صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 45 , از مجموع 45

موضوع: واجب فراموش شده در اثبات وجوب دعا براي فرج امام زمان ارواحنافداه

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    4,851
    تشکر
    417
    مورد تشکر
    439 در 111
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    7-واجب شرعی و عقلی

    واجب شرعی عملی است که در قرآن و سنت پیامبر و امامان معصوم -

    ص: 19

    علیهم السلام، واجب شمرده شده است. دعا برای فرج، هم به حکم سنت و هم به حکم عقل واجب می باشد که در این رساله گوشه هایی از وجوب شرعی و عقلی آن آورده شده است.

    واجب عقلی عملی است که عقل انسان آن را لازم داند، مثلاً اگر در شرع اسلام به جا آوردن حج و عمره واجب شود، عقلِ مکلف، لازم می بیند که وسایل سفر را تهیه نماید، در این صورت خود حج و عمره، واجب شرعی و تهیه مقدمات آن ها واجب عقلی است، و نیز مانند خداشناسی، نیکی در مقابل نیکی، شکر در مقابل نعمت، پرهیز از ظلم و دروغ و ... که از احکام عقلی شمرده شده اند. ناگفته نماند که ممکن است شرع نیز بر طبق برخی از این دستورات عقلی، حکم کرده باشد، لذا فرموده اند: «کلما حکم به الشرع حکم به العقل و کلما حکم به العقل حکم به الشرع». وجوب دعا برای فرج امام زمان علیه السلام را، هم شرع و هم عقل به آن حکم می کنند.

    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #42

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    4,851
    تشکر
    417
    مورد تشکر
    439 در 111
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    8-واجب مولوی و ارشادی

    امری که از طرف یک مقام واجب الاطاعة مانند پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم یا امام معصوم علیه السلام یا منصوب از طرف آن ها مثل حضرت اباالفضل علیه السلام و مسلم بن عقیل علیه السلام، صادر شود، اگر مستقلاً از طرف خود او باشد، یعنی کاری را برحسب مصلحت واجب کند، آن امر، امر مولوی و امر ولایی، و آن واجب، واجب مولوی است.

    و اگر به عنوان هدایت و ارشاد به یک واجب دیگری باشد، آن امر و آن

    ص: 20

    واجب، ارشادی است، مثلاً اگر امام علیه السلام یا منصوب او مانند حضرت اباالفضل علیه السلام که فرمانده کل قوا در روز عاشورا بود، دستور نظم ارتش و فرمان حمله یا آتش بس دهد، این کار ها واجب مولوی است و اگر امر به نماز و روزه کند، امر او و ایجاب او را ارشادی نامند. دعا برای فرج به جهت روایاتی که امر به آن نموده اند هم واجب مولوی و هم واجب ارشادی می باشد.


    امضاء



  4. Top | #43

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    4,851
    تشکر
    417
    مورد تشکر
    439 در 111
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    9-واجب موسَّع و مضیَّق

    واجب موسّع عملی است که وقت به جا آوردن آن وسیع باشد و مکلف بتواند عمل را در یک پاره زمانی، هر وقت که دلش خواست یا توانست، انجام دهد، مانند نماز ظهر که وقتش از اول اذان ظهر تا مغرب است.

    واجب مضیّق عملی است که وقت آن، مشخص و دقیقاً به اندازۀ وقتی باشد که انجام آن عمل نیاز دارد، مانند روزه هر روز ماه رمضان که وقتش از صبح تا مغرب است و جلو و عقب انداختن آن شرعاً جایز نیست، و مانند قضای روزه ماه مبارک رمضان که به تعداد روزهای قضا شده به ماه رمضان آینده مانده است، در این صورت بر مکلف واجب و مضیّق می گردد که در این روزهای معدود قضای روزه های قبل را بجا آورد، و مانند نماز جمعه که باید اول ظهر جمعه در مدت گنجایش نماز متعارف انجام گیرد.

    دعا برای فرج هم واجب موسّع است و هم واجب مضیّق؛ واجب موسّع است به این معنا که مکلف در شبانه روز حداقل یک مرتبه باید به این واجب عمل نماید و واجب مضیّق است به این معنا که زمان و زمین به تنگ آمده و

    ص: 21

    نباید زمان و فرصت را از دست داد، بلکه باید شبانه روز دعا برای فرج امام عصر علیه السلام نمود.

    امضاء



  5. Top | #44

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    4,851
    تشکر
    417
    مورد تشکر
    439 در 111
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    10-واجب فوری و غیر فوری

    واجب فوری عملی است که باید فوری و بدون تأخیر انجام داد، مانند توبه بعد از گناه، یا نماز آیات بعد از زلزله، یا بدهی هایی که وقتشان رسیده و طلبکاران هم آن را مطالبه کرده اند. واجب غیر فوری در مقابل آنچه گفته شد اموری است که نیازمند عجله در بجا آوردن آن ها در اولین فرصت ممکن نیست و می توان در فرصتی دیگر به آن پرداخت، مانند نماز های روزانه ای که قضا شده و یا بدهی که صاحبش می گوید: هر وقت که دلت خواست پرداخت کن.

    امضاء



  6. Top | #45

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    4,851
    تشکر
    417
    مورد تشکر
    439 در 111
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    دعا برای فرج واجب فوری است به این معنا که هر مؤمنی باید از خدای تعالی هر روز طلب فرج و گشایش بکند و این واجب فوری را تأخیر نیندازد، لذا در دعاهای وارده برای آن حضرت طلب تعجیل شده است که خود دارای معنای «فوری»

    است، به عبارت واضح تر هرگاه مؤمن طلب ظهور و فرج را از خدای تعالی فوراً می خواهد خود نیز باید در دعا تعجیل کند و فوراً دعا نماید.

    ترک دعا برای فرج از گناهان کبیره است




    علمای دین پژوه، طبق آنچه از احادیث استفاده کرده اند، برای تشخیص گناهان کبیره، سه عنوان زیر را میزان قرار داده اند:

    اول- در متن روایات، اسم کبیره بر آن ها اطلاق شود.

    ص: 22

    دوم- در کتاب و سنت به مرتکب آن ها وعده عذاب و آتش داده شود.

    سوم- در نظر مسلمین و متدینین، بزرگ و کبیره محسوب شود.

    1- پر واضح است در روایات بیشماری امر به اطاعت و یاری کردن معصوم علیه السلام شده است که سرپیچی کننده از آن مرتکب گناه کبیره می گردد و از جمله موارد نصرت و یاری دعا برای فرج می باشد، چنانچه پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلم در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند:

    «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله والعن علی من ظلمه»(1)

    یعنی: «خداوندا! دوست بدار هرکس دوست بدارد علی علیه السلام را، و دشمن بدار هر کس که دشمنی کند با او و یاری کن هر کس که یاری دهد او را و خوار و زبون کن کسی را که او را رها کند و لعنت کن هر کس که به علی علیه السلام ظلم نماید.»

    پرواضح است که از مفهوم روایاتِ امر بر نصرتِ امیرالمؤمنین علیه السلام، اطلاق گناه کبیره بر یاری نکردن امیرالمؤمنین علیه السلام می شود.

    2- در روایت دیگری حضرت امام زین العابدین علیه السلام از حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلم روایت نموده که حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلم فرمود:

    «در بهشت سه درجه و در جهنّم سه درکه است، پس اعلی درجات بهشت مخصوص کسانی است که ما را با قلب خود دوست داشته و با زبان و دست

    ص: 23

    1- . احتجاج شیخ طبرسی، ترجمه و شرح غفاری، ج1، ص 230
    خود یاری کنند، و در درجه دوّم کسانی اند که ما را با قلب خود دوست داشته و با زبانشان یاری کنند، و در درجه سوّم کسانی اند که مارا فقط با قلب خود دوست داشته باشد.

    و در اسفل درک آتش کسانی اند که ما را با قلب دشمن داشته و در ظلم بر ما با زبان و دست خود یاری کنند، و در درک دوّم از آتش کسانی اند که دشمن دارند ما را با قلب خود و در ظلم بر ما با زبان خود یاری کنند، و در درک سوّم کسانی اند که ما را با قلب خود دشمن بدارند.»(1)

    3- در نزد مسلمین و مؤمنین یاری نکردن، نصرت ننمودن و تنها گذاشتن معصوم علیه السلام از گناهان کبیره است، لذا ترک نمودن "دعا برای فرج" که اقل مراتب و مصادیق یاری کردن امام زمان علیه السلام در دوران غیبت است، مصداق بارز یاری نکردن و مستلزم فراموشی امام زمان علیه السلام می باشد که گناهی است بس بزرگ و باعث از دست دادن حالت "انتظار" نیز می گردد که امری قلبی و وجوبی و از تبعات اصل امامت و ولایت است، لذا ترک کردن "دعا برای فرج" از گناهان کبیره محسوب می شود.

    پس یاری و نصرت معصوم علیه السلام واجب است و تارک آن به حکم هر سه مورد فوق مرتکب گناه کبیره شده است به این معنا که هر کس امام علیه السلام را یاری نکند و تنها گذارد مرتکب گناه کبیره شده است.

    ص: 24

    1- .المحاسن، ج1، ص173




    تقسیم دیگری از واجبات

    طبق تقسیم دیگری در علم کلام، حکم واجبات بر سه قسم تقسیم می شود:

    1-واجبات اعتقادی، یعنی هر مسلمان واجب است با الزامی عقلی به اصول دین معترف و معتقد باشد که در غیر صورت از دین خارج است.

    2-واجبات شرعی، یعنی هر مسلمان پس از قبول اصول دین باید به قوانین و فروع دین پایبند بوده و به دستورات آن عمل نماید.

    3-واجبات عرفی و اخلاقی، یعنی هر مسلمان لازم است به نکات عرفی و اخلاقی که در دین اسلام به آن ها سفارش شده توجه داشته باشد و آن ها را رعایت کند. در این باب می توان به رعایت شئون و عرفیات جامعه اسلامی اشاره کرد، مثل اینکه از رفتار و اعمالی که با شئون و عرفیات جامعه اسلامی منافات دارد پرهیز نمود، مانند حضور و ظهور زنان در جامعه که باید با حجاب اسلامی باشد. با این بیان لازم است که هر فردی شئونات اخلاقی را در جامعه اسلامی رعایت کند و به طور کلی یک سری بایدها و نبایدها در عرف اسلام وجود دارد که عدم رعایت آن ها با اسلام و مسلمانی سازگاری ندارد.

    "دعا برای فرج" داخل در این سه تقسیم فوق می باشد به این معنا که اعتقاد به وجود آن امام همام واجب است و شرعاً نیز انتظار آن حضرت واجب می باشد و از نظر عرف و اخلاق نیز یاد و زنده نگه داشتن ذکر آن حضرت واجب می باشد و غافل و فراموش کننده آن حضرت مذموم و مستحق عذاب است.

    ص: 25

    در این صورت همه این سه امر وجوبی در "دعا برای فرج" حاصل می شود. به عبارت واضح تر "دعا برای فرج" ایمان به وجود آن امام همام را تثبیت می کند و با دعا برای آن حضرت تکلیف انتظار جلوه گر می گردد و عرفاً و اخلاقاً نیز با دعای برای آن حضرت یاد و ذکر آن حضرت فراموش نشده و امر آن حضرت زنده نگه داشته می شود.

    امضاء



صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی