صفحه 17 از 17 نخستنخست ... 71314151617
نمایش نتایج: از شماره 161 تا 162 , از مجموع 162

موضوع: خانه گریزی دختران (ریشه ها و پی آمدها)

  1. Top | #161

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    1,784
    صلوات
    1228
    دلنوشته
    4
    صلی الله علیک یا سید الشهدا
    تشکر
    434
    مورد تشکر
    637 در 163
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    در یکی از میدان های شهر تهران، جوانی که صرع داشت، در کنار پیاده رو حالت تشنج به او دست داده بود. متأسفانه مردم به جای این که به او کمک کنند، به سرعت از کنار او می گذشتند. گویا در نظر مردم او فردی جذامی است و اگر آنان یک لحظه در آن مکان درنگ کنند، جذام به آنان هم سرایت خواهد کرد. عده ای هم به سوی جوان صرعی پول پرتاب می کردند. آیا این عمل صحیح است؟ اگر به سبب یک تصادف یا یک بیماری، آسیبی به ما برسد، یا به مرضی مانند صرع دچار شویم، دیگر آن شخصیت پیشین ما از بین رفته است. مگر کرامت انسان به ظاهر آراسته او یا به سالم بودن اوست، به هرحال زمانی که جوان یاد شده به حالت طبیعی بازگشت و رفتار مردم را دید، به شدّت ناراحت شد و فریاد زد: مگر من گدا هستم که برای من پول پرت می کنید. من مهندس کامپیوترم سال گذشته تصادف کرده ام و الآن هرچند وقت یک بار دچار صرع می شوم.
    نگرش سطحی افراد اجتماع به بعضی ارزش های ظاهری سبب می شود که نسبت به موقعیّت فرد در اجتماع بی مهری شود و به سبب موقعیت هایی که در واقع، در شخصیت فرد هیچ تأثیری ندارد، او را فردی با شخصیت یا بی شخصیّت فرض کنند.

    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #162

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    1,784
    صلوات
    1228
    دلنوشته
    4
    صلی الله علیک یا سید الشهدا
    تشکر
    434
    مورد تشکر
    637 در 163
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روزی در مسجد در حال صحبت کردن بود و اصحاب، دور ایشان حلقه زده بودند. در این هنگام، مرد فقیر و ژنده پوشی وارد شد و سلام کرد و در کنار یکی از ثروتمندان نشست. فرد ثروتمند فوری خودش را جمع و جور کرد تا به مرد فقیر نچسبد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که شاهد این صحنه بود، به شدّت عصبانی شد و فرمود: «ترسیدی از فقر او به
    ص: 131
    تو چیزی برسد یا از ثروت تو به او منتقل شود.» مرد ثروتمند از کار خود پشیمان شده و گفت: من نصف اموال خودم را به این مرد می دهم.
    (1)
    آری، ارزش هر فرد به لباس و ظاهر یا مال او نیست، بلکه به شخصیت خوب اوست و براساس گفته های قرآن کریم: کرامت و ارزش فرد به تقوای اوست. تقوا، عملکرد فرد است از واجبات دین گرفته تا راستی، امانت داری، وفا و نیکی به مردم تهی دست و صدها صفت دیگر که در بسیاری از افراد هست و آن اشخاص شاید به ظاهر در نظر مردم چندان مهم و با شخصیت جلوه نکنند، ولی در عمل، ویژگی های یک انسان واقعی را دارند.
    بیش تر داستان هایی را که نوجوانان در مدرسه از زندگی خود برای دوستانشان بازگو می کنند، به یاد بیاورید. همه این ها آرزوهایی است که نوجوان در ذهن خود می پروراند و دوست دارد به آن ها برسد، ولی حتی در چند هزار قدمی آن آرزوها و موقعیت ها نیست. بنابراین، با بیان آن آروزها به دروغ، به عنوان زندگی واقعی خود برای دوستان، می کوشد تا کمی خود را تسلّی دهد و خود را در نظر دوستان مهمّ جلوه دهد. به راستی، چرا او چنین می کند؟ آیا پدر به او گفته است که این چنین بگوید یا جوّ جامعه چنین مسئله ای را به او دیکته می کند؟
    وقتی هم کلاسی هایش از سفرشان به شهرهای گوناگون، اقامت در ویلای آن چنانی، شرکت در مهمانی های مجلل و زندگی در خانه رؤیایی صحبت می کنند، نوجوان در ذهن خود براساس این اوصاف، مدینه
    ص: 132

    1- 1. اصول کافی، ج 2، باب فضل فقراء المسلمین، ص 260.
    فاضله ای خواهد ساخت و از زندگی خود ناراضی خواهد بود. او از پدر و مادر خود انتظار دارد که چنین امکاناتی را برای او فراهم کنند و همه این موضوع ها می تواند سبب جدایی فکری فرزند از خانواده شود و زمینه فرار از خانه را فراهم آورد.
    نظر تعدادی از کارشناسان این است که نوجوان می پندارد اگر از خانه فرار کند، با یافتن کار و با کمک دوستان دختر یا پسر می تواند آن زندگی رؤیایی را برای خود بسازد. به همین، سبب دست به فرار می زند.
    چهار _ تأثیر اجتماع در نگرش به شغل پدر یا مادر یا هر دو

    بحث حاضر از جهاتی شباهت هایی با بحث پیشین دارد، ولی ما این موضوع را به این دلیل جداگانه مطرح کردیم که حساسیت هایی بر روی این موضوع وجود داشته است و باید جداگانه درباره آن بحث می شد. موضوع حرمت شغلی متأسفانه در کشور ما چندان جایگاهی ندارد. شاید در نشست های رسمی و پشت تریبون و روی کاغذ، شغل های گوناگون، احترام یکسانی داشته باشند، ولی در عمل و در دید عامّه مردم، شغل ها به شغل های درجه یک، دو و سه یا به عنوان عالی و پست دسته بندی می شوند. در حال حاضر رسم جامعه چنین است که مقام و منزلت فرد را با شغل او می سنجند و داشتن شغل درجه یک یا عالی، مایه فخر فرد به حساب می آید و داشتن شغل پست یا درجه دو و سه، مایه سرافکندگی فرد. حتی روش برخورد مردم با فردی که شغلی از نوع عالی و درجه یک دارد با بقیه متفاوت است. در کل باید گفت: شخصیت انسان ها به طور کلّی کنار گذاشته شده و شغل آنان جایگزین شخصیت آنان گشته است. اگر فردی
    ص: 133
    شغل درجه یک داشته باشد، محترم است حتی اگر دروغ بگوید، بی ادب باشد، سر مردم کلاه بگذارد و کارهای دیگری که خلاف آداب و معاشرت است، انجام دهد. در مقابل، کسی که شغل او مثلاً از گروه شغل های پست باشد، اگر مؤدب، راستگو، دین دار و مردم دوست باشد، سودی به حال او ندارد و به سبب شغلش چندان مورد احترام نخواهد بود. این فرهنگ نادرست، میراث دوران شاهنشاهی است که همیشه ارباب ها، خان ها و افرادی که مدرک تحصیلی بالا دارند، قابل احترام هستند. درست است که همه در درجه اول به شخصیت فرد اهمیت می دهند، ولی وقتی در کوچه و بازار، درون اتوبوس، ادارات و دیگر جاها، برخورد بیش تر مردم را می بینیم، خلاف این موضوع دیده می شود. علت این است که ما همیشه از ظاهر افراد و رفتار آنان تحلیل های نادرستی داریم. شما یک خانم را در نظر بگیرید که برای نظافت به خانه مردم می رود. بیش تر مردم وقتی او را می بینند، با دیده حقارت به او می نگرند و به او کهنه شور یا نظافتچی می گویند، ولی به این نمی اندیشند که او به سبب این که دست نیاز به سوی دیگران دراز نکند و کرامت انسانی خود را حفظ کند، حاضر شده است دشوارترین کارها و به گفته ما، پست ترین کارها را تحمل کند. آیا این عمل او _ که نمی خواهد سربار اجتماع شود _ تحسین برانگیز است یا سزاوار تحقیر؟
    دین اسلام، کار و تلاش برای به دست آوردن معاش خود و خانواده را تحسین برانگیز می داند و آن را عبادت به حساب می آورد، ولی این که این تلاش با کارگری صورت می گیرد یا تجارت، فرقی نمی کند و انجام دادن کارهای سخت، هیچ عاری برای فرد ندارد. تجارت، چوپانی، کندن چاه و
    ص: 134
    آبیاری باغ ها و بیل زدن در مزرعهِ مردم از جمله کارهایی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علی علیه السلام و دیگر ائمه علیهم السلام انجام دادن آن ها را برای خود افتخار محسوب می کردند. داستان گفت وگوی مرد اعرابی را با امام باقر علیه السلام به یاد بیاورید. وقتی که آن مرد امام باقر علیه السلامرا دید که زیر تابش اشعه خورشید و در گرمای حجاز، با سنّ بالا، زمین را بیل می زند، با تندی به امام گفت: آیا سزاوار است شما این چنین کنید. اگر در این حال، مرگ شما فرا رسد، چه پاسخی برای خدا دارید؟ امام فرمود: «اگر مرگ در این حال مرا دربرگیرد، من در حال عبادت خدا از دنیا خواهم رفت؛ چون کار، عبادت است».
    (1) پس اسلام هیچ شغلی را نسبت به شغل دیگر برتر نمی داند. البته داشتن علم بالا و هنر مفید، ارزشمند است، ولی این بدان سبب است که فرد توانایی بالاتری را کسب کرده است، نه به سبب نفس آن هنر یا شغل.
    یکی از اساتید دانشگاه که در کانادا تحصیلاتش را به پایان رسانده است، می گوید:
    «در آن جا دکتر با زباله جمع کن محلّه، هیچ فرقی ندارد. هر شهروند در یک زمانی از روز، باید کار کند و فرقی نمی کند که کار او چیست و پس از کار هم به عنوان یک فرد با شخصیت، به کارهایی مثل خرید روزانه، گردش، تفریح و امثال آن می پردازد و هیچ تفاوتی ندارد که چه شغلی داشته باشد.»
    ایشان برای ثابت کردن ادّعای خود مثالی آورده و می گوید:
    «در دانشگاه ما مردی بود با ظاهری آراسته و مرتّب، با کت و شلوار اتو
    ص: 135

    1- 1. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1363، چ 2، ج 11، ص 82 .
    کشیده و کراوات. هر روز با ماشین خود به دانشگاه می آمد و آن چنان با وقار و اعتماد به نفس راه می رفت که من با خود می گفتم، حتما یکی از مسئولان رده بالای دانشگاه است. یک روز در سالن دانشگاه قدم می زدم که دیدم نظافتچی سرویس های بهداشتی از توالت ها بیرون آمد، در حالی که سطل و جاروی نظافت در دستش بود. قیافه اش برایم خیلی آشنا بود. هر قدر فکر کردم یادم نیامد که او را کجا دیده ام. او وارد اتاق خود شد. چند دقیقه دیگر با لباسی مرتّب خارج شد و به طرف درب خروجی حرکت کرد. تازه متوجه شدم که این همان فرد با وقاری است که من فکر می کردم جزو مسئولان دانشگاه است. این حرکت او نشان از اعتمادی است که او برای موقعیّت اجتماعی خود دارد؛ چرا که آحاد اجتماع به خاطر نظافت چی بودن اش، به او به دیده تحقیر نگاه نمی کنند».
    متأسفانه در کشور ما که مردم آن، همه خود را پیرو ائمه اطهار علیهم السلام می دانند به جای این که نگرش تحقیر نکردن شغل ها حاکم باشد، ضد آن حاکم است، ولی در غرب که خبری از اسلام نیست، این نگرش _ احترام به مشاغل _ حاکم است.
    حقیقت تلخ، این است که تعداد زیادی از نوجوانان، به سبب تحقیر شغل والدین آنان از سوی اجتماع، ترک تحصیل می کنند. چون دوست ندارند در میان هم کلاسی های خود، شغل پدر آنان معلوم شود، به دروغ، شغل پدر خود را دیگرگونه معرّفی می کنند. دخترانی که از خانه فرار کرده اند، معمولاً شغل پدرشان از جمله شغل هایی است که مورد تحقیر و بی مهری اجتماع قرار می گیرد و بیش تر دختران فراری از شغل پدرشان ابراز نارضایتی
    ص: 136
    می کنند و می گویند که شغل پدرشان را دوست ندارند.
    از 43 دختر فراری نگه داری شده در مراکز استان تهران، پرسیده شد: «تا چه اندازه شغل پدرتان را دوست دارید و از آن راضی هستید؟»
    نتایج زیر را در این زمینه به دست آمده است:
    خیلی زیاد
    بالاترازمتوسط
    متوسط
    کم
    اصلا
    3
    5
    6
    10
    19

    بنابراین، 67 درصد از پاسخ ها پایین تر از متوسط است و این حقیقت برای ما روشن می شود که 67 درصد از این دختران فراری از شغل پدرشان ناراضی هستند یا رضایت چندانی ندارند. فقط 6/18 درصد از دختران فراری از شغل پدرشان در حد بالاتر از متوسط یا عالی راضی هستند.
    فراوانی
    _ 20
    _ 15
    _ 10
    _ 5
    سطح رضایت - خیلی زیاد - بالاتر از متوسط - متوسط - کم - اصلاً
    ص: 137

    پنج _ تأثیر مستقیم و غیر مستقیم ارگان ها و رسانه های اجتماعی

    اشاره
    باید پذیرفت که در تغییر فرهنگ مردم یا رواج یک اندیشه در میان آنان، عوامل گوناگونی مؤثر است. یکی از اثر گذارترین این عوامل، رسانه ها و ارگان های اجتماعی هستند. ویژگی این رسانه ها و ارگان ها این است که در حدود 60 درصد افراد اجتماع و یا بیش تر، با این نهادها سر و کار دارند و این ویژگی میزان تأثیر گذاری این نهادها را چند برابر می کند. در این نوشتار، تأثیر سه رسانه و ارگان اجتماعی را که نقش بسزایی در این زمینه دارند، بررسی می کنیم.
    اول _ مطبوعات
    مردم جامعه بخش زیادی از اطلاعات خود را از راه مطالعه کتاب و مطبوعات کسب می کنند، ولی به دلیل این که کتاب در دسترس همه قرار ندارد و فرهنگ کتاب خوانی نیز همگانی نشده است، درصد کمی از مردم به خواندن کتاب روی می آورند، به گونه ای که سرانه مطالعه کتاب در کشور، بسیار پایین است. این در حالی است که مطبوعات به سبب قیمت ارزان، حجم کم و تنوع آن، در دسترس همه قرار دارد و تعداد بیشتری از آن استفاده و آن را مطالعه می کنند.
    بنابراین، می توان گفت که مطبوعات، یکی از رسانه هایی است که مخاطبان زیادی دارد و اطلاعات آن نیز به روز است؛ چرا که در فاصله های کمی چاپ می شود و اطلاعات و اخبار آن معمولاً تازه است و این ویژگی بر جذابیت این رسانه می افزاید. رسالت اصلی مطبوعات، اطلاع رسانی به هنگام است و این اطلاع رسانی در حوزه های گوناگونی چون: سیاست،
    ص: 138
    اقتصاد، علم، فرهنگ و اجتماع صورت می گیرد.
    نکته قابل توجه اینکه مطبوعات باید به همراه اطلاع رسانی در زمینه های گوناگون، فرهنگ مربوط به آن زمینه را نیز رواج دهند. بنابراین، مطبوعات علاوه بر این که در زمینه مسائل فرهنگی و اجتماعی اطلاع رسانی می کنند، فرهنگ سازی در همه زمینه ها را نیز برعهده دارند. پس رسالت مهم مطبوعات، اطلاع رسانی و فرهنگ سازی است. مطبوعات در راستای این رسالت، باید به سه محور اساسی توجه کنند که عبارتند از:
    1. بالا بردن سطح آگاهی و اطلاعات
    به طور کلّی، مطبوعات با چاپ اخبار و مقاله های گوناگون علمی و تحقیقی می توانند سطح اطلاعات عمومی را در زمینه های گوناگون بالا ببرند. اطلاعات بالا، تکاپوی مردم را در زندگی روزانه افزایش می دهد. علاوه بر این، سبب گرایش مردم به سوی استفاده از منابع قوی تر و بیش تر می شود و فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی را هم بیشتر رواج خواهد داد.
    2. آموزش عمومی
    در کنار بالا بردن سطح اطلاعات، آموزش عمومی مردم در زمینه های عملی و راهبردی، می تواند به بالا رفتن سطح فرهنگ و اندیشه مردم کمک کند تا آنان بیاموزند که در زمینه های گوناگون، چگونه باید عمل کنند، چه روش هایی را به کار برند، به چه منابع و مکانی مراجعه کنند، چگونه مسائل را حل کنند و چگونه از عمر و توان فکری و امکانات مالی خود، بیش ترین بهره را برای بهبود زندگی ببرند.
    ص: 139
    3. هشدار و زنگ خطر
    همیشه به همراه راه های صحیح، راه های نادرست و خطرناکی وجود دارد که همه افراد قدرت بازشناسی و تشخیص این روش ها را ندارند. مطبوعات در کنار ارایه راهنمایی برای استفاده از راه کارها و روش های درست، می توانند با هشدار خود و نشان دادن کاستی ها و خطرهای روش های انحرافی، اثر گذارترین نقش را در جامعه داشته باشند. همیشه این طور نیست که شناخت راه صحیح به تنهایی برای رسیدن به هدف کافی باشد، بلکه در کنار آگاهی از مسیرها و روش های درست، باید از وجود روش های نادرست هم آگاه بود. نشناختن مسیرهای نادرست می تواند انسان را به هلاکت بکشاند. چه بسیار اشخاصی که به دلیل شتاب زدگی برای زودتر رسیدن به هدف، از مسیر اصلی منحرف شده و نه تنها به هدف نرسیده اند، بلکه زیان های جبران ناپذیری را نیز متحمّل شده اند. این موضوع در نوجوانان حساس تر است.
    به طور کلّی، مطبوعات می توانند با ایجاد انگیزه های نظم، فهم، کفایت و شایستگی، امنیت، محبت، تعلق، پذیرش، تأیید، عزت نفس، ارزش داشتن،هدف و امید در نوجوانان، این بینش را به آنان ببخشد تا به صورت طبیعی رشد کنند و اگر دچار مشکل شدند، به طور منطقی با آن روبه رو شوند.
    در زمینه فرار دختران، شاید این تردید وجود داشته باشد که آیا مطبوعات می توانند دختران را برای فرار تشویق کنند؟ در پاسخ باید گفت همه عواملی که از آغاز این تحقیق تا به حال درباره آن صحبت شده است، می توانند موضوع مطرح شده در مطبوعات باشند. مطبوعات می توانند با
    ص: 140
    بالابردن اطلاعات و آگاهی های افراد در خانواده ها، در زمینه هایی هم چون: اختلال های ژنتیکی، روانی، شخصیتی و دل بستگی های افراد، ویژگی های دوران بلوغ و صدها مسئله دیگر، خانواده ها را به سمت تربیت بهتر فرزندان راهنمایی کنند یا با آموزش انتخاب ملاک های درست ازدواج، سن ازدواج و مسائل زناشویی در خانه، بحث اعتیاد و تربیت فرزندان و... ، آموزش های لازم را به خانواده بدهند و از بروز نابسامانی های خانواده و از هم پاشیدگی آن ها بکاهند. هم چنین می توانند در زمینه آثار مخرّب ترک تحصیل، آموزش ندادن مسائل دینی به فرزندان، نبودن پدر در خانه، اعتیاد و طلاق و صدها موضوع دیگر به افراد هشدار دهند و واقعیت دردناک آن را به صورت ملموس به گوش همه افراد برسانند.
    به یک نمونه دقت کنید:
    تا کنون مقاله های بسیار کمی در زمینه کرامت زن و توانایی های او و ویژگی های ممتاز بانوان در مطبوعات درج شده است، ولی درباره موضوع هایی هم چون مردسالاری، تساوی بین زن و مرد و حقوق زن مطالب زیادی نوشته و چاپ شده است. از سال 1377 تا کنون بیش از 2800 مقاله درباره موضوع های یاد شده در مطبوعات کشور چاپ شده است که در این جا نام چند مقاله را می آوریم: «دوران مرد سالاری در روسیه به قهقرا می رود»، «حقوق زن در ایران با ضوابط حقوق بشر سازگار نیست. چرا چنین است؟»، «آزمون تلخ زن بودن!»
    (1)
    ص: 141

    1- 1. نمایه مطبوعات 2000، کامپیوتر.
    این نمونه ای است از هزاران مورد که جامعه ما را به سوی فرهنگی ناآشنا، ولی به ظاهر جذّاب می کشاند. تعدادی از مجله ها و روزنامه ها، خواسته یا ناخواسته، برای بالا بردن شمارگان خود و جذب مخاطب، مقاله هایی را چاپ و منتشر می کنند که کاملاً با هویت ملّی و فرهنگ دینی ما در تضاد است. آیا مجله ای که با چاپ ده ها مقاله در موضوع های یاد شده، زمینه های فرار نوجوان را فراهم می کند، می تواند ادعا کند که با چاپ یک مقاله کوچک در زمینه فرار، به صورت گزارش کوتاه، رسالت خود را انجام داده است یا این که این عمل، سرپوشی است بر فعالیت های مغرضانه یا ناآگاهانه آن نشریه؟
    مسئله، دیگر فرهنگ سازی هایی است که مطبوعات می توانند انجام دهند، در حالی که یا این کار را انجام نمی دهند یا فرهنگی را که بیش تر به ابتذال نزدیک تر است، ترویج می کنند. افتادن در دام باندها و جناح های سیاسی، سودجویی و بالابردن شمارگان، تغذیه از سوی بعضی از بیگانگان و بی دقّتی و ناآگاهی مسئولان بعضی از مطبوعات، به فرهنگ سازی و ایجاد زمینه برای رشد اندیشه های مبتذل و ضد ارزش می انجامد و جامعه را از فرهنگ ملی و دینی جدا می کند. آنان می کوشند ذهن افراد را از دین و دین مداری خالی کنند. بنابراین، نه تنها مطبوعات بر پدیده فرار و دیگر ناهنجارهای اجتماعی اثر زیادی می گذارند، بلکه در بعضی از زمینه ها، تأثیرهای مستقیم و مخرّب تری نیز بر جا گذاشته اند.
    سمیه دختری است 14 ساله که در مرکز مداخله در بحران شهر... به سر می برد. او می گوید: من همیشه شاهد دعوا و جرّ و بحث های پدر و مادرم
    ص: 142
    بودم. آن ها همیشه دعوا داشتند و من تنها کاری که می توانستم انجام دهم، این بود که به اتاقم می رفتم و گوش هایم را می گرفتم تا صدای جیغ و داد آن ها را نشنوم. پدرم به کتاب هایش خیلی علاقه داشت و مادرم به ظرف چینی اش و طبق معمول وقتی دعوا بالا می گرفت، مادر یکی دو تا از کتاب های پدر را پاره می کرد و پدرم هم چند تا از ظروف و بشقاب های عزیز مادر را می شکست. یکی دو بار هم به کتک کاری کشیده شده بود که یک بار مادر در زودپز را به طرف پدر پرتاب کرد و سر پدر شکست و 17 تا بخیه خورد. من هیچ راهی به ذهنم نمی رسید تا این که یک روز در مجله... داستانی را خواندم که: «دختری از دست پدر و مادرش فرار می کند و با یک جوان بلند قد برخورد می کند و آن جوان فرشته نجات او می شود و با هم ازدواج می کنند...» از آن روز تصمیم گرفتم که اگر دوباره والدینم دعوا کنند، من هم فرار کنم که این کار را کردم. ای کاش فرار نمی کردم، چون به محض فرار گیر یک گروه توزیع مواد مخدر افتادم و...
    با توجه به مطالب گذشته و سرگذشت یکی از دختران فراری که نمونه الگودهی مستقیم مطبوعات است، مشخص می شود که تأثیر مستقیم یا غیر مستقیم مطبوعات، امری انکارناپذیر است.
    دوم _ آموزش و پرورش
    شاید بتوان گفت که همه مردم با آموزش و پرورش سروکار دارند و این ارگان، فراگیرترین ارگان دولتی و نهاد اجتماعی به حساب می آید. 20 میلیون نفر از جمعیت 70 میلیون نفری کشور ما _ یعنی تقریبا یک سوم جمعیّت کل کشور _ در حال تحصیل در مدارس هستند. بنابراین، تنها نهاد
    ص: 143
    آموزش و پرورش است که تقریبا همه افراد جامعه، ناگزیر با آن ارتباط دارند و مسیری را که این نهاد برای آن ها تعیین می کند، می پیمایند. باید گفت بیش از 95 درصد کودکان، در سن 7 سالگی وارد مدرسه می شوند. بنابراین، آموزش هایی که در آموزش و پرورش به کودک و نوجوان ارایه می شود و شیوه برخورد مسئولان مدارس، اثر مهمّی در زندگی کودک و انتخاب مسیر او دارد. این نهاد می تواند با رعایت موارد زیر به نوجوانان و جوانان کمک کند:
    1. آموزش و پرورش می تواند با کاستن از بعضی دروس نظری و پرداختن به بعضی دروس در راستای آموزش روش زندگی، بسیار اثر گذار باشد. معّرفی ارزش های واقعی و راهکارهای مقابله با مشکلات، به نوجوان کمک می کند تا در آینده بتواند با مشکلات مقابله کند و گلیم خود را از آب بیرون بکشد. لازم به یادآوری است که در بسیاری از کشورهای غربی و آسیایی، این روش اجرا می شود و بسیار مثبت و مفید هم ارزیابی شده است. کشورهای چین و ژاپن موفقیت های خوبی در این زمینه کسب کرده اند.
    2. محیط مدرسه که کودک روزانه 6 ساعت از وقت خود را در آن صرف می کند، باید به گونه ای باشد که در آن محیط وی احساس راحتی، آرامش و امنیت کند و دانش آموز را به سوی مدرسه بکشاند.
    درس معلم ار بود زمزمه محبّتی
    جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
    مواردی هم چون تبعیض و بی عدالتی در نمره دادن، توبیخ های بی
    ص: 144
    مورد، تحقیر دانش آموز در حضور دیگران، داشتن توقع های بی جا از دانش آموز بدون در نظر گرفتن امکانات مالی و قدرت جسمی و توانایی و هوش و استعداد او، سبب دلسردی دانش آموز از مدرسه می شود و رفته رفته مدرسه را ترک می کند.
    علاقه دانش آموز به مدرسه و فعالیت های گروهی و انفرادی سبب می شود دانش آموز بیش ترین انرژی خود را در مدرسه صرف کند و دیگر انرژی اضافی برای انجام کارهای خلاف و خارج از عرف نداشته باشد از آن جا که مدرسه، خانه دوم نوجوان است، نوجوان بیش ترین تأثیر را پس از خانه از مدرسه و محیط آن دریافت می کند. رفتن دانش آموز به مدرسه و بازگشت او و مسیری که در آن رفت و آمد می کند، باید مورد توجه پدر و مادر باشد. آنان لازم است این مسائل را نیز کنترل کنند.
    در زمینه فرار می توان گفت که مدرسه و محیط آن به طور مستقیم نمی تواند موجب فرار شود، ولی می تواند زمینه های فرار را برای فرد ایجاد کند. تخریب خود پنداره دانش آموز، خرد کردن شخصیت او، سلب اعتماد به نفس و... مواردی است که می تواند نوجوان را به طور مستقیم به سمت فرار بکشاند. یا این که سبب فراری شدن او از مدرسه و سپس ترک تحصیل شود. پس از ترک تحصیل هم نوجوان به سبب نارسایی های فکری و وقت بسیار زیادی که در اثر ترک تحصیل برایش به وجود آمده است، به سوی اهداف و اشخاصی کشیده می شود که یکی از پی آمدهای آن فرار است.
    براساس جدولی که در بخش سطح سواد ارایه شد، 70 درصد دختران فراری «گروه آزمایش» پیش از فرار ترک تحصیل کرده بودند. بنابراین،
    ص: 145
    آموزش و پرورش به صورت مستقیم، ابتدا بر ترک تحصیل دانش آموزان و سپس بر پدیده فرار از خانه تأثیر می گذارد.
    با این حال، تأثیر بازدارندگی آموزش و پرورش بر پدیده فرار را نمی توان از نظر دور داشت. بالا رفتن تحصیلات و اطلاعات و شناخت بهتر و دقیق تر از ویژگی هایی است که مدرسه در فرد ایجاد می کند. هم چنین به نوجوان شخصیتی می دهد که خود را جزو افراد با سواد جامعه بداند. در این صورت، نوجوان شخصیت و مقام بالایی برای خود در نظر می گیرد؛ شخصیتی بالاتر از آن که به پدیده ای هم چون فرار روی آورد.







    امضاء


صفحه 17 از 17 نخستنخست ... 71314151617

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi