و چون انبیاء خدا این معجزات را آوردند و مردم از آوردن مثل و مانند آن عاجز و ناتوان گشتند لطف خدا نسبت به بندگانش و حکمت او چنین تعلق گرفته که پیامبران با این معجزات گاهی غالب و زمانی مغلوب و گاهی قاهر و وقتی مقهور گردند و اگر همیشه و در همه حال انبیاء الهی غالب و قاهر می بودند و گرفتاری و ابتلائی برای آنان در بین نبود مردم معتقد به خدائی انبیاء می شدند.
و از طرفی خداوند متعال برای اینکه آنان به فضیلت صبر و گرفتاریها برسند و با شناختی که بمیزان بردباری و استقامت انبیاء و اولیاء خود در تحمل بلاء و محنت و اختیار داشت حالات آنها را مانند احوال سایر مردم قرار داد تا در حال محنت و بليه جميع احوال هم متواضع نه آنکه بلند پرواز و متكبر، و مردم هم بدانند که برای آنها خدائی است که آفریننده آنها است و اداره کننده و مدیر امورشان، پس او را عبادت کنند و از فرستادگانش فرمانبرداری نمایند تا حجت خدا بر کسی که از حد خود تجاوز می کند ثابت گردد و موحد از معاند و مطیع از عاصی و مقر از منکر با آمدن پیامبران و فرستادگان الهی تمیز داده شود آنگاه هلاک می شود آنکه با بينه و برهان، شایسته هلاک شدن است و زنده می ماند آنکه با بینه، شایسته زنده ماندن است. محمد بن ابراهیم می گوید: روز بعد خدمت شیخ ابوالقاسم حسین بن روح رفتم و با خود گفتم که
ص: 59
از او بپرسم آنچه را که دیروز بیان داشت از خود گفته بود یا نه همینکه خدمتش رسیدم بدون مقدمه ابتدا بسخن فرمود و گفت: اگر از آسمان سقوط کنم یا باد مرا از مکان بلندی به گودالی فرو افکند برای من محبوب تر است از اینکه در امر دین به رای خود نظر دهم یا از خود سخن بگویم بلکه آنچه را که دیروز گفتم از حضرت حجت صلوات الله عليه شنیده ام (1).
ثواب گریه بر حسین علیه السلام :
در باب ثواب گریه بر مصائبی که بر ائمه معصومين علي عموما و بر حسین علیه السلام خصوصا وارد شده روایات زیاد است که برای نمونه به چند حدیث و روایت اشاره می شود:
1- حسن بن فضال روایت می کند که حضرت رضا فرمود: مَنْ تَذَكَّرَ مُصَابَنَا وَ بَكَى لِمَا ارْتُكِبَ مِنَّا كَانَ مَعَنَا فِي دَرَجَتِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَنْ ذُكِّرَ بِمُصَابِنَا فَبَكَى وَ أَبْكَى لَمْ تَبْكِ عَيْنُهُ يَوْمَ تَبْكِي الْعُيُونُ وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً يُحْيَا فِيهِ أَمْرُنَا لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوب.
«کسی که متذکر مصائب ما شود و بخاطر ستمهائی که بر ما وارد شده گریه کند در روز قیامت با ما خواهد بود و مقام و درجه ما را خواهد داشت و کسی که مصیبت های ما را بیان کند و خود بگرید و دیگران را بگریاند در روزی که همه چشمها گریان است چشم او نگرید و هر کس در مجلسی بنشیند که در آن مجلس امر ما را زنده می نمایند روزی که قلبها می میرند قلب او نخواهد مرد»(2).
2- حسن بن محبوب از امام باقر روایت می کند که حضرت زین العابدین می فرمود: «اگر مؤمنی برای شهادت امام حسین علیه السلام گریه کند که اشکهایش بر گونه اش جاری شود خداوند متعال او را در غرفه های بهشتی جای می دهد و هر مؤمنی بخاطر صدمه واذیتی که از دشمنان بما رسیده بگرید، که اشکش بر گونه اش جاری شود خدا او
ص: 60
1- بحار ج 44 ص 273.
2- بحار ج 44 / ص 278 - نفس المهموم ص 39.
را در بهشت در مقام صدیقین جای دهد و هر مؤمنی به خاطر ما اذیت و آزاری به او برسد که اشکش بر گونه هایش سرازیر شود خدا اذیت و آزار را از او دور گرداند و در روز قیامت از سخط و عذاب دوزخ ایمن باشد»(1).
3- ابو عماره شاعر می گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: درباره امام حسین علیه السلام شعری بگو، من شروع کردم به خواندن شعر و حضرت می گریست و آنقدر خواندم که صدای گریه از بیرون خانه شنیده می شد، سپس امام صادق علیه السلام فرمود: يَا أَبَا عُمَارَةَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ شِعْراً فَأَبْكَى خَمْسِينَ فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ شِعْراً فَأَبْكَى ثَلَاثِينَ فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ شِعْراً فَأَبْكَى عِشْرِينَ فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ شِعْراً فَأَبْكَى عَشَرَةً فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ ع شِعْراً فَأَبْكَى وَاحِداً فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ ع شِعْراً فَبَكَى فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ أَنْشَدَ فِي الْحُسَيْنِ شِعْراً فَتَبَاكَى فَلَهُ الْجَنَّةُ.
امام صادق علیه السلام فرمود: «ای اباعماره کسی که درباره حسین بن علی علیهما السلام شعری بخواند و پنجاه نفر را بگریاند جای او در بهشت است، و کسی که شعری درباره حسین بخواند و سی نفر را بگریاند جایگاه او در بهشت است، و کسی که شعری درباره حسین بخواند و بیست نفر را بگریاند جایش در بهشت است، و کسی که شعری درباره حسین بخواند و يکنفر را بگریاند جای او در بهشت است و اگر شعری بخواند و خود بگرید در بهشت منزل خواهد کرد، و اگر شعری بخواند و تباکی کند (حالت گریه را بخود بگیرد) او هم به بهشت خواهد رفت»(2).
4- زيد شحام می گوید: ما گروهی از اهل کوفه خدمت امام صادق علیه السلام بودیم که جعفر عفان وارد شد، امام صادق علیه السلام و او را نزدیک خود نشانید.
و سپس فرمود: جعفر!
ص: 61
1- بحار ج 44/ص 281 - ينابيع الموده ص 357 - نفس المهموم ص 42
2- بحار ج 44 / ص 282.
امام: به من رسیده که درباره امام حسین علیه السلام اشعار خوبی می سرائی۔ جعفر: آری قربانت گردم. امام: بخوان.
جعفر اشعاری خواند، امام و کسانی که اطرافش بودند گریستند و امام صادق علیه السلام آنقدر گریه کرد که سر شگش صورت و محاسن شریفش را فرا گرفت آنگاه فرمود: يَا جَعْفَرُ وَ اللَّهِ لَقَدْ شَهِدَتْ مَلَائِكَةُ اللَّهِ الْمُقَرَّبُونَ هَاهُنَا يَسْمَعُونَ قَوْلَكَ فِي الْحُسَيْنِ علیه السلام وَ لَقَدْ بَكَوْا كَمَا بَكَيْنَا وَ أَكْثَرَ وَ لَقَدْ أَوْجَبَ اللَّهُ تَعَالَى لَكَ يَا جَعْفَرُ فِي سَاعَتِهِ الْجَنَّةَ بِأَسْرِهَا وَ غَفَرَ اللَّهُ لَك
جعفر! بخدا سوگند فرشتگان مقرب خدا در اینجا حضور یافتند و گفتار تو را درباره حسين علیه السلام شنیدند و گریستند چنانکه ما گریستیم بلکه بیشتر. سپس فرمود:
جعفرا خدا بهشت را در همین ساعت بر تو واجب گردانید». سپس فرمود: جعفر آیا بیش از این برایت بگویم؟ جعفر: آری آقای من.
امام هر که شعری درباره حسین علیه السلام بخواند که خود بگرید یا دیگری را بگریاند بهشت را بر او واجب گرداند و او را بیامرزد(1).
5- صالح بن عقبه از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود: اگر کسی درباره حسین علیه السلام یک بیت شعر بخواند و خود بگرید و ده نفر را هم بگریاند برای او و گریه کنندگان بهشت است و اگر بیتی بگوید که خود بگیرد و به نفر را بگریاند جای او و گریه کنندگان در بهشت خواهد بود و پیوسته تعداد نفرات را پائین می آورد تا جائیکه فرمود:
اگر کسی بیتی درباره حسین علیه السلام بگوید و خود گریه کند - و گمان می کنم فرمود یا تباکی کند به جای او در بهشت خواهد بود(2).
6- ابوهارون مكفوف (نابینا) روایت می کند که امام صادق علیه السلام در حديث طويلی
ص: 62
1- بحار ج 44 / ص 282 - قاموس الرجال ج 2 ص 1392
2- بحار ج 44 / ص 289 و 291 و 293.
فرمود: وَ مَنْ ذُكِرَ الْحُسَيْنُ ع عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَيْنَيْهِ مِنَ الدُّمُوعِ مِقْدَارُ جَنَاحِ ذُبَابٍ كَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ يَرْضَ لَهُ بِدُونِ الْجَنَّةِ.
«اگر نزد کسی از حسین علیه السلام یادی بمیان آید و اشک از چشمان او باندازه بال مگسی جاری شود ثوابش بر خدای عز وجل است که کمترین آن دخول در بهشت است».
7- مرحوم علامه مجلسی می فرماید: در بعضی از تأليفات معاصرین مورد وثوق دیدم که روایت شده وقتی پیامبر اکرم فاطمه زهرا سلام الله عليها را از شهادت امام
حسین علیه السلام و مصائب آن حضرت با خبر ساخت فاطمه شدیدا گریه کرد و گفت: پدر در چه زمانی این اتفاق می افتد؟ رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود: در زمانی که نه من باشم و نه تو و علی. زهرا که این سخن را شنید گریه اش شدیدتر شد و عرض کرد: پدر پس کی؟
برای فرزندم اقامه عزا می نماید و گریه می کند؟
رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود: زنان امتم بر زنان اهلبيت من و مردان آنها بر مردان اهلبیت من می گریند و هر سال اقامه عزا خواهند نمود و چون قیامت بر پا می شود تو شفیع زنان خواهی شد و من شفیع مردان و هر یک از آنها که بر مصیبت حسین علیه السلام گریه کرده باشند را می گیریم و وارد بهشت می کنیم.
يَا فَاطِمَةُ كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْنِ فَإِنَّهَا ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعِيمِ الْجَنَّةِ. یعنی «فاطمه، هر چشمی در روز قیامت گریان است به جز چشمی که بر حسین علیه السلام بگرید که آن خندان است و او را به نعمتهای بهشتی بشارت میدهند»(1).
تشکیل مجالس عزا مورد علاقه امامان است:
عزاداری برای ابا عبد الله الحسين عليه السلام خصوصا، و برای سایر ائمه عليهم السلام که گرفتار
ص: 63
1- بحار ج 44 / ص 289 و 291 و 293.
مصائب گردیده و با شمشیر یا بوسیله زهر به شهادت رسیده اند عموما مورد توجه امامان بوده است، چنانکه ازری از امام صادق علیه السلام روایت می کند که به فضیل فرمود:
تَجْلِسُونَ وَ تُحَدِّثُونَ قَالَ قُلْتُ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ قَالَ تِلْكَ الْمَجَالِسُ أُحِبُّهَا فَأَحْيُوا أَمْرَنَا يَا فُضَيْلُ فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْيَا أَمْرَنَا يَا فُضَيْلُ مَنْ ذَكَرَنَا أَوْ ذُكِرْنَا عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَيْنِهِ مِثْلُ جَنَاحِ الذُّبَابِ غَفَرَ اللَّهُ ذُنُوبَهُ وَ لَوْ كَانَتْ أَكْثَرَ مِنْ زَبَدِ الْبَحْرِ.
امام صادق علیه السلام به فضيل فرمود: «آیا مجالس عزا برپا می کنید و از اهل بیت و آنچه بر آنان گذشته است صحبت می دارید؟ فضیل گفت: آری قربانت گردم، امام فرمود:
این گونه مجالس را دوست دارم پس امر ما را زنده گردانید که هر کس امر ما را زنده کند مورد لطف و مرحمت خدا قرار می گیرد فضيل، هر کس از ما یاد کند یا نزد او از ما یاد کنند و به اندازه بال مگس اشک بریزد، خدا گناهانش را می آمرزد اگر چه بیش از کف دریا باشد(1).
عزاداران حسین علیه السلام مورد توجه فرشتگان و ائمه اند:
مَسمَع کُردین از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود: مسمع، تو اهل عراقی آیا به زیارت قبر حسین علیه السلام میروی؟ عرض کردم: نه من مرد مشهوری هستم از اهل بصره که نزد ما طرفداران خلیفه زیادند و دشمنان ما از نواصب از اهل قبائل و غیره بسیارند و من ایمن نیستم که به خلیفه برسانند و مزاحم ما بشوند.
فرمود: آیا متذکر مصائب او می شوید؟ عرض کردم: آری.
فرمود: آیا از ذکر مصائب حسین علیه السلام ناراحتی به شما دست می دهد؟
عرض کردم: آری به خدا چشمانم پر از اشک می شود که اهل خانه می بینند و از غذا باز می مانم.
ص: 64
1- بحار ج 44 / ص 282 و 289.
حضرت فرمود: خدا اشکت را مورد توجه قرار دهد که تو از جمله کسانی به حساب می آئی که در مصائب ما جزع می کنند و به خوشحالی ما شاد و به حزن ما اندوهناکند، و بدان که به هنگام مرگ پدرانم نزد تو حضور یابند و سفارش ترا به ملک می کنند و فرشتگان قبل از مردن آنچنان بشارتی به تو می دهند که چشمانت روشن گردد و علاقه و محبت فرشته مرگ بر تو بیش از علاقه مادر به فرزند است سپس اشک در چشمان مبارک امام حلقه زد و چشمان من هم اشکبار شد.
آنگاه امام صادق علیه السلام فرمود: مسمع، زمین و آسمان در موقع شهادت امير المؤمنين ما ترحم نموده و گریستند، و فرشتگان از زمین و آسمان بیشتر بر ما گریستند و از کشته شدن ما اشکهای فرشتگان قطع نشده و کسی بر ما گریه نمیکند مگر آنکه قبل از خارج شدن اشک از چشمش مورد لطف و رحمت خدا قرار می گیرد، اگر یک قطره از آن اشکها در دوزخ افتد شعله های آتش دوزخ خاموش گردد و از حرارت و سوزندگی باز ایستد.
سپس فرمود: کسی که قلبش برای ما بدرد آید در وقت مردن با دیدن ما خوشحال و فرحناک گردد و خوشحالی او ادامه خواهد داشت تا در نزد حوض کوثر به ما ملحق شود، و حوض کوثر هم با ورود دوستان ما خوشحال خواهد شد (1).
محرم ماه عزا است:
1- ابراهيم بن أبي محمود از حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا روایت می کند که فرمود: إِنَّ الْمُحَرَّمَ شَهْرٌ كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّةِ يُحَرِّمُونَ فِيهِ الْقِتَالَ فَاسْتُحِلَّتْ فِيهِ دِمَاؤُنَا وَ هُتِكَ فِيهِ حُرْمَتُنَا وَ سُبِيَ فِيهِ ذَرَارِيُّنَا وَ نِسَاؤُنَا وَ أُضْرِمَتِ النِّيرَانُ فِي مَضَارِبِنَا وَ انْتُهِبَ مَا فِيهَا مِنْ ثَقَلِنَا وَ لَمْ تُرْعَ لِرَسُولِ اللَّهِ حُرْمَةٌ فِي أَمْرِنَا.
ص: 65
1- بحار ج 44 / ص 289
امام رضا فرمود: «محرم ماهی است که اعراب زمان جاهلیت آنرا محترم شمرده و جنگ و کشتار را در آن ماه حرام می دانستند ولی مسلمان نماها در این ماه خون مارا حلال شمردند و ریختند و هتک حرمت ما نمودند و زنان و کودکان ما را در این ماه اسیر کردند و آتش به خیمه های ما زدند و اموال ما را غارت نمودند و احترام رسولخدا را در حق ما رعایت نکردند همانا روز عاشورای حسینی پلکهای چشم ما را (از شدت گریه) مجروح و سرشک ما را چون سیل روان ساخت، عزیزان ما را در سرزمین محنت و بلا خوار و ذلیل کرد، همانا غم و اندوه ما تا قیامت ادامه دارد.
پس بر حسین علیه السلام گریه کنندگان بگریند که گریه بر او گناهان بزرگ را محو می کند.
سپس فرمود: چون ماه محرم فرا می رسید، کسی پدرم را خندان نمی دید و این وضع ادامه داشت تا روز عاشورا، در این روز پدرم را اندوه و حزن و مصیبت فرا می گرفت و می گریست و می گفت: در چنین روزی حسین علیه السلام را که درود خدا بر او باد، کشتند.
2- حسن بن فضّال از امام رضا روایت می کند که فرمود: هر کس از سعی و تلاش برای تهیه و تأمین حوائج و نیازمندی خود در روز عاشورا خودداری نماید خدا حوائج دنیا و آخرت او را برآورده سازد و کسی که روز عاشورا را روز مصیبت و اندوه بداند و گریه کند خدا روز قیامت را روز فرح و شادی او قرار دهد و چشمش را در بهشت با دیدن ما روشن سازد و کسی که روز عاشورا را روز برکت نام نهد و چیزی را در این روز ذخیره منزل خود سازد خدا برکت را از آن بردارد و در روز قیامت او را با یزید و عبيد الله بن زیاد و عمر بن سعد که لعنت خدا بر آنها باد محشور گرداند و آنها را در پائین دوزخ جای دهد(1).
ص: 66
1- بحار ج 44 ص 283.
روایتی جالب سند و متنا:
یکی از روایاتی که در زمینه ثواب گریه بر حسین علیه السلام نقل شده روایت تریان بن شبیب از حضرت ثامن الائمه امام رضا عليه السلام است و چون سند روایت بسیار جالب است زیرا بیست و نه نفر روات حديث همگی از محدثین بزرگ و دانشمندان عالی مقامند لذا سند و متن آن را بتمامه نقل می کنیم .
ثقة المحدثین مرحوم حاج شیخ عباس قمی از استادش، علامه نوری، از استادش مرتضی انصاری، از ملا احمد نراقی، از علامه بحر العلوم، از وحید بهبهانی، از استادش مولی محمد اکمل، از علامه محمد باقر مجلسی، از پدرش محمد تقی مجلسی، از شیخ بهائی، از پدرش شیخ حسین بن عبدالصمد عاملی حارثی، از شیخ زین الدین شهید ثانی، از استادش علامه میسی، از علامه محمد بن داود عاملی، از علی بن محمد مکی، از پدرش شهید اول، از فخر المحققين محمد بن علامه حلی، از پدرش جمال الدین حسن بن مطهر علامه حلی، از محقق صاحب شرایع، از فقيه نسابه فخار بن معد موسوی حائری، از محدث جلیل شادان بن جبرائیل، از شیخ المحدثين عمالدین ابو جعفر طبری آملی، از ابو علی حسن ملقب به مفید ثانی فرزند شیخ طوسی، از پدر بزرگوارش محمد بن حسن طوسی، از شیخ مفید محمد بن نعمان، از شیخ صدوق محمد ابن علی بن بابویه قمی، از علی بن ابراهیم قمی، از پدرش ابراهيم بن هاشم، از ریان بن شبيب، روایت می کنند: قال دخلت على أبي الحسن الرضا صلوات الله عليه في أول يوم من المحرم فقال لي: روز اول محرم خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم فرمود: يَا ابْنَ شَبِيبٍ أَ صَائِمٌ أَنْتَ فَقُلْتُ لَا فَقَالَ إِنَّ هَذَا الْيَوْمَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي دَعَا فِيهِ زَكَرِيَّا رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاء» .
بدرستی که این روز روزی است که زکریا پروردگارش را خواند و گفت:
«پروردگارا فرزند پاکیزهای به من عطا کن که تو شنونده دعائی»
فَاسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ وَ أَمَرَ الْمَلَائِكَةَ فَنَادَتْ زَكَرِيَّا وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ
ص: 67
بِيَحْيى فَمَنْ صَامَ هَذَا الْيَوْمَ ثُمَّ دَعَا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ كَمَااسْتَجَابَ لِزَكَرِيَّا عليه السلام .
« پس خدا دعایش را اجابت فرمود و بامر پروردگار فرشته ها زکریا را که در محراب عبادت ایستاده بود مخاطب قرار داده و گفتند که خدا ترا مژده می دهد به يحیي.
پس کسی که روزه بدارد این روز را سپس دعا کند خدا دعایش را مستجاب می فرماید چنانکه دعای زکریا را مستجاب فرمود».
ثُمَّ قَالَ يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنَّ الْمُحَرَّمَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذِي كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّةِ فِيمَا مَضَى يُحَرِّمُونَ فِيهِ الظُّلْمَ وَ الْقِتَالَ لِحُرْمَتِهِ فَمَا عَرَفَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ حُرْمَةَ شَهْرِهَا وَ لَا حُرْمَةَ نَبِيِّهَا ص لَقَدْ قَتَلُوا فِي هَذَا الشَّهْرِ ذُرِّيَّتَهُ وَ سَبَوْا نِسَاءَهُ وَ انْتَهَبُوا ثَقَلَهُ فَلَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ أَبَداً.
سپس فرمود: پسر شبیب، بدرستی که محرم ماهی است که اعراب جاهلیت بخاطر احترامش ظلم و ستم و کشت و کشتار را در آن ماه حرام کرده بودند و این امت با اینکه به حرمت این ماه آشنائی و شناخت داشت معهذا احترام پیامبر خود را رعایت نکرد و در این ماه فرزندان پیامبر خود را کشتند و زنانشان را اسیر نمودند و اموالشان را غارت کردند پس خدا هرگز آنها را نیامرزد».
يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ شَبِيهُونَ وَ لَقَدْ بَكَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ لِقَتْلِهِ وَ لَقَدْ نَزَلَ إِلَى الْأَرْضِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَرْبَعَةُ آلَافٍ لِنَصْرِهِ فَوَجَدُوهُ قَدْ قُتِلَ فَهُمْ عِنْدَ قَبْرِهِ شُعْثٌ غُبْرٌ إِلَى أَنْ يَقُومَ الْقَائِمُ عليه السلام فَيَكُونُونَ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ شِعَارُهُمْ «يَا لَثَارَاتِ الْحُسَيْنِ ».
« پسر شبیب، اگر میخواهی برای چیزی گریه کنی پس برای حسین بن علی بن ابیطالب علیهما السلام گریه کن که او را ذبح کردند همانطور که گوسفند را ذبح میکنند و از اهلبیت او هم هیجده نفر را با او بشهادت رساندند که در روی زمین مثل و مانند نداشتند، و بتحقيق هفت آسمان و زمین برای شهادت آنحضرت گریه کردند، و چهار هزار فرشته برای یاری او از آسمان فرود آمدند، اما وقتی رسیدند که حسین علیه السلام کشته شده بود لذا این
ص: 68
فرشتگان پریشان مو و گرد آلود اطراف قبر حسین علیه السلام معتکفند تا قائم ما قیام کند آنگاه او را یاری خواهند کرد و شعار آنها یالثارات الحسین علیه السلام است ای انتقام گیرندگان خون حسین يَا ابْنَ شَبِيبٍ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ أَنَّهُ لَمَّا قُتِلَ جَدِّي الْحُسَيْنُ عليه السلام مَطَرَتِ السَّمَاءُ دَماً وَ تُرَاباً أَحْمَرَ.
«پسر شبیب، پدرم برایم حدیث فرمود از پدرش، از جدش که وقتی جدم حسین بشهادت رسید از آسمان خون و خاک سرخ باريد».
يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ بَكَيْتَ عَلَى الْحُسَيْنِ حَتَّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّيْكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِيراً كَانَ أَوْ كَبِيراً قَلِيلًا كَانَ أَوْ كَثِيراً .
«پسر شبیب: اگر برای حسین علیه السلام چنان گریه کنی که اشکهایت بر گونه هایت جاری شود خداوند همه گناهان کوچک و بزرگ ترا می آمرزد اندک باشد یا بسیار». |
يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا ذَنْبَ عَلَيْكَ فَزُرِ الْحُسَيْنَ عليه السلام يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَسْكُنَ الْغُرَفَ الْمَبْنِيَّةَ فِي الْجَنَّةِ مَعَ النَّبِيِّ صلی الله علیه وآله فَالْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَيْنِ .
«پسر شبیب، اگر ترا خوشحال می کند که بهنگام ملاقات با خدا گناهی نداشته باشی پس حسين علیه السلام را زیارت کن، پسر شبیب، اگر می خواهی در غرفه های بهشتی با اکرم که باشی بر قاتلان حسین علیه السلام لعنت فرست».
يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ لَكَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَيْنِ فَقُلْ مَتَى مَا ذَكَرْتَهُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً .
پسر شبیب، اگر می خواهی ثواب شهدای کربلا نصيبت شود هنگامی که یاد شهدای کربلا را می کنی بگو: کاش من هم با آنها بودم و از فوز و سعادت بزرگ بهره مند میگشتم».
يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ مَعَنَا فِي الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَيْكَ بِوَلَايَتِنَا فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا تَوَلَّى حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.
پسر شبیب اگر خواهی که در بهشت با ما باشی در بالاترین درجه ها و مرتبه ها پس
ص: 69
به حزن و اندوه ما محزون و اندوهناک باش و به خوشحالی و شادی ما شاد و خوشحال، و ولایت و دوستی ما را بپذیر ، که اگر مردی سنگی را دوست خود گیرد و به او تولئ خدا در روز قیامت او را با آن سنگ محشور فرماید»(1).
چرا امام حسین علیه السلام در زمان معاویه قیام نکرد؟
سکوت امام حسین علیه السلام در زمان امام مجتبی بخاطر آن بود که حضرت مجتبی را امام بر خود می دانست و مخالفت با او را جایز نمی شمرد و پس از شهادت آنحضرت نیز تازمانیکه معاویه در قید حیات بود حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام به احترام عهدی که امام حسن علیه السلام با معاویه بسته بود سکوت اختیار نمود، اما با فوت معاویه و روی کار یزید که بر خلاف مواد عهدنامه بود: که معاویه حق ندارد برای خود جانشین تعیین کند، امام حسین علیه السلام علیه دستگاه طاغوتی يزيد قيام نمود. چنانکه شیخ مفید بنقل از کلبی و مدائنی و دیگر مورخین گفته است: پس از رحلت امام حسن، شیعیان عراق به جنب و جوش افتادند و به امام حسین علیه السلام نامه نوشتند که حاضرند معاویه را خلع نموده و با او بیعت نمایند لیکن امام حسین علیه السلام امتناع فرمود و متذکر شد که بین او و معاویه عهد و پیمانی است که تا مدت آن منقضی نگردد نقض آنرا جایز نمی داند و وقتی معاویه درگذشت نظر خود را اعلام خواهد داشت(2).
وصیت معاویه درباره حسین:
معاویه در نیمه رجب سال 60 هجری در گذشت و یزید را بجانشینی خود تعیین نمود و هنگام مرگ به وی وصیت و نصیحت نمود باینکه: من گردن گردنکشان را برای تو خاضع ساختم و شهرها را برایت محکم و ثابت و پابرجا نمودم و سلطنت را برای تو طعمه قرار دادم اما از سه نفر درباره تو می ترسم که با تو مخالفت نمایند و از در منازعت
ص: 70
1- بحار ج 44 / ص 285 نفس المهموم ص 26.
2- اعیان الشیعه ج 1/ص 587 - ابصار العین ص 3- ارشاد مفید ص 200 - بحار ج 24/ ص 324.
در آیند، یکی عبد الله بن عمر و دیگری عبد الله بن زبیر و سومی حسین بن علی علیهما السلام است اما عبدالله بن عمر بن خطاب با تو خواهد بود او را ملازم خود گیر و طردش منمای اما عبد الله بن زبیر او همانند شیری که بر شکارش حمله ور می شود به تو حمله خواهد کرد و همانند روباهی که با سگ به مکر و خدعه می پردازد با تو معامله خواهد نمود پس بر او پیروز گشتی بند از بندش جداساز.
أَمَّا الْحُسَيْنُ ع فَقَدْ عَرَفْتَ حَظَّهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ هُوَ مِنْ لَحْمِ رَسُولِ اللَّهِ وَ دَمِهِ وَ قَدْ عَلِمْتُ لَا مَحَالَةَ أَنَّ أَهْلَ الْعِرَاقِ سَيُخْرِجُونَهُ إِلَيْهِمْ ثُمَّ يَخْذُلُونَهُ وَ يُضَيِّعُونَهُ فَإِنْ ظَفِرْتَ بِهِ فَاعْرِفْ حَقَّهُ وَ مَنْزِلَتَهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ لَا تُؤَاخِذْهُ بِفِعْلِهِ وَ مَعَ ذَلِكَ فَإِنَّ لَنَا بِهِ خِلْطَةً وَ رَحِماً وَ إِيَّاكَ أَنْ تَنَالَهُ بِسُوءٍ وَ يَرَى مِنْكَ مَكْرُوها.
«واما حسین پس بتحقیق میدانی بهره و نصيب او را از رسولخدا صلی الله علیه و آله و او از گوشت و خون رسول الله است و همچنین می دانی که مردم عراق لامحاله او را بسوی خود فرا خوانند آنگاه پشت باو خواهند کرد و او را بیکس و تنها خواهند گذاشت و در حقش جفا خواهند نمود پس وقتی بر او ظفر یافتی و پیروز گشتی مقام و منزلتش را در نزد بیاد آر و بکردارش مؤاخذه مکن، بعلاوه اینکه او از خویشاوندان رحمی ما است و بپرهیز از اینکه بدی باو برسانی یا عمل زشتی از تو مشاهده نماید»(1).
نامه یزید به والی مدینه:
در این وقت یعنی هنگام مرگ معاویه، ولید بن عتبة بن ابی سفیان پسر عموی یزید فرماندار مدینه و عمرو بن سعید بن عاص فرماندار مکه و عبیدالله بن زياد والی بصره و نعمان بن بشیر انصاری والی کوفه بودند، یزید بمحض آنکه بجای پدر نشست به پسر عمویش ولید بن عتبه نوشت که معاویه هلاک شده و او را دستور داد از مردم مدینه برای
ص: 71
1- بحار ج 44 / ص 211 - حیات الامام الحسين ج 2 ص 236 - كامل ابن اثیر ج 4 ص طبری ج 7 ص 196و 217 - ينابيع الموده ص 333.
وی بیعت بگیرد و در نامه کوچکی هم نوشت که حسین علیه السلام و عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر را احضار نموده و از آنها بیعت بگیر واگر بیعت نکردند آنها را گردن بزن و سرشان را برای من به شام بفرست و وصیت و سفارش پدرش را درباره پرهیز از کشتن حسین علیه السلام ز نادیده گرفت.
چون نامه یزید به ولید رسید از مرگ معاویه ناراحت گردید و بسراغ مروان فرستاد و او را احضار و نامه را با او در میان نهاد و به مشورت پرداخت مروان گفت مصلحت را در این میبینم که آنها را بخواهی و قبل از اینکه از مرگ معاویه با خبر شوند از آنها بیعت بگیر و اگر بیعت نکردند گردنشان را بزن زیرا اگر از مرگ معاویه آگاه شوند هر یک بسوئی خواهند رفت و در آنجا إعلان مخالفت می کنند و مردم را به بیعت خود می خوانند.



نقل قول
