صفحه 8 از 8 نخستنخست ... 45678
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 75 , از مجموع 75

موضوع: دولت کریمه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #71

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    4,851
    تشکر
    417
    مورد تشکر
    439 در 111
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    روزگارى كه سرشار بودن نعمت ها

    و فراوان بودن ثروت ها و امكانات ، همه نيازمندان جهان را بى نياز مى سازد . در آن زمان از گرسنگى بيش از 800 ميليون گرسنه نشانى نيست و پروژه هاى ناتوان اقتصادى ، جامعه را به سوى ناتوانى نمى كشاند .
    در آن زمان از فقر و تنگدستى خبرى نيست و غم به خانه اى راه نمى يابد . در آن زمان حكومت الهى حضرت بقيّة اللَّه الأعظم ارواحنا فداه ، جهان را همچون بهشت برين مى سازد و بساط نشاط و شادمانى را در سراسر عالم مى گستراند و فراوانى نعمت ها جايگزين كمبودها و گرانى ها مى شود .

    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #72

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    4,851
    تشکر
    417
    مورد تشکر
    439 در 111
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    جهان سرشار از نعمت و ثروت

    اكنون كه سخن از سرشار بودن نعمت و ثروت در آن زمانِ بى مثال به ميان آمد ، روايتى را از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم در اين باره نقل مى كنيم :
    تنعّم اُمّتي في زمن المهديّ نعمة لم ينعموا مثلها قطّ ، ترسل السّماء عليهم مدراراً ، ولاتدع الأرض شيئاً من النّبات إلاّ أخرجته ، والمال كدوس ، يقوم الرجل يقول : يا مهدي أعطني ، فيقول : خذ .(78)
    امّت من در زمان مهدى به آنچنان نعمتى مى رسند كه هرگز مانند آن داراى نعمت نبوده اند . آسمان بر آنان مى بارد و زمين هر چه از گياهان دارد خارج مى سازد و ثروت فراوان است . شخصى مى ايستد و به مهدى مى گويد : به من عطا كن و او مى گويد : بگير .
    واضح است كه در روزگار رهايى همه مكاتب جهان از گمراهى رهايى يافته و با جهانى شدن دين اسلام همه مردمان آن زمان از امّت رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم به شمار مى آيند . به اين جهت آن حضرت از مردمان آن
    زمان به «اُمّتى» يعنى «امّت من» تعبير فرموده اند .

    امضاء



  4. Top | #73

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    4,851
    تشکر
    417
    مورد تشکر
    439 در 111
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    امّت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم كه همه مردمان جهان در آن روزگار فرخنده مى باشند داراى دو ويژگى همگانى و عمومى هستند كه تا آن زمان بى سابقه است .
    اين دو ويژگى كه همه از آن برخوردار هستند ، سبب گشوده شدن درب هاى آسمانى شده و بركات الهى را از زمين و آسمان براى آنان و همه موجودات در سراسر گيتى به ارمغان مى آورد . اين دو ويژگى عبارتند از : 1 - ايمان 2 - تقوا .
    در آن روزگار ، اين دو خصلت عظيم معنوى اختصاص به گروه خاصّى ندارد و همگان از آن بهره مند خواهند بود ، به خاطر همگانى شدن اين دو خصلت ، غضب الهى از جهان برداشته شده و آنچنان سبب گشوده شدن نعمت هاى الهى مى شود كه واقعاً شگفت انگيز و بهت آور است.
    براى اثبات اين مطلب به قرآن و سنّت روى مى آوريم :
    امام صادق عليه السلام مى فرمايند :
    ولينزلنّ البركة من السّماء إلى الأرض حتّى أنّ الشجرة لتقصف بما يريد اللَّه فيها من الثمرة ، ولتأ كلنّ ثمرة الشتاء في الصيف وثمرة الصيف في الشتاء ، وذلك قوله تعالى : «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَاتَّقُوا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالْأَرْضِ وَلكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ »(79) . (80)
    حتماً بركت از آسمان به زمين نازل مى شود تا آنجا كه از درخت ، هر ميوه اى كه خدا اراده كند مى رويد و حتماً ميوه تابستان را در زمستان و ميوه زمستان را در تابستان مى خوريد و اين معناى گفتار خداوند است : »و اگر اهل قريه ها ايمان مى آوردند و باتقوا بودند حتماً بر آنان بركات
    را از آسمان و زمين مى گشوديم و لكن تكذيب نمودند ، پس ما به آنچه انجام دادند ، آنان را مؤاخذه كرديم« .
    امضاء



  5. Top | #74

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    4,851
    تشکر
    417
    مورد تشکر
    439 در 111
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    در اين آيه و روايت ، نكته هاى جالبى وجود دارد كه برخى از آن ها را بيان مى كنيم :
    1 - فاء تفريعيّه در جمله «فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ» دلالت مى كند كه تكذيب حقايق الهى و باور نكردن دستورات رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم و ردّ كردن آن ، سبب مؤاخذه مردم شده و عمل آنان ، بركات آسمان و زمين را به روى مردم مى بندد و نكبت و بدبختى به سوى آنان رو مى آورد .
    به اين جهت بايد درك كنيم كه سرچشمه همه جنايت ها و كشتارها ، كمبودها و نابسامانى ها ، در اثر روى گرداندن مردم از سفارشات رسول خدا صلىالله عليه وآله وسلم و ايمان نياوردن به آن ها و در نتيجه نداشتن تقوا مى باشد .
    امضاء



  6. Top | #75

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    4,851
    تشکر
    417
    مورد تشکر
    439 در 111
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اگر مردم از اوّل پيامبران الهى را تكذيب نمى نمودند و ايمان مى آوردند و بر اساس ايمان ، تقوا را پيشه خود مى ساختند ، هيچ گاه در گرداب بلا و گرفتارى ، گرفتار و مبتلا نمى شدند .
    بركت در عصر ظهور
    2 - در عصر ظهور بر اثر ايمان و تقوا ، بركات الهى از زمين و آسمان بر آنان وارد مى شود ؛ به گونه اى كه از هر درخت هر نوع ميوه اى كه خدا اراده كند چيده مى شود و همچنين ميوه ها - بر اثر يكسان شدن هوا در همه فصل ها - مخصوص يك فصل نيست ، ميوه تابستان در زمستان هم بر درختان وجود دارد و ميوه زمستان در تابستان نيز بر درختان هست .
    مسأله بركت ، حقيقت بزرگى است كه
    جهان در عصر ظهور بر اثر وجود آن ، چهره اى ديگر به خود خواهد گرفت و بر اثر وجود بركت و نازل شدن آن بر مردمان عصر ظهور ، گرفتارى هاى دوران تاريك غيبت برطرف مى شود(81) و گشايش و فراوانى سراسر گيتى را فرا خواهد گرفت .
    به اين گونه - همان طور كه گفتيم - جهان چهره اى ديگر به خود مى گيرد و در آن عصرِ گشايش و شكوفايى ، شكوفه هاى قدرت و توانگرى سراسر زمين را پر مى كند و نشانى از فقر و تنگدستى باقى نخواهد ماند .
    در آن عصرِ همايون ، ضعف ، ناتوانى و شكستگى ، شكست خواهند خورد و قدرت ، توانايى و خجستگى جايگزين آن ها خواهند شد .
    در آن عصر فرخنده ، خنده بر لبان همه نقش خواهد بست و قلب ها سرشار از شادى و شادمانى خواهد بود .
    بركت توسّط ملائكه ايجادگر به وجود مى آيد . از نظر ديد مادّى مثلاً گندم فقط به وسيله بذر و آب و خاك به وجود مى آيد ولى از ديدگاه كسى كه با امور غير محسوس آشنايى دارد ، ايجاد اشياء منحصر به وسايل عادّى و طبيعى نيست ، بلكه از راه هاى غير طبيعى نيز محصول طبيعى ايجاد مى شود .
    درست است كه خداوند كارها را بر اساس وسايل و اسباب قرار داده است ؛ ولى اين امر نبايد ما را به گونه اى مشغول به وسايل و اسباب نمايد كه مسبّب الأسباب را فراموش كنيم و گمان كنيم اسبابى كه خداوند براى امور ايجاد نموده منحصر به امور مادّى و آنچه ما از آن آگاهى داريم ، مى باشد .
    3 - در عصر رهايى ، مردم از گمراهى
    دست برداشته و هدايت مى يابند و اين دليل بر جهانى شدن اسلامِ راستين و گرايش و ايمان مردم به حكومت جهانى حضرت بقيّة اللَّه الأعظم عجّل اللَّه تعالى فرجه مى باشد.
    در آن عصر فرخنده برخلاف اين عصر تلخ و ناكامى ، همه مردم جهان به دستورات رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم و آيين اسلام ايمان مى آورند و بر اساس اعتقاد به خدا تقوا را پيشه مى كنند .
    بديهى است دستورات رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم جز پيروى از مكتب اهل بيت عليهم السلام و قرآن كريم چيز ديگرى نيست و اجر رسالت آن بزرگوار جز مودّتِ ذوى القربى نمى باشد .
    خداوند در قرآن كريم مى فرمايد :
    «قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى» .(82)
    بگو بر رسالت خود پاداشى از شما نمى خواهم مگر مودّت ذوى القربى را.
    در عصر رهايى بر اثر تكامل عقلى مردمان جهان ، گفتار رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را مى پذيرند و مودّتِ خاندان وحى عليهم السلام را دارا مى شوند . مقصود از مودّت اهل بيت عليهم السلام ، محبّتى است كه باعث تقرّب انسان به آنان شود .
    المودّة ؛ قرابة مستفادة .(83)
    از مودّت ؛ قرب و نزديك بودن حاصل مى شود .
    بنابراين روايت ، ايمان و تقواى عمومى جامعه كه با گرايش به خاندان وحى عليهم السلام و دارا شدن مودّت آنان جلوه گر مى شود ، راز گشوده شدن درهاى آسمانى و نزول بركات الهى است . پس اگر از اوّل بعثت مردمان گفتار پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم را مى پذيرفتند و دست از مقام ولايت خاندان وحى عليهم السلام برنمى داشتند ، تيرگى ها و تاريكى هايى كه جهان را به ظلمت و
    تباهى كشيده است پيش نمى آمد و خداوند كريم از عطاى نعمت ها و بركات آسمانى دريغ نمى ورزيد .
    ولى متأسّفانه ، دست ستمگران از آستين جهالت بيرون آمد و سقيفه درخت افسانه خلافت را غرس كرده و بارور ساخت ، و در نتيجه آتش اختلاف و ظلم و ستم شعله ور شد و همچنان ادامه خواهد داشت تا دست الهى امام عصر ارواحنا فداه از آستين عدالت بيرون آيد و عنصرهاى ظلمت را با درختِ افسانه خلافت به آتش كشد و زمين را از كران تا كران سرشار از عدالت و رحمت نمايد .
    بشارت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم درباره آينده درخشان جهان
    پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم كه از همان زمان آگاه از جريانات آينده بودند و مردم را به شعله ور شدن آتش فتنه و فساد آگاه ساخته و تداوم آن را تا ظهور حضرت بقيّة اللَّه الأعظم ارواحنا فداه خبر داده اند ؛ همان گونه كه وضع سامان يافته اقتصاد جهان و فراوانى نعمت ها را در آن زمان پرشكوه بيان كرده اند .
    در اين جا نمونه اى از بشارت هاى رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را در رابطه با ظهور منتقم آل محمّد عليهم السلام و توسعه اقتصادى در آن زمان را ، نقل مى نماييم :
    پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمودند :
    اُبشّركم بالمهديّ يبعث في اُمّتي على اختلاف من الناس وزلازل ، فيملأُ الأرض قسطاً وعدلاً كما ملئت ظلماً وجوراً ، يرضى به ساكن السّماء ، يقسّم المال صحاحاً .
    قلنا : وما الصحاح ؟
    قال : بالسويّة بين النّاس ، فيملأ اللَّه قلوب اُمّة محمّد غنى ، ويسعهم عدله حتّى يأمر منادياً فينادي : مَن
    له في مالٍ حاجة ؟
    قال : فلايقوم من الناس إلاّ رجل ، فيقول : أنا ، فيقول له : ائت السادن - يعني الخازن - فقل له : إنّ المهدي يأمرك أن يعطيني مالاً .
    فيقول له : اُحث - يعني خُذْ - حتّى إذا جعله في حجره وأبرزه ]ندم[ فيقول : كنت أجشع اُمّة محمّد نفساً أو عجز عنّي ما وسعهم ؟
    قال : فيردّه فلايقبل منه ، فيُقال له : إنّا لانأخذ شيئاً أعطيناه. (84)
    بشارت مى دهم شما را به مهدى كه در ميان امّت من برانگيخته مى شود به هنگامى كه مردم در اختلاف با يكديگر هستند و زلزله ها به وقوع مى پيوندند . پس زمين را سرشار از قسط و عدل مى نمايد همان گونه كه از ظلم و جور پر شده باشد . به اين كار ، ساكن آسمان راضى مى شود . مال را به گونه صحاح تقسيم مى نمايد .
    گفتيم : صحاح يعنى چه ؟
    فرمود : ميان مردم مساوى تقسيم مى نمايد . پس خداوند قلب هاى امّت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را سرشار از بى نيازى مى نمايد و عدالت او همه آن را فرا مى گيرد ، تا آنجا كه به منادى دستور مى دهد و او ندا مى دهد : چه كسى به مال احتياج دارد ؟
    پس از ميان مردم برنمى خيزد مگر يك نفر و مى گويد : من احتياج دارم ، به او مى گويد : نزد سادن )يعنى خزينه دار( برو و بگو : مهدى امر مى كند كه به من مالى بدهى . پس خزينه دار مى گويد : بگير ؛ تا مال را در لباس خود قرار مى دهد پشيمان مى شود و مى گويد : نفس من حريصترين امّت رسول خدا
    صلى الله عليه وآله وسلم بود و آيا عاجز گرديد از من آنچه به مردم وسعت بخشيد!
    امام صادق عليه السلام فرمودند : آن مرد مال را به خزينه دار رد مى كند ولى از او قبول نمى كند و مى گويد : ما چيزى را كه داديم پس نمى گيريم .
    در اين روايت اختلاف ، زلزله ها ، ظلم و جورِ فراگير در سراسر زمين ، نياز و فقر از نشانه هاى ظهور امام عصر ارواحنا فداه شمرده شده اند كه پس از قيام آن حضرت به تمامى آن ها خاتمه داده خواهد شد و سراسر گيتى سرشار از عدالت شده و همه مردم بى نياز خواهند شد .
    در روايتى ديگر رسول خدا صلى الله عليهوآله وسلم مى فرمايند :
    يحثي المال حثياً لايعدّه عدّاً ، يملأ الأرض عدلاً كما ملئت جوراً وظلماً .(85)
    مال را (به سوى مردم) مى ريزد ريختنى ! آن را نمى شمارد . زمين را سرشار از عدالت مى سازد همان گونه كه از جور و ظلم پر شده باشد .
    جهان سرشار از شادى و سرور
    و نيز آن بزرگوار درباره آن روزگار حياتبخش كه جهان سرشار از شادى و سرور است ، مى فرمايند :
    يرضى عنه ساكن السّماء وساكن الأرض ، ولاتدع السّماء من قَطْرها شيئاً إلاّ صبّته ، ولا الأرض من نباتها شيئاً إلاّ أخرجته حتّى تتمنّى الأحياء الأموات .(86)
    ساكن آسمان و ساكن زمين از او راضى مى باشند و آسمان چيزى از باران وانمى گذارد مگر آن كه مى ريزد آن را و زمين چيزى از گياه خود را وانمى گذارد مگر آن كه آن را خارج مى سازد تا آنجا كه زندگان آرزو مى كنند مردگان زنده بودند .
    بنابراين ، خرسندى و خوشحالى ويژه مردمان كره زمين نيست بلكه ساكنين آسمان نيز از
    آن حضرت راضى و خوشنود مى باشند و اين خود دليل بر آن است كه حكومت آن بزرگوار به تمام معناى كلمه حكومت جهانى است به گونه اى كه آن حكومت عدل الهى ، رضايت همه افراد را در آسمان و زمين جلب مى نمايد .
    جالب توجّه است كه رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم در روايتى ديگر خوشنودى و خوشحالىِ فراگير عصر ظهور را مخصوص انسان ها نمى دانند بلكه مى فرمايند : شادى و فرح حتّى حيوانات را در آن زمانِ شادكامى شامل مى شود .
    آن بزرگوار مى فرمايند :
    هو رجل من ولد الحسين عليه السلام كأنّه من رجال شنسوة ، عليه عباءتان قطوانيّتان إسمه إسمي ، فعند ذلك تفرح الطيور في أوكارها ، والحيتان في بحارها ، وتمدّ الأنهار ، وتفيض العيون ، وتنبت الأرض ضعف أكلها ، ثمّ يسير مقدّمته جبرئيل ، وساقته إسرافيل فيملأ الأرض عدلاً وقسطاً كما ملئت جوراً وظلماً .(87)
    او مردى از فرزندان حسين عليه السلام است گويا از مردان شنسوة مى باشد . بر او دو عبايى كه از پنبه بافته شده مى باشد . اسم او اسم من است ، پس در اين هنگام پرندگان در آشيانه هاى خود و ماهيان در دريا شاد مى شوند ، نهرها كشيده مى شود و چشمه ها جارى مى گردد و زمين دوچندان گياه و ميوه مى روياند ، سپس جبرائيل در مقدّمه (لشكر) آن حضرت و اسرافيل در ميانه آن سير مى كنند ، پس زمين را از عدل و قسط پر مى كنند همان گونه كه از جور و ظلم پر شده باشد .
    آرى ؛ ارتش پرتوانى كه جبرائيل و اسرافيل - كه از حاملين عرش الهى هستند - در آن لشكر مى باشند ، ويژه نجات
    توده مردمِ زمين نيست ، بلكه بساط شادى را براى موجوداتِ ديگر نيز مى گسترد . حقّ مردم را از غاصبانِ حقوق مى گيرد و قرض مقروضان را هر چه باشد از كوه تا كاه مى پردازد .
    مفضّل به امام صادق عليه السلام عرض نمود :
    يا مولاي ؛ من مات من شيعتكم وعليه دين لإخوانه ولأضداده كيف يكون ؟
    قال الصادق عليه السلام : اوّل ما يبتدئ المهدي عليه السلام أن ينادي في جميع العالم : ألا من له عند أحد من شيعتنا دين فليذكره حتّى يردّ الثومة والخردلة فضلاً عن القناطير المقنطرة من الذّهب والفضّة والأملاك فيوفّيه إيّاه .(88)
    اى مولاى من ؛ كسى از شيعيان شما بميرد و به برادران دينى و به مخالفين خود قرض داشته باشد ، چه مى شود ؟
    امام صادق عليه السلام فرمودند : اوّل كارى كه مهدى عليه السلام شروع مى كند اين است كه منادى در تمام عالم ندا مى كند :
    آگاه باشيد هر كس يكى از شيعيان ما به او قرضى دارد آن را بگويد . تا آنجا كه سير و خردل را به صاحبش رد مى كند تا چه رسد به مال هاى بسيار از طلا و نقره و زمين ها كه آن ها را به مالكش مى دهد .
    شرمسارى
    تاكنون از عصر ظهور با عناوين گوناگونى ياد كرديم : عصر حيات و زندگى ، روزگار رهايى ، عصر درخشان ظهور ، روزگار شكوهمند ظهور ، روزگار فرخنده ظهور ، عصر نور ، عصر تكامل جهان ، عصر نجات و...
    اكنون بايد ببينيم ما براى فرارسيدن آن روزگار پرشكوه چه كارى انجام داده ايم و چه گامى در راه نزديك شدنِ حكومت عدل جهانى برداشته ايم ، در اين راه چه
    قدر ثروت خود را خرج كرده و از مال خود گذشته ايم ؟
    آيا همان گونه كه براى سامان بخشيدن به زندگى خود و فرزندانمان تلاش و تكاپو مى كنيم و در فكر آينده آن ها هستيم ، درباره آينده جهان و وظيفه اى كه در اين باره بر عهده داريم تلاش مى كنيم ؟
    آيا ممكن است كسى منتظر ظهور باشد و در اين راه هيچ گامى برندارد ؟! آيا اين همه تلاش هاى گسترده براى انباشتن ثروت هاى روزافزون و جمع آورى اموالِ كلان و بى تفاوت بودن به وظيفه انسانى و دينى خود براى نجات جهان ، با مسأله انتظار سازگار است ؟!
    آيا صحيح است كسى كه - نه تنها معتقد به ظهور بلكه - منتظر ظهور است همه روزه از صبح تا شام براى پيشرفت مادّى خود بكوشد و وظيفه شرعى خويش را رها سازد ؟
    شرم و سرافكندگى برخى از ثروتمندان آن گاه به اوج خود مى رسد كه در عصر ظهور مورد سرزنش امام عصر عجّل اللَّه تعالى فرجه واقع شوند و آن حضرت مردم را به خاطر دنياپرستى و حمله به سوى جمع آورى مال و ثروت دنيا توبيخ نمايند .
    حضرت باقرالعلوم عليه السلام در يك روايت تكان دهنده مى فرمايند :
    يجمع إليه أموال الدنيا من بطن الأرض وظهرها ، فيقول للنّاس : تعالوا إلى ما قطعتم فيه الأرحام ، وسفكتم فيه الدّماء الحرام ، وركبتم فيه ما حرّم اللَّه عزّ وجلّ ، فيعطي شيئاً لم يعطه أحد كان قبله ، ويملأ الأرض عدلاً وقسطاً ونوراً كما ملئت ظلماً وجوراً وشرّاً .(89)
    ثروت هاى دنيا به سوى او جمع مى گردد ؛ ثروت هاى زيرزمينى و ثروت هاى روى زمين ، آن گاه به مردمان مى گويد : بياييد به
    سوى آنچه به خاطر آن قطع رحم نموديد و خون هاى حرام را ريختيد و مرتكب آنچه كه خداوند عزّ وجلّ حرام كرده بود شديد .
    پس به اندازه اى ثروت عطا مى كند كه احدى قبل از او به ديگرى عطا نكرده ، و زمين را سرشار از عدالت و قسط و نور مى نمايد همان گونه كه پر از ظلم و جور و شرّ شده باشد .
    آرى ؛ آن زمان ، زمان شرمسارى و سرافكندگى است ؛ شرمسارى و سرافكندگى براى كسانى كه امكانات مادّى براى آنان فراهم بود و در راه نجات انسانها و رفع گرفتارى هاى مردمان گامى برنداشتند و شرمسارتر از آنان ، كسانى خواهند بود كه نه تنها از اموال خود دريغ ورزيده ، بلكه مال امام زمان ارواحنا فداه را نيز نگه داشته و از صرف آن در امورى كه مورد رضايت آن حضرت مى باشد خوددارى مى كنند . آيا اين گونه افراد نبايد در رفتار و كردار خود تجديد نظر نمايند ؟!
    ( 4)
    برطرف شدن بيمارى ها
    برطرف شدن بيمارى ها
    در روزگارى كه جهان سرشار از شادى و خرسندى است و بساط شادمانى در سراسر گيتى همچون بهشت برين گسترده است ، افراد گرفتار ، زمينگير و نابينا چگونه مى توانند شريك شادى ديگران باشند ؟!
    چگونه ممكن است تابش نور ولايت ، همه جا و همه افراد را فرا گيرد ، ولى بر بيماران ، گرفتاران و... نتابد؟! و آنان همچنان در غم و اندوه و ناراحتى به سر برند ؟!
    براى شركت همه افراد جهان در شادمانى جهانى ، و فراگير شدن بساط شادى در سراسر گيتى ، با قدرت ولايت اهل بيت عليهم السلام گرفتارى از همگان رخت برمى بندد و
    بيمارى و گرفتارى هيچ انسانى را نمى آزارد ! زيرا لازمه حكومتى كه در آن فقط خداوند حكومت مى كند و همه جهانيان در پناه قدرت ولايت مى باشند و از شيطان و شيطان پرستانِ ستمگر نشانى نيست ، اين است كه همگان در راحتى و آسايش باشند .
    اكنون سزاوار است به همه آنانى كه سايه شوم يأس و نااُميدى وجود آن ها را فرا گرفته ، اين بشارت بزرگ را از گفتار خاندان وحى عليهم السلام نقل كنيم ، تا با گفتار سرورآفرينِ آن بزرگواران اُميد و انتظار سراسر وجودشان را فرا گيرد و وسوسه هاى شيطان فريبگر از افكار و انديشه هايشان زدوده شده و بذر اُميد در اعماق قلبشان ريشه كند .
    اكنون به اين بشارت آسمانى توجّه كنيد : حضرت امام باقر عليه السلام فرمودند :
    من أدرك قائم أهل بيتي من ذي عاهة برأ ، ومن ذي ضعف قوي.(90)
    هر كس قائم اهل بيت مرا درك كند و مريض باشد سالم مى شود ، و كسى كه داراى ضعف و ناتوانى است قوى مى گردد .
    در توضيح روايت مى گوييم : در عصر درخشان ظهور ، نه تنها افرادى كه داراى مرض هاى جسمى هستند شفا مى يابند ، بلكه بيمارى هاى روحى و كمبودهاى روانىِ همه افراد نيز برطرف مى شود . زيرا توانا شدن همه افراد ضعيف - كه حضرت باقر العلوم عليه السلام وعده آن را داده اند - به بيماران جسمى اختصاص ندارد ؛ بلكه هر گونه ناتوانى از قبيل ضعف در تصميم گيرى و اراده ، پستى همّت ، ناتوانى در تمركز فكر و هر گونه سستى و كمبود ، در روزگار رهايى برطرف مى شود ، و نه تنها ضعف و بيمارى از ميان
    مى رود ؛ بلكه قدرت و سلامتى جايگزين آن ها مى گردد .
    بنابراين از كلام آن بزرگوار - كه مى فرمايند : »ومن ذي ضعف قوي« ؛ يعنى »هر كس داراى ضعف باشد قوى مى گردد« - دو نكته اساسى و مهمّ استفاده مى شود :
    1 - معناى اين فرمايش ، مطلق است و اختصاص به ضعف و كمبودهاى جسمى ندارد . از نظر روانى نيز هر كس داراى ضعف باشد ، كمبود او هم برطرف خواهد شد .
    قابل توجّه است كه بسيارى از بيمارى هاى جسمى بر اثر كمبودهاى روانى است ، كه در عصر درخشان ظهور بر اثر برطرف شدن ضعف هاى روانى ، كمبودهاى جسمى نيز خود به خود برطرف مى شود .
    بازگشت نيرو و قوّت
    2 - نكته ديگرى كه از اين روايت استفاده مى شود و پسنديده است كه مورد توجّه قرار گيرد ، اين است كه در اين روايت نه تنها بشارتِ برطرف شدن ضعفها و بيمارى هاى همه مردم ، وارد شده بلكه به جايگزين شدن قدرت و صحّت به جاى ضعف و بيمارى تصريح شده است .
    زيرا حضرت فرموده اند : »ومن ذي ضعف قوي« ؛ »هر كس داراى ضعف باشد قوى مى گردد« . بنابراين در سطح جهان نه تنها افراد ضعيف و ناتوان وجود نخواهند داشت بلكه همه مردمان از قدرت ، قوّت و توانايى برخوردار خواهند بود .
    به اين مطلب در روايتى كه امام صادق عليه السلام از امام باقر عليه السلام ، از امام سجّاد عليه السلام نقل نموده اند تصريح شده است ، آن حضرت فرمودند :
    إذا قام القائم أذهب اللَّه عن كلّ مؤمن العاهة ، وردّ إليه قوّته.(91)
    هر گاه قائم قيام نمايد ، خداوند مرض را از هر فرد
    مؤمن مى برد و توانايى او را به سويش برمى گرداند .
    با توجّه به اين حقيقت كه در عصر درخشان ظهور ، همه مردمان جهان داراى ايمان و مؤمن خواهند بود ، اين مطلب واضح مى شود كه در آن زمان ، هيچ فرد مريضى وجود نخواهد داشت ، بلكه قوّت و قدرتى را كه قبلاً داشته است به او برمى گردد .
    آيا اكنون كه افراد ضعيف ، ناتوان و مريض سراسر جهان را پر نموده اند ، سزاوار نيست براى برطرف شدن همه ضعفها و بيماريها دست به دعا برداشته و براى فرا رسيدن روزگار رهايى از همه گرفتاريها دعا نمايند ؟
    آيا مردم نبايد بدانند كه روزگارى بس سرورآفرين فرا مى رسد كه در آن روزگار در سراسر گيتى حتّى يك فردِ گرفتار و بيمار وجود نخواهد داشت ؟!
    آيا مردم نبايد بدانند پس از گذشت ميلياردها سال از خلقت زمين و پس از گذشت هزاران سال از آفرينش بشر ، هنوز هدف خداوند از آفرينش انسان در جهان تحقّق نيافته است ؟!
    آيا گمان مى كنند خداوند ، جهان را براى همين وضع اسف انگيزى كه دارد ، خلق كرده است ؟
    آيا با توجّه به علم و قدرت عظيم الهى ، وجود اين همه افراد ضعيف ، ناتوان ، معلول ، مريض و ناقص الخلقه دليل بر آن نيست كه هنوز نظم جهان در سايه حكومت عدل الهى سامان نيافته است ؟!
    مگر نمى دانند خداوند به بركت وجود خاندان وحى عليهم السلام سرانجام همه گرفتاران را در سراسر گيتى از غم و اندوه و گرفتارى نجات مى بخشد ؟!
    آرى ؛ در آن روزگار كه تشعشع انوار تابناكِ ولايت سراسر جهان را فرا گيرد ، خداوند بزرگ به
    بركت درخشش انوار درخشنده خاندان وحى عليهم السلام ، انسان ها را از هر گونه گرفتارى رهايى مى بخشد ؛ به گونه اى كه در سراسر عالم هيچ فردى گرفتار نخواهد بود .
    اكنون به فرمايش امام حسين عليه السلام توجّه كنيد :
    ... ولايبقى على وجه الأرض أعمى ولا مقعد ولا مبتلى إلاّ كشف اللَّه عنه بلاؤه بنا أهل البيت عليهم السلام .(92)
    سرانجام در عصر ظهور هيچ فرد نابينا(93) و زمينگير و مبتلا باقى نمى ماند مگر آن كه خداوند به وسيله ما اهل بيت بلا را از او برطرف مى نمايد .

    امضاء



صفحه 8 از 8 نخستنخست ... 45678

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی