صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13

موضوع: هدف حیات زمینی آدم ملک، شیطان، هبوط

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,239
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,426
    مورد تشکر
    57,959 در 13,273
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    خداوند قبل از آن‌كه داستان آدم(ع) را مطرح بفرماید، می‌گوید: «كَیْفَ تَكْفُروُنَ بِالله»؛ ای آدم‌ها! چرا به خدا كفر می‌ورزید، در حالی كه مسیرتان این طور است كه «وَ كُنْتُمْ اَمْواتاً فَاَحْیاكُمْ»؛ در ابتدا نبودید، «امواتاً»؛ پس شما را حیات داد «فَاَحْیاكُم»؛ و به همین جهت است كه الآن موجود هستید. شما اكنون در مقام حیاتِ بعد از عدم هستید «ثُمَّ یُمیتُكُمْ»؛ بعد شما را می‌میراند «ثُمَّ اِلَیْهِ تُرْجَعُون»؛ بعد به سوی حق برمی‌گردید. شما چنین وسعتی در روی زمین و بعد از زندگی زمینی دارید. از عدم شروع شده‌اید نه این‌که از عدم به‌وجود آمده باشید. چون هیچ وقت «عدم» علتِ وجود نمی‌شود، ولی عدمِ شما قبل از شما بوده است. این ساختمان از عدم به وجود نیامده است، اما عدمِ آن قبل از خودش بود. می‌گوییم «نبود»، و «بود» شد، چون قبلاً بودنِ این ساختمان، نبود، نه این‌كه آجر و سیمان نبود. هیچ ‌چیز از عدم درست نمی‌شود. همه چیز را خدا خلق می‌كند، اما قبل از این‌كه باشید، شما نبودید. یعنی مبنای خلقتِ بدن شما، عالم ماده است، روحتان هم كه در عالَم معنا بوده است. پس شما از «هیچی» درست نشدید، اما قبل از این‌كه این‌گونه حیات انسانی را خدا به شما بدهد، از این نظر شما نبودید. گفت:
    ما نبودیم و تقاضامان نبود

    لطف او ناگفته ما می‌شنود

    و لذا وسعت خودت را فراموش نكن. تو «نبودی» و «بود» شدی و این بودنت با مرگِ این چنین بودن، به بودنی برتر تبدیل خواهد شد به نام «بودن برزخی»، و بعد از بودن برزخی به بودن رجوع الی‌الحق تبدیل می‌شود، یعنی «ثُمَّ اِلَیْهِ تُرْجَعُون»؛ تو موجودیتی با این وسعت داری، حال چطور به خدا كفر می‌ورزی؟ «كَیْفَ تَكْفُروُن»؛ چرا وسعت خودت را فراموش می‌كنی؟ به این همه وسعت چگونه كفر می‌ورزی؟

    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,239
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,426
    مورد تشکر
    57,959 در 13,273
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    عالَم در خدمت انسان

    بعد در ادامة آن در سوره بقره آیه 29، خداوند خود را معرفی می‌كند و می‌فرماید: «هَوَ الَّذی خَلَقَ لَكُمْ مَا فِی الْاَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ اسْتَوی اِلَی السَّماءِ فَسَوَّیهُنَّ سَبْعَ سَمَواتٍ، وَ هُوَ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیــمٌ»
    او خدایی است كه كلّ آنچه در زمین است را برای شما آفرید، سپس بر آسمان، حاكمیت خود را اِعمال كرد و هفت آسمان را به اعتدال كشاند، و او به هر چیزی آگاه است.
    شما به خدایی دارید كفر می‌ورزید كه اوّلاً: خلقت هستی در قبضه اوست، ثانیاً: «هَوَ الَّذی خَلَقَ لَكُمْ مَا فِی الأرْضِ جَمیعاً» آسمان و زمین را برای شما آفریده است. آن وقت در مهد آسمان و زمین كه برایتان آفریده است، آیا كفر ورزیدن منطقی است و یا برعكس، باید با پذیرفتن دستورات دین با نظام هستی هماهنگ شوید و به مقصد برسید؟
    در واقع می‌فرماید در نظام تكوین، یعنی در نظام هستی، شرایط پروریدن شما را اراده كرده‌ام و در نظام تشریع، یعنی از طریق نبوت كه باید با اختیار خود آن را انتخاب كنید، شرایط اصلاح شما را تشریع نموده‌ام، حالا چه شده است كه به شریعت پشت كرده‌اید؟ به عنوان مثال: ما برای كسی خانه‌ای می‌سازیم كه برود در آن‌جا به نحوة صحیح و به كمك قواعد و احكام مطمئن زندگی كند، حالا كه خانه ساخته شد، اگر نرود در آن خانه زندگی كند، بلكه بیاید بیرون از خانه، بنشیند و زار زار گریه كند كه چرا مشكل دارم. می‌گوییم این خانه را برای تو ساختیم كه در آن زندگی كنی و از این مشكلات آزاد شوی، خودت با رعایت قواعد حضور در این خانه، با اراده و انتخاب خود از این مشكلات رهایی یابی، چرا از این خانه استفاده نمی‌کنی و یا چرا قواعد حضور در این خانه را رعایت نمی‌کنی؟ چنین كسی مثل انسانی است كه در نظام الهی، خود را به معنی تشریعی - و نه تكوینی- از متن خلقتِ خود و خلقت عالَم، خارج كرده است، یعنی در نظام هستی، برخلاف اراده تشریعی خداوند اراده كرده است. قرآن می‌فرماید: این خدایی كه ما می‌گوییم چرا به او كفر می‌ورزید، خدایی است كه «خَلَقَ لَكُمْ مَا فِی الْاَرْضِ جَمِیعاً»؛ همة آنچه را در زمین است برای شما آفرید تا به مقاصد عالیه برسید، حالا چرا زمین و زندگی زمینی كه باید وسیله كمال شما باشد، مقصد شما شده است، مگر شما زمینی بوده‌اید كه این چنین زمین را چسبیده‌اید؟

    امضاء

  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,239
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,426
    مورد تشکر
    57,959 در 13,273
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    چنانچه در این آیه دقت كنید، متوجه اهمیت بحث «خَلَقَ لَكُم» می‌شوید كه می‌گوید، آسمان و زمین را برای شما آفریدم. چون بعد از این‌كه می‌فرماید: «خَلَقَ لَكُمْ مَا فِی الْاَرْضِ جَمِیعاً» می‌فرماید: «ثُمَّ اسْتَوی اِلَی السَّماءِ فَسَوَّیهُنَّ سَبْعَ سَمَواتٍ»، سپس به آسمان پرداخت، یعنی آسمان‌ها را برای شما متعادل كرد. حالا اگر در متن آسمان و زمین كه برای تو آفریده است كفر بورزی و از آن استفاده نكنی - در حالی كه تو برای آسمان و زمین نیستی، بلكه آسمان و زمین برای توست- ببین چه خطای بزرگی كرده‌‌ای! اگر كسی دوچرخه‌اش را به عنوان وسیله ببیند، به وسیله آن می‌خواهد به جایی برسد، ولی اگر او برای دوچرخه باشد، می‌خواهد دوچرخه را به جایی برساند، آن وقت دوچرخه را زینت می‌كند و مشغول آن می‌شود. عده‌ای از افراد آجر و سیمانِ طبیعت را به جایی می‌رسانند، عده‌ای آسمان و زمین را در خدمت خود قرار می‌دهند تا به جایی برسند.
    با جمله «خَلَقَ لَكُم» می‌فرماید: ای آدم مواظب باش در زمین معنی خودت را گم نكنی، كه آسمان و زمین برای توست. حالا اگر شما به این شكل موضع‌گیری كنید كه جهان برای شماست، دیگر چطور راضی خواهید شد كه شما برای این آجر و سیمان و فرش باشید؟ دیگر ما حاضر نیستیم در اختیار آن‌ها قرار گیریم، بلكه آن‌ها را در اختیار اهداف بلند خود قرار می‌دهیم و مواظب هستیم این دنیا، هدف ما نشود، وگرنه تفسیر صحیحی که باید از خود داشته باشیم را، فراموش كرده‌ایم. اگر دنیا در خدمت ما باشد، ما دیگر به جای این‌كه دنیا را بخواهیم، از طریق استفاده از دنیا، غیر دنیا را می‌خواهیم.
    اگر دنیا را بخواهیم، دنیا در خدمت ما نیست، ما در خدمت دنیا هستیم. اگر دائماً دنیا را برای خود آرایش دادیم، همان بلایی می‌شود كه غرب از طریق رنسانس، با پشت كردن به دین، برای خود به وجود آورد. تمدن غرب یعنی دنیا مقصد و مقصود انسان ‌شد، و این‌جاست كه آیه 29 سوره بقره ما را متذكر می‌شود كه ای انسان‌ها! حواستان كجاست؟ «خَلَقَ لَكُمْ مَا فِی الْاَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ اسْتَوی اِلَی السَّماءِ»؛ خداوند همة آنچه در زمین است را برای شما خلق، سپس با احاطه بر آسمان، نظام عالم را برای شما آماده كرد.
    در این‌جا سخنان علامه طباطبایی(ره) را ابتدا در تفسیر آیة فوق بیان می‌كنیم و سپس حول آن عرایضی مطرح خواهد شد.
    خداوند خطاب به آدم فرمود: «و شما را جانشین خود در زمین قرار دادم و ملائكه را به سجده بر شما وادار نمودم، و خلاصه ای انسان! شأن تو با این سعة وجودی و این شرایط رشدی كه برایت فراهم شد، شأن كفر ورزیدن نیست و نبود».(7)
    حال بعد از این كه متوجه شدید خداوند به آسمان هم پرداخت، تا زمین را تدبیر كند و زمین هم برای انسان است، می‌خواهد در آیات بعدی فلسفه وجودی انسان را در زمین مطرح بفرماید و موضوع را از این‌جا شروع كند كه:
    «وَ اِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ اِنّی جاعِلٌ فِی الْاَرْضِ خَلیفَةً»، که بحث آن خواهد آمد.


    امضاء

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی