صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22

موضوع: ده نکته از معرفت نفس

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    15,825
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,211
    مورد تشکر
    14,092 در 5,254
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ج- مرگ غیر طبیعی: علاوه بر قسمت الف و ب كه هر دوی آنها مرگ طبیعی (در انسانیت و یا در ابعاد حیوانی) است، ممكن است نفس از ابزار بدن استفاده كامل نكرده و هنوز بر بدن خود نظر دارد، ولی بدن آن‌چنان خراب شده كه دیگر نمی‌تواند برای نفس مفید باشد، مثل نجّاری كه قبل از ساختن در، چون تیشه‌اش شكسته شده‌است، آن را رها می‌كند، به‌خاطر این‌كه دیگر به كارش نمی‌آید، هرچند دری كه باید می‌ساخت كامل نشده‌است. این نوع مرگ را مرگ «اِخترامی» نیز می‌گویند، حال این جداشدن غیر طبیعی نفس از بدن، یا به جهت تصادفات و بیماری‌هاست كه در هرصورت دیگر نفس نمی‌تواند از این بدن استفاده كند، و یا به جهت گناهان. چرا كه نفس گاهی از مفیدبودن بدنش مأیوس می‌شود و پس از سال‌ها ماندن و به كمال نرسیدن، آن بدن را رها می‌كند.
    حضرت امام‌صادق(ع) می‌فرمایند: « مَنْ یَمُوتُ بِالذُّنُوبِ اَكْثَرُ مِمَّنْ یَمُوتُ بِالْآجال وَ مَنْ یَعیشُ بِالْاِحْسانِ اَكْثَرُ مِمَّنْ یَعیشُ بِالْاَعْمار »(11) یعنی آنهایی كه به جهت گناهانشان می‌میرند، بیشتر از آنهایی‌اند كه چون اجلشان به‌سر آمده می‌میرند، و آنهایی كه به جهت كارهای خوبشان زندگی را ادامه می‌دهند، بیشتر از آنهایی‌اند كه براساس عمری كه باید بكنند، عمر می‌كنند.
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند






  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    15,825
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,211
    مورد تشکر
    14,092 در 5,254
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پس این نوع مرگ یعنی یأس از ادامة حیات هم یك نوع مرگ غیرطبیعی است، چرا كه نفس بدون آنكه استفاده لازم را از بدن خود در جهت كمال انسانی یا حیوانی ببرد، بدن را رها می‌كند. چون نفس به جهت ذات مجردش نظر و آگاهی به آینده خود دارد و وقتی متوجه شد در آینده كمالی بر كمالاتش افزوده نمی‌شود، دیگر جاذبه‌ای برای ادامه حیات برایش باقی نمی‌ماند و لذا همین عدم جاذبه و پدیدآمدن یأس برای یافتن كمـال برتر موجب انصراف تكوینی نفس از بدن می‌شود.(12)
    نكتة ششم ـ حضورِ « كاملِ » نفس
    نفس انسانی فوق زمان و مكان است و در همین راستااست كه در بدن، مكان برایش مطرح نیست. و در عین اینكه حضورِ«كامل» در بدن دارد، در مكان خاصی از بدن جای ندارد، زیرا مجرد از ماده است.
    ملاحظه كردید كه نفس در رؤیای صادقه، بدون بدن در صحنه‌هایی حاضر می‌شود كه بعداً آن صحنه‌ها در زمان خاص و مكان خاص ظاهر می‌گردد، یعنی نفس، خارج از محدودیت زمانی و مكانی با حادثه روبه‌رو می‌شود و این است معنی فوق زمان و مكان بودن نفس.
    از طرفی خود ما احساس می‌كنیم كه در جای خاصی از بدنِ خود جای نداریم، در عینی كه در همه جای بدن خود هستیم. و در یك لحظه می‌توانیم اراده كنیم هم دستمان را حركت دهیم و هم پایمان را حركت دهیم و هم با چشممان به چیزی بنگریم. یعنی اگر نفسِ ما فقط در دست ما جای داشت، دیگر در همان لحظه نباید در پای ما جای داشته باشد. در حالی كه همه جا هست بدون این‌كه جای خاصی داشته باشد، و این است معنی دیگری از فوق مكان بودن نفس. وقتی‌‌كه می‌گوییم نفس «حضور كامل» در بدن دارد به همین معنی است كه همه جای بدن هست و محدود به جای خاصی نمی‌باشد. و این‌كه می‌گوییم مجرد از ماده است یعنی محدودیت‌های پدیده‌های مادی را - كه مكان‌مندی و زمان‌مندی است- ندارد.
    پس در این قسمت روشن شد نفس «حضور كامل» در بدن دارد و جای خاصی برایش مطرح نیست.(13)
    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 13-04-2022 در ساعت 17:30
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    15,825
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,211
    مورد تشکر
    14,092 در 5,254
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    نكتة هفتم ـ حضورِ « تمام » نفس

    نفس انسان به دلیل اینكه مجرد است، در همه جای بدن به طور «كامل» و «تمام» هست، بدون هیچ تقسیمی، یعنی نه اینكه یك طرفِ نفس در چشم باشد و ما ببینیم و یك طرفش در گوش باشد و ما بشنویم. بلكه تماماً در چشم حاضر است و ما می‌گوییم خـودمان مـی بینیم و تمـاماً هـم خـود را بیننده حس می‌كنیم، همچنان‌كه تماماً خود را شنونده حس می‌كنیم. و این خاصیـت هـر موجـود مجردی است كه
    « همه جا هست و همه جا هم با تمامِ وجود هست». و هر چه موجود مجردتر باشد حضورش شدیدتر است ، مثل خداوند كه مجرد محض بوده و حضورش هم مطلق است.
    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 19-04-2022 در ساعت 18:37
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    15,825
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,211
    مورد تشکر
    14,092 در 5,254
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    در قسمت ششم؛ بحث از «حضور كاملِ نفس» شد كه در همه جا هست. حال سخن بر سر این است كه نه تنها در همه جا هست، بلكه «تماماً» همه جا هست. یعنی همه وجودش در همه جا به صورت «تمام» هست، نه این‌كه یك طرف نفس در گوش باشد و یك طرفش در چشم. این یكی از خواص مهم موجود مجرد است كه در پدیده‌های مادی اصلاً مثل و مانند ندارد. مثلاً تخته سیاه را در نظر بگیرید؛ طرف راست آن، در طرف چپش نیست و طرف چپ‌ آن، در طرف راستش نیست، چرا كه بُعد دارد و قابل تقسیم است. ولی مجرد چنین نیست. ملاحظه كنید؛ شما نمی‌گویید من با یك طرفم می‌شنوم، بلكه تمام وجودِ شما شنونده است، آنگاه كه می‌شنوید، منتهی به وسیله گوش. یعنی شما در موقع شنوایی حتی از قوة شنوایی خود حاضرترید و می‌گویید: من شنیدم، یعنی یك «من» در صحنة قوة شنوایی حاضر است كه به‌كمك قوة شنوایی می‌شنود، و معنی « حضور تمام » همین است.
    هر موجود مجردی چون بُعد ندارد، خاصیتش همین است كه همه‌اش، همه‌جا هست و ما این خاصیت را از طریق نفس مجرد خود می‌توانیم درك كنیم. خاصیت تجرد منحصر به نفس انسان نیست، بلكه ملائكه هم مجرد‌اند پس هر مَلَكی، همة وجودش، همه جا هست. و از همه مهم‌تر خداوند كه مجرد محض است، شدت حضورش از همه بیشتر است، یعنی در عین‌این كه همه‌اش، همه‌جا هست، از همه پدیده‌های مجرد هم حضوری شدیدتر دارد، چرا كه به قول فیلسوفان تجرد از مقولة وجود است و نه ماهیت، و در نتیجه تشكیك‌بردار است، یعنی شدت و ضعف‌پذیر است. یعنی تجرد؛ مثل نور است و نه مثل صندلی. ما نمی‌توانیم بگوییم صندلیِ شدیدتر، چرا كه صندلی از مقوله ماهیت است. ولی می‌توانیم بگوییم نورِ شدیدتر یا علمِ شدیدتر، چرا؟ چون این‌ها از مقولة وجودند و لذا تشكیك‌بردارند. خود تجرد هم همین‌طور است، یعنی شدت و ضعف بر‌می‌دارد. تجردضعیف مثل نفس نباتی یا نفس حیوانی، و تجرد شدید مثل ذات خداوند.
    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 26-04-2022 در ساعت 16:10
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    15,825
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,211
    مورد تشکر
    14,092 در 5,254
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    وقتی متوجه شدیم كه موجود مجرد وجودش كامل و تمام است، می‌گوییم: هر چه موجود تجردش شدیدتر باشد، حضورش «كامل‌تر» و «تمام‌تر» است و خداوند كه مطلق تجرد است، مطلق حضور است.
    فرق حضور با ظهور
    حال نباید فراموش كرد كه برای موجودات مجرد یك «حضور» داریم و یك «ظهور». ظهور نفس در تن، به قوای نفس است. مثلاً وقتی نفس بخواهد در چشم ظهور كند به قوة بینایی ظهور می‌كند. و یا وقتی بخواهد در گوش ظهور كند، به قوة شنوایی ظهور می‌كند. پس می‌گوییم ظهورش به قوای اوست، ولی حضورش به خود اوست. یعنی در همه جای بدن خودش به صورت كامل و تمام هست.
    در مورد خدا هم همین‌طور است كه ظهورش به مخلوقاتش است، ولی حضورش به خودش است، خودش مجرد مطلق است و لذا حضور مطلق دارد، ولی ظهورش در عالم مجردات به مجردات است، و در عالم ماده به مخلوقات مادی است و لذا نباید بین حضورِحق و ظهورِحق اشتباه شود.
    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 02-05-2022 در ساعت 16:24
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  7. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    15,825
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,211
    مورد تشکر
    14,092 در 5,254
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پس از این مقدمه برای روشن شدن مطلب عرض می‌كنیم كه هر انسانی یك نفس و یك جسم دارد و نفس او قوایی مثل بینایی و تعقل دارد و جسم او اعضایی مثل دست و چشم و گوش دارد. گاهی ممكن است انسان بین قوا و اعضاء اشتباه كند، مثلاً قوة بینایی را به چشم نسبت دهد، در حالی كه قوة بینایی مربوط به نفس است و در هنگام خواب هم كه چشم انسان بسته است به كمك قوة بینایی می‌بیند، چرا كه قوای نفس؛ تجلّی خود نفس‌اند در موطن‌های خاص. یعنی اگر نفس در موطن و محل بینایی تجلّی كند، آن نفسْ بینایی است، و اگر در موطن شنوایی تجلّی كند، آن نفسْ شنوایی است. ولی اعضاء بینایی و شنوایی مثل چشم و گوش و مانند آن، برای ارتباط نفس با بیرونِ تن است و نفس از طریق این اعضاء و به كمك قوای خود می‌بیند و یا می‌شنود و به همین جهت هم بینایی و شنوایی را به خود نسبت می‌دهد. یعنی نفس در موقعیت شنوایی، به قوة شنوایی «ظاهر» می‌شود، و در موقعیت ویا موطن بینایی به قوة بینایی «ظاهر» می‌شود، ولی در همان حال كه به قوة بینایی یا شنوایی ظاهر شده، «حضورش» به خودش است و نه به قوایش، به همین جهت هم انسان می‌گوید: من می‌بینم، من می‌شنوم. یعنی دیدن و شنیدن را به خودش نسبت می‌دهد، چون حضورش به خود اوست ولی ظهورش به قوایِ اوست. عیناً برای سایر مجردات مثل ملائكه نیز موضوع به همین شكل است. مثلاً حضرت عزرائیل(ع) حضورش به خودش است، ولی ظهورش برای هر كس براساس ظرفیتی است كه شخص در زندگی دنیا برای خود به وجود آورده‌است. پس چون حضرت عزرائیل(ع) مجرد است، و مجرد همه‌اش، همه جا هست، - نه این‌كه در این قسمت دنیا باشد و در آن قسمت نباشد، و یا یك طرفش این‌جا باشد و یك طرفش جای دیگر- بنابراین ظهور او براساس صفاتی است كه فرد برای خودش تهیه كرده‌است.
    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 06-05-2022 در ساعت 13:42
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    15,825
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,211
    مورد تشکر
    14,092 در 5,254
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پس به این نكته دقیق، عنایت داشته باشید كه هر موجود مجردی یك حضور دارد و یك ظهور، كه حضورش به خودش است. و هرچه تجردش شدیدتر باشد و از درجة وجودی شدیدتری برخوردار باشد، حضورش شدیدتر است(14). و یك ظهور دارد كه براساس ظرفیت محل ظهور، حقایق باطنی آن موجودِ مجرد ظاهر می‌شود و هركس در نفس خود می‌تواند معنی حضور و ظهور مجردات را در عالم احساس كند، همان‌طور كه «من» و «قوای» منِ خود را احساس می‌كند.
    وقتی روشن شد هر قدر موجود مجردتر است، حاضرتر است، و خداوند متعال كه عین تجرد است پس عین حضور است. متوجه می‌شویم كه چرا هر انسانی احساس می‌كند با همة خداوند در ارتباط است و می‌بیند كه اصلاً خداوند تماماً با اوست و او هم تماماً می‌تواند با خدا باشد. می‌یابد كه تمام خدا را دارد و اصلاً احساس می‌كند كه تمام خدا با او روبه‌روست و ارتباط او با خدا یك ارتباط شخصی است. گویا خدا فقط خدای اوست و به‌اصطلاح هركس خدای شخصی خود را دارد. چون خداوند مجرد مطلق است، و موجود مجرد همه‌اش همه جا هست و خداوند كه تجردش مطلق است بیش از همة مجردات نزد هرانسانی به تمامه حاضر است مگر این‌كه انسان توجه خود را به غیر خدا برگردانده باشد و در واقع خودش را از خدا دور كرده‌باشد، در حالی‌كه خداوند از همه چیز به او نزدیك‌تر است و در همین رابطه خداوند به پیامبرش می‌فرماید: «اگر بند‌گانم سراغ مرا از تو گرفتند، من كه نزدیكم و جواب هركس كه مرا بخواند می‌دهم»(15) حتی نمی‌گوید: ای پیامبر بگو من نزدیكم، تا در این حال وجود اقدس پیامبر(ص) واسطه باشد، بلكه می‌گوید: «فَاِنّی قَریب» من نزدیكم
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  9. Top | #18

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    15,825
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,211
    مورد تشکر
    14,092 در 5,254
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    .
    نكتة هشتم ـ چگونگی حضورِ مجردات در عالم
    ماده مزاحم و مانع حضور مجرد در عالم ماده نیست ، مثل حضور نفس در بدن كه حضـور مـادی اعضاء، مزاحم حضور و حاكمیت آن در بدن نیست، بلكه ماده مزاحم حضور ماده در ماده است. مثل جای گرفتن یك دست در بین سلول‌های دست دیگر، كه محال است.
    از مسائلی كه معرفت به نفس برای ما روشن می‌كند این است كه حكم حضور موجود مجرد در عالَم، با حكم حضور پدیده‌های مادی، در عالم فرق دارد. به طوری‌كه حضور مجردات همه جا هست بدون این‌كه آن‌جایی كه ماده هست جا برای حضور مجرد تنگ باشد. مثل حضور نفس در بدن كه اعضای مادی بدن مانع حضور نفس مجرد در جای جای بدن نیستند. چرا كه اصلاً مجرد از سنخ دیگر است و ماده است كه مزاحم حضور ماده می‌شود.
    وقتی روشن شد كه ماده مانع حضور مجردات نمی‌تواند باشد، دیگر انتظار نداریم كه در هنگام مرگ وسایل مادی توان مقابله با فرشته مرگ را داشته باشند و نیز با روشن شدن این مطلب، حضور ملائكه و خداوند در كل هستی برایمان معنی پیدا می‌كند كه ما چه در درون اطاق باشیم و چه در كف دشت؛ حضور خداوند، حضوری خاص است و نمی‌توان گفت در فلان مكان، یا جای موجود مادی است و یا جای موجود مجرد، بلكه باید گفت: در عینی كه یك مكان مادی است، موجود مجرد می‌تواند در آن مكان نیز حضور كامل و تمام داشته باشد. چون ماده مانع حضور مجرد نیست. پس نباید بگوییم خداوند در ماوراء عالم ماده هست و تصور كنیم بالای عالم ماده، جایی است كه آن‌جا، جای مجردات و جای خدا است، بلكه در همه جا خداوند و ملائكه حضور دارند، بدون آن‌كه عالم ماده مانع حضور آنها باشد، همچنان‌كه نفس ما در همه جای تن ما حاضر است، بدون آن‌كه تن ما، مانع حضور نفس ما باشد.(16)
    از این نكته نیز نباید غفلت شود كه هرقدر تجرد موجود شدیدتر باشد، حضورش شدیدتر است، و لذا همان‌طور كه ماده مانع حضور مجردات – اعم از ملائكه و خداوند – در عالَم ماده نیست، وجود ملائكه در عالم، مانع حضور خداوند در همان عالم نیست، چرا كه تجرد خداوند مطلق است. پس این‌طور نیست كه در عالم ملائكه كه محل ظهور ملائكه است، خداوند حاضر نباشد، چرا كه تجرد خداوند مطلق است، پس حضور حضرت حق هم در تمام مراتب هستی مطلق است.
    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 11-05-2022 در ساعت 15:17
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. Top | #19

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    15,825
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,211
    مورد تشکر
    14,092 در 5,254
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    نكتة نهم ـ وحدتِ نفس، نمودی از وحدتِ حق
    نفس چون مجرد است، جامع كمالات است و نه مجموع كمالات. یعنی «دیدن»، « شنیدن»، « دانستن» موجب كثرت ذاتی او نمی‌شود و لذا وحدت ذاتی دارد و به همین جهت هم شناخت نفس، موجب شناخت رب می‌شود . زیرا موجود مجرد در واقع هم سنخ با حق و جلوه نسبتاً كاملی از اوست.(17)
    ما در عالم ماده با مجموعه‌ها روبه‌رو هستیم، مثلاً با مجموعه صندلی‌ها، و یا با هر صندلی كه از مجموعه اجزاء تشكیل شده روبه‌روییم. ولی در عالم مجردات با جامع كمالات روبه‌رو هستیم، مثل نفس كه هم شنونده است و هم گوینده و هم تعقل‌كننده، و با این همه یكی بیش نیست. یعنی كثرتِ كمالاتش آن را از وحدت خارج نمی‌كند و معنی جامع‌بودن همین است. و این‌كه گفته می‌شود صفات خداوند مثل علیم و حیّ و سمیع‌بودن با ذاتش متحد است به همین معنی است كه صفاتش او را از وحدت خارج نمی‌كند، چرا كه او جامع كمالات و صفات است. مثل نور بی‌رنگ كه وقتی از منشور عبور می‌كند؛ به هفت نور تقسیم می‌شود و این نشان می‌دهد كه این هفت نور، در نور بی‌رنگ بود، ولی به صورت جامع. وقتی از منشور عبور كرد از هم جدا شد و به صورت مجموع در آمد، یعنی وقتی این نورها به صورت جامع بود، وحدت نور بی‌رنگ را به هم نزده‌بود. صفات نفس هم، به‌همین صورت است كه وحدت نفس را به هم نمی‌زند و صفات خداوند نیز به صورت جامع است و وحدت حق را به هم نمی‌زند.
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  11. Top | #20

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    15,825
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,211
    مورد تشکر
    14,092 در 5,254
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    وحدت ذاتی نفس
    این‌كه نفس وحدت ذاتی دارد و در واقع كثرت كمالاتش آن را از وحدت خارج نمی‌كند موجب می‌شود كه هر چیزی را كه غیر خودش است به خوبی تحمل نكند چون ذات و حقیقتش در مقام وحدت و یگانگی است، حتی اگر ناخن شما از بدنتان تا حدی جدا شود و امید پیوستن آن به بدن از بین برود دیگر نفس نمی‌تواند وجود آن ناخن را تحمل كند و می‌خواهد آن را جدا كند، چون دوگانگی را حتی در بدنش نمی‌خواهد. در مورد پیوند اعضاء بدن انسانی به انسان دیگر همین مشكل هست كه باید نفس عضو پیوندی را مثلاً كلیه را بپذیرد و آن‌را جزء خود بداند وگرنه آن را تدبیر نمی‌كند و به‌كار نمی‌گیرد و به همین جهت هم سعی می‌شود حتی‌الامكان شباهت‌هایی بین هردو بدن باشد و بعدهم مدتی با مصرف دارو، نفس را از توجه طبیعی به بدن منصرف می‌كنند تا آهسته‌آهسته به آن عضو جدید عادت كند. با این حال ممكن است بعد از یك‌سال یك مرتبه آن را پس بزند. همه این عكس‌العمل‌ها ریشه در وحدت ذاتی نفس دارد كه حتی غیر بدن خود را نمی‌خواهد، چون در موقع استفاده از بدن، بدنی را می‌خواهد كه خودش ساخته و می‌تواند با آن تا حد ممكن اتحاد برقرار كند.(18)
    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 23-05-2022 در ساعت 12:23
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی