صفحه 12 از 12 نخستنخست ... 289101112
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 118 , از مجموع 118

موضوع: مشرب مهر، روشهای تربیت در نهج البلاغه

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #111

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    14,571
    تشکر
    994
    مورد تشکر
    1,486 در 990
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    نقش مراقبه و محاسبه در تربیت

    مراقبه و محاسبه روشی است برای حفظ حقیقت آدمی و ارزشهای والای انسانی و تداوم عمل ایمانی و بازگشت از اشتباهها و گناهها و تصحیح به موقع کردارها و رفتارها.
    یا أیها الذین آمنوا علیکم أنفسکم.(309)
    ای کسانی که ایمان آورده اید، بر شما باد (نگاهداشت) خویشتنی.
    انسان برای سیر درست در جهت کمال مطلق، نیازمند مرزبانی خویش است، زیرا هیچ چیز مانند دریده شدن حریمهای حقیقت آدمی، تباهگر فرد و جامعه نیست. امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرموده است:
    من حاسب نفسه ربح، و من غفل عنها خسر.(310)
    آن که حساب نفس خود کرد سود برد، و آن که از آن غافل ماند زیان دید.
    غفلت و ظلمت آفات اساسی شکوفایی حقیقت آدمی است و روش مراقبه و محاسبه راهی است برای جلوگیری از فرو رفتن در غفلت و راهی برای بازگشت از ظلمت؛ و از این رو در به سامان آوردن آدمی بسیار مؤثر است، چنانکه از امیر مؤمنان (علیه السلام) روایت شده است:
    ثمرة المحاسبة صلاح النفس.(311)
    ثمره و نتیجه (مراقبه و) محاسبه نفس به صلاح و سامان آوردن خویش است.
    بنابراین نباید از این روش غفلت ورزید و خود را از ثمرات تربیتی آن محروم نمود.
    طوبی لمن عمل للحساب.(312)
    خوشا کسی که برای حساب کار کرد.
    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #112

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    14,571
    تشکر
    994
    مورد تشکر
    1,486 در 990
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    تأکید بر مراقبه و محاسبه

    امیر مؤمنان علی (علیه السلام) پیوسته بر مراقبه و محاسبه تأکید می کرد و تلاش می نمود مردمان را بدان برانگیزد، چنانکه می فرمود:
    فحاسب نفسک لنفسک، فان غیرها من الأنفس لها حسیب غیرک.(313)
    پس حساب نفس خود گیر که دیگران را حسابرسی است چیر.
    مادام که انسان مالک خود نباشد، در تملک دیگران و بی هویت است، در حالی که خدای متعال آدمی را بنده هیچ کس و هیچ چیز قرار نداده است تا با آزادگی به سوی او سیر کند و به کمالات الهی متصف و ربانی شود. تأکید بر مراقبه و محاسبه، در این جهت اساسی در تربیت آدمی است، چنانکه امیر مؤمنان (علیه السلام) فرموده است:
    قیدوا أنفسکم بالمحاسبة، و املکوها بالمخالفة.(314)
    نفسهای خود را با محاسبه در بند بکشید و با مخالفت (هوا و هوس) خود، آنها را مالک شوید.

    امضاء

  4. Top | #113

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    14,571
    تشکر
    994
    مورد تشکر
    1,486 در 990
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آداب مراقبه و محاسبه

    به منظور اینکه مراقبه و محاسبه به درستی و بر اساس سامانی مناسب صورت گیرد برای آن آدابی بر شمرده و مراحلی تنظیم نموده اند که عبارت است از: مشارطه، مراقبه، محاسبه و معاتبه.(315)
    مشارطه در لغت به معنای شرط کردن با کسی است،(316) و در اصطلاح اهل سلوک عبارت از آن است که انسان برای اصلاح خویش عزم نماید و با خود شرط کند که مرزهای الهی را پاس بدارد و خلاف عهد و پیمان الهی عمل نکند و موجبات خشم خداوند را فراهم نسازد و در اطاعت حق کوتاهی نورزد و تا آنجا که برایش ممکن است به خیر و نیکی اقدام نماید؛ و گفته اند که بهتر است که این عمل در آغاز روز باشد.(317) امام خمینی (رحمة الله) در این باره می نویسد:
    امضاء

  5. Top | #114

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    14,571
    تشکر
    994
    مورد تشکر
    1,486 در 990
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    حقیقت مشارطه تجدید عهد با خداست و اینکه انسان با خود تعهد کند که دیگر عهد الهی را فراموش نکند و در پیمان فطرت خیانت روا ندارد، زیرا همه تباهیها از فراموش کردن و پشت کردن به عهد الهی و پیمان فطرت است.(319)
    امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرموده است:
    و اصطفی سبحانه من ولده أنبیاء أخذ علی الوحی میثاقهم، و علی تبلیغ الرسالة أمانتهم، لما بدل أکثر خلقه عهد الله الیهم فجهلوا حقه، و اتخذوا الأنداد معه، و اجتالتهم الشیاطین عن معرفته، و اقتطعتهم عن عبادته. فبعث فیهم رسله، و واتر الیهم أنبیاءه، لیستادوهم میثاق فطرته، و یذکروهم منسی نعمته.(320)
    خدای سبحان از فرزندان آدم پیامبرانی برگزید، و هر یک به زبان وحی پیمان او را شنید، که امانت او را نگاه دارد و حکم خدا را به دیگران برساند، و این هنگامی بود که بیشتر آفریدگان از فطرت خویش بگردیدند و طومار عهد در نوردیدند، حق او را نشناختند و برابر او خدایانی ساختند. شیطانها آنان را از خداشناسی به گمراهی کشیدند، و پیوندشان را با پرستش خدا بریدند. پس هر چند گاه پیامبرانی فرستاد و به وسیله آنان به بندگان هشدار داد تا حق میثاق فطرت بگزارند و نعمت فراموش کرده را به یاد آرند.
    پس باید پیوسته بر پایبندی به عهد و پیمان ربوبی و میثاق فطری و بیرون نشدن از فرمان الهی عزم نمود و با خود شرط کرد که آن را پاس داشت و در تمام مدت شرط، این امر را مراقب نمود.
    بنابراین دومین اقدام در این روش، مراقبت است؛ یعنی انسان شرطی را که کرده و عهد و پیمانی را که بسته حفاظت نماید و مراقب نفس خود باشد و پیوسته ظاهر و باطن خود را بنگرد و در اعمال و رفتار خود دقت نماید تا نافرمانی حق نکند خلافی از او صادر نشود و در تمام احوال خود را مراقبت کند تا از آنچه بدان عازم شده و عهد کرده است تخلف نکند؛(321) و این پایبندی به عهد و وفاداری به پیمان است که آدمی را به درستی حفظ می نماید، بلکه چیزی استوارتر از آن در حفظ آدمی نیست، چنانکه امیر مؤمنان (علیه السلام) فرموده است:
    ان الوفاء توأم الصدق، و لا أعلم جنة أوقی منه.(322)
    همانا وفا همزاد راستی است، و هیچ سپری چون وفا باز دارنده - از گزند - نیست.
    امضاء

  6. Top | #115

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    14,571
    تشکر
    994
    مورد تشکر
    1,486 در 990
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    برای اینکه انسان بتواند بدین عهد و پیمان وفا نماید و خود را حفظ کند، باید به حقیقت مراقبت توجه داشته باشد، یعنی در هر حال خدای متعال را حاضر و ناظر ببیند و بداند که او بر همه چیز آگاه است و همه چیز در ید قدرت اوست. امیر مؤمنان علی (علیه السلام) چنین سفارش فرموده است:
    اتقوا معاصی الله فی الخلوات فان الشاهد هو الحاکم.(323)
    از نافرمانی خدا در نهانها بپرهیزد، چه آن که بیننده است، هم او داوری کننده است.
    توجه به این امر که خدای لطیف و خبیر از درونها آگاه است و پنهانیها را می داند و بر اعمال و رفتار بندگان مراقب است و پیوسته بر آدمی و آنچه می کند حاضر و ناظر است و نهانخانه دلها بر او آشکار است و بر زوایای درون انسان واقف است،(324) انسان را به حقیقت مراقبت می رساند و این توان را فراهم می سازد که آدمی خود را در برابر میل به مرزشکنی حفظ نماید و نفس سرکش را مهار بزند. امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در خطبه ای تربیتی چنین راه نموده است:
    فرحم الله امرءا راقب ربه و تنکب ذنبه و کابر هواه و کذب مناه؛ امرءا زم نفسه من التقوی بزمام و ألجمها من خشیة ربها بلجام، فقادها الی الطاعة بزمامها و قدعها عن المعصیة بلجامها، رافعا الی المعاد طرفه متوقعا فی کل أوان حتفه دائم الفکر.(325)
    خدا رحمت کند انسانی را که همیشه پروردگارش را در نظر دارد و از گناه کناره گیرد و با خواهش دل بجنگد و آرزوی دنیایی خود را تکذیب کند؛ آن انسانی که نفس سرکش خود را به مهار تقوا و پرهیزگاری مهار کند و با لگام ترس از پروردگار خویش دهنه بر دهانش زند و مهارش را به سوی طاعت و فرمانبرداری خدا کشاند و با لگامی که بر آن زده است از نافرمانی و معصیت بازش دارد؛ آن بنده ای که دیده به روز معاد دوزد و هر آنی انتظار مرگ خود را دارد و پیوسته در تفکر و اندیشه به سر برد.
    هر چه آدمی به مرتبه بالاتری از این گونه مراقبت دستی یابد، پایبندی اش به عهد و پیمان الهی بیشتر می شود و بالطبع این روش بیشتر به بار می نشیند.
    امضاء

  7. Top | #116

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    14,571
    تشکر
    994
    مورد تشکر
    1,486 در 990
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    طوبی لمن راقب ربه و خاف ذنبه.(326)
    خوشا به حال آن که همیشه خدا را در نظر دارد و از گناه خویش بیم دارد.
    البته همه اینها متوقف بر عزم آدمی بر مراقبت خویش و التزام به عهد و پیمان الهی است و نباید اجازه داد که عوامل باز دارنده از بهره گیری از این روش مانع ایجاد نمایند و انسان را به انصراف یا سستی بکشانند. امام خمینی (رحمة الله) در این باره چنین سفارش فرموده است:
    در تمام مدت شرط (باید) متوجه عمل به آن باشی و خود را ملزم بدانی به عمل کردن به آن؛ و اگر خدای نخواسته در دلت افتاد که امری را مرتکب شوی که خلاف فرموده خداست، بدان که از شیطان و جنود اوست که می خواهند تو را از شرطی که کردی باز دارند، به آنها لعنت کن و از شر آنها به خداوند پناه ببر؛ و آن خیال باطل را از دل بیرون نما؛ و به شیطان بگو که من یک امروز با خود شرط کردم که خلاف فرمان خداوند تعالی نکنم؛ ولی نعمت من سالهای دراز است به من نعمت داده، صحت و سلامت و امنیت مرحمت فرموده و مرحمتهایی کرده که اگر تا ابد خدمت او کنم از عهده یکی از آنها بر نمی آیم، سزاوار نیست یک شرط جزئی را وفا نکنم. امید است ان شاء الله شیطان طرد شود و منصرف گردد و جنود رحمان غالب آید. این مراقبه با هیچ کاری از کارهای تو، از قبیل کسب و سفر و تحصیل و غیرها، منافات ندارد. و به همین حال باشی تا شب که موقع محاسبه است.(327)
    بدین ترتیب سومین اقدام در این روش، محاسبه است؛ یعنی انسان در هر شبانه روز وقتی را معین کند که در آن به حساب نفس خویش برسد و کرده ها و ناکرده ها، طاعتها و معصیتها را رسیدگی و حسابرسی نماید؛(328) و خود حساب خویش را برسد، پیش از آنکه فرصت بگذرد و امکان اصلاح و اقدام از آدمی گرفته شود و به حسابش برسند؛ به بیان علی (علیه السلام):
    عباد الله، زنوا أنفسکم من قبل أن توزنوا، و حاسبوها من قبل أن تحاسبوا.(329)
    بندگان خدا! (کردار و گفتار) خود را بسنجید، پیش از آنکه آن را بسنجند، و حساب نفس خویش را برسید، پیش از آنکه به حسابتان برسند.
    خردمندی اقتضا می کند که آدمی از فرصت داده شده در زندگی این جهانی به خوبی بهره ببرد؛ و انسان تا به عملکرد خود نپردازد و ضعفها و قوتهایش را بررسی نکند، امکان اصلاح و تصحیح مسیر و شکر گزاری نمی یابد. امیر مؤمنان (علیه السلام) در نامه تربیتی خود به فرزندش حسن (علیه السلام) چنین یاد آور شده است:
    امضاء

  8. Top | #117

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    14,571
    تشکر
    994
    مورد تشکر
    1,486 در 990
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    بادر الفرصة قبل أن تکون غصة.(330)
    فرصت را غنیمت دان پیش از آنکه از دست برود و اندوهی گلوگیر شود. از جمله عوامل تعیین کننده در سود و زیان آدمی در زندگی، محاسبه خویش است. آن که به حساب خود می رسد، می تواند از فرصتها بهره مند شود و آن که از این امر غفلت می ورزد، خود را تباه می سازد، چنانکه امیر مؤمنان (علیه السلام) فرمود:
    من حاسب نفسه ربح، و من غفل عنها خسر.(331)
    آن که حساب نفس خود کرد سود برد، و آن که از آن غافل ماند زیان دید.
    البته این محاسبه باید به درستی صورت گیرد و در همه جوانب زندگی آدمی جاری شود. از امام عسکری (علیه السلام) روایت شده است که شخصی از امیر مؤمنان علی (علیه السلام) پرسید: چگونه انسان خود را محاسبه کند؟ حضرت فرمود:
    اذا أصبح ثم أمسی رجع الی نفسه و قال یا نفس، ان هذا یوم مضی علیک لا یعود الیک أبدا، و الله سائلک عنه فیما أفنیته، فما الذی عملت فیه؟ أذکرت الله أم حمدته؟ أقضیت حق أخ مؤمن؟ أنفست عنه کربته؟ أحفظته بظهر الغیب فی أهله و ولده؟ أحفظته بعد الموت فی مخلفیه؟ أکففت عن غیبة أخ مؤمن بفضل جاهک؟ أأعنت مسلما؟ ما الذی صنعت فیه؟ فیذکر ما کان منه فان ذکر أنه جری منه خیر حمد الله عز و جل و کبره علی توفیقه، و ان ذکر معصیة أو تقصیرا الستغفر الله عز و جل و عزم علی ترک معاودته.(332)
    چون انسان شب را به روز و روز را به شب می آورد، شبانگاه باید به خویش باز گردد و به خود بگوید: امروزت گذشت و دیگر باز نمی گردد و خداوند از او پرسش خواهد کرد که این روز را چگونه سپری کردی و در آن چه کاری انجام دادی؟ آیا خدا را یاد کردی و آیا سپاس او را به جای آوردی؟ آیا حق برادر مؤمنت را ادا کردی؟ آیا گرفتاری او را رفع نمودی؟ آیا در نبود او از خانواده و فرزندانش نگهداری کردی؟ آیا پس از مرگش بازماندگانش را رسیدگی کردی؟ آیا با گذاشتن آبروی خود دیگران را از بدگویی نسبت به برادر مؤمنت باز داشتی؟ و آیا مسلمانی را یاری کردی؟ بالاخره دراین روزی که گذشت چه کردی؟ پس باید تمام آنچه را در این روز انجام داده است به یاد آورد، پس اگر کاری نیک از او سر زده است خدا را سپاس گزارد و او را بر این توفیق تکریم و تعظیم نماید، و اگر در میان آنچه انجام داده است، گناهی یا کوتاهی ای یافت، از خدا آمرزش بخواهد و تصمیم بگیرد که دیگر بدان سوی نرود.
    پس انسان باید در آنچه شرط کرده است و در آنچه عهد و پیمان او شمرده می شود به حسابرسی خویش بپردازد و در این راه سستی ننماید؛ و در صورت توفیق شکر گزارد و در صورت کوتاهی جبران نماید. امام خمینی (رحمة الله) درباره این مرحله از روش مراقبه و محاسبه می فرماید:
    محاسبه) عبارت است از اینکه حساب نفس را بکشی در این شرطی که با خدای خود کردی که آیا به جا آوردی و با ولی نعمت خود در این معامله جزئی خیانت نکردی؟ اگر درست وفا کردی، شکر خدای کن در این توفیق و بدان که یک قدم پیش رفتی و مورد نظر الهی شدی؛ و خداوند ان شاء الله تو را راهنمایی می کند و در پیشرفت امور دنیا و آخرت، و کار فردا آسانتر خواهد شد. چندی به این عمل مواظبت کند، امید است ملکه گردد از برای تو به طوری که از برای تو کار خیلی سهل و آسان شود؛ بلکه آن وقت لذت می بری از اطاعت فرمان خدا و از ترک معاصی در همین عالم، با اینکه اینجا عالم جزا نیست، لذت می برد و جزای الهی اثر می کند و تو را ملتذ می نماید.
    و بدان که خدای تبارک و تعالی تکلیف شاق بر تو نکرده و چیزی که از عهده تو خارج است و در خور طاقت تو نیست بر تو تحمیل نفرموده (است)، لکن شیطان و لشکر او کار را بر تو مشکل جلوه می دهند. و اگر خدای نخواسته در وقت محاسبه دیدی سستی و فتوری شده در شرطی که کردی، از خدای تعالی معذرت بخواه و بنا بگذار که فردا مردانه به عمل شرط قیام کنی. به این حال باشی تا خدای تعالی ابواب توفیق و سعادت را بر روی تو باز کند و تو را به صراط مستقیم انسانیت برساند.(333)
    چهارمین اقدام در این روش، معاتبه است؛ یعنی اینکه پس از محاسبه و در صورت مشاهده کوتاهی و معصیت در شرط و عهد و پیمان، انسان در مقام تأدیب نفس خود بر آید و آن را سرزنش و ملامت کند و به نحوی مقتضی تنبیه و تأدیب نماید.(334)
    اگر انسان در این امر کوتاهی ورزد و نسبت بدان واکنشی مناسب نشان ندهد، زمینه گستاخی نفس اماره و تباهی خود را فراهم نماید. امام علی (علیه السلام) در این باره هشدار می دهد و می فرماید:
    من لم یسس نفسه أضاعها.(335)
    هر که نفس خود را سیاست و تأدیب نکند، آن را تباه کرده است.
    طبع آدمی به گونه ای است که اگر به درستی تأدیب و تربیت نشود و در مسیر نادرست خود واگذاشته شود، دیگر اصلاح آن بسیار دشوار و گاهی ناممکن می گردد. امیر مؤمنان (علیه السلام) چنین یاد آور شده است:
    من أهمل نفسه فی لذاتها شقی و بعد.(336)
    هر که نفس خود را در لذتهای آن واگذارد، بدبخت شود و (از درگاه حق) دور گردد.
    بنابراین، روش مراقبه و محاسبه زمانی به بار می نشیند که پس از محاسبه نسبت به آنچه شرط شده است، در صورت کوتاهی و نافرمانی و پیمان شکنی، انسان در مقام اصلاح بر آید، چنانکه امیر مؤمنان بدین امر توجه داده و فرموده است:
    من حاسب نفسه وقف علی عیوبه، و أحاط بذنوبه، و استقال الذنوب، و أصلح العیوب.(337)
    هر که نفس خود را مورد محاسبه قرار دهد، بر عیبهای خویش آگاه شود و از گناهان خود مطلع گردد، و (باید) گناهان خود را بزداید و عیوب خود را اصلاح نماید.
    در این مرحله لازم است انسان به جبران کوتاهی و نافرمانی بپردازد و به تناسب خطا و گناهی که صورت گرفته است، بر اساس روشهایی درست، اصلاحگری نماید تا سیر حرکت تربیتی بسامان شود؛ به بیان امیر مؤمنان (علیه السلام):
    من ذم نفسه أصلحها.(338)
    هر که نفس خود را نکوهش کند، آن را به اصلاح و سامان آورد.
    من أجهد نفسه فی اصلاحها سعد.(339)
    هر که نفس خود را در اصلاح آن معاتبه نماید، نیکبخت شود.
    امضاء

  9. Top | #118

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    14,571
    تشکر
    994
    مورد تشکر
    1,486 در 990
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    چون انسان شب را به روز و روز را به شب می آورد، شبانگاه باید به خویش باز گردد و به خود بگوید: امروزت گذشت و دیگر باز نمی گردد و خداوند از او پرسش خواهد کرد که این روز را چگونه سپری کردی و در آن چه کاری انجام دادی؟ آیا خدا را یاد کردی و آیا سپاس او را به جای آوردی؟ آیا حق برادر مؤمنت را ادا کردی؟ آیا گرفتاری او را رفع نمودی؟ آیا در نبود او از خانواده و فرزندانش نگهداری کردی؟ آیا پس از مرگش بازماندگانش را رسیدگی کردی؟ آیا با گذاشتن آبروی خود دیگران را از بدگویی نسبت به برادر مؤمنت باز داشتی؟ و آیا مسلمانی را یاری کردی؟ بالاخره دراین روزی که گذشت چه کردی؟ پس باید تمام آنچه را در این روز انجام داده است به یاد آورد، پس اگر کاری نیک از او سر زده است خدا را سپاس گزارد و او را بر این توفیق تکریم و تعظیم نماید، و اگر در میان آنچه انجام داده است، گناهی یا کوتاهی ای یافت، از خدا آمرزش بخواهد و تصمیم بگیرد که دیگر بدان سوی نرود.
    پس انسان باید در آنچه شرط کرده است و در آنچه عهد و پیمان او شمرده می شود به حسابرسی خویش بپردازد و در این راه سستی ننماید؛ و در صورت توفیق شکر گزارد و در صورت کوتاهی جبران نماید. امام خمینی (رحمة الله) درباره این مرحله از روش مراقبه و محاسبه می فرماید:
    محاسبه) عبارت است از اینکه حساب نفس را بکشی در این شرطی که با خدای خود کردی که آیا به جا آوردی و با ولی نعمت خود در این معامله جزئی خیانت نکردی؟ اگر درست وفا کردی، شکر خدای کن در این توفیق و بدان که یک قدم پیش رفتی و مورد نظر الهی شدی؛ و خداوند ان شاء الله تو را راهنمایی می کند و در پیشرفت امور دنیا و آخرت، و کار فردا آسانتر خواهد شد. چندی به این عمل مواظبت کند، امید است ملکه گردد از برای تو به طوری که از برای تو کار خیلی سهل و آسان شود؛ بلکه آن وقت لذت می بری از اطاعت فرمان خدا و از ترک معاصی در همین عالم، با اینکه اینجا عالم جزا نیست، لذت می برد و جزای الهی اثر می کند و تو را ملتذ می نماید.
    و بدان که خدای تبارک و تعالی تکلیف شاق بر تو نکرده و چیزی که از عهده تو خارج است و در خور طاقت تو نیست بر تو تحمیل نفرموده (است)، لکن شیطان و لشکر او کار را بر تو مشکل جلوه می دهند. و اگر خدای نخواسته در وقت محاسبه دیدی سستی و فتوری شده در شرطی که کردی، از خدای تعالی معذرت بخواه و بنا بگذار که فردا مردانه به عمل شرط قیام کنی. به این حال باشی تا خدای تعالی ابواب توفیق و سعادت را بر روی تو باز کند و تو را به صراط مستقیم انسانیت برساند.(333)
    چهارمین اقدام در این روش، معاتبه است؛ یعنی اینکه پس از محاسبه و در صورت مشاهده کوتاهی و معصیت در شرط و عهد و پیمان، انسان در مقام تأدیب نفس خود بر آید و آن را سرزنش و ملامت کند و به نحوی مقتضی تنبیه و تأدیب نماید.(334)
    اگر انسان در این امر کوتاهی ورزد و نسبت بدان واکنشی مناسب نشان ندهد، زمینه گستاخی نفس اماره و تباهی خود را فراهم نماید. امام علی (علیه السلام) در این باره هشدار می دهد و می فرماید:
    من لم یسس نفسه أضاعها.(335)
    هر که نفس خود را سیاست و تأدیب نکند، آن را تباه کرده است.
    طبع آدمی به گونه ای است که اگر به درستی تأدیب و تربیت نشود و در مسیر نادرست خود واگذاشته شود، دیگر اصلاح آن بسیار دشوار و گاهی ناممکن می گردد. امیر مؤمنان (علیه السلام) چنین یاد آور شده است:
    من أهمل نفسه فی لذاتها شقی و بعد.(336)
    هر که نفس خود را در لذتهای آن واگذارد، بدبخت شود و (از درگاه حق) دور گردد.
    بنابراین، روش مراقبه و محاسبه زمانی به بار می نشیند که پس از محاسبه نسبت به آنچه شرط شده است، در صورت کوتاهی و نافرمانی و پیمان شکنی، انسان در مقام اصلاح بر آید، چنانکه امیر مؤمنان بدین امر توجه داده و فرموده است:
    من حاسب نفسه وقف علی عیوبه، و أحاط بذنوبه، و استقال الذنوب، و أصلح العیوب.(337)
    هر که نفس خود را مورد محاسبه قرار دهد، بر عیبهای خویش آگاه شود و از گناهان خود مطلع گردد، و (باید) گناهان خود را بزداید و عیوب خود را اصلاح نماید.
    در این مرحله لازم است انسان به جبران کوتاهی و نافرمانی بپردازد و به تناسب خطا و گناهی که صورت گرفته است، بر اساس روشهایی درست، اصلاحگری نماید تا سیر حرکت تربیتی بسامان شود؛ به بیان امیر مؤمنان (علیه السلام):
    من ذم نفسه أصلحها.(338)
    هر که نفس خود را نکوهش کند، آن را به اصلاح و سامان آورد.
    من أجهد نفسه فی اصلاحها سعد.(339)
    هر که نفس خود را در اصلاح آن معاتبه نماید، نیکبخت شود.
    امضاء

صفحه 12 از 12 نخستنخست ... 289101112

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی