صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 31

موضوع: قرآن و تربیت اجتماعی کودک

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    578
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا صاحب الزمان (عج)
    تشکر
    176
    مورد تشکر
    378 در 105
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    حضرت علی علیه السلام می فرماید:
    «ای مردم! همانا آن چیزی که عموم را در خود گرد می آورد و وحدت می بخشد و سرنوشت مشترک به آنها می دهد، خشنودی و خشم است».(1)
    یعنی رضایت و عدم رضایت مردم بر کاری، موجب ساختن سرنوشت آن فرد و جامعه می باشد و در عین حال نشانگر این نکته است که هم فرد و هم جمع دارای اهمیت بوده و دارای اثر بر همدیگر می باشند و این نظری است کاملاً متفاوت با دو دیدگاه فردگرایان و جمع گرایان.
    بر همین اساس نیز نوع تربیت اجتماعی دین اسلام، تفاوت های اساسی و جدی با مکاتب فلسفی و جامعه شناختی دارد. به عبارتی دیگر در تربیت اجتماعی اسلامی هم به سرنوشت، تدبیر و آینده فرد بها داده می شود و هم به تربیت و آینده اجتماعِ بشر.(2)
    این مطلب روشن است که قرآن برای «امت» حیثیت خاص، مسئولیت، هدف، اعمال، مرگ و زندگی قائل است و حتی در رستاخیز نامه اعمال جمعی (در کنار نامه اعمال فردی) ارائه می شود و هر ملتی را با رهبر خویش فرا می خوانند.
    (إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّهً واحِدَهً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ)؛3 «براستی که این (روش پیامبران) آیین شماست، در حالی که آیین یگانه ای است و من پروردگار شما هستم پس [مرا] پرستش کنید».
    (وَ لِکُلِّ أُمَّهٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَهً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ)؛4 «و برای هر امّتی، سرآمد (عمر معیّن) است و هنگامی که سرآمد (عمر) آنان فرا رسد، هیچ ساعتی تأخیر نمی کنند، و پیشی نمی گیرند».
    ص:33
    ________________________________________
    1- (1) نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ص 30.
    2- (2) محمدعلی افخمی اردکانی، مقاله: «تبیین مبانی و اصول تربیت اجتماعی در نهج البلاغه»، مجله تربیت اسلامی، ش 4، 1386 ش، ص 12-15.
    آموزه ها و پیام های آیه
    1. قانون مرگ و زندگی مخصوص افراد نیست بلکه ملت ها و تمدن ها هم مرگ دارند.
    2. مرگ ملت ها عوامل خاص خود را دارد و غالباً عواملی هم چون انحراف از مسیر حق و عدالت، روی آوردن به ستم، غرق شدن در دریای شهوات، فرو رفتن در امواج تجمّل پرستی و تن پروری زمینه مرگ ملت ها را فراهم می سازد؛ چرا که این عوامل سبب نابودی سرمایه های ملت ها و تمدن ها می شود.
    3. این آیه از طرفی هشدار برای ملت های ستم پیشه و مستکبر و طاغوتی است که سرانجام مرگشان فرا می رسد و تمدنشان فنا می شود پس مغرور نشوند؛ از طرف دیگر، بیدار باشی است برای مؤمنان که از امکانات موجود حیات ملت و تمدن خود استفاده ی صحیح کنند و مأیوس نباشند که ملت های مستکبر فناشدنی هستند.(1)
    (وَ لِکُلِّ أُمَّهٍ جَعَلْنا مَنْسَکاً لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللّهِ عَلی ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَهِ الْأَنْعامِ فَإِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ)؛2 «و برای هر امّتی مراسم عبادی قربانی قرار دادیم، تا نام خدا را (به هنگام قربانی) بر دام های زبان بسته که به آنان روزی داده، ببرند، و معبود شما معبودی یگانه است پس فقط تسلیم (فرمان) او شوید، و فروتنان را مژده ده».
    (وَ تَری کُلَّ أُمَّهٍ جاثِیَهً کُلُّ أُمَّهٍ تُدْعی إِلی کِتابِهَا الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ)؛3 «و هر امّتی را به زانو نشسته می بینی، هر امتی به سوی نامه (اعمال) ش فراخوانده می شود (و به آنها گفته می شود:) امروز آنچه را همواره انجام می دادید جزا داده می شوید».
    (یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولئِکَ یَقْرَؤُنَ کِتابَهُمْ وَ لا یُظْلَمُونَ فَتِیلاً)؛4 «(یاد کن) روزی را که هر (گروهی از) مردم را با پیشوایشان فرا می خوانیم و هر کس نامه (عمل) ش به دست راستش داده شود، پس آنان نامه (اعمال) شان را (با شادی) می خوانند و کم ترین ستمی نخواهند شد».
    ص:34
    ________________________________________
    1- (1) محمدعلی رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج 7، ص 83 و 84.
    آموزه ها و پیام های آیه
    1. مقصود از «امام» معنای وسیع آن است که شامل پیامبران، امامان، کتاب های آسمانی، دانشمندان و همه ی پیشوایان حق و باطل می شود.
    و از این روست که برخی احادیث اهل بیت علیهم السلام این آیه را اشاره به رهبری پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامت حضرت علی و ائمه بعدی دانسته اند.(1)
    محمد بن یعقوب: عن محمد بن یحیی، عن أحمد بن محمد بن عیسی، عن الحسن بن محبوب، عن عبد الله بن غالب، عن جابر، عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: قال: «لما نزلت هذه الآیه یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ قال المسلمون: یا رسول الله، ألست إمام الناس کلهم أجمعین؟ - قال - فقال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: أنا رسول الله إلی الناس أجمعین، و لکن سیکون من بعدی أئمه علی الناس من الله من أهل بیتی، یقومون فی الناس فیکذبون، و یظلمهم أئمه الکفر و الضلال و أشیاعهم، فمن والاهم و اتبعهم و صدقهم فهو منی و معی و سیلقانی، ألا و من ظلمهم و کذبهم فلیس منی و لا معی، و أنا منه بریء».(2)
    البته این گونه احادیث مصداق های «امام» را بیان کرده اند، ولی همان طور که در برخی احادیث اشاره شده، مفهوم آیه وسیع است و شامل همه ی امامان حق و باطل و حتی کتاب های آسمانی و سنت پیامبران می شود.
    2. در این آیه به نقش مهم رهبری در دنیا و بازتاب آن در آخرت اشاره شده است؛ یعنی پیوند رهبری و امامت با پیروان آنان چنان محکم است که در جهان دیگر نیز این پیوند منعکس می شود و مردم به نام امامان و رهبران خویش خوانده می شوند و به دنبال رهبر خود راهی بهشت یا دوزخ می گردند.
    3. وجود امام در هر عصری و برای هر مردمی لازم است؛ زیرا اگر در رستاخیز همه ی مردم با امام خویش فراخوانده می شوند لازم است که هر ملتی در هر عصری امامی داشته باشد که از او پیروی کند.
    ص:35
    ________________________________________
    1- (1) تفسیر قرآن مهر، ج 12، ص 126 و 127.
    2- (2) هاشم بحرانی، البرهان فی التفسیر القرآن، ج 3، ص 551؛ محمد بن اسحاق کلینی، الکافی، ج 1، ص 215؛ محمد بن مسعود عیاشی، کتاب التفسیر، ج 2، ص 304.
    4. مقصود از «اعمی» در این آیه، کوریِ چشمِ سر نیست، بلکه نابینایی خرد انسان و نداشتن بصیرت و کوردلی است.
    یعنی کسی که پرده های جهل، غرور، تعصّب، لجاجت و شهوت بر چشم دل و عقل او پرده افکنده است، توان دیدن حقایق را ندارد و نشانه های خدا را در طبیعت درون فطرت خود نمی بیند و از واقعیت های تاریخ بشریت عبرت نمی آموزد.
    آری؛ چه بسیارند افرادی که چشم سر دارند اما کوردل هستند و چه بسیارند افرادی که چشم سر ندارند ولی روشن دل هستند و حقایق هستی را درک می کنند.(1)
    چهارم: «کودک»
    مفهوم شناسی
    انسان بعد از به دنیا آمدن ابتدا در دوران شیر خوارگی قرار دارد که یک مرحله ی بیولوژیک است و تنها در این دوره رشد جسمی کودک اهمیت ویژه ای پیدا می کند، سپس باید دورانی را بگذراند که به آن دوران طفولیت می گویند، و بعد از آن دوران کودکی شروع می شود که این دوره فرآیندی اجتماعی و تابع شرایط فرهنگی هر اجتماع خاص است، اینکه چگونه به کودکان نگاه می شود و کودک از نظر فرهنگی - اجتماعی چه معنایی دارد، و یا آنکه اساساً کودکی و فرهنگ کودکان وجود دارد و یا خیر، و همینطور چگونگی فرهنگ پذیری کودکان، همه مسائلی است که در ارتباط میان فرهنگ و انسان شناسی، اجتماع و جامعه شناسی مورد بررسی قرار می گیرد. فرهنگ های مختلف بر سر فراهم ساختن زمینه های رشد فهم و شعور انسان، در طی دوران رشد و گذر از مرحله کودکی به دوران جوانی با یکدیگر متفاوت می باشند. فرهنگ هایی شرایط رشد فردی را فراهم می کنند اما در برخی از فرهنگ ها مانع رشد قدرت درک و فهم انسانی هستند.
    دوران کودکی می تواند به عنوان یک دوره زندگی که در طول آن یک موجود انسانی به عنوان یک کودک و همراه با خصوصیات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن دوره تعریف شود.(2)
    ص:36
    ________________________________________
    1- (1) تفسیر قرآن مهر، ج 12، ص 127.
    2- (2) ناهید عبدلی، انسان شناسی دوران کودکی، سایت انسان شناسی و فرهنگ، 1389 ش.
    کودک از دیدگاه قرآن
    آغاز دوره کودکی، از دیدگاه قرآن (حج/ 5 و مؤمنون/ 14) زمان انعقاد نطفه است. قرآن کریم در سوره های (نور/ 59؛ کهف/ 82؛ حج/ 5؛ نساء/ 6؛ انعام/ 152؛ یوسف/ 22؛ اسراء/ 24؛ احقاف/ 15؛ نمل/ 66) به سه معیار پایان کودکی اشاره دارد که عبارتند از: بلوغ الحلم، بلوغ النکاح، بلوغ أشد. با توجه به این معیارها می توان گفت که قرآن کریم سن مشخصی را به عنوان سن بلوغ ذکر نکرده، اما در امر بلوغ هم به رشد جسمی و هم به رشد روحی و عقلانی توجه داشته و مسأله بلوغ در قرآن با تعبیرات گوناگونی آمده است. علما و فقهای اسلامی، دوره های مرتبط با کودکی را به سه دوره تقسیم کرده اند: از ولادت تا هفت سالگی، از هفت سالگی تا ظهور بلوغ، از سن بلوغ به بعد.(1) رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در این رابطه، هفت سال اول را «سیادت کودک» هفت سال دوم را، «تعلیم پذیری، اطاعت و فرمان برداری» و هفت سال سوم را دوران «نظرخواهی و مشورت» می دانند.(2)
    روان شناسان نیز دوره های تربیت را شامل دوره اول کودکی از تولد تا 6 سالگی و دوره دوم کودکی از 6 سالگی تا 12 سالگی و دوره نوجوانی از 12 تا 18 سالگی می دانند.
    در این پژوهش، منظور از کودک، دوره ی اول و دوره ی دوم کودکی، از تولد تا 14 سالگی را شامل می شود. این سنین از نظر تقسیم بندی اسلامی، دوره سیادت و بخشی از دوره تعلیم پذیری و از نظر روان شناسان دوره اول و دوم کودکی را در بر می گیرد.(3)
    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #22

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    578
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا صاحب الزمان (عج)
    تشکر
    176
    مورد تشکر
    378 در 105
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آموزه ها و پیام های آیه

    1. قانون مرگ و زندگی مخصوص افراد نیست بلکه ملت ها و تمدن ها هم مرگ دارند.
    2. مرگ ملت ها عوامل خاص خود را دارد و غالباً عواملی هم چون انحراف از مسیر حق و عدالت، روی آوردن به ستم، غرق شدن در دریای شهوات، فرو رفتن در امواج تجمّل پرستی و تن پروری زمینه مرگ ملت ها را فراهم می سازد؛ چرا که این عوامل سبب نابودی سرمایه های ملت ها و تمدن ها می شود.
    3. این آیه از طرفی هشدار برای ملت های ستم پیشه و مستکبر و طاغوتی است که سرانجام مرگشان فرا می رسد و تمدنشان فنا می شود پس مغرور نشوند؛ از طرف دیگر، بیدار باشی است برای مؤمنان که از امکانات موجود حیات ملت و تمدن خود استفاده ی صحیح کنند و مأیوس نباشند که ملت های مستکبر فناشدنی هستند.(1)
    (وَ لِکُلِّ أُمَّهٍ جَعَلْنا مَنْسَکاً لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللّهِ عَلی ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَهِ الْأَنْعامِ فَإِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ)؛2 «و برای هر امّتی مراسم عبادی قربانی قرار دادیم، تا نام خدا را (به هنگام قربانی) بر دام های زبان بسته که به آنان روزی داده، ببرند، و معبود شما معبودی یگانه است پس فقط تسلیم (فرمان) او شوید، و فروتنان را مژده ده».
    (وَ تَری کُلَّ أُمَّهٍ جاثِیَهً کُلُّ أُمَّهٍ تُدْعی إِلی کِتابِهَا الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ)؛3 «و هر امّتی را به زانو نشسته می بینی، هر امتی به سوی نامه (اعمال) ش فراخوانده می شود (و به آنها گفته می شود:) امروز آنچه را همواره انجام می دادید جزا داده می شوید».
    (یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولئِکَ یَقْرَؤُنَ کِتابَهُمْ وَ لا یُظْلَمُونَ فَتِیلاً)؛4 «(یاد کن) روزی را که هر (گروهی از) مردم را با پیشوایشان فرا می خوانیم و هر کس نامه (عمل) ش به دست راستش داده شود، پس آنان نامه (اعمال) شان را (با شادی) می خوانند و کم ترین ستمی نخواهند شد».
    ص:34
    ________________________________________
    1- (1) محمدعلی رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ج 7، ص 83 و 84.
    آموزه ها و پیام های آیه
    1. مقصود از «امام» معنای وسیع آن است که شامل پیامبران، امامان، کتاب های آسمانی، دانشمندان و همه ی پیشوایان حق و باطل می شود.
    و از این روست که برخی احادیث اهل بیت علیهم السلام این آیه را اشاره به رهبری پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامت حضرت علی و ائمه بعدی دانسته اند.(1)
    محمد بن یعقوب: عن محمد بن یحیی، عن أحمد بن محمد بن عیسی، عن الحسن بن محبوب، عن عبد الله بن غالب، عن جابر، عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: قال: «لما نزلت هذه الآیه یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ قال المسلمون: یا رسول الله، ألست إمام الناس کلهم أجمعین؟ - قال - فقال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: أنا رسول الله إلی الناس أجمعین، و لکن سیکون من بعدی أئمه علی الناس من الله من أهل بیتی، یقومون فی الناس فیکذبون، و یظلمهم أئمه الکفر و الضلال و أشیاعهم، فمن والاهم و اتبعهم و صدقهم فهو منی و معی و سیلقانی، ألا و من ظلمهم و کذبهم فلیس منی و لا معی، و أنا منه بریء».(2)
    امضاء


  4. Top | #23

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    578
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا صاحب الزمان (عج)
    تشکر
    176
    مورد تشکر
    378 در 105
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    البته این گونه احادیث مصداق های «امام» را بیان کرده اند، ولی همان طور که در برخی احادیث اشاره شده، مفهوم آیه وسیع است و شامل همه ی امامان حق و باطل و حتی کتاب های آسمانی و سنت پیامبران می شود.
    2. در این آیه به نقش مهم رهبری در دنیا و بازتاب آن در آخرت اشاره شده است؛ یعنی پیوند رهبری و امامت با پیروان آنان چنان محکم است که در جهان دیگر نیز این پیوند منعکس می شود و مردم به نام امامان و رهبران خویش خوانده می شوند و به دنبال رهبر خود راهی بهشت یا دوزخ می گردند.
    3. وجود امام در هر عصری و برای هر مردمی لازم است؛ زیرا اگر در رستاخیز همه ی مردم با امام خویش فراخوانده می شوند لازم است که هر ملتی در هر عصری امامی داشته باشد که از او پیروی کند.
    ص:35
    ________________________________________
    1- (1) تفسیر قرآن مهر، ج 12، ص 126 و 127.
    2- (2) هاشم بحرانی، البرهان فی التفسیر القرآن، ج 3، ص 551؛ محمد بن اسحاق کلینی، الکافی، ج 1، ص 215؛ محمد بن مسعود عیاشی، کتاب التفسیر، ج 2، ص 304.
    4. مقصود از «اعمی» در این آیه، کوریِ چشمِ سر نیست، بلکه نابینایی خرد انسان و نداشتن بصیرت و کوردلی است.
    یعنی کسی که پرده های جهل، غرور، تعصّب، لجاجت و شهوت بر چشم دل و عقل او پرده افکنده است، توان دیدن حقایق را ندارد و نشانه های خدا را در طبیعت درون فطرت خود نمی بیند و از واقعیت های تاریخ بشریت عبرت نمی آموزد.
    آری؛ چه بسیارند افرادی که چشم سر دارند اما کوردل هستند و چه بسیارند افرادی که چشم سر ندارند ولی روشن دل هستند و حقایق هستی را درک می کنند.(1)
    چهارم: «کودک»
    مفهوم شناسی
    انسان بعد از به دنیا آمدن ابتدا در دوران شیر خوارگی قرار دارد که یک مرحله ی بیولوژیک است و تنها در این دوره رشد جسمی کودک اهمیت ویژه ای پیدا می کند، سپس باید دورانی را بگذراند که به آن دوران طفولیت می گویند، و بعد از آن دوران کودکی شروع می شود که این دوره فرآیندی اجتماعی و تابع شرایط فرهنگی هر اجتماع خاص است، اینکه چگونه به کودکان نگاه می شود و کودک از نظر فرهنگی - اجتماعی چه معنایی دارد، و یا آنکه اساساً کودکی و فرهنگ کودکان وجود دارد و یا خیر، و همینطور چگونگی فرهنگ پذیری کودکان، همه مسائلی است که در ارتباط میان فرهنگ و انسان شناسی، اجتماع و جامعه شناسی مورد بررسی قرار می گیرد. فرهنگ های مختلف بر سر فراهم ساختن زمینه های رشد فهم و شعور انسان، در طی دوران رشد و گذر از مرحله کودکی به دوران جوانی با یکدیگر متفاوت می باشند. فرهنگ هایی شرایط رشد فردی را فراهم می کنند اما در برخی از فرهنگ ها مانع رشد قدرت درک و فهم انسانی هستند.
    دوران کودکی می تواند به عنوان یک دوره زندگی که در طول آن یک موجود انسانی به عنوان یک کودک و همراه با خصوصیات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن دوره تعریف شود.(2)
    ص:36
    ________________________________________
    1- (1) تفسیر قرآن مهر، ج 12، ص 127.
    2- (2) ناهید عبدلی، انسان شناسی دوران کودکی، سایت انسان شناسی و فرهنگ، 1389 ش.
    کودک از دیدگاه قرآن
    آغاز دوره کودکی، از دیدگاه قرآن (حج/ 5 و مؤمنون/ 14) زمان انعقاد نطفه است. قرآن کریم در سوره های (نور/ 59؛ کهف/ 82؛ حج/ 5؛ نساء/ 6؛ انعام/ 152؛ یوسف/ 22؛ اسراء/ 24؛ احقاف/ 15؛ نمل/ 66) به سه معیار پایان کودکی اشاره دارد که عبارتند از: بلوغ الحلم، بلوغ النکاح، بلوغ أشد. با توجه به این معیارها می توان گفت که قرآن کریم سن مشخصی را به عنوان سن بلوغ ذکر نکرده، اما در امر بلوغ هم به رشد جسمی و هم به رشد روحی و عقلانی توجه داشته و مسأله بلوغ در قرآن با تعبیرات گوناگونی آمده است. علما و فقهای اسلامی، دوره های مرتبط با کودکی را به سه دوره تقسیم کرده اند: از ولادت تا هفت سالگی، از هفت سالگی تا ظهور بلوغ، از سن بلوغ به بعد.(1) رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در این رابطه، هفت سال اول را «سیادت کودک» هفت سال دوم را، «تعلیم پذیری، اطاعت و فرمان برداری» و هفت سال سوم را دوران «نظرخواهی و مشورت» می دانند.(2)
    روان شناسان نیز دوره های تربیت را شامل دوره اول کودکی از تولد تا 6 سالگی و دوره دوم کودکی از 6 سالگی تا 12 سالگی و دوره نوجوانی از 12 تا 18 سالگی می دانند.
    در این پژوهش، منظور از کودک، دوره ی اول و دوره ی دوم کودکی، از تولد تا 14 سالگی را شامل می شود. این سنین از نظر تقسیم بندی اسلامی، دوره سیادت و بخشی از دوره تعلیم پذیری و از نظر روان شناسان دوره اول و دوم کودکی را در بر می گیرد.(3)
    امضاء


  5. Top | #24

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    578
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا صاحب الزمان (عج)
    تشکر
    176
    مورد تشکر
    378 در 105
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    پنجم: «ابعاد تربیت»
    مفهوم شناسی
    مفهوم «ابعاد تربیت» عبارتست از: «همان استعدادها و حوزه های قابل پرورش انسان است که بر اساس ابعاد وجود انسان (جسم و روح) و استعدادهای قابل پرورش او (عقل، قوای جنسی، عاطفه و...) شکل می گیرد.
    ص:37
    ________________________________________
    1- (1) محمد موسوی بجنوردی، مجموعه مقالات فقهی، حقوقی، اجتماعی.
    2- (2) محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج 21، ص 477.
    3- (3) مسعود حیدری و فاطمه رمضانی، روش های تربیت اجتماعی کودک بر اساس قرآن و نهج البلاغه.
    یکی از مباحث مهم در تربیت، ابعاد و ساحت های آن است. قرآن کریم به همه ابعاد وجود انسان و ساحت های تربیت توجه کرده است. این ابعاد مورد توجه دانشمندان و پژوهشگران حوزه قرآن و تربیت قرار گرفته و هر کس به برخی از ابعاد تربیت اشاره کرده است.
    پیشینه
    در این مورد کتاب ها، پایان نامه ها و مقالات متعددی نگارش یافته است که بیشتر از نگاه اسلامی پرداخته اند یا یک بعد از ابعاد تربیت را اشاره کرده اند، از جمله:
    1 - جوانب التربیه الاسلامیه الاساسیه، مقداد یالجن، بیروت، دارالریعانی، 1406 ق.
    این کتاب اولاً مخصوص ابعاد تربیت در قرآن نیست ثانیاً جامع نیست و همه ابعاد تربیتی را بیان نکرده است. هر چند که ممکن است برخی ابعاد مطرح نشده مثل بعد هنری و شغلی ذیل همین ابعاد گنجانده شود.
    2 - اسلام و تعلیم و تربیت، دکتر سید محمد باقر حجتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1370 ش.
    3 - تربیت عقلانی، محسن ایمانی و....
    4 - تعلیم و تربیت در اسلام، مرتضی مطهری، تهران،.....
    5 - التربیه العقلیه والتربیه الروحیه والتربیه الخلقیه، علی عبدالحلیم محمود، قاهره.
    6 - التربیه الخلقیه، محمد سعید بیض و...
    تقسیمات ابعاد تربیت
    در این باب دیدگاه ها و تقسیمات متعددی ارایه شده است، به صورتی که از 4 بعد تا 15 بعد اشاره شده است. (از جمله: تربیت های جسمی، عقلی، علمی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، نظامی، شغلی و حرفه ای، اخلاقی، معنوی، دینی، روحی، نوآوری و ابتکار، هنری).
    از جمله دیدگاه ها
    1 - دیدگاه سه بعد تربیتی: در برخی کتاب های تربیتی به سه بعد تربیت روحی، عقلی، جسمی پرداخته که شاید بر اساس سه بعد اساسی انسان است، از جمله آقای محمد قطب در کتاب منهج التربیه الاسلامیه همین تقسیم سه گانه را آورده است.
    ص:38
    2 - دیدگاه پنج بعد تربیتی:
    الف) بعد زیستی (زیست شناختی) پیش از تولد و جنینی یعنی تولید نطفه و رشد و نمو آن.
    ب) بعد تنکار شناختی (بعد فیزیولوژیک) پیش از تولد در دوران جنینی، یعنی پیدایش اعضای بدن.
    ج) بعد روان شناختی بعد از تولد و شامل جنبه های شناختی، حرکتی، عاطفی
    د) بعد جامعه شناختی همه خصایص اجتماعی فرد
    ه -) بعد بوم شناختی کیفیت ارتباط فرد با طبیعت و محیط زیست.(1)
    3 - دیدگاه شش بعد تربیتی: مقداد یا لجن به شش بعد تربیتی در اسلام اشاره کرده: 1 - جسمی، 2 - عقلی و علمی؛ 3 - اعتقادی؛ 4 - روحی؛ 5 - اخلاقی و اجتماعی؛ 6 - نوآوری و ابتکار.
    4 - دیدگاه هفت بعد تربیتی: شهید مطهری رحمه الله تربیت را به معنای پرورش استعدادهای انسان که دارای جسم و روح است معرفی می کند. سپس به پرورش جسمانی در اسلام پرداخته و آن را توضیح می دهد و در مورد پرورش روحی به سخنان روان شناسانی مثل یونگ اشاره دارد که روح بشر دارای 4 بعد است: عقلی، اخلاقی، دینی، هنری و ذوقی و بعد پنجم، خلاقیت را هم ایشان اضافه می کنند.
    با توجه به این مطالب، می توان ابعاد تربیت را به شش بعد اساسی تقسیم کرد که برخی ابعاد دیگر زیر مجموعه های آن هستند:
    1 - تربیت جسمی (شامل تربیت بدنی، جنسی و...)
    2 - تربیت عقلی (شامل تربیت علمی نیز می شود)
    3 - تربیت اجتماعی (شامل تربیت سیاسی، اقتصادی، نظامی، مدیریتی، شغلی و حرفه ای، آداب اجتماعی و...)
    4 - تربیت معنوی (شامل تربیت روحی، عبادی، اعتقادی، دینی و...)
    5 - تربیت هنری (شامل نوآوری، خلاقیت و ابتکار و...)
    ص:39
    ________________________________________
    1- (1) علی اکبر شعاری، نظریه های رشد در روان شناسی رشد و تکامل انسان، ص 26 و 27 (با تلخیص).
    6 - تربیت عاطفی (شامل تربیت روانی و بخشی از مبادی اخلاق)
    7 - تربیت اخلاقی (شامل تربیت فردی اخلاقی و اجتماعی و نیز اخلاق حرفه ای و کاربردی...)
    در مورد هر یک از ابعاد تربیت می توان مباحث ذیل را مطرح کرد: 1 - کلیات؛ 2 - مبانی؛ 3 - اهداف؛ 4 - اصول؛ 5 - عوامل؛ 6 - موانع و آسیب ها؛ 7 - روش ها؛ 8 - مراحل؛ 9 - حوزه ها.
    به علت گستردگی مباحث ابعاد تربیت و نبودن مجال مطرح کردن آن ها، فقط به صورت خلاصه به یک بعد از آن، که موضوع نوشتار ماست می پردازیم.
    تربیت اجتماعی در قرآن
    اشاره
    قرآن در آیات زیادی به تربیت اجتماعی در حوزه های مختلف پرداخته است، از جمله:
    الف) تنظیم روابط و مقررات اجتماعی
    انسان در زندگی اجتماعی نیازمند مقرراتی است تا مرزها را مشخص کند و از تنش ها و برخوردها جلوگیری شود. قرآن کریم با وضع قوانین عام و خاص و پیش بینی نظارت عام و خاص بر اجرای آنها به این مطلب توجه کرده است.
    1 - وحدت و رفع اختلاف
    قرآن کریم از طرفی به روابط اجتماعی اهمیت می دهد و توصیه می کند و مؤمنان را با هم برادر می خواند:
    (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ)؛1 «ای کسانی که ایمان آورده اید! شکیبا باشید و [در برابر دشمنان] شکیبایی ورزید و نگهبان مرزها باشید، و [خودتان را] از [عذاب] خدا حفظ کنید، باشد که شما رستگار شوید».
    (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ)؛2 «مؤمنان فقط برادران یکدیگرند پس میان دو برادرتان (هنگامی که اختلاف کردند) صلح برقرار کنید و [خودتان را] از [عذاب] خدا حفظ کنید، باشد که شما (مشمول) رحمت شوید».
    ص:40
    و از طرفی مؤمنان را به وحدت و رفع اختلاف و تفرقه و اصلاح دعوت می کند:
    (وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ)؛1 «و همگی به ریسمان خدا، تمسّک جویید، و پراکنده نشوید و نعمتِ خدا را بر خودتان، به یاد آرید، آنگاه که دشمنان (یکدیگر) بودید، و [او] میان دل های شما، الفت انداخت، پس به (برکتِ) نعمت او، برادران (همدیگر) شدید. و شما بر کنار حفره ای از آتش بودید، و شما را از آن نجات داد اینگونه، خدا نشانه هایش را برای شما روشن بیان می کند تا شاید شما راهنمایی شوید».
    (وَ أَطِیعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرِینَ)؛2 «و از خدا و فرستاده اش اطاعت کنید و با همدیگر کشمکش مَکنید که سست می شوید، و مهابت شما از بین می رود! و شکیبایی کنید [چرا] که خدا با شکیبایان است».
    2 - مقررات مربوط به نگارش بدهی و طلب
    با بزرگ ترین آیه قرآن در این مورد مسلمانان را به مقررات کتابت دیون و کیفیت و کمیت شاهد گرفتن تربیت می کند:
    (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا تَدایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی فَاکْتُبُوهُ وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لا یَأْبَ کاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَما عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْیَکْتُبْ وَ لْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَ لْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَ لا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئاً فَإِنْ کانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهاً أَوْ ضَعِیفاً أَوْ لا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْری وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغِیراً أَوْ کَبِیراً إِلی أَجَلِهِ ذلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَهِ وَ أَدْنی أَلاّ تَرْتابُوا إِلاّ أَنْ تَکُونَ تِجارَهً حاضِرَهً تُدِیرُونَها بَیْنَکُمْ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَلاّ تَکْتُبُوها وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبایَعْتُمْ وَ لا یُضَارَّ کاتِبٌ وَ لا شَهِیدٌ وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللّهُ وَ اللّهُ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عَلِیمٌ)؛3 «ای کسانی که
    ص:41
    ایمان آورده اید، هنگامی که (بخاطر وام یا داد و ستد) بدهی ای را تا سرآمدِ معین به یکدیگر بدهکار شدید، پس آن را بنویسید. و باید نویسنده ای بر اساس عدالت، (سند را) در میانِ شما بنویسد. و هیچ نویسنده ای، نباید از نوشتن خودداری کند، همان گونه که خدا آموزشش داده است، پس باید بنویسد. و کسی که حقّ بر عهده اوست، باید دیکته کند و از (عذاب) خدا که پروردگار اوست خود را حفظ کند و هیچ چیزی از آن (حقّ) را نکاهد. و اگر کسی که حقّ بر عهده اوست، سبک سر یا (از نظر عقل) کم توان باشد، یا (بخاطر گنگ بودن،) نمی تواند که خود دیکته کند، پس باید سرپرستش (به جای او،) بر اساس عدالت، دیکته کند و دو شاهد از میان مردان (مسلمان) تان به گواهی طلبید و اگر دو مرد نبودند، پس یک مَرد و دو زن، از شاهدانی که مورد رضایت شما هستند، [به گواهی بگیرید] تا [اگر] یکی از آن دو [زن] فراموش کرد، پس یکی از آن دو، دیگری را یاد آوری کند. و شاهدان به هنگامی که آنها (برای گواهی) دعوت می شوند، نباید خودداری نمایند. و از نوشتن (بدهیِ خود)، تا سرآمدش [چه] کوچک یا بزرگ، ملول نشوید. این نزد خدا دادگرانه تر، و برای گواهی، استوارتر و به تردید نکردن، نزدیک تر است مگر اینکه داد و ستد نقدی باشد که آن را در میان خود، [دست به دست] می گردانید. پس هیچ گناهی بر شما نیست که آن [داد و ستد نقدی] را ننویسید. و [لی] هنگامی که معامله (نقدی) می کنید، شاهد بگیرید. و هیچ نویسنده و شاهدی، نباید زیان ببیند. و اگر [چنین] کنید، پس در حقیقت این از نافرمانی شماست. و [خودتان را] از [عذاب] خدا حفظ کنید. و خدا به شما آموزش می دهد و خدا به هر چیزی داناس».
    3 - نظارت عمومی و خصوصی امر به معروف و نهی از منکر
    قرآن دستور می دهد که گروهی خاص برای این امر تشکیل شود و علاوه بر وظیفه فردی، وظیفه اجتماعی خویش را انجام دهند:
    (وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)؛1 «و باید از میان شما، گروهی (مردم را) به سوی نیکی دعوت کنند، و به [کار] پسندیده فرمان دهند و از [کار] ناپسند منع کنند. و تنها آنان رستگارند».
    ص:42
    4 - رعایت آداب مهمانی
    قرآن به گروهی که به خانه پیامبر برای مهمانی می روند، می آموزد که موجب آزار صاحبخانه نشوند و بعد از طرف غذا متفرق شوند:
    (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاّ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ إِلی طَعامٍ غَیْرَ ناظِرِینَ إِناهُ وَ لکِنْ إِذا دُعِیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَ لا مُسْتَأْنِسِینَ لِحَدِیثٍ إِنَّ ذلِکُمْ کانَ یُؤْذِی النَّبِیَّ فَیَسْتَحْیِی مِنْکُمْ وَ اللّهُ لا یَسْتَحْیِی مِنَ الْحَقِّ وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ ما کانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللّهِ وَ لا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِکُمْ کانَ عِنْدَ اللّهِ عَظِیماً)؛1 «ای کسانی که ایمان آورده اید! به خانه های پیامبر داخل نشوید مگر اینکه به شما برای [صرف] غذا رخصت داده شود، در حالی که منتظر رسیدن آن (غذا) نیستید و لیکن هنگامی که فراخوانده شدید، پس داخل شوید و هنگامی که غذا خوردید پس پراکنده شوید و با سخن گفتن مأنوس نشوید [چرا] که این (کار)، پیامبر را می آزارد و از شما شرم می کند و [لی] خدا از (بیان) حق شرم نمی کند. و هنگامی که وسیله ای از آنان (همسران پیامبر) خواستید، از پشت مانعی بخواهید این (کار) برای دل های شما و دل های آنان پاک تر است. و برای شما (جایز) نیست که فرستاده خدا را آزار دهید و نه هرگز همسرانش را بعد از او به همسری (خود) درآورید که این (کار) نزد خدا بزرگ است».
    5 - آداب گفتگوی زنان با مردان نامحرم
    قرآن با خطاب زنان پیامبر و آموزش آنها در این مورد، تمام زنان امت را تربیت کرده تا زمینه انحرافات اجتماعی پیدا نشود:
    (وَ مَنْ یَقْنُتْ مِنْکُنَّ لِلّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَیْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً کَرِیماً)؛2 «و هر کس از شما برای خدا و فرستاده اش با فروتنی فرمانبرداری کند، و [کار] شایسته ای انجام دهد، پاداشش را دو بار به او خواهیم داد و روزی ارجمندی برای او آماده کرده ایم».
    ص:43
    6 - رعایت پوشش و حجاب
    قرآن برای امنیت اجتماعی و در نتیجه آرامش روانی دستور حجاب می دهد.
    (یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللّهُ غَفُوراً رَحِیماً)؛1 «ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمنان بگو:» از پوشش های بلند (چادر مانند) شان به خودشان نزدیک کنند، این [کار] برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند نزدیک تر است و خدا بسیار آمرزنده مهرورز است».
    7 - کنترل نگاه زن و مرد
    این مورد نوعی تربیت جنسی است در عین حالیکه بخشی از تربیت اجتماعی به شمار می آید:
    (قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکی لَهُمْ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ)؛2 «(ای پیامبر) به مردان مؤمن بگو:» چشم هایشان را (از نگاه حرام) فرو کاهند، و دامانشان را (در امور جنسی) حفظ کنند. «که این برای آنان [پاک کننده تر و] رشد آورتر است [چرا] که خدا به آنچه با زیرکی انجام می دهند آگاه است».
    8 - حدود و دیات
    برای تأدیب خطاکاران و عبرت آموزی دیگران و جلوگیری از تکرار مفاسد اجتماعی است.
    امضاء


  6. Top | #25

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    578
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا صاحب الزمان (عج)
    تشکر
    176
    مورد تشکر
    378 در 105
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پیشینه
    در این مورد کتاب ها، پایان نامه ها و مقالات متعددی نگارش یافته است که بیشتر از نگاه اسلامی پرداخته اند یا یک بعد از ابعاد تربیت را اشاره کرده اند، از جمله:
    1 - جوانب التربیه الاسلامیه الاساسیه، مقداد یالجن، بیروت، دارالریعانی، 1406 ق.
    این کتاب اولاً مخصوص ابعاد تربیت در قرآن نیست ثانیاً جامع نیست و همه ابعاد تربیتی را بیان نکرده است. هر چند که ممکن است برخی ابعاد مطرح نشده مثل بعد هنری و شغلی ذیل همین ابعاد گنجانده شود.
    2 - اسلام و تعلیم و تربیت، دکتر سید محمد باقر حجتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1370 ش.
    3 - تربیت عقلانی، محسن ایمانی و....
    4 - تعلیم و تربیت در اسلام، مرتضی مطهری، تهران،.....
    5 - التربیه العقلیه والتربیه الروحیه والتربیه الخلقیه، علی عبدالحلیم محمود، قاهره.
    6 - التربیه الخلقیه، محمد سعید بیض و...
    تقسیمات ابعاد تربیت
    در این باب دیدگاه ها و تقسیمات متعددی ارایه شده است، به صورتی که از 4 بعد تا 15 بعد اشاره شده است. (از جمله: تربیت های جسمی، عقلی، علمی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، نظامی، شغلی و حرفه ای، اخلاقی، معنوی، دینی، روحی، نوآوری و ابتکار، هنری).

    امضاء


  7. Top | #26

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    578
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا صاحب الزمان (عج)
    تشکر
    176
    مورد تشکر
    378 در 105
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    از جمله دیدگاه ها
    1 - دیدگاه سه بعد تربیتی: در برخی کتاب های تربیتی به سه بعد تربیت روحی، عقلی، جسمی پرداخته که شاید بر اساس سه بعد اساسی انسان است، از جمله آقای محمد قطب در کتاب منهج التربیه الاسلامیه همین تقسیم سه گانه را آورده است.
    ص:38
    2 - دیدگاه پنج بعد تربیتی:
    الف) بعد زیستی (زیست شناختی) پیش از تولد و جنینی یعنی تولید نطفه و رشد و نمو آن.
    ب) بعد تنکار شناختی (بعد فیزیولوژیک) پیش از تولد در دوران جنینی، یعنی پیدایش اعضای بدن.
    ج) بعد روان شناختی بعد از تولد و شامل جنبه های شناختی، حرکتی، عاطفی
    د) بعد جامعه شناختی همه خصایص اجتماعی فرد
    ه -) بعد بوم شناختی کیفیت ارتباط فرد با طبیعت و محیط زیست.(1)
    3 - دیدگاه شش بعد تربیتی: مقداد یا لجن به شش بعد تربیتی در اسلام اشاره کرده: 1 - جسمی، 2 - عقلی و علمی؛ 3 - اعتقادی؛ 4 - روحی؛ 5 - اخلاقی و اجتماعی؛ 6 - نوآوری و ابتکار.
    4 - دیدگاه هفت بعد تربیتی: شهید مطهری رحمه الله تربیت را به معنای پرورش استعدادهای انسان که دارای جسم و روح است معرفی می کند. سپس به پرورش جسمانی در اسلام پرداخته و آن را توضیح می دهد و در مورد پرورش روحی به سخنان روان شناسانی مثل یونگ اشاره دارد که روح بشر دارای 4 بعد است: عقلی، اخلاقی، دینی، هنری و ذوقی و بعد پنجم، خلاقیت را هم ایشان اضافه می کنند.
    با توجه به این مطالب، می توان ابعاد تربیت را به شش بعد اساسی تقسیم کرد که برخی ابعاد دیگر زیر مجموعه های آن هستند:
    1 - تربیت جسمی (شامل تربیت بدنی، جنسی و...)
    2 - تربیت عقلی (شامل تربیت علمی نیز می شود)
    3 - تربیت اجتماعی (شامل تربیت سیاسی، اقتصادی، نظامی، مدیریتی، شغلی و حرفه ای، آداب اجتماعی و...)
    4 - تربیت معنوی (شامل تربیت روحی، عبادی، اعتقادی، دینی و...)
    5 - تربیت هنری (شامل نوآوری، خلاقیت و ابتکار و...)
    ص:39
    ________________________________________
    1- (1) علی اکبر شعاری، نظریه های رشد در روان شناسی رشد و تکامل انسان، ص 26 و 27 (با تلخیص).
    6 - تربیت عاطفی (شامل تربیت روانی و بخشی از مبادی اخلاق)
    7 - تربیت اخلاقی (شامل تربیت فردی اخلاقی و اجتماعی و نیز اخلاق حرفه ای و کاربردی...)
    در مورد هر یک از ابعاد تربیت می توان مباحث ذیل را مطرح کرد: 1 - کلیات؛ 2 - مبانی؛ 3 - اهداف؛ 4 - اصول؛ 5 - عوامل؛ 6 - موانع و آسیب ها؛ 7 - روش ها؛ 8 - مراحل؛ 9 - حوزه ها.
    به علت گستردگی مباحث ابعاد تربیت و نبودن مجال مطرح کردن آن ها، فقط به صورت خلاصه به یک بعد از آن، که موضوع نوشتار ماست می پردازیم.
    تربیت اجتماعی در قرآن
    اشاره
    قرآن در آیات زیادی به تربیت اجتماعی در حوزه های مختلف پرداخته است، از جمله:
    الف) تنظیم روابط و مقررات اجتماعی
    انسان در زندگی اجتماعی نیازمند مقرراتی است تا مرزها را مشخص کند و از تنش ها و برخوردها جلوگیری شود. قرآن کریم با وضع قوانین عام و خاص و پیش بینی نظارت عام و خاص بر اجرای آنها به این مطلب توجه کرده است.
    1 - وحدت و رفع اختلاف
    قرآن کریم از طرفی به روابط اجتماعی اهمیت می دهد و توصیه می کند و مؤمنان را با هم برادر می خواند:
    (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ)؛1 «ای کسانی که ایمان آورده اید! شکیبا باشید و [در برابر دشمنان] شکیبایی ورزید و نگهبان مرزها باشید، و [خودتان را] از [عذاب] خدا حفظ کنید، باشد که شما رستگار شوید».
    (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ)؛2 «مؤمنان فقط برادران یکدیگرند پس میان دو برادرتان (هنگامی که اختلاف کردند) صلح برقرار کنید و [خودتان را] از [عذاب] خدا حفظ کنید، باشد که شما (مشمول) رحمت شوید».
    ص:40
    و از طرفی مؤمنان را به وحدت و رفع اختلاف و تفرقه و اصلاح دعوت می کند:
    (وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ)؛1 «و همگی به ریسمان خدا، تمسّک جویید، و پراکنده نشوید و نعمتِ خدا را بر خودتان، به یاد آرید، آنگاه که دشمنان (یکدیگر) بودید، و [او] میان دل های شما، الفت انداخت، پس به (برکتِ) نعمت او، برادران (همدیگر) شدید. و شما بر کنار حفره ای از آتش بودید، و شما را از آن نجات داد اینگونه، خدا نشانه هایش را برای شما روشن بیان می کند تا شاید شما راهنمایی شوید».
    (وَ أَطِیعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرِینَ)؛2 «و از خدا و فرستاده اش اطاعت کنید و با همدیگر کشمکش مَکنید که سست می شوید، و مهابت شما از بین می رود! و شکیبایی کنید [چرا] که خدا با شکیبایان است».
    2 - مقررات مربوط به نگارش بدهی و طلب
    با بزرگ ترین آیه قرآن در این مورد مسلمانان را به مقررات کتابت دیون و کیفیت و کمیت شاهد گرفتن تربیت می کند:
    (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا تَدایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی فَاکْتُبُوهُ وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لا یَأْبَ کاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَما عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْیَکْتُبْ وَ لْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَ لْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَ لا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئاً فَإِنْ کانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهاً أَوْ ضَعِیفاً أَوْ لا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْری وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغِیراً أَوْ کَبِیراً إِلی أَجَلِهِ ذلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَهِ وَ أَدْنی أَلاّ تَرْتابُوا إِلاّ أَنْ تَکُونَ تِجارَهً حاضِرَهً تُدِیرُونَها بَیْنَکُمْ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَلاّ تَکْتُبُوها وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبایَعْتُمْ وَ لا یُضَارَّ کاتِبٌ وَ لا شَهِیدٌ وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللّهُ وَ اللّهُ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عَلِیمٌ)؛3 «ای کسانی که
    ص:41
    ایمان آورده اید، هنگامی که (بخاطر وام یا داد و ستد) بدهی ای را تا سرآمدِ معین به یکدیگر بدهکار شدید، پس آن را بنویسید. و باید نویسنده ای بر اساس عدالت، (سند را) در میانِ شما بنویسد. و هیچ نویسنده ای، نباید از نوشتن خودداری کند، همان گونه که خدا آموزشش داده است، پس باید بنویسد. و کسی که حقّ بر عهده اوست، باید دیکته کند و از (عذاب) خدا که پروردگار اوست خود را حفظ کند و هیچ چیزی از آن (حقّ) را نکاهد. و اگر کسی که حقّ بر عهده اوست، سبک سر یا (از نظر عقل) کم توان باشد، یا (بخاطر گنگ بودن،) نمی تواند که خود دیکته کند، پس باید سرپرستش (به جای او،) بر اساس عدالت، دیکته کند و دو شاهد از میان مردان (مسلمان) تان به گواهی طلبید و اگر دو مرد نبودند، پس یک مَرد و دو زن، از شاهدانی که مورد رضایت شما هستند، [به گواهی بگیرید] تا [اگر] یکی از آن دو [زن] فراموش کرد، پس یکی از آن دو، دیگری را یاد آوری کند. و شاهدان به هنگامی که آنها (برای گواهی) دعوت می شوند، نباید خودداری نمایند. و از نوشتن (بدهیِ خود)، تا سرآمدش [چه] کوچک یا بزرگ، ملول نشوید. این نزد خدا دادگرانه تر، و برای گواهی، استوارتر و به تردید نکردن، نزدیک تر است مگر اینکه داد و ستد نقدی باشد که آن را در میان خود، [دست به دست] می گردانید. پس هیچ گناهی بر شما نیست که آن [داد و ستد نقدی] را ننویسید. و [لی] هنگامی که معامله (نقدی) می کنید، شاهد بگیرید. و هیچ نویسنده و شاهدی، نباید زیان ببیند. و اگر [چنین] کنید، پس در حقیقت این از نافرمانی شماست. و [خودتان را] از [عذاب] خدا حفظ کنید. و خدا به شما آموزش می دهد و خدا به هر چیزی داناس».
    3 - نظارت عمومی و خصوصی امر به معروف و نهی از منکر
    قرآن دستور می دهد که گروهی خاص برای این امر تشکیل شود و علاوه بر وظیفه فردی، وظیفه اجتماعی خویش را انجام دهند:
    (وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)؛1 «و باید از میان شما، گروهی (مردم را) به سوی نیکی دعوت کنند، و به [کار] پسندیده فرمان دهند و از [کار] ناپسند منع کنند. و تنها آنان رستگارند».
    ص:42
    4 - رعایت آداب مهمانی
    قرآن به گروهی که به خانه پیامبر برای مهمانی می روند، می آموزد که موجب آزار صاحبخانه نشوند و بعد از طرف غذا متفرق شوند:
    (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاّ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ إِلی طَعامٍ غَیْرَ ناظِرِینَ إِناهُ وَ لکِنْ إِذا دُعِیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَ لا مُسْتَأْنِسِینَ لِحَدِیثٍ إِنَّ ذلِکُمْ کانَ یُؤْذِی النَّبِیَّ فَیَسْتَحْیِی مِنْکُمْ وَ اللّهُ لا یَسْتَحْیِی مِنَ الْحَقِّ وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ ما کانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللّهِ وَ لا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِکُمْ کانَ عِنْدَ اللّهِ عَظِیماً)؛1 «ای کسانی که ایمان آورده اید! به خانه های پیامبر داخل نشوید مگر اینکه به شما برای [صرف] غذا رخصت داده شود، در حالی که منتظر رسیدن آن (غذا) نیستید و لیکن هنگامی که فراخوانده شدید، پس داخل شوید و هنگامی که غذا خوردید پس پراکنده شوید و با سخن گفتن مأنوس نشوید [چرا] که این (کار)، پیامبر را می آزارد و از شما شرم می کند و [لی] خدا از (بیان) حق شرم نمی کند. و هنگامی که وسیله ای از آنان (همسران پیامبر) خواستید، از پشت مانعی بخواهید این (کار) برای دل های شما و دل های آنان پاک تر است. و برای شما (جایز) نیست که فرستاده خدا را آزار دهید و نه هرگز همسرانش را بعد از او به همسری (خود) درآورید که این (کار) نزد خدا بزرگ است».
    5 - آداب گفتگوی زنان با مردان نامحرم
    قرآن با خطاب زنان پیامبر و آموزش آنها در این مورد، تمام زنان امت را تربیت کرده تا زمینه انحرافات اجتماعی پیدا نشود:
    (وَ مَنْ یَقْنُتْ مِنْکُنَّ لِلّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَیْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً کَرِیماً)؛2 «و هر کس از شما برای خدا و فرستاده اش با فروتنی فرمانبرداری کند، و [کار] شایسته ای انجام دهد، پاداشش را دو بار به او خواهیم داد و روزی ارجمندی برای او آماده کرده ایم».
    ص:43
    6 - رعایت پوشش و حجاب
    قرآن برای امنیت اجتماعی و در نتیجه آرامش روانی دستور حجاب می دهد.
    (یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللّهُ غَفُوراً رَحِیماً)؛1 «ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمنان بگو:» از پوشش های بلند (چادر مانند) شان به خودشان نزدیک کنند، این [کار] برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند نزدیک تر است و خدا بسیار آمرزنده مهرورز است».
    7 - کنترل نگاه زن و مرد
    این مورد نوعی تربیت جنسی است در عین حالیکه بخشی از تربیت اجتماعی به شمار می آید:
    (قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکی لَهُمْ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ)؛2 «(ای پیامبر) به مردان مؤمن بگو:» چشم هایشان را (از نگاه حرام) فرو کاهند، و دامانشان را (در امور جنسی) حفظ کنند. «که این برای آنان [پاک کننده تر و] رشد آورتر است [چرا] که خدا به آنچه با زیرکی انجام می دهند آگاه است».
    8 - حدود و دیات
    برای تأدیب خطاکاران و عبرت آموزی دیگران و جلوگیری از تکرار مفاسد اجتماعی است.
    امضاء


  8. Top | #27

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    578
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا صاحب الزمان (عج)
    تشکر
    176
    مورد تشکر
    378 در 105
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    با توجه به این مطالب، می توان ابعاد تربیت را به شش بعد اساسی تقسیم کرد که برخی ابعاد دیگر زیر مجموعه های آن هستند:
    1 - تربیت جسمی (شامل تربیت بدنی، جنسی و...)
    2 - تربیت عقلی (شامل تربیت علمی نیز می شود)
    3 - تربیت اجتماعی (شامل تربیت سیاسی، اقتصادی، نظامی، مدیریتی، شغلی و حرفه ای، آداب اجتماعی و...)
    4 - تربیت معنوی (شامل تربیت روحی، عبادی، اعتقادی، دینی و...)
    5 - تربیت هنری (شامل نوآوری، خلاقیت و ابتکار و...)
    ص:39
    ________________________________________
    1- (1) علی اکبر شعاری، نظریه های رشد در روان شناسی رشد و تکامل انسان، ص 26 و 27 (با تلخیص).
    6 - تربیت عاطفی (شامل تربیت روانی و بخشی از مبادی اخلاق)
    7 - تربیت اخلاقی (شامل تربیت فردی اخلاقی و اجتماعی و نیز اخلاق حرفه ای و کاربردی...)
    در مورد هر یک از ابعاد تربیت می توان مباحث ذیل را مطرح کرد: 1 - کلیات؛ 2 - مبانی؛ 3 - اهداف؛ 4 - اصول؛ 5 - عوامل؛ 6 - موانع و آسیب ها؛ 7 - روش ها؛ 8 - مراحل؛ 9 - حوزه ها.
    به علت گستردگی مباحث ابعاد تربیت و نبودن مجال مطرح کردن آن ها، فقط به صورت خلاصه به یک بعد از آن، که موضوع نوشتار ماست می پردازیم.
    امضاء


  9. Top | #28

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    578
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا صاحب الزمان (عج)
    تشکر
    176
    مورد تشکر
    378 در 105
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    تربیت اجتماعی در قرآن
    اشاره
    قرآن در آیات زیادی به تربیت اجتماعی در حوزه های مختلف پرداخته است، از جمله:
    الف) تنظیم روابط و مقررات اجتماعی
    انسان در زندگی اجتماعی نیازمند مقرراتی است تا مرزها را مشخص کند و از تنش ها و برخوردها جلوگیری شود. قرآن کریم با وضع قوانین عام و خاص و پیش بینی نظارت عام و خاص بر اجرای آنها به این مطلب توجه کرده است.
    1 - وحدت و رفع اختلاف
    قرآن کریم از طرفی به روابط اجتماعی اهمیت می دهد و توصیه می کند و مؤمنان را با هم برادر می خواند:
    (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ)؛1 «ای کسانی که ایمان آورده اید! شکیبا باشید و [در برابر دشمنان] شکیبایی ورزید و نگهبان مرزها باشید، و [خودتان را] از [عذاب] خدا حفظ کنید، باشد که شما رستگار شوید».
    (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ)؛2 «مؤمنان فقط برادران یکدیگرند پس میان دو برادرتان (هنگامی که اختلاف کردند) صلح برقرار کنید و [خودتان را] از [عذاب] خدا حفظ کنید، باشد که شما (مشمول) رحمت شوید».
    ص:40
    امضاء


  10. Top | #29

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    578
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا صاحب الزمان (عج)
    تشکر
    176
    مورد تشکر
    378 در 105
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    و از طرفی مؤمنان را به وحدت و رفع اختلاف و تفرقه و اصلاح دعوت می کند:
    (وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ)؛1 «و همگی به ریسمان خدا، تمسّک جویید، و پراکنده نشوید و نعمتِ خدا را بر خودتان، به یاد آرید، آنگاه که دشمنان (یکدیگر) بودید، و [او] میان دل های شما، الفت انداخت، پس به (برکتِ) نعمت او، برادران (همدیگر) شدید. و شما بر کنار حفره ای از آتش بودید، و شما را از آن نجات داد اینگونه، خدا نشانه هایش را برای شما روشن بیان می کند تا شاید شما راهنمایی شوید».
    (وَ أَطِیعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرِینَ)؛2 «و از خدا و فرستاده اش اطاعت کنید و با همدیگر کشمکش مَکنید که سست می شوید، و مهابت شما از بین می رود! و شکیبایی کنید [چرا] که خدا با شکیبایان است».
    امضاء


  11. Top | #30

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    578
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا صاحب الزمان (عج)
    تشکر
    176
    مورد تشکر
    378 در 105
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    2 - مقررات مربوط به نگارش بدهی و طلب
    با بزرگ ترین آیه قرآن در این مورد مسلمانان را به مقررات کتابت دیون و کیفیت و کمیت شاهد گرفتن تربیت می کند:
    (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا تَدایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی فَاکْتُبُوهُ وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لا یَأْبَ کاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَما عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْیَکْتُبْ وَ لْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَ لْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَ لا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئاً فَإِنْ کانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهاً أَوْ ضَعِیفاً أَوْ لا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْری وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغِیراً أَوْ کَبِیراً إِلی أَجَلِهِ ذلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَهِ وَ أَدْنی أَلاّ تَرْتابُوا إِلاّ أَنْ تَکُونَ تِجارَهً حاضِرَهً تُدِیرُونَها بَیْنَکُمْ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَلاّ تَکْتُبُوها وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبایَعْتُمْ وَ لا یُضَارَّ کاتِبٌ وَ لا شَهِیدٌ وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللّهُ وَ اللّهُ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عَلِیمٌ)؛3

    «ای کسانی که ایمان آورده اید، هنگامی که (بخاطر وام یا داد و ستد) بدهی ای را تا سرآمدِ معین به یکدیگر بدهکار شدید، پس آن را بنویسید. و باید نویسنده ای بر اساس عدالت، (سند را) در میانِ شما بنویسد. و هیچ نویسنده ای، نباید از نوشتن خودداری کند، همان گونه که خدا آموزشش داده است، پس باید بنویسد. و کسی که حقّ بر عهده اوست، باید دیکته کند و از (عذاب) خدا که پروردگار اوست خود را حفظ کند و هیچ چیزی از آن (حقّ) را نکاهد. و اگر کسی که حقّ بر عهده اوست، سبک سر یا (از نظر عقل) کم توان باشد، یا (بخاطر گنگ بودن،) نمی تواند که خود دیکته کند، پس باید سرپرستش (به جای او،) بر اساس عدالت، دیکته کند و دو شاهد از میان مردان (مسلمان) تان به گواهی طلبید و اگر دو مرد نبودند، پس یک مَرد و دو زن، از شاهدانی که مورد رضایت شما هستند، [به گواهی بگیرید] تا [اگر] یکی از آن دو [زن] فراموش کرد، پس یکی از آن دو، دیگری را یاد آوری کند. و شاهدان به هنگامی که آنها (برای گواهی) دعوت می شوند، نباید خودداری نمایند. و از نوشتن (بدهیِ خود)، تا سرآمدش [چه] کوچک یا بزرگ، ملول نشوید. این نزد خدا دادگرانه تر، و برای گواهی، استوارتر و به تردید نکردن، نزدیک تر است مگر اینکه داد و ستد نقدی باشد که آن را در میان خود، [دست به دست] می گردانید. پس هیچ گناهی بر شما نیست که آن [داد و ستد نقدی] را ننویسید. و [لی] هنگامی که معامله (نقدی) می کنید، شاهد بگیرید. و هیچ نویسنده و شاهدی، نباید زیان ببیند. و اگر [چنین] کنید، پس در حقیقت این از نافرمانی شماست. و [خودتان را] از [عذاب] خدا حفظ کنید. و خدا به شما آموزش می دهد و خدا به هر چیزی داناس».
    امضاء


صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی