صفحه 8 از 8 نخستنخست ... 45678
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 72 , از مجموع 72

موضوع: زندگی مهدوی: (اخلاق و اوصاف منتظران)

  1. Top | #71

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,324
    تشکر
    787
    مورد تشکر
    738 در 206
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    وفای به عهد و قول و قرار

    خداوند می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید، به پیمان ها وفا کنید.
    (1)
    آن چه به یک جامعه، صفا و اطمینان و رشد می دهد، جوّ «اعتماد عمومی» میان افراد است. یکی از راه های پدید آمدن آن، تعهّد نسبت به قول و قرارها و عمل به عهد و پیمان ها و محترم شمردن تعهّدات اجتماعی در برابر دیگران است.
    «وفای به عهد»، نشانة ایمان است و در حدیث است که: کسی که وفا ندارد، دین ندارد. کسی هم که دین ندارد، به او نمی توان اعتماد کرد.
    امام علی علیه السلام فرمود:
    لا تَثِقَنَّ بِعَهْدِ مَنْ لا دینَ لَهُ؛
    (2)
    به عهد و پیمان کسی که دین ندارد، اعتماد نکن.
    ایمان و ترس از مجازات اخروی و اعتقاد به کلام الهی و قرآن، باید سبب شود که یک مسلمان، به قولی که می دهد پایبند باشد و آن چه را برعهده می گیرد با دقت و امانت عمل کند و با خُلف وعده، خود را بی شخصیت و
    ص:104

    1- ((یا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ))، (مائده، آیه1).
    2- غرر الحکم، حدیث10163.
    جامعه را محروم از اعتماد نکند.
    وفای به پیمان در تعهّدات و روابط بین المللی هم جایگاه مهمّی دارد و آن چه روابط سیاسی، تجاری و فرهنگی کشورها را استوار و قابل اطمینان می سازد، تعهّد کشورها به معاهدات است. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم وقتی با مشرکین یا یهود پیمان می بست به آن وفادار بود، مگر آن که طرف مقابل پیمان شکنی کند. امام حسن علیه السلام با معاویه قرارداد صلح امضا کرد و تا پایان عمر به آن وفادار ماند.
    نقض عهد و پیمان شکنی و تخلّف از تعهّد و امضا، علاوه بر آن که یک رفتار غیر اخلاقی و غیر انسانی است، یک جرم هم محسوب می شود و قابل پیگیری و مجازات است. قول دادن و عمل نکردن و عهد بستن و پیمان شکستن، خصلتی شیطانی است و خود شیطان در آخرت به پیروانش می گوید: خدا به شما وعدة راست داد، ولی من وعده دادم و تخلّف کردم.
    (1)
    برای یک مؤمن، بهتر آن است که در خطّ خدا باشد نه شیطان، و از نام خدا که «وفیّ» و «وافی» است الهام بگیرد و عمل به وعده ها را مهم و ضروری بشمارد.
    بسیاری از مشکلات اجتماعی و بروز اختلافات و طرح شکایت ها و به زندان افتادن و جریمه شدن و...پیامد خُلف وعده و نقض عهد است. اختلافاتی که بین زن و شوهر پیش می آید، یا شکایتی که از صاحب چک بی محلّ می شود، یا نزاع های بین مالک و مستأجر بر سر تخلیة منزل یا
    ص:105

    1- آل عمران، آیه9؛ رعد، آیه31.
    مغازة اجاره ای، یا نزاع هایی که بین پیمان کار و صاحب کار بر سر عدم تحویل به موقع کار بروز می کند، از همین تخلّف از قول و قرار سرچشمه می گیرد.

    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #72

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,324
    تشکر
    787
    مورد تشکر
    738 در 206
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    در جامعه ای که به خاطر خلف وعده ها و انجام ندادن تعهّدات، جوّی از بی اعتمادی به وجود می آید، جامعة اسلامی نیست. چرا برای دادن یک وام، آن همه سند و چک و سفته و ضامن معتبر و... وجود دارد، و در نهایت باز هم دل ها محکم و خاطر جمع از باز پرداخت وام نیست؟ چرا فرهنگ قرض الحسنه دادن ضعیف شده است؟ چرا افراد جرأت نمی کنند خانة خالی خود را اجاره دهند؟ جز به خاطر بی تعهّدی طرف مقابل؟
    در روایات، از اعتماد کردن به دوستی ِ افراد بی وفا هم نهی شده است و برترین امانت، وفای به عهد شمرده شده است.
    (1) و از سخنان امام علی علیه السلام است:
    «اَصلُ الّدینِ أداءُ الأمانةِ وَ الوفاءُ بالعُهودِ؛
    (2) اساس دینداری، ادای امانت و وفا به پیمان هاست.»
    باشد که در جامعة ولایی و مهدوی، فرهنگ صداقت در قول و وفا به قول و قرار، رواج داشته باشد.
    ص:106

    1- امام علی علیه السلام: «افضل الأمانة الوفاء بالعهد»، (غرر الحکم، حدیث3018).
    2- غررالحکم، حدیث1762.
    عفاف و حجاب
    نیمی از جامعة ما را زنان و دختران تشکیل می دهند. پس وضع آن در اوضاع جامعه هم مؤثّر است.
    انتظاری که از آنان است، آراستگی به حجب و حیا و رعایت حجاب و عفاف و پرهیز از اختلاط با مردان و جلوه گری در جامعه است.
    حجاب، از احکام قطعی و روشن اسلام است و آیاتی از قرآن و احادیث بسیار بر آن تأکید دارد و مراعات آن به سلامت اخلاقی و روانی جامعه کمک می کند و رواج بی حجابی و بی عفتی، نسلی گناه آلود پدید می آورد.
    هم زنان باید خود را از نامحرمان بپوشانند، هم مردان نگاه هوس آلود به زنان و نوامیس مردم نداشته باشند. این فرمان خدا در قرآن است.
    (1) در رساله های عملیة همة مراجع تقلید هم، حجاب واجب شمرده شده است. با این حساب، چگونه ممکن است زن مسلمان و دختر مسلمان، با اعتقاد به احکام اسلام و آیات قرآن، در روابط اجتماعی این حکم روشن را مراعات نکند و با وضع نامناسب، به درون جامعه و دانشگاه و ادارات و به حرم ها و زیارتگاه ها برود؟
    ص:107

    1- نور، آیات30 و 31.
    آیا امام زمان علیه السلام از چنین زنانی راضی است؟ آیا جامعه ای که بی بندوباری در روابط زن و مردم وجود داشته باشد، و جوانان در پی نگاه های حرام و روابط گناه آلود و دختران در پی آرایش و جلوه گری و خودنمایی و «تبرّج» باشند، می تواند ادعا کند که منتظر ظهور مهدی علیه السلام است؟
    در دعای حضرت مهدی در زمان غیبت می خوانیم:
    وَ علی النّساءِ بالحیاءِ و العِفّة؛
    (1)
    خدایا به زنان ما توفیق حیا و عفت عنایت کن.
    وَ اغضُضْ أبصارَنا عنِ الفُجورِ و الخیانَةِ؛
    (2)
    و چشم های ما را از گناه و خیانت بپوشان.
    یک جمله مربوط به زنان است که حیا و عفاف داشته باشند، جملة دیگر مربوط به جوانان و مردان است که نگاه خود را به گناه نیالایند. چشم، ابزاری برای دیدن است، ولی نگاه، هم می تواند، «شیطانی» باشد، هم «رحمانی».
    رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
    النَّظرَةُ سَهمٌ مَسمومٌ مِن سِهامِ ابلیس؛
    (3)
    نگاه، تیری زهرآگین از تیرهای شیطان است.
    این هشداری است تا مؤمنان مواظب نگاه خود باشند، زنان هم خود را در معرض تیر نگاه های مسموم قرار ندهند.
    ص:108

    1- مفاتیح الجنان، دعای حضرت مهدی علیه السلام .
    2- مفاتیح الجنان، دعای حضرت مهدی علیه السلام .
    3- میزان الحکمه، حدیث20285.
    گاهی بین «نگاه» و «گناه»، فاصلة چندانی نیست. چرا باید چشم، که نعمت خداست، وسیلة گناه شود؟ این ناسپاسی نیست؟
    زدست دیده و دل هر دو فریاد
    هر آن چه دیده بیند، دل کند یاد
    زنان باید بدانند وقتی حریم عفاف را مراعات نمی کنند و حجاب خود را درست نمی کنند، جوانان را به دنبال گناه می کشند. بی حجابان، «حشرة مزاحمت» جمع می کنند، ولی افراد باحجاب، در دژ و حصار عفاف و حیا و حجاب، مصون از تعرّض نگاه های هوس آلودند. این که حضرت فاطمه علیها السلام در پاسخ سوال حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که پرسید: چه چیز برای زن بهتر است، فرمود: «اَنْ لا تَری رَجُلاً و لا یَراهُ رَجُلٌ»،
    (1)تأکیدی بر حاکم سازی حیا و عفاف بر روابط زن و مرد است. نه این که زن اصلاً از خانه بیرون نیاید، بلکه تا می شود، این دیدارها کاهش یابد، چون زمینه ساز وسوسه های شیطانی است.
    قرآن می فرماید: «زنان در سخن گفتن با مردان نامحرم، نرم و با ناز و کرشمه سخن نگویند، چون دل های بیمار را به طمع می افکند.»
    (2)
    هر نوع شوخی و مزاح و اختلاط با نامحرم و رفتارهای جلب کنندة نظرها و آرایش و عطر و کفش و لباس تحریک آمیز، حرام و ممنوع است. اگر به سلامت جامعه می اندیشیم، این حریم ها را هم باید مراعات کنیم.
    از بانوانی که چشم انتظار آمدن امام زمانند، انتظار می رود الگوی نجابت و
    ص:109

    1- بحارالأنوار، ج13، ص374 (نه مردی را ببیند و نه مردی او را ببیند).
    2- احزاب، آیه32.
    حیا و پاکی باشند و از آنان که خود را شیعة زهرا و امّت محمّد می دانند، انتظار است حجاب و عفاف را رعایت کنند، وگرنه رضای خدا و رسول و امام زمان را نمی توانند کسب کنند.
    ص:110
    امر به معروف و نهی از منکر
    اسلام، آیینی اجتماعی است و علاوه بر اصلاح فرد، به رشد اجتماعی و اصلاح جامعه هم نظر دارد.
    برای بهبود وضع جامعه، وضع قوانین لازم است و بهترین قوانین هم وقتی کارساز است که به آن عمل شود. ضامن اجرای قوانین اسلام، هم حکومت اسلامی و نیروی اجرایی و قضایی است، هم تعهّد و احساس مسئولیت مردم. از این رو یک تکلیف دینی بر دوش همه است، به نام امر به معروف و نهی از منکر، به خصوص در مرحلة «تذکر لسانی» که نظارت افراد بر عملکرد دیگران و دولت را در بردارد.
    امر به معروف و نهی از منکر، دو فریضة واجب است و در کنار نماز و روزه، از فروع دین به شمارمی آید. خداوند در قرآن مکرّر به آن دستور داده و آثارآن را فرموده است.
    (1)
    در روایات، از این واجب به عنوانِ «اَسَمی الفرائض» و بالاترین واجب ها یاد شده است. امام باقر علیه السلام فرمود:
    إنّ الأمْرَ بِالمَعروفِ و النّهیَ عَنِ المُنکرِ سَبیلُ الأنبیاءِ و
    ص:111

    1- از جمله در: آل عمران، آیه104؛ لقمان، آیه17؛ حج، آیه41.
    مِنهاجُ الصُّلَحاءِ، فَریضةٌ عَظِیمةٌ بِها تُقامُ الفرائِضُ وَ تأمَنُ المذاهِبُ و تَحِلُّ المکاسِبُ...؛
    (1)
    امر به معروف و نهی از منکر، راه پیامبران و روش صالحان است، واجبی بزرگ است که واجبات دیگر به وسیلة آن برپا می شود و راه ها ایمن می گردد و کسب ها و درآمدها حلال می شود.
    پیامبران الهی، پیشتاز عمل به این تکلیف الهی بودند. خداوند یکی از رسالت های پیامبر اعظم را امر به معروف و نهی از منکر شمرده است.
    (2) در سیرة امیرمؤمنان و ائمّة دیگر هم انجام این وظیفه، جایگاه خاصّی دارد. حتّی امام حسین علیه السلام قیام جاودانة خود را که برای مبارزه با ستم و جور و احیای دین و نفی بدعت ها و اجرای احکام قرآن بود، با هدفِ امر به معروف و نهی از منکر معرفی کرد.
    در جامعة خداپسند، این فریضه باید زنده و اثرگذار باشد و همه نسبت به آن احساس تکلیف کنند و بی اعتنا نباشند. در روایات، به کسی که به این دو واجب عمل نمی کند و نه قلب، نه زبان و نه با دست و اقدام عملی عکس العملی از خود در مقابل مفاسد و گناهان و بدعت ها از خود نشان نمی دهد، «مردة زنده نما» و به تعبیر حضرت علی علیه السلام «میّتُ الأحیاء» گفته شده است.
    (3) و آن حضرت، قوام و برپایی دین را در سایة این دو فریضه دانسته است.(4)
    ص:112

    1- وسائل الشیعه، ج11، ص359.
    2- اعراف، آیه157.
    3- وسائل الشیعه، ج11، ص404.
    4- غرر الحکم، ج4، ص518.
    ناگفته نماند که عمل به این دو واجب شرعی، شرایطی دارد و برای آن مراحل و مراتب و شیوه های خاص بیان شده که باید با آن ها آشنا بود و باید صفات شایسته و لازم برای آمر و ناهی را داشت و خودساخته بود تا به دیگرسازی پرداخت.
    جامعة مطلوب آن است که مردم، با احساس تکلیف دینی نسبت به همة کارها نظارت کنند و بی تفاوت نباشند و فرهنگِ «به من چه» نداشته باشند. اگر این احساس وظیفه در جامعه کمرنگ شود و هرکس به امید دیگری دست روی دست بگذارد و حرفی نزند و اقدامی نکند، هم مفاسد، دامنگیر همه می شود (آتش که گرفت، خشک و تر می سوزد)، هم عذاب الهی همه را در برمی گیرد، گنهکاران را به خاطر گناهشان و دیگران را به خاطر سکوتشان.
    پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
    إذا رَأی النّاسُ مُنکرَاً فَلَمْ یُغَیِّرُوهُ عَمَّهُمُ اللهُ بِالبَلاء؛
    (1)
    هرگاه مردم منکر و زشتی را ببینند و جلوی آن را نگیرند، کیفر الهی همه را فرا می گیرد.
    تلاش برای گسترش خوبی ها و معروف ها در جامعه و مقابله با بدی ها و مفاسد و ستم ها، بسیار مقدّس است، کاری است که منجی بشریت حضرت مهدی علیه السلام با قیام جهانی اش این هدف را در سطح جهانی پیاده خواهد کرد و دنیا را اصلاح خواهد نمود.
    منتظران او هم باید در حدّ توان در شعاع تأثیرگذاری خودشان به این مهم
    ص:113

    1- تفسیر تبیان، ج4، ص44.
    پرداخته و به این هدف کمک کنند. در دعای ندبه، از آن حضرت با عنوانِ منتظر برای برطرف کردن کژی ها، امید برای زدودن ستم، مهیّا برای ریشه کن کردن ستمگران، ذخیره برای تجدید فرائض و سنن و احیاگر آیین و شریعت و قرآن و حدود و احکام آن یاد شده است.
    عصر ظهور، جامعة آرمانی همة ما و مستضعفان جهان است.
    منتظر ظهور هم باید احساس تعهّد و تکلیف کند و بی تفاوت نباشد.
    ص:114
    عمل به تکلیف
    مکتبی بودن یک مسلمان را از آن می توان شناخت که در همة کارهای فردی و اجتماعی اش و همة برخوردها و موضع گیری هایش، به آن چه «وظیفة دینی» است عمل کند و متعبّد به حکم شرع باشد و در پی رضای خداوند و اطاعت اوامر او باشد و عمل کند.
    از این رو «شناخت وظیفه» و «عمل به وظیفه»، دو رکن مهّم یک زندگی مکتبی و اسلامی است.
    وظیفه و تکلیف، در شرایط گوناگون فرق می کند. امامان معصوم ما شیوه های رفتار اجتماعی شان نسبت به مسائل سیاسی و حکومت، متفاوت بود. گاهی تشکیل حکومت بود، گاهی صلح، گاهی جنگ، گاهی مبارزه و زندان رفتن، گاهی پذیرش ولایتعهدی، گاهی تعلیم و برنامه های فرهنگی و... و همة آن ها بر مدار تکلیف الهی بود، نه طبق احساس شخصی یا سلیقه و ذوق، یا پسند این و آن.
    فرهنگ «عمل به تکلیف» وقتی در جامعه و میان افراد حاکم باشد، همواره احساس پیروزی می کنند. به تعبیر قرآن کریم به ((إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ))
    (1) _
    ص:115

    1- توبه، آیه52.
    یکی از دو خوبی _ دست می یابند و در مبارزات، چه کشته شوند و چه پیروز گردند، هر دو را خوب می دانند و در هر صورت پیروزند، چون به وظیفه عمل کرده اند و این خودش یک پیروزی است.
    گرچه از داغ لاله می سوزیم
    ما همان سربلند دیروزیم
    چون به تکلیف خود عمل کردیم
    روز فتح و شکست، پیروزیم
    (1)
    امام حسین علیه السلام نسبت به حرکت انقلابی خود بر ضدّ حکومتِ اموی، در آغاز قیام فرمود:
    اَرجُو اَنْ یَکونَ خیراً ما ارادَ اللهُ بِنا، قُتِلْنا ام ظَفِرنا؛
    (2)
    امیدوارم آن چه خدا برای ما اراده کرده و خواسته، برای ما خیر باشد، چه کشته شویم و چه پیروز گردیم.
    (3)
    در پایان کار و در قتلگاه هم با جملة «الهی رضًا بقضاءک و تسلیماً لِأمرک»، تکلیف گرایی خود را نشان داد و چون به خواست الهی عمل کرده بود، خود را رستگار می دید، همچنان که امیرالمؤمنین علیه السلام هم پس از عمری تلاش و خدمت و جهاد در راه حق، وقتی در محراب عبادت ضربت خورد، فرمود: «فُزتُ و ربّ الکعبه».
    کسی که پیرو خط امامان است، باید بر مدار دین و شرع و تکلیف عمل کند، چه دیگران از او خوششان آید یابرنجند، چه تعریف کنند چه انتقاد
    ص:116

    1- برگ و بار، ص181.
    2- اعیان الشیعه، ج1، ص597.
    3- امام خمینی رحمة الله هم فرمود: ملّتی که شهادت برای او سعادت است پیروز است... ما در کشته شدن و کشتن پیروزیم، (صحیفه نور، ج13، ص65).
    نمایند، چه در نظر مردم انقلابی به شمار آیند یا ترسو و محافظه کارشان بدانند. مهم، پسند خدا و اطاعت امر اوست.
    امام امت رحمة الله در طول سال های مبارزه و به پیروزی رساندن نهضت و تشکیل حکومت اسلامی و سال های دفاع مقدس و تقدیم آن همه شهید و پذیرش قطعنامة پایان جنگ، تنها به آن چه تلکیف بود عمل کرد و از این رو می فرمود: ما از آن چه کردیم، برای یک لحظه هم پشیمان نیستیم و در دمیدن روحیة شهامت و جهاد در امّت و نترسیدن از شهادت هم به سیرة سیدالشهداء اقتدا می کرد و آن را یادآور می شد و می فرمود: «ما که از سیدالّشهدا علیه السلام بالاتر نیستیم، آن وظیفه اش را عمل کرد، کشته هم شد.»
    (1) و می فرمود: «همة ما مأمور به ادای تکلیف و وظیفه ایم، نه مأمور نتیجه»، (2) و این، همان درسِ آموخته از عاشورا بود.
    تکلیف ما در این عصر، زندگی و عمل طبق خواستة امامان و جانشنیان ائمه در عصر غیبت است. تنها این را از ما می پذیرند. چون اینان حجت های الهی برمایند. اگر طبق حجّت عمل کردیم سرافزار و پیروزیم. در زیارت آل یاسین می گوییم:
    شَقِیَ مَنْ خالَفکم وَ سِعدَ مَنْ اَطاعکم؛
    (3)
    کسی که با شما مخالفت کند بدبخت است و هر که پیرو شما باشد سعادتمند است.
    ص:117

    1- صحیفه نور، ج6، ص36.
    2- کلمات قصار (مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی)، ص50.
    3- مفاتیح الجنان، زیارت آل یاسین.
    بکوشیم که برای هر عمل خود، نزد خدا «حجّت شرعی» داشته باشیم. عمل طبق فتوای مراجع تقلید، برای ما حجّت است. رساله ای باشیم و تابع نظر علمای دین، تا به تکلیف عمل کرده باشیم.
    ص:118
    درآمد و کسب حلال
    رزق حلال و درآمد مشروع، نعمتی الهی است و ثروت های به دست آمده از راه گناه و خلاف، حرام است و خوردن آن «حرام خواری» است و تأثیر سوء بر اخلاق و افکار خود انسان و نسل و فرزندان و خانوادة او دارد و در آخرت هم مورد مؤاخذه قرار خواهد گرفت. به همین جهت در دعای امام زمان آمده است: «وَطِهّر بُطونَنا من الحرامِ و الشُّبهه؛ شکم های ما را از حرام و لقمه های شبهه ناک، پاک بدار.»
    کسی که زندگی خود را از راه دزدی، قمار، کم فروشی، گران فروشی، احتکار، ربا، قاچاق، تصرّف در اموال یتیمان، تعدّی به حق شریک، اختلاس، رشوه و... می گذراند، از دایرة «زندگی اسلامی» بیرون است و مورد غضب پروردگار قرار می گیرد و خیری از زندگی و درآمدهای نامشروع نمی بیند.
    رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
    هرکس یک لقمه از حرام بخورد، تا چهل روز نماز او قبول نمی شود.
    (1)
    نیز فرمود:
    ص:119

    1- کنزالعمّال، حدیث9266.
    خداوند، جسد و بدنی را که از حرام تغذیه کرده باشد، بر بهشت حرام نموده است.
    (1)
    نیز از کلمات نورانی آن حضرت است:
    مَنِ اکتَسبَ مالاً مِنْ غَیرِ حِلّهِ کانَ رادَّهُ اِلَی النّارِ؛
    (2)
    هرکس از راه غیر حلال، ثروت به دست آورد، او را به دوزخ برمی گرداند.
    هم درآمد باید حلال و مشروع باشد، هم خرج کردن ها در راه خداپسند و جایز باشد، هم مدیون دیگران نباشد و حق افراد را نخورد، هم اگر به دارایی و درآمد او خمس و زکات تعلّق گیرد، تکلیف الهی را عمل کند و خمس و زکات بدهد تا اعمال عبادی او دارای اشکال نشود و امام زمان را از خود ناراضی نکند. بعضی ها کسب و کار خوب و درآمد سرشاری دارند، ولی حساب سال ندارند و خمس نمی دهند. خمس دو بخش است، بخشی سهم سادات است و بخشی سهم امام علیه السلام . کسی که خمس نمی دهد، هم بدهکار سادات است و هم بدهکار امام.
    در زمان غیبت صغری، گویا عده ای نسبت به پرداختن خمس و سهم امام سهل انگاری داشتند. امام زمان علیه السلام طیّ نامه ای به نایب خاص خود محمد بن عثمان نوشت:
    ...کسی حق ندارد در مال دیگری بدون اجازه تصرّف کند، تا چه رسد به مال ما! هرکس چنین کند، چیزی را حلال شمرده
    ص:120

    1- کنزالعمّال، حدیث9261.
    2- المحاسن، ج2، ص445.
    که خدا حرام کرده و هرکس چیزی از مال ما را بخورد، گویا آتش خورده و دچار دوزخ خواهد شد...
    (1)
    در احادیث دیگری از آن حضرت آمده که لعنت خدا و فرشتگان و همة مردم بر کسی که یک درهم از مال ما را برای خودش حلال بداند، یا: لعنت خدا و ملائکه و مردم بر کسی که یک درهم از مال ما را به حرام بخورد.
    این ها نشان می دهد که یک مسلمان مکتبی باید در زندگی خود، «انضباط اقتصادی» داشته باشد و از خط قرمز دین عبور نکند و هر مالی را از هر راهی که باشد به دست نیاورد.
    امروز، جاذبه های درآمدهای نامشروع و شغل های حرام بسیار است و خیلی ها گرفتار آن شده اند و به دست آوردن روزی ِ حلال و ثروت مشروع هم سخت است و نوعی جهاد به شمار می رود. در روایات مربوط به آخرالزّمان هم آمده است که کسب مال حلال، بسیار دشوار خواهد بود. آنان که شیرینی مال دنیا فریبشان می دهد و در قید و بند حلال و حرام نیستند، برای روز قیامت چه پاسخی دارند؟ روزی که طبق روایات، در مورد اموال می پرسند و حلالش حساب دارد و حرامش عقاب «فی حَلالِها حِسابٌ و فی حرامها عِقابٌ.»
    مسلمان منتظر، نباید زندگی و کسب و کار و درآمد خود را به ربا و رشوه، سوء استفاده از بیت المال، جعل سند و فاکتور، اختلاس، شرکت های هرمی، تصرّف عدوانی در مال و ملک دیگران، تدلیس و تقلّب و... بیالاید، یا از
    ص:121

    1- کمال الدین وتمام النعمه، ص521.
    ساعت کاری کم بگذارد، یا تخلّف از قراردادهای مالی داشته باشد.
    خوشا به حال آنان که درآمد و کسبشان چنان است که اگر امام زمان ظهور کند، بتوانند او را به خانه و سرسفرة خود دعوت کنند و از راه حلال، پذیرایی کنند.
    گفتنی است که بانوان در خانواده ها، اگر اهل تجمّلات و تنوع طلبی باشند و به فرهنگ مصرفی روی آورند، این شیوة ناپسند در کشیده شدن مردان به درآمدهای غیرحلال و تأمین آن خواسته ها از هر راه که باشد، مؤثر است. پس زنان هم باید بر این شیوة نادرست خط بطلان بکشند، تا زندگی شان به حرام آلوده نشود.
    ص:122
    وحدت و همبستگی
    پیروزی و موفقیت اجتماعی، در وحدت و یکپارچگی است. شکست و ضعف و نابودی هم، پیامد تفرقه و جدایی و تشتّت در افکار و رفتار و صفوف و نیروها و فعالیت هاست.
    این نکته، آن قدر روشن است که نیاز به توضیح ندارد. در قرآن نیز دعوت به وحدت و پرهیز از تفرقه شده است.
    (1)
    پیامبر ما پیامبر وحدت بود، هم سخنانش دعوت به همبستگی و اتّحاد بود، هم رفتارش الفت بخش و وحدت آفرین بود. می فرمود: مؤمنان همه با هم برادرند و خونشان برابر است و همه باید در برابر دشمن متحد و یکپارچه باشند (وَ هُم یَدٌ علیٰ مَن سِواهُم)
    (2) و می فرمود: «یَدُاللهِ عَلی الجماعة»، (3) دست خدا همراه جماعت است.
    تجربة تاریخی نشان می دهد هرجا که پای اختلاف پیش آمد، در پی آن شکست بود. پیامبر ما نیز فرمود: اختلاف نکنید، همانا کسانی که پیش از
    ص:123

    1- آل عمران، آیه103 و 105.
    2- اصول کافی، ج1، ص404.
    3- نهج الفصاحه، حدیث3211.
    شما بودند، دچار اختلاف شدند و نابود گشتند.
    (1)
    با همة این توصیف ها، غصه آور این است که امّت عظیم اسلامی در سطح جهان، امروز پراکنده اند. کشمکش های قومی و نزاع های قبیله ای و اختلافات فرقه ای، عظمت و شوکت مسلمین را زیر سؤال برده است و دشمنان هم می کوشند با ایجاد اختلاف یا دامن زدن به اختلافات، به مقاصد شوم خود برسند. در سطح داخلی هم تفرقه و چند دستگی هایی دیده می شود.
    جامعة امام زمانی چگونه است؟ همه متّحد و زیر یک پرچم و یک رهبری قرار دارند و تفرقه ها به وحدت منتهی می شود. در دعای افتتاح که در شب های ماه رمضان خوانده می شود، خواسته و آرزوی ما وحدت و همبستگی بر محور امام زمان است:
    اللّهمَ الْمُمْ بِهِ شَعثَنا، وَ اشعَبْ بِه صَدْعَنا، وارتُق بِه فَتْقَنا، و کثِّرْ بِهِ قلَّتنا وَ اعُززْ بِه ذِلّتنَا...؛
    (2)
    خداوندا، به برکت وجود امام زمان، پراکندگی و تشتّت و از هم گسیختگی ما را به وحدت و التیام و همبستگی مبدّل ساز، کمیِ ما را به سبب او افزون کن و خواری ما را به عزّت تبدیل کن.
    وقتی امام زمان علیه السلام، عامل و محور وحدت و همسبتگی است و وقتی می آید تا در جهان، «حکومت واحد» تشکیل دهد و با آمدن او دل ها به هم نزدیک
    ص:124

    1- کنزالعمّال، حدیث894.
    2- مفاتیح الجنان، دعای افتتاح.
    و کینه ها برطرف می شود، متنظر راستین هم باید در همین خط حرکت کند، تا «جهت مهدوی» داشته باشد.
    امام امّت رحمة الله و مقام معظم رهبری، به عنوان کسانی که به نیابت از امام عصر علیه السلام، رهبری امت ما را بر عهده داشته و دارند، بارها بر مسأله وحدت مسلمین و پرهیز از کارهای تفرقه انگیز تأکید کرده اند. این رهنمودها در جامعة اسلامی باید جامة عمل بپوشد و برخی کارها و مراسم که دشمنی آفرین و تحریک کننده برای منازعات است، باید ترک شود و سلیقة شخصی کنار نهاده شود.
    وحدت و همبستگی، هم در جامعة بزرگ اسلامی در سطح جهان مطلوب است، هم میان پیروان اهل بیت و شیعیان، هم در بین مردم کشور و شهرها و خانواده ها و دوستان و برادران دینی.
    بکوشیم که با تفرقه و منازعات بیهوده و جبهه گیری های خصمانه علیه یکدیگر، دل امام زمان علیه السلام را به درد نیاوریم و آب به آسیاب دشمن نریزیم. امیرمؤمنان علیه السلام در خطبة قاصعه، به طور تفصیل از عوامل عزّت و ذلّت اقوام گذشته و پیروزی و شکست آنان سخن می گوید و از جملة عوامل عزّت آور و استمرار نعمت های الهی و رفع زیان های دشمنان، این ها را برمی شمارد:
    مِنَ الإجتنابِ للفُرقة، و اللّزومِ للأ لفةِ، و التحاضِّ عَلیها و التّواصی بها؛
    (1)
    پرهیز از تفرقه، ملازم بودن با همبستگی، تشویق و توصیة یکدیگر به الفت و وحدت.
    ص:125

    1- نهج البلاغه، خطبه192.
    این ها قواعد کلی عزّت و ذلّت اقوام و امّت هاست. و ما چه فراوان به این عناصر عزّت آفرین نیازمندیم!
    ص:126
    ولایتمداری و پیروی از علمای دین
    خداوند، آفریدگار و پروردگار ماست. اطاعت او بر ما واجب است.
    وقتی خدا فرمان می دهد که از پیامبر اطاعت کنید: ((أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أطیعوا الرَّسُولَ))،
    (1) اطاعت پیامبر هم واجب می شود و اطاعت او اطاعت خداست.(2)
    وقتی پیامبر، اطاعت از جانشنین خود و امامان را واجب کند، پیروی از امامان هم واجب می شود. و چون امامان و امام زمان علیه السلام در عصر غیبت، اطاعت از علمای دین و فقهای آشنا به احکام خدا را لازم کرده اند، پس تبعیّت از علما هم بر ما واجب است، چون اطاعت از امام و تبعیت از خدا و رسول به شمار می رود.
    در عصر غیبت که ما دسترسی به امام معصوم نداریم، علمای دینی مرجع و مقتدای مایند و حرفشان حرف دین است و فتوای آنان حلال و حرام و تکالیف شرعی را برای ما روشن می کند و چون به عنوان «حجّت شرعی» تعیین شده اند، بر ما لازم است که در امور دینی از نظر آنان پیروی کنیم.
    ص:127

    1- نساء.آیه59.
    2- نساء، آیه80.
    امام زمان علیه السلام فرموده است:
    وَ امّا الحوادثُ الواقِعةُ فَارجِعُوا فیها اِلَی رُواةِ حَدیثنا، فإنّهم حجّتی علیکم و اَنا حجّةُ اللهِ علیهم؛
    (1)
    در حوادثی که پیش می آید، به راویان حدیث ما رجوع کنید، همانا آنان حجّت من بر شمایند و من حجّت خدا برآنانم.
    مسلمان باید «ولایت پذیر» باشد، هم ولایت خدا را قبول کند و به فرمان های او گردن نهد، هم ولایت پیامبر و ائمّه را بپذیرد و در امور دین، تابع آنان باشد، هم در عصر غیبت امام زمان علیه السلام، برای آن که بر عملکرد خویش، حجت شرعی داشته باشد، از علمای دین پیروی کند، چون آنان حجت قرار داده شده اند و اگر در این دوره، فقیهی جامع الشرایط، توانست حکومت تشکیل دهد و زمام امور مسلمانان را برعهده گیرد، اطاعت از او هم لازم است، چیزی که به آن «ولایت فقیه» می گوییم.
    (2)
    یک مسلمان، باید اعتقاداتش، منطبق با رهنمودهای أئمّه و علما باشد، شغلش، درآمدش، موضع گیری اجتماعی سیاسی اش، امور اقتصادی و شغلش، برنامه های فرهنگی و مناسبات اجتماعی اش همه در چهارچوب «دین» باشد و اگر غیر از این باشد، پذیرفته نیست و نمی توان او را «مسلمان مکتبی» دانست.
    «تقلید» که به معنای رجوع به نظر کارشناسان امور دینی و متخصّصین احکام شرعی است، واجب است. مراجع تقلید و فقهای بزرگوار، که هم
    ص:128

    1- بحارالأنوار، ج53، ص181.
    2- در این مورد به کتاب «ولایت فقیه به زبان ساده» از نویسنده مراجعه شود.
    کارشناس دین اند، هم عادل و وارسته اند، نمایندگان دین خدا به شمار می روند. کسی نمی تواند بگوید من کاری به آنان ندارم و خودم آن چه را می فهمم عمل می کنم، چنین عملی پذیرفته نیست.
    یک مسلمان باید در احکام دینی تابع فقه و فقها باشد. «مسلمان ِ رساله ای» این افتخار را دارد که تابع نظرات فقهایی است که از سوی امام زمان، به عنوان مرجع دینی شیعیان قرار داده شده اند.
    هم عالمان دین، طبق احادیث، مرزبانان مکتب و مدافعان شریعت و هدایتگران مردم و پاسخ دهندگان به سؤالات و نیازهای علمی و فقهی و دینی امّت قرار داده شده اند و برای این کار، پاداش عظیم دارند و باید همواره در فکر پیروان اهل بیت باشند و آنان را از وسوسه های شیاطین و شبهه افکنی های مخالفان مصون سازند،
    (1) هم مردم باید علما را پناهگاه فکری و دینی خویش قرار دهند و سراغشان بروند و نسبت به آن چه به عنوان وظیفة شرعی از سوی فقها بیان می شود، حالت پذیرش و «تعبّد» داشته باشند و عملشان منطبق با فتوای شرعی باشد.
    مخالفان ممکن است به بهانه های مختلف و با ایجاد شک و شبهه، بخواهند پای بندی متدّینان به نظر علما و فتوای فقیهان را سست کنند. این یک توطئه است که از مدّت ها پیش شروع شده است و اهل دین و جوانان منتظر امام زمان علیه السلام نباید فریب بخورند و دچار تردید شوند و از رساله و مراجع
    ص:129

    1- «علماء شیعتنا مُرابطون بالثغر الذّی یلی ابلیسُ و عفاریتُه...»، (بحارالأنوار، ج2، ص5).
    تقلید فاصله بگیرند.
    امام حسن عسکری علیه السلام در حدیث معروفی که پشتوانة جایگاه ولایی علماست، می فرماید:
    فامّا مَن کانَ مِنَ الفُقهاء صائناً لِنَفسِه، حافظاً لِدینهِ، مُخالفاً علیٰ هَواهُ، مُطیعاً لِأمر مَولاهُ، فلِلعَوامِ اَنْ یُقَلِّدوه؛
    (1)
    هر کدام از فقها که خویشتن دار و نگه دارندة دین خود و مخالف هوای نفس و مطیع فرمان مولای خود باشند، بر عوام واجب است که از او تقلید کنند.
    در حدیثی هم از امام صادق علیه السلام که به بیان نقش اجتماعی علمای دین اشاره دارد، نظر آنان را نظر نهایی می داند و می فرماید: اگر آنان در حکمی، طبق مکتب و نظر ما رأی دادند، او را به داوری بپذیرند. اگر حکم او را نپذیرند، حکم خدا را سبک شمرده اند و ما را ردّ کرده اند و کسی که ما را ردّ کند خدا را رد کرده است.
    (2)
    تبعیّت از عالمان دین، گواه آن است که اگر امام زمان هم ظهور کند، از او پیروی خواهند کرد. کسی که پیش از ظهور، نسبت به عالمان دین تبعیت ندارد و ولایت فقیه را نمی پذیرد و نسبت به فتوای فقها تمکین ندارد، چه بسا در مقابل امام زمان علیه السلام هم بایستد. ولایت پذیری در عصر غیبت، نشانة ولایت پذیری در عصر حضور است.
    ص:130

    1- وسائل الشیعه، ج18، ص95؛ احتجاج طبرسی، ج2، ص458.
    2- «فَإذا حکم بِحکمنا فَلَمْ یُقبلْ مِنه فانّما استخّفَ بِحکم اللهِ و عَلینا ردّ، و الرادّ علینا الّرادُّ علَی الله...»، (وسائل الشیعه، ج18، ص99).
    وقتی فقها در عصر غیبت، نایب امام زمانند (نایب عام نه خاص)، ولایت پذیری ایجاب می کند که شأن و جایگاه آنان را احترام کنیم و متابعت خویش را نشان دهیم.
    در انقلاب اسلامی و در دفاع مقدّس، مردم ما طبق فتوای مرجعیت و ولایت، به صحنه آمدند و فداکاری کردند و شهید و مجروح دادند و سربلند بودند که به وظیفة شرعی عمل کرده اند و نزد خدا سربلندند و حجّت شرعی دارند.
    این ولایت پذیری و ولایتمداری، امروز هم نماد حرکت در خط حضرت مهدی علیه السلام است.
    امام امّت رحمة الله فرمود:
    اگر فقهای اسلام از صدر اسلام تا حالا نبودند، الان ما از اسلام هیچ نمی دانستیم. این فقها بودند که اسلام را به ما شناساندند و فقه اسلام را تدریس کردند و نوشتند و زحمت کشیدند و به ما تحویل دادند و ما باید همین جهت را حفظ کنیم.
    (1)
    پیروی از علما، سبب می شود زندگی ها در خط درست و شرعی باشد، درآمدها حلال گردد، به وظیفه ها عمل شود، از گناهان پرهیز شود و این همان چیزی است که امام عصر علیه السلام از ما انتظار دارد.
    ص:131

    1- صحیفه نور، ج15، ص150.
    تولّی و تبّری
    کلمة نخست مسلمانی «لا اِلهَ الّا الله» است، یعنی نفی معبودهای دیگر و اثبات معبود راستین، یعنی خدا.
    این نفی و اثبات، سنگ زیربنای اسلام و توحید است. در آیة الکرسی هم می خوانیم:
    فَمَنْ یَکفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَد اسْتَمْسَک بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَی؛
    (1)
    کسی که به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد، به دستگیرة محکم و استوار، چنگ زده و تمسّک کرده است.
    در زندگی همة پیامبران و امامان و اولیای الهی، تولّی و تبرّی بوده است، یعنی با دوستان خدا دوستی کردن و با دشمان خدا دشمنی کردن و از آنان برائت و بیزاری جستن. ما در برابر حق و باطل، عدالت و جور، مؤمنان و کافران، دوستان و دشمنان نمی توانیم برخورد یکسان داشته باشیم. باید با جناح حق و افراد خوب و با خدا و دین اولیای الهی، همبستگی و پیوند داشته باشیم و یاری و حمایت کنیم (ولایت) و از کفر و نفاق و ظلم و افراد
    ص:132

    1- بقره،آیه256.
    بد و دشمنان دین، اظهار تنفّر و بیزاری کنیم و موضع ما در برابر آنان روشن باشد (برائت).
    تولّی، مطیع و حامی «ولیّ خدا» بودن است و تبرّی، جبهه گیری در برابر باطل و ضلالت و جبّاران است.
    امام رضا علیه السلام فرمود:
    کمالُ الدّینِ وِلایَتُنا وَ البَرائةُ مِنْ اَعْدائنا؛
    (1)
    کمال دین، ولایت ما و برائت و بیزاری از دشمنان ماست.
    به امام صادق علیه السلام گفتند: فلانی دوستدار شماست، امّا در بیزاری و برائت از دشمنانتان ضعیف است و ناتوان. حضرت فرمود: هیهات! دروغ می گوید کسی که مدّعی ولایت ماست، ولی از دشمنان ما «برائت» نمی جوید.
    (2)
    این تولّی و تبّری، تنها در مرحلة قلبی و اظهارات زبانی نیست. موضع عملی شیعه باید جانبداری و حمایت و نصرت از امام حق و جبهة حق و مبارزه و تقابل با ستمگران و اهل باطل باشد. در حادثة عاشورا، آنان که اهل تولّی نسبت به حضرت و تبرّی از دشمنانش بودند، کناری ننشستند که تنها دعا کنند، به یاری او شتافتند و در این راه، جان فدا کردند و شهید شدند. شب عاشوار، سخن یاران حضرت این بود:
    نُوالی مَن والاک و نُعادی مَن عاداک؛
    (3)
    با هرکه دوستدار تو باشد دوستی می کنیم و با دشمن تو
    ص:133

    1- بحارالأنوار، ج27، ص58.
    2- بحارالأنوار، ج27، ص58.
    3- عنصرشجاعت، ج1، ص164.
    دشمنی می کنیم.
    زیارت نامه هایی که خطاب به أئمّه، به ویژه امام حسین علیه السلام می خوانیم، پر از اظهاراتی است که تولّی و تبرّی را نشان می دهد. این خطّ، در زیارت عاشورا واضح تر تبیین شده است. با گفتنِ «سِلمٌ لمن سالَمکم و حَربٌ لِمَنْ حارَبکم»، این موضع را نشان می دهیم. در زیارت دیگری نسبت به امام حسین علیه السلام می خوانیم:
    اِنّی اتَقّرّبُ اِلیَ الله بزیارتکم و بمحبّتکم وَ اَبْرَءُ اِلَی الله مِنْ اَعدائکم؛
    (1)
    من با زیارت و محبّت شما، به آستان خدا تقرّب می جویم و در پیشگاه خدا از دشمنانتان بیزاری می جویم.
    نیز خطاب به اهل بیت می گوییم:
    «فَمَعکم مَعَکم، لا مَعَ عَدوّکم؛
    (2) با شمایم، با شمایم، نه با دشمنانتان.»
    اظهار همبستگی با اولیای خدا و جدا کردن خط خود از دشمنان دین و ائمّه، تجلیّ تولّی و تبرّی است. مگر می شود کسی دم از خدا و دین و پیامبر و امام زمان علیه السلام بزند، ولی با دشمنان اینان، روابط حسنه و دوستی و همدلی داشته باشد؟! مگر می شود کسی منتظر امام زمان علیه السلام باشد، ولی با آنان که دشمن آن حضرت اند، دشمن نباشد؟ پس تکلیف واجب «تولّی و تبرّی» که از فروع دین است چه می شود؟ از کجا یک شیعة واقعی و شیعة ظاهری را می توان شناخت؟
    ص:134

    1- مفاتیح الجنان، زیارت امام حسین علیه السلام در نیمه رجب.
    2- مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.
    ولایت با امام زمان و برائت از دشمنانش در زندگی یک شیعه باید ظهور و بروز داشته باشد. وقتی خطاب به حضرت مهدی علیه السلام می گوییم: «أنا وَلیٌّ لک، بَرئٌ مِنْ عَدُوِّک؛
    (1) من با تو ولایت و همبستگی و دوستی دارم و از دشمن تو بیزارم» باید بدانیم امروز، دشمن آن حضرت چه کسانی اند و برائت ما از آنان چگونه تحقّق و نمود پیدا می کند؟ آنکه با دشمنان دین و اهل بیت دوستی کند، قطعاً از ولایت خاندان پیامبر و ولایت خدا دور می شود.
    ولایت و دوستی با اهل حق و اهل دین، راه رسیدن به دوستی خدا و رضای پروردگار است. کسی که از مدار تولّای این خاندان خارج شود، از ولایت خدا هم بیرون رفته است.
    امام زمان علیه السلام در یکی از نامه ها و توقیعاتش نوشته است:
    أُشهِدکم اَنّ کلَّ مَنْ نَبْرَأُ مِنْهُ فاِنَّ اللهَ یَبْرَأ مِنْهُ و مَلائکتَهُ وَ رُسُلَهُ وَ اولیائَهُ؛
    (2)
    شما را گواه می گیرم که هرکس ما از او برائت و بیزاری بجوییم، خدا و فرشتگانش و پیامبران و اولیا ئش از او بیزاری می جویند.
    ولایت ائمه، معیار است. پس با این خاندان تولّی داشته باشیم.
    ص:135

    1- زیارت آل یاسین.
    2- معادن الحکمه، ج2، ص283
    .


    امضاء



صفحه 8 از 8 نخستنخست ... 45678

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi