الغیبه» و «خمس رسائل فی اثبات الحجه» و «مسائل فی غیبه الامام» از مصنفات اوست.
    - علم الهدی سید مرتضی (م 436) صاحب «مسئله و جیزه فی الغیبه» و «کتاب المقنع فی الغیبه»
    - شیخ الطائفه ابوجعفر محمد بن الحسن مشهور به شیخ طوسی (م 364) نویسنده ی «کتاب الغیبه»
    - ملا محمد باقر مجلسی (م 1111) گردآورنده ی مجلد 13 بحارالانوار.[3] .






صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی