نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

موضوع: تفسیر سوره عادیات

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    397
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    155
    مورد تشکر
    137 در 51
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    book تفسیر سوره عادیات

    امضاء


  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    397
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    155
    مورد تشکر
    137 در 51
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    بسم اللّه الرحمن الرحيم


    و العاديات ضبحا (1)

    فالموريت قدحا (2)

    فالمغيرات صبحا (3)

    فاثرن به نقعا4 فوسطن به جمعا (5)

    ان الانسان لربه لكنود (6)

    و انه على ذلك لشهيد (7)

    و انه لحب الخير لشديد (8)

    افلا يعلم اذا بعثر ما فى القبور (9)

    و حصل ما فى الصدور (10)

    ان ربهم بهم يومئذ لخبير (11)

    ترجمه آيات

    به نام خداوند بخشنده بخشايشگر. قسم به اسبانى كه (سواران در جهاد كفار تاختند تا جايى كه ) نفسشان به شماره افتاد (1).

    و در تاختن از سم ستوران بر سنگ آتش افروختند (2).

    و (بر دشمن شب يخون زدند تا) صبحگاهان آنها را به غارت گرفتند (3).

    و گرد و غبار (از ديار كفار) بر انگيختند (4).

    و سپاه دشمن را همه در ميان گرفتند (5).

    كه انسان نسبت به پروردگارش كافر نعمت و ناسپاس است (6).

    و خود او نيز بر اين ناسپاسى البته گواهى خواهد داد (7).

    و هم او بر حب مال دنيا سخت فريفته و بخيل است (8).

    آيا نمى داند كه روزى (براى جزاى نيك و بد اعمال ) از قبرها بر انگيخته مى شود؟ (9).

    و آنچه در دلها (از نيك و بد پنهان است همه را پديدار مى سازد (10).

    محققا آن روز پروردگار بر (نيك و بد) كردارشان كاملا آگاه هست (و به ثواب و عقابشان مى رساند) (11).


    امضاء


  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    397
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    155
    مورد تشکر
    137 در 51
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    بيان آيات

    اين سوره در باره ناسپاسى انسان و كفران نعمت هاى پروردگارش و حب شديدش نسبت به خير سخن مى گويد، و نتيجه مى گيرد با اينكه دوستدار خير خلق شد، و با اينكه خير را تشخيص مى دهد، اگر انجام ندهد حجتى بر خدا ندارد، بلكه خدا بر او حجت دارد، و به زودى به حسابش مى رسند.

    و اين سوره به شهادت سوگندهاى اولش در مدينه نازل شده، چون يكى از آن سوگندها جمله (و العاديات ضبحا...) است، كه ظاهرش به بيانى كه مى آيد اين است كه مراد از آن اسبان سربازان و مجاهدين در جنگ است، و همه مى دانيم كه جنگهاى اسلامى در مدينه واقع شده، و اصولا مساله جهاد بعد از هجرت تشريع شد، رواياتى هم كه از طرق شيعه از ائمه اهل بيت (عليهم السلم) رسيده مؤيد اين نظريه است، چون در آن روايات آمده كه اين سوره در باره على (عليه السلام) نازل شده، آن زمانى كه به غزوه ذات السلاسل رفته بود. و نيز بعضى از روايات وارده از طرق اهل سنت آن را تأييد مى كند، كه ان شاء اللّه در بحث روايتى آينده به آن روايات اشاره مى شود.

    وجوهى كه درباره مراد از سوگندهاى : (والعاديات ضبحا...) گفته شده و بيان اينكه اين قسم ها به سوارگان رزمنده است

    امضاء


  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    397
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    155
    مورد تشکر
    137 در 51
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    و العاديات ضبحا

    كلمه (عاديات ) از مصدر (عدو) است، كه به معناى دويدن به سرعت است، و كلمه (ضبح ) به معناى صوتى است كه از نفس نفس زدن اسبان در حين دويدن شنيده مى شود، و آنچه معهود در ذهن همه و معروف در بين اهل لسان است، اين است كه اين كلمه در خصوص اسبان بكار مى رود، هر چند كه بعضى ادعا كرده اند كه اين صدا براى بسيارى حيوانات ديگر نيز دست مى دهد، و به هر حال معناى آيه اين است كه : سوگند مى خورم به اسبان تيزتك ، كه نفس نفس مى زنند.

    ولى بعضى گفته اند: مراد از آن شتران حاجيان است، كه صاحبان خود را در روز عيد قربان از مشعر به منى مى برند.

    بعضى ديگر گفته اند: مراد شتران سربازان و جنگجويان در راه خدا است.

    ولى صفاتى كه در آيات بعدى براى عاديات ذكر كرده با اين دو قول كه عاديات را به شتران معنا كرده اند نمى سازد.


    امضاء


  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    397
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    155
    مورد تشکر
    137 در 51
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    فالموريات قدحا

    كلمه (موريات ) جمع اسم فاعل از مصدر (ايراء) است، كه به معناى برون كردن آتش (از سنگ چخماق ) است، و كلمه (قدح ) به معناى زدن به ضرب است وقتى گفته مى شود: (قدح فاورى ) معنايش اين است سنگ و چخماق را به هم كوبيد، و جرقه بيرون آورد. و منظور از اينكه اسبان عاديات را توصيف كرده به (موريات قدحا) اين است كه اين اسبان در هنگام دويدن در زمين سنگزار جرقه هايى از برخورد نعلهايشان به سنگ زمين بيرون مى جهد.

    ولى بعضى ها گفته اند: مراد از (ايراء) مكر جنگندگان در ميدان جنگ است.

    بعضى ديگر گفته اند: منظور آتش افروختن است.

    بعضى ديگر گفته اند: منظور زبان مردان است كه آتشها مى افروزد، و با پاره سخنان سخت و ناهنجار خود فتنه ها مى انگيزند، ليكن اين اقوال سخنانى ضعيف است.


    امضاء


  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    397
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    155
    مورد تشکر
    137 در 51
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    فالمغيرات صبحا

    كلمه (مغيرات ) جمع مونث اسم فاعل از باب افعال (اغاره ) است، و (اغاره ) و همچنين (غاره ) به معناى سواره هجوم بردن بر دشمن به طور ناگهانى است، و اين جمله كه به ظاهر و مجازا صفت خيل قرار گرفته، در واقع صفت سوارگان صاحب خيل است، و معنايش اين است كه : سوگند مى خورم به سوارگان كه در هنگام صبح و بناگهانى بر دشمن هجوم مى آورند.

    ولى بعضى گفته اند: مراد از مغيرات، شترانى است كه سوارگان خود را در روز قربان از مشعر به منى مى آورند، سنت هم همين است كه از مشعر حركت نكنند تا آفتاب روز عيد طلوع كند، و اغاره در اينجا به معناى غارت بردن نيست، بلكه به معناى سير سريع است.

    ولى اين تفسير از اين نظر كه خلاف ظاهر كلمه اغاره است درست نيست.

    امضاء


  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    397
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    155
    مورد تشکر
    137 در 51
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    فاثرن به نقعا

    كلمه (اثرن ) جمع مونث غايب از فعل ماضى و از مصدر (اثاره ) است كه به معناى انگيختن گرد و غبار و امثال آن است، و كلمه (نقع ) به معناى غبار است.

    و معناى آيه اين است كه : سو گند به هجوم كنندگان در صبح، كه با اغاره به دشمن و دست و پاچه كردن آنان گرد و غبار بر مى انگيزند.

    بعضى از مفسرين در پاسخ از اين اشكال كه چرا در اين سوره، فعل (اثرن ) عطف بر اسم فاعل (مغيرات ) شده، با اينكه اسم فاعل صفت است، و فعل عطف به صفت نمى شود؟ گفته : هيچ عيبى ندارد، چون اسم فاعل مذكور به معناى فعل است و كانه فرموده : (اقسم باللاتى عدون فاورين فاغرن فاثرن ) (سوگند به سوارگانى كه نفس زنان مى دوند، و جرقه از نعل اسبانشان مى جهد، پس ‍ غارت مى برند و غبار مى انگيزند).

    امضاء


  9. Top | #8

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    397
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    155
    مورد تشکر
    137 در 51
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    فوسطن به جمعا

    كلمه (وسط) كه مصدر فعل (وسطن ) است، به معناى توسط - در وسط قرار گرفتن - است، و ضمير (به ) به صبح بر مى گردد، و حرف (باء) به معناى حرف (فى ) است، كه در اين صورت معنا چنين مى شود: (پس در وقت صبح در وسط جمع قرار گرفتند). ممكن هم هست ضمير به كلمه (نقع ) برگردد، و حرف (با) براى ملابسه باشد، كه در اين صورت معنا چنين مى شود: (پس در هنگام صبح دسته جمعى در وسط غبار قرار گرفتند).

    بعضى گفته اند: منظور در وسط قرار گرفتن شتران در جمع منى است.

    ولى خو اننده محترم توجه دارد كه حمل كردن آيات پنجگانه، با اينكه تك تك مفردات آن ظهور در سواركاران دارد، بر شتران حاجيان كه از مشعر به منى كوچ مى كنند حملى است بى اندازه خلاف ظاهر.

    پس متعين آن است كه آيات را حمل بر جنگندگان اسلام كنيم، و سياق آيات مخصوصا جمله (فالمغيرات صبحا)، و جمله (فوسطن به جمعا) مى رساند كه منظور همان جنگندگان است، كه خداى تعالى در اين آيات به آنان سوگند ياد كرده، و حرف (فاء) در آيات چهارگانه دلالت دارد بر اينكه مضمون آنها مترتب بر همين سوگند است.
    امضاء


  10. Top | #9

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    397
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    155
    مورد تشکر
    137 در 51
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    دو خصلت بنى آدم : (كنود) بودن حبّ مال داشتن

    ان الانسان لربه لكنود

    كلمه (كنود) به معناى كفرانگر است و اين آيه مانند آيه شريفه (ان الانسان لكفور) از آنچه در طبع بشر نهفته شده خبر مى دهد، و آن اين است كه پيرو هواى نفس و دلداده به لذائذ دنيا است، و در نتيجه از شكر پروردگارش در مقابل نعمت هايى كه به او ارزانى داشته منقطع مى شود.

    و در اين لحن گفتار تعريضى است به آن مردمى كه مسلمانان بر سرشان تاختند، و گويا منظور از كفرانگريشان، كفران نعمت اسلام است، كه از بزرگترين نعمت هايى است كه خدا بر بشر و بر آنان انعام فرموده، و چه كفرانى بالاتر از اينكه چنين نعمتى را كه مايه پاكى زندگى دنيا و سعادت حيات ابديشان است نپذيرند، و كار به جايى برسد كه لشكر اسلام بر سرشان بتازد.

    امضاء


  11. Top | #10

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    397
    صلوات
    1100
    دلنوشته
    2
    بر چهره دلربای مهدی صلوات
    تشکر
    155
    مورد تشکر
    137 در 51
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    دو خصلت بنى آدم : (كنود) بودن حبّ مال داشتن

    ان الانسان لربه لكنود

    كلمه (كنود) به معناى كفرانگر است و اين آيه مانند آيه شريفه (ان الانسان لكفور) از آنچه در طبع بشر نهفته شده خبر مى دهد، و آن اين است كه پيرو هواى نفس و دلداده به لذائذ دنيا است، و در نتيجه از شكر پروردگارش در مقابل نعمت هايى كه به او ارزانى داشته منقطع مى شود.

    و در اين لحن گفتار تعريضى است به آن مردمى كه مسلمانان بر سرشان تاختند، و گويا منظور از كفرانگريشان، كفران نعمت اسلام است، كه از بزرگترين نعمت هايى است كه خدا بر بشر و بر آنان انعام فرموده، و چه كفرانى بالاتر از اينكه چنين نعمتى را كه مايه پاكى زندگى دنيا و سعادت حيات ابديشان است نپذيرند، و كار به جايى برسد كه لشكر اسلام بر سرشان بتازد.
    امضاء


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی