صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 35 , از مجموع 35

موضوع: ویژه نامه وفات حضرت ام البنین علیهاالسلام {ام العباس }

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    91,866
    صلوات
    31365
    دلنوشته
    72
    هدیه به مولای کریمان اقا امام حسن مجتبی علیه السلام
    تشکر
    76,795
    مورد تشکر
    201,623 در 62,278
    وبلاگ
    205
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    خدیجه علیهاالسلام ،

    تجسم حقیقت و نماد مسلمان کامل،

    و تسلیم محض خدا ورسولش بود.

    وی که به تمام صفات والای انسانی آراسته بود،

    از هیچ اقدامی در یاری رسول خدا کوتاهی نمی کرد و در این راه،

    نه تنها اموال،

    بلکه همه هستی خویش را در طبق اخلاص گذاشت.

    وی باسلاح ایمان به حقیقت اسلام و تقوای الهی،

    در برابر تندباد حوادث و سختی ها،

    نستوه و پایدار ایستاد و ذره ای از اخلاص و ایمانش کم نشد.

    سزاوار است امروز که روز وفات آن حضرت است،

    اعمال و رفتار الهی اش را سرلوحه کارهای خود قرار دهیم

    و از زندگی سراسر پربار ایشان،

    درس جاودانگی بیاموزیم.









    امضاء





    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************






  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    91,866
    صلوات
    31365
    دلنوشته
    72
    هدیه به مولای کریمان اقا امام حسن مجتبی علیه السلام
    تشکر
    76,795
    مورد تشکر
    201,623 در 62,278
    وبلاگ
    205
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    من فاطمه بانوی بیت مرتضایم
    من همدم تنهایی شیر خدایم


    من همنشین فاتح و بدر و حنینم
    من مادر عباس علمدار حسینم

    روزی که من همخانه گشتم با شه عشق
    روزی که پایم را نهادم در ره عشق

    بر درب بیت شاه مردان ایستادم
    خم گشتم و بر دست زینب بوسه دادم

    گفتم به زینب من کنیزم در بر تو
    من نآمدم اینجا به جای مادر تو

    هر چند نامم فاطمه باشد عزیزم
    اما بدان بر مادرت زهرا کنیزم

    من که در این دلدادگی در شور و شینم
    تا زنده ام خاک کف پای حسینم

    ای زینب ای بانوی از غربت غمینم
    دیگر در این خانه مخوان ام البنینم

    امشب مدینه می دهد بوی گل یاس
    پر میزند ام البنین، مادر عباس


    ام البنین بانوی بیت مرتضی بود
    او روضه خوان ماجرای کربلا بود

    بر طفل خود عباس داد او درس ایثار
    از کودکی می گفت بر طفلش علمدار


    می گفت عباسم تو که در شور و شینی
    در کربلای عشق سقای حسینی



    امضاء





    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    91,866
    صلوات
    31365
    دلنوشته
    72
    هدیه به مولای کریمان اقا امام حسن مجتبی علیه السلام
    تشکر
    76,795
    مورد تشکر
    201,623 در 62,278
    وبلاگ
    205
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    مادر؛ مادری که اگر چه در کربلا نبود، ولی دلش تا ابد در کربلا ماند
    و نگاهش بر افق، که آیا «کاروان عشق» را بازگشتی خواهد بود؟

    مادری که دلش برای همیشه در کنار «نهر علقمه»،
    سوگ نشین فرزندی شد که نظیر نداشت در زیبایی و شجاعت!

    مادری که دلش در میدان «قتلگاه» بود و نگاهش بر آسمان،
    که چه وقت، «ماه»، بار دیگر خواهد تابید!

    مادری که یک عمر، دست از «حسین حسین» گفتن بر نداشت و تمام غریبانه هایش را،
    حتی سوگ عزیزانش را با نام حسین علیه السلام همراهی کرد!

    مادری که «ام البنین علیهاالسلام » بود، ولی آیینه نگاهش از آسمان کربلا،
    تنها اشکِ خونین ستارگان را چید؛ آن گاه که راوی، از عبور نیزه ها روایت می کرد!

    مادری که حتی کوچه های «مدینه»، مرثیه سرای اندوه سترگ او شدند
    و به استقامت و صبر او ایمان آوردند!

    مادری که «وفا»، اولین درس زندگی و «شجاعت»، عالی ترین سرشت
    همسری اش بود و «صحبت»، بالاترین باور مهر پروری اش

    مادری که برای همیشه، با ناله های نینوایی، به یاد پسرانش، لالایی سرود
    و سروده هایش را فرات، هر روز، هنگام غروب نجوا می کند!

    مادری که بعد از شهادت «عباس علیه السلام »، دیگر به ماه نگاه نکرد
    و آسمان مدینه، نعمت نورافشانی اش را از دست داد!

    مادری که در کربلا نبود، ولی تا ابد در کربلا ماند
    و دل از «گودال قتلگاه» نگرفت و فریاد «یا حسین»اش را
    نه تنها در مدینه، که از صحن مطهر کربلا می توان شنید!

    درود خداوند و سلام پاکان، بر روح بلند و وفاداری بی نظیرش باد!
    روح آسمانی اش، در سایه سار کوثر، شاد، و شفاعت بشکوهش، دستگیرمان باد!



    امضاء





    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    91,866
    صلوات
    31365
    دلنوشته
    72
    هدیه به مولای کریمان اقا امام حسن مجتبی علیه السلام
    تشکر
    76,795
    مورد تشکر
    201,623 در 62,278
    وبلاگ
    205
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    ای بانوی شرافت و ادب! کرامت تو را می‏شود در زلال آیینه اباالفضلت دید؛
    آن‏جا که امان نامه شیطان را به سینه خاک کوبید و گفت:
    حیرتا! زاده ام البنین امان داشته باشد، اما میوه نازنین رسول خدا صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله ‏وسلم
    زاده زهرای مطهّر، امان نداشته باشد؟

    اگر تو همسر امیرالمؤمنین نبودی، چه کسی ماه بلند بالای بنی هاشم را به دنیا می‏آورد،
    که از طلعت زیبا و جمال دل آرایش، عرب، انگشت حیرت به دندان می‏گزید؟

    بانوی بافضیلت بودی که ابوالفضل را چنان تربیت کردی، تا پشت و پناه
    حسین و لشگرش باشد و از کشته‏های دشمن، پشته بسازد.

    مرحبا به مادریت، ای مادر ادب! که به نوباوگان خویش فرمودی: از سر ادب.
    به گل‏های زهرا علیهاالسلام ، «آقا و مولا» خطاب کنند، نه «برادر». خدا تو را رحمت کند.

    هنوز صدای مرثیه ‏هایت
    در بقیع، در گوش زمان جاری است:

    دیگر به من «مادرِ پسران» نگویید؛ چون مرا به یاد شیران قوی پنجه‏ام می‏اندازید.
    من پسرانی داشتم که مرا به نام آنها، «ام البنین» می‏خواندند.

    اما اکنون دیگر برای من پسری نمانده است؛ چهار فرزندم،
    همچون عقابان تیز پنجه بودند که با مرگ سرخ، زندگی را وداع گفتند.

    ای مادر وفا، که روح شریف چهار پسر وفادارت ـ «عباس و جعفر و عثمان و عبداللّه‏»
    تجلی‏گاهِ وفای تو به علی علیه‏السلام و اولاد علی علیه‏السلام گردید.
    که وفای آنان، درخششی از وفای تو بود!

    آیا از شجاعت پدرانت که در رگ‏های تو جاری بود و از شرافت و فضیلتی که در تو می‏جوشید،
    غیر از این انتظار می‏رفت که فرزندت، قمر بنی هاشم، عبّاس رشید باشد که بر فوج اهریمنان تاخت.

    چه نیک می‏شناختی فرزندانت را که در رثای آنان سرودی:
    به من خبر دادند که عباس، با دست‏های بریده، با صورت به زمین افتاده
    اما پسرم! می‏دانم که اگر عمود آهنین بر سرت نمی‏کوفتند و شمشیر در دست می‏داشتی،
    هیچ کس یارای نزدیک شدن به تو را نداشت.

    خدا تو را رحمت کند، ای شجاع ‏زاده شجاع پرور، مادر پسران، ام البنین!




    امضاء





    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





  6. Top | #35

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    91,866
    صلوات
    31365
    دلنوشته
    72
    هدیه به مولای کریمان اقا امام حسن مجتبی علیه السلام
    تشکر
    76,795
    مورد تشکر
    201,623 در 62,278
    وبلاگ
    205
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    نام شما را که می برم، بی اختیار دلم هوای مدینه را می کند
    دلم پرنده می شود و تا پشت دیوار بقیع، یک نفس بال می گشاید.

    نام شما را که می برم، هوا معطّر می شود
    و سکوت از عظمت نامتان جریان می گیرد.


    گاهی آن قدر، خود را ـ با تمام بزرگی ات ـ به من نزدیک می کنی که حس می کنم
    سر بر دامنت نهاده ام و تو با دستان سبز و گره گشا، اشک از چشمانم پاک می کنی،
    سر بر دامنت نهاده ام و بوی خوش بهشت را، ذرّه ذرّه، نفس می کشم.

    «چادر سیاه پاک، که انداخته خدا
    ماه شب چهاردهم را به دامنت»



    گاهی آن قدر بلند و رفیع می شوی که دیگر پرنده خیالم هر چه بال می زند
    به گردِ حضورتان هم نمی رسد!

    گاهی آن قدر نزدیکی، که به یک قدم، کنار شما می ایستم؛ کنار مهربانی تان، خوبی تان.

    گاهی آن قدر وسیع و دور و ناممکن که هر چه می دوم، دورتر می شوی
    و در ابتدای راه، فرو می مانم!
    باید خودت دست دلم را بگیری!
    خودت قدم به قدم به دلم راه رفتن بیاموزی!

    من کجا و مادر ماه بنی هاشم کجا؟!
    چه قدر پیش خدا حرمت داشتید که شایسته این انتخاب بودید!

    چه قدر پاک و مطهّر بودید!
    افتخار بیشتر از این که ما در فرزندان فاطمه علیهاالسلام باشی؟!
    قداست بالاتر از این که محرم دردهای علی علیه السلام باشی؟!

    بانو! دیگر شنیدن قصّه فرات و ادب سقّای تشنه لب، مرا به شگفتی نمی خواند
    آن سقّا که از مشک ادب تو، سیراب شود و عبّاس نشود، عجیب است.


    شنیده ام، زمزمه روزها و لالایی شب هایت این بود: «عبّاسم، مبادا فرزندان زهرا علیهاالسلام
    را برادر صدا بزنی؛ فرق است بین فرزندان فاطمه علیهاالسلام و ام البنین علیهاالسلام »
    شنیده ام که بارها و بارها، الفبای وفا و ادب را حرف به حرف، به گوش عبّاست هجی کردی.
    حالا گر ماه بنی هاشم، خدای ادب باشد عجیب نیست؟!

    آموزگار عشق و ارادت! آن قدر در لحظه هایت شگفتی آفریدی که تاریخ، انگشت
    تحیّر به دندان می کرد. کدام ماجرایت را بگویم؟

    کدام لحظه ات را بسرایم، که لحظه هایت، آن قدر مقدّسند که در واژه ها نمی گنجند.
    در هر ماجرا، عشق و ارادت و اخلاص می آموزی، آن گاه که قنداقه عباست را، روی دست می گیری
    و برای صدقه سری حسین علیه السلام ، دور سر مبارک ابا عبدالله می چرخانی... ،
    اگر فاطمه علیهاالسلام ، عبّاس تو را «پسرم» نخواند، عجیب است ...

    تو آمدی؛
    در یک روز خوب و قدم به خانه علی علیه السلام نهادی و سایه مهربانی ات
    را پناه کودکان داغدیده زهرا علیهاالسلام کردی.

    تو آمدی و خشتْ خشتْ خانه پر شد از بوی تنت.
    و تو لبریز از بوی فاطمه علیهاالسلام .

    بانوی چهار داغ!
    محبت از این بالاتر، که به همسر بگویی: «مرا فاطمه مخوان، چون حسن و حسین و زینب
    با شنیدن این نام محزون می شوند» و تو، ام البنین یگانه روزگار شدی.


    دسته دستاس، با دست های تو خو گرفت و...
    تو می روی و خانه، داغ رفتنت را ضجّه می زند.

    تو می روی؛ با تمام مهربانی ات؛ با سینه ای که داغ چهار کوه را به سوگ نشسته!
    و من، هنوز پشت دیوار بقیع، مهربانی ات را ضجّه می زنم.


    و من هنوز پشت دیوار بقیع، در جستجوی دست های گره گشای توام ...
    و من هنوز حس می کنم که سر بر دامن تو نهاده ام و بوی یاس را از دامن تو می شنوم.

    یا ام البنین ... !






    امضاء





    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فاطمه کلابیه, فرزندان ام البنين, فرزندان ام البنین, قمر بني هاشم, ماجرای کامل معجزه حضرت أم البنين با کودکی به نام سجاد, مادر ماه, مادر سقای کربلا, متن و ترجمه زیارتنامه حضرت ام البنین علیه السلام, چگونگی ازدواج با حضرت علی, نسب ام البنين, همسر علی (ع), وفات حضرت ام البنین, وفات حضرت ام‌البنين (س), ویژه نامه وفات خانم ام البنين, گالری تصاویر ویژه شهادت حضرت ام البنین سلام الله علیها, پژوهشی در زندگی و شخصیت ام ‏البنین(س), البنین, السلام عليک ياام العباس, ام البنين, ام البنين سلام الله عليها, ام البنین, ام البنین مادر حضرت عباس, ام البنین همسر مولا علی, ام البنین علیهاالسلام, ام البنین(س) و تاریخ کربلا, ام الشهداء, بانوی مردآفرین, بررسی تاریخچة زندگانی ام البنین ( س ) در تاریخ اسلام, توسل به حضرت ام البنین علیها السلام, حضرت ام البنين, حضرت ام البنین, حضرت ام البنین (س), دانلود مداحی و روضه خوانی وفات حضرت ام البنین (س), رفتار ام البنین با یادگاران فاطمه (س), سوگ نشين نهرعلقمه

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی