صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 64 , از مجموع 64

موضوع: آشنایی با زندگانی امام هادی علیه السلام

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2010
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    9,338
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    10,548
    مورد تشکر
    10,699 در 2,848
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    تُرکان مهاجم پس از انجام مأموریت خود خارج شدند و به نزد منتصر که به انتظارشان بود، رفتند و به عنوان خلیفه به او سلام کردند و تحیّت گفتند و خلیفه ی جدید چنین شایع کرد که فتح بن خاقان، پدرش را کشت و او نیز انتقام پدر را از او گرفت.(3)
    ________________________________________
    1- . تتمهالمنتهی باتحقیق باقریبیدهندی، ص 2536.
    2- .البته فتح بنخاقان هممانند متوکل،با آل ابوطالبسخت دشمنی می کردو پیوسته درصدد آزار واذیت ایشانبود. «تتمهالمنتهی ص 2537».
    3- . تتمهالمنتهی باتحقیق باقریبیدهندی ص 2537 وزندگانی امامعلی الهادی علیه السلام ص 308.
    ص: 70
    امام هادی علیه السلام در مدّت امامت خود به ترتیب با معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین، معتزّ معاصر بودند،(1) ولی فقط منتصر بود که در مدّت کوتاه 6 ماهه ی حکومت خود، سیاستی عادلانه، در برابر شیعیان اهل بیت علیهم السلام اتخاذ کرد، او به علویان که در زمان پدرش در بیم و وحشت به سر می بردند ایمنی داد و به مردم اجازه داد، آزادانه به زیارت قبر مولای متّقیان علی علیه السلام و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام بروند(2) و فدک را به علویان پس داد و موقوفات علویان را به آنان مسترد نمود و والی مدینه را که با بنی هاشم بدرفتاری می کرد، برکنار نمود و به جای او والی دیگری را منصوب کرد و به او توصیه نمود که از خدمت و نیکی به بنی هاشم دریغ نورزد.(3) نقل شده که منتصر نسبت به اهل بیت رسول خدا و آل علی علیهم السلام مردی رئوف و عطوف بود و به آنان اِحسان می کرد و مردی بود که ملتزم به مکارم اخلاق بود و سخی و بسیار منصف بود.(4)
    با این وجود، منابع تاریخی کمترین اشاره ای به اینکه میان منتصر و امام هادی علیه السلام دیداری واقع شده باشد، ندارند و در این زمینه کاملاً سکوت کرده اند، ولیکن این مطلب مسلّم است که امام هادی علیه السلام از سیاستهای منتصر، در قبال
    ________________________________________
    1- . سیرهپیشوایان، ص 568.
    2- .زندگانی امامعلی الهادی علیه السلام ص 310.
    3- .زندگانی امامعلی الهادی علیه السلام ص 310 وسیرهپیشوایان ص 598به نقل از ابناثیر، الکاملفی التاریخ، ج7، ص 116.
    4- . بااستفاده ازتتمه المنتهیبا تحقیقباقری بیدهندیص 2545 و 2546 قسمت ذکرخلافت منتصربالله.
    ص: 71
    علویان خشنود بودند، چون منتصر امنیت و آرامشی را که اهل بیت در ایّام متوکل از دست داده بودند، مجدّداً به آنان ارزانی داشت.(1)
    لازم به ذکر است که هر چند متوکل از جنایتکاران اسلام ستیز بود ولی این موضوع منتصر را از یک قاعده مستثنی نساخت و آن اینکه: طبق روایت «کشتن پدر بدست فرزند، طول مدّت عمر فرزند را به شدت می کاهد.»(2) و منتصر این موضوع را می دانست چون نقل است که از عالمی در مورد ناسزا گفتن پدرش به اهل بیت(3) سؤال کرد. آن عالم گفت: قتلش واجب است، فقط اگر کسی پدرش را بکشد، عمرش طولانی نمی شود. منتصر گفت: وقتی خدا را در کشتن پدرم اطاعت کنم، باکی نیست که عمرم طولانی نشود.(4)
    اکثر مورّخین مرگ منتصر را طبیعی نمی دانند و می گویند تُرکان از ترس آنکه خلیفه آنان را نابود کند و به سلطه و نفوذشان بر ملتهای اسلامی پایان دهد، زمانی که منتصر مریض شده بود، به ابن طیفور، طبیب منتصر، سی هزار دینار انعام دادند
    ________________________________________
    1- .زندگانی امامعلی الهادی علیه السلام ص 312قسمت وفاتمنتصر.
    2- .پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در پاسخعبداللهاُبّی کهاجازه خواستتا پدرش را کهاز دشمناناسلام بود،خودش بکشد،فرمود: «مُنقَتَلَاَبَاهُ لَمیَطِلعُمرُهُ» «اگرکسی پدرش رابکشد عمرش طولانینیست» بحار، ج 20ص 281 باب 18.
    3- .علاوه براینکه تتمهالمنتهی با تحقیقباقریبیدهندی در ص 2536ذکر کردهمتوکل به علی علیه السلام جسارتمی کرد، نقلشده که منتصرشنید که پدرشبه فاطمهh ناسزا می گوید«اِنَّالمنتصرسَمِعَاَ بَاهُ یَشتِمُفاطمَه» بهنقل از امالی شیخطوسی ص 328 ح 655 وبحارالانوارج45، ص 396 و مناقبج 4 ص 64.
    4- .امالی شیخطوسی ص 328 حدیث 655 و المناقب ابنشهر آشوب ج 4، ص 64.
    ص: 72
    تا او را بکُشد، او هم دستور فَصد و خونگیری داد و با تیغی زهرآلود، رگ منتصر را زد و در نتیجه بلافاصله مُرد.(1)
    بدین ترتیب هنوز اندوه علویان که ناشی از ظلم خلفاء گذشته بود، کاملاً برطرف نشده بود که منتصر در سن 25 سالگی فقط بعد از 6 ماه حکومت درگذشت.(2) و دوباره اختناق و فشار بر علویان از سرگرفته شد(3) و رنج و مصیبت امام هادی علیه السلام هم، با اینکه متوکل دشمن کینه توز ایشان نابود شده بود، همچنان ادامه یافت و ایشان در حکومت دیگر خلفای عباسی نیز تحت مراقبت شدید قرار داشتند و آنان برایشان انواع مشکلات را به وجود می آوردند.(4)

    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #62

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2010
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    9,338
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    10,548
    مورد تشکر
    10,699 در 2,848
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    چرا امام در مقابل رژیم ظالمانه ی متوکل، قیام مسلّحانه نکرد؟
    بهتر است این سؤال را کلّی تر مطرح نمود و آن اینکه: «چرا امامان شیعه، مانند امام سوم در برابر خلفای ظالم خود، قیام مسلّحانه نکردند؟! نهایت این بود که به فیض شهادت نائل می شدند، که خود فوزی عظیم است؟»
    پاسخ: واقعیت این است که خلفای بنی امیه و عباسی در دوران ائمه دیگر هم، دست کمی از یزید نداشتند و از او بهتر نبودند و همانطور که ذکر شد عبّاسیان در
    ________________________________________
    1- .زندگانی امامعلی الهادی علیه السلام ص 312 بهنقل از تاریخالخلفاءسیوطی ص 357 وتتمه المنتهیبا تحقیقباقری بیدهندیکه در ص 2546 علاوهبر اینکه ازتاریخالخلفاء نقلنموده از مروجالذهب ج 4 ص 134 نیزنقل کرده.
    2- . امامهادی علیه السلام و نهضتعلویان ص 282قسمت دورانحکومت منتصر.
    3- . سیرهپیشوایان ص 598قسمت قتلمتوکل و خلافتمنتصر.
    4- .زندگانی امامعلی الهادی علیه السلام ص 387قسمت به سویدوست.
    ص: 73
    عیّاشی و هوسرانی و ولخرجی و حیف و میل بیت المال و ظلم و ستم به علویان، روی بنی امیه را هم سفید کردند و به قول امام صادق علیه السلام عباسیان وحشی تر از امویان بودند و حتّی در میان خلفای عباسی، متوکل علاوه بر عیّاش و هوسران بودند، ولخرج تر و سنگدل تر از دیگران هم بود.(1) او آنچنان در حق خاندان علی علیه السلام بدرفتاری می کرد که در زمان هیچیک از خلفای عباسی قبل از او اینقدر به آنها بدی نشده بود.(2) متوکل نسب به علی ابن ابیطالب و اهل بیت او علیهم السلام خیلی کینه می ورزید(3) و این کینه ی شدید را با تجاوز به قبر امام حسین علیه السلام تسکین داد، تا آنجا که در مدت خلافت خود، چهار مرتبه (تا هفده مرتبه هم گفته شده) (4) دستور خرابی و از بین بردن و زراعت در آنجا را داد(5) و حتی مطابق با روایتی، دیزج یهودی ملعون، قبر مطهر را شکافت و دید بوریایی که بنی اسد هنگام دفن آورده بودند، به صورت تازه هنوز باقی است و جسد مطهر نیز بر روی آن است، ولیکن به متوکل نوشت: «قبر را نبش نمودم، چیزی نیافتم».(6)


    امضاء


  4. Top | #63

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2010
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    9,338
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    10,548
    مورد تشکر
    10,699 در 2,848
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    متوکل آنچنان بر زائران قبر امام حسین علیه السلام سخت می گرفت که هیچکدام از چنگ مأموران او راه گریزی
    ________________________________________
    1- . بهمبحث قبل ص 56 و 61رجوع شود وبرای کسباطلاعاتبیشتر می توانبه کتابزندگانی امامعلی الهادی علیه السلام، ص 344 تا 373مراجعه نمود.
    2- . کتاب«تاریخ کربلاو حائر حسین علیه السلام» ص 143 بهنقل ازابوالفرجاصفهانی درمقاتل الطالبیین،ص 203.
    3- . کتاب«تاریخ کربلاو حائر حسین علیه السلام» ص 144 بهنقل از تاریخابوالفداء، ج7، سال 236 هجری.
    4- . تتمهالمنتهی باتحقیق باقریبیدهندی، ص 2542قسمت ایامدولت متوکل.
    5- . کتاب«تاریخ کربلاو حائر حسین علیه السلام» ص 144،باب پنجم،خرابی حائر درعهد متوکل.
    6- . تتمهالمنتهی باتحقیق باقریبیدهندی،قسمت ایامدولت متوکل، ص2541.
    ص: 74
    نداشتند و تماماً گرفتار و یا کشته می شدند. و یا به بدترین عقوبتها مجازات می شدند(1) مثل دار زدن، حبس و زندان و انواع شکنجه ها و قطع دست و پا.(2) ولی با این حال مردم با دل و جان از مال و جان خود می گذشتند و به زیارت می رفتند، تا جایی که معروف است پیرزنی که دست راست خود را برای رفتن به زیارت کربلا از کف داده بود، می خواست دست چپش را هم قطع کنند، تا بتواند برای بار دیگر به زیارت کربلا رود.(3)
    امضاء


  5. Top | #64

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2010
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    9,338
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    10,548
    مورد تشکر
    10,699 در 2,848
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    اینها فقط نمونه ای از ظلم این خلفاء جور بوده، و امّا در مورد اینکه چرا امامان علیهم السلام در مقابل این ظالمان قیام مسلّحانه نکردند، توجه به چند نکته ی اساسی، ضروری است:
    1- همگی امامان علیهم السلام مأمور به اجرای اوامر الهی بوده اند و مطابق با رضای خداوند متعال عمل می کردند. پس در درجه ی اول قیام یا صلح آن بزرگواران بستگی به تقدیر و اراده ی الهی دارد. حتّی امام حسین علیه السلام که در دوران یزید قیام نمود، در مدّت ده سال امامت خود، در زمان معاویه، قیام نکرد.(4)
    و جالب اینکه وقتی خواست در زمان یزید قیام کند و جابربن عبدالله به حضرت عرض کرد: «نظر من این است که تو هم مانند برادرت حسن مجتبی که با معاویه صلح کرد، با یزید صلح نمایی.» حضرت در پاسخ او صریحاً این مطلب را
    ________________________________________
    1- .تاریخ کربلا وحائر حسین علیه السلام، ص 143، به نقلاز مقاتلالطالبیین،چاپ ایران، ص 203.
    2- .زندگانی امامعلی الهادی علیه السلام، قسمت«منع مسلماناناز زیارت امامحسین علیه السلام»، ص 343.
    3- .اخبار الدّولاز احمد ابنیوسف، ص 278، بهنقل از مثیرالاَحزان.
    4- . بینشاسلامی، سالدومدبیرستان،سال 1372، درسیازدهم، ص 77.
    ص: 75
    بیان کرد و فرمود: صلح برادرم با معاویه به امر خدا و رسول او بود و جنگ من هم با یزید به امر خدا و رسول اوست»(1) و یا حضرت به نصیحت کنندگانی که او را به کربلا نرفتن توصیه می کردند، فرمود: «اِنَّ اللهَ شَاءَ اَن یَرَانِی قَتیلاً»(2) یعنی «خدا خواسته است که مرا کشته ببیند». و باز در جای دیگری بعد از آنکه خبر شهادت خود را به اطرافیانش می دهد، می فرماید: «لَا مَحیصَ عَن یَوم خُطَّ بِالقَلَم، یَرضَی اللهَ عَنَّا بِرِضانَا اَهلَ البَیتِ»(3) یعنی «البته از چنین سرنوشتی که رضای خدا در آن است، خشنود هستیم» بنابراین علت واقعی اینکه چرا ائمه علیهم السلام قیام یا صلح نموده اند را فقط خدا می داند و بستگی به مقدّرات الهی داشته است و عقل ما فقط می تواند از قرائن و شواهد، به بعضی دلائل احتمالی آن پی ببرد.
    2- هیچکدام از ائمه علیهم السلام، آن تعداد یار واقعیِ قابل اعتماد که در ایمان و اخلاص و تسلیم و وفا مثل یاران امام حسین علیه السلام باشند، نداشتند که مثل آن حضرت بتوانند قیام کنند. یارانی که خود امام حسین علیه السلام درباره ی ایشان فرمود: «فَاِنّی لَا أعلَم أصحَاباً أوفَی وَ لَا خَیراً مِن أصحَابی وَ لا أهل بیت أبرّ و لا أوصَل مِن اَهلِ بیتی»(4) یعنی «من اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود سراغ ندارم و
    ________________________________________
    1- . امامحسین شهیدفرهنگ پیشروانسانیت بخشپانزدهم، ص 103به نقل از نفسالمهموم،مرحوم محدث قمی،ص 38.
    2- . همانمدرک، قسمت«شب حسینی»، ص 311.
    3- . همانمدرک، قسمت«شکوفاییحسینی» ص 568 بهنقل از مقتلخوارزمی، ج 2،ص 5 و لهوف ص 26 وسمّوالمعنیفی سمّوالذّات ازعبدالله العلایلی،ص 115.
    4- . کتاب«سخنانبرگزیده ازبرگزیدگانجهان و تاریخچهارده معصوم علیهم السلام» از سیدابراهیممیانجی، قسمت«ابوعبداللهالحسینالشه ید علیه السلام» ص 136 و حماسهحسینی، ج 1،جلسه اول، ص 33 و کتاب «امامحسین علیه السلام شهیدفرهنگ و پیشروانسانیت» ص 535،به نقل از تاریخطبری، ج 5، ص 418،نفس المهموم ص227، الکامل ابناثیر، ج 3، ص 285.
    ص: 76
    اهل بیتی از اهل بیت خود نیکوتر و بهتر سراغ ندارم».
    یاران و اصحابی که خطاب به حضرت می گویند: «ای کاش هفتاد بار زنده می شدم و هفتاد بار خودم را فدای تو می کردم» و دیگری می گوید: «هزار بار» و دیگری می گوید: «ای کاش امکان داشت جانم را فدای تو کنم، بعد بدنم را آتش بزنند، خاکسترش کنند، آنگاه خاکسترش را به باد دهند و دوباره مرا زنده کنند و باز... (1) و یا یارانی مثل حرّ بن یزید ریاحی که با وجود اینکه یکی از بزرگترین سردارهای دشمن است و بعد از عمر سعد، دومین شخصیت لشکر بود، با شرمندگی و اقرار به گناه خود، برای توبه و معذرت خواهی نزد امام می آید، توبه ای که واقعی بودنش را در نبرد با لشگریان یزید و با شهادت خود به اثبات می رساند.(2) و اهل بیتی که بچه ی سیزده ساله اش نه فقط با زبان بلکه با عمل هم شهادت را از عسل شیرین تر می داند و می گوید: «اَحلَی مِنَ العَسَل».(3)
    در حالیکه امام صادق علیه السلام با وجود اینکه 4000 شاگرد تربیت کردند،(4) باز هم در جواب اینکه گفتند: «چرا با وجود فراوانی دوستان و شیعیان و یارانتان نشسته اید
    ________________________________________
    1- .حماسه حسینی،ج1، جلسه اول،ص 33 و 34.
    2- .حماسه حسینی،ج 2، جلسهچهارم، ص 114.
    3- .حماسه حسینی،ج1، جلسه اول،ص 35 و امامحسین شهید فرهنگو پیشوایانسانیت،قسمت «شهادتحسینی» ص 547.
    4- . سیرهپیشوایان،قسمت امامجعفر صادق علیه السلام، ص 356 به نقلاز شیخ مفید،الارشاد، ص 271.
    ص: 77
    و قیام نمی کنید؟» فرمودند: به خدا اگر شیعیانم به تعداد این بزغاله (17 عدد) بود، ما بر جای نمی نشستیم.» (1) و یا باز حضرتش در جای دیگر عملاً حقیقت امر را به یکی از دوستداران خود به نام «سهل بن حسن خراسانی» که او هم همین مطلب را از ایشان پرسیده بود، نشان داد و به او فرمود: برخیز و در تنور داغ بنشین! خراسانی عذر خواهی کرد و در واقع اطاعت نکرد ولی وقتی حضرت همین دستور را به «هارون مکی» داد، او سریعاً اطاعت نمود و بدون هیچ چون و چرایی در تنور داغ نشست (البته بعد که خراسانی داخل تنور را نگاه کرد، دید که او به اذن الهی صحیح و سالم است) سپس حضرت فرمودند: درخراسان چند نفر مثل این مرد هست؟ او گفت: به خدا قسم یکنفر هم نیست. بعد حضرت فرمودند: «اَمَا اِنّا لا نَخرُجُ فِی زَمَانٍ لا نَجِدُ فِیهِ خَمسَهً مَعاضِدِینَ لَنا» یعنی ما، در زمانی که پنج نفر هم یار نداریم قیام نمی کنیم، و ما، به زمان قیام داناتریم.(2)
    امام صادق علیه السلام در واقع با این کار خود به همه حقیقت امر را نشان داد، که چرا با وجود صدها هزار مرد جنگی که همه اظهار محبّت و اعلام آمادگی برای قیام می کنند، ائمه شیعه بطور آشکار بر علیه خلفای زمان خویش قیام نکردند. بله شاید تعداد دوستداران ائمه علیهم السلام زیاد باشند ولی کسانی که به خاطر داشتن ایمان زیاد از ایشان اطاعت کنند و تسلیم محض باشند تا یار واقعی و مورد اعتمادشان باشند واقعاً کم هستند و جای تأسف است که هم اکنون هم حتی بعد از گذشت صدها
    ________________________________________
    1- . اصولکافی، ج 3، باب«کمی شمارهمؤمنین» ص 340، ح 4.
    2- .منتهی الآمالبا تحقیقباقریبیدهندی، ج 2،قسمت امامصادق علیه السلام، فصلچهارم، روایتششم، ص 1376 به نقلاز مناقب ابنشهر آشوب ج4، ص 237وبحارالانوار،ج 47، ص 123 ح 127.
    ص: 78
    سال از غیبت امام زمان علیه السلام هنوز 313 نفر یار واقعی جمع نشده اند تا شرایط ظهور حضرتش فراهم گردد و این در حالی است که ما همگی خود را مسلمان و شیعه واقعی می دانیم!!
    3- درست است که شهادت، فوزی عظیم است ولی به قول علاّمه محمد تقی جعفری «مطلوبیت شهادت در درجه ی بعد از به ثمر رساندن قیام قرار داد».(1) توضیح مطلب اینکه برای قیام، تنها داشتن یاران واقعی و قوای آماده برای حمله نظامی کافی نیست بلکه پیش از آن بایستی سپاهی عقیدتی، مقاوم و مورد اعتماد تهیه شود که به امام و عصمت او، ایمان و معرفت کامل داشته باشند و هدفهای بزرگ او را درک کنند تا در صورت شهادت امام و یارانش، بتوانند با از خودگذشتگی و تحمل هرگونه مشقت و سختی در مقابل گِردبادهای حوادث پایداری و ایستادگی به خرج دهند و از دستاوردهایی که با قیام، برای امّت حاصل می شود، پاسداری نمایند و در واقع قیام را به ثمر رسانند،(2) که در قیام عاشورا، این نقش خطیر را بازماندگانی از اهل بیت که در رأس آنان امام سجاد و حضرت زینت علیهماالسلام قرار داشتند، عهده دار بودند، همان اهل بیتی که امام حسین علیه السلام درباره ی آنان فرمود: «وَ لا أهلَ یَیت أبّر وَلا أوصَل مِن اَهل بَیتی»(3) «اهل بیتی بهتر و نیکوتر از اهل بیت خود سراغ ندارم».
    ________________________________________
    1- . امامحسین علیه السلام شهیدفرهنگ پیشروانسانیت، بخش21، ص 145.
    2- .برگرفته ازسیره پیشوایانقسمت امامصادق علیه السلام، ص 390 تا 392.
    3- .حماسه حسینی،ج 1، جلسه اول،ص 33 و امامحسین شهیدفرهنگ و پیشروانسانیت، ص 535به نقل از تاریخطبری، ج 5، ص 418 و... .
    ص: 79
    ولی مابقی امامان شیعه با اینکه هر کدام در زمان خویش، نهایت سعی و تلاش خود را نموده اند که چنین یاران و سپاهیانی را تربیت و آماده کنند، بعلت کافی نبودن تعداد اینگونه افراد، نتوانستند بر علیه خلفاء ظالمِ عصرِ خود، قیام نمایند.
    4- مهمترین نکته اینکه: در واقع هدف از تمامی مبارزات مستقیم یا غیر مستقیم ائمه علیهم السلام در برابر رژیم خلفاء، تحقق بخشیدن و استمرار خلافت اصیل اسلامی بود و لازمه ی تداوم و استمرار آن، این است که همگی یا اکثریت قریب به اتفاق افراد جامعه، افرادی روشن و آگاه و فهیم و ایثارگر و فداکار و با ایمان باشند تا تحمل اجرای احکام و قوانین اسلام، در جامعه را داشته باشند تا امام با به عهده گرفتن زعامت دولت اسلامی و اجرای قوانین الهی، از این طریق، عدالت اجتماعی را برقرار سازد و راه رسیدن بشریت را به سعادت واقعی هموار سازد و این هدف بزرگ، در صورتی محقّق می شود که مردم جامعه علاوه بر شرایطی که ذکر شد، عدل پذیر هم باشند و از رهبر الهی اطاعت محض داشته باشند و کارگزاران امور جامعه، در این راه با تلاش پیگیر و فداکاری و از جان گذشتگی، برای به اجرا درآمدن برنامه های امام، پشتیبانی لازم را به عمل آورند. در چنین جامعه ای است که بینش و اعتقادات به عقاید حقّه روز به روز افزایش می یابد و جامعه از نظر مادّی و معنوی رشد پیدا می کند.
    سعی و تلاش تمامی ائمه بزرگوار شیعه، در راستای آماده ساختن افراد بشر برای رسیدن به چنین جامعه ای بوده است، ولی هیچیک از این شرایط در جامعه ی معاصر با آنان تحقق پیدا نکرد و به همین دلیل بود که ایشان زعامت دولت اسلامی
    ص: 80
    را در جامعه ای که این شرایط در آن فراهم نبود، صلاح نمی دیدند.(1) مگرمردم در زمان امام علی علیه السلام اجرای احکام و حدود واقعی اسلامی را تحمل کردند و به برقراری عدالت تن در دادند؟! مگر به همین دلائل نبود که امام علی و امام
    ________________________________________
    1- . درروایتی درکتاب «پرسش هایمردم و پاسخ هایامام هادی علیه السلام» ص 94 به نقل ازبحارالانوار،ج 5، ص 156 و کتاب«منتهیالآمال» باتحقیق باقریبیدهندی، ج 2،ص 1845 به نقل ازاثباه الهداه،ج 6، ص 249 ... چنینآمده که: روزیمتوکل (یاواثق یا یکی دیگراز خلفاء) بهسپاهیان کهنود هزار سوارتُرک، درسامراءبودند، دستورداد هر کدامتوبره ی اسبخود را از خاکسرخ پُر کنندو در وسط بیابانوسیعی، درجایی روی همبریزند، آنانچنین کردند وهمانند کوه بلندیشد و نام آن را«تپه مخالی»گذاشتند،خلیفه بالای آنتپه رفت وامام هادی علیه السلام را نیز بهآنجا طلبید.او دستور دادهبود سپاهیانغرق در اسلحهو زره پوش بهعالی ترینصورت با کمالهیبت از کنارتپه رژه روندو هدفش این بودکه شوکت واقتدار و قدرتخود را بهحضرت نشان دهدتا مبادا آنحضرت یا یکیاز اهل بیت اوفکر قیام برعلیه خلافت رانمایند. آنگاهبه امام هادی علیه السلام روکرد و گفت: شمارا به این جاخواستم تاسپاهیان مرامشاهده کنی.امام فرمود: آیامی خواهی مننیز سپاه خودرا به تو نشاندهم؟ گفت: بله.حضرت دعا کردو فرمود: نگاهکن. خلیفه دیدبین آسمان وزمین از شرقتا غرب پُراست ازفرشتگانی کهغرق در سلاحهستند. خلیفهاز وحشت بیهوششد. وقتی بههوش آمد، حضرتفرمود: «ما دردنیا با شماسرستیزنداریم، مامشغول به امرجهان آخرت هستیم،از گمانی کهبرای تو پیداشده، بیمنداشته باش!». یعنیاگر فکر می کنیما بر علیه توقیام می کنیم،خیالت راحتباشد، ما اینقصد رانداریم. غرضاز ذکر روایتقبل این بودکه شاید مطابقبا تحلیلنویسنده یکتاب «امامهادی علیه السلام و نهضتعلویان» در ص 243،امام هادی علیه السلام چون قصدنداشت با آنشرایط جامعه،خلافت را برعهده بگیرد،در جواب متوکل،آن سخنان رافرمود و اگرهم، باطناًچنین قصدی راداشت، چونشدیداً تحتنظارت و کنترلبود، تکلیفالهی او صرفاًدر رهبری وهدایت پیروانو دوستان خودخلاصه می شد وبرای رسیدن بههدف، مجبور بهتقیّه بود، همانطورکه در موارددیگری نیزامام علیه السلام در برابرمتوکل تقیّهکرده اند.«رجوع شود بهفصل چهارمهمین نوشته،پاورقی، ص 107».
    ص: 81
    حسن علیهماالسلام را رها کردند و به انزوا کشاندند و به جنگ و نبرد با امام حسین علیه السلام پرداختند و بالاخره هم آنان را به شهادت محکوم کردند؟!
    اوضاع جامعه در عصر سایر ائمه علیهم السلام هم بهتر و برتر از این نبود، بلکه شرایط وخیم تر و اندوهبارتر هم بود.(1) چون دشمنان و مخالفان اسلام هم، به کمک خلفای عباسی بدعتهای زیادی در دین مبین اسلام ایجاد کردند و اندیشه ها و عقاید مذهبی مردم را متزلزل ساخته بودند و این تزلزل اعتقادات اسلامی در زمان امام هادی علیه السلام شدیدتر هم بود، حتّی عدّه ای از معاندان با نقاب دین داری در میان صفوف مسلمانان نفوذ کردند و به گمراه ساختن مردمی که قدرت تمیز حقّ از باطل را نداشتند، پرداختند و آتش فتنه های ویرانگری را برافروختند.(2)
    در این میان خصوصاً دولت عباسی با تمام اختناق و کنترلی که برقرار ساخته بود، چون خود را متزلزل و ناپایدار می دید، از نهضت ها سخت بیمناک بود و کوشش می کرد هر موقع کوچکترین شبحی از نهضت علویان مشاهده شود، آنان را بی رحمانه سرکوب و تارمار کند و به همین دلیل هم بود که شیوه ی علویان در این مقطع زمانی، این بود که از کسی نامی نبرند و مردم را فقط به رهبری «شخص
    ________________________________________
    1- .برگرفته ازامام هادی علیه السلام و نهضتعلویان قسمت«تحلیل عکسالعمل امام درمقابل تقاضایخلیفه» ص 239 و 240.
    2- .زندگانی امامهادی علیه السلام قسمت «حیاتدینی» و«بدعتها وگمراهیها» ص 373 و381. همچنین برایکسب اطلاع درمورد چگونگیفعالیت وبرخورد امام علیه السلام دراین زمینه، می توانبه کتاب سیرهپیشوایانقسمت «امامهادی ومکتبهایکلامی» ص 601 تا 610 وکتاب زندگانیامام علیالهادی علیه السلام ص 108 تا 156 وکتاب «حیاتفکری و سیاسیامامان شیعه علیهم السلام» ص 516 تا 528مراجعه نمود.
    ص: 82
    برگزیده ای از آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم» دعوت کنند، زیرا سران این نهضت ها می دیدند که امامان معصوم آنان، در قلب پادگان نظامی سامراء تحت مراقبت و مواظبت می باشند و دعوت به شخص معین، مایه ی قطع رشته ی حیات او می گردد.(1) امّا با این وجود ائمه شیعه در این دوره ها، در دوران جوانی به شهادت می رسیدند. امام جواد علیه السلام 25 سال و امام هادی علیه السلام 40 تا 42 سال(2) و امام عسکری علیه السلام 28 سال بیشتر زندگی نکردند و این نشان می دهد که خلفاء برای مخفی نگه داشتن حضور امامان و نابودی آنان، تا چه اندازه تلاش می کردند، با وجود اینکه نمی توانستند هیچ مدرکی از آنها، درباره ی مشارکتشان در انقلاب ها و قیامها و فعالیتها بدست آورند،(3) تا چه رسد به اینکه می توانستند بهانه ای هم از آنها بدست آورند که در انقلاب و جنبشی دست داشته اند.(4) تواریخ، تنها در فاصله ی سال 219 تا 270 قمری (که بیشتر مصادف با دوران امام هادی و عسکری علیهماالسلام می باشد)، تعداد 18 قیام را ضبط کرده اند.(5) ولی این قیامها نوعاً با شکست روبرو شدند و توسط
    ________________________________________
    1- . سیرهپیشوایانقسمت «اوضاعسیاسی واجتماعی عصرامام» ص 569.
    2- . اصولکافی ج2، باب«زندگانی امامدهم» ص 422 و منتهیالآمال بابدوازدهم، فصلپنجم، ص 1057.
    3- . دراین زمینه درمطالب گذشتهقضایایی نقلشد، مثل قضیهبزم شرابمتوکل در مبحث«کُنیه و القابحضرت» ص 26 و قضیهدُمل متوکل وهدیه مادرش بهحضرت در فصلسوم مبحث«ورود امام بهسامرا و رفتارمتوکل» ص 53.
    4- . امامهادی علیه السلام و نهضتعلویان قسمت«فروپاشی نظامخلافت در سامرا»ص 216.
    5- . برایاطلاع بیشتردر مورد اینقیامها به کتاب«امام هادی علیه السلام و نهضتعلویان»، قسمت«فروپاشی نظامخلافت درسامرا» ص 218 تا 227مراجعهنمایید.
    ص: 83
    حکومت عباسی سرکوب گشتند، و اگر امامان آشکارا(1) بعضی از این قیامها را حتی تأیید می کردند، در صورت شکست قیام، اساس تشیع و امامت و هسته ی اصلی نیروهای شیعه در معرض خطر قرار می گرفت.(2)
    لذا مصلحت نبود که ائمه شیعه (و خصوصاً امام هادی علیه السلام) با عدّه ای قلیل اقدام به حرکتی انقلابی نمایند که منتهی به ضعف و استیصال کامل خود و اصحاب و یارانشان گردد و هیچیک از اهدافشان نیز متحقق نشود.(3) یکی از مهمترین اهداف ائمه علیهم السلام، آماده سازی توده ی مردم و پیروان متعهد مکتب شیعه، برای دوران غیبت بود، و تلاش امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام در این زمینه به صورت محسوستری به چشم می خورد زیرا که به زمان غیبت نزدیکتر می شدند.(4)
    تدابیر امام، در زمینه ی آماده سازی تدریجی اذهان مردم، برای دوران غیبت
    امام هادی علیه السلام از طرق مختلف سعی می نمودند که این تکلیف الهی را به انجام رسانند برای نمونه:
    ________________________________________
    1- . بعضیقیامها بطورغیر آشکارمورد تأییدبوده اند مثلقیام زید کهشواهدفراوانیگواهی می دهدکه این قیامبا مشورت واجازه وموافقت امامصادق علیه السلام صورتگرفته امّابنابرمصالحی، نهامام و نه خودزید و نهاصحاب نزدیکآن حضرت بههیچ وجه مایلنبودند کسی ازاین موضوعمطلّع شود.«برگرفته ازسیرهپیشوایان،قسمت امامصادق علیه السلام ص 408».
    2- . سیرهپیشوایانقسمت امامهادی علیه السلام، مبحث عللشکست قیامها،ص 570.
    3- . امامهادی علیه السلام و نهضتعلویان قسمت«تحقق اهدافائمه شیعی»، ص 241.
    4- . سیرهپیشوایانقسمت «امامحسن عسکری علیه السلام»، ص 650.
    ص: 84
    الف ایشان برای حراست از اعتقاد به وجود امام مهدی (عج) به دوستان و یاران صدیق و مخلص خود مانند عبدالعظیم حسنی فرموده اند: «بعد از من فرزندم حسن امام است، پس چه جانشینی مردم پس از او خواهند داشت!» و عبدالعظیم از امامِ پس از امام حسن عسکری علیه السلام پرسش کرد و گفت: مولای من مگر این امام چگونه خواهد بود؟ امام پاسخ می دهد: «او دیده نمی شود و صلاح نیست نام او برده شود تا وقتی که قیام کند و زمین را پر از عدل و داد نماید، پس از آنکه پر از ظلم و ستم شده باشد.»(1)
    ________________________________________
    1- .مشروح روایتدر منتهیالآمال باتحقیق باقریبیدهندی، ج 2،قسمت امامهادی علیه السلام فصل هفتم،روایت چهارم،ص 1899 به نقل ازبحارالانوارج 66 ص 1 و همچنینزندگانی امامعلی الهادی علیه السلام قسمتاصحاب امام وراویانحدیثشان بند 79ص 228 به نقل ازامالی صدوق ووسائل الشیعهج 1، ص 13 بیان گردیدهکه اینکبرگرفته ایاز آن بیان می شود:حضرتعبدالعظیم علیه السلام خدمتامام هادی علیه السلام مشرّف شد وفرمود: می خواهمدین و عقیده امرا بر شماعرضه کنم تاآنچه را درستو پسندیده می دانی،بر آن ثابتبمانم و حفظشکنم تا خداوندرا ملاقاتکنم. حضرتفرمود: عرضهکن. وعبدالعظیم فرمود:من می گویمخداوند متعالواحد است وهیچ مانند وشبیهی ندارد وفراتر از حدّابطال (سکوت وتوقف درباره یصفات خدا به طورکامل) و حدّتشبیه (تشبیهخداوند بهمادّیات ودادن صفاتموجوداتمحدود بهخداوند) است،و جسم و صورت وعَرَض و جوهرنیست بلکه اوپدید آورنده یاجسام وصورتها است وخلق کننده یعَرَضها وجوهرها است وپروردگار ومالک هر چیزیاست و هر چیزیرا ایجاد کردهو پدید آورده.و می گویم که:محمد صلی الله علیه و آله و سلم بنده وفرستاده یخدا و خاتمپیامبران استو تا روزقیامت پس ازاو پیامبرینخواهد آمد وشریعت او، آخرهمه شرایع وادیان است وتا روز قیامتپس از آن شریعتجدیدی نخواهدآمد. و می گویم:امام و خلیفهو ولی امر بعداز پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم، امیرالمؤمنینعلی ابن ابیطالب علیه السلام است، و بعداز آن حضرتحَسَن و بعداز آن حسین بعدعلی بن الحسینبن محمد بنعلی بعد جعفربن محمد بعدموسی بن جعفربعد علی بنموسی بعد محمدبن علی علیهم السلام و پس از اینبزرگواران،امام ما، شماهستی ایمولای من. سپسدر ادامه امامهادی علیه السلام مطالبی رادر موردجانشینی بعداز خود فرمود کهدر بالا، قسمتمتن، ذکر شد. بعد ازآن، حضرتعبدالعظیم همفوراً ایمان واعتقاد خود رابه گفته هایامام، چنینبیان کرد:اقرار کردم.(یعنی بهامامت امامحسن عسکری علیه السلام و جانشینبعد از ایشانقائل شدم.) وعبدالعظیم ادامهداد: من می گویم:دوست اینبزرگواران،دوست خدا استو دشمن ایشان،دشمن خدا استو اطاعت ازایشان، اطاعتخدا است ومعصیت کردنآنان، معصیتخداست. و می گویمکه معراج حقاست و سؤال درقبر حق است،بهشت حق است،و دوزخ حق استو صراط حق استو میزان حقاست، اینکهقیامت آمدنی استو شکی در آننیست و خداوندهمه مردگان رابرانگیخته وزنده می کند.می گویم کهبعد از ولایت(یعنی دوستیخدا و رسول واهل بیت علیهم السلام) واجباتعبارتند از:نماز، زکات وروزه و حج و جهادو امر بهمعروف و نهیاز منکر. پسامام هادی علیه السلام اعتقاداتاو را تأییدکرد و فرمود:ای ابوالقاسم!به خدا سوگنداین همان دینخداست که آنرا برایبندگانشپسندیده وخواسته است.پس همین عقیدهرا حفظ کن،خداوند دردنیا و آخرتتو را به همینقول ثابت واستوار بدارد.«فَاثبتعَلَیهِ ثبَّتَکَاللهُبِالقُولِالث ّابِتِفِی الحَیَاهِالدّنیَا وَفیالآخِرَهِ».
    ص: 85
    ب یکی دیگر از برنامه هائی که امام هادی علیه السلام در رابطه با آمادگی مردم برای دوران غیبت انجام داد، تعقیب نمودن و تداوم «شبکه ی ارتباطی وکالت» بود که توسط امام جواد علیه السلام، بعلت شرایط بحرانیِ زمانِ خلافتِ عباسیان، به وجود آمده بود، در این برنامه، امام هادی علیه السلام که در سامّراء تحت نظر و کنترل شدیدی قرار گرفته بود، نمایندگان و وکلائی درمناطق و شهرهای مختلف منصوب کرد و از این طریق، هم امام ارتباط خود را با شیعیان حفظ می کرد و هم نقش مذهبی سیاسی وکلاء افزایش یافت و آنان مسئولیت بیشتری را در گردش امور مسلمین پیدا کردند و به تدریج تجربیات ارزنده ای را در سازماندهی شیعیان به دست آوردند و علاوه بر
    ص: 86
    این، این روش در آماده سازی اذهان توده ی مردم، برای پذیرش اندیشه ی غیبت هم، نقش مؤثری را ایفا کرد چون مردمی که نمی توانستنند به طور مستقیم با امام خود تماس بگیرند، با این روش کم کم آماده ی پذیرش مسئله ی غیبت می شدند(1) و این مطلب در بعضی از گفتار و نامه های حضرت به وکلای خود، کاملاً مشهود است:
    نقل می شود که امام هادی علیه السلام در نامه ای به وکلای خود در بغداد، مدائن و کوفه نوشت: «ای ایوب بن نوح! به موجب این فرمان از برخورد با «ابوعلی» خودداری کن، هر دو موظّفید در ناحیه ی خاص خویش به وظایفی که بر عهده تان واگذار شده عمل کنید، در این صورت می توانید وظایف خود را بدون نیاز به مشاوره با من انجام دهید. ای ایوب! بر اساس این دستور هیچ چیز از مردم بغداد و مدائن نپذیر، و به هیچ یک از آنان اجازه ی تماس با من را نده. اگر کسی وجوهی را از خارج از حوزه ی مسئولیت تو آورد، به او دستور بده به وکیل ناحیه ی خود بفرستد.
    ای ابوعلی! به تو نیز سفارش می کنم که آنچه را به ابو ایوب دستور دادم، عیناً اجرا کنی».(2)
    همچنین امام در نامه ای دیگر در مورد اطاعت کردن از یکی از وکلای خود، به
    ________________________________________
    1- .برگرفته ازامام هادی علیه السلام و نهضتعلویان قسمتموضع امام درتمهید مقدماتغیبت، ص 266 وسیرهپیشوایان ص 674 و560 و 573 که بهترتیب درقسمتهای امامدوازدهم وامام جواد وامام هادی علیهم السلام می باشند.
    2- . سیرهپیشوایان ص 575به نقل ازطوسی، اختیارمعرفهالرجال، ص 514حدیث 992 و دکترحسین جاسم،تاریخ سیاسیغیبت امامدوازدهمترجمه دکترسید محمد تقی،آیت اللهی، ص 138 137.
    ص: 87
    نام «ابوعلی بن راشد»، به پیروان خود در بغداد و مدائن و عراق و اطراف آن، نوشت: «فرمانبرداری از او (ابوعلی بن راشد) را همچون اطاعت از خودم لازم می دانم و نافرمانی نسبت به او را نافرمانی در برابر خود می دانم. پس بر همین شیوه باقی باشید که خداوند به شما پاداش می دهد و از فضل خود وضع شما را بهبود می بخشد.»(1)
    و در روایتی دیگر است که حضرت به «خیران الخادم» که وکیل ایشان بوده، فرمودند: «اِعمَل فِی ذلِکَ بِرَأیکَ، فاِنَّ رَأیَکَ رَأیِی وَ مَن أَطاعَکَ أطَاعَنی»(2) یعنی «در آن مورد به نظر خودت عمل کن که نظر و رأی تو، رأی من است و کسی که تو را اطاعت کند، مرا اطاعت کرده».
    البته در زمان حکومت متوکل عبّاسی لطمه های جدّی از طرف رژیم بر پیکر شبکه ی وکالت وارد شد، اما امام هادی علیه السلام با تلاش پخته ی خویش، این شبکه را همچنان فعّال و پر ثمر نگه داشت.(3)
    ج امام هادی علیه السلام بیانی روشن، در زمینه ی تحقق خط مشی رهبری در عصر غیبت دارد که حساسیت و اهمیت آن با توجه به روایتی از امام صادق علیه السلام، آشکار می گردد:
    عمر بن حنظله از امام صادق علیه السلام می پرسد: اگر دو نفر از شیعیان در یک مسأله
    ________________________________________
    1- . سیرهپیشوایان، ص 576به نقل ازطوسی، اختیارمعرفهالرجال، ص 513 514همان حدیث 992، وامامان شیعه وجنبشهایمکتبی از محمدتقی مدرسی،ترجمه حمیدرضاآژیر، ص 323.
    2- .منتهی الآمالبا تحقیقباقریبیدهندی، ج 2،فصل هفتم بنددوم، ص 1897 به نقلاز رجال کشی،حدیث 1134.
    3- . سیرهپیشوایانقسمت شبکهارتباطیوکالت، ص 577.
    ص: 88
    اقتصادی یا مورد ارثی با هم اختلاف داشتند، آیا می توانند به سلطان یا حاکمی از طرف سلطان رجوع کنند؟ امام صریحاً می فرمایند: نمی توانند زیرا این، رجوع به طاغوت است. سپس حضرت می فرمایند: آن دو نفر باید نگاه کنند هرکس از شما که حدیث ما را گزارش و روایت می کند، در حلال و حرام و تشخیص و استنباط احکام وارد است، باید آنها به داوری او رضایت دهند، زیرا من او را بر شما حاکم ساخته ام و هرگاه حکمی کند که مطابق حکم ما باشد و از وی قبول نشود، حکم خدا سبک شمرده شده و سخن ما ردّ کرده شده و هرکس سخن ما را ردّ کند، خدا را ردّ کرده و ردّ خدا در ردیف شرک به خداست.(1)
    از این کلام امام صادق علیه السلام می توان جایگاه و فضیلت علماء را در زمان غیبت تشخیص داد و امام هادی علیه السلام هم با صراحت هرچه تمامتر این جایگاه و موضع حسّاس را تشریح می فرماید:
    «اگر بعد از غیبت قائم ما علمائی نبودند که مردم را به آن حضرت رهنمون گردند و روش او را برای خواستاران بیان کنند، و با برهان و دلیل از دین وی دفاع کنند و بندگان مستعضف و ساده دل را از دام های گسترده ی شیطان و پیروان او و دام ناصبی ها، نجات دهند، تمام مردم از دین خدا روی گردان می شدند (و حقیقت ایمان برایشان مشتبه می گشت) ولیکن علماء مهار دل شیعیانِ ضعیف را در دست دارند و آنها را از شرور و فتنه ها محافظت می کنند، همانگونه که ناخدای کشتی،
    ________________________________________
    1- . امامهادی علیه السلام و نهضتعلویان، ص 268 واصول کافی، ج1، باب اختلافالحدیث، ص 86، ح10.
    ص: 89
    سرنشینان آن را نگه می دارد، آنان نزد خداوند افضل و برترند.»(1)
    از این احادیث می توان به نقش بسیار مهم علماء درعصر غیبت که مهمترین آن، گسترش دین اسلام و دفاع از شریعت الهی و نگهبانی از اصول اسلام است، پی برد و همچنین وظیفه ی مردم که رجوع به علماء در امور دنیوی و اخروی است نیز به خوبی از آن استنباط می گردد.
    د از طرفی حضرت در غالب دعا به شیعیان می آموزد که لازمه ی ظهور دولت حقّ، منتظر بودن است «مُنتَظرٌ لِاَمرِکُم مُرتَقِبٌ لِدَولَتِکُم»(2) «منتظر به امر شمایم و منتظر دولت شمایم». آنهم منتظر بودن به معنای واقعی کلمه که همان آماده ی یاری کردن دولت حقّ، بودن است «نُصرَتِی لَکُم مُعَدَّهٌ»(3) «یاریم آماده برای شماست». و طبق روایات اسلامی کسانی از گروه منتظران هستند که در دوران غیبت، آمادگی لازم را برای ظهور، در خود و دیگران ایجاد کنند(4) و عمل نمودن به تعالیم الهی و پیروی کامل از دستورات دین، نشانه ی آمادگی و شایستگی برای ظهور امام عصر علیه السلام است. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «مَن سُرَّ أن یَکونَ مِن اَصحابِ القائِمِ فَلیَنتظِر و لیَعمَل بِالوَرَعِ و مَحاسِنِ الاَخلاق وَ هُوَ منتظرٌ»(5) یعنی
    ________________________________________
    1- .«لَولا مَنیَبقَی بَعدَغیبَهِقائِمِنا علیه السلام مِنَالعُلماءِالدّاعینَاِل َیهِ ... اؤلئکَهُمُالاَفضَلُونَعِن داللهِعزَّوَجَلَّ»راه وصال ص 31 بهنقل ازبحارالانوار،ج 2، ص 6، باب 8، ح 12 و زندگانیامام علیالهادی علیه السلام ص 186 و امامهادی علیه السلام و نهضتعلویان، ص 268.
    2- .مفاتیحالجنان،فقراتی ازدعای جامعهکبیره امامهادی علیه السلام، ص 907.
    3- . همان.
    4- . برگرفتهاز بینشاسلامی دومدبیرستان،سال 1372، ص 92.
    5- .وظایفمنتظران قسمتخودسازی ورعایت تقوا، ص36 به نقل ازبحارالانوار، ج 52،ص 140.
    ص: 90
    «هرکس می خواهد از یاوران حضرت قائم باشد، باید انتظار کِشد و در عین انتظار به تقوی و خوش خُلقی رفتار نماید.» و بی شک منتظر واقعی باید تلاش پی گیری در جهت تربیت افراد شایسته و پرورش روح معنوی جامعه هم داشته باشد تا زمینه برای چنان قیام همگانی و پذیرفتن حکومت حقّ فراهم شود، به بیان دیگر می خواهد که روح انتظار در دیگران هم ایجاد گردد. لذا در دعای ندبه می خوانیم: «عزیزٌ عَلَیَّ اَن اَبکِیَکَ و یَخذُلَکَ الوَری»(1) یعنی «بر من دشوار است که بر تو گریان باشم اما دیگران تو را واگذارند» به بیان دیگر منتظر واقعی به این اکتفا نمی کند که فقط خود بر مبنای صلاح و تقوی رفتار نماید بلکه می کوشد تا دیگران را نیز اصلاح کند و به دار الاَمان تقوی رهنمودنشان کند. او تنها به این راضی نمی شود که خود در فراق یار بسوزد و در جستجوی آن چشمه ی حیات گریان باشد، بلکه می کوشد تا دیگران را نیز متوجّه محبوب سازد و سوز اشتیاق را در جانشان پدید
    ________________________________________
    1- . دعایندبه منقول ازامام صادق علیه السلام می باشدو در آن درواقع سیمایمنتظران امامترسیم گردیده،چون وقتیکارنامه یاعمال حضرت رادر دوران ظهورمطرح می کند،منظور این استکه منتظرواقعی باید درطول حیات خودسعی کند درراستای اهدافآن حضرت حرکتکند تا خود ودیگران را درزمره ی یارانایشان قراردهد. البتهاین دعا درکتب معتبر ذکرشده مانند:مفاتیحالجنان از شیخعباس قمی،مکیال المکارم،ج 2، ص 100-93، نسخه یخطی مزار کبیرابن المشهدی،ص 822، مزار قدیمقطب راوندی،نسخه ی خطیمزار ابنطاووس به ناممصباحالزائر، ص 334،بحارالانوارعلامه مجلسی،ج 102 ص 104، زادالمعاد علامهمجلسی، ص 491،اقبالالاعمال ابنطاووس، ص 295،«برگرفته ازکتاب «راهوصال» تکلیف 39و45ص 107 و 118 و از بینشاسلامی دومدبیرستان،سال 1372، ص 92».
    ص: 91
    آورد و آنان را برای یاری او آماده سازد.(1) روایات هم منتظر را اینگونه توصیف می کند: «اَلمُنتَظِرونَ لِظُهُورِهِ... الدُّعاهٌ اِلی دینِ اللهِ سِرّاً وَ جَهراً»(2) یعنی«منتظران ظهور امام زمان علیه السلام در پنهان و آشکار مردم را به دین خدا دعوت می کنند».
    و به همین دلیل است که وقتی از امام باقر علیه السلام پرسیده شد: «دولت حقّ شما، کی ظاهر خواهد شد؟» حضرت فرمودند: «تو از احوال برادران و دوستان و آشنایان خود می توانی بفهمی که این زمان، زمانی نیست که امام حقّ بتواند قیام کند» و بعد حضرت داستانی را نقل می کند و منظور ایشان از نقل آن، این بوده که به سؤال کننده بفهماند تا زمانی که برادران و دوستان و یاران اصلاح نشده و در پی مکر و حیله هستند و به عهد و پیمان خود وفا نمی کنند و جهت تقوی را رعایت نمی نمایند، امام علیه السلام بر علیه مخالفان و ظالمان قیام نخواهد کرد و زمانیکه آنان اصلاح شوند و تقوی پیشه کنند و به عهد و پیمان خود با خدا وفا کنند، آن خدایی که آگاه به اسرار درون و صدق ادّعای آنان است، امام علیه السلام را مأمور به قیام خواهد نمود.(3) همچنانکه خود حضرت مهدی علیه السلام هم د توقیع شریف می فرمایند: «فَما یَحبِسُنا عَنهُم الَّا ما یَتَّصِلُ بِنَا ممَّا نُکرِهُهُ، و لا نُؤثِرُهُ مِنهُم، وَاللهُ المُستَعَانُ، وَ هُوَ حَسبُنَا و نِعمَ الوَکِیلُ»(4) یعنی «پس ما را از آن ها پوشیده نمی دارد، مگر همان
    ________________________________________
    1- .وظایفمنتظران قسمت«دیگرسازی» ص 39.
    2- .وظایفمنتظران، ص 63به نقل ازبحارالانوار،ج 52، ص 122.
    3- .منتهی الآمالبا تحقیقباقریبیدهندی، ج 2،فصل چهارم،این روایت درذیل روایتهشتم بیان شدهص 1871 به نقل ازالکافی ج 8، ص 362 وبحارالانوار،ج 14، ص 49 به نقلاز الکافی.
    4- . راهوصال، تکلیف70، ص 164 به نقل ازبحار، ج 53، ص 177،باب 31، ح 8.
    ص: 92
    چیزهای ناخوشایندی که از آنها به ما می رسد و ما از آنها انتظار نداریم، و یاور، خداست و او ما را کافی و بهترین تکیه گاه است.» و باز در توقیع آن حضرت به شیخ مفید آمده است: «همانا اگر شیعیان ما که خداوند آنها را در اطاعت خود یاری نماید؛ در وفای به عهد و پیمانی که با آنها بسته شده است، یکدل و مصمّم بودند، نعمت و خجستگی لقای ما از آنان به تأخیر نمی افتاد و در صورت معرفت کامل و راستین آنها نسبت به ما، سعادت دیدار و مشاهده ی ما برای آنان تعجیل و سرعت گرفته بود.»(1)
    و لذا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از انتظار فرج به عنوان «بهترین اعمال» یاد می کنند و می فرمایند: «اَفضَلُ اَعمالِ اُمَّتِی اِنتِظارُ الفَرَج»(2) یعنی «بهترین اعمال امّت من، انتظار فرج است» و در روایت دیگری است که «اَلمُنتَظرُ لِاَمرِنَا کَالمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فِی سَبیلِ الله»(3) یعنی «کسی که چشم انتظار حاکمیت ما باشد، مانند مجاهدی است که در راه خدا به خون خویش غلطیده باشد.»
    بنابراین اگر امام هادی علیه السلام قیام را صلاح ندانستند، برای رسیدن به چنین اهدافی بوده است، چون امام و رهبر باید مقدّرات اسلام را در نظر داشته باشد و بیگُدار به آب و آتش نزند و بتواند نهایت بهره را از شرایط موجود، به نفع اسلام و مسلمین ببرد. این است که حضرت در همان شرایط خفقان آور، آنچنان ماهرانه عمل میکند و به تبلیغ حقّ و بازگو کردن احکام اسلام راستین می پردازد و دست
    ________________________________________
    1- . راهوصال، تکلیف70، ص 164 به نقل ازبحار، ج 53، ص 177.
    2- .بحارالانوار،ج 50، ص 318 و ج 52، ص 122.
    3- .وظایفمنتظران، ص 22به نقل ازکمال الدینصدوق، ص 645 وبحارالانوار،ج 52، ص 122.
    ص: 93
    مزدوران و دغل بازان را رو می کند، که یاران و شیعیان را از دام گمراهان نجات می دهد و حقایق را برایشان آشکار می نماید و حتّی بر افسران عیّاش رژیم و سوداگران شکم پرست و سیاست بازان فرصت طلب و غلامان حلقه بگوش و حاشیه نشینان کاخ خلافت که نمی خواهند هدایت شوند و ایمان نمی آورند، حجّت را تمام می کند و نور خدا را به اکمال می رساند.(1)

    امضاء


صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 03-04-2010, 15:12

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی