صفحه 24 از 24 نخستنخست ... 142021222324
نمایش نتایج: از شماره 231 تا 233 , از مجموع 233

موضوع: ارزشها و ضد ارزشها در قرآن

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #231

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    2,728
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    597
    مورد تشکر
    1,264 در 493
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    افمن يعلم انما انزل اليك من ربك الحق كمن هو اعمى (١٠٦٣) ((آيا كسى كه آنچه بر تو از ناحيه پروردگارت نازل شده مى داند حق است ، مانند كسى است كه نابينا مى باشد؟!)).
    قل هل يستوى الاعمى والبصير افلا تتفكرون (١٠٦٤) ((بگو آيا بينا، با نابينا برابر است آيا فكر نمى كنيد؟!)).
    ویرایش توسط رعنا ریاحی*خادمه قرآن* : 23-06-2022 در ساعت 14:39
    امضاء





  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #232

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    2,728
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    597
    مورد تشکر
    1,264 در 493
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    و ما يستوى الاعمى والبصير ولاالظلمات ولا النور ولا الظل ولا الحرور و ما يستوى الاحياء ولا الاموات ان الله يسمع من يشاء و ما انت بمسمع من فى القبور (١٠٦٥) ((نابينا و بينا با هم برابر نيستند و نه ظلمات و نور با هم برابرند، و نه سايه با حرارت و آفتاب ، و نه زندگان با مردگان ، كه همانا خدا هركس را كه بخواهد شنوا مى سازد و تو قادر نيستى كسانى را كه در گورها هستند شنوا سازى)).
    و ما يستوى الاعمى والبصير (١٠٦٦) ((كور و بينا برابر نيستند)).
    مثل الفريقين كالاعمى والاصم والبصير والسميع هل يستويان مثلا (١٠٦٧) ((مثل دو گروه ، مثل كر و كور با بينا و شنواست ، آيا آن دو برابرند؟!)).
    پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) چنانچه در حديث آمده است فرمود:
    طلب العلم فريضة على كل مسلم (١٠٦٨) ((منظور از علم ، كه اين همه در آيات قرآن به آن اهتمام شده ، و پيامبر اكرم آن را واجب شمرده ، علم الهى است كه انسان را به خدا نزديك ، و خوف الهى را در دل او پديد مى آورد، و نيز هر علم ديگرى است كه در تحقق اين هدف مؤثر است .
    امضاء




  4. Top | #233

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    2,728
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    597
    مورد تشکر
    1,264 در 493
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اينست كه قرآن اعلام مى كند:
    انما يخشى الله من عباده العلماء (١٠٦٩) ((تنها آنان كه علم دارند از خدا مى ترسند)).
    علوم طبيعى هم اگر تواءم با بصيرت بوده ، و فراگيرى آنها به دنبال غايت نهائى آنها باشد، كه آن كشف قوانين جهان هستى و دست يافتن به راههاى منتهى به منشاء هستى است ، خود بخشى از علوم الهى خواهد بود.
    زيرا هر قانونى در طبيعت راهى است به سوى قانونگذار و پديد آورنده آن نظم و قانون .
    سرتاسر علوم طبيعى شناسائى قوانينى است كه در طبيعت ايجاد شده ، و هر اكتشاف تازه اى كه بشر به آن دست مى يابد كشف يك راه تازه اى به سوى خداست .
    چنانچه دكتر((وينچستر))رئيس سابق آكادمى علوم فلوريدا گفته است : هر كشف تازه اى كه در دنياى علم به وقوع مى پيوندد، صدها مرتبه بر استوارى ايمان مى افزايد، و آثار شرك و وسوسه هاى نهانى را از بين مى برد، و جاى آن را به افكار عالى خداشناسى و توحيد مى بخشد.
    قرآن به هيچ چيز به قدر تعقل و تفكر اهميت نمى دهد، در((٣٨))موضع به آن تحريص و در((٤٨))موضع به ترك فهم و تعقل و تفقه و تدبر توبيخ مى كند.
    در حديث مى خوانيم ؛ امام صادق (عليه السلام ) فرمود:
    افضل العبادة ادمان التفكر فى الله و فى قدرته (١٠٧٠) ((افضل عبادت ، ادامه دادن به تفكر در خدا و قدرت اوست))
    از نظر قرآن ، تدبر و تفكر در معارف الهى بايد در دو ميدان جولان و جريان يابد:
    ١ - آيات كتاب تشريعى ٢ - آيات كتاب تكوينى
    در مورد تفكر و تدبر در آيات كتاب تشريعى چنين مى گويد:
    افلا يتدبرون القران ام على قلوب اقفالها (١٠٧١) قرآن كتاب وحى است ، و احاديث ماءثوره از پيامبر اكرم و ائمه طاهرين (عليه السلام ) شارح آنند.
    و در مورد تفكر و تدبر در آيات تكوينى كه كتاب آفرينش است مى گويد:
    و يتفكرون فى خلق السموات والارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك فقنا عذاب النار (١٠٧٢) ((و در مورد آسمانها و زمين فكر كرده مى گويند: پروردگارا اين دستگاه عظيم را بيهوده نيافريده اى و منزهى ، ما را به لطف خود از عذاب دوزخ نگهدار)).
    سرتاسر جهان - چنانچه اشاره شد - يك كتابخانه عظيم بى پايانى را تشكيل مى دهد، مملو از كتابهاى گوناگون كه قوانين بى شمار طبيعت در آنها درج شده است .
    مطالعه در هر يك از آن كتابها ما را به يك سلسله از قوانين طبيعت آشنا مى سازد و به سوى قانونگذار عالم و پديد آورنده نظام آن ، راهنمائى و ارشاد مى كند.
    آنچه دانشمندان توانسته اند تا كنون در اثر مطالعه در طبيعت از قوانين آن كشف و در پيشبرد تمدن بكار برده ، و به صورت اختراعات مختلف وارد زندگانى بشر نمايند، نسبت به آنچه هنوز از قوانين طبيعت كشف نشده و دست بشر نتوانسته است گره آن را بگشايد، به اعتراف بزرگترين دانشمندان ، بسيار ناچيز بوده ، و مانند آن است كه چراغهاى كوچك كم سوئى در گوشه و كنار صحراى تاريك بى پايانى به چشم بخورد كه در شعاع بسيار محدودى روشنى مى دهند.
    بطور كلى معلومات بشرى و دانش اندوزى انسانها از نظر اسلام با دو ميزان سنجش مورد ارزيابى قرار مى گيرد.
    به عبارت ديگر فرهنگ اسلامى در آموزش ، آن است كه آن را به دو هدف اصلى هدايت كند:
    ١ - در مسير خدا بودن : يعنى همان هدفهائى كه نيروى فكر و انديشه و استعداد فرا گرفتن دانش در انسانها براى آن آفريده شده ، و آن خداشناسى و سير فكر و انديشه به سوى محور هستى يعنى خداى يگانه است .
    و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون (١٠٧٣) كه در تفسير آمده :((اى ليعرفون = تا بشناسند.))
    ٢ - در مسير خلق بودن : يعنى براى خدمت به خلق ، و بهره گيرى مردم بوده ، و صرفا براى منافع شخصى نباشد.
    و همين اصل است كه آموزش را در كانال نيازهاى جامعه قرار داده و بيشترين نيروى آموزشى دانشجويان را در چيزهايى كه مورد نياز جامعه است متمركز مى كند.
    اين هدف نيز مانند هدف نخستين به آموزش و دانش اندوزى ، رنگ خدائى مى دهد، زيرا خدمت به خلق ، خود عبادت براى خداست .
    در اسلام هر كس بايد بگونه اى بار جامعه را به دوش گرفته ، و به خلق خدا خدمت كند.
    اينست كه مى گوئيم : اسلام دين زندگى و فعاليت است ، نه دين اعتزال و گوشه گيرى ، اسلام در همه صحنه هاى زندگى وارد شده ، و به همه آنها جنبه الهيت و خدائى داده و با صفاى معنوى مى آميزد.
    عفت ((عفت))، پديد آمدن حالتى براى نفس انسانى است كه با آن از غلبه شهوت جلوگيرى نمايد.
    تعفف ، بدست آوردن عفت با تحمل رنج و ممارست بر آنست .
    استعفاف ، به معنى طلب عفت و كوشش در بدست آوردن آنست .
    قرآن مى گويد:
    وليستعفف الذين لا يجدون نكاحا يغنيهم الله من فضله (١٠٧٤) ((كسانى كه امكان ازدواج ندارند، عفت بگزينند تا خدا آنان را به فضل خود بى نياز سازد)).
    تفسير: بعيد نيست كه منظور از آيه اين باشد كه عفت موجب مى گردد كه خداوند تعالى تفضل فرموده آنان را متمكن و غنى سازد تا بتواند ازدواج كنند.
    و احتمال مى رود كه منظور، آن باشد كه تا هنگامى كه خدا به فضل خود آنان را بى نياز كند به عفت ادامه دهند.
    و ان يستعففن خير لهن (١٠٧٥) ((زنانى كه به سبب سالخوردگى اميد ازدواج ندارند، اگر (حجاب گزيده ) عفت ورزند براى آنان بهتر است)).
    امضاء




صفحه 24 از 24 نخستنخست ... 142021222324

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی