صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 51 , از مجموع 51

موضوع: شگفتيهاى نهج البلاغة

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    15,457
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,081
    مورد تشکر
    1,586 در 1,006
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ( سرچشمه دنيا و رودبار خروشان آن تيره و گل‏آلود است ، كوته‏بينان را بشگفتى مى‏آورد و آزمايش شدگان را به نيستى مى‏كشاند فريبنده‏اى گذراست ، كه نورش بخاموشى ميگرايد و سايه‏اش برچيده ميشود و تكيه‏گاهى است كه ويران ميگردد و هر فرار كننده‏اى كه به آن روى آورد و بظواهر فريبايش اطمينان يابد ، دنيا به او لگد ميپراند و تيرهايش را بسوى او پرتاب ميكند و ريسمانهايش را بگردن مردان مى‏افكند و آنها را به تنگى گور ميكشاند ، بخانه ترسناك و جايگاهى كه دستاوردهايش را از نيك و بد مى‏نگرد ، آيندگان هم بدنبال گذشتگان ميروند و مرگ گريبانگيرشان ميشود و بنابوديشان مى‏كشاند ) (41)اينها همه نمودارهاى سياهى و تكاثف ماده است كه چون در برابر معنويت انسان قرار گيرد و از حركت و تلاش انسانيش بازدارد بناچار در لجن سياه آبشخور دنيا كه هميشه كدر و گل‏آلود است فرو ميرود و وجودش رسوب ميكند و از حركت باز ميماند و سرانجام بگور سيه‏روزى سرنگون ميشود و لجن‏زا و لجن‏زاده ميگردد و ديگر پرواز و عروجى ندارد .

    دنيا دورانى ناپايدار است و نورهاى فريبايش زود بخاموشى ميگرايد و سايه‏اى كه بر سر مردم ميگستراند زود برچيده ميشود و تكيه‏گاه ويران‏شده‏اى است كه نميتواند پشتيبان انسان باشد و حيوان سركشى است كه بكسى سوارى نمى‏دهد بلكه لگد مى‏پراند و تيرانداز ماهرى است كه نيرومندترين مردان را بخاك مى‏اندازد و با ريسمان سياه جادوئيش همه را بسراشيبى گور مى‏كشاند قدرتهاى بزرگ جهانى همچون سزارها ، فنيقى‏ها ، اكدها ، آرامى‏ها ، عادها و ثمودها ، رامسس‏ها ، آتيلاها ، نفرتى‏تى‏ها ، ژرمنها ، ساكسونها ، اسكندرها ، كه براى خود روزى داشتند و سرورى ، بزودى در تاريكى و خاموشى فرو ماندند و با لگد دنيا بژرفاى نيستى سرنگون شدند ولى فرزندان ابديت كه بردگى دنيا را نپذيرفتند هميشه زنده و جاويد ماندند و باز زبان اندرزگوى امام بسخن مى‏آيد و دنيادوستان را از پرستش اين سراى پرفريب بازميدارد و چنين مى‏سرايد :

    « بدنيا چنان بنگريد كه پارسايان بدان نگريستند و از آن روى گردانيدند زيرا بخدا سوگند كه بزودى ساكنانش را بدور مى‏اندازد و آسايشمندان خوشگذران را بسختى و درد ميكشاند ، آنچه از جوانى و توانائى دنيا رفت ديگر بازنمى‏گردد و آينده‏اش ناشناخته و مبهم است ، شادمانيش با اندوه درآميخته است و توانمندى مردان بناتوانى و سستى ميگرايد پس بهره‏هاى فراوانش شما را نفريبد كه جز مايه‏اى اندك بهره شما نخواهد شد خداى رحمت آرد بر آنكس كه درباره دنيا بينديشد و عبرت آموزد و بينائى يابد ، زيرا هر چه در دنيا هست بزودى نابود ميشود و آنچه در آخرتست هميشه پايدار است ، لحظات معدود عمر پايان مى‏يابد و آنچه در انتظار است فرا ميرسد ، و هر آينده‏اى اگر چه بنظر دور آيد نزديك است ) (42)

    پس بايد از ديدگاه پارسايان بدنيا نگريست ، همچون سقراط كه پابرهنه از كوچه‏هاى آتن ميگذشت و ديوژن كه به اسكندر گفت از برابرم دور شو تا آفتاب بر من بتابد و بالاتر از همه پيامبران كه از گذرگاه دنيا گذشتند و دامان به آلودگيهايش نيالودند بمانند محمد ( ص ) كه خوابگاهى نداشت و آثار درشت حصير بر پشت و پهلويش مى‏افتاد و ماهها بر خانه‏اش ميگذشت كه دودى از مطبخش بلند نمى‏شد و على كه هر چند روز يك قرصه درست نان جوين بدهان نمى‏گرفت و فاطمه كه پيراهن كرباسيش را با ليف خرما پينه ميكرد و امام سجاد كه درباره‏اش گفتند روزى نشد كه برايش سفره‏اى بگسترانند و شبى نشد كه برايش رختخوابى بيندازند اينها پارسايان دنيا بودند كه از تجمل و زيبائى مسخره و فريباى دنيا چشم پوشيدند و به كوخى گلين و پيراهنى كرباسى و خوراكى خشن قناعت ورزيدند و دنيا را براى خود نخواستند و بخاطر آن بجنايت نپرداختند و ديدگاهى والاتر و بالاتر داشتند و افق اعلاى ابديت را بچشم داشتند و از پشت پرده مردم فريب دنيا ،

    تماشاگاه زيباى ابدى را مى‏ديدند و على مردم را بهمان منظر اعلا توجه ميداد و آخرت را اگرچه بظاهر دور مينمايد نزديك ميدانست و باز امام آژير خطر را براى دنياپرستان بصدا درمى‏آورد و ميفرمايد :

    ( من شما را از دنيا برحذر ميدارم كه در دهان دنياپرستان شيرين و در برابر ديدگانشان خرم است ، در شهوات پيچيده شده و با بهره‏هاى گذرايش خود را بدوستى ميزند ، درخشندگيش اندك است و آرزوهاى زيبا را بچشمها ميكشد و بفريبائى خود را زينت ميدهد ، شادمانيش پايدار نمى‏ماند و هيچكس از ناگواريهايش ايمن نيست ، فريبنده‏اى زيانبخش است ، گذرا و ناپايدار و نابود و ناماندگار است و شكمباره‏اى كه پيكرها را ميخورد و در شكم خود جاى ميدهد ) (43)اگر بخواهيم دنيا را از ديدگاه على بشناسيم كارى دراز و دشوار در پيش داريم و همه‏جا كتاب جاويد على از ناسازگارى دنيا و ناپايدارى آن سخن ميگويد و در اين باره بايد كتابها نوشت و روش على خود بزرگترين درسى است براى ما تا به زر و زيور و جاه و مقام آن فريفته نشويم و سير فرعون و هامان و قارون را نپيمائيم بلكه على‏وار باشيم و بگوئيم :

    ( اى دنيا ، ديگرى را فريب ده كه من سه‏بار ترا رها كرده‏ام و ديگر راه بازگشتى برايت نيست ) (44)

    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی