صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13

موضوع: شيطان در كمين گاه

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    95,813
    صلوات
    31803
    دلنوشته
    76
    صلی الله علیک یا مولاتنا یا زینب کبری علیها السلام
    تشکر
    77,337
    مورد تشکر
    202,300 در 62,624
    وبلاگ
    205
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    به زندان لعنت گرفتار كرد

    و نيز عزازيل ، نام بزى است كه كفاره گناهان را بر او مى گذارند و در وادى باير و بى آب و علف رها مى كنند تا كفاره گناهان قوم را به جايى نامعلوم ببرد.(42)
    6. حارث ؛ در حديث طولانى از امير المومنين عليه السلام نقل شده كه : از آن حضرت سؤال شد: اسم ابليس در ميان ملائكه آسمان چه بوده ؟ آن حضرت فرمود: حارث .(43) و نيز در حديث صافى از امام رضا عليه السلام نقل شده : نام او حارث بوده ولى ابليس ناميده شد، زيرا از رحمت خدا ماءيوس گرديد.
    7. صاغر؛ يكى از صفات شيطان است . به معناى پست و ذليل ، ذليل بودن به واسطه رفتن عزت و حكومت و استقلال ، از بين رفتن حيثيت و مقام و حقير و زبون بودن و.....
    بعد از آن كه شيطان انسان را سجده نكرد و در مقابل خدا تكبر نمود، خداوند خطاب به او كرد و فرمود:
    فاخرج انك من الصاغرين .
    ((از بهشت خارج شو؛ زيرا تو از افراد ذليل و زبون و درمانده و پستى )).(44)
    به خاطر سجده نكردن از مقام عزت و بلندى به زير افتادى و سرنگون شدى ، نه اين كه سود نبردى ، بلكه ضرر و زيان هم كردى .
    8 و9. مذئوم و مدموره ؛(45) يعنى ذليلا نه و با خوارى رانده شده ؛ راندن به قهر و غلبه ؛ طرد كردن از رحمت ، معيوب شده ، ننگ عار و تمام اين ها درباره شيطان صادق است ، چون او را با خفت و خوارى و با قهر و غلبه از بهشت بيرون كردند.
    10. مذموم ؛ سرزنش شده ؛ زيرا خداوند بعد از آن كه شيطان سجده نكرد او را سرزنش كرده و خطاب نمود: چرا سجده نكردى ؟ آيا كافر شدى يا از بلند مرتبه گان بودى ؟(46)
    11. غوى ؛ يعنى راه هلاكت را در پيش گرفتن ؛ نوميدى از رحمت خدا؛ گمراه شدن و گمراه كردن ؛ كارى جاهلانه كه از اعتقاد نادرست و فاسد سرچشمه گرفته و جهل و نادانى كه ناشى از غفلت باشد؛ از مقصد بازماندن و به مقصد نرسيدن .
    چون شيطان در آغاز خودش گمراه شد و بعدا حضرت آدم عليه السلام و اولاد او را گمراه نمود، و آن اعتقاد فاسد و نادرست خود را ظاهر كرد، از مقصد خودش باز ماند و از رحمت خدا نااميد شد.
    12. عفريت ؛ يعنى قوى ، پرزور، زيرك ، گردش كش ، و خبيث ؛ اگر جن خبيث باشد همان را شيطان مى گويند و يا اگر با داشتن خباثت و شرارت نيروى زيادى هم داشته باشد عفريت ناميده مى شود. همان طور كه در داستان حضرت سليمان عليه السلام آمده ، وقتى كه حضرت فرمود: چه كسى تخت بلقيس را براى من مى آورد؟ عفريتى از جن گفت : من مى آورم ،(47) معلوم مى شود كه به اسم اعظم واقف بوده است ؛ زيرا مى خواست در يك مدت كمى تخت را كه صدها كيلومتر از آن جا دور بود بياورد.
    13 و 14. مارد و مريد؛ كه معنى هر دو تقريبا يكى است و به معنى شيطان سركش و متمرد؛ ظالم و عصيان گر، بى شخصيت اعم از انسان و جن و شيطان ؛ عارى از خير و نيكى و بركت و فايده و (شيطان مارد و شيطانا مريدا) در قرآن به همين معنى آمده است .(48)
    15. شيصبان ؛ مرحوم علامه مجلسى مى گويد: يكى از نامهاى شيطان شيصبان است و به بنى عباس هم بنوشيصبان مى گويند؛ زيرا شيطان در نطفه بعضى از آنها رسوخ كرده بود.(49)
    16. ابومره 17. ابوخلاف ، 18. ابولبين ، 19.ابيض ؛ كه او مردم را به خشم مى آورد.
    20. وهار؛ به خواب مؤمنان مى آيد و آنان را اذيت مى كند.(50)
    21. ابولبينى ؛ يكى از دختران ابليس ((لبينى )) است و لقبى براى ابليس ‍ است .
    22 و 23. نائل ، و ابوالجان است .(51)

    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 28-09-2022 در ساعت 16:36
    امضاء





    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************






  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    95,813
    صلوات
    31803
    دلنوشته
    76
    صلی الله علیک یا مولاتنا یا زینب کبری علیها السلام
    تشکر
    77,337
    مورد تشکر
    202,300 در 62,624
    وبلاگ
    205
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    ازدواج شيطان

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    راجع به ازدواج ابليس كه چه موقع بوده ، و با چه كسى ازدواج نموده و همسر او چگونه پيدا شده و دختر چه كسى است ؟ دو قول نقل شده :
    مجمع البحرين در لغت شيطان مى نويسد: وقتى خداوند متعال ، اراده كرد كه براى ابليس همسر و نسلى قرار دهد غضب را بر وى مستولى ساخت و از غضب او تكه آتشى پيدا شد، از آن آتش براى او همسرى آفريد.(52)
    در نقل ديگرى آمده : ابليس - كه اسم اولى او عزازيل است - از همان اوان جوانى ، در ميان قوم خود مشغول عبادت و بندگى خداوند بود تا بزرگ شد و موقع ازدواج او رسيد. وقتى تصميم به ازدواج گرفت ، با دختر ((روحا)) به اسم ((لهبا)) كه آن هم از طايفه جن بود، ازدواج نمود. بعد از آن كه ايشان با هم ازدواج كردند، فرزندان زيادى از آن ملعون به وجود آمد كه از شمارش ‍ به طورى كه زمين از آنها پر شد. همه آنها مشغول عبادت شدن و مدتى طولانى ، خدا را ستايش نمودند. در ميان ايشان عبادت و بندگى خود ابليس ‍ از همه آنان بيشتر بود. از همين جهت ، بعد از آن كه خداوند اختلاف و خون ريزى را در ميان طايفه جن و نسناس (طايفه اى به جاى انسان فعلى بودند) ديد، هر دو طايفه را هلاك كرد، و از ميان آن طايفه فقط ابليس را نگاه داشت . بعدا فرشتگان او را به آسمان بردند. آن ملعون هم ، در آسمان اول مدتى در ميان ملائكه ، خدا را عبادت كرد بعد به آسمان دوم و سوم تا آسمان هفتم پيش رفت و با ملائكه هر آسمان خدا را ستايش كرد تا وقتى كه خداوند آدم عليه السلام را خلق فرمود، و دستور سجده داد او هم سرپيچى كرد و رانده شد.(53)
    پس زن و فرزندان او هم جزء هلاك شدگان هستند. او بدون زن و فرزند به آسمان رفته و آن جا هم كه احتياج به زن نداشت ، بعد از بيرون آمدن از بهشت هم ، زنى براى او به وجود نيامد.

    امضاء





    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    95,813
    صلوات
    31803
    دلنوشته
    76
    صلی الله علیک یا مولاتنا یا زینب کبری علیها السلام
    تشکر
    77,337
    مورد تشکر
    202,300 در 62,624
    وبلاگ
    205
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض


    چرا خداوند شيطان را آفريد؟

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    بسيارى مى پرسند: با اين كه خداوند مى دانست او سرچشمه همه وسوسه ها و گمراهى ها و فريب كارى ها مى شود و همه بدبختى هاى انسان از او خواهد بود، آن هم موجودى هوشيار، زرنگ ، كينه توز، پرفريب و مصمم . چرا او را آفريد؟ اگر خدا انسان را براى تكامل و رسيدن به سعادت ، از طريق بندگى خود آفريده ، وجود شيطان كه يك موجود ويران گر و ضد تكامل است چه دليلى مى تواند داشته باشد؟
    در پاسخ مى توان گفت : اولا، خداوند شيطان را از آغاز آفرينش انسان نيافريد، چون خلقت او از اول پاك و بى عيب بود و به همين دليل ساليان درازى در ميان صف فرشتگان مقرب خدا جاى گرفته بود. اگر چه از نظر خلقت و آفرينش جزء آنان نبود، ولى بعدا با سوء استفاده از آزادى ، بنا را بر طغيان و سركشى گذاشت و رانده درگاه خداوند و فرشتگان گرديد و لقب شيطان گرفت .
    ثانيا؛ اگر اندكى فكر كنيم خواهيم دانست كه وجود شيطان ، اين دشمن خطرناك نيز كمكى است به پيشرفت و تكامل انسان ها و براى آن كسانى كه ايمان دارند و مى خواهند راه حق را بپيمايند وجود او مضر و زيان آور نيست ، بلكه پيشرفت و تكامل آنان است .
    راه دور نرويم هميشه نيروهاى مقاوم در برابر دشمنان سرسخت ، جان مى گيرند و سير تكاملى خود را مى پيمايند، وجود يك دشمن قوى در مقابل انسان باعث پرورش و ورزيدگى او مى گردد. هم چنين هميشه در ميان تضادها بالندگى و رشد معنا پيدا مى كند، هيچ موجودى راه كمال را نمى پويد مگر اين كه در مقابل دشمن نيرومندى قرار گيرد.
    به عبارت ديگر، انسان تا در برابر دشمن نيرومند و با قدرت قرار نگيرد هرگز نيرو و نبوغ خود را بروز نمى دهد و به كار نمى اندازد، همين وجود دشمن مايه جنبش هر چه بيشتر انسان و ترقى او خواهد بود. مثلا فرماندهان و سربازان ورزيده و نيرومند، كسانى هستند كه در جنگ هاى بزرگ ، با دشمنان سخت در گير بوده اند. سياست مداران با تجربه و پر قدرت ، آنهايى هستند كه در بحران هاى سخت سياسى با دشمنان نيرومند دست و پنجه نرم كرده اند.
    قهرمانان بزرگ ، كسانى هستند كه با حريفان نام آور و سخت ، زور آزمايى كرده اند؛ بنابراين ، چه جاى تعجب كه بندگان بزرگ خدا با مبارزه مستمر و پى گير در برابر شيطان ، روز به روز قوى تر و نيرومندتر شوند. دانشمندان امروز در مورد فلسفه وجود ميكرب هاى مزاحم مى گويند: اگر آنها نبودند، سلول هاى بدن انسان در يك سستى و بى حالى فرو مى رفتند و احتمالا رشد و نمو انسان از 80 سانتى متر تجاوز نمى كرد و همگى به صورت آدم هايى كوتوله بودند و به اين ترتيب ، انسانهاى كنونى با مبارزه جسمانى با ميكرب هاى مزاحم ، نيرو و نمو بيشترى كسب كرده اند.
    هم چنين است روح انسان در مبارزه با شيطان ، گر چه او در برابر اعمال خلاف و زشت خود مسئول است ، ولى وسوسه هاى او براى بندگان خدا و آنهايى كه مى خواهند در راه حق قدم بردارند ضرر و زيانى نخواهد داشت ، بلكه به طور غير مستقيم براى آنها ثمر بخش خواهد بود.

    چرا شيطان را مهلت داد؟

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    سئوال ديگرى پيش مى آيد و آن چنين است : بعد از اين كه شيطان خلق شد و نافرمانى خدا را نمود، در مقابل عظمت ، بزرگى و شوكت او تكبر ورزيد، از ميان ملائكه ، بهشت و نعمت هاى آن رانده شد. چرا خداوند به او مهلت داد؟ چرا در خواست او را درباره عمر طولانى و ادامه حيات او پذيرفت ؟ چرا فورا او را نابود نكرد كه اين گونه به جنايت و خيانت خود ادامه دهد و مردم را بيشتر به سوى بدبختى و شقاوت و جهنم و عذاب بكشاند؟
    جواب اين كه : جهان جاى آزمون است ، و مى دانيم كه آزمايش جز در برابر دشمنان سرسخت و طوفان ها و بحران هاى خطرناك ، امكان پذير نيست . وجود نامبارك شيطان و حيات و زندگى او به عنوان يك دشمن و نقطه منفى براى تقويت پايه هاى دين باورى و نقاط مثبت ديگر، نه تنها ضرر نداشته و ندارد، بلكه مؤ ثر نيز خواهد بود.
    قطع نظر از وجود شيطان ، در وجود خود ما، غريزه هاى ديگرى نيز هست كه انسان در همه زمينه ها، مى آزمايند تا در برابر نيروهاى عقلانى و روحانى قرار گيرد. به اين ترتيب ، در اين ميان روح انسان پروش مى يابد. مهلت شيطان و ادامه حيات او نيز تقويت اين تضاد است ، و تا او نباشد راه راست و مستقيم شناخته نخواهد شد و صفت خوب نيكو سيرتان و بد بدسيرتان مشخص نمى شود.
    ديگر اين كه ، اگر به او مهلت داده شد به خاطر آن همه ستايش و بندگى در برابر خداوند متعال بوده و عمر طولانى و مهلت او مكافات و پاداش ‍ عبادتهاى او است .
    سوم اين كه ، خواسته تا وى بيش تر در عذاب خدا غرق شود، زيرا هر چه عمر او طولانى تر گردد و مهلت بيشتر يابد، گناهش بيشتر خواهد شد. چنان چه خداوند مى فرمايد:
    ((آنها كه كافر شدند (راه طغيان را پيش گرفتند) تصور نكنند اگر به آنان مهلت مى دهيم به سود آنها است . ما به آنها مهلت مى دهيم كه بر گناهان خود بيفزايند و عذاب خوار كننده اى براى آنها مى باشد))(54)
    از اين مهم تر، هر چند خداوند شيطان را در انجام وسوسه هايش آزاد گذاشته ، ولى انسان را در برابر او بى دفاع نيافريده است . به او نيروى عقل و شعور، و خرد داده كه مى تواند شد محكم و نيرومندى در مقابل وسوسه هاى شيطان بسازد.
    يكى ديگر از راههاى دفاعى او، انگيزه پاك و عشق به تكامل است كه به عنوان يك عامل سعادت در نهادش گذارده شده است .
    هم چنين ، فرشتگان را كه الهام بخش نيكى ها هستند. به كمك انسان هايى كه مى خواهند از وسوسه هاى شيطانى بر كنار بمانند فرستاده . قرآن مى فرمايد:
    ((فرشتگان بر آنها نازل مى شوند و براى تقويت روحيه آنان انواع بشارت ها و دل گرمى ها را به آنها الهام مى كنند و مى گويند: نترسيد و غمگين نباشيد، بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به شما وعده داده شده است .(55)

    شيطان سنگ محك عمل كردها

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    به بيان ديگر، شيطان و وسوسه هاى او، بارى امتحان و جدا كردن افراد پاك از ناپاك است . براى مشخص نمودن ايمان ثابت و استوار از ايمان ناپايدار بندگان ، وسيله خوبى به شمار مى آيد. اين كه خداوند شيطان را خلق نمود عبث و بيهوده نبوده و نيست . پروردگار عالم آنها را از روى مصلحت و غرض آفريد، و به واسطه آنها خبيث از طيب شناخته و جدا مى شود. تمام افراد، از سعيد و شقى ، پاك و ناپاك ، مؤمن و منافق و كافر، عادل و ظالم ، همه مى خواهند به سوى خدا بروند و در مقام امن الهى بيارامند همه در دستان شيطان امتحان و آزمايش مى شوند و خدا با محك خاص خود آنها را از هم جدا مى كند.
    آنهايى كه پيروان خدا و پيامبران او هستند، هيچ گاه فريب شياطين را نمى خورند. اما آنهايى كه ايمانشان ريشه دار و محكم نيست ، بلكه سطحى و تقليدى است ، دعوت آنها را زود مى پذيرند و تسليم ايشان مى شوند.
    شيطان يكى از ماءموران خداوند است كه حكم بازرس را دارد و نمى گذارد اشخاص پليد و آلوده ، در حرم خداوند قدم گذارند. مردم را بازرسى دقيق و تفتيش صحيح مى كند.
    الا عبادك منهم المخلصين
    ((مگر بندگان مخلص كه شيطان را به آنان دسترسى نيست ))(56)
    آنان كه بر خدا پيشى مى گيرند و تكبر مى ورزند و صفات بلند اسمهاى نيك خدا را دزديده و خود را بدان مى چسبانند، جلو آنها را گرفته و نمى گذارد در حرم خداوندى كه جاى بندگان وارسته و پاك سرشت است ، وارد شوند.
    نكته ديگر اين كه اگر شيطان نبود، دنيا به اين صورت نبود و آدم از بهشت به دنياى خاكى نمى آمد. آدم نخست در بهشت بود و جايگاه ويژه داشت . از آنجا كه خداوند مى خواست انسان راه كمال را بپيمايد، شيطان را آزاد گذاشت تا او را وسوسه كند و از بهشت رانده شود و در دنياى خاكى بر خلاف فرشتگان كه راه كمال بر آنان بسته است ، راه ترقى و سعادت را طى كند، اين بود كه او را از ((اسفل السافلين ))(57) با گامهاى استوار و مجاهده و با اراده پروردگار حى قيوم به ((اعلا عليين ))(58) رسيد. انسان از ملائكه اشرف شد و اين همه فضايل و درجات را كسب نمود. همه اينها در اثر خلقت شيطان و فوايد آفرينش او است ، پس خلقت او و مهلت دادن به او همه از روى مصلحت بوده و امر ماءمورى از جانب خداوند است .

    شيطان سگ تربيت شده خدا

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    عده اى از بزرگان مى گويند: شيطان سگ خدا است ، پروردگار عالم آن را خلق و تربيت كرد كه به موقع به دشمنان خدا حمله كند. مانند سگى كه صاحبش آن را تربيت مى كند كه به موقع به دشمن حمله كند. اموال و ثروت صاحبش را از گزند غارت گران حفظ نمايد و دشمنان را از در خانه او براند و دور كند.
    آرى ، خداوند متعال شيطان را آفريد تا هر كس از زير فرمانش خارج شود، شيطان همچون سگ تعليمى او را بربايد و به زير فرمان خود ببرد. از همين رو است كه هر كس از ولايت الهى و حزب خدا بيرون رود بى شك داخل در ولايت كفر و شيطان و حزب او شده در قرآن كريم هم ، فقط از اين دو حزب نام برده شده است .(59)
    وقتى بنده اى بر گناه اصرار ورزد خداوند ولايت خود را از او بر مى دارد، سپس آن بنده اسير دست شيطان گرديده و در ضلالت و گمراهى فرو مى رود. از اين رو در قرآن كريم آمده :
    فيضل الله من يشاء و يهدى من يشاء و هو العزيز الحكيم .
    ((آنگاه خداوند هر كس را بخواهد به ضلالت وا مى گذارد و هر كس را بخواهد به مقام هدايت مى رساند و او خداى مقتدر و داناست .))(60)
    اين دو موجود در بعضى از صفات با هم اختلاف دارند و در بعضى ويژگى ها متحداند. موارد اختلافشان از اين قرار است :
    1- سگ ها در روز مى خوابند و شب ها براى پاسدارى از اموال صاحبشان بيدار مى مانند. اما شيطان نه روز مى خوابد و نه شب ؟! او در تمام اوقات كارش سر راه گرفتن و حمله كردن به مردم مى باشد، آنان را از راه مستقيم منحرف نمودن است .
    2- سگ ها ميان دشمنان و دوستان صاحبانشان فرق مى گذارند. به دوستان صاحب خود حمله نمى كنند، جلوى آنها را نمى گيرند، حمله آنها فقط به دشمنان است ، ولى شيطان به دوست و دشمن حمله مى كند، هر دو را اذيت مى نمايد و راه را بر هر دو مى بندد.
    3- سگ ها به اهل خانه و صاحب خود حمله نمى كنند، به خلاف شيطان كه به اهل خانه هم حمله مى كند!؟ پيامبران الهى اهل خانه اند كه اگر بتواند حمله مى كند و ايشان را از اوج عزت پايين مى آورد. نمونه آن حضرت آدم و حوا پدر و مادر آدميان است . به قول شاعر:
    آن عدوئى كز پدرتان كين كشيد
    سوى زندانش ز عليين كشيد
    مادر و باباى ما را آن حسود
    تاج و پيرايه به چالاكى ربود
    كردشان آن جا برهنه خوار و زار
    سالها بگريست آدم زار زار
    با خدا گفتى شنيدى رو به رو
    من كيم در پيش مكر آن عدو
    خدايا در كف شيطان زبونم
    زحيرت من نمى دانم كه چونم
    زچنگ اين سگم آزاد گردان
    به آزادى دلم را شاد گردان
    شيطان حتى به صاحب خانه (خدا) هم حمله مى كند و در برابر او فرياد مى زند. و به فرموده قرآن مجيد، آن ملعون مى گويد:
    رب بما اغويتنى لازينن لهم فى الارض و لاغوينهم اجمعين
    شيطان آن گاه كه مهلت يافت ، به مبارزه با خدا برخاست و - گفت : ((خدايا حالا كه مرا گمراه نمودى ، من هم در زمين - همه چيز را - در نظر فرزندان آدم آراسته مى كنم كه از ياد تو غافل شوند و همه آنان را گمراه خواهم كرد)).(61)
    باز آن ابليس بحث آغاز كرد
    كه بدم من سرخ رو كرديم زرد
    رنگ رنگ توست صباغم توئى
    اصل جرم و آفت و داغم توئى
    همچون آن ابليس و ذريات او
    با خدا در جنگ و اندر گفت و گو
    4 - سگ ها متملق و متواضع اند، خود را از ديگران و هم نوعان خود برتر و بالاتر نمى دانند. اما شيطان ، به فرموده خداوند متعال متكبر است ، آن جا كه مى فرمايد:
    ابى واستكبر و كان من الكافرين
    ((وقتى فرشتگان به دستور خداوند به آدم سجده كردند مگر شيطان - ابا كرد و تكبر ورزيد و از گروه كافرين گرديد)).(62)
    5 - سگ ها زياد بچه مى زايند - ديده شده كه سگى 12 بچه زاييد- بچه هاى آنها مى ميرند يا كشته مى شوند. شيطان هم زياد بچه مى زايد، ران هاى خود را به هم مى مالد و تخم مى ريزد، از هر تخمى شيطانى بيرون مى آيد - ولى آنها تا روز موعود سالم و باقى مى مانند! در روايتى وارد شده :
    نسبت يك انسان مؤمن با شياطين ، نسبت لاشه گوشت است به زنبورهايى كه اطراف آن را گرفته اند. امام صادق عليه السلام در اين باره مى فرمايد: ((قسم به خدايى )) كه محمد صلى الله عليه و آله را به حق مبعوث فرمود، شياطينى كه بر يك مؤمن مسلطاند، زيادتراند از زنبورهايى كه اطراف لاشه گوشتى را گرفته اند)).(63)
    و امام باقر عليه السلام درباره شمارش شياطين در اطراف يك نفر مؤمن مى فرمايد: ((زمانى كه انسان مؤمن از دنيا برود به اندازه جمعيت ربيعه و مصر - كه دو طايفه بسيار پرجمعيتى بودند - آن مكان و همسايگان آن مؤمن را رها مى كنند و مى روند)).(64)
    تمام اين شياطين ، در اطراف مؤمنان لانه كرده و ايشان را وسوسه مى كنند و از راه مستقيم مى گردانند. در روايتى آمده است :
    ((اگر شياطين بر قلوب بنى آدم احاطه نداشتند، هر آينه آنان مى توانستند به ملكوت آسمان ها راه يابند و آن جا را ببينند)).(65)
    6 - اگر كسى به سگ ها نان دهد و با آنها مهربانى كند با او آشنا مى گردند، هر كجا او را ببينند تملق مى گويند، خود را به خاك مى اندازند و سر و دم مى جنبانند. اما شيطان را هر چه محبت كنى رام نمى شود! بلكه عداوتش ‍ بيشتر مى شود، قرآن در اين باره مى فرمايد:
    فمثله كمثل الكلب ان تحمل عليه يلهث او تتركه يلهث
    ((مثل آن مثل سگى است كه اگر او را تعقيب كنى يا به حال خود واگذارى به سوى تو ((عو عو)) مى كند و حمله مى نمايد)).(66)
    كيست كار دست تو جامه اش پاره نيست
    آتشى از تو نسوزم چاره نيست
    7 - يورش بعضى از سگ ها ناگهانى است و از پشت سر افراد مى آيند و آنان را مى گيرند. شيطانى هم غافل گير است . از پشت سر كمين مى كند، بر سر راه هاى مستقيم مى نشيند. قرآن در اين باره چنين مى فرمايد:
    قال فبما اغويتنى لاقعدن لهم صراط المستقيم
    ((شيطان در برابر خدا ايستاد - و گفت : حال كه مرا گمراه نمودى ! من نيز بر سر راه بندگانت مى نشينم و آنان را از راه راست كه آيين شرع تو است منحرف و گمراه مى گردانم )).(67)
    آن ملعون نه اين كه فقط از پشت حمله مى كند بلكه در چهار جهت كمين كرده و از هر چهار سو حمله را شروع مى كند. خداوند در اين زمينه مى فرمايد:
    ثم لاتينهم من بين ايديهم و من خلفهم و عن ايمانهم و عن شمائلهم و لاتجد اكثرهم شاكرين
    ((آن گاه من از پيش رو و از پشت سر، از طرف راست و چپ در مى آيم و به انحرافشان مى كشانم تا آنان شكر نعمتهاى تو را به جاى نياورند)).(68)
    8 - سگ حيوان نجس العين است . اما در چند مورد پاك مى شود، يكى در جايى كه استحاله شود؛ يعنى از حالت اول بيرون آيد و به صورت چيز پاكى درآيد، مانند سگى كه در نمك زار فرو رود و نمك شود.(69) ديگر اين كه بدن سگ تبديل به كرم شود. اما شيطان به هيچ عنوان پاك نمى شود، حتى در قيامت و آتشى كه از مطهرات است . اگر چيز نجسى را بسوزاند و خاكستر شود پاك مى گردد. اما اگر شيطان را بسوزاند پاك نمى شود.
    9 - سگ ها ظاهر و آشكاراند و مبارزه با آنان آسان ، اما شيطان ناپيدا و مبارزه با او بسى مشكل است .
    دشمن اگر ظاهر بود از وى توان كرد حذر
    ليك ، ايمن بودن از خصم نهانى مشكل است .
    10 - يكى ديگر از اختلاف هاى سگ و شيطان اين كه : اگر سگى را نان و طعام دهى تا وقتى كه مشغول خوردن طعام خويش است تو در امان و آسايشى هستى و آزارى از آن نمى بينى . اما اگر خواسته شيطان را هم بر آورى و به اصطلاح طعامش دهى در همان لحظات هم از شر او در امان و آسايش نيستى و او به تو حمله ور است و لحظه اى آرام ندارد.(70)
    اما جاهايى كه سگ با شيطان با هم متحداند، از اين قرار است :
    1 - مردم سگ ها را در كوچه و بازار سنگ مى زنند و آنها از دست مردم مى گريزند. شيطان را هم چه الان كه از ديدگان پنهان است و چه زمانى كه ظاهر و آشكار مى گردد، سنگ باران مى كنند. در زمانى كه مخفى است ، دو طايفه او را سنگ مى زنند، يكى مؤمنان كه با لعن و نفرين خود آن ملعون را هدف قرار مى دهند و بدنش را مجروح مى نمايند، اين زخم او باقى مى ماند تا زمانى كه آن مؤمن از ياد خدا غافل شود در اين صورت شيطان او را به معصيت مى كشاند! وقتى كه مؤمن گناهى مرتكب شد جراحتش بهبود پيدا مى كند.(71) ديگرى فرشتگان با تيرهاى شهابى . قرآن در اين باره مى فرمايد:
    الا من خطف الخطفة فاتبعه شهاب ثاقب
    ((فرشتگان اطراف شياطين را با قهر و غلبه مى گيرند و با تيرهاى شهابى فروزان آنان را مورد حمله قرار مى دهند و تير باران مى كنند)).(72)
    اما در زمان حضرت مهدى عليه السلام كه او آشكار مى شود، مردم از هر طرف او را سنگ باران مى كنند تا سرانجام به دست آن حضرت يا به دست جبرئيل به قتل مى رسد.
    چون نور رحمت در رسد شيطان چه سان تاب آورد
    خورشيد چون گردد عيان شب را نهان بايد شدن
    2 - صاحب سگ آن را عليه دشمنان خود تحريك مى كند تا به آنان حمله نمايد. خداوند هم شيطان را عليه دشمنان خود - معصيت كاران ، كفار و مشركان ، فجار و بى دينان - تحريك مى كند و مى فرمايد:
    ((اى شيطان ! برو، تو و جمله لشكريانت ، سواره و پياده نظامت ، بر آنان كه از تو پيروى كرده اند، محاصرشان كن و بر آنها بتاز)).(73)
    اين نهيب بانگ آن ملعون بود
    هيبت بانگ خدائى چون بود
    3 - صاحب سگ هنگامى كه مهمان داشته باشد سگ خود را مى بندد كه مهمان را اذيت نكند. خداوند هم چون در ماه مبارك رمضان بندگان خود را به مهمانى دعوت كرده ، شيطان را نيز به غل و زنجير مى كشد تا آنان را اذيت و آزار نكند.(74)
    4 - صاحب سگ دوستان خود را به آن مى شناساند كه مزاحم شان نشود. خداوند هم دوستان خود را به شيطان معرفى مى نمايد. قرآن درباره مى فرمايد:
    ((هرگز تو بر بندگان خالص من تسلطى ندارى ، بر دوستان مخلص من راهى ندارى و نمى توانى بر آنان دست پيدا كنى ، تو فقط بر مردم نادان و گمراه تسلط دارى )).(75)
    5 - اگر شخصى بخواهد بر طايفه يا ايلى وارد شود و سگشان مانع باشد، وى صاحب سگ را صدا مى زند، و او هم سگ خود را صدا مى زند تا حيوان ساكت شود و برگردد.
    تركمان را گر سگى باشد بدر(76)
    بر درش بنهاده باشد رو و سر
    كودكان خانه دمش مى كشند
    باشد اندر دست طفلان خوارمند
    يا اگر بيگانه اى معبر كند(77)
    حمله بر وى همچو شير نر كند
    كه اشداء على الكفار شد
    با ولى ، گل (78) با عدو(79) چون خار شد
    مؤمن هم اگر بخواهد به درگاه خداوند روى آورد، شيطان از او جلوگيرى مى كند! پس نخست بايد از شر شيطان به خدا پناه برد. قرآن در اين رابطه مى فرمايد:
    ((اگر از طرف شيطان بخواهد در تو وسوسه اى ايجاد شود و جنبشى از آن پديد آيد، بايد از شر آن به خدا پناه برى )).(80)
    ملك ، ملك اوست فرمان ، آن اوست
    كمترين سگ بر در، آن شيطان اوست
    پس سگ شيطان كه حق هستش كند
    اندر او صد فكرت و حيلت تند
    بر در كهف الوهيت چو سگ
    ذره ذره امر جو بر جسته رگ
    اين اعوذ آن است كه از لطف اى خدا
    بانگ برزن بر سگت ره برگشا
    تا بيايم بر در خرگاه تو
    حاجتى خواهم ز وجود و جاه تو(81)

    6 - وقتى سگ در مقابل انسان ((عو عو)) زوزه مى كند، بايد آيه مباركه ((وكلبهم باسط ذراعيه بالوصيد))(82) را تلاوت نمود، كه سگ برمى گردد.
    وقتى هم كه شيطان راه را بر بندگان بست و حمله كرد، بايد ((اعوذ بالله من الشيطان الرجيم )) را قرائت نمود تا فرار كند.




    امضاء





    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی