نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: پدیده فَتیگ (Fatigue) در سازمان ها

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    24,092
    صلوات
    71109
    دلنوشته
    439
    ازطرف مرحوم پدرم:خدابیامرزدشان "الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍوَآلِ مُحَمَّدٍوعَجّل فَرَجَهم
    تشکر
    24,739
    مورد تشکر
    19,120 در 11,483
    وبلاگ
    37
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    kabotar. پدیده فَتیگ (Fatigue) در سازمان ها

    🖊️دکتر علیرضا کوشکی جهرمی
    ■در علم مهندسی و فیزیک پدیده ای وجود داره به نام فَتیگ یا شکستگی ناشی از بارگذاری چرخه های زیاد تکرار شونده. بذارین با مثال یه کم سادش کنم.

    □مثلا باز و بسته کردن مداوم یک گیره کاغذ، در نهایت باعث ایجاد شکست ناشی از خستگی در آن می‌شود. در صورتی که گیره تنها یک مرتبه باز بشه، شکستی رخ نمی‌دهد اما اگر چرخه بارگذاری (باز و بسته کردن گیره) چندین بار تکرار شود، گیره سرانجام خواهد شکست. یعنی زمانیکه شما گیره میخرین، فروشنده بهت میگه بورو دلت قرص، تا ۲۰۰ تا کاغذ رو نگه میداره، شما میگی ۲۰۰ تا پیشکش من فقط ۲۰ تا کاغذ بهش میدم. یهو چشم باز میکنی میبنی گیره از وسط ۲ نصف شده. فتیگ کار خودش رو کرده.

    ●از رخداد‌های معروف در این زمینه، شکست در چرخ‌های قطار و ریل‌های راه‌آهن بر اثر قرارگیری در معرض بارگذاری‌های تکراری است. یعنی ریلی که قرار بوده بار ۱۰۰۰ تنی رو تحمل کنه، به علت تداوم رد شدن بارهای کوچیک ۲۰ تنی، طاقتش تموم میشه و میشکنه.

    ○ *نکته جالبش اینه که بررسی ها نشون میده، حداقل ۹۰ درصد شکست‌های ناشی از دلایل مکانیکی حین کار، پدیده فتیگ یا خستگی هستش.*

    ■یه نمونه خیلی پرسروصداش پلی هست که چندین سال پیش توی آمریکا به شکل خیلی مشکوکی فرو میریزه و کلی ماشین و انسان نابود میشن. بعد از ۳۲ سال متوجه میشن که دلیل ریختن پل فَتیگ بوده. یعنی این پل قرار بوده همزمان وزن ۵۰۰ تا ماشین رو تحمل کنه و توی دنیای واقعی فقط ۵۰ تا ماشین همزمان از روی پل رد میشدن، مهندسا گفته بودن یه پل ساختیم، در حد کوه. یهو چشم باز میکنن و میبینن ریخت و کلی تلفات جانی و مالی. باورشون نمیشده تا با پدیده فتیگ آشنا میشن.

    □خوب حالا که فتیگ رو فهمیدیم که چیه و چیکارا میکنه و باهاش رفاقت کردیم، بریم سراغ اصل قصه:
    *ما آدم ها هم حتما درگیر پدیده فتیگ میشیم. اتفاقا به نظرم فتیگ اصلش موضوعات روانی-انسانی هست* بذارین چند مثال بزنم:

    ▪︎چند سال پیش توی یکی از شعب بانک ها، تحویلدار بانک یه مشتری رو که منتظر بوده کارش انجام بشه و بره؛ و فقط طبق عادت همیشگیش گویا داشته با انگشت رو میز میزده (عادتی که خیلی ها دارن)، تحویل دار بانک بدون هیچ مقدمه ای یهو قاطی میکنه و از پشت شیشه پیشخوان آنچنان به سمت مشتری مشت پرتاب میکنه که شیشه ها میشکنن و میرن توی چشم مشتری و در نهایت کوری. تحویل داری که هیش کی باورش نمیشده حتی بخواد صداشو بلند کنه. چون از صبح در معرض چندین عامل استرس زای کوچیک قرار داشته و در نهایت با یک صدای انگشت روی میز، فتیگ رخ میده و بقیه ماجرا.
    ▪︎توی یک سازمان که در بازه زمانی کوتاه و بدون تغییر شرایط، تعداد زیادی نیرو از دست میده، فتیگ رخ داده و نیاز به بررسی و اصلاح فوری داره.
    ▪︎توی اون شرکتی که یهو و بدون هیچ دلیل خاص و مشهودی نرخ رضایت کارکنان نزولی میشه و میزان تعارضات میره بالا، درگیر فتیگ شدیم و شاید باید برخی سازه ها رو از نو و به شکل دیگه ای باید ساخت.
    ▪︎و یه عالمه مثال های دیگه...

    ● *اما آشنایی با پدیده فتیگ چطور میتونه برای مدیرا حواس جمعی بیاره؟*

    ▪︎حوسمون باشه انتصابات نامناسب و ظاهرا کوچیک، فتیگ رو تو سازمان ها میتونه رقم بزنه.
    ▪︎حواسمون باشه مشکلات ارتباطی و پس زدگی ها، یهو میشه فتیگ و دیگه جمع کردنش سخته.
    ▪︎ حواسمون باشه بی عدالتی و یک بام و دو هوا سازی، تسریع کننده فَتیگ تو سازمان هستش و عواقب بدی داره.
    ▪︎ حواسمون به آدم هایی که داریم استخدام میکنیم حتما باشه، چون حواسپرتی تو این حوزه حتما فَتیگ را از آن چیزی که فکر میکنید، به شما نزدیکتر میکند. و ...

    ○ *خوب حالا راهکار چیه؟* پدیده فتیگ توی طبیعت همیشه قبلش یه هشدارهای ریزی داره. مثلا قبل از تخریب ناشی از فتیگ یه سری ترک های خیلی ریز و میکروسکوپی توی اون فلز و سازه ایجاد میشه (میکرو ترک ها) و در صورتی که تنش تداوم داشته باشه، یهو میترکه و منجر به شکستگی فلز میشه.

    ■ *خیلی حرف و نکته داره این مساله برای ما. از مهمتریناش میشه گفت که قبل از رخ دادن فتیگ نشانه هاش ظاهر میشه ولی دیدنش کار همه کس نیست، آدمای متخصص و اینکاره میتونن تشخیص بدن. یعنی اگه یه جاهایی حواسمون نبود و داریم میریم تو آغوش فتیگ، یه سری نشانه ها و سیگنالهایی قبلش هست که میشه به بازگشت خیلی امیدوار بود.*

    ■بذارید دوتا مثال ساده بزنم:
    ▪︎توی یک شرکت که آدمهای نخبه و کاردرستش میان و برای منافع جمعی و شرکت، انتقاد میکنن و راهکار میدن، اگه بهشون توجه نشه بعد یه مدت ساکت میشن و سکوت از مهترین نشانه های فتیگه. اگه درک نکنیم این موضوع رو بعدش فتیگ رخ میده و نتیجش میشه خروج دسته جمعی کاردرستا و نخبه ها از شرکت. غافل از اینکه فک میکردیم مثلا چون حقوق رو به موقع میدیم، یا سرویس رفت و برگشت داریم، همه تا تهش و با هر شرایطی برای ما کار میکنن.
    ▪︎آدمای کار درست بین "نیاز" و "خواسته" خودشون ودیگران تفاوت قائل میشن. یه مثال ساده بگم:
    نوزاد تازه متولد شده همه "نیاز"هاشو(گرسنگی، دل درد و ... ) از طریق یک شکل "خواسته" یعنی گریه به مادرش منتقل میکنه. حالا فرض کنید مادر عزیز نتونه از طریق خواسته که شکل ظاهری است به نیاز بچش که یعنی همون دلیل عمیق و واقعی، پی ببره و بچه ای رو که دلش درد میکنه ببنده به شیر. فک کنید چی میشه؟!

    □میخوام بگم گاها آنچه میخواهیم و دوست داریم، الزاما نیاز نداریم. مدیرانی میتونن به معنای واقعی از پدیده فتیگ سازمانی اجتناب کنن که وقتی کارکنان حرفی میزنن و خواسته ای مطرح میکنن از طرح "خواسته ها" به "نیازهای" واقعیشون پی ببرن. اون موقع هست که اون مدیر حتما رهبر هم خواهد بود.

    ● *برای درک بهتر موضوع لطفا در مورد این ۲ تا سوال فکر کنین:*
    ۱. در چه حوزه هایی شما فکر میکنید که احتمال فتیگ خیلی زیاده؟
    ۲. چطور میشه از خواسته های افراد به نیازهاشون پی برد؟
    ___________________________
    *بازنشر پیام = گسترش دانایی*
    ___________________________
    امضاء



  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی