صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 22 , از مجموع 22

موضوع: ویژه نامه گرامیداشت مقام استاد و معلم{باغبان شکوفه های علم و ایمان }

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    94,378
    صلوات
    31479
    دلنوشته
    73
    برای شادی اهل بیت علیم السلام و ارامش روح خواهرم
    تشکر
    77,097
    مورد تشکر
    201,937 در 62,485
    وبلاگ
    205
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    باغبان



    باغچه کوچکت همیشه بهاری!
    کلماتی که بر تخته سیاه می نویسی
    ابرهای بهاری اند که باران را به تشنگی گلبرگ ها مهمان می کنند.


    همه اتفاقهای تو به گل سرخ می رسند.
    پنجره های کلاست را با پروانه ها فرش کرده ای و
    دیوارهای کلاست را با بوسه شاپرک ها، کاغذدیواری.


    نیمکت های کلاس، مثل کلام تو هیچ گاه بوی کهنگی نمی گیرند.
    کلاست باغچه ای از گل های همیشه بهار است
    که عطر زندگی را از جانت می آکنند.


    نفس هایت رسولان روشنی اند. کلمات تو ساده ترین
    شکل ترجمه خورشید است ؛

    وقتی بر روی مستطیل جامانده بر دل دیوار می نویسی
    و نور را نقاشی می کنی. گرد گچ های سفید که بر شانه هایت
    می نشیند، انگار با لبخندی مهربان، دماوند در مقابلمان ایستاده است؛

    با همان سربلندی همیشگی.

    اگر کسی چروک های پیشانی ات را دنبال کند،
    به رنج باغبانی می رسد که سال هاست گل هایش
    را از بیم خزان، به بهارهای در راه سپرده است،
    باغبانی که هر صبح، با لبخندی بی پایان، بهار را به باغش دعوت می کند.


    همه جاده هایی که تو نشان می دهی،
    به «خرد و روشنی» می رسند. صدای گام هایت،
    زمزمه محبتی است که پیام آور دنیایی از مهربانی است.


    صدایت، قاصدک هایی اند که خبر از آینده ای روشن
    ، از روزهای نیامده برایمان می آورند.


    همیشه خستگی هایت را پشت لبخندهای ما گم می کنی
    ؛ لبخندهایی که بوی افتخار و غرور و سربلندی می دهند،
    لبخندهایی که بوی امید می دهند، لبخندهایی که بوی بالندگی می دهند.


    ما ماهیان قرمز کوچکی هستیم که غیر از آب ندیدیم و
    از هم می پرسیم آب را و تو رودی هستی که به اقیانوس های
    دور، پیوندمان می دهی و آب را برایمان بخش می کنی.


    تو ابری؛ جان تشنه کویری ما را از باران دانش سیراب
    می کنی.تو چشمه ای هستی که زلالی را در
    زیر سایه درخت دانایی به ما تعارف می کنی.

    تو به ما یاد می دهی تا مثل همه پرنده ها پرواز کنیم
    و یادمان می دهی که خویش را به خداوند برسانیم؛
    مثل تمام آه هایی که از دل های سوخته می آید.


    وقتی که مثل همیشه آرام آرام شروع می کنی به
    صحبت کردن، انگار قناری های مست
    دارند بهار را آواز می کنند!

    دست های گرمت را می فشاریم که گرم ترین دست دوستی هاست.
    آب حیات، همین کلماتی اند که تو به ما می آموزی
    بی آنکه چشم طمعی داشته باشی؛


    تنها لبخند ما کافیست. کلماتی که تو می آموزی
    هیچ گاه فراموش نخواهیم کرد.


    ما درس چگونه زندگی کردن را از تو آموخته ایم
    و تمام دار و ندارمان، کوله باریست از آموخته های
    تو که سال ها پیش از مسافر شدن، در دست هایمان
    نهادی تا سربلند به مقصد برسیم.


    همیشه دلگرممان کردی تا جاده های پرپیچ
    و خم زندگی را با امیدواری طی کنیم.


    حالا که باغچه زیبایت به بار نشسته، بخند؛ بخند مثل
    همیشه، تا ما همه خستگی راه را فراموش کنیم.


    بخند، زیبا بخند!
    بهار جاودانه گل هایی که تو پرورش دادی

    مبارک باغبان؛ خسته نباشی!

    عباس محمدی



    امضاء





    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************






  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #22

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    94,378
    صلوات
    31479
    دلنوشته
    73
    برای شادی اهل بیت علیم السلام و ارامش روح خواهرم
    تشکر
    77,097
    مورد تشکر
    201,937 در 62,485
    وبلاگ
    205
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    آنکه نقاش است و نقشی ساخته
    با قلـــــــم طرح نویی انداخته

    در مسیر واژه های دوستــــــــی
    سطر سطــری زآشنایی داشته


    آنکه چون اسطوره های پارســی
    عین ولامی را به میم افراشته

    هم ردیف انبیاء و عارفـــــــــــان
    پوششی بر جـــــهل جاهل بافته


    آنکه آهنگ و کلامی دل ربــا
    از یرای درس خـــــــــود آراسته

    چشمه های معرفت جوشــــد ز او
    دانشی از حد فزون انبـــــــاشته

    لحظه هایش پر شده از خـاطرات
    خاطراتی که زدل جان باخـــته

    هرچه از عطرش ببویم کم بود
    او گلستان ها ز گل ها کاشته

    آنکه معمار است و الگوی همه
    لاله ای بر قلب خود بگذاشته

    با سلاح علم در راه مـــــــــــــراد
    چون جلوداران به کفران تاخته

    آن معلّم آن مرّبی آن که او
    از فنونش عالمی پرداختــــــــه

    او عزیز است و مقامش پاس دار
    چونکه یزدان نام او بنگاشته

    عارف آن باشد که چون قطعه زمین
    هرکسی او را لگد انداخته

    یعنی از زهد و کلام و علم او
    ذره ای از دانشش برداشته

    بار الا ها این سلیمان را مدد
    تا چو ابران سایه ها افراشته





    امضاء





    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی