صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 57 , از مجموع 57

موضوع: تار و پود عاشقی : چگونگى تعامل همسران با یكديگر، خانواده ها، خويشاوندان و دوستان

  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    1,784
    صلوات
    1228
    دلنوشته
    4
    صلی الله علیک یا سید الشهدا
    تشکر
    434
    مورد تشکر
    637 در 163
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    چگونگی مواجهه با والدین وابسته پرور
    اشاره

    گونۀ سومِ مواجهۀ پدر و مادرها، رفتار «حمایتیِ وابسته پرور» است که در آن، والدین برخلاف گونۀ قبلی، از فرزندان خود به طور کامل حمایت می کنند. این والدین سختی هایی را که زندگی برای فرزندشان به وجود می آورد، به جان می خرند و صرفاً شیرینی های زندگی را در اختیارش قرار می دهند. این کار، گاهی از روی دلسوزی است و گاهی به این دلیل که فرزندشان را آمادۀ مواجهه با سختی ها نمی بینند. این فرزندان، برخلاف فرزندان گروه قبلی، کمترین زمینه را برای حفظ استقلال در اختیار دارند.
    ص: 40


    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    1,784
    صلوات
    1228
    دلنوشته
    4
    صلی الله علیک یا سید الشهدا
    تشکر
    434
    مورد تشکر
    637 در 163
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    فرزندان

    این گروه، دچار آسیب های جدی در فرایند اجتماعی شدن
    (1) هستند؛ به طوری که توقعات زیادی از دیگران دارند و زیرِبار مسئولیت های خودشان نمی روند. اگر شما یکی از این افراد باشید و احیاناً قبول کنید که به تغییر نیاز دارید، باید این الگوهای فکری و رفتاری را که در ادامه می آید، پیگیری کنید:
    1. پذیرش سختی ها
    باید این واقعیت را بپذیرید که زندگی سختی های زیادی داشته و والدین شما نگذاشته اند آن ها را تجربه کنید. قطعاً دیر یا زود با سختی های بیشتر و البته پیچیده تری روبه رو خواهید شد که خانواده ممکن است نتواند در آن موقعیت ها به شما کمک کند؛ بنابراین لازم است از الان خود را آمادۀ پذیرش این سختی ها کنید. علاوه براین، توجه داشته باشید که استقلال و پیشرفت و تجربۀ انسان در دلِ همین سختی ها به دست می آید و لذت های زندگی نیز در پسِ این سختی ها به مراتب شیرین تر خواهد شد.
    شما باید «مواجهۀ مستقیم اجتماعی» را تجربه کنید و از والدینتان بخواهید در سختی ها کمی از حمایتتان دست بکشند تا بتوانید خودتان مشکلات را تجربه کنید. در این مواقع، تلاش کنید راه حلی برای مشکلتان بیابید و آن را به نحوی شایسته حل کنید.
    ص: 41

    1- به شکل گیری خصوصیات و رفتار فرد تحت تأثیر آموزش هایی که محیط اجتماعی فراهم می کند، «Socialization» گویند.


    امضاء


  4. Top | #53

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    1,784
    صلوات
    1228
    دلنوشته
    4
    صلی الله علیک یا سید الشهدا
    تشکر
    434
    مورد تشکر
    637 در 163
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    2. پرهیز از دریافت حمایت های والدین

    به هر بهانۀ ممکن، از حمایت والدینتان دور شوید؛ مثلاً اگر می خواهند خرید مایحتاج خانۀ شما را برعهده بگیرند، مودّبانه به آن ها بگویید: «برای من زشت است پدر و مادرم نیاز خانه ام را تأمین کنند.» اگر گفتند: «ما آنچه لازم بوده است، خریده ایم. بیا خودت ببر که جلوی همسرت زشت نباشد»، بااحترام بگویید که منظورتان این است که برای شخص شما زشت است؛ چون شما مرد شده اید. اگر مادرتان می خواهد هرچند روز یک بار، برای تمیز کاری و رسیدگی به کارهای خانۀ شما، پیشتان بیاید، قبل از آمدنش همه چیز را مرتب کنید و بگویید: «لطفاً دست به چیزی نزنید تا خودم مرتبشان کنم. من دیگر خودم یک زن هستم، مثل شما.»


    امضاء


  5. Top | #54

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    1,784
    صلوات
    1228
    دلنوشته
    4
    صلی الله علیک یا سید الشهدا
    تشکر
    434
    مورد تشکر
    637 در 163
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    3. پیش دستی در حمایت از والدین

    پیش از اینکه والدینتان کارهای حمایتی را آغاز کنند، شما پیش قدم شوید. می توانید بعد از ازدواجتان به پدر و مادرتان کمک کنید و طوری از خودتان شایستگی نشان دهید که آن ها را به تعجب وادار کنید. وقتی شما با لیاقت عمل کنید و نشان دهید که می خواهید یا می توانید بخشی از کارهای خانۀ پدری تان را هم برعهده بگیرید، زمینۀ خوبی را برای استقلال خودتان فراهم کرده اید. در این صورت، کمک های آن ها نوعی همدلی و همکاری محسوب می شود و وابسته پروری نیست.
    ص: 42

    امضاء


  6. Top | #55

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    1,784
    صلوات
    1228
    دلنوشته
    4
    صلی الله علیک یا سید الشهدا
    تشکر
    434
    مورد تشکر
    637 در 163
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    چگونگی مواجهه با والدین حمایتگرِ استقلال بخش

    گونۀ چهارم ارتباط والدین با فرزندان، یعنی رفتار «حمایتیِ استقلال بخش»، شامل حمایت های عاطفی و فکری و حتی مالیِ سنجیده است؛ به طوری که به تدریج به استقلال فرزندان منتهی شود. پدر و مادرهایی که محبت و عواطف خود را مدیریت کرده و خیلی از کارها را برای فرزندشان انجام نمی دهند، بسیار عاقلانه رفتار کرده و شایستۀ تقدیرند؛ چون سعی می کنند فرزندشان رفاه زده و وابسته بار نیاید تا بتواند روی پای خودش بایستد. این کار ممکن است در ابتدا باعث ذهنیت منفی و دلخوری فرزندان شود، اما آن ها باید بدانند که این روش برای استقلالشان بسیار سودمند است.در
    این مواقع، فرزند نباید حمایت های والدین را وظیفۀ آن ها بداند؛ بلکه باید قدرشناس بوده و به گونه های مختلف، درصدد جبران این حمایت ها برآید؛ مثلاً با مشورت کردن با آن ها سعی کند ضریب خطا و شکست خود و نارضایتی آن ها را کاهش داده و اعتماد والدین به خودش را تقویت کند. ازطرفی باید مراقب باشد که به حمایت آن ها عادت نکند و توقع ادامه و افزایش آن را نداشته باشد تا باعث وابستگی اش نشود و خود نیز تلاش کند و خلاقیت فکری داشته باشد.


    امضاء


  7. Top | #56

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    1,784
    صلوات
    1228
    دلنوشته
    4
    صلی الله علیک یا سید الشهدا
    تشکر
    434
    مورد تشکر
    637 در 163
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    خانۀ پدری یا مسکن مستقل؟

    اگر پسری در نظر دارد پس از ازدواج در خانۀ پدری زندگی کند، الزاماً در جلسات خواستگاری باید این مطلب را بگوید. اگر دختر نیز به دلایلی، به دنبال زندگی مستقل است و به هیچ وجه زندگی با خانوادۀ همسر
    ص: 43
    را نمی پسندد، باید این مطلب را در جلسۀ خواستگاری بیان کند. چنانچه این بحث ها در جلسات خواستگاری مطرح نشود، اگرچه از نظر حقوقی، تأمین و تعیین مسکن با مرد است، باز هم بهتر است در این زمینه، نه دختر و نه پسر، بر خواستۀ خود اصرار نکنند و متناسب با موقعیت خویش و ضمن درنظرگرفتن مطالب پیشِ رو به تفاهم برسند:
    * در ابتدای زندگی که احتمالاً شرایط اقتصادی پسر مناسب نیست، زندگی در خانۀ پدری بسیاری از هزینه های زوج را کاهش خواهد داد: هزینه های مهمی مثل اجاره بها و هزینه های تعمیر و نگه داری منزل و برخی هزینه های جاری. علاوه براین سختی های اجاره نشین بودن، مثل تمدید مدت اجاره و اضافه شدن اجاره بها، بداخلاقی و ایرادگیری های احتمالی صاحب خانه ها، جابه جایی های هرساله، هزینه های نقل مکان و تخریب وسایل جهیزیه بر اثر اثاث کشی، نگرانی های مهمی است که معمولاً با بودن در خانۀ پدری موضوعیت پیدا نمی کند.
    * خانه محلی برای آرامش است؛ بنابراین اگر برای تشکیل زندگیِ مشترک، بین سکونت در خانۀ پدری یا خانۀ مستقل مردّد مانده اید، تنها ملاکتان آرامش باشد. در این زمینه، صرفاً به جنبه های اقتصادی آن فکر نکنید؛ بلکه بسنجید در کدام محل، آرامش بیشتری خواهید داشت! آرامش شما در گروِ استقلال شماست و مَسکن، مولّفه ای مهم برای استقلال است؛ پس به شرطی خانۀ پدری مناسب است که به استقلال شما آسیب نزند.

    امضاء


  8. Top | #57

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2020
    شماره عضویت
    13875
    نوشته
    1,784
    صلوات
    1228
    دلنوشته
    4
    صلی الله علیک یا سید الشهدا
    تشکر
    434
    مورد تشکر
    637 در 163
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    * حفظ حرمت پدر و مادر واجب است. گاهی ممکن است ماندن در خانۀ پدر، درگیری ها و مشکلاتی را پیش بیاورد که آرامش شما و همسر و والدینتان را تهدید کند. دراین باره بسیار سنجیده عمل کنید. قبل از هر اقدامی، ظرفیت همسر و خانوادۀ خود را به درستی بسنجید تا رنجشی پیش نیاید و حرمتی شکسته نشود. گاهی افراد به سبب دلتنگیِ والدین، از زندگی در خانۀ مستقل صرفِ نظر می کنند؛ ولی بعد از گذشت چند سال، به خاطر حفظ حرمت آن ها مجبور به ترکشان می شوند.
    * اگر در خانۀ پدری زندگی می کنید، بهتر است سهم خودتان را از هزینه های مشترک بپردازید. اصلاً نگاه دائمی به این خانه نداشته باشید؛ حتی اگر از بودن در آن، کاملاً احساس رضایت دارید. چنین نگاهی شما را از توانمندی مالی و استقلال اقتصادی در آینده دور می کند.
    * نکند به علت نداشتنِ اعتمادبه نفس، ترجیح دهید که در خانۀ پدر و مادرتان زندگی کنید! گاهی زوجین به سبب ناتوانی در تأمین نیازهای عادی خانه که تا قبل از ازدواج، برعهدۀ پدر و مادرشان بوده است، تصمیم به چنین اقدامی می گیرند یا احساس می کنند به خوبی از پسِ حوادث و مشکلات احتمالی که ممکن است برای هر خانواده ای پیش آید، برنخواهند آمد. هراس از چنین وقایعی و درنتیجه، اصرار بر ماندن در خانۀ پدر، چه از جانب والدین باشد و چه از جانب فرزندان، بسیار نابجا و خطرناک است.به کارهای جزئی بپردازید تا کم کم خودکارآمد شوید. مهم این است که شما مسئولیت را برعهده بگیرید، نه اینکه بی خیال باشید یا ندانید چه باید کرد! درهرحال، وقتی مسئولیت را برعهده گرفتید، راهی برای آن پیدا خواهید کرد: یا خودتان دست به کار می شوید یا از فرد دیگری کمک خواهید گرفت.
    ص: 45
    * گاهی برخلاف نکته های پیش گفته، شما به دلایلی مانند ازدنیارفتن پدر یا مادر یا ناتوانی یا کهولت آن ها، وظیفۀ خود می دانید که در خانۀ پدری تان زندگی کنید. اگر پیش از ازدواج، این موضوع را با همسر آیندۀ خود مطرح نکرده اید، باید بتوانید او را با زبان خوش متقاعد کرده و با خود همراه سازید. اگر این همراهی اتفاق نیفتاد، از فرد فهمیده و باتجربه ای که شما و همسرتان به او اعتماد دارید، کمک بگیرید؛ ضمناً تلاش کنید حمایت هایتان از والدین به گونه ای باشد که تدریجاً وابستگی آن ها به شما کمتر شود.
    (1)
    * گاهی خانۀ مشترک به گونه ای است که حمام آن نیز مشترک است یا اتاق های آن بسیار به هم نزدیک است. چنین وضعیتی بسیار مشکل آفرین است و این مشکلات، بیش ازهمه باعث تشدید نارضایتی می شود؛ چون به علت محدودیت های موجود،
    ص: 46

    1- پسری نزد من آمده بود و می گفت دختری را عقد کرده است و می خواهد مراسم عروسی برپا کند؛ اما مادر پیر هفتادساله ای دارد که بسیار به او وابسته است و نمی تواند او را دل شکسته رها کند و زندگی مستقلی تشکیل دهد. به او گفتم که چون فاصله سِنّی مادرش با همسرش زیاد است، این وضعیت ممکن است برای هردوی آن ها مشکل آفرین باشد؛ بنابراین باید به دنبال بهانه ای باشد تا از مادرش جدا شود. از او پرسیدم که خانه شان چه وضعی دارد؟ پاسخ داد: «بسیار قدیمی است و باید از نو ساخته شود.» گفتم: «اگر اکنون مادرت از رفتن تو دل شکسته می شود، ممکن است بعدها به خاطر مشکلاتی که پیش خواهد آمد، بیش ازپیش رنجیده شود؛ ازاین رو، اینکه خانه تان باید دوباره ساخته شود، بهترین بهانه است. این موضوع را با خواهر و برادرهایت نیز درمیان بگذار. مادر را به یکی از خواهرها که واحد مسکونیِ اضافه دارد، بسپار و هم زمان با ساخت وساز خانه، مراسم عروسی را برگزار کن. در چنین حالتی، اوضاع از هر نظر برای استقلال تو و همسرت آماده است؛ البته هوای مادرت را هم داشته باش؛ مثلاً با همسرت توافق کن که روزهایی از هفته و حتی گاهی اوقات، شبی را نزد مادرت بمانی.»
    زن و مرد، بهرۀ کمتری از روابط عاشقانه و لذّت های عاطفی در زندگی مشترک می برند؛ درنتیجه، زمینۀ ناسازگاری شان به وجود آمده و این امر، سبب بروز ناراحتی های دیگری بین زن و شوهر می شود.
    (1)
    * گاهی خانوادۀ دختر، به دامادشان پیشنهاد می کنند که زندگی را در کنار آن ها آغاز کند. اگر هیچ گونه امکانی برای تهیۀ مسکن به نحوی دیگر نباشد، می توانید از این راه استفاده کنید؛ اما در نظر بگیرید که این مسئله هرچند کمک مالیِ مناسبی در ابتدای زندگی است، درعین حال ممکن است به همان میزان، استقلال و عزتِ نفس شما را نیز تهدید کند؛ پس به غیراز مواقع خاص، بهتر است از پذیرفتن این پیشنهاد صرفِ نظر کنید. البته این موقعیت خاص ممکن است مربوط به نیاز ضروری خانوادۀ عروس نیز باشد و در این صورت، مشروط به این است که خاطرجمع باشید فضای فرهنگی و ارتباطی آن ها به گونه ای است که می توانید در کنار هم زندگی کنید و تنش خاصی در زندگی تان ایجاد نمی شود.
    ص: 47

    1- پسری به من مراجعه کرد و انواع مشکلات با همسرش را برای من برشمرد. از او خواستم که خانه شان را برایم توصیف کند. او گفت که از اول زندگی، همراه با والدینش در خانه ای زندگی می کنند که حمام آن مشترک است. گفتم: «بااین اوصاف، هیچ وقت فرصتی برای همسرت نبوده است که انتظارات تو را برآورده کند. طبیعی است که این زن دل مرده باشد و حتی به ظاهر خودش نیز توجّهی نداشته باشد.» به او توصیه کردم که حتی اگر مجبور به گرفتن قرض و وام هم باشد، حتماً یک اتاق اجاره ای برای خود و همسرش فراهم کند و مطمئنش کردم که در این صورت، بسیاری از مشکلاتشان حل خواهد شد. توجه داشته باشید که این کار به معنای بُریدن از پدر و مادر و کم توجّهی به آنان نیست. این پسر می تواند نزدیک به آن ها منزلی اجاره کند که هم از زندگی خود، بهرۀ بیشتری ببرد و هم به والدین خود به اندازۀ لازم توجه کند. او همین کار را کرد و خوشبختانه مشکلات پیچیدۀ زندگی اش، یکی پس از دیگری حل شد و حالا احساس رضایت و خوشبختی دارد.
    معایب:
    - زمینه سازی دخالت والدین
    - محدودیت در روابط عاشقانه
    - زمینۀ بیشتر برای تنش
    - تأخیر در کسب استقلال
    مزایا:
    - کمک به والدین و حمایت از آن ها
    - رهایی از دغدغه های اجاره نشینی
    - کاهش هزینه های زندگی
    - آسیب ندیدن جهیزیه
    ترازوی آرامش؛ حفظ حرمت والدین و رفاه همسر
    ص: 48
    ب. شیوه های تعامل با خانواده ها
    رسیدگی به خانواده ها
    اشاره
    حفظ حقوق والدین و رعایت احترام آن ها مربوط به همۀ زمان هاست. شما قبل و بعد از ازدواج، فرزند خانوادۀ پدری تان هستید و همسرتان هم فرزند خانواده اش است؛ بنابراین از همسرتان نخواهید از انجام وظایفش در قبال پدر و مادرش کوتاهی کند؛ همان طور که خود نیز نباید چنین کنید. «ارج نهادن به والدین نشانۀ حیات عاطفی و رشد عقلی و وظیفه شناسی در قبال یک عمر زحمت و جان فشانی و رنج کشیدن های بی توقع و بدونِ چشمداشت آنان است».
    (1)
    ازطرفی هم، مواظب باشید رسیدگی به والدین، شما را از وظایف همسری تان دور نکند. دربارۀ رسیدگی به خانواده ها چند زمینۀ آسیب زا وجود دارد:
    1. کم توجهی
    ارتباط همسران جوان نباید به گونه ای باشد که به پدر و مادر، کم توجهی یا بی توجهی شود. این گونه رفتارها باعث می شود پدر و مادر به همسر فرزندشان حساس شوند؛ مثلاً مادری که می بیند قبلاً پسرش هروقت به مسافرت می رفته یا به دلایل مختلف از او دور می شده، مرتب تماس می گرفته است و حالا هرچند روز یک بار تماس
    ص: 49

    1- جواد محدثی، راه زندگی: الفبای سعادت خانواده، ص16.
    می گیرد، درحالی که هرروز باهمسرش در تماس است، احساس می کند وجود این خانم، عامل بی توجهی به او شده است. همین عامل به خودیِ خود، زمینۀ نگرانی بین مادر و همسر را فراهم می آورد که برای زندگی آسیب زاست.
    به طورخاص،
    فرزندانِ افراد سال خورده باید مواظب باشند که بعد از ازدواج، به والدین خود بی مِهری نکنند؛ چراکه آن ها احساس ناایمنی و اضطراب و حقارت خواهند کرد و ازطرف دیگر باید مراقب باشند حمایت بیش ازحد، احساس اتکا و وابستگی آن ها را تشدید می کند. همچنین نباید توجه به پدر و مادر موجب کم توجهی به همسر شود.
    غالباً بچه ها به مادر خود نزدیک ترند و احساسی که مادر از دوری فرزند یا ازدواج او تجربه می کند، باعث می شود تا در مدت زمانی که هنوز به این جدایی عادت نکرده اند، بهانه جویی کند و همین امر، زمینۀ اختلاف شود. راه حل این مسئله نیز چیزی جز تحمل این دوران و گذشت زمان نیست.
    2. رفتار حسادت برانگیز
    مادر برای فرزند در هر دورۀ سنی زحمات زیادی می کشد تا بزرگ شود و بتواند روی پای خود بایستد. زمانی که دیگر وقت ثمردهی و جبران آن زحمات می رسد، خانمی از راه رسیده و با ازدواج با فرزند، توجهات و رسیدگی های آن پسر را معطوفِ خود می کند. طبیعی است که در این شرایط زمینۀ بروز ناراحتی هایی از جانب مادر فراهم می شود. پسری که تا قبل از ازدواج، همۀ همّ و غمش به مادر تعلّق داشت یا هنگام مسافرت روزی چندبار به مادر زنگ می زد، اکنون که ازدواج کرده است، به گونۀ دیگری عمل می کند. به طور طبیعی اگر دختر در این زمینه، توجّه و دقّت لازم را نداشته باشد،
    ص: 50
    حضورش می تواند تنش های زیادی را برای مادرِ همسرش به وجود بیاورد.
    ازطرفی دختر با هزار امید به پسر بله می گوید و با او ازدواج می کند و انتظار دارد محبت هایی که تا امروز از پدر و مادر دریافت کرده است، در رفتار همسرش هم ببیند. ازسوی دیگر، باورِ غلطی در برخی از دختران هست که توجه همسر به خانواده اش، به معنای بی توجهی به آن هاست و این باور، آنان را به مقابله با خانوادۀ شوهر وامی دارد؛ همین امر باعث می شود که از آغاز زندگیِ مشترک، آگاهانه یا ناآگاهانه طوری رفتار کنند که مرد از خانواده اش فاصله بگیرد.
    بعد از ازدواج، اگر هنوز توجه و ذهن پسر درگیر پدر و مادرش باشد، زمینه های ناراحتی برای دختر فراهم می آید؛ ازاین رو باید مراقب باشد که رفتار خود را با والدین و همسرش درست مدیریت کند. طبیعی است توجه یا ابراز محبت شدید به یکی از طرفین، مثلاً از مادر جلوی همسر یا برعکس زیاد تعریف و تمجید کند، باعث حساسیت و گاهی حسادت طرف مقابل می شود.
    3. دخالت های بیجا در ارتباط همسر با خانواده اش
    در سطح بهتر، زن یا شوهر باید تسهیل کنندۀ رابطۀ همسر خود با خانواده اش باشد. همچنان که ما به حریم شخصی همسرمان توجه می کنیم، باید به حریم خانوادگی او نیز توجه داشته باشیم؛ مثلاً رابطۀ زن با برادرش یا رابطۀ مرد با مادرش در محدودۀ حریم خانوادگی آن هاست و درعینِ صمیمیت و یگانگی، هیچ یک از زوجین حقّ
    ص: 51
    مداخله یا تجسّس در این روابط را ندارند؛ بلکه هر نفر باید به دیگری کمک کند تا بتواند با والدین یا خواهر و برادرانش ارتباط بهتری برقرار کند. البته اگر رابطۀ هریک از همسران با خانوادۀ خودش، به زندگی مستقلشان لطمه وارد می کند، در درجۀ نخست، باید این رابطه مدیریت شود و حتی المقدور تعارضات کم شود. در این وضعیت، بهتر است با مراجعه به بزرگ ترها و افراد مجرّب، تعارض ها بررسی شود. چه بسا رفتارهای غلط یا خامِ یکی از زوجین باعث این تعارض ها شده است!
    به طور نمونه، فردی احساس می کند همسرش هروقت نزد خانوادۀ خود می رود، توقعاتِ بیشتری از او دارد یا از او دلسرد می شود؛ بنابراین اولین چیزی که به ذهن این فرد می رسد، این است که رابطۀ همسرش با آن ها را کنترل کند. این بهترین تصمیم نیست؛ چراکه این موضوع اساساً می تواند دو علت داشته باشد: یا آنکه رفتار او با همسرش واقعاً غلط است و والدین همسرش نکته ا ی درست را به فرزندشان گوشزدکرده اند یا توقعات بیش ازاندازۀ خودشان را به این زندگی نیز تسرّی داده اند. طبیعی است که خود فرد به پذیرشِ بخش دوم، متمایل تر است و ایراد را از خودش نمی داند؛ بنابراین مشورت با بزرگ ترهای باتجربه و عاقل و بی طرف، کمک می کند که این مسئله را برای انسان روشن شود.
    به هرحال، چنانچه معلوم شد ایراد از خودِ اوست، باید به دنبال اصلاح خود باشد و اگر معلوم شد که رابطۀ همسرش با خانواده اش رابطه ای مخرب است و اصلاح شدنی نیست، ضمن حفظ احترام به والدین و جلوگیری از قطعِ رحم، این رابطه را مدیریت کند. یکی از راه ها این است که بیشترِ ملاقات های خانوادگی را با همدیگر انجام دهند
    ص: 52
    یا اینکه در فضاهای رسمی همدیگر را ملاقات کنند یا ملاقات هایشان کوتاه باشد تا زمینۀ صحبت های مخرب کمتر پیش آید.
    تعاملات مالی با خانواده ها
    اشاره
    تعاملات مالی با خانواده ها را می توان در سه حالت دسته بندی کرد: 1. کمک والدین به فرزندان؛ 2. کمک فرزندان به والدین؛ 3. مشارکت مالی با خانواده ها.
    1. کمک والدین به فرزندان
    اشاره
    جوان نباید از دیگران انتظار کمک داشته باشد؛ چراکه به استقلال او ضربه خواهد زد. ازطرفی نباید کمکِ والدین را نیز وظیفۀ همیشگیِ آن ها بداند؛ بلکه باید آن را لطفی بداند که درصورت امکان و تمایل والدین، شامل حالش خواهد شد. به همین دلیل، کمک به زوج های جوان باید به گونه ای باشد که توقعی در آن ها ایجاد نکند. هر زندگی نوپا، به حد معقول و مطلوبی از استقلال و کارآمدی و عزت نفس نیاز دارد که کمک های مالی نادرست دیگران می تواند به این مؤلفه ها آسیب بزند.
    پدر و مادر دانا هیچ گاه با کمک های مالیِ مستقیم، فرزندانشان را وابسته نکرده و زندگی فرزند را به زندگی خودشان گره نمی زنند. آن ها تلاش می کنند کمک هایشان، نامحسوس و نامنظم باشد که لطف مستمر به حقِ مُسلّم تبدیل نشود.
    ص: 53
    مهم ترین نکته این است که شما نباید به طورخاص برای هزینه های جاری زندگی خود، روی حمایت والدین حساب کنید؛ مگر اینکه تواناییِ انجام هیچ نوع اشتغال و فعالیت اقتصادی را نداشته باشید که در این صورت، بهتر است مستمریِ مشخصی، ازطرف پدر اختصاص یابد و زمانِ پایان آن نیز روشن باشد؛ البته بهتر آن است که والدین، این مستمری را برای کاری قرار دهند که موجب تجربه اندوزی و مهارت آموزی شما شود.
    استغنا
    محور مهمی که در تعاملات مالی با خانواده باید در نظر داشته باشید، این است که هر میزان خودتان را از دیگران بی نیاز کنید، به همان میزان توانمند و مستقل خواهید شد. این قاعده را به خاطر داشته باشید که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: «مَنِ اسْتَغْنَى اَغْناهُ اللهُ.»
    (1) (کسی که اظهار بی نیازی کند، خداوند بی نیازش می کند.) در واقع، بی نیازی و غِنا یک انتخاب است. شما می توانید خودتان را بی نیاز کنید. راهش این است که احساس نیازمندی به دیگران را از خودتان دور کنید. وقتی یاد گرفتید که خودتان باید نیازهایتان را برطرف کنید و نیازمند کمک دیگران نباشید، در واقع بی نیاز شده اید. در این موقعیت یاد می گیرید به اندازۀ نیازهای خودتان تلاش کنید؛ نه اینکه مقداری تلاش کنید و برای برطرف کردن باقی نیازهایتان، به امید کمک دیگران باشید.
    ص: 54

    1- محمدبن یعقوب کلینی رازی، الاصول من الكافی، ج 3، ص356.
    یکی از صحابۀ رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که فقر و تنگدستی بر او چیره شده بود، با مشورت و پیشنهاد همسرش تصمیم گرفت وضع خود را برای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شرح دهد و از آن حضرت پولی دریافت کند. با همین نیت نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رفت؛ ولی قبل از آنکه حاجت خود را بگوید، این جمله را از زبان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شنید: «هرکس از ما کمکی بخواهد، ما به او اعطا می کنیم؛ ولی اگر کسی بی نیازی بورزد [و دست حاجت پیش مخلوقی دراز نکند]، خداوند او را بی نیاز خواهد کرد.» با خود اندیشید که مقصود پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) او بوده است؛ بنابراین بدونِ اینکه چیزی به آن حضرت بگوید، به خانه برگشت.
    همسرش با اطلاع از این مطلب گفت: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز انسان است [و از نیّت تو خبر ندارد]. برو و وضعیت فقرمان را به ایشان بگو [و کمکی دریافت کن]. مرد رفت؛ ولی دوباره همان جمله و قانون را از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شنید که: «هرکس از ما کمکی بخواهد، ما به او کمک می کنیم؛ ولی اگر کسی بی نیازی بورزد، خداوند او را بی نیاز می کند». این دفعه نیز بدونِ اینکه حاجت خود را بگوید، به خانه برگشت و چون خود را همچنان در چنگال فقر، ضعیف و بیچاره و ناتوان می دید، برای سومین بار به همان نیت به مجلس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رفت و باز همان جمله را شنید.
    آن صحابه فهمید که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با این جمله منظوری دارند و باید کاری انجام دهد. تیشه ای قرض گرفت، به صحرا رفت، هیزم جمع کرد، فروخت و لذت حاصل از دسترنج خودش را چشید. روزهای دیگر به این کار ادامه داد تا تدریجاً توانست از همین پول برای خود تیشه و حیوان و سایر لوازم کار را بخرد؛ سپس بازهم به کار خود ادامه
    ص: 55
    داد تا صاحب سرمایه و غلامانی شد. روزی نزد رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رفت و ماجرا را تعریف کرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تبسم کنان فرمودند:«به تو گفتم که هرکس از ما کمکی بخواهد، به او می دهیم؛ ولی اگر بی نیازی بورزد، خداوند او را بی نیاز می کند.»
    (1) این گونه مرد به بی نیازی رسید و خودش را توانمند ساخت.
    ازطرفِ دیگر وقتی ریشۀ نیاز از دیگران را از خودتان دور کنید، به اندازۀ درآمدی که دارید، هزینه خواهید کرد. این نیز مکانیزمی دیگر برای بی نیازی است. مدیریت کردن مخارج برایِ اینکه از دیگران طلب کمک نکنید، همان چیزی است که از آن به قناعت یا کفاف یاد شده است.
    (2)امام کاظم (علیه السلام)
    دراین باره فرموده اند: «کسی که به میزان کفایتش قناعت کند، می تواند اظهار بی نیازی کند و بی نیاز خواهد شد و کسی که به میزان کفایتش قناعت نکند، هیچ گاه طعم غنا و بی نیازی را نخواهد چشید.»
    (3)
    بی نیازی حالتی درونی است که باید انتخابش کنید و بخش دوم این انتخاب، این است که به نیازهای خودتان اکتفا کنید تا بی نیاز شوید.
    با کمال احتیاج از خلق استغنا خوش است
    با دهان تشنه مردن بر لب دریا خوش است
    (4)
    مزیّت عمدۀ اظهار بی نیازی و استغنا، کسب عزت نفس است. کسی که هیچ نیازی به دیگران ندارد، عزت نفس مطلوبی دارد و مانند
    ص: 56

    1- محمدبن یعقوب کلینی رازی، الاصول من الكافی، ج 3، ص358و359.
    2- نک: عبدالواحدبن محمد تمیمی آمدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص391.
    3- حسن بن علی بن شعبۀ حرّانی، تحف العقول عن آل الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) ، ص388.
    4- سرودۀ محمدعلی صائب تبریزی، شاعر قرن یازدهم هجری.
    سایر مردم با اتکا به نیروی خودش زندگی را اداره می کند؛ اما اگر پایۀ زندگی را بر کمک والدین بنا کردید، در واقع به فرزند بودن خودتان ادامه داده اید. حق بدهید که در این وضعیت، آن ها بگویند: «باید دور و بَرشان را گرفت: بچه اند دیگر!» مشخص است که همین مطلب، باب مداخلۀ آن ها را به زندگی شما باز می کند.
    2. کمک فرزندان به والدین
    همان طورکه در کودکی، پدر و مادر هزینه های فرزندشان را متقبّل می شوند، زمانی هم که پدر و مادر نیازمند باشند، فرزند موظف است تا حد امکان به آن ها رسیدگی کند. اگر پدر و مادر نیاز به پرداخت های مالی داشته باشند، برعهدۀ فرزندان است که این هزینه ها را بپردازند و این جزو حقوق و احکام قطعی در اسلام است. این قاعده به صورت ضرب المثلی در روایات اسلامی آمده و تکرار شده است که: «اَنْتَ وَ مَالُکَ لِاَبِیک»
    (1)
    (تو و دارایی ات، از آنِ پدرت هستید.)
    حمایت های فرزند از والدین باید به گونه ای باشد که حرمت و کرامتشان حفظ شود و احساس حقارت و زیردستی به آن ها دست ندهد؛ ازاین رو در تمامی کمک ها قبل از آنکه والدین رنج درخواست را تحمل کنند، خود فرزند باید پیش قدم شود. همچنین نیاز نیست همسر و فرزندان، از کمک های مالی انسان به پدر و مادر خبردار شوند؛ چراکه ممکن است ارزش والدین فرد در نظرشان کم شود و چه بسا مخالفت کنند و مانع شوند.
    ص: 57

    1- محمدبن یعقوب کلینی رازی، الاصول من الكافی، ج 9، ص718.
    3. مشارکت مالی با خانواده ها
    قدیمی ها می گفتند: «معامله با خودی غصه داره»؛ برای همین بهتر است تا حدّ ممکن، مشارکت اقتصادی یا معامله و خریدوفروشی با خانواده و بستگان خود یا همسرتان نداشته باشید؛ چراکه اختلاف و ناراحتی هایی که احیاناً در خلال هر معامله ای یا بعدازآن به وجود می آید، در روابط خانوادگی شما تأثیر خواهد گذاشت. به طورخاص، این نکته را در چند سال اول زندگی در رابطه با خانوادۀ همسرتان رعایت کنید؛چراکه هنوز با روابط و اخلاق اقتصادی آن ها آشنا نیستید و بروز اختلافات طبیعی در مسائل اقتصادی ممکن است به روابط زندگی نوپای شما ضربۀ جدی بزند.
    معمولاً در معاملات، این انتظار وجود دارد که طرف مقابل به دلیل آشنایی و قرابتی که با او دارند، از بخشی از حق و حقوق مالی اش صرفِ نظر کند؛ مثلاً فلان مقدار پول را نگیرد یا فلان هزینه را حساب نکند؛ درحالی که طرف دیگر، چنین انتظاری ندارد یا حداقل معتقد است که: «حساب، حساب است و کاکا، برادر.» گاهی نیز افراد، بعد از معامله احساس می کنند کالا یا خدماتی که دریافت کرده اند، آن گونه که باید، نیست و در حقشان اجحاف شده است. همین عوامل باعث ناراحتی و دلخوری و گلایه از طرف مقابل یا همسر او و درنهایت، اختلاف و تنش خانوادگی می شود.
    در سال های اخیر، نمونۀ رایج در تعاملات مالی با خانوادۀ همسر، تعاملی است که دربارۀ وام ازدواج صورت می پذیرد. در حالت عادی، قاعدتاً هرکس باید سهم خودش را از این وام بردارد و اقساط آن را هم
    ص: 58
    پرداخت کند؛ ولی چنانچه یکی از طرفین به این مبلغ نیاز نداشت و خواست حقّش را به طرف مقابل بدهد، باید این اتفاق به طور کامل صورت پذیرد؛ یعنی پرداخت قسط و ضمانت و تحویل چک و سفته ها، همه برعهدۀ همان کسی است که وام را دریافت می کند.
    در جاهایی که پسر با پدر و برادرش مشارکت شغلی دارد، باید مراقب بود مسائل کاری به خانه کشیده نشود و البته همسر هم نباید دربارۀ مسائل کاری پدر و فرزند و برادران نظر بدهد یا مداخله کند. اگر در این مشارکت ها شئونات رعایت شود، همان طوری که در بخش صلۀ رحم اشاره خواهد شد، می تواند فرصت های اقتصادی خوبی را برای طرفین به وجود آورَد.
    بعضی اوقات پیش می آید که خانوادۀ دختر می خواهند از داماد خودشان حمایت کنند. در این مواقع باید به نکات زیر توجه کرد:
    * حمایت ها به گونه ای نباشد که استقلال و عزت پسر زیر سؤال برود؛ مثلاً این طور برنامه ریزی شود که قرض با واسطۀ قرض الحسنه ها داه شود. برای نمونه، به اعتبار پولی که در قرض الحسنه یا بانک دارند، برای دامادشان وام بگیرند و داماد به قسط قرض الحسنه را بپردازد.
    * نوع مشارکتی که می خواهند داشته باشند، کاملاً شفاف و دقیق بوده و با مشورت بزرگ ترها و افراد باتجربه تنظیم و حتماً مکتوب شده باشد.
    * به خصوصیت های شخصیتی و فرهنگی طرف مقابل توجه کنید. بعضی ها اصلاً خوش معامله نیستند؛ هرچند در تعاملات خانوادگی خوب باشند. بعضی نیز وقتی به فردی کمک می کنند، منّت گذاشته و به خود حق می دهند در کارهای دیگر او دخالت کنند. اگر چنین
    ص: 59
    زمینه هایی را دیدید، به این حمایت تن ندهید؛ هرچند حمایتی چشمگیر در کار باشد؛ زیرا به تلخی های بعدی اش نمی ارزد.
    تعاملات خانوادگی در دوران عقد
    دوران عقد، فرصت شیرین و مغتنمی است که زوج می توانند در دو جنبه از آن بهره گیرند: یکی تأمین نیازهای روحی و عاطفی و دیگری شناخت بهتر همسر و خانواده اش. این دو جنبه، به شرطی رخ می دهد که میزان ارتباط در دوران عقد، بنابر وضعیت و فرهنگ طرفینمتعادل باشد: چنانچه زیاد از حد باشد، شیرینی و لذتش به تلخی و نگرانی سوق داده می شود و اگر کم باشد، نگرانی و ناراحتی ایجاد می کند؛ پس در این زمینه، تعادل، شرط اول است. از این شرط مهم که بگذریم، بایسته های دیگری هم وجود دارد که نباید از آن ها غفلت کنید:
    1. در ارتباطات دوران عقد، باید بین «با هم بودن» و «با اطرافیان بودن»، تعادل برقرار کنید؛ هرچند بهتر است سهم بیشتری از زمان را به همسرتان اختصاص دهید. افراط وتفریط در این مسئله، این است که عمدۀ وقتتان را در میان جمع یا برعکس در کنار همسرتان به تنهایی بگذرانید؛ درحالی که خانواده ها نیز دوست دارند در کنار شما باشند.
    2. چنانچه خانواده ها محدودیت هایی داشتند که عروس و داماد احساس کردند نمی توانند باهم باشند، بهتر است به جای ناراحت شدن از این موضوع، همین فرصت های کم را غنیمت شمرده و کیفیت
    ص: 60
    ارتباطشان را بیشتر کنند؛ مثلاً اگر خانواده ها موافق نبودند که عروس و داماد، شب پیشِ هم بمانند، ساعت های روز را زیاد کرده و کیفیت ارتباط را تقویت کنند.
    3. به تدریج هریک از عروس و داماد با خانوادۀ خودش صحبت کند تا زمینۀ ارتباطِ بیشتر فراهم شود؛ حتی می توانید از کمک افرادی که حرف و نظرشان بر پدر و مادر تأثیر دارد، به طور شایسته و حساب شده ای استفاده کنید.
    فضای مجازی هم می تواند این خلأ را به خوبی تأمین کند. از ابراز علاقه به همسرتان در فضای مجازی غافل نشوید. از فضای مجازی خیلی خوب می توان برای تقویت ارتباط های خانوادگی استفاده کرد، مثل ارتباط با پدر و مادر، خواهر و برادر، همسر و فرزند.
    4. درگیری های شغلی و تحصیلیِ شما، نباید آن قدر زیاد باشد که نتوانید از شیرینیِ دوران عقد بهرۀ کافی ببرید. ازطرف دیگر، مواظب باشید که دوران عقد، شما را چنان به خودش مشغول نکند که مسائل اساسی زندگیتان مثل شغل و تحصیل را تحت الشعاع خود قرار دهد.
    5. وقت هایی که باهم هستید، چه در فضای خانوادگی و چه در فضای اجتماعی، مواظب ابراز محبت های خودتان در جمع باشید. بعضی از ابراز محبت ها، فقط مناسب محیط دونفره و خلوت شماست. ابراز محبت های زیاد از حد و خارج ازعرف در جمع، نشانۀ خامی و رفتارهای بچگانه بوده و ممکن است تأثیر منفی بر روحیۀ دیگران بگذارد؛ همچنین موجب حساسیت و حسادت و چشم زخم و عاملی برای ایجاد محدودیت ازطرف اطرافیان خواهد شد.
    ص: 61
    6. دربارۀ تعداد و محل دیدارهایتان نیز باید تناسب و تعادل را رعایت کنید. در هفته دو تا سه مرتبه دیدار خوب است. این دیدارها بهتر است یکی در خانۀ عروس و یکی در خانۀ داماد و یکی نیز به صورت دونفره و بیرون از خانه باشد؛ البته متناسب با موقعیت و محدودیت های احتمالی، ممکن است این دیدارها کمتر شده یا به شکل دیگری انجام شود.
    7. گاهی دیدارهای بیرون از خانه را با حضور سایر اعضای خانواده برقرار کنید؛ مثلاً با حضور خواهر یا برادر کوچک تری که به همسرتان وابسته است یا با حضور پدر یا مادری که در خانه تنها بوده و علاقه مندند با شما بیرون بیایند.
    8. گاهی از اوقات، پسر یا شاید هم دختر نمی خواهد فرصت های بیرون از خانه را به تنهایی و با همسرش سپری کند؛ مثلاً بعضی از پسرها دوست دارند که حتماً با پدر و مادر و خواهر و برادر خودشان پارک بروند و وقتی هم که همسرش می خواهد دونفره در پارک باشند، از بقیه برای همراهی دعوت می کند؛ درحالی که زن و مرد، هردو نیاز دارند فرصت هایی را برای مسافرت یا بیرون رفتن های دو نفره اختصاص دهند. بسیاری از حرف هاد و سهم مهمی از آرامش حاصل از ازدواج در همین ساعت های دونفری برای شما پیش خواهد آمد.
    9. چنانچه در زمینۀ روابط دوران عقد، تفاوت های فرهنگیِ چشمگیری بین دو خانواده وجود دارد، دوران عقد را تاحدّامکان کوتاه کنید تا خدشه ای به زندگی شما ایجاد نشود.
    ص: 62
    احترام و صمیمیت
    اشاره
    حریم هایی در زندگی وجود دارد که محافظت از آن ها را احترام می گویند. احترام یعنی رعایت حریم خود و دیگران و به تَبعِ آن، بی احترامی یعنی حریم شکنی. احترام رکن مهمی است که رعایت آن، روابط ما انسان ها را به بهترین نحو ممکن سامان می دهد. اگر پردۀ حرمت ها از میان برداشته شود، «صمیمیت» و «مودّت» نیز از زندگی رخت برمی بندد. به تعبیر دیگر، تیر زهرآلودِ شکسته شدن حریم ها بیش از همه، احترام و به تبعِ آن صمیمیت و مودّتِ میان افراد را نشانه می رود؛ درحالی که کم شدن محبت، باب ورود آسیب های جدّی در زندگی زناشویی است.
    1. احترام؛ محور ارتباط با خانوادۀ همسر
    زن و شوهر باید آن چنان با یکدیگر ممزوج و صمیمی باشند که نهایتاً به یگانگی برسند؛ اما کسی این ارتباط را با خانوادۀ همسر توصیه نمی کند؛ یعنی اشتباه است اگر بخواهید این حالت صمیمیت فوق العاده را با خانوادۀ همسر خود نیز داشته باشید. در چنین حالتی، به طور طبیعی در استقلال شما اختلال ایجاد می شود؛ چراکه درصورت صمیمیت بسیار با آن ها، طبیعتاً باید تا حدّ زیادی تابع تصمیماتشان نیز بشوید؛ همچنین اگر به سبب صمیمیت، خانوادۀ همسر شما ملاحظاتی را به جا نیاورند، دچار رنجش و دل شکستگی می شوید؛ پس منطقی است که به جای صمیمیت، احترام را در صدر ارتباط با آن ها قرار دهید؛ یعنی تاآنجاکه می توانید حرمت و احترام خانوادۀ همسرتان را نگه دارید.
    ص: 63
    نحوۀ ارتباط با خانوادۀ همسر متفاوت از نحوۀ ارتباط با خودِ اوست. ارتباط با خانوادۀ همسر ارتباطی تنگاتنگ و پیوسته نیست؛ بنابراین هرچه بیشتر احترام و حرمت ایشان را داشته باشیم، بیشتر می توانیم از مزایای ارتباط با آن ها بهره ببریم. گفته می شود که: «تَسْقُطُ الْآدابِ بَیْنَ الْاَحْبَابِ»
    (1)؛
    یعنی در فضای صمیمیّت خیلی از ملاحظات و آداب کنار می رود؛ مثلاً در فضاهای خیلی صمیمی، اگر دامادی وارد خانۀ پدرِ همسرش شود، ممکن است که خانه را درهم ریخته ببیند یا پدرزنش فقط با تکان دادن سر، جواب سلام او را بدهد؛ حتی ممکن است در چنین وضعیتی، دعوایی هم میان پدر و برادر همسرش رخ بدهد و بی پروا از حضور او، بر سرِ یکدیگر دادوبیداد هم بکنند! در این حالت، او احساس می کند آن چنان که باید حرمتش حفظ نشده است. خب واضح است که قبل از هرکس، باید خود را سرزنش کند.
    تاکنون فکر کرده اید که چرا غالباً به معلّمان و استادان محبوبمان عشق پایدارتر و قوی تری نسبت به همکلاسی های خود داشته ایم؟ می توان گفت که در این عشق، همواره حرمت استاد خود را حفظ کرده ایم و به هر نحوی محبتمان را به او ابراز نکرده ایم؛ یعنی صمیمیت باید در فرآیندی زمانی، با حفظ کرامت و رعایت حریم ها شکل بگیرد تا پایدار بماند.
    خلاصۀ کلام اینکه از ضروریات حفظ استقلال، حفظ حرمت خانوادۀ همسر است و توصیۀ مهم در این زمینه، این است که بیش ازحد به همدیگر نزدیک و صمیمی نشوید. در این وضعیت، بی آنکه مجبور
    ص: 64

    1- عباس قمى، نزهة النواظر فی ترجمة معدن الجواهر، ص23: البته این تعبیر در متن کتاب های روایی وجود ندارد و در این کتاب هم، بدون استناد به امام معصوم (علیه السلام) بیان شده است.
    به گستاخی یا حریم شکنی باشید، دخالت های آن ها را نیز به حداقل می رسانید.
    2. صمیمیت تدریجی
    صمیمیت با خانوادۀ همسر باید به تدریج و در بازه ای زمانی شکل بگیرد و با کرامت و احترام حفظ شود. همگی به تجربه دیده ایم فردی که با دیگران زود صمیمی و خودمانی می شود، زود هم با آنان درگیر می شود. یکی از مصادیق هوش عاطفیِ زیاد در هر فرد، آن است که با هرکسی زود صمیمی نمی شود.
    قبل از صمیمیت با افراد، باید ظرفیت عاطفی خود و دیگران را بشناسیم و مرزهای روابط و حریم ها را تشخیص دهیم. چنین شناخت و تشخیصی حاصل نخواهد شد، مگر به تدریج و در بستر زمان؛ ازاین رو آن هایی که دامادشان را در اوایل آشنایی، نزد خود نگه می دارند و همان هفته های اول، بدون شناختن ظرفیت هایش با او به مسافرت می روند، ممکن است آیندۀ خوشی را تجربه نکنند یا دامادی که همان روزهای اول با پدرزن خود فوتبال بازی می کند، ممکن است با او به صمیمیت واقعی نرسد؛ چراکه در میان بازی، شاید حرف یا رفتاری ناخواسته، پایۀ روابط بینشان را خراب کند. خطای این افراد، آن است که قبل از تشخیص ظرفیت های طرفین، به رفتاری دست می زنند که می تواند پیامدهای ناگواری به همراه داشته باشد؛ بنابراین توصیۀ صریح به پدرها و مادرها، همچنین تازه عروس و دامادها این است که خیلی زود خودمانی نشوند.
    ص: 65
    آن هایی که خیلی باهم صمیمی می شوند، به همان میزان، رنجیدگی و ناراحتی هایشان از یکدیگر را نیز خیلی زود ابراز می کنند و دراین میان، ممکن است هردو یا یکی از آن ها، این ابراز ناراحتی ها را تاب نیاورد و صمیمیت روابطشان تهدید شود؛ بنابراین زوج های جوان می توانند با شناخت توقعات و انتظارات والدین خود و همسرشان، در طول بازه ای از زمان، درک بیشتری از رابطه با آن ها به دست آورند و با کمی صبر و تحمل، به تدریج روابط بهتری را تجربه کنند.
    3. رعایت احترام در گروِ زبان
    بسیاری از اوقات، ما با زبان خود، بی آنکه چیزی به دست آوریم یا به حقّی برسیم، فقط با بیان یک یا چند جمله، حریمی را می شکنیم که گاه برای جبرانِ آن، مجبور به پرداخت هزینه و خسارت های سنگینی می شویم؛ درحالی که همین زبان اگر با توجه به حریم ها، درست و بجا سخن بگوید، می تواند منفعت های بسیاری برای صاحب خود به دست آورد؛ بنابراین بخش اعظمی از رعایت احترام، در گروِ زبان است.
    امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) توصیه فرموده اند که هنگام عصبانیت، باید سکوت کرد؛
    (1) همین توصیه، ارزش دقت در سخن گفتن را آشکار می کند. شخص عصبانی قدرت کمتری در حفظ و رعایت حریم های کلامی دارد(2)اگر توصیه می شود در هنگام خشم سخنی نگوییم وتصمیمی نگیریم یا محل را ترک کنیم، به سبب پاسداشت حرمت حریم هایی است که شکسته شدن آن ها لطمه های جبران ناپذیری به زندگی ما وارد می کند.
    ص: 66

    1- «داوُوا الْغَضَبَ بِالصَّمْتِ» (على بن محمد ليثى واسطى، عيون الحكم و المواعظ، ص250).
    2- نک: «لا اَدَبَ مَعَ غَضَبٍ» (عبدالواحدبن محمد تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص770).
    4. احترام به همسر در جمع
    علاوه براینکه خودمان باید احترام همسرمان را در جمع های خانوادگی و دوستانه حفظ کنیم، فضای خانوادگیمان را نیز باید طوری مدیریت کنیم که دیگران هم احترام او را حفظ کنند. یکی از راهکارها این است که وقتی کسی می خواهد دربارۀ همسرمان بدگویی کند، خیلی تحویلش نگیریم یا چندان مشتاقانه به او گوش فراندهیم که هرقدر خواست، پیش آید؛ چون درهرحال، دفاع از حریم و حرمت همسرمان برعهدۀ ما هم است. البته شیوۀ دفاعمان هم نباید به گونه ای باشد که به دیگران بی احترامی کنیم؛ چون باعث می شود آن ها بی حرمتی را تکرار و تشدید کنند.
    با این همه، بعضی از افراد نمی توانند احترام دیگران را حفظ کنند؛ پس اگر باوجود تلاش هایمان، نتوانستیم احترام برخی از بستگان خود را به سوی همسرمان جلب کنیم، می توانیم به رفت وآمدِ کم و مفید با آن ها بسنده کنیم تا آسیب ها و اصطکاک ها به حداقل برسد.
    عده ای در جمع های خانوادگی و خودمانی، همسرشان را با الفاظ سبک صدا می زنند و به بهانۀ صمیمیت، او را در جمع تحقیر می کنند. اگر همسرتان اعتراضی در این زمینه داشت، حتماً آن را جدی بگیرید.
    ازطرف دیگر، بعضی ها وقتی همسرشان در جمع نیست، عیوبش را به بقیه می گویند یا با بی احترامی از او یاد می کنند؛ مثلاً وقتی دیگران در موقع شام، سراغ همسرش را می گیرند، می گوید: «ولش کنید! بگذارید هروقت خواست بیاید. چه کارش کنم؟ همیشه باید منتظرش بود!» چنین فردی، خود به دیگران اجازه داده است که به همسرش بی احترامی کنند.
    ص: 67
    بحثِ محوری در این زمینه، این است که همۀ اعضای خانواده باید حرمت یکدیگر را نگه دارند و اجازه ندهند اختلافِ سلیقه ها یا حتی اختلاف های جدی شان، باعث شکسته شدن حرمت ها شود؛ پس حتی اگر همسر یا خانواده اش احترام شما را نگه نداشت، شما با شکستن حرمت او یا خانواده اش، کار را دشوارتر نکنید.
    تصویر

    ص: 68




    امضاء


صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چه كنیم كه فرزندانمان یكدیگر را دوست داشته باشند؟
    توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* در انجمن كودك و نوجوان
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: 18-05-2014, 09:18
  2. ایا قبل از این كه ما افریده بشیم باز هم زندگی میكردیم؟
    توسط ملکوت* گامی تارهایی * در انجمن مقالات قرآني
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 21-03-2011, 17:41
  3. ✿✿✿احترام به افكار و مقدسات یكدیگر✿✿✿
    توسط شكوه انتظار در انجمن اخلاق
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 06-02-2011, 19:39
  4. فرمایشات امام خمینی درباره تسخیرلانه جاسوسى امریكا
    توسط نرگس منتظر در انجمن انقلاب اسلامي
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 02-02-2011, 17:45
  5. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 06-11-2010, 00:54

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi