صفحه 8 از 8 نخستنخست ... 45678
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 77 , از مجموع 77

موضوع: بخشى‏ از زيبايى‏هاى‏ نهج ‏البلاغه

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #71

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    15,267
    تشکر
    1,065
    مورد تشکر
    1,571 در 1,003
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    علی « ع » در زمینه ی عیبجوئی انسان از دیگران و غفلت از عیوب خود ، از آنجا که این عمل را از نظر سلبی و ایجابی باعث سوء اخلاق و سوء روش میداند ، می گوید : « بزرگترین عیب ها آن است که چیزی را که در خودت هست بر دیگران عیب بگیری » . « کسیکه به عیب خودش توجه کند از عیب دیگران باز میماند » . و اگر با کار زشتی روبرو شدی نخست باید آن را
    رد کرده و نپذیری و در غیر اینصورت بر شما لازم
    صفحه[ 122 ]
    است آن عمل را زشت بدانی وگرنه در آن کار شریک خواهی بود :
    « کسیکه کار زشت را نیکو بداند در آن کار شریک است » .
    از آنجا که محبت بیکدیگر بحکم ضرورت وجودی ، یک ضرورت اخلاقی محسوب می شود ، منطق عقل و قلب انسان را وادار می کند که محبت او نسبت به کسیکه او را گویا ساخته و به او نیکی نموده ، زیادتر و وسیع تر باشد . علی « ع » در این زمینه می گوید : « تیزی زبانت را به کسیکه ترا گویا ساخته ، و رسائی سخنت را به کسی که ترا براه راست رهبری کرده مگردان » . آنگاه می گوید : « کسی که مقام ترا بزرگ شمرده پاداشش آن نیست که ارزش او را کم کنی ، و کسیکه ترا شاد کرده مزدش آن نیست که با وی بدرفتاری نمائی » .
    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #72

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    15,267
    تشکر
    1,065
    مورد تشکر
    1,571 در 1,003
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    علی « ع » حرص و غرور و حسد را که موجب انحراف اخلاقی است شدیدا مورد حمله قرار می دهد : « حرص و غرور و حسد باعث سقوط در گناهان هستند » . اگر اخلاقیون قدیم ، از بخل بخاطر آنکه ذاتا صفت ناپسندی است مذمت می کردند ، علی « ع » که با دقت بیشتر و اندیشه ی عمیق تری اخلاق را مورد توجه قرار داده ، بخل را از این نظر که جامع تمام عیوب است و انسان را به هر گونه انحراف اخلاقی و عملی می کشاند ، مذمت کرده است . زیرا بخیل از دوروئی ، تجاوز ، غیبت ، حسد ، پستی
    ، تقلب ، حرص ، نارضایتی و ستمگری برخوردار است . علی « ع » می گوید : « بخل ، جامع هر خصلت ناپسندی است » .
    صفحه[ 123 ]
    ویرایش توسط نصرالله عاشق خداومولا : 19-09-2022 در ساعت 18:00
    امضاء

  4. Top | #73

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    15,267
    تشکر
    1,065
    مورد تشکر
    1,571 در 1,003
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اینجا اگر من بخواهم جزئیات عقیده پسر ابو طالب را در زمینه اخلاق و تهذیب نفس بررسی کنم سخن به درازا می کشد ، لیکن باید بگویم : علی « ع » هیچ حرکتی از حرکات انسان را ترک نکرده مگر آنکه آن را به شکلی در آورده و بطور کامل توضیح داده است . اگر شما بگوئید چنین کاری وسیع و طولانی و طاقت فرسا است ، منظور من نیز همین است . برای شما کافی است به زیبائی هایی که ما از ادبیات علی « ع » در این کتاب جمع آوری کرده ایم سرکشی کنید تا ببینید بررسی عقیده ی علی « ع » در زمینه ی اخلاق و تهذیب نفس ، و توضیحاتی که در خور این برگزیده ها است ، ممکن است از چندین جلد تجاوز کند ، ولی کافی است بگویم : این زیبائی ها بهترین و گسترده ترین و عمیق ترین میراث انسانیت محسوب می شود .
    ویرایش توسط نصرالله عاشق خداومولا : 26-09-2022 در ساعت 15:28
    امضاء

  5. Top | #74

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    15,267
    تشکر
    1,065
    مورد تشکر
    1,571 در 1,003
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    علاوه بر این ما اینک ناچاریم نشانه ی اصلاح عظیم را بطور خلاصه بررسی کنیم و آن را به عنوان درک عمیق ارزش حیات و عظمت روح و کمال وجود ، مورد بحث قرار دهیم . البته عده ی قلیلی از اساتید فن از قبیل مسیح ، بودا ، بتهوون و امثال آنان معتقدند که در درجه ی اول ، نشانه ی اصلاح میان انسان و روح خودش می باشد ، اما اصلاح میان انسان و دیگران ، ناشی از حالت اولیه است که بطور طبیعی از آن صادر میگردد
    . علی « ع » این حقیقت را بوسیله ی درک روشن و نیرومندی ، خالی از هر گونه ابهام و پیچیدگی درک کرده و از آن تعبیر جامعی نموده است . او در زمینه ی لزوم احترام انسان نسبت به
    صفحه[ 124 ]
    خودش و کارهایش بدون آنکه نگهبانی بر او گماشته شود ، می گوید :
    « در پنهانی ها از گناهان بپرهیزید » و نیز در همین زمینه می گوید : « از هر کاری که پنهانی انجام می گیرد و آشکارا شرم آور است بپرهیز ، و از هر کاری که اگر از کننده ی آن بپرسند آن را انکار می کند بر حذر باش » . و اینک به آنچه علی « ع » در رابطه ی میان پنهان و آشکار می گوید و ما آن را نشانه ی اصلاح و صدور طبیعی نام گذاشتیم توجه کنید : « هر که باطن خود را درست کند خداوند ظاهر او را اصلاح خواهد کرد » .
    امضاء

  6. Top | #75

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    15,267
    تشکر
    1,065
    مورد تشکر
    1,571 در 1,003
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    جمله ی زیر درباره ی تهذیب نفس ، از سخنان زیبای « کنفوسیوس » حکیم چینی می باشد : « آنطور که بر سر سفره ی پادشاه غذا می خوری بر سر سفره ی خودت غذا بخور » . روشن است منظور حکیم این است که همیشه برای خودت احترام قائل باش و احترام خود را مرهون موقعیت خاصی مپندار تا رفتار تو بهنگام تنهایی مانند رفتارت در برابر پادشاه باشد .
    علی « ع » مثل همین معنی را به شکل تازه ای بیان می کند :
    « هر یک از شما باید برای برادرش طوری زینت کند که برای بیگانه زینت می کند و دوست دارد بیگانه او را در بهترین قیافه ببیند » منظور علی « ع »
    این است که انسان باید در هر حال برادرش را پند دهد و او را در بهتر ساختن اخلاق و رفتار و سلیقه اش کمک کند . البته اصلاح صحیح این نیست که بطور آشکار او را اندرز دهد و بدین سبب به او
    صفحه[ 125 ]
    آزار یا اهانت کند ، بلکه روح اصلاح اصیل بر انسان واجب میداند که ملایم و مهربان باشد و دیگران را در پنهانی نصیحت کند . علی « ع » می گوید : « کسیکه برادرش را در پنهانی موعظه کند او را زینت داده و اگر آشکارا به او پند دهد او را رسوا کرده است » .
    ویرایش توسط نصرالله عاشق خداومولا : 30-09-2022 در ساعت 13:35
    امضاء

  7. Top | #76

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    15,267
    تشکر
    1,065
    مورد تشکر
    1,571 در 1,003
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    در هر صورت شما باید با خودتان و با مردم و حیات راست باشید .
    زیرا بوسیله ی این راستی می توانید زندگی کنید و در غیر اینصورت نابودی بر شما حکمفرما است . بوسیله ی همین راستی است که سلامت جسم و روح و قلب شما محفوظ میماند و در غیر اینصورت همه چیز را از دست خواهید داد . در اثر راستی است که به دیگران محبت می ورزید و دیگران با شما مهربانی می کنند و به شما اطمینان دارند ، وگرنه تنفر و بیزاری و بطور کلی همه ی بدیها را بطرف خود جلب خواهید کرد و مردم با نظر حقارت به شما خواهند نگریست . این راستی از شما و بر شما پیمانی است ، زیرا آن خواسته ی حیات نیرومند پیروز می باشد . خواسته ای است که بر شما حتم می کند هر روز به پیمان خود نظر بیافکنید . علی « ع » می گوید : « بر هر کسی لازم است هر روز به پیمان خودش نظر
    کند » .
    صفحه[ 126 ]
    امضاء

  8. Top | #77

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    15,267
    تشکر
    1,065
    مورد تشکر
    1,571 در 1,003
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    خیر وجود و انقلاب حیات
    قسمت اول
    می بینیم انقلاب حیات را به تمام معنی نمایشگر خیر وجود ، و خیر وجود را نمایانگر انقلاب حیات میداند انقلاب میگوید : من ویران کننده و بنا کننده هستم طبیعت وجود عادل باید بخشنده و نیکوکار باشد . وجود عادل هیچیک از چیزهائی که بخشیده پس نمی گیرد مگر آنکه بجای آن ، چیز تازه دیگری می بخشد . خیر وجود ، ذاتی و طبیعی آن می باشد و پیمان علی « ع » درباره ی وجود ، همین پیمان است و اگر او خیر وجود را احساس می کند در حقیقت عدالت وجود را بدون کم و زیاد درک می نماید .
    صفحه[ 127 ]
    علی « ع » درباره ی این خیر ، فراوان سخن گفته است . ما بسیاری از سخنان وی را در زمینه ی خیر وجود سابقا نقل کردیم ، و اینک شاید بتوانیم آن سخنان زیبا و راستین را در ضمن جمله ای که حاکی از عقیده ی او به خیر وجود است خلاصه کنیم : « خداوند نسبت به آنچه از او درخواست شده ، بخشنده تر از آنچه از او سؤال نشده نیست » . اگر ما دانستیم کلمه « خدا » از نظر قائلین به اصالت اندیشه و روح مرکز وجود و روابط جهانی است ، آنگاه به هر خیر کلی و عمومی پی خواهیم برد و خواهیم دانست که خیر وجود در این است که خواسته ی انسان را در ضمن شرایطی تأمین می کند و بالاتر آنکه از خواسته ی او بیشتر به او می بخشد از آنجا که این انسان کوچک ، نمایشگر این جهان بزرگ می باشد ، ناچار باید چهره ای از عدالت و خیر
    وجود نیز محسوب گردد . بنابراین اگر وجود ، بیش از آنچه شما از آن درخواست خیر می کنید به شما خوبی می رساند ، بخاطر آن است که طبیعت خود را نیکوکار معرفی کند ، و شما هم که نمونه ای از وجود محسوب می شوید باید به نیکوکاری نیازمندتر باشید از کسی که به نیکی شما احتیاج دارد ، و این همان مطلبی است که علی « ع » در ضمن این سخن تأکید می کند : « نیکوکاران به نیکوکاری نیازمندترند از حاجتمندان » و نیز در ضمن جمله ی زیر و بطور کلی در هر زمانی که سخن از نیکوکاری مردم به میان می آورد این مطلب را تأکید می کند : « برتری و
    صفحه[ 128 ]
    فضیلت برای کسی است که در ابتدا نیکی کرده است » .
    اگر ما درباره ی خیر و معنای آن از نظر روابط اجتماعی دقتی بعمل بیاوریم می توانیم عقاید پسر ابو طالب را در جهات زیر خلاصه کنیم :
    1 نیکوئی در این است که مردم با یکدیگر مساعدت و همکاری کنند و هر یک از آنان برای خودش و برای دیگران بطور مساوی کار کند و این کار از ناحیه ی یکی تظاهر و از ناحیه ی دیگری اجبار نباشد .
    در حقیقت چنانکه علی « ع » می گوید « کار از روی تمایل و رغبت انجام گیرد نه از روی ترس و اجبار » . آنگاه بمنظور ایجاد آسایش بیشتر و اطمینان مردم نسبت به یکدیگر ، از هیچ گونه فداکاری دریغ نکنند و این فداکاری با زور و اجبار و بعد از درخواست نباشد ، بلکه همه در این فداکاری بر یکدیگر سبقت بگیرند . بطور
    کلی هر چیزی که نافع و مفید می باشد چه مادی باشد یا روحی خیر خواهد بود .
    2 علی « ع » معتقد است که نیکی ، نخست در چهره عمل و سپس بصورت گفتار انجام می گیرد . زیرا انسان مانند وجود واحد ،
    یکی محسوب می شود و بر طبق این قانون باید بعضی از او با بعض دیگر همکاری کند و در گفتار و کردار یکی باشد . یکی از سخنان زیبای علی « ع » جمله ای است که آن را درباره ی کسیکه عملش مطابق با امیدش نیست گفته است : « به گمان خود ادعا می کند به خدا امیدوار است قسم به خدای بزرگ دروغ می گوید چه شده است که امید وی در
    صفحه[ 129 ]
    عملش نمودار نیست ؟ پس هر که امیدوار است امیدش از کردارش پیداست » بنابراین اگر شما کار نیکی انجام دادید بر شما لازم است سخن خوب بگوئید : « سخن خوب بگو و کار نیک کن » .
    3 علی « ع » در برابر نیروهای خیر ، فرصت وسیعی که از مرز بعیدی برخوردار است در اختیار انسان می گذارد و پذیرش توبه ی از گناه را در ضمن یک قانون عملی شده ، اعلام میدارد . بنابراین اگر کسی با دیگران بدرفتاری کرد می تواند از در توبه مجددا به سوی جهان نیکی رهسپار شود . علی « ع » می گوید : « عذر کسی را که از تو پوزش می طلبد بپذیر . و تا میتوانی بدی را به تأخیر انداز » .
    تاریخ از بدرفتاریهای ابو موسی اشعری نسبت به علی « ع » آگاه است و می داند که علی « ع
    » در مشکلات و بطور کلی در هیچ موقعیتی از عقیده ی خود دست بر نمی دارد ، لذا می بینیم کسی را به سوی ابو موسی می فرستد و می گوید : « راستی تو مردی هستی که خواهش های بیجا ترا گمراه نموده و ترا غرور فرا گرفته است ، پس از خدا درخواست گذشت کن تا از لغزشت صرفنظر کند ، زیرا کسیکه از خدا درخواست گذشت کند خداوند از او می گذرد » 4 علی « ع » معتقد است که نیروهای خیر در انسان وابسته به یکدیگرند و بستگی شدیدی بر آنها حکومت می کند . بنابراین اگر در انسانی یک جهت خوب وجود داشت ناچار باید به جهات خوب دیگر مربوط باشد و بدیهی است که این جهات در مناسبت های ویژه بروز
    صفحه[ 130 ]
    می کنند . این بررسی کوتاه بطور اشاره می رساند که وجود چه وجود عمومی بزرگ باشد یا مانند انسان وجود خصوصی کوچک در هر صورت یکی است و از برابری و عدالت و خیر اندیشی برخوردار است : « هرگاه کسی خصلت خوبی داشت امثال آن را انتظار داشته باشید » .
    5 سرایتی که میان خصلت های پسندیده وجود دارد ، درست مشابه آن در سرایت خوبی و بدی بین مردم احساس می شود : « با نیکوکاران معاشرت کن تا از آنان باشی » . « نیکی و نیکوکاران را جستجو کنید » .
    6 علی « ع » ایمان دارد که انسان هر که باشد می تواند در راه خیر قدم نهد و این مسیر را تعقیب کند و در این راه هیچکس از دیگری شایسته تر نیست : « هیچیک از شما نباید بگوید فلانی در انجام
    دادن کار خوب ، بهتر از من است » .
    7 انسان نباید کار نیکی که انجام داده زیاد بشمارد ، بلکه باید کار خیر را هر چند زیاد باشد کم بداند ، زیرا اگر به اندازه ی معیّنی اکتفا کند خیر وجود عظیم را انکار نموده و توانائی انسان را که جهانی بزرگ در او نهفته شده نپذیرفته است . علی « ع » درباره ی نیکوکاران می گوید : « آنان از کردار اندک خود خشنود نمی شوند و زیاد را زیاد نمی شمرند و خود را متهم می دانند و از اعمال خویش
    صفحه[ 131 ]
    ترسانند [ 1 ] » .
    8 اینجا باید بطور اشاره نظر عمیقی را که علی « ع » به مفاهیم تمایل انسانی افکنده و بدین وسیله عموم مردم را به آسایش فرا خوانده مورد بررسی قرار دهیم .
    اگر ما به نوشته های متفکرین بزرگ که توجه خود را فقط به شئون مردم معطوف ساخته اند مراجعه کنیم می بینیم کلمه ی « خوشبختی » در این نوشته ها زیاد به چشم می خورد و متفکرین بطور کلی این کلمه را محور بحث خود قرار داده و روی آن سخن گفته اند .
    لیکن علی « ع » این کلمه را به کلمه دیگری که وسیع تر و از نظر معنی عمیق تر است و اتصاف طبیعت به آن مناسبت تر می باشد تبدیل نموده است . علی « ع » کلمه ی خوشبختی را به کلمه ی « خیر » تبدیل نموده و دلها را بسوی این کلمه توجه داده است . زیرا خوشبختی بر خلاف خیر ، در دایره ی فرد می باشد . بنابراین خیر ، بزرگتر است . بعلاوه خیر شامل خوشبختی می باشد ، در حالیکه خوشبختی ممکن
    است منهای خیر تحقق یابد . گذشته از این برخی از مردم گاهی در اثر موقعیتی که اصلا برای انسان ایجاد شرافت نمی کند بلکه گاهی باعث آزار دیگران می شود خوشبخت می شوند و حتی گاهی با وجود اینکه در مرحله ی پستی قرار گرفته اند گمان می کنند خوشبخت هستند ، لیکن خیر چنین
    [ 1 ] یعنی از کوتاهی در اعمال خود می ترسند .
    صفحه[ 132 ]
    نیست ، زیرا معدن خوشبختی ، معدن خیر است . بنابراین خیر سعادتی است که وابسته به سعادت عموم مردم است و با جسم و جان و عقل ارتباط دارد از این رو علی « ع » هنگامیکه انسان را به عوامل ترقی دعوت می کند در دعوت گرم خود از این کلمه کمک می گیرد .
    من در آثار علی « ع » کلمه ی « خوشبختی » را جز یکبار ندیدم ،
    در عین حال معنی کلمه مزبور در این مورد نیز از مفهوم وسیع خیر بیرون نیست . جمله ای که کلمه ی « خوشبختی » در آن بکار رفته این است : « خوشبختی مرد در آن است که همسرش شایسته و فرزندانش نیکو کار و برادرانش بزرگوار و همسایگانش شایسته باشند و روزی او در شهر خودش باشد » . ببینید علی « ع » چگونه خوشبختی انسان را وابسته به خوشبختی افراد خانواده و برادران و همسایگانش دانسته و سپس سعادت همین انسان را به سعادت شهرهای خودش مربوط ساخته و به این تکیه کرده است که این شهرها بوجود آورنده ی خوراک فرزندان خود که او هم یکی از آنها محسوب می شود می باشد 9 خیر وجود و خیر انسان ناچار اطمینان به وجدان انسان را
    بدنبال دارند : اطمینانی که وجدان را بعنوان آخرین داور در زمینه ی سود و زیان اشیاء معرفی می کند . ما درباره این موضوع عقیده ای داریم که بطور تفصیل ذیلا شرح می دهیم :
    سخنان زیبای علی « ع » از سه قسم بیرون نیست ، بعضی از آنها
    صفحه[ 133 ]
    فقط عقل را مخاطب قرار می دهد و برخی تنها وجدان انسان را بدنبال دارند : اطمینانی که وجدان را بعنوان آخرین داور در زمینه ی سود و زیان اشیاء معرفی میکند ، ما درباره ی این موضوع عقیده ای داریم که بطور تفصیل ذیلا شرح میدهیم :
    سخنان زیبای علی « ع » از سه قسم بیرون نیست ، بعضی از آنها فقط عقل را مخاطب قرار میدهد و برخی تنها وجدان را مورد خطاب قرار داده و بیشتر آنها عقل و وجدان را با هم مخاطب ساخته است . اما درباره ی سخنانی که تنها عقل را مخاطب قرار داده باید گفت : این سخنان ، هدف اصلی و نتیجه ی قطعی فعالیت های عقل بشمار می رود .
    عقلی که با بررسی و دقت خود ، خوبی و بدی زمان را درک نموده و در اثر تجربه های فراوان ، تمام حقایقی که برای او کشف می شود شناخته است . بدین جهت سخنان مزبور از آنجا که ارتباط محکمی با حقایق دارد ، درست بر طبق قواعد هندسی ، دارای حدود و ابعاد ویژه ای القاء می گردد ، از آنسو چون بستگی کاملی نیز با زیبائی بیان دارد در میان اصول ادبی کلاسیکی عرب ، در زیباترین چهارچوب هنری از نظر ماده و صورت ، جلوه می کند .

    امضاء

صفحه 8 از 8 نخستنخست ... 45678

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی