صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 39 , از مجموع 39

موضوع: معاد و جهان پس از مرگ

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13830
    نوشته
    455
    تشکر
    24
    مورد تشکر
    47 در 24
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    يك عامل مؤثر تربيت

    يك عالم مؤثر بازدارنده و يك عامل محرك نيرومند

    جوان تحصيل كرده اى مى گفت: «من فكر مى كنم از وجدان نيرومندى برخوردارم و با داشتن يك وجدان نيرومند به اصول حق و عدالت پايبندم و به اين ترتيب نيازى به مذهب و تعليمات مذهبى در خود نمى بينم، زيرا آنچه را مذهب در پرتو ايمان به خدا و ترس از كيفر و مجازات جهان ديگر، به انسان مى بخشد من در پرتو وجدان بيدار دارم.

    آيا با اين حال فكر نمى كنيد كه ضرورت مذهب براى كسانى باشد كه در سطوح پايين ترى قرار دارند و بدون يك ايمان نيرومند مذهبى اصلاح نمى شوند و گوشت و پوست يكديگر را مى خورند. تازه ايمان مذهبى نيز با تمام قدرتش گاهى نمى تواند آنها را اصلاح كند، بلكه با كلاه بازى اى شرعى از همان قوانين در مسير غلط كارهايشان، بهره بردارى مى كنند؟»

    مى دانيم اين طرز تفكر مخصوص به اين جوان نيست، در ميان فلاسفه و دانشمندان نيز بعضى خود را به اصطلاح «مافوق مذهب!» مى دانند و عقيده دارند مذهب وسيله تربيتى مؤثرى براى مردمى است كه در سطوح پايين قرار دارند، اما خودشان به كلى از اين تعليمات بى نيازند!

    ولى گويا اينها توجه ندارند كه هميشه جنايات بزرگ را شخصيت هاى بزرگ و دانشمندان بزرگ، و همان افراد سطوح بالا انجام مى دهند:

    بمب هاى اتمى و هيدروژنى را آنها مى سازند، طرح جنگ هاى الكترونيكى را آنها مى ريزند، نقشه هاى استعمار سياسى و اقتصادى كشورها را آنها مى كشند.
    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13830
    نوشته
    455
    تشکر
    24
    مورد تشکر
    47 در 24
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    خلاصه همين «دانشمندان و متفكران» هستند كه همواره در اختيار «قدرت هاى جهنمى» دنيا بوده و هستند و با فروش معلومات و ابتكارات و استعدادهاى سرشار خودپايه هاى استعمار، استبداد خودكامگى آنها را محكم مى سازند.

    اين موضوع منحصر به دنياى امروز نيست، در گذشته تاريخ نيز همواره در كنار فرعون ه، صفى از هامانهاى باهوش، و قارون هاى دانشمند و ثروتمند كه هم پسر عموى موسى است، و هم نماينده فرعون در بنى اسرائيل، و هم ثروت كلانى دارد كه معتقد است با علم و دانشش آنها را به دست آورده است، و در كنار دست معاويه ها عمرو عاصها و ابوهريره ها نشسته بودند.

    بنابراين نياز دانشمندان و باهوش ها و با استعدادها و افراد سطح بال، به كنترل مذهب از همه بيشتر است كه اينها مى توانند دنيا را به آتش بكشند و يا به سوى صلح رهبرى نمايند!

    و مردمى كه در سطوح پايين هستند غالباً سر بر فرمان آنهايند و مهره هايى در دست آنها كه ضررشان به هنگام انحراف به مراتب كمتر و ضعيف تر است.

    اما اينها -و به طور كلى تمام مردم جهان - اگر ايمان داشته باشند مرگ پايان دفتر زندگى نيست، بلكه آغاز دفتر است و آنچه در اين دنيا مى گذرد فقط ديباچه اى بر آن است، همه چيز رنگ ابديت به خود مى گيرد، اعمال و گفتار، نيكى ها و بدى ه، هيچ كدام فانى نمى شوند، و همان ها هستند كه در زندگى طولانى كه در پيش داريم مزاحم و آزاده ما هستند و يا وسيله آرامش و نيكبختى ما.
    امضاء


  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13830
    نوشته
    455
    تشکر
    24
    مورد تشکر
    47 در 24
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    همان طور كه اگر «جنين» عقل داشته باشد و در دوران كوتاه زندگى خود در شكم مادر - كه دوران سازندگى جسم و جان است - در ساختن خود كوتاهى كند، و با افراط كارى ها نقايصى در خود ايجاد نمايد، يك عمر طولانى (يكصد ساله مثلاً) بايد عواقب آن را تحمل كند و رنج ببرد، كسانى كه در اين زندگى دنيا نيز در سازندگى خود كوتاهى كنند و با نقايص و عيوب و انواع بيمارى هاى اخلاقى و روانى گام در جهان ديگر و عالم پس از مرگ بگذارند بايد براى هميشه رنج و شكنجه ببينند.

    اين عقيده مى تواند زندگى انسان را به كلى دگرگون كند و به عنوان يك درس عالى تربيتى، روح و جان انسان را پرورش دهد، و از آن همه جناياتى كه از يك انسان مادى ممكن است سربزند و به عقيده او با فنا و نابوديش همه آنها نيز نابود مى شوند، باز دارد.

    عقيده به عالم پس از مرگ و بقاى اثر اعمال آدمى، هم مى تواند يك «عامل بازدارنده قوى» در برابر گناه و خطاكارى، و هم يك «عامل محرك نيرومند» براى تشويق سرمايه گذارى مادى و معنوى در راه خدمت به خلق خدا و نيكى ها گردد.

    اثراتى كه ايمان به عالم پس از مرگ مى تواند در اصلاح افراد فاسد و منحرف و تشويق افراد فداكار و مجاهد و لايق بگذارد به مراتب بيش از اثرات دادگاه ها و كيفرهاى معمولى، و بيش از پاداش ها و تشويق هاى عادى است.

    زيرا: از مشخصات دادگاه رستاخيز اين است كه نه تجديد نظر در آن راه دارد، و نه توصيه و پارتى بازى، و نه مى توان فكر قضات آن را با پشت هم اندازى و ارائه مدارك دروغين تغيير داد، و نه تشريفات آن نيازمند به طول و تفصيل خواهد بود.

    بلكه همان طور كه مشروحاً خواهيم گفت كيفرها و پاداش ها در آن عالم از جهات زيادى شبيه به آثار و خواص طبيعى است. يعنى همان طور كه مثلاً يك داروى شفابخش يا يك سم كشنده، در تأثير خود خطا و اشتباه بردار نيست و رشوه و توصيه نمى تواند آن را عوض كند، اعمال و كارهاى انسان در زندگى پس از مرگ نيز تقريباً چنين وضعى را دارند اين از يكسو.
    امضاء


  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13830
    نوشته
    455
    تشکر
    24
    مورد تشکر
    47 در 24
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    و از سوى ديگر در دادگاه هاى عادى اين جهان - كه هزار و يك عيب دارد - مسأله تشويق مفهوم ندارد و مثلاً اگر كسى پنجاه سال از مرز قانون تجاوز نكرد و مرتكب يك خلاف كوچك هم نشد پاداشى در برابر عمل به قانون به او نمى دهند. يعنى پاداشى ندارند كه بدهند.

    بنابراين ضمانت اجرايى اين قوانين يك جانبه است، يعنى هميشه سراغ قانون شكن و متجاوز مى رود، نه قانون شناس و پايبند به قانون، در حالى كه ضمانت اجراى قوانين مذهبى دو جانبه است، و كفه پاداش به همان اندازه سنگين است كه كفه مجازات و كيفر.

    بدون شك كسى كه مؤمن به چنين جهانى باشد، در اصلاح خود، در انجام اعمال گوناگون فوق العاده سختگير و موشكاف است و همانطور كه يك فرد مطلع از خواص داروهاى شفابخش و سموم كشنده، نسبت به اولى فوق العاده علاقه مند و از دومى بسيار وحشت دارد او هم هر لحظه كه مى خواهد اقدام به كارى كند آثار قطعى آن عمل را در برابر چشمان خود مجسم مى بيند!

    و به اين ترتيب همواره تحت يك مراقبت دائمى و دقيق از درون وجود خويش قرار دارد، و به طور خودكار در برابر جنايات و تبهكارى ها و مفاسد كنترل مى شود.
    امضاء


  6. Top | #35

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13830
    نوشته
    455
    تشکر
    24
    مورد تشکر
    47 در 24
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ايمان صريح به اين واقعيت، انسان را به جايى مى رساند كه مى گويد:

    «به خدا سوگند اگر شب ها تا به صبح بستر من نوك خارهاى جانگداز باشد، و روزها زنجير در دست و پاى من نهند و در كوچه و بازار بكشانند، از آن خوشتر دارم كه در دادگاه بزرگ پروردگار خويش حاضر شوم در حالى كه ستمى بر بنده اى از بندگان خدا كرده باشم و حق كسى را غصب نموده باشم!» .(25)

    چنين كسى آهن تفتيده و سوزان نزديك دست برادرش - برادرى كه خواهان تبعيض در بيت المال خلق است - مى برد و هنگامى كه از مشاهده اين صحنه فريادش بر مى خيزد به او اندرز مى دهد و مى فرمايد:

    «تو از شعله آتش كوچكى كه به سان بازيچه اى در دست انسانى است، فرياد مى كشى و فرار مى كنى، اما برادرت را به سوى آتشى مى كشانى كه شعله قهر و غضب پروردگار آن را برافروخته است؟!» (26)

    و هنگامى كه پاره اى از اطرافيان نزديك بين، او را براى تقويت پايه هاى حكومتش به تبعيض هاى ناروا در جامعه مسلمين دعوت مى كنند به آنها فرياد مى زند:

    «واى بر شم، به من مى گوييد پيروزى خود را در ستم كردن به آنها كه در پناه حكومت من زندگى مى كنند جستجو كنم! به خدا سوگند تا ستاره اى در آسمان مى درخشد چنين نخواهم كرد!» (27)راستى اگر همه زمامداران جهان، و همه مردم عادى، گوشه اى از اين ايمان صريح و قاطع در اعماق وجودشان روشن باشد دنياى ما چه قيافه اى خواهد داشت؟

    آيا اثرى از اين خود خواهى ه، خودكامگى ه، خودپرستى ها و ظلم و تجاوزها در آن خواهد بود؟
    امضاء


  7. Top | #36

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13830
    نوشته
    455
    تشکر
    24
    مورد تشکر
    47 در 24
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    به همين دليل، همه اديان و مذاهب آسمانى براى تربيت افراد و اصلاح اجتماعات، كوشش وسيعى براى پرورش ايمان به عالم پس از مرگ، در دل مردم، به عمل آورده اند.

    مخصوصاً در قرآن قسمت مهمى از مسائل تربيتى از همين راه تعقيب مى شود و به همين جهت تعجب آور نيست اگر بشنويم در قرآن در حدود 1400 مرتبه به اين مسأله و خصوصيات آن اشاره شده است كه از ميان آنها به چند تعبير جالب اشاره مى كنيم.

    1- قرآن مى گويد: نه تنها ايمان و يقين قطعى به آن روز بزرگ براى تربيت انسان كافى است، بلكه «ظن و گمان» به آن هم اثر عميق دارد:

    أَ لا يَظُنُّ أُولئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ * لِيَوْم عَظيم * يَوْمَ يَقُومُ النّاسُ لِرَبِّ الْعالَمينَ

    آيا آنان (كم فروشان كه حق خود را به طور كامل مى گيرند و حق مردم را به آنها نمى دهند) گمان نمى كنند در روز بزرگى برانگيخته خواهند شد، روزى كه همه مردم در پيشگاه پروردگار حاضر مى شوند» . (28)

    2- در موارد مختلفى تأكيد مى كند كه تنها «اميد» و «رج» به آن جهان براى جلويگرى از طغيان انسان و ترك لجاجت در برابر حق و انجام عمل صالح كافى است - توجه داشته باشيد در مفهوم اميد و رجاء قطع و يقين نيفتاده است.

    «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحًا; كسيكه اميد ملاقات پروردگار دارد بايد عمل صالح انجام دهد» . (29)

    «وَ قالَ الَّذينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى رَبَّنا; آنها كه اميد ملاقات ما را نداشتند (از طريق غرور و لجاجت) گفتند: چرا فرشتگان بر ما نازل نمى شوند و خدا را با چشم خود نمى بينيم؟» (30)

    3- در قرآن مخصوصاً تصريح شده كه اعمال و رفتار و گفتار انسان رنگ ابدى، به خود مى گيرد، و در آن جهان همگى در كنار انسان حاضر مى شوند و با او خواهند بود:

    «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْس ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْر مُحْضَرًا وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوء; آن روز كه انسان هر كار نيك و بدى كرده در برابر خود حاضر مى بيند.» (31)

    و در جاى ديگر تأكيد مى كند: «وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حَاضِراً; همه اعمال خويش را در حضور خود مى يابند» .(32)

    و به اين ترتيب موجى نيرومند از احساس مسؤوليت در برابر همه رويدادهاى زندگى در اعماق روح انسان، انسانى كه مؤمن به زندگانى پس از مرگ است به وجود مى آورد.
    امضاء


  8. Top | #37

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13830
    نوشته
    455
    تشکر
    24
    مورد تشکر
    47 در 24
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    رستاخيز در درون شماست

    اين دادگاه كه قاضى و گواه و مجرى احكامش يكى است و در درون جان همه ماست نمونه زنده اى از دادگاه رستاخيز است.

    امروز معمولاً هنگامى كه مى خواهند ساختمان، يا كارخانه اى بسازند قبلاً نمونه بسيار كوچكى از آن را كه داراى تمام مشخصات آن ساختمان عظيم و كارخانه غول پيكر است درست مى كنند تا الگويى براى كار آنها باشد و آن را «ماكت» مى نامند.

    «انسان» اين اعجوبه جهان آفرينش نيز ماكت بسيار كوچك و فشرده اى از آن است با اين تفاوت كه اين ماكت را بعدا از همه آنها ساخته اند، چون سازنده آن همچون سازندگان انسانى كه علمشان محدود است براى حل اشتباهات خود آن را نساخته است. اصولاً «كوچكى» و «بزرگى» براى ما كه محدوديم مفهوم دارد، اما براى آن كس كه علم و قدرتش بى انتهاست هر دو يكسانند.

    در اين ماكت عجيب جهان خلقت، از همه چيز به دقت نمونه بردارى شده، ازآن همه رازه، نيروه، اسرار، شگفتى ه، انگيزه ه، خورشيده، ستارگان، حيوانات با خلق و خوى شان، فرشتگان و روحانيتشان، همه چيز و همه چيز در اين جهان كوچك و پرغوغا هست.

    و زيباترين و رساترين تعبير همان است كه در شعر منسوب به پيشواى آزادگان اميرمؤمنان على(ع) ديده مى شود:

    «آيا گمان مى كنى ذره كوچكى هستى؟ نه جهان بزرگى در تو، در هم پيچيده شده است!»

    امروز در كتاب خانه هاى بزرگ دنيا براى اينكه مشكل محل اشغال كتاب، حل شود، طرحى براى استفاده از ميكروفيلم به وجود آمده است كه با استفاده از فيلم هاى بسيار بسيار كوچك، كتاب خانه بزرگى را مى توان مثلاً در جعبه اى جاى داد، و در موقع لزوم فيلم ها را با ذره بينهاى مخصوصى بزرگ مى كنند و مى خوانند.

    گويا انسان هم مجموعه ميكروفيلمى است از كتابخانه بزرگ آفرينش، و همين يك افتخار، او را بس است.

    اين همانندى جالب، ميان كوچك و بزرگ جهان، با پيشرفت روز افزون علم، روشن تر مى شود و نمونه هاى كوچك ترى از آن را در موجودات ديگر جهان نيز مى بينيم.
    امضاء


  9. Top | #38

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13830
    نوشته
    455
    تشکر
    24
    مورد تشکر
    47 در 24
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ساختمان حيرت انگيز «اتم» ماكتى است از منظومه عظيم شمسى با همان سيارات و همان گردش سرسام آور، و منظومه شمسى به نوبه خود ماكتى است براى ساختمان كهكشان ه، و همچنين ساختمان يك سلول كه با ذره بين بايد به تماشاى زيبايى هاى آن پرداخت، ماكتى است از ساختمان يك درخت، يك حيوان و يك انسان.

    بذر كوچك گل ها و سلول زنده اى كه در كنار هر هسته اى نهفته است، و نطفه كوچكى كه در كنار زرده تخم مرغ آويزان است هر يك نمونه ظريف و زيبايى از يك شاخه گل، يا يك درخت بزرگ ميوه، يا يك مرغ دل انگيز است و تمام آنچه در آنها وجود دارد در اينها نيز به طور سر بسته ديده مى شود، و بايد هم چنين باشد، مگر عالم هستى يك واحد به هم پيوسته نيست؟

    اين همانندى ميان جهان كوچك (انسان) و جهان بزرگ گاهى سبب مى شود كه از آنچه در آن عالم بزرگ است به مشابه آن در انسان توجه كنيم و گاهى به عكس، از آنچه در انسان وجود دارد پى به مشابه آن در «عالم كبير» ببريم. (اين را به خاطر داشته باشيد).
    امضاء


  10. Top | #39

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13830
    نوشته
    455
    تشکر
    24
    مورد تشکر
    47 در 24
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    در درون وجود انسان دادگاه كوچكى است كه امروز آن را «وجدان» و فلاسفه آن را «عقل عملى» و در لسان قرآن «نفس لوامه» يا «نفس» ناميده شده است و عرب ها به آن «ضمير» مى گويند، و به راستى دادگاه عجيبى است كه دادگاه هاى دنياى ما با آن همه عرض و طول و زرق و برق و يال كوپالش در برابر آن چيز مسخره اى است.

    دادگاهى است كه «قاضى» و «شاهد» و «مجرى احكام» و «تماشاچى» در آن، همه يكى است، همان نيروى مرموزى كه نام «وجدان» به آن داده ايم.

    اين دادگاه بر خلاف دادگاه هاى پر سر و صدايى كه گاهى يك محاكمه اش پانزده سال! طول مى كشد نياز به وقت ندارد، يك ساعت، يك دقيقه و گاهى يك لحظه، همه چيز در آن تمام است.

    اثرى از دادگاه هاى استيناف و تجديد نظر، و ديوان هاى عالى و عالى تر كه همگى نشانه عدم اعتماد به كار دادگاه هاى قبلى است، در آن ديده نمى شود و حكمش فقط يك مرحله دارد، زيرا در اينجا اعتماد حكومت مى كند، اعتماد.

    انحراف هايى كه در كار قضات در دادگاه هاى رسمى روى مى دهد مانند: ترس از مقامات بالاتر، و چرخاندن شاهين ترازوى عدالت به آن سمت! و يا توصيه هايى كه همچون طوفان به اين كفه ها مىوزد و اين كفه هاى ظريف را كه با اندك نسيمى مى لرزند و كج مى شوند به هم مى زند!

    و با حق و حساب هايى كه با استفاده از بسته بودن چشم فرشته عدالت - كه اگر چشمش هم باز بود نمى ديد چون مسجمه فرشته است نه فرشته - گرفته مى شود... هيچ يك از اين ها در دادگاه و محكمه وجدان مطرح نيست و صاحبان زر و زور و توصيه و پارتى به حريم آن نمى توانند راه يابند كه اين يك نيروى الهى است و مافوق جهان طبيعت.

    تنها عيبى كه اين دادگاه دارد اين است كه چون معصوم نيست و علم و دانش آن هر چه باشد حدودى دارد، گاهى ممكن است از پاكى و صفاى آن سوءاستفاده كرد و آن را فريب داد و حقى را در نظر او ناحق يا به عكس ناحقى را حق جلوه داد.

    و به همين دليل مى گوييم جدان به تنهايى نمى تواند جانشين مذهب شود ولى باز با مقايسه به انحرافاتى كه در دادگاه هاى رسمى بشرى روى مى دهد انحراف آن شايد از يك در هزار هم كمتر است.

    اين محكمه، هم كيفر به مجرمان مى دهد، هم پاداش به وظيفه شناسان. بر خلاف محاكم رسمى كه اگر من صد سال هم سر سوزنى از مرز قانون تجاوز نكنم و يك نقطه سياه در تمام پرونده عمر من نباشد يك «آفرين كاغذى» يا حرفى هم به من نمى گويد و اصولاً محكمه اى براى رسيدگى به كار خوب ندارد و تنها كارش رسيدگى به كارهاى بد است.

    كيفر آن هم هيچ شباهتى با كيفرهاى عادى ندارد چنان از درون مى سوزاند و شلاق مى زند كه گاهى دنيا با تمام وسعتش براى انسان تنگ مى شود، تنگ تر از يك سلول زندان وحشتناك.

    گاهى كه گناه انسان بسيار بزرگ است آنچنان شكنجه و فشار به انسان مى دهد كه سر از جنون و ديوانگى در مى آورد و گاه فشار عذاب آن به حدى است كه انسان ترجيح مى دهد اعدام شود و از عذابى كه شعله آتش آن به اندازه كوه هاست ولى كسى آن را نمى بيندنجات يابد.

    پاداش آن هم همين قدر پر شكوه و نشاط انگيز و وصف ناكردنى است كه ما آن را «آرامش وجدان» مى ناميم، چون لغت ديگرى براى آن نداريم.

    مى گويند: يكى از عوامل توسعه بيماريهاى روانى در عصر ما گسترش گناه در اجتماعات امروز است، گناهكاران از هر چه خود را برهانند از فشار و شكنجه وجدان نمى توانند خود را رهايى بخشند و همين مجازات هاى وجدان است كه به صورت بيماريهاى مختلف روانى خودنمايى مى كند.

    بسيارى از شخصيت هاى معروف سياسى را مى شناسيم كه به هنگامى كه پست خود سقوط كردند در مدت بسيار كوتاهى همچون بادكنكى كه سوزن به آن بزنند، تمام قواى خود را از دست دادندو در برابر مرگ زانو زدند.

    شايد يكى از عوامل مهم آن اين باشد كه به هنگامى كه در مصدر كار بودند وقت آن را كه صداى وجدان خود را - در برابر كارهاى خلافى كه داشتند - بشنوند نداشتند، اما به هنگامى كه سر و صداها فرو نشست محاكمات وجدان پى در پى شروع شد و ضربات سنگين مجازاتش آنها را در هم كوبيد.

    اين بود گوشه كوچكى از فعاليت هاى اين دادگاه عجيب كه نام آن وجدان است.

    آيا مى توان باور كرد در اين ماكت كوچك انسان چنين دادگاه مرموزى با چنان دستگاهى باشد، اما در دل اين جهان بزرگ دادگاه و رستاخيزى عظيم براى رسيدگى به كارهاى ما - اعم از نيك و بد - نباشد.

    آيا وجود اين دادگاه به ما بيدار باش نمى دهد كه در باطن اين جهان، در عمق اين عالم بزرگ، دادگاهى عظيم به وسعت اين عالم به عظمت آفريدگار آن، خالى از هر گونه محدوديت و نارسايى هست كه سرانجام همه بايد در آنها حضور يابند و پرونده هاى اعمال همه، حتى اعمالى كه به كلى از نظر ما محو و فراموش شده اما بايگانى عظيم اين جهان كه هيچ چيز در آن نابود نمى شود آن را حفظ كرده، در آن محكمه مطرح گردد و آتشى سوزنده تر و عميق تر و وحشتناك تر از آتش مجازات وجدان، و پاداشى شورانگيزتر از پاداش نشاط انگيز وجدان در برابر اعمال هركس قرار داده شود؟ مسلماً نمونه اين دادگاه در عالم بزرگ هم هست و آن را مى توان وجدان عالم نام نهاد.

    شايد به خاطر همين است كه در كتاب بزرگ آسمانى ما هنگامى كه سخن از قيامت و رستاخيز عظيم به ميان آمده در كنار آن و دوش به دوش آن محكمه وجدان مطرح شده است: «لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ * وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوّامَةِ* أَ يَحْسَبُ اْلإِنْسانُ أَلَّنْ نَّجْمَعَ عِظامَهُ* بَلى قادِرينَ عَلى أَنْ نُّسَوِّيَ بَنانَهُ; به روز رستاخيز سوگند، و به وجدان بيدار سرزنش كننده قسم، آيا انسان چنين مى پندارد كه استخوان هاى پراكنده او را جمع آورى نمى كنيم، (نه چنين نيست) ما قادريم كه حتى انگشتان او را (و حتى خطوطش را كه معرف هر شخص است همچون روز نخست) بسازيم» .(33)

    دراين آيات اين دو دادگاه در كنار هم نشسته اند.
    امضاء


صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی