صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 61

موضوع: حسين عليه السلام نفس مطمئنه : از مدینه تا کربلا

  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    جبرئیل برای آدم روضه می خواند:

    صاحب کتاب در الثمين در ذیل آیه شریفه فَتَلَقَّى آدَم...نقل می کند که چون خدای متعال اراده فرمود توبه آدم را بپذیرد پرده از جلو چشم آدم برداشته شد و در ساق عرش اسامی خمسه آل عبا را مشاهده کرد و آنها را بر زبان راند و از جبرئیل پرسید: اینان کیستند؟
    جبرئیل آنها را معرفی کرد و سپس گفت خدا را به این اسامی بخوان تا توبه ات را بپذیرد، آدم پرسید چگونه بخوانم، جبرئیل گفت: بگو يَا حَمِيدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ يَا عَالِي بِحَقِّ عَلِيٍّ يَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَةَ يَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ مِنْكَ الْإِحْسَان.
    وقتی جبرئیل نام حسین علیه السلام را برد قلب آدم (على نبينا وآله وعليه السلام) شکست و سرشکش جاری شد، گفت: برادرم جبرئیل چرا هنگامی که نام پنجمی را بر زبان جاری نمودم قلبم شکست و اشکم جاری شد؟
    جبرئیل گفت: برای این فرزندت مصیبتی روی می دهد که همه مصائب در پیش آن کوچک و حقیرند.
    آدم گفت: ای برادر آن مصیبت چگونه است؟
    جبرئیل گفت: َيُقْتَلُ عَطْشَاناً غَرِيباً وَحِيداً فَرِيداً لَيْسَ لَهُ نَاصِرٌ وَ لَا مُعِين «او را با لب تشنه میکشند در حالی که غریب و بیکس و تنها است و یار و یاوری ندارد» وَ لَوْ تَرَاهُ يَا آدَمُ وَ هُوَ يَقُولُ وَا عَطَشَاهْ وَا قِلَّةَ نَاصِرَاهْ حَتَّى يَحُولَ الْعَطَشُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ السَّمَاءِ كَالدُّخَانِ فَلَمْ يُجِبْهُ أَحَدٌ إِلَّا بِالسُّيُوفِ وَ شُرْبِ الْحُتُوفِ فَيُذْبَحُ ذَبْحَ الشَّاةِ مِنْ قَفَاهُ وَ يَنْهَبُ رَحْلَهُ أَعْدَاؤُهُ وَ تُشْهَرُ رَاسُهُ
    ص: 50


    1- بحار ج 44 / ص 223- احتجاج ج 2 ص 529.
    رُءُوسُ أَنْصَارُهُ فِي الْبُلْدَانِ وَ مَعَهُمُ النِّسْوَانُ كَذَلِكَ سَبَقَ فِي عِلْمِ الْوَاحِدِ الْمَنَّانِ فَبَكَى آدَمُ وَ جَبْرَئِيلُ بُكَاءَ الثَّكْلَى.
    و اگر ببینی ای آدم، او را در آن روز که می گوید: وای از تشنگی و کمی یار و یاورتشنگی چنان بر او غلبه کند که آسمان به چشمش تیره و تار آید مثل اینکه دود فاصله شده است پس هیچکس او را یاری نکند مگر با شمشیر که بجانش افتند و او را مانندگوسفند ذبح کنند و سرش را از قفا ببرند و دشمنان پس از کشتن، اموالش را غارت نمایند و سرهای او و یارانش را شهر به شهر و دیار به دیار بگردانند و زنانش را اسیر نمایند.
    و این چنین در علم خدای واحد منّان گذشته است.

    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    سپس آدم و جبرئیل گریستند مانند زنی که فرزندش مرده باشد(1).
    کشتی نوح در کربلا متلاطم می شود:
    وقتی طوفان نوح جهان را فرا گرفت و جناب نوح پیغمبر با یاران در کشتی نشسته و دنیا را گردش می کرد به سرزمین کربلا رسید کشتی دچار گرداب شد و زمین آن را بسوی خود می کشید و نوح از غرق شدن ترسید و دست به دعا برداشت و عرض کرد:
    پروردگارا من همه روی کره زمین را با کشتی زیر پا گذاشتم و در هیچ جا دچار چنین گرفتاری نشدم که در این نقطه به آن مبتلا گشته ام.
    جبرئیل نازل شد و گفت: ای نوح اینجا سرزمینی است که حسین علیه السلام نوه محمد خاتم پیامبران و فرزند خاتم اوصیاء را می کشند.
    نوح پرسید: قاتل او کیست؟
    جبرئیل گفت: قاتل او لعين آسمانهای هفتگانه و زمین است.
    ص: 51


    1- بحار ج 44 ص 245 - نفس المهموم ص 53.
    را لعنت کرد و کشتی بسلامت از آن ورطه پس نوح هم چهار بار قاتل حسین علیه السلام رهائی یافت و در جودی بزمین نشست(1).
    ص: 52


    1- بحار 44 ص 243. لوح تمسک به اهل بیت در کشتی نوح: چون به تلاطم کشتی نوح اشاره شد لازم می دانیم به گزارش جالبی که از سوی باستان شناسی شوروی در مجله رسمی و پر تیراژ انقاد نیز وب در شماره تشرين دوم سال 1953 منتشر شده اشاره ای شود زیرا این گزارش هم از نظر علمی و هم از لحاظ دینی بخصوص از نظر معتقدات مذهب تشیع فوق العاده مهم و با ارزش است مخصوصا از جهت اینکه در کشوری این گزارش تهیه و منعکس و منتشر شده که معنویت را پشت سرگذارده و مادی گرانی را پیشه ساخته اند و اینك خلاصه گزارش مذکور از نظر خوانندگان میگذرد موقعی که باستانشناسان شوروی در منطقه معروف به وادی قاف مشغول حفاری بودند در اعماق زمین به چند تخته پاره قطور و پوسیده بر خوردند که معلوم شد این تخته ها از قطعات کشتی حضرت نوح بوده است و پس از دو سال کاوش تخته پاره دیگری یافتند که بصورت لوحی منقوش بوده و از قضا سالم و دست نخورده باقی مانده بود، سطور منقوش در آن لوح از ناشناخته ترین خطوط بود لذا اداره کل باستانشناسی شوروی هفت نفر از سرشناس ترین باستان شناسان و اساتید خط و زبان روسی و چینی را مامور تحقیق و بررسی و شناخت خط و مطالب آن نمود که این هیئت پس از هشت ماه مطالعه و بررسی و مقایسه حروف با نمونه سایر خطوط و كلمات متفقا گزارش زیر را در اختیار باستانشناسی شوروی قرار داد: 1- این لوح مخطوط چوبی از جنس همان تخته های مربوط به کاوش قبلی و کلا متعلق به کشتی نوح است. 2- حروف و کلمات این عبارات به لغت سامانی یا سامی است که در حقیقت ام اللغات (ریشه لغات) و به سام ابن نوح منسوب است. 3- معنای این حروف و کلمات چنین است: ای خدای من و ای یار من، به رحمت و کرمت مرا یاری نما. وبپاس خاطر این نفوس مقدسه: محمد، ایلیا(على) شبر(حسن) شبیر (حسين) فاطمه. آنان که همه بزرگان و گرامیاند، جهان به برکت آنها برپاست. به احترام نام آنها مرا یاری کن، تنها توئی که می توانی مرا به راه راست هدایت کنی. بعدا ترجمه این کلمات بزبان انگلیسی در مجلات و جراید زیر منتشر شده است: | 1- مجله هفتگی «ویگلی میرر» لندن مورخه 28 دسامبر 1953. 2- مجله استار لندن مربوط به کانون دوم 1953. 3- روزنامه سن لایت منچستر شماره مربوط به کانون دوم 1953. 4- روزنامه ویکلی يبرر مورخ اول شباط 1954. ه روزنامه الهدی قاهره مورخ 30 مارس 1953. ضمنا محدث پاکستانی سید محمود گیلانی در کتاب «ایلیا مرکز نجات ادیان العالم» گزارش مذکور را به زبان اردو و ترجمه و منعکس نموده و مجله بذره نجف در شماره های شوال و ذی القعده 1385 آنرا از اردو به عربی ترجمه نموده است هم اکنون لوح موصوف در موزه مسکو در معرض دید توریستها است لازم به توضیح است که محل استقرار کشتی نوح به صریح آیه شریفه «و استوت على الجودی» کوه جودی بوده که همان کوه آرارات ع است زیرا این کوه به نامهای مختلف نامیده شده است به زبان فارسی کوه نوع و به عربی جودی و به ترکی اگر بداغ و به ارمنی ماسیس یا «مازيك» و «میزه زوزار» یعنی کوه کشتی می گویند و دارای دو قله است به نامهای نوح بزرگ و نوح کوچک که در ماخذ اسلامی اولی بنام جبل الحارث و دومی به جبل الحویرث موسوم است. به نقل از مکتب اسلام شماره 10 سال دوازدهم و شماره 1 سال سیزدهم».


    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 03-07-2026 در ساعت 14:40
    امضاء


  4. Top | #53

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    بساط سليمان متزلزل می شود:
    حضرت سلیمان پیغمبر بر بساط خود نشسته و در هوا به سیر و سیاحت می پرداخت وقتی به سرزمین کربلا رسید باد بساطش را سه بار در هم پیچید که سلیمان ترسید سقوط کنند پس از آنکه باد ساکت شد بساط سلیمان در زمین کربلا فرود آمد و سلیمان باد را گفت چرا چنین کردی؟ پاسخ داد: اینجا سرزمینی است که حسین علیه السلام کشته می شود، سلیمان پرسید که حسین علیه السلام کیست؟ باد گفت او نوه محمد و مختار و پسر علی کرار است.
    سلیمان گفت چه کسی او را می کشد؟
    باد گفت: لعنت شده اهل آسمانها و زمین یزید بن معاویه.
    سلیمان دستها را بلند کرد و یزید را نفرین نمود لعنت فرستاد و جن و انس آمین گفتند، آنگاه باد وزیدن گرفت و بساط، حرکت نمود(1).


    امضاء


  5. Top | #54

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    خواب ام الفضل:
    ام الفضل لبابه بنت حا
    رث زوجه عباس عموی پیامبر اکرم که در خواب دید که قطعه ای از گوشت بدن رسولخدا صلی الله علیه و آله از بدن شریفش جدا شد و در دامن ام الفضل افتاد خدمت رسولخدا صلی الله علیه و آله عرض کرد خواب بدی دیده ام. رسول اکرم که فرمود: چه خواب دیده ای؟
    ام الفضل خواب خود را تعریف کرد پیامبر فرمود: رؤیای صادق است بزودی فاطمه صاحب پسری خواهد شد که تو او را در دامن خود پرورش می دهی، وقتی امام
    ص: 53


    1- بحار ج 44 ص 244.
    حسین علیه السلام متولد گشت و ام الفضل نگهداری او را بعهده گرفت روزی حسین علیه السلام را خدمت پیامبر برد و رسولخدا صلی الله علیه و آله او را بغل گرفته و چشمانش پر از اشک شد، ام الفضل گفت پدر و مادرم بفدایت چرا شما را گریان می بینم؟ رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود: جبرئیل نزد من آمد و مرا آگاه ساخت که امتم بزودی این فرزندم را خواهند کشت(1)..
    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 04-07-2026 در ساعت 21:37
    امضاء


  6. Top | #55

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ام سلمه و خاک قبر حسین علیه السلام :
    انس خدمتگزار رسولخداصلی الله علیه و آله از آن حضرت روایت کرده که فرمود: یکی از فرشتگان مقرب پروردگار اجازه گرفت تا مرا زیارت کند و آن روز پیامبر در خانه ام سلمه و نوبت او بود رسولخدا صلی الله علیه و آله ام سلمه را فرمود: در را به بند کسی وارد نشود، ام سلمه در بود که حسین علیه السلام وارد شد و دوان دوان خود را در دامن رسولخدا صلی الله علیه و آله افکند حضرت او را می بوئید و می بوسید، فرشته الهی به پیامبر گفت این فرزندت را امت تو میکشند اگر
    بخواهی محل کشته شدنش را به شما نشان دهم سپس سرزمین کربلا را به حضرت نشان داد و یک قبضه از خاک محل قبر حسین علیه السلام را به پیامبر تسلیم کرد، رسولخدا صلی الله علیه و آله آنرا بوئيد و فرمود سرزمین کربلاست پیامبر تربت را به ام سلمه داد و فرمود هرگاه این خاک
    تبدیل به خون شد بدان که حسینم شهید گردیده(2). ام سلمه خاک را در شیشه ای قرار داد، می گوید: شبی که حسین علیه السلام در صبحگاهش به شهادت رسید ندائی شنیدم که میگفت:
    1- أَيُّهَا الْقَاتِلُونَ جَهْلًا حُسَيْناً *** أَبْشِرُوا بِالْعَذَابِ وَ التَّذليلِ
    2- قَدْ لُعِنْتُمْ عَلَى لِسَانِ بْنِ دَاوُدَ *** وَ مُوسی وَحَامِلِ الْإِنْجِيل
    1- «ای کسانی که از روی جهالت حسین علیه السلام را کشتید شما را به عذاب و خواری بشارت باد».
    2- «بدرستی که داود و موسی و صاحب کتاب انجیل شما را لعنت کرده اند».
    ص: 54


    1- ارشاد مفيد ص 250 - بحار ج 44/ص 246 - حیات الامام الحسين ج 1/ص97 - طبقات ج 8/ص 204.
    2- بحار ج 44/ص 229 - حیات الامام الحسين ج 1/ص100- عقد الفريد ج 4 ص 383 - صواعق المحرقة ص 190.

    امضاء


  7. Top | #56

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ام سلمه می گوید از شنیدن این اشعار گریان شدم و بسراغ شیشه رفتم دیدم تغییر نکرده است لحظه به لحظه از آن خبر می گرفتم تا در آخر روز دیدم شیشه تبدیل به خون شده است.
    و در روایت دیگر از ام سلمه نقل می کند که شبی پیامبر از نزد ما غایب شد و پس از مدت درازی برگشت در حالیکه گرد آلود بود و مشتش گره کرده، گفتم چرا گرد آلود بنظر می رسید؟ فرمود: به سرزمین عراق جائی که آنرا کربلا میگویند رفتم و قتلگاه فرزندم حسین علیه السلام و گروهی از فرزندان اهل بیت خود را مشاهده کردم و اینکه در دست من است مشتی از خاک قتلگاه است که خون آنها در آنجا به زمین ریخته می شود و آن مشت خاک سرخ رنگی بود که به من داد و فرمود آن را محفوظ نگهدار من آن خاک را در شیشه ای ریختم و درب آن را بستم و هنگامی که حسین علیه السلام از مکه معظمه بسوی عراق حرکت فرمود هر روز و شب شیشه محتوی خاک را می نگریستم و برای مصیبت حسین علیه السلام گریه می کردم تا آنکه روز دهم محرم که امام حسین علیه السلام به شهادت رسید اول روز شیشه را نگاه کردم بحال خود بود ولی در آخر وقت خاک محتوی شیشه را بصورت لخته خون دیدم صدا را بضجه و ناله بلند کردم ولی از ترس دشمن موضوع را پوشیده داشتم و آنروز را هرگز از یاد نخواهم برد (1).





    امضاء


  8. Top | #57

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پیامبر در خواب ام سلمه و ابن عباس:
    سلمی یکی از زنان انصار نقل می کند: روزی بر ام سلمه وارد شدم او را گریان دیدم گفتم: چرا گریه میکنی؟
    فرمود: رسولخدا صلی الله علیه و آله را در خواب دیدم که سر و صورت و محاسنش خاک آلود است پرسیدم یا رسول الله چرا ترا این چنین می بینم؟ فرمود: شهادت فرزندم حسین علیه السلام را
    ص: 55


    1- ارشاد مفید ص 250.
    در کربلا مشاهده نمودم.
    و همچنین از ابن عباس روایت شده که نیمه روزی رسولخدا صلی الله علیه وآله را در خواب دیدم که غبار آلود و ژولیده مو است و شیشه ای در دست دارد و خونهائی را از زمین جمع کرده در شیشه می ریزد، سئوال کردم یا رسول الله این خونها چیست؟ فرمود: اینها خون حسین علیه السلام و اصحاب او است و این روز جمعه دهم محرم سال 61 هجری بود
    (1).
    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 06-07-2026 در ساعت 17:10
    امضاء


  9. Top | #58

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    خدا چرا گرفتاریها را از انبیاء و اولیاء دفع نمی کند؟
    این سئوالی که در ذهن اکثر مردم خطور می کند و گاهی هم به زبان می آورند: چرا خدا گرفتاریها را از انبیاء و اولیاء دفع نمیکند؟ آیا دفع مصائب از پیامبران که سفیران الهی هستند و اوصیاء آنها بمنزله بی توجهی به آنان نیست؟
    برای پاسخگوئی باین پرسش ناگزیر به ذکر مقدمه ای می باشیم.
    اصولا انسان برای این جهان آفریده نشده است بلکه دنیا کشتزاری است که بشر باید به کشت فضائل بپردازد تا ثمره و حاصل کشت خود را در جهان باقی بدست آرد مصداقِ الدُّنيا مزرعةُ الآخِرَةِ ويا بعبارت دیگر دنیا دانشگاهی است که در آن باید به تحصیل فضائل و مکارم اخلاق پرداخت و انبیاء الهی نیز برای همین منظور بر انگیخته شده و ایشان و جانشینانشان استادان و مربیان این دانشگاه اند و استادان و دانشگاه برای آموزش و پرورش شاگردان متحمل رنج و زحمت فراوان می شوند و این از بدیهیات است.
    و در اینجا باز این سئوال پیش می آید که در دانشگاههای مردمی (دولتی و خصوصی) اگر شاگردان در مقام ایذاء و اذیت مربیان و استادان بر آیند با تنبیه و اخراج روبرو گردیده و در نتیجه استادان مورد حمایت قرار میگیرند چرا در دانشگاه
    ص: 56


    1- ينابيع الموده ص 320 - الصواعق المحرقة ص 191.
    الهی استادان مورد حمایت و شاگردان مورد تنبیه قرار نمی گیرند در پاسخ باید گفت اتفاقا چنین نیست هم استادان دانشگاه الهی مورد حمایت ذات اقدس حقند و هم شاگردان مورد تنبیه و مواخذه قرار می گیرند النهایه این حمایت مربیان و موأخذه شاگردان ممکن است در همین جهان باشد و ممکن است نتیجه و ثمره آن در آخرت عاید دو طرف شود و تاریخ انبیاء و قرآن کریم شاهد بر این مدعا است که در پایان بحث به داستان مربوط اشاره می شود اما چرا خداوند متعال گرفتاریها را از انبياء و اولیاء خود دفع نمیکند سه دلیل روشن و واضح دارد:

    امضاء


  10. Top | #59

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اول آنکه اگر خدا بخواهد در همه موارد انبیاء و اولیاء خود را از گرفتاریها نجات داده و آنانرا بر اعداء پیروز گرداند مسئله جبر پیش می آید و این مخالف مقتضای حکمت است و حکمت الهی بر آن تعلق گرفته که انسانها در کارشان آزاد باشند. دوم آنکه دنیا دار امتحان و آزمایش است هم برای انبیاء و دوستان خدا و هم برای دشمنان چنانکه خدا در آیات دوم و سوم سوره عنکبوت می فرماید:
    «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ *وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ ».
    « آیا مردم می پندارند وقتی که گفتند ایمان آوردیم آنها را بحال خود وامی گذاریم و مورد امتحان و آزمایش قرار نمی گیرند؟ بدرستی که ما گذشتگان را در معرض امتحان قرار دادیم تا راستگویان و دروغ پردازان از یکدیگر تمیز داده شوند» پس گرفتاریهای دوستان خدا برای امتحان آنها و هم چنین امتحان مردم است.
    سوم آنکه اگر انبیاء و اولیاء خدا در ایفاء وظیفه دچار زحمت و دردسر و گرفتاری نشوند و خدا گرفتاری آنها را بر طرف نماید خوب و بد و صالح و طالح و سعید و شقی شناخته نمی شوند و همه مردم حتى فاسق و فاجر هم ادعای صالح بودن را می نمایند چنانکه اگر کنکور و امتحان را از مدارس و دانشگاهها بردارند تحصیلکرده و بی سواد همگی ادعای دانشمندی می کنند.
    ص: 57
    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 08-07-2026 در ساعت 14:32
    امضاء


  11. Top | #60

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پاسخ را از نماینده امام زمان بشنویم:
    اینک بپردازیم بداستانی که در این زمینه از نایب خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف پرسش بعمل آمده و پاسخ فرموده اند.
    چنانکه در علل الشرایع و احتجاج طبرسی و کمال الدین شیخ صدوق آمده است.
    محمد بن ابراهيم بن اسحاق طالقانی می گوید: با جمعی در خدمت شیخ ابوالقاسم حسین بن روح بودم و علی بن عیسی قیصری هم در جمع ما بود، یکی از حاضران و به شیخ گفت سئوالی دارم، حسین بن روح فرمود: بگو.
    مرد گفت: آیا حسین بن علی علیهما السلام ولی خدا بود؟
    شیخ: آری.
    آن مرد گفت: آیا قاتل او دشمن خدا بود؟
    پاسخ شنید: بلی.
    سائل: چرا خدا دشمنش را بر دوست خود مسلط فرمود؟
    شیخ فرمود: خوب توجه کن که چه می گویم و بدان که خدای عز وجل شخصا با مردم روبرو نمی شود و حضورا با آنها بسخن نمی پردازد بلکه فرستادگانی از جنس خودشان بسوی ایشان فرستاده که اگر از جنس خودشان نمی بود قبول و پذیرش قرار نمی گرفتند و مردم از آنان فرار می کردند و با آنکه پیامبران خود را از جنس آنها انتخاب فرمود که غذا می خوردند و در بازارها راه می رفتند معهذا بدلیل آنکه آنها هم بشری مثل خودشانند مورد پذیرش قرار نگرفتند و به پیامبران گفتند: شما هم مثل ما هستید پس دعوت شما را نمی پذیریم مگر آنکه چیزی را بیاورید که ما از مثل آن عاجز و ناتوان باشیم.
    پس خدای عز و جل هم معجزاتی به آنان کرامت فرمود مانند طوفان نوح بعد از انذار و اعذار که طغیانگران و متمردان غرق گشتند و از آنجمله است انداختن (ابراهیم خليل الله) در آتش که خدا آنرا بر خلیل سرد و سالم گردانید و دیگر ناقه (صالح) که از
    ص: 58
    سنگ سخت خارج شد و مردم از شير او استفاده می نمودند و از جمله شکافتن دریا (برای موسی و پیروانش و غرق شدن فرعون و سپاهیانش) و همچنین جاری نمودن چشمه ها از سنگ و اژدها شدن عصای موسی که ریسمانها و چوبهای ساحران را که در انظار مردم بصورت مارها نمایان شده بودند بلعید و از آن جمله است معجزات بینائی کور مادر زاد و شفای بیماری برص و زنده نمودن مرده ها به اذن خدا (بوسیله عیسی بن مریم) و اخبار به آنچه می خورند و آنچه در خانه ها ذخیره نموده اند.
    و نیز شق القمر (بوسیله حضرت محمد مصطفی خاتم الانبیاء صلی الله علیه وآله ) و سخن گفتن چهارپایان مانند شتر و گرگ و غیره با آنحضرت .
    امضاء


صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi