صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 64 , از مجموع 64

موضوع: بخشى‏ از زيبايى‏هاى‏ نهج ‏البلاغه

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    15,213
    تشکر
    1,038
    مورد تشکر
    1,556 در 997
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اگر غربت بخاطر آنکه موجب تنهائی است بزرگترین سختی بشمار می رود ، شدیدترین مرحله ی آن ، ساعتی است که انسان برادران و دوستان خود را از دست می دهد و بدنبال آن از دلهائی که می بایست از مهر و محبت آنها بهره مند گردد ، محروم می شود : « غریب کسی است که دوست نداشته باشد . » « از دست دادن دوستان غربت است » .
    ما اینجا ناچاریم موقعیت زن را از نظر علی « ع » بطور خلاصه بررسی کنیم . روشن است زن نیمی از انسان محسوب می شود . آیا ممکن است این نصف ، از محبت به نصف دیگر خالی باشد ؟ آیا نصف دیگر موظف است مقیاس های عدالت جهانی را که حاکم به محبت انسان بر انسان است مورد ستم قرار دهد ؟
    گروهی ، بعضی از سخنان علی « ع » را درباره زن ، نوعی لطیفه و سرگرمی تفسیر کرده و موقعیت زن را از نظر وی مهمل گذاشته اند .
    از این رو به سخنانی که علی « ع » در موقعیت های ویژه ای به آن زبان می گشوده ، تکیه کرده و در موردی که زن شناخته شده ای با وی دشمنی داشته و علی « ع » در این زمینه فقط امر به معروف می کرده ، پافشاری کرده اند و فراموش نموده اند که علی « ع » چنین سخنانی را که
    صفحه[ 109 ]
    در موقعیت محدودی گفته و منظورش روشن ساختن
    عوامل برخورد اندیشه های مختلف است ، درباره برخی از مردان ، سخت تر و محکم تر ایراد کرده است ، در حالیکه منظور علی « ع » عموم مردم در تمام موقعیت ها نیستند ، چنانکه اگر امثال این سخنان را درباره زن می گوید منظورش همه زنان در تمام حالات نمی باشند . زیرا کسانی که باعث بروز بدبختی ها و انحرافات می باشند در معرض این گونه سخنان قرار گرفته اند ، چه مرد باشند یا زنانی که از نیرو و نفوذ مردان برخوردارند .
    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #62

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    15,213
    تشکر
    1,038
    مورد تشکر
    1,556 در 997
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آری ، علی « ع » اگر به اینگونه مردان و زنان در موارد مخصوصی هجوم می کند بخاطر آن است که آنان در این موارد از حق و عدالت و پیروان آن جلوگیری می کنند . اینجاست که اعتقاد به بدرفتاری علی « ع » با زنان ، بکلی از بین می رود . من از کسانی که به این مطلب توجه دارند درخواست می کنم یک کلمه که علی « ع » بوسیله آن با زن بدرفتاری کرده باشد و آن کلمه راجع به شخص معینی در موقعیت خاصی نباشد ، برای من بیاورند علی « ع » هنگامی به زن یا مرد حمله می کرد که فتنه و آشوب بپا می کردند . بنابراین او تنها با فتنه در ستیز بوده است موقعیت زن از نظر علی « ع » بعنوان یک انسان ، درست مانند موقعیت مرد از نظر وی بود و کوچکترین امتیازی میان آنها وجود نداشت . آیا اندوه عمیق علی « ع » در مرگ همسرش فاطمه « ع » ، دلیل آن نیست که وی زن را بعنوان انسانی درک کرده بود که از تمام
    صفحه[
    110 ]
    حقوق انسانی برخوردار گردد و تمام واجبات ، بر عهده ی او باشد و بر اساس این حقوق و واجبات ، از محبت انسانی بهره مند شود و دیگران را بهره مند گرداند ؟

    ویرایش توسط نصرالله عاشق خداومولا : 16-08-2022 در ساعت 17:59
    امضاء

  4. Top | #63

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    15,213
    تشکر
    1,038
    مورد تشکر
    1,556 در 997
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آیا اعراب جاهلیت و بعد از جاهلیت ، از فرزند پسر خوشحال نمی شدند و آن را به فال نیک نمی گرفتند و فرزند دختر آنان را اندوهناک نمی کرد و آن را به فال بد نمی گرفتند ؟
    آیا این سخن شگفت آوری که فرزدق پس از مرگ همسرش با اینکه او را دوست می داشت ، درباره او گفت ، نمایشگر نظریه عصر او که متصل به عصر علی « ع » است ، درباره زن نمی باشد :
    برای انسان آسانترین مرده از میان دوستانش که مرگ او فرا رسیده ، کسی است که نقاب داشته باشد .
    یعنی آسانترین مرده برای انسان از میان دوستان و آشنایانش مرده ای است که نقاب می زند و منظورش زن است . بنابراین زن از نظر فرزدق شایسته آن نیست که برای او گریه کنند و در مرگ او اندوهناک باشند . چرا ؟ فقط بخاطر اینکه زن است علی « ع » با وجود اینکه از مردم همان زمان بود لکن از نظر اندیشه و دید و احساس ، نافذترین و ارزنده ترین و عمیق ترین آنان بشمار میرفت . او در ضمن سخنانی که پیروان این اندیشه احمقانه را سرزنش کرده ، می گوید : « برخی از آنان پسر را دوست دارند و از دختر بدشان می آید . . . » در این صورت پسر و دختر از نظر علی « ع » یکی است و تنها صفت « انسان » همگی را
    جمع می کند .
    صفحه[ 111 ]
    گذشته از این علی « ع » همان کسی که به تمام مردم بویژه به ضعیفان محبت می ورزد برای انسان خوش قلب واجب میداند نسبت به زن بخاطر آنکه ضعیف شمرده شده ، اگر نگوئیم ذاتا ضعیف است ، مهربان تر باشد . از این رو می گوید : « ستمدیده را یاری کنید و مچ دست ستمگریکه باعث بدگمانی است بگیرید و با همسران خود نیکی کنید » . در مورد دیگری می گوید : « من شما را به جلوگیری از زشتیها و نیکی به همسرانتان فرمان می دهم » .
    پسر ابو طالب بمنظور آنکه نخست عموم انسانها و بدنبال آن انسانها با سایر موجودات ، خود را به گرمی محبت به پیچند ، حلقه های این زنجیر متصل را در دعوت خود تعقیب می کند و در زمینه ی دانش که ارزش آن از نظر علی « ع » آشکار است می گوید : « مهربانی ، آغاز دانش است » .
    اگر علی « ع » کثرت گناهان را وحشتناک می بیند بخاطر آن است که کثرت گناه بحکم کسب عادت ، انسان را به سنگدلی می کشاند و بجای آنکه در دلها محبت گرم ایجاد کند ، تنفر سردی در آنها بوجود می آورد . او در این زمینه می گوید : « خشکیدن اشکها بخطر سخت شدن دلها است ، و سخت شدن دلها در اثر کثرت گناهان است » . بنابراین اگر انسان گناهکار نباشد مهربان خواهد بود و در اثر این مهربانی ، از آنچه دارد در راه کمک به برادر انسانش دریغ نمی کند :
    « اگر نسبت به برادرت اطمینان داری مال و دست آورد خود
    را به او
    صفحه[ 112 ]
    ببخش و او را کمک کن و خوبی را برای او آشکار ساز » .
    در پایان ، علی « ع » به مجموعه سخنانی که بر محور دعوت به فانی شدن مردم در مردم از نظر مهر و محبت ، می چرخد ، زبان می گشاید .
    به حق باید گفت این سخنان بالاترین میراث بزرگ اخلاقی انسان محسوب می شود . سخنان زیبای زیر از همین قبیل است : « با کسی که از تو جدا شده ارتباط برقرار کن و به کسی که ترا محروم کرده عطا کن .
    چنانکه دوست داری دیگران بتو خوبی کنند به عموم مردم نیکی کن .
    به آن کس که با تو بدرفتاری کرده نیکی کن . خود را به بخشش به کسیکه شما را محروم کرده عادت دهید . . . » .
    پسر ابو طالب بمنظور تکمیل این دعوت بزرگ ، چهارپایان ، زمین ها و انسانها را در این محبت مشترک ساخته و می گوید : « از خدا بترسید درباره ی بندگان و شهرهای او ، زیرا شما حتی درباره زمین ها و چهارپایان مورد سؤال قرار می گیرد » .
    آری مهربانی انسان با انسان و سایر موجودات ، دلیل زندگی در برابر مرگ ، بلکه یکی از خواسته های وجود عادل بشمار میرود

    امضاء

  5. Top | #64

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    15,213
    تشکر
    1,038
    مورد تشکر
    1,556 در 997
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    راستی حیات
    قسمت اول
    این راستی ، از شما و بر شما پیمانی است .
    زیرا آن ، روح حقیقت و زیبائی است و خواسته ی حیات نیرومند پیروز میباشد شاید در جهان جماد و حیات و بطور کلی در تمام آنچه وابسته به طبیعت وجود و خصوصیات موجودات است ، راستی خالص و کامل ، آشکارترین مظاهر عدالت جهانی محسوب شود
    .
    بنابراین ، راستی ، حور شب و روز و زمین و فلک می باشد . تنها در اثر راستی است که فصول چهارگانه بدنبال یکدیگر پدید می آیند و باران می بارد و خورشید می درخشد . بواسطه راستی است که زمین بوعده خود وفا می کند و بدون تقدیم و تأخیر زمانی ، نباتات را بموقع می رویاند .
    صفحه[ 114 ]
    ایستادگی قوانین طبیعت و حیات به راستی میباشد . وزش باد ، جریان خون در رگها و تولید نسل موجودات زنده همه بحکم قانون صحیح راستی است .
    این راستی خالص و کامل که محور قانون بقاء است نخستین و بزرگترین چشمه ای است که عدالت جهانی از آنجا سرچشمه گرفته و بسوی آن باز میگردد .
    از آنجا که علی « ع » در زمینه ی راستی وجود ، بررسی کامل و واکنش شدیدی دارد ، اصلاح مردم را بحکم عقل و احساس و دید خود ، نخستین هدف خویش قرار داده است . مفهوم صحیح اصلاح ، جز درک عمیق ارزش حیات و شخصیت وجود ، چیزی نیست . از آنجا که این مفهوم ، تنها مفهوم اصلاح بشمار میرود ، راستی در هر موجود مادی و معنوی ، تنها محور اصلاح خواهد بود و چنانکه دیدیم محور عدالت جهانی نیز بشمار میرود .
    اینجاست که بسیاری از قوانینی که بشر بدون توجه به قوانین عظیم وجود ، بر آن اتفاق نموده و به خیال خودش قوانین اصلاحی است ، از دایره اصلاح صحیح خارج می شود . چنانکه هر چیزی که با روح حقیقت و زیبائی مخالف است از اصلاح صحیح ساقط میگردد .
    زیرا اصلاح اگر بر اصول صحیح مبتنی نباشد چیزی جز
    توافق سطحی بر دروغ نخواهد بود . اصلاح صحیح از آنجا که بر اصول بعیدی استوار است از یک راستی زیبا حکایت می کند که آن را با انقلاب حیات
    صفحه[ 115 ]
    پیروز ، متحد می گرداند . بدین جهت محور اصلاح از نظر علی « ع » نگهداری انسان از دروغ یا بگوئید نگاهداری انسان زنده ، از سردی مرگ بود نگهداری انسان از دروغ باعث آن می شود که آدمی در هر حال راستی را بزرگ بشمارد و آن را به عنوان یک ضرورت حیاتی تلقی کند و دیگران را چه تنها باشند و چه در اجتماع بسوی آن سوق دهد . اینجا علی « ع » غولی که به چشم مردم نمی آید نشان میدهد و بسوی آنچه که مردم نمی دانند اشاره میکند و کاری که هم اکنون از عهده آنان ساخته نیست و می خواهد قدرت آن را پیدا کنند ، انجام می دهد . می گوید : « از شکستن و دگرگون ساختن اخلاق بپرهیزید و زبان خود را یکی کنید » . علی « ع » با این جمله انسان راستگو را به خطری که از ناحیه دروغگوئی و لو یک مرتبه به او متوجه می شود آگاه می سازد . بنابراین راستگو اگر یک بار دروغ گفت ، راستی او درهم می شکند چنانکه هر چیزی که روی زمین افتاد خواه ناخواه شکسته خواهد شد .
    دوروئی و زبان بازی نیز دو رنگ از رنگهای دروغ محسوب میشوند . علی « ع » در این مورد می گوید : « مردمی راستگو باشید .
    در کارهای خود تظاهر مکنید . راستگوی درستکار را عزیز بدانید و دروغگوی بدکردار را خوار بشمارید .
    سخن راست بگوئید و امانت را رد کنید و به پیمان وفا نمائید . آنکس که بسبب باطل در جستجوی
    صفحه[ 116 ]
    عزت باشد خداوند او را بوسیله ی حق به ذلت می کشاند . اگر راستگو باشی بتو پاداش میدهیم و اگر دروغگو باشی ترا به کیفر می رسانیم .
    کسیکه در سخن گفتن راستی را از دست بدهد مصیبت گرامی ترین اخلاقش را دیده است . هیچ شمشیر برنده ای در دست شجاع ، ارزنده تر از راستی نیست » .
    نمونه های مزبور در زمینه راستی ، از میان صدها نمونه ی دیگر که علی « ع » دستور عظیم اخلاقی خود را بر آنها مبتنی می کند ، انتخاب شده است .
    و اینک به این نشانه ی بزرگ که عقل مؤثر و آگاه در آن نصیب فراوانی دارد توجه کنید . می گوید : « دروغ انسان را بسوی گناه رهبری می کند » . ما در اینجا در زمینه ی آشکار ساختن حقیقتی که در این کلمه پنهان است و بدنبال آن حقایق پایان ناپذیری وجود دارد ، احتیاج به تفصیل نداریم . چنانکه در زمینه ی مجسم نمودن حقیقت اخلاقی راسخی که این کلمه حاکی از آن است ، نیازی به اطاله سخن نیست . نمونه ی زیر نیز از این قبیل است : « دروغ جدی و شوخی روا نیست و برای هیچیک از شما شایسته نیست به کودک خود وعده ای بدهد و به وعده ی خود وفا نکند » .
    قسمت اول این سخن میان فلاسفه اخلاق بویژه فلاسفه اروپا مورد بحث قرار گرفته است . حقیقت این است که فلاسفه ی اخلاق همه بطور اتفاق معتقدند که راستی حیات است ، و دروغ مرگ . لکن
    صفحه[ 117
    ]
    در این مسئله که آیا دروغ در صورت ناچاری رواست یا نه ؟ با یکدیگر اختلاف دارند . بعضی موافق و برخی مخالفند و هر کدام از این دو گروه دلایلی دارند .
    اما علی « ع » در برابر این موضوع ، در یک موقعیت قطعی که با عقیده عظیم او در اخلاق هماهنگی دارد ، قرار می گیرد . عقیده ای که مجددا باز می گردیم و برای خواننده ی محترم یادآوری می کنیم که عقیده ی مزبور از عدالت عمومی جهانی که علی « ع » آن را درک کرده بود سرچشمه می گیرد . او بدون تردید می گوید : « نشانه ی ایمان آن است که راستی را جائی که بتو زیان می رساند بر دروغ ، جائی که برای تو سودمند است برتری دهی و اینکه سخن تو زیادتر از عملت نباشد » روشن است پسر ابو طالب در دروغ سودی نمی بیند و راستی را مایه زیان نمی داند ، لکن بمنظور آنکه مردم سخن وی را بخوبی درک کنند از دیدگاه آنان سخن می گوید . از این رو در تأکید این مطلب می گوید : « بر تو باد که در تمام کارهای خود راست بگوئی » و نیز می گوید : « از دروغ دوری کنید ، زیرا راستگو مشرف به نجات و عزت است و دروغگو بر پرتگاه هلاکت قرار دارد » اما در قسمت دوم سخن که علی « ع » می گوید : برای هیچیک از شما شایسته نیست به کودک خود وعده ای بدهد و به وعده اش وفا نکند . » توجه عمیقی به یک حقیقت تربیتی شده است . حقیقت مزبور را مسئله ی حیات و اصول اخلاقی یی که
    پیشرفت انسان بر آن مبتنی
    صفحه[ 118 ]
    است تأیید می کند . این اشاره کافی است برای اینکه بدانیم تربیت کودک تنها به اندرز نیست بلکه بوسیله ی عمل نیز کودک را میتوان تربیت کرد ، و همین نظریه محور فلسفه ی تربیتی ژان ژاک روسو می باشد حیات اگر توأم با راستی باشد از هرگونه پیچیدگی دور است و همراه با سادگی خواهد بود . زیرا هر حقیقتی به همان اندازه که خورشید ، درخشان و شب قیرگون است ، ساده و بسیط می باشد . ما اینجا بمنظور نشان دادن این بساطت گرم از آنجا که بساطت مزبور بطور زنده خودبخود از راستی صادر می گردد می گوئیم : اگر علی « ع » از غرور بیزاری می جوید بخاطر آن است که غرور با طبع راست تطبیق نمی کند ، زیرا عظمت و بزرگی راست است نه غرور بنابراین مغرور از نظر علی « ع » شخصی است که بر طبیعت خود برتری می جوید . علی « ع » می گوید : « مانند کسی نباشید که بر پسر مادرش بزرگی میکند » . او در عین حال از فروتنی در صورتیکه مقصود انسان باشد بدش می آید . زیرا در این صورت فروتنی یک سرشت راست نیست ، بلکه احساس اینکه انسان در عظمت و بزرگی با هر انسان دیگری مساوی است راست می باشد . بدین جهت علی « ع » کسی را که فروتنی او باعث شده خودش را پست بشمارد . مخاطب قرار داده و می گوید : « از فروتنی در برابر مردم بپرهیز » آنگاه این سخن را با جمله زیباتری تعقیب میکند : « هرگز با کسیکه آنچنانکه تو او
    را بر خودت
    صفحه[ 119 ]
    برتری میدهی او ترا بر خودش ترجیح نمی دهد مسافرت مکن » من در میان اصولی که حمایتگران عظمت انسان راستین به آن معتقدند ، سخنی که بر این سخن برتری داشته باشد یا از نظر ارزش با آن برابر باشد نیافته ام : « انسان آئینه ی انسان است » از جمله سخنان علی « ع » که لزوم سادگی حیات را می رساند سخنان زیر است : « چقدر زشت است فروتنی در وقت احتیاج و خشونت بهنگام بی نیازی ستودن بیشتر از استحقاق ، چاپلوسی و کمتر از استحقاق ، ناتوانی یا حسد است . آنچه نمی دانی مگو .
    کار نیک را برای تظاهر انجام مده و آن را از روی شرم ترک مکن . ای پسر آدم ، تو در آنچه زیاده از روزی خود بدست آوردی برای دیگری خزانه دار هستی . کسی به سخن نیکو گوش ندهد که بوسیله ی آن افتخار کند ، و نه سخن بگوید تا بر دیگران بزرگی نماید . کسیکه آنچه طاقت فرسا است بر خود تحمیل کند در می ماند . در پشتیبان پست خیری نیست » .
    بدین ترتیب علی « ع » هیچ جنبه ای از امور انسان و حیات را که بوسیله ی اندیشه و احساس خود به آنها پی برده متعرض نمی شود مگر آنکه خلاصه یک دستور العمل کامل را در ضمن آن بیان می کند .
    او این کار را درست در آن لحظه که مردم را بسوی حیات ساده و راستین توجه میدهد انجام داده و این سخن گرم را ابراز داشته است :
    « هرگاه برادرانت شبانه بر تو وارد شدند ، آنچه در خانه داری از
    آنان
    صفحه[ 120 ]
    ذخیره مکن و خود را در بیرون خانه برای آنان بزحمت میانداز » .
    قسمت دوم
    علی « ع » پس از آنکه از سخن سیار خود در پیرامون ضرورت مستقیم راستی برای حیات ، فارغ می شود و درباره بساطتی که توأم با راستی است سخن می گوید ، مسیر خود را در مفاهیم اصلاح که در عقیده وی متمرکز شده و گویا صورتی از موجودات جهان بشمار میرود تعقیب میکند . مفاهیم مزبور هر چند عموم جهات اخلاقی را در بر دارد لیکن راستی ، نخستین مدار آن محسوب می شود .
    اینجاست که علی « ع » توصیه می کند که انسان از لغزش های دیگران صرفنظر کند . زیرا در این چشم پوشی ، عطوفت انسان و اصلاح بدکار بوسیله رفتار وی ، بمرحله ی بروز میرسد و بطور مسلم رفتار انسان در اصلاح دیگران از اندرز دادن یا دشمنی نمودن مؤثرتر است .
    علی « ع » می گوید : « بهترین کارهای بزرگوار این است که از آنچه میداند چشم بپوشد » . علی « ع » از آنجا که بردباری و تأنی را نتیجه ی بلند همتی و بزرگواری میداند بدو خصلت مزبور توصیه می کند « بردباری و تأنی دو همزادند که بلند همتی آن دو را میزاید » . او از غیبت چون بخشی از نفاق و بدرفتاری محسوب می شود بیزاری می جوید : « از غیبت دوری کن زیرا بدگوئی مردم نان خورش سگهای دوزخ است » ، نیرنگ نیز مانند غیبت است و هر دو از خبث باطن محسوب می شوند ، « از نیرنگ بپرهیز ، زیرا آن از اخلاق فرومایگان
    صفحه[ 121 ]
    است » .
    علی « ع
    » چنانکه یک دروغ را روا نمی داند و آن را شکننده راستی تلقی می کند ، همچنین هر گناهی را هر چند از نظر مرتکب آن کوچک و کم اهمیت باشد سخت میداند ، بلکه گناه کوچک را در برابر عظمت انسان خطرناکتر از گناه بزرگی میداند که مرتکب آن فورا در صدد توبه بر می آید : « سخت ترین گناهان گناهی است که صاحبش آن را کوچک بشمارد » . علی « ع » انسان را از شتاب در کار و سخن نهی میکند ، زیرا این شتابزدگی انگیزه ی سقوط انسان است و انسان پاک نباید خود را در معرض سقوط قرار دهد : « من ترا از شتاب در کار و سخن نهی میکنم » . او بمنظور اصلاح اخلاق می خواهد انسان از گناهی که مرتکب شده پوزش طلبد ، ولی با یک بررسی و بیان فوق العاده توجه میدهد که انسان هرگز از کار نیک پوزش نمی طلبد ، بنابراین نباید کاری کند که به عذرخواهی ناچار گردد : « از آنچه ترا به عذرخواهی می کشاند بپرهیز ، زیرا از کار نیک عذرخواهی نمی شود » .
    علی « ع » در زمینه ی عیبجوئی انسان از دیگران و غفلت از عیوب خود ، از آنجا که این عمل را از نظر سلبی و ایجابی باعث سوء اخلاق و سوء روش میداند ، می گوید : « بزرگترین عیب ها آن است که چیزی را که در خودت هست بر دیگران عیب بگیری » . « کسیکه به عیب خودش توجه کند از عیب دیگران باز میماند » . و اگر با کار زشتی روبرو شدی نخست باید آن را
    رد کرده و نپذیری و در غیر اینصورت بر شما لازم
    صفحه[ 122 ]
    است آن عمل را زشت بدانی وگرنه در آن کار شریک خواهی بود :
    « کسیکه کار زشت را نیکو بداند در آن کار شریک است » .
    از آنجا که محبت بیکدیگر بحکم ضرورت وجودی ، یک ضرورت اخلاقی محسوب می شود ، منطق عقل و قلب انسان را وادار می کند که محبت او نسبت به کسیکه او را گویا ساخته و به او نیکی نموده ، زیادتر و وسیع تر باشد . علی « ع » در این زمینه می گوید : « تیزی زبانت را به کسیکه ترا گویا ساخته ، و رسائی سخنت را به کسی که ترا براه راست رهبری کرده مگردان » . آنگاه می گوید : « کسی که مقام ترا بزرگ شمرده پاداشش آن نیست که ارزش او را کم کنی ، و کسیکه ترا شاد کرده مزدش آن نیست که با وی بدرفتاری نمائی » .
    علی « ع » حرص و غرور و حسد را که موجب انحراف اخلاقی است شدیدا مورد حمله قرار می دهد : « حرص و غرور و حسد باعث سقوط در گناهان هستند » . اگر اخلاقیون قدیم ، از بخل بخاطر آنکه ذاتا صفت ناپسندی است مذمت می کردند ، علی « ع » که با دقت بیشتر و اندیشه ی عمیق تری اخلاق را مورد توجه قرار داده ، بخل را از این نظر که جامع تمام عیوب است و انسان را به هر گونه انحراف اخلاقی و عملی می کشاند ، مذمت کرده است . زیرا بخیل از دوروئی ، تجاوز ، غیبت ، حسد ، پستی
    ، تقلب ، حرص ، نارضایتی و ستمگری برخوردار است . علی « ع » می گوید : « بخل ، جامع هر خصلت ناپسندی است » .
    صفحه[ 123 ]
    اینجا اگر من بخواهم جزئیات عقیده پسر ابو طالب را در زمینه اخلاق و تهذیب نفس بررسی کنم سخن به درازا می کشد ، لیکن باید بگویم : علی « ع » هیچ حرکتی از حرکات انسان را ترک نکرده مگر آنکه آن را به شکلی در آورده و بطور کامل توضیح داده است . اگر شما بگوئید چنین کاری وسیع و طولانی و طاقت فرسا است ، منظور من نیز همین است . برای شما کافی است به زیبائی هایی که ما از ادبیات علی « ع » در این کتاب جمع آوری کرده ایم سرکشی کنید تا ببینید بررسی عقیده ی علی « ع » در زمینه ی اخلاق و تهذیب نفس ، و توضیحاتی که در خور این برگزیده ها است ، ممکن است از چندین جلد تجاوز کند ، ولی کافی است بگویم : این زیبائی ها بهترین و گسترده ترین و عمیق ترین میراث انسانیت محسوب می شود .
    علاوه بر این ما اینک ناچاریم نشانه ی اصلاح عظیم را بطور خلاصه بررسی کنیم و آن را به عنوان درک عمیق ارزش حیات و عظمت روح و کمال وجود ، مورد بحث قرار دهیم . البته عده ی قلیلی از اساتید فن از قبیل مسیح ، بودا ، بتهوون و امثال آنان معتقدند که در درجه ی اول ، نشانه ی اصلاح میان انسان و روح خودش می باشد ، اما اصلاح میان انسان و دیگران ، ناشی از حالت اولیه است که بطور طبیعی از آن صادر میگردد
    . علی « ع » این حقیقت را بوسیله ی درک روشن و نیرومندی ، خالی از هر گونه ابهام و پیچیدگی درک کرده و از آن تعبیر جامعی نموده است . او در زمینه ی لزوم احترام انسان نسبت به
    صفحه[ 124 ]
    خودش و کارهایش بدون آنکه نگهبانی بر او گماشته شود ، می گوید :
    « در پنهانی ها از گناهان بپرهیزید » و نیز در همین زمینه می گوید : « از هر کاری که پنهانی انجام می گیرد و آشکارا شرم آور است بپرهیز ، و از هر کاری که اگر از کننده ی آن بپرسند آن را انکار می کند بر حذر باش » . و اینک به آنچه علی « ع » در رابطه ی میان پنهان و آشکار می گوید و ما آن را نشانه ی اصلاح و صدور طبیعی نام گذاشتیم توجه کنید : « هر که باطن خود را درست کند خداوند ظاهر او را اصلاح خواهد کرد » .
    جمله ی زیر درباره ی تهذیب نفس ، از سخنان زیبای « کنفوسیوس » حکیم چینی می باشد : « آنطور که بر سر سفره ی پادشاه غذا می خوری بر سر سفره ی خودت غذا بخور » . روشن است منظور حکیم این است که همیشه برای خودت احترام قائل باش و احترام خود را مرهون موقعیت خاصی مپندار تا رفتار تو بهنگام تنهایی مانند رفتارت در برابر پادشاه باشد .
    علی « ع » مثل همین معنی را به شکل تازه ای بیان می کند :
    « هر یک از شما باید برای برادرش طوری زینت کند که برای بیگانه زینت می کند و دوست دارد بیگانه او را در بهترین قیافه ببیند » منظور علی « ع »
    این است که انسان باید در هر حال برادرش را پند دهد و او را در بهتر ساختن اخلاق و رفتار و سلیقه اش کمک کند . البته اصلاح صحیح این نیست که بطور آشکار او را اندرز دهد و بدین سبب به او
    صفحه[ 125 ]
    آزار یا اهانت کند ، بلکه روح اصلاح اصیل بر انسان واجب میداند که ملایم و مهربان باشد و دیگران را در پنهانی نصیحت کند . علی « ع » می گوید : « کسیکه برادرش را در پنهانی موعظه کند او را زینت داده و اگر آشکارا به او پند دهد او را رسوا کرده است » .
    در هر صورت شما باید با خودتان و با مردم و حیات راست باشید .
    زیرا بوسیله ی این راستی می توانید زندگی کنید و در غیر اینصورت نابودی بر شما حکمفرما است . بوسیله ی همین راستی است که سلامت جسم و روح و قلب شما محفوظ میماند و در غیر اینصورت همه چیز را از دست خواهید داد . در اثر راستی است که به دیگران محبت می ورزید و دیگران با شما مهربانی می کنند و به شما اطمینان دارند ، وگرنه تنفر و بیزاری و بطور کلی همه ی بدیها را بطرف خود جلب خواهید کرد و مردم با نظر حقارت به شما خواهند نگریست . این راستی از شما و بر شما پیمانی است ، زیرا آن خواسته ی حیات نیرومند پیروز می باشد . خواسته ای است که بر شما حتم می کند هر روز به پیمان خود نظر بیافکنید . علی « ع » می گوید : « بر هر کسی لازم است هر روز به پیمان خودش نظر
    کند » .
    صفحه[ 126 ]
    خیر وجود و انقلاب حیات
    قسمت اول
    می بینیم انقلاب حیات را به تمام معنی نمایشگر خیر وجود ، و خیر وجود را نمایانگر انقلاب حیات میداند انقلاب میگوید : من ویران کننده و بنا کننده هستم طبیعت وجود عادل باید بخشنده و نیکوکار باشد . وجود عادل هیچیک از چیزهائی که بخشیده پس نمی گیرد مگر آنکه بجای آن ، چیز تازه دیگری می بخشد . خیر وجود ، ذاتی و طبیعی آن می باشد و پیمان علی « ع » درباره ی وجود ، همین پیمان است و اگر او خیر وجود را احساس می کند در حقیقت عدالت وجود را بدون کم و زیاد درک می نماید .
    صفحه[ 127 ]
    علی « ع » درباره ی این خیر ، فراوان سخن گفته است . ما بسیاری از سخنان وی را در زمینه ی خیر وجود سابقا نقل کردیم ، و اینک شاید بتوانیم آن سخنان زیبا و راستین را در ضمن جمله ای که حاکی از عقیده ی او به خیر وجود است خلاصه کنیم : « خداوند نسبت به آنچه از او درخواست شده ، بخشنده تر از آنچه از او سؤال نشده نیست » . اگر ما دانستیم کلمه « خدا » از نظر قائلین به اصالت اندیشه و روح مرکز وجود و روابط جهانی است ، آنگاه به هر خیر کلی و عمومی پی خواهیم برد و خواهیم دانست که خیر وجود در این است که خواسته ی انسان را در ضمن شرایطی تأمین می کند و بالاتر آنکه از خواسته ی او بیشتر به او می بخشد از آنجا که این انسان کوچک ، نمایشگر این جهان بزرگ می باشد ، ناچار باید چهره ای از عدالت و خیر
    وجود نیز محسوب گردد . بنابراین اگر وجود ، بیش از آنچه شما از آن درخواست خیر می کنید به شما خوبی می رساند ، بخاطر آن است که طبیعت خود را نیکوکار معرفی کند ، و شما هم که نمونه ای از وجود محسوب می شوید باید به نیکوکاری نیازمندتر باشید از کسی که به نیکی شما احتیاج دارد ، و این همان مطلبی است که علی « ع » در ضمن این سخن تأکید می کند : « نیکوکاران به نیکوکاری نیازمندترند از حاجتمندان » و نیز در ضمن جمله ی زیر و بطور کلی در هر زمانی که سخن از نیکوکاری مردم به میان می آورد این مطلب را تأکید می کند : « برتری و
    صفحه[ 128 ]
    فضیلت برای کسی است که در ابتدا نیکی کرده است » .
    اگر ما درباره ی خیر و معنای آن از نظر روابط اجتماعی دقتی بعمل بیاوریم می توانیم عقاید پسر ابو طالب را در جهات زیر خلاصه کنیم :
    1 نیکوئی در این است که مردم با یکدیگر مساعدت و همکاری کنند و هر یک از آنان برای خودش و برای دیگران بطور مساوی کار کند و این کار از ناحیه ی یکی تظاهر و از ناحیه ی دیگری اجبار نباشد .
    در حقیقت چنانکه علی « ع » می گوید « کار از روی تمایل و رغبت انجام گیرد نه از روی ترس و اجبار » . آنگاه بمنظور ایجاد آسایش بیشتر و اطمینان مردم نسبت به یکدیگر ، از هیچ گونه فداکاری دریغ نکنند و این فداکاری با زور و اجبار و بعد از درخواست نباشد ، بلکه همه در این فداکاری بر یکدیگر سبقت بگیرند . بطور
    کلی هر چیزی که نافع و مفید می باشد چه مادی باشد یا روحی خیر خواهد بود .
    2 علی « ع » معتقد است که نیکی ، نخست در چهره عمل و سپس بصورت گفتار انجام می گیرد . زیرا انسان مانند وجود واحد ،
    یکی محسوب می شود و بر طبق این قانون باید بعضی از او با بعض دیگر همکاری کند و در گفتار و کردار یکی باشد . یکی از سخنان زیبای علی « ع » جمله ای است که آن را درباره ی کسیکه عملش مطابق با امیدش نیست گفته است : « به گمان خود ادعا می کند به خدا امیدوار است قسم به خدای بزرگ دروغ می گوید چه شده است که امید وی در
    صفحه[ 129 ]
    عملش نمودار نیست ؟ پس هر که امیدوار است امیدش از کردارش پیداست » بنابراین اگر شما کار نیکی انجام دادید بر شما لازم است سخن خوب بگوئید : « سخن خوب بگو و کار نیک کن » .
    3 علی « ع » در برابر نیروهای خیر ، فرصت وسیعی که از مرز بعیدی برخوردار است در اختیار انسان می گذارد و پذیرش توبه ی از گناه را در ضمن یک قانون عملی شده ، اعلام میدارد . بنابراین اگر کسی با دیگران بدرفتاری کرد می تواند از در توبه مجددا به سوی جهان نیکی رهسپار شود . علی « ع » می گوید : « عذر کسی را که از تو پوزش می طلبد بپذیر . و تا میتوانی بدی را به تأخیر انداز » .
    تاریخ از بدرفتاریهای ابو موسی اشعری نسبت به علی « ع » آگاه است و می داند که علی « ع
    » در مشکلات و بطور کلی در هیچ موقعیتی از عقیده ی خود دست بر نمی دارد ، لذا می بینیم کسی را به سوی ابو موسی می فرستد و می گوید : « راستی تو مردی هستی که خواهش های بیجا ترا گمراه نموده و ترا غرور فرا گرفته است ، پس از خدا درخواست گذشت کن تا از لغزشت صرفنظر کند ، زیرا کسیکه از خدا درخواست گذشت کند خداوند از او می گذرد » 4 علی « ع » معتقد است که نیروهای خیر در انسان وابسته به یکدیگرند و بستگی شدیدی بر آنها حکومت می کند . بنابراین اگر در انسانی یک جهت خوب وجود داشت ناچار باید به جهات خوب دیگر مربوط باشد و بدیهی است که این جهات در مناسبت های ویژه بروز
    صفحه[ 130 ]
    می کنند . این بررسی کوتاه بطور اشاره می رساند که وجود چه وجود عمومی بزرگ باشد یا مانند انسان وجود خصوصی کوچک در هر صورت یکی است و از برابری و عدالت و خیر اندیشی برخوردار است : « هرگاه کسی خصلت خوبی داشت امثال آن را انتظار داشته باشید » .
    5 سرایتی که میان خصلت های پسندیده وجود دارد ، درست مشابه آن در سرایت خوبی و بدی بین مردم احساس می شود : « با نیکوکاران معاشرت کن تا از آنان باشی » . « نیکی و نیکوکاران را جستجو کنید » .
    6 علی « ع » ایمان دارد که انسان هر که باشد می تواند در راه خیر قدم نهد و این مسیر را تعقیب کند و در این راه هیچکس از دیگری شایسته تر نیست : « هیچیک از شما نباید بگوید فلانی در انجام
    دادن کار خوب ، بهتر از من است » .
    7 انسان نباید کار نیکی که انجام داده زیاد بشمارد ، بلکه باید کار خیر را هر چند زیاد باشد کم بداند ، زیرا اگر به اندازه ی معیّنی اکتفا کند خیر وجود عظیم را انکار نموده و توانائی انسان را که جهانی بزرگ در او نهفته شده نپذیرفته است . علی « ع » درباره ی نیکوکاران می گوید : « آنان از کردار اندک خود خشنود نمی شوند و زیاد را زیاد نمی شمرند و خود را متهم می دانند و از اعمال خویش
    صفحه[ 131 ]
    ترسانند [ 1 ] » .
    8 اینجا باید بطور اشاره نظر عمیقی را که علی « ع » به مفاهیم تمایل انسانی افکنده و بدین وسیله عموم مردم را به آسایش فرا خوانده مورد بررسی قرار دهیم .
    اگر ما به نوشته های متفکرین بزرگ که توجه خود را فقط به شئون مردم معطوف ساخته اند مراجعه کنیم می بینیم کلمه ی « خوشبختی » در این نوشته ها زیاد به چشم می خورد و متفکرین بطور کلی این کلمه را محور بحث خود قرار داده و روی آن سخن گفته اند .
    لیکن علی « ع » این کلمه را به کلمه دیگری که وسیع تر و از نظر معنی عمیق تر است و اتصاف طبیعت به آن مناسبت تر می باشد تبدیل نموده است . علی « ع » کلمه ی خوشبختی را به کلمه ی « خیر » تبدیل نموده و دلها را بسوی این کلمه توجه داده است . زیرا خوشبختی بر خلاف خیر ، در دایره ی فرد می باشد . بنابراین خیر ، بزرگتر است . بعلاوه خیر شامل خوشبختی می باشد ، در حالیکه خوشبختی ممکن
    است منهای خیر تحقق یابد . گذشته از این برخی از مردم گاهی در اثر موقعیتی که اصلا برای انسان ایجاد شرافت نمی کند بلکه گاهی باعث آزار دیگران می شود خوشبخت می شوند و حتی گاهی با وجود اینکه در مرحله ی پستی قرار گرفته اند گمان می کنند خوشبخت هستند ، لیکن خیر چنین
    [ 1 ] یعنی از کوتاهی در اعمال خود می ترسند .
    صفحه[ 132 ]
    نیست ، زیرا معدن خوشبختی ، معدن خیر است . بنابراین خیر سعادتی است که وابسته به سعادت عموم مردم است و با جسم و جان و عقل ارتباط دارد از این رو علی « ع » هنگامیکه انسان را به عوامل ترقی دعوت می کند در دعوت گرم خود از این کلمه کمک می گیرد .
    من در آثار علی « ع » کلمه ی « خوشبختی » را جز یکبار ندیدم ،
    در عین حال معنی کلمه مزبور در این مورد نیز از مفهوم وسیع خیر بیرون نیست . جمله ای که کلمه ی « خوشبختی » در آن بکار رفته این است : « خوشبختی مرد در آن است که همسرش شایسته و فرزندانش نیکو کار و برادرانش بزرگوار و همسایگانش شایسته باشند و روزی او در شهر خودش باشد » . ببینید علی « ع » چگونه خوشبختی انسان را وابسته به خوشبختی افراد خانواده و برادران و همسایگانش دانسته و سپس سعادت همین انسان را به سعادت شهرهای خودش مربوط ساخته و به این تکیه کرده است که این شهرها بوجود آورنده ی خوراک فرزندان خود که او هم یکی از آنها محسوب می شود می باشد 9 خیر وجود و خیر انسان ناچار اطمینان به وجدان انسان را
    بدنبال دارند : اطمینانی که وجدان را بعنوان آخرین داور در زمینه ی سود و زیان اشیاء معرفی می کند . ما درباره این موضوع عقیده ای داریم که بطور تفصیل ذیلا شرح می دهیم :
    سخنان زیبای علی « ع » از سه قسم بیرون نیست ، بعضی از آنها
    صفحه[ 133 ]
    فقط عقل را مخاطب قرار می دهد و برخی تنها وجدان انسان را بدنبال دارند : اطمینانی که وجدان را بعنوان آخرین داور در زمینه ی سود و زیان اشیاء معرفی میکند ، ما درباره ی این موضوع عقیده ای داریم که بطور تفصیل ذیلا شرح میدهیم :
    سخنان زیبای علی « ع » از سه قسم بیرون نیست ، بعضی از آنها فقط عقل را مخاطب قرار میدهد و برخی تنها وجدان را مورد خطاب قرار داده و بیشتر آنها عقل و وجدان را با هم مخاطب ساخته است . اما درباره ی سخنانی که تنها عقل را مخاطب قرار داده باید گفت : این سخنان ، هدف اصلی و نتیجه ی قطعی فعالیت های عقل بشمار می رود .
    عقلی که با بررسی و دقت خود ، خوبی و بدی زمان را درک نموده و در اثر تجربه های فراوان ، تمام حقایقی که برای او کشف می شود شناخته است . بدین جهت سخنان مزبور از آنجا که ارتباط محکمی با حقایق دارد ، درست بر طبق قواعد هندسی ، دارای حدود و ابعاد ویژه ای القاء می گردد ، از آنسو چون بستگی کاملی نیز با زیبائی بیان دارد در میان اصول ادبی کلاسیکی عرب ، در زیباترین چهارچوب هنری از نظر ماده و صورت ، جلوه می کند .
    امضاء

صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی