صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 46 , از مجموع 46

موضوع: فرشته غم نگاهی به زندگانی کوتاه حضرت رقیه (علیها السلام)

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2010
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    8,343
    صلوات
    320
    دلنوشته
    3
    خجسته باد پیوند ملکوتی حضرت علی و فاطمه زهرا علیهم السلام
    تشکر
    10,509
    مورد تشکر
    10,624 در 2,831
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    کرامت های حضرت در حق نامسلمانان
    توسل زن فرانسوی
    زنی فرانسوی را در حرم مطهر حضرت رقیه علیها السلام دیدند که دو قالیچه گران بها را به عنوان هدیه به آستانه مقدسه آورده است. وقتی مردم با شگفتی علت آن کار را از او پرسیدند، گفت: «به سبب مأموریتی که در دمشق داشتم، کنار این حرم منزلی اختیار کردم. شب اول اقامتم، صدای مداوم گریه شنیدم، وقتی پرسیدم این صداها از کجاست، گفتند: این صدای گریه ها از کنار قبر دختری می آید. که در این نزدیکی به خاک سپرده شده است. نخست خیال کردم آن دختر امروز مرده و به تازگی دفن شده است و این هم صدای گریه نزدیکان اوست، ولی وقتی گفتند
    ص:59
    ________________________________________
    1- 1. ستاره درخشان شام، ص 274.
    که این دختر بیش از هزار سال است که از دنیا رفته است، بر شگفتی من افزوده شد که چرا مردم بعد از صدها سال این گونه برای او می گریند. وقتی پرسیدم، گفتند: این دختر با دختران دیگر فرق دارد. او دختر پیشوای مسلمانان است که دشمنان، پدرش را کشتند و او را به همراه دیگر فرزندانش به این جا که پایتخت شان بود، آوردند و آن دختر از فراق پدر در همین محل جان داد. بعد از آن شب، به این محل می آمدم و می دیدم که مردم چگونه از هر سو عاشقانه به زیارت او می آیند و هدیه می آورند و به او توسل می جویند. به همین دلیل، علاقه خاصی نسبت به او پیدا کردم.
    پس از مدتی اقامت دردمشق، مرا برای زایمان به بیمارستان بردند، ولی پزشکان پس از معاینه گفتند که بچه حالت طبیعی ندارد و زایمان خطرناک است و باید عمل جراحی صورت گیرد. وقتی دریافتم که در کام مرگ قرار گرفته ام، بسیارنگران و غمگین شدم. چاره ای جز توسل به این دختر ستم کشیده نداشتم. از این رو، دست توسل به سویش دراز کردم و با التماس از او خواستم که مرا از مرگ نجات دهد و گفتم اگر خواسته ام را برآورده کنی، دو قالیچه نفیس به آستانه ات هدیه می کنم. طولی نکشید که بر خلاف انتظار پزشکان، بچه به حالت طبیعی به دنیا آمد و من نیز از مرگ نجات یافتم. اکنون آمده ام که به عهدم وفا کنم.»(1)
    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #42

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2010
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    8,343
    صلوات
    320
    دلنوشته
    3
    خجسته باد پیوند ملکوتی حضرت علی و فاطمه زهرا علیهم السلام
    تشکر
    10,509
    مورد تشکر
    10,624 در 2,831
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    هم بازی رقیه علیها السلام
    زنی مسیحی دختر فلجش را که دکترها جواب کرده بودند، از لبنان به سوریه آورد. آن زن درنزدیکی حرم حضرت رقیه علیها السلام ، منزلی اجاره می کند تا دخترش را برای معالجه پیش دکترهای دمشق ببرد. روز عاشورا
    ص:60
    ________________________________________
    1- 1. حضرت رقیه علیها السلام ، میرخلف زاده، ص 25.
    فرا می رسد و او مردم را می بیند که دسته دسته به طرف حرم حضرت رقیه علیها السلام می روند. وقتی علت را می پرسد، می گویند: این جا حرم دختر امام شیعیان است. او دختر بیمارش را تنها در منزل می گذارد و به طرف حرم می رود و با دیدن حالت غمزده مردم، به قدری گریه می کند که از شدت ناراحتی و گریه از هوش می رود. مردم دورش را می گیرند و او را به هوش می آورند. کسی به او می گوید: به خانه ات برو که خدا دخترت راشفا داده است. او سراسیمه به طرف خانه می رود و در می زند. با شگفتی دخترش را مشغول بازی می بیند. وقتی از حال او می پرسد، دخترش می گوید: وقتی تو رفتی، دختری به نام رقیه واردشد و به من گفت بلند شو تا با هم بازی کنیم. آن دختر به من گفت: بگو بسم اللّه الرحمن الرحیم تا بتوانی بلند شوی. سپس دستم را گرفت و از زمین بلند کرد و من با تعجب دیدم که سالم شده ام. او با من بازی می کرد که شما در زدید. آن زن مسیحی با دیدن این کرامت از حضرت رقیه علیها السلام ، مسلمان شد.(1)
    امضاء


  4. Top | #43

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2010
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    8,343
    صلوات
    320
    دلنوشته
    3
    خجسته باد پیوند ملکوتی حضرت علی و فاطمه زهرا علیهم السلام
    تشکر
    10,509
    مورد تشکر
    10,624 در 2,831
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    هم نام حسین علیه السلام
    یکی از خادمان حرم حضرت رقیه نقل می کند: «وقتی خانه های پیرامون حرم را برای توسعه بیشتر خریداری می کردند، مالک یکی از این خانه ها شخصی یهودی بود که به هیچ وجه حاضر به فروش خانه اش نبود. حتی حاضر بودند بیش از دو برابر قیمت را به او بپردازند، ولی او راضی نمی شد. بعد ازمدتی که وضع حمل همسرش نزدیک شد، او را نزد پزشک بردند. پزشک بعد از معاینه گفت: بچه و مادر هر دو در معرض مرگ هستند. آن شخص یهودی می گوید: همسرم را بستری کردم و برای
    ص:61
    ________________________________________
    1- 1. ستاره درخشان شام، ص 270.
    نجات همسر و فرزندم به حضرت رقیه علیها السلام متوسّل شدم و گفتم اگر آن دو از مرگ نجات یابند، خانه ام را به طور رایگان در اختیار طرح توسعه حرم می گذارم. پس از عمل جراحی، همسر و فرزندم را در کمال سلامتی دیدم. همسرم از من پرسید: به کجا رفتی؟ گفتم: کاری داشتم، رفتم و انجام دادم. او گفت: نه! تو رفتی و به حضرت رقیه متوسل شدی! گفتم: تو از کجا فهمیدی؟ گفت: من در حالت بیهوشی که دیدم دختر بچه ای وارد اطاق عمل شد و به من گفت: ناراحت نباش! ما سلامتی تو و بچه ات را از خدا خواسته ایم. فرزندت پسر است. سلام مرا به شوهرت برسان و بگو اسم او را حسین بگذارد. گفتم: شما کیستید؟ گفت: من رقیه، دختر امام حسین ام.»(1)
    امضاء


  5. Top | #44

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2010
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    8,343
    صلوات
    320
    دلنوشته
    3
    خجسته باد پیوند ملکوتی حضرت علی و فاطمه زهرا علیهم السلام
    تشکر
    10,509
    مورد تشکر
    10,624 در 2,831
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    نتیجه توسل
    دکترها به من جواب رد داده بودند و پس از تشکیل کمیسیون پزشکی قرار شد مرا عمل کنند. عمل انجام پذیرفت و نتیجه ای نداد. وقتی پزشکان گفتند که هیچ امیدی نیست، زن و بچه ام را خواستم تا با آن ها خداحافظی کنم. همه از حالت من گریان و افسرده شده بودند، با همان وضع وخیم، به حضرت رقیه علیها السلام متوسل شدم. ذکر توسلی از او کردم و از هوش رفتم. در حال بیهوشی دیدم، دختر بچه ای مرا با اسم صدا زد و گفت: برخیز! تعجب کردم که او کیست که اسم مرا می داند. با خودم گفتم حتما بچه هم اتاقی های من در بیمارستان است. دوباره گفت: بلند شو! گفتم: دست و پایم را بسته اند و نمی توانم بلند شوم. گفت: بلند شو! وقتی نگاه کردم، دیدم دست و پایم باز است. گفت: چرا بلند نمی شوی؟ گفتم: عمل کرده ام، نمی توانم. آن گاه به محل عملِ من نگاه کرد. سپس
    ص:62
    ________________________________________
    1- 1. ستاره درخشان شام، ص 281.
    دیدم اثری از جای عمل نیست.
    با شگفتی پرسیدم: دختر جان! شما کیستید؟ گفت: مگر تو چند لحظه پیش مراصدا نکردی و به من متوسل نشدی؟ این را گفت و از نظرم پنهان شد. وقتی برخاستم دیدم شفا گرفته ام.(1)
    امضاء


  6. Top | #45

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2010
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    8,343
    صلوات
    320
    دلنوشته
    3
    خجسته باد پیوند ملکوتی حضرت علی و فاطمه زهرا علیهم السلام
    تشکر
    10,509
    مورد تشکر
    10,624 در 2,831
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    خاطره یک هنرمند
    فیلم هنرمندانه بازمانده یکی از کارهای موفق و ماندگار در عرصه فیلم سازی است. نکته جالب در این فیلم به گفته کارگردان فیلم آن است که در خود فیلم نامه چنان پایان شورانگیز و غمناکی پیش بینی نشده بود و کارگردان یافتن چنین پایان دل انگیزی برای فیلم را مرهون توسل به حضرت رقیه علیها السلام می داند.
    وی در این باره می گوید:
    «فصل فینال این فیلم، فصلی است که من هرگز در سناریو ننوشته بودم. در اولین نسخه، فیلم در ایستگاه قطار تمام می شد. در دومین نسخه فیلم در قطار در حال حرکت تمام می شد؛ یعنی هنگام فیلم برداری احساس کردم که ایرادهایی در کارمان وجود دارد. و نمی دانستم چگونه فیلم را باید به پایان برسانم؛ یعنی سناریو را داشتم، ولی برایم کافی نبود. فیلم برداری می کردیم، ولی بچه ها می دیدند که من با سناریو پیش نمی روم و من تنها شب به شب می فهمیدم که باید چه کار بکنم. در همان جا؛ یعنی دمشق به حضرت رقیه علیها السلام متوسل شدم. این توسل و نذرها سبب شد که به نظر خودم یکی از درخشان ترین فینال های فیلم ایجاد شود. پیدا بود که در فینال فیلم چیزی خارج از نَفَس ما به آن خورده است.
    ص:63
    ________________________________________
    1- 1. ستاره درخشان شام، ص 272.
    بعد از جشنواره، برای تشکر کردن به حرم حضرت رقیه علیها السلام رفتم. البته این گونه حرف ها در عالم سینما و روشنفکرها خیلی معنا ندارد، ولی این کار صورت گرفت.
    به نظر خودم و تمام کسانی که فیلم را دیده اند، خیلی شگفتی آور بود که کسانی را می دیدیم که به ظاهر هیچ گونه وابستگی مذهبی نداشتند، ولی فینال فیلم آن ها را زیر و رو کرده بود. این نَفَسِ حضرت رقیه علیها السلام بود و بی معرفتی بود اگر این را نمی گفتم.»(1)

    ص:64
    ________________________________________
    1- 1. مجله نیستان، شماره 8، اردیبهشت 1375، صص 60 و 67.
    امضاء


  7. Top | #46

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2010
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    8,343
    صلوات
    320
    دلنوشته
    3
    خجسته باد پیوند ملکوتی حضرت علی و فاطمه زهرا علیهم السلام
    تشکر
    10,509
    مورد تشکر
    10,624 در 2,831
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    فصل هفتم: حرم مطهر حضرت رقیه علیها السلام
    تاریخچه حرم مطهر
    پیشینه بارگاه ملکوتی و باشکوه حضرت رقیه علیها السلام در شام، خرابه ای بوده است که اهل بیت امام حسین علیه السلام را در آن جای دادند. این مکان شریف امروزه در کنار بازارچه قدیمی و با فاصله کمی از مسجد اَمَوی قرار دارد. حرم مطهر در خیابان حرم واقع شده است که به خیابان «ملک فیصل» ختم می شود.(1)
    بر اساس پژوهش های انجام یافته، از اولین دوره ساخت بنای حرم حضرت رقیه علیها السلام ، آگاهی دقیقی در دست نیست، ولی نخستین تجدید بنا به دستور خود حضرت رقیه علیها السلام بوده است که در این باره در کتاب منتخب التواریخ این گونه نقل شده است: «عالم بزرگوار شیخ محمد علی شامی از پدر بزرگوار و او نیز بدون واسطه از سید ابراهیم دمشقی نقل می کند که دختر بزرگ سید ابراهیم شبی حضرت رقیه علیها السلام را در خواب می بیند. وی می فرماید: به پدرت بگو قبر من در میان آب افتاده است و بدن مرا اذیت می کند. بگو بیایند و آن را تعمیر کنند. او خواب را برای پدرش نقل می کند، ولی او به دلیل فشار اهل تسنن ترتیب اثر نمی دهد. شب دوم، دختر دیگر سید ابراهیم همان خواب را می بیند، ولی او با خود می گوید به واسطه خواب یک دختر نمی توان به قبر دختر امام
    ص:65
    ________________________________________
    1- 1. رقیه؛ چاووش کربلا، ص 41.
    حسین علیه السلام دست زد. شب سوم، دختر کوچک وی باز همان خواب را می بیند و برای پدرش تعریف می کند. سید ابراهیم ناراحت می شود، ولی جرأت چنین کاری را به خود نمی دهد و اعتنایی نمی کند. شب چهارم، خود سید ابراهیم حضرت رقیه علیها السلام را در خواب می بیند که با عتاب به وی می گوید: «چرا والی دمشق را برای تعمیر قبر من باخبر نکردی؟ سریع برای این کار اقدام کنید».
    صبح فردا سید ابراهیم جریان را برای والی شهر دمشق باز می گوید و او هم جریان را به عالمان شیعه و سنی شهر خبر می دهد تا در این باره تصمیمی بگیرند. همگی با غسل و طهارت کامل برای تعمیر قبر وارد عمل می شوند. سنگ قبر را می شکافند. خود سید ابراهیم برای تعمیر اقدام می کند. وقتی سید سنگ لحد را برمی دارد، می بیند بدن حضرت هنوز سالم است و در میان آب افتاده است. بدن را از قبر بیرون می آورد و روی زانوانش قرار می دهند. عده ای داخل قبر می روند و پس از سه روز آن را تعمیر می کنند. سید ابراهیم پس از عوض کردن کفن حضرت، بدن مطهرش را داخل قبر می گذارد و قبر را می چیند و سنگ قبر جدیدی بر روی آن می گذارد.»
    نویسنده کتاب، تاریخ این رویداد را سال 1280 ه . ق ذکر کرده است.(1)
    آرامگاه حضرت رقیه علیها السلام برای بار دوم، در سال 1323 هجری به دست میرزا علی اصغر خان اتابک، صدر اعظم دولت ایران، تجدید بنا گردید.(2) در سال 1334 هجری، بنای بارگاه با معماری بهتری به دست «سید محمد علی» و سید کامل آل نظام _ فرزندان «سید محمد نظام
    ص:66
    ________________________________________
    1- 1. منتخب التواریخ؛ ملاهاشم خراسانی، ص 388، باب ششم، برگرفته از: منهاج الدموع، ص 395؛ معانی السبطین، ج 2، ص 171؛ نورالابصار، ص 238.
    2- 2. اعیان الشیعه، ج 7، ص 23.
    دمشقی» _ ساخته شد. در سال 1376 ه . ق نیز هیأت بنی الزهرای تهران ضریح طلاکاری شده ای را به آستانه هدیه کرد.
    پس از آن، به دلیل توجه ویژه علاقه مندان اهل بیت علیهم السلام به زیارت حرم شریف حضرت رقیه علیها السلام و محدود بودن فضای زیارتی حرم، برای رفاه حال زایران، کار توسعه حرم به سرپرستی گروهی شامل امام موسی صدر، شیخ نصراللّه خلخالی، حاج ابوالقاسم همدانی و سیدرضا وردی کاظمی آغاز شد. آنان با خرید خانه های اطراف حرم، در توسعه حرم کوشیدند، ولی به دلیل بعضی طمع کاری های مغرضانه و تعصب های قومیتی این کار تا چندین سال به طول انجامید.
    البته با عنایت های اهل بیت علیهم السلام و کمک شیعیان، در تاریخ 1364 ه . ش، با حضور مقام های دولتی سوریه، کار توسعه حرم مطهر به طور رسمی ادامه یافت و در مدت پنج ماه، حرم مطهر به شکل کنونی در آمد که مساحت آن 4500 متر مربع است.
    گور یزید؛ مایه عبرت
    ضریح مطهر حضرت که کار هنرمندان اصفهانی است، به آیه 25 سوره آل عمران مزیّن شده است که می فرماید:
    «خداوندا! هر که را می خواهی، عزت می دهی و هر که را بخواهی، خوار می گردانی.»(1)
    حرم ملکوتی حضرت رقیه علیها السلام در مقابل گور بی نام و نشان یزید و پدرش که به زباله دان دمشق تبدیل گردیده، به خوبی نمایانگر تفسیر این آیه شریف است.
    ص:67
    ________________________________________
    1- 1. رقیه؛ چاووش کربلا، ص 52.
    «سید محمد طباطبایی»، عالم معروف عصر مشروطه، در سفری به دمشق می کوشد از وضع قبر معاویه آگاه شود. او از هرکه می پرسد، همگی با نگاه نفرت آمیزی از پاسخ به او طفره می روند تا این که یک درشکه چی با کرایه ای زیاد حاضر می شود تا او را به آن جا ببرد. او می گوید: «مسافت زیادی از شهر نداشت. حیاط، خرابه ای بود که در اتاق کوچک 20 متری با سه پله داشت. در حیاط، حوض کوچکی پر از آب گندیده بود و سه مرغابی در آن شنا می کردند. پیرزنی در گوشه ی حیاط مشغول نخ ریسیدن با دوک بود. با دیدن من فهمید که اهل شام نیستم، چون اهل شام آن جا نمی روند. در داخل اتاق، دو قبر کثیف بود که پارچه کهنه ای روی آن انداخته بودند و دو شمعدان مسی قدیمی هم بر روی قبرش گذاشته بودند.
    قبر یزید هم اکنون در «باب صغیر» به زباله دانی تبدیل شده و در بی نام و نشانی افتاده است.»(1)
    دیگر مکان های مقدس شام
    اشاره
    شام، سرزمینی باستانی، دارای تمدنی کهن و از نظر آب و هوایی از مناطق زیبای جهان است. این سرزمین محل تولد بسیاری از پیامبران الهی بوده که با گذشت کمتر از یک قرن از ظهور پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ، به پایتخت درندگان اموی بدل گشت.
    امام باقر علیه السلام در مورد شام می فرماید: «شام؛ چه سرزمین خوبی، اما چه اهالی پستی!»(2) در تفسیر امام حسن عسگری علیه السلام نیز آمده است: «وقتی خبر
    ص:68
    ________________________________________
    1- 1. ستاره درخشان شام، صص 51 _ 67 با گزینش.
    2- 2. سفینه البحار، ج 4، ص 361.
    سرپیچی معاویه، به امیرالمؤمنین علیه السلام رسید و گفتند که صد هزار نفر با او هستند، حضرت پرسید: از کدام طایفه اند؟ گفتند: اهل شام اند. فرمود: نگویید اهل شام، بلکه بگویید اهل شوم.»(1) این مردم، بسیاری از خاندان وحی علیهم السلام را شهید کردند که هم اکنون مقبره پاک آنان در این سرزمین پرتوافشانی می کند. در این جا به آوردن نام آنان بسنده می کنیم.
    آرامگاه فرزندان اهل بیت علیهم السلام
    1. آرامگاه حضرت زینب علیها السلام
    2. آرامگاه حضرت ام کلثوم علیها السلام
    3. آرامگاه حضرت سکینه علیها السلام ؛ دختر امام حسین علیه السلام
    4. آرامگاه حضرت فاطمه صغری علیها السلام ؛ دختر امام حسین علیه السلام
    5. آرامگاه حضرت میمونه؛ دختر امام مجتبی علیه السلام
    6. آرامگاه حضرت حمیده؛ دختر مسلم بن عقیل علیه السلام
    7. آرامگاه عبداللّه بن جعفر طیار علیه السلام
    8. آرامگاه عبداللّه الباهر؛ پسر امام زین العابدین علیه السلام
    9. آرامگاه عبداللّه بن جعفر؛ فرزند امام صادق علیه السلام
    10. مقام حضرت سجاد و سرهای شهیدان کربلا
    آرامگاه اصحاب و تابعین
    1. آرامگاه اسماء بنت عمیس؛ خادم حضرت زهرا علیها السلام
    2. آرامگاه فضه؛ خادم حضرت زهرا علیها السلام
    3. آرامگاه ام سلمه و ام حبیبه؛ از همسران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
    4. آرامگاه بلال بن رباح؛ مؤذن رسول اللّه صلی الله علیه و آله
    ص:69
    ________________________________________
    1- 1. همان.
    5. آرامگاه اویس قرنی
    6. آرامگاه حجر بن عدی
    7. آرامگاه عبداللّه بن ام مکتوم؛ مؤذن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
    8. آرامگاه مقداد بن اسودکندی بهرانی و مقداد بن عمرو و برخی از صحابه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله .
    9. آرامگاه محمد بن ابی بکر؛ فرزند ابوبکر و پرورش یافته مکتب علی علیه السلام (مادر ایشان، اسماء بنت عُمَیْس است.)
    آرامگاه پیامبران
    1. آرامگاهِ حضرت یحیی و محل دفن سر مقدس ایشان
    2. آرامگاه حضرت هود علیه السلام
    3. آرامگاه حضرت خضر علیه السلام

    زیارت نامه حضرت رقیه علیها السلام
    بسم اللّه الرحمن الرحیم
    اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنا رُقَیَّهَ، عَلَیْکِ تَحیَّهُ وَ السَّلامُ وَ رَحْمَهُ اللّه ِ وَ بَرَکاتُهُ. اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ خاتَمِ الأَنْبِیاءِ وَ الْمُرْسَلین مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّه ُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ. اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ اَمیرَالْمُؤمِنینَ عَلی بْنِ اَبی طالِب عَلَیْهِ السَّلام. اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ فاطِمَهُ الزَّهْراءِ سَیِّدَهِ نِساءِ الْعالَمین. اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ خَدیجَهَ الْکُبْری اُمَّ الْمُؤْمِنین و المُؤمِنات. اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهید. السّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الصِّدیَقَهُ الشَّهیدَهَ. السَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الرَّضیَّهِ المَرْضیَّهِ. السّلامُ علیکِ اَیَّتُهَا التَّقیَّهُ النَّقیَه. السلام علیکِ ایتها الزَّکیَّهُ الفاضِلَه. السلامُ علیکِ اَیَّتُهَا الْمَظلوُمَهُ الْبَهیَّهُ صَلّی اللّه ُ علیکِ وَ عَلی رُوحِکِ وَ بَدَنِکِ. فَجَعَلَ اللّه ُ مَنْزِلَکِ وَ مَأواکِ فِی الجَنَّهِ مَعَ آبائِکِ وَ اَجْدادِکِ الطَّیِبینَ الطاهِرینَ المَعْصوُمینَ. السّلامُ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدّار و عَلَی الْمَلائِکَهِ الْحافّینَ حَوْلَ حَرَمِکِ الشَّریفِ و رحمهُ اللّه ِ وَ بَرَکاتُه وَ صلّی اللّه ُ عَلی سَیِّدَنا
    ص:70
    مُحَمّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرین. بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمین.
    سلام و درود بر تو ای بانوی بزرگ! ای رقیه! درود و تحیّت خداوند بر تو باد!
    سلام بر تو ای دخت آخرین فرستاده خدا، محمد که سلام و ثنای الهی بر او و خاندانش باد! سلام بر تو ای دختر امیرالمؤمنین علیه السلام . سلام بر تو ای دختر بزرگ بانوی جهان، فاطمه زهرا علیها السلام . درود خدا بر تو ای دختر مادر بزرگوار مؤمنان، حضرت خدیجه علیها السلام . سلام بر تو ای دختر حسین شهید علیه السلام . درود خدا بر تو باد ای راست گفتار شهید. درود بر تو ای آن که به رضای حق راضی گشتی. تحیّت پروردگار بر تو ای بانوی پرهیزگار و پسندیده. سلام بر تو ای بانوی پاکدامن و فرهیخته. سلام بر تو ای بانوی بزرگوار و ستم دیده. سلام و ثنای خداوند بر تو و بر روح و جسم تو. خداوند جایگاه تو را در بهشت نزد نیاکان وارسته و پاک و معصومت قرار دهد. سلام بر آن صبری که پیشه ساختید و چه جایگاه نیکویی بر خود رقم زدید. سلام بر فرشتگانی که گرداگرد حرم ملکوتی ات در گردش اند. تحیت پروردگار بر همگی شما باد. خداوندا بر آقای ما محمد و خاندان پاکش درود فرست که تو مهربان ترین مهربانانی!

    ص:71
    ص:72
    بخش دوم: برگزیده ادب فارسی
    اشاره
    ص:73
    برگزیده اشعار
    اشاره
    کهن ترین سروده ای که در آن، نام حضرت رقیه علیها السلام برده شده و ماجرای اسیری اهل بیت علیهم السلام به نظم درآمده، قصیده جان سوز «سیف بن عمیره» _ از شاعران معاصر امام صادق علیه السلام _ است. او یکی از راویان زیارت عاشورا از امام باقر علیه السلام هست که در این چکامه بلند و سوزناک، دو بار نام حضرت رقیه علیها السلام را می آورد. اینک برگردان چند بیت آن را می آوریم:
    چقدر بزرگ است مصیبت این بزرگواران؛ پس ای دیده! عذرم را بپذیر و سرزنشت را کوتاه کن.
    وقتی حسین علیه السلام از سکینه جدا گشت، آرامش از روانش رخت بربست. به حال رنجوری و ضعف رقیه، دل دشمن غدّار سوخت. باید در قیامت از او عذر بخواهد، ولی عذر دشمنش پذیرفته نخواهد شد. بر ام کلثوم مصیبت هایی رسید که هرگز تکرار نخواهد شد و چهره اش را با اشک پوشاند.
    هرگز فراموش نمی کنم ام کلثوم و سکینه و رقیه را که با حسرت، آه و سوز بر او می گریستند. در آن هنگام که مادرشان فاطمه علیها السلام را صدا می زدند؛ مانند کسی که با ناراحتی و سرگردانی کسی را می خواند:
    ای مادر، فاطمه! این حسین توست که مانند ماه شب چهارده، روی خاک پرتو افشانی می کند؛ در حالی که روی زمینِ خاک آلود و قطعه قطعه، اعضایش در خونش شناورند.(1)
    ص:74
    ________________________________________
    1- 1. سیاهپوشی در سوگ ائمه نور، علی ابوالحسنی، ص 140.
    شمع بی پروانه
    من آن شمعم که آتش بس که آبم کرده، خاموشم***همه کردند غیر از چند پروانه فراموشم
    اگر بیمار شد کس، گل برایش می برند و من***به جای دسته گل، باشد سر بابا در آغوشم
    پس از قتل تو ای لب تشنه، آب آزاد شد بر ما***شرار آتش است این آب بر کامم، نمی نوشم
    تو را در بوریا پوشند و جسم من کفن گردد***به جان مادرت! هرگز کفن بر تن نمی پوشم
    دوباره از سقیفه دست آن ظالم برون آمد***که مثل مادرم زهرا ز سیلی پاره شد گوشم
    اگر گاهی رها می شد ز حبس سینه، فریادم***به ضرب تازیانه، قاتلت می کرد خاموشم
    فراق یار و سنگ اهل شام وخنده دشمن***من آخر کودکم، این کوه، سنگین است بر دوشم
    نگاه نافذت با هستی ام امشب کند بازی***گه از تن می ستاند جان، گه از سر می برد هوشم
    غلام رضا سازگار

    طفل خانه به دوش
    مرا که دانه اشک است، دانه لازم نیست***به ناله اُنس گرفتم، ترانه لازم نیست
    ص:75
    ز اشک دیده، به خاک خرابه بنوشتم***طفل خانه به دوش را آشیانه لازم نیست
    نشان آبله و سنگ و کعب نی کافی است***دگر به لاله رویم، نشانه لازم نیست
    به سنگ قبر منِ بی گناه بنویسید***اسیر سلسله را تازیانه لازم نیست
    عدو بهانه گرفت و زد و به او گفتم: ***بزن مرا که یتیمم؛ بهانه لازم نیست
    مرا ز ملک جهان، گوشه خرابه بس است***به بلبلی که اسیر است، لانه لازم نیست
    محبتت خجلم کرده، عمّه دست بدار! ***برای زلف به خون شسته، شانه لازم نیست
    به کودکی که چراغ شبش، سر پدر است***دگر چراغ به بزم شبانه لازم نیست
    غلام رضا رستگار
    کنار حسین
    بلبلی بود و آشیانه نداشت***به قفس مبتلا و لانه نداشت
    اوفتاده به دام عشقِ حسین***احتیاجی به آب و دانه نداشت
    بود درّ یتیم، جز زهرا***صدف؛ این گوهرِ یگانه نداشت
    خفته در گوشه خرابه شام***میل رفتن به سوی خانه نداشت
    درد دل با سر پدر می کرد***خون دل از مژه روانه نداشت
    گفت بابا اگر چه سوخت مرا***آتش عشق من زبانه نداشت
    ص:76
    با من دل شکسته غمگین***سرسازش چرا زمانه نداشت
    من یتیم و شکسته دل بودم***تن من تاب تازیانه نداشت
    خواست تا جان دهد کنار حسین***بهتر از این اگر بهانه نداشت
    محمدحسین بهجتی «شفق»
    سوز دل پروانه
    سوز دل من در دل پروانه نباشد***پروانه چو من عاشق دیوانه نباشد
    ای شمع بسوزم که وفاداری من هم***کمتر ز وفاداری پروانه نباشد
    چون گنج درین گوشه ویرانه نهانم***چون گنج به جز گوشه ویرانه نباشد
    در محفل ما یک شبی ای دوست گذر کن***کاین جا اثر از مردم بیگانه نباشد
    چون مرغ گرفتار قفس باشم و اما***جز قطره خونِ جگرم دانه نباشد
    هرگز نرود مهر تو بابا ز دل من***این قصه عشق است، چو افسانه نباشد
    نه شمع و چراغی به جز از پرتو رویت***در گوشه این کلبه و غمخانه نباشد
    بابا تو چرا غافلی از حال دل من***هرگز خبرت از من دُردانه نباشد
    در شام به جز گوشه ویرانه بی سقف***بهر من بیچاره، دگر خانه نباشد
    عبدالحسین رضایی
    امضاء


صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی