صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 36 , از مجموع 36

موضوع: بهار آفرین قرن ها خزان (جامعه موعود مهدوی و طریق دستیابی)

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    3,616
    تشکر
    80
    مورد تشکر
    119 در 35
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    تاریخ
    حضرت ابوالقاسم محمد بن الحسن العسکری علیهما السلام در
    [صفحه 53]
    نیمه شعبان سال 255 هجری در شهر سامرا - از بلاد عراق - از شهزاده ای پاکدامن - که سپاهیان مسلمان وی را از سرزمین روم به اسیری آورده و امام یازدهم وی را به همسری گزیده بودند - موسوم به نرجس خاتون بدنیا پا نهادند. اما از آنجا که جباران بنی عباس از قبل خبر ظهور این قائم منتقم را شنیده بودند، پیوسته در کمین نشسته بودند تا این نور الهی را پیش از شعله کشیدنش خاموش سازند. به این ملاحظه بود که از پیش از میلاد امام مهدی (ع) خانه حضرت امام حسن عسکری (ع) را سخت تحت نظر و کنترل قرار داده بودند، تا مبادا که این مولود پا گیرد و بساط شرک و بیداد آفرینشان را درهم شکند، غافل از آن که خداوند نور خود را به اتمام می برد، هر چند کافران را خوش نیاید.[1] عنایت به همین موضوع است که میلاد و رشد تمامی دوران کودکی حضرت مهدی (ع) بصورت امری پنهان و دور از چشم همگان - جز تنی چند از خواص - صورت می گرفت. اما این ناآشکاری باعث آن شده که برخی موارد شکاکان و مغرضان به تردید و انکار آن پردازند. حال گو که این دستاویزها مکرراتی باشد از اعتراضات هزار و اندی سال قبل: و از آنها عده ای بر قولند که او (پس از تولد) درگذشته و گروهی در این تمسخر و انکار که میلادش تحقق نیافته است و در این اصرار که وجودش امری
    موهوم می باشد [2] اما برای پاسخگوئی به این گونه جاهلان - و بسا که غرض ورزان -





    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    3,616
    تشکر
    80
    مورد تشکر
    119 در 35
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    خود می دانیم که بر خورشید فروغ بخش دلیل آوردن خطاست که آفتاب آمد دلیل آفتاب. لکن با این وجود به زدودن پاره - ابرهای اوهام این گونه بی بصیرتان در برابر این خورشید زمان می پردازیم: در مبحث روشنگری ملاحظه گردید که چگونه رسول خدا (ص) جانشینان بعد از خود را در 12 نفر بر شمرده است. و نیز شاهد بودیم که این خلفای دوازده گانه منحصرا امامان شیعه علیهم السلام می توانند باشند و بس. حال با این ترتیب اگر از ناباوران حجت (ع) جویا شویم که چگونه امکان دارد ما به یازده نفر از این اوصیای رسول (ص) ایمان آوریم، لیک دوازده همینشان را انکار نمائیم؟ چه پاسخی ارائه می دهند؟ مضاف بر آن که این برهان قاطع علاوه بر دلائل عینی گوناگونی دال بر تولد مهدی (ع) - اعم از اخبار حضرت امام حسن عسکری (ع) [3] و مشاهده خدام و کنیزان [4] و نیز اصحاب خاص ایشان [5] ، نسبت به این مولود میمون - می باشد که بر این دلائل باید اضافه کرد اعتراف مورخین اهل سنت بر وقوع این میلاد خجسته.[6] اما اگر گروهی از این منکران، تحقق مهدویت را اذعان آورند لیک این نغمه ساز کنند که مهدی (ع) پس از تولد بدرود حیات گفته است، ما مسئله وجوب عرفان امام هر زمان [7] و لزوم وجود حجت [8] را مطرح می سازیم و به این ترتیب این دستاویزشان هم ره به جائی نمی برد.
    [صفحه 55]




    امضاء



  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    3,616
    تشکر
    80
    مورد تشکر
    119 در 35
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    اما اینکه این دستاویزگران چگونه نور را باور ندارند و اینکه چه سان امکان دارد در کنار چشمه خورشید به هلاکت رسید، موضوعی است که از ابتدای اسلام، ما را نسبت به آن هوشیار ساختند و هشدار دادند که:... و گروهی دیگر در میلادش به تردید افتند، پس هر آن کس که زمان (غیبت) ش را دریافت، به دینش تمسک جوید و راه شیطان را، که این القاءات از اوست، بر خود مسدود نماید.[9] .
    مدتی چند از وقوع میلاد مهدی (ع) گذشت و حضرتش در دامان پدر، دوران خرد سالی خود را طی می نمود، اما ستمگران بنی عباس که از پا گرفتن این لوای انتقام حق، سخت بهراس افتاده و پیوسته بر آن بودند که این کودک نوپا را یافته و دست به خونش آغشته سازند، سرانجام بدسگالی و فرعون منشی خود را به جائی رساندند که حضرتش ناچار شد برای حفظ جان به نهانخانه غیبت قدم نهاده و زیست پنهانی آغاز نماید، که همین غیاب است که پس از درگذشت پدر والا تبارش - که امامت به ایشان منتقل گردید - به درازا کشیده و زمان ما را هم در برگرفته است. اما در این دوره غیبت تا مدت 69 سال آن - بعد از فوت حضرت امام حسن عسکری (ع) - شیعیان با امام عصر (ع) روابطی متقابل اما غیر مستقیم داشتند که این پیوند دو جانبه توسط سفرائی منصوب از طرف حضرتش، انجام می گرفت. این پیام آوران که برترین شیعیان عصر غیبت صغری از لحاظ
    [صفحه 56]
    تقوی و معرفت و غیره بوده موسوم به نواب اربعه می باشند
    و به ترتیب - زمانی - عبارتند از: - عثمان بن سعید عمروی - محمد بن عثمان بن سعید - فرزند نائب اول - - ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی - ابوالحسن علی بن محمد السیمری در آخرین روزهای حیات نائب چهارم، امام غائب طبق توقیعی که بنام او صادر فرمودند نیابت خاصه را پایان یافته تلقی کرده و هر - گونه ارتباطی را که منجر به اخذ تکالیف دینی - و خواندن شیعیان به عمل کردن به آن - شود تا هنگام قیام مسدود اعلام فرمودند.[10] و رهبری ظاهری شیعه را - در توقیعی دیگر - به فقهای جامع - الشرایط و مراجع تقلید وا گذاشتند.[11] به این ترتیب بود که ولی دوران رخ از جهانیان بر گرفت تا آن که این پنهانی وسیله ای باشد که خداوند یاران خود و رسولانش را باز شناسد که خدای صاحب قدرتی ارجمند است.[12] .
    پاورقی
    [1] یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم و الله متم نوره و لو کره - الکافرون آیه 8 سوره صف 61.
    [2] فمنهم یذهب الی انه میت، و منهم من ینکر ولادته و یجحد وجوده بواحده و یستهزء بالصدق به ص 175، کتاب - الغیبه تالیف محمد بن ابراهیم نعمانی، از علمای شیعی قرن چهارم هجری.
    [3] کمال الدین چاپ مکتبه الصدوق باب 38 ما اخبر به - العسکری (ع) من وقوع الغیبه.
    [4] کمال الدین باب 41 باب ما روی فی میلاد القائم (ع).
    [5] کمال الدین باب 43 باب من شاهد القئم (ع).
    [6] مانند حافظ محمد بن یوسف گنجی شافعی در کتاب البیان فی اخبار صاحب الزمان فصل بیستم و
    حافظ نورالدین ابن - صباح مالکی در فصول المهمه فصل دوازدهم و خواجه کلان قندوزی در ینابیع الموده ص 453 و غیره.
    [7] در مبحث روشنگری اثبات این موضوع گذشت.
    [8] به ابتدای مبحث طول عمر مراجعه کنید.
    [9] قال رسول الله (ص) فی حدیث: و یشک آخرون فی قلادته فمن ادرک زمانه فلیتمسک بدینه و لا یجعل للشیطان الیه سبیلا بشنه - بحار الانوار تالیف علامه مجلسی ج 51 ص 68.
    [10] غیبت شیخ طوسی ص 242 و 243.
    [11] و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم اما بهنگام پدیداری وقایع زمانه، پس به راویان حدیث ما رجوع نمائید زیرا که آنها حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر شما - کمال الدین شیخ صدوق، ص 484.
    [12] و لیعلم الله من ینصره و رسله بالغیب ان الله قوی عزیز - آیه 25 سوره حدید 57.





    امضاء



  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    3,616
    تشکر
    80
    مورد تشکر
    119 در 35
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    حکمت

    موضوع علل غیبت امام عصر (ع) از مسائل بحث انگیزی بوده که از همان ابتدای پنهانی حضرت مهدی (ع) بطور گسترده در مورد آن سخن می رفته است، و حتی گاه این مساله، دستاویزی می گردید بر باورداران دیگر مذاهب اسلامی که عقیده مندی شیعه را در این مورد - باورداشت قائم منتظر - به تمسخر و استهزاء گرفته و وجود ایشان را انکار نمایند.
    [صفحه 57]
    چنانچه نخستین سری کتابهایی که توسط پژوهشگران شیعی در مورد اثبات این اعتقاد نگاشته شده است، شاهد این مدعایند، که از جمله آنها می توان کتاب کمال الدین شیخ صدوق - رحمه الله - علیه - (متوفی به
    سال 381 هجری) را برشمرد که اکثر مباحث آن به همین بحث - اصالت غیبت - اختصاص یافته است. اما نکته ای که پیش از ورود به این گفتار - علل غیبت - قابل یادآوری است آنست که بطور کلی علت اصلی و حکمت بالغه پنهانی امام بر ما پوشیده است چنانچه برخی روایات درک کامل آن را در زمان قیام وعده داده اند. با این عنایت است که دلائلی هم، که برای غیبت امام ارائه شده است، عوامل ظاهری آن می باشند و نه برهان قاطع و حتمی پنهانی حضرت. اینک پاره ای از آن اسباب:





    امضاء



  6. Top | #35

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    3,616
    تشکر
    80
    مورد تشکر
    119 در 35
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض









    «حفظ جان»
    یکی از دلائل اولیه غیبت ولی عصر (ع) مساله حفظ جان حضرتش می باشد زیرا - آن چنان که در گفتار قبل اشاره شد - معتمد عباسی [1] سخت در تلاش بود که هر چه زودتر این وارث موسی کلیم الله را از میان بردارد، به همین جهت بود که پیوسته کار - گزارانش را وا می داشت تا به خانه امام حسن (ع) یورش برده و به آن نیت پلید وی جامه عمل بپوشانند. اما در هر دفعه، خداوند متعال به طرقی ایشان را از شر این شیطان صفتان نجات می داد. تا اینکه سرانجام در یکی از حساسترین آن یورشا، که آن
    [صفحه 58]
    نامردمان چند گامی بیش با حجت خدا (ع) فاصله نداشتند، بود که مهدی (ع) از چشم آنان و دیگر مردم پنهان گشت و به این ترتیب غیبت صاحب الامر، آغاز گشت. بنابر این شاهدیم که چگونه سوء نیت آن جانشینان فرعون کار را به آنجا رساند که امام بمنظور نگهداری
    خویش از هلاکت از زیست آشکار به حیات نهانی گرایید. اما اینکه چرا ایشان همانند اجداد پاک نهادش تن به کشتن ننهاد، مساله ای است که ناشی از ویژگی خاص ایشان - که دیگر ائمه فاقد آن بودند - که همان موضوع قیام حضرتش - بمنظور گستردن عدل و ایمان در سطح زمین - که لازمه آن ادامه حیات تا هنگام ظهور است، می باشد.






    امضاء



  7. تشكر

    فریاد بیصدا (09-06-2021)

  8. Top | #36

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    3,616
    تشکر
    80
    مورد تشکر
    119 در 35
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    «ایجاد زمینه»
    در پی فراز قبل که علت اولیه شروع غیبت را یاد آور شدیم اینک در این گفتار بر آنیم که به بررسی علت ادامه آن پنهانی پردازیم و اینکه چرا آن موج ناآشکاری قائم (ع) پس از 11 / 5 قرن هنوز تموج خود را از دست نداده است. برای پاسخ این پرسش ابتدا باید بر این نکته آگاهی یافت که آن تداوم خود منتج از عواملی است که تنها با شناخت آنهاست که می توان به علت ادامه غیبت دست یافت. این استنتاج از قرار زیر می تواند باشد: در مبحث گذشته به این مطلب اشاره شد که از خصوصیات مهم حضرت حجت (ع) مساله قیام و عدل گستری ایشان و تشکیل حکومت واحد جهانی در سطح زمین می باشد.[2] اما این ویژگی بطور مستقل
    [صفحه 59]
    مطرح نبوده و بستگی به عواملی دارد که تا هنگامی که آنها حاصل نشود قیام صورت نخواهد گرفت.[3] مجموعه این عوامل را می توان در یک جمله خلاصه نمود و آن عبارت از پیدایش استعداد پذیرش قیام قائم موعود می باشد. اما این شایستگی درک ظهور هنگامی تحقق می یابد که بشر مراحلی از رشد و تکامل را پیموده باشد،
    که این نیز خود تنها در ابعاد زمانهاست که شکل می پذیرد و با گذشت روزگار است که کاروان بشریت آن منازل را طی می کند. بنابر این نتیجتا سخن به اینجا می رسد که قیام هنگامی صورت می گیرد که بشر دوران خیره سری خود را نسبت به برنامه های مردان الهی پشت سر نهاده، و در پی ناتوانی خود بمنظور دستیابی به سعادت خویش، خواستار امدادی آسمانی گردد. به تعبیر دیگر غیبت بدان علت ادامه یافت تا مقدمه ای باشد برای حصول قیام قائم (ع). و مفهوم تر آن که اگر ظهور امام در اثر پذیرش درونی انسانها - که لازمه آن وقوع غیبت است - نباشد، باز هم همان بی عنایتی و همان گردن فرازی و همان استکبار بشر در برابر صراط مستقیم تکرار خواهد گشت و در نتیجه این آخرین امید هم به یاس مبدل می شود و لکن می دانیم که این چنین نخواهد شد که خداوند بحتم مقرر داشتند که بی تردید من و رسولانم - بر باطل - چیره خواهیم شد.
    [صفحه 60]
    «آزمایش»
    در هنگام وقوع مسائل شخصی و پدیده های اجتماعی، انسانها بر دو گونه اند: گروهی استقامت ورزیده و شکیبائی از کف نمی دهند، و دسته ای دیگر پایدار نبوده و خود را تسلیم مکاره دهر می نمایند. حال گو که تمامی سرمایه های ایمان و تحرکشان به تاراج رود. همین سنجش ثبات قدم است که در ادیان توحیدی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و پیوسته بعنوان ملاک و میزانی که برای شناسائی درجات ایمان بکار می رود، از تاکید فراوانی برخوردار بوده است.
    در فرهنگ اسلام هم این سنت الهی برقرار بوده و بطور گسترده در مورد آن سخن رفته است و از آن جمله این آیه قرآن کریم است که: آیا مردم گمان بردند که ما با ادعای ایمان آنها را رها کرده و در معرض امتحان در نیایند؟ [4] زمان غیبت قائم منتظر، یکی از موارد تحقق این اراده حق - متعال است که حوادث سهمگین هنگام غیبت از آن آزمایشگاهی می سازد که مردم متدین و خالص و استوار را از منافقان سالوس و ریاکار مشخص و ممتاز می گرداند: بخدا سوگند این چنین نیست - که می پندارید - آنچه چشمداشت آن دارید - ظهور امام عصر (ع) - واقع نمی شود مگر آن که از غربال - زمان غیبت - در گذرید، و باز هم آن انتظارتان به ثمر نمی رسد جز اینکه از هم جدا شوید:... تا آن که پست عنصران به نهایت شقاوت خود رسند و نیک نهادان به اوج سعادت خویش.[5] .
    [صفحه 61]
    «قدرشناسی»
    انسان عموما نهادش بر این استوار است که تا هنگامی که به فراق چیزی مبتلا نشود آن را ارج نمی نهد و تا مدتها سراب ها او را به خود مشغول نسازند، به چشمه حیات عنایت چندانی ندارد و به قول سعدی: (چه دانند جیحونیان قدر آب - ز واماندگان پرس در آفتاب) پنهانی امام عصر (ع) نیز از این نوع است که پس از آن همه قدر ناشناسی ها که نسبت به اجداد گرامیش - که درود خدا بر همگیشان باد - روا داشتند آن چنان که گروهی تکذیبشان نمودند و دسته ای به
    قتلشان همت گماشتند.[6] از میان آدمیان رخ برتافت و این چنین سرود که: حال که یازده گوهر درهم شکستید، به حرمان این آخرینشان گرفتار آئید، تا تنگنای ظلمت ناشی از فراق این چشمه آفتاب، شما را بر آن دارد که بهنگام ظهورش از آن گوهر شب چراغ نور فراوان برگیرید.
    پاورقی
    [1] خلیفه زمان حضرت عسکری (ع) و دوران کودکی حضرت مهدی (ع).
    [2] این بحث بطور گسترده در مبحث قیام خواهد آمد.
    [3] البته بر اساس سیر طبیعی و جریان عادی امور، هر چند که امکان عدم رعایت آنها هم وجود دارد - مانند تولد حضرت مسیح توضیح بیشتر در مبحث شرائط قیام خواهد آمد.
    [4] ا حسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون آیه 2 سوره عنکبوت 29.
    [5] عن ابی عبد الله (ع):... ایهات ایهات لا و الله لا یکون ما تمدون الیه اعینکم حتی تغربلوا، لا و الله لا یکون ما تمدون الیه اعینکم حتی تمیزوا... حتی یشقی من شقی و یسعد من سعد منتخب الاثر ص 314 حدیث اول.
    [6] مکرر - کلما جاءهم رسول بما لا تهوی انفسهم فریقا کذبوا و فریقا یقتلون آیه 70 سوره مائده 5.
    زمان
    همان گونه که در مبحث نخست [1] لزوم بررسی پدیده های هنگام غیبت را مبرهن ساختیم در این گفتار نیز یادآور می شویم که از آنجا که برای عمق بخشیدن به هر گونه تحرک، ضرورت شناسایی محیط و زمان کاملا باید مورد نظر قرار گیرد، بر همین اساس هم شکل گرفتن جنبش های شیعی در عصر غیبت نیازمند شناختی ژرف از دوران،
    [صفحه 62]
    پنهانی امام غایب
    (ع) می باشد. با عنایت به این ضرورت است که ما در این خش به پژوهشی گذرا در مورد خط مشی کلی وقایع زمان نهانی امام مهدی (ع) می پردازیم. اما این بررسی بر پایه دیدگاه و ضابطه ای خاص ارائه می گردد، که البته نه خود بافته بلکه متاثر از روایات رسول خدا (ص) و اوصیای گرانقدرش - که خدای را بر آنها درود فراوان باد. آن دیدگاه مورد نظر عبارت از درگیری فتنه در بین تمامی مردم - در همه دورانهای غیبت - می باشد چنانچه رسول خدا (ص) به همین موضوع اشاره کرده و فرموده اند که:... سپس فتنه ها یکی پس از دیگری پدیدار می شوند، تا اینکه مردی از امت من بنام مهدی (ع) - از نهانی - خارج شود.[2] و نیز امام سجاد (ع) به یکی از یارانشان: ای اباخالد بدرستی و بی تردید - در دوران امامت حجت غائب – آشوب ها چون پاره های شب ظلمانی از پی یک دیگر ظاهر می شوند.[3] اما برای بررسی چگونگی این فتنه ها نخست به معنای لغوی آن پرداخته و سپس تحقق آن را در جوامع اسلامی - از دیرباز تا کنون - مورد نظر قرار می دهیم: فتنه در لغت دارای معانی گوناگون - و عموما در یک جهت - بوده که از آن جمله دشمنی، عذاب، گمراهی، اختلاف مردم - که گاه به قتل و کشتار می رسد - و غیره [4] می باشد. همین مفاهیم است که از لحاظ گستره آن، در سرزمین های اسلامی - در یک عبارت جامع - چنین مصطلح می گردد: پدید آمدن
    هر گونه واقعه اجتماعی
    [صفحه 63]
    یا جریان فرهنگی [5] که بر حرمان مادی یا معنوی مسلمانها انجامد. از این دو پدیده، نخستین آنها - وقایع اجتماعی - مردم را سخت به کام تنگنا و مشقت - و حتی در چنگال نابودی - انداخته، و دیگری - جریانات فرهنگی - با نفوذ در میان مسلمین پویایی امت را یا به رکود کشانده و یا از اصالت اسلامی خود خارج می سازد. آن چنان که ملتی مسلمان را که گام در راه فطرت - نهادهای ستوده انسانی - نهاده است به اجتماعی با معیارهای بیگانه - و اغلب مخالف. با ضوابط اسلامی - تبدیل می نماید، بطوری که با این ترتیب هر لحظه مومنان سطحی [6] در خطر گمراهی قرار می گیرند، آن چنان که پس از مدت زمان تنها گروهی اندک که دارای ایمانی پولادین و بینشی ژرف [7] هستند باقی می مانند، که آنها هم پیوسته با بی مهری - و بسا که شکنج - جامعه، که آن جریانات فرهنگی پایه های ایمانش را لرزان ساخته، مواجه گردیده و مجدد اعتبار خود را در میان افراد آن از دست می دهند [8] - آن چنان که مومنان راستین و مجاهدان با تقوای ما در آن نیم قرن سیاه این چنین بودند. البته در مورد ریشه یابی این حوادث دو گانه می توان اذعان داشت که پدیده های اجتماعی عموما ناشی از عوامل داخلی (مانند سوء تدبیر رهبران جامعه یا از و طمع طبقه اشراف عیاش صفت بی
    [صفحه 64]
    قید و بند) یا خارجی (مانند استعمار) می باشد. و وقوع جریانات انحطاط آور فرهنگی
    در اثر خلاء جامعه از فرهنگ اصیل اسلامی. البته بر خلاف فتنه نخست، در این مورد تنها توده ای خاص (مانند طبقات پائین اجتماع) آسیب پذیر نیستند، بلکه بطور نسبی تمام مردم مسلمان در معرض خطر این گونه تند بادهای فرهنگی 58 می باشند.[9] مساله مهم دیگر در زمان غیبت، گسترش این فتنه هاست که از صدر اسلام (پس از درگذشت رسول خدا (ص)) تا کنون - و نیز تا زمان ظهور - این گونه مصیبات پیکر جوامع مسلمان را درهم شکسته - اند، آن گونه که شیوع هر جریان فرهنگی بیگانه، پیوسته مقدمه ای بوده است برای واقعه ای اجتماعی، با این ترتیب که یورش هر جریان بیگانه با اسلام به بلاد اسلامی، بینش مذهبی امت خدشه دار گشته و در نتیجه در پی خلاء جامعه از این قوام نیرومند بوده است که انواع نابسامانیهای اجتماعی مردم مسلمان را سخت در تنگنا انداخته و او را در معرض انحراف یا هلاکت در آورده است. آن - چنان که آن دوران حکومت، طاغوت مصداق تمام عیار این روال کلی زمان غیبت می باشد. بنابر این شاهدیم که چگونه در مجموع این عوامل یاد شده دست بدست هم داده و جامعه را از درون پوسانده و آن را در معرض یک انفجار قرار می دهند که اگر آن انقلاب هم دارای مبنای فکری صحیح و اصیل - که جز اسلام راستین نتواند بود. نباشد، باز هم تکراری خواهد بود از مکررات.
    [صفحه 65]
    با توجه به این دیدگاه فرهنگی و تاریخی عصر غیبت است که عده ای که آن ناهنجاریها را احساس کرده لکن فاقد بینش
    اسلامی - اند - سر خورده و مایوس از هر امدادی - و از آن جمله قیام قائم موعود هم بصورت بدبینی و هم بصورت شک - گردیده و گروهی - که همان عیاش صفتان مرز ناشناس و مریدان آنهایند - خیام خیام [10] برافراشته و غفلت را پیشه خود می سازند و سرانجام دسته ای - از مومنان بی - بصیرت - وامانده و حیران که چه باید نود و از کجا آغاز می باید کرد. که البته در این ضمن هر یک از این گروهها سر در گریبان خود برده و با ادعای من مصیبم و خصم مخطی در نفی و انکار - و بسا که رنج و آزار - هم دیگر می کوشند و به این ترتیب تفرقه گزینی - بعد دیگر عصر نهانی امام غائب (ع) - تحقق می پذیرد... و این از آن روست که تمامی امت در جاهلیت بسر می برند مگر آن کس که خدای رحمتش آرد.[11] .
    پاورقی
    [1] مبحث یاد آوری بخش زمان آگاهی.
    [2] قال رسول الله فی حدیث: ثم تتبع الفتن بعضها بعضا حتی یخرج رجل من امتی یقال له المهدی منتخب الاثر فصل 2 باب 1 حدیث 11.
    [3] قال علی بن الحسین (ع): یا ابا خالد لتاتین فتن لقطع اللیل المظلم ص 135 بحار الانوار جلد 51.
    [4] المنجد ذیل فتن.
    [5] فرهنگ عبارت از مجموعه اندوخته ها و ساخته های هر قوم - اعم از آثار مکتوب یا روابط اجتماعی و غیره - می باشد و جریان فرهنگی رواج یک چند مورد از مفاهیم آن. مثلا ترجمه کتب خارجی به فارسی -
    پس از انقلاب مشروطیت - یا نفوذ اخلاق و آداب غربی - ها در ممالک شرق، مواردی از این گونه جریانات فرهنگی هستند.
    [6] عن محمد بن علی الباقر (ع): و قبل ذلک شر فتن یمسی الرجل مومنا و یصبح کافرا... پیش از آن - قیام - بدترین فتنه هاست - آن چنان که - شخص بهنگام شب ایماندار است ولی در بامداد کافر - منتخب الاثر ص 437 حدیث 19.
    [7] قال علی (ع):... و لکن بعد غیبه و حیره فلا ینبت فیها علی دینه الا المخلصون المباشرون لروح الیقین، الذین اخذ الله میثاقهم بولایتنا و کتب فی قلوبهم الایمان و ایدهم بروح منه:... اما بعد از نهانی - امام - و سرگردانی - مردم - آن چنان که در آن زمان کسی بر دینش استوار نمی ماند مگر پاکدینانی که در اوج یقین باشند، آن کسان که خداوند از آنها پیمان بر ولایت ما گرفته باشد و در قلبهایشان ایمان نوشته باشد و با تایید خود آنها را یاری دهد. منتخب الاثر ص 205 حدیث 5.
    [8] ستذل اولیائی فی زمانه و یتهادون رووسهم ما تهادی رووس الترک و الدیلم فیقتلون و یحرقون و یکونون خائفین مرعوبین و - جلین...: دوستان من (خداوند متعال) در زمان - غیبت - ش خوار گشته و سرهایشان به هدیه - ستمگران - برده می شود، همان گونه که در مورد اقوام ترک و دیلم این چنین گردید. پس - عده ای - کشته می شوند و - دسته ای - طعمه حریق می گردند، - و پیوسته - در خوف و اضطراب هستند... - کمال الدین،
    ص 310 و 311.
    [9] مانند گسترش مکاتب مغرب زمین در چند دهه اخیر در کشور خودمان.
    [10] مقصود سراینده رباعیاتی است که روح کلی آنها دم غنیمت شمردن و پوچ جلوه دادن زندگی است.
    [11] خطبه امیرالمومنین (ع) در نهج البلاغه: اعلموا علما یقینا ان الذی یستقبل قائمنا من امر جاهلیتهم و ذلک ان الامه کلها یومئذ جاهلیه الا من رحم الله... جلد 51 بحارالانوار، حدیث 23.
    وظائف
    در آغاز این بحث نکته ای که ناچار از توجه به آن هستیم این است که برنامه های شیعه در کلیه زمانها یکسان است و چنین نیست که مقصود ما از وظائف زمان غیبت، جهت گیری هائی باشد که شیعیان دوران دیگر ائمه اطهار علیهم السلام موظف به انجام آنها نبوده اند. بلکه عنایت فرهنگ تشیع بر این گونه تحرک ها - در اکثر موارد - به ملاحظه عواملی چند - و از آن جمله عدم دسترسی ظاهری مردم به
    [صفحه 66]
    امام و تشدید و شیوع مسائلی که در دیگر زمانها نیز مطرح بوده است [1] - می باشد و به عبارت دیگر خط مشی شیعه در هنگام غیاب امامش واکنشی در برابر حوادث آن عصر است. و در حقیقت این هشدارها ناشی از آن می شود که از آنجا که جامعه تشیع - در زمان غیبت - در بعضی جبهه ها آسیب پذیرتر می باشد، در آن سنگرها وی را به مقاومت بیشتری خوانده اند، که این جبهه گیری و سنگربانی تحت عنوان وظائف شیعه در عصر پنهانی امام (ع) مطرح شده است. ما در ذیل به پاره ای از مهمترین این وظائف اشاره
    می کنیم:
    «پایداری»
    مقصود از این عنوان آن است که عقیده مند این مذهب و آئین در برابر هجوم مکاتب و مرامهای بیگانه به بلاد اسلامی، خویش را نباخته و خللی در اعتقادات و انجام فرامین اسلامیش وارد نسازد، که این خود بنیان مرصوص [2] ی است که فرد و جامعه را در مقابل یورش فرهنگهای غرب و شرق - که اصالت فرهنگ اسلامی را مغشوش و ناخالص و در مراحل بعد بی اثر می سازد - حفظ می نماید. بعد دیگر این استقامت آن است که وقوع مسائل شخصی یا اجتماعی، وی - شیعه - را از دینداریش باز ندارد، و به تعبیر دیگر رهرو این راه نه آن چنان است که در فراز و نشیب جامعه یا پستی و بلندی زندگیش دست از اعتقادات خود برداشته و از انجام
    [صفحه 67]
    وظائف خود سرباز زند، که در این صورت حرکتها یا مسخ می شوند و یا به رکود می گرایند.






    امضاء



صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی